ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۳۰٬۸۷۱ مورد.
۱۸۱.

مبانی و مصادیق حریم در شهر ایرانی-اسلامی از منظر حقوق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
مقدمه: مفهوم حریم همواره در زندگی انسان ها چندبعدی بوده و درک صحیح آن به حفاظت از حقوق افراد و ترویج ارزش های اخلاقی و اجتماعی در جامعه اسلامی کمک می کند. احکام اسلامی نیز که بیانگر طریقه مناسب بروز حقوق اسلامی هستند، نقش مهمی برنامه ریزی شهرهای ایرانی-اسلامی دارند و ارتباط حریم ذهنی را با دنیای عینی برقرار می کنند. از همین حیث انتظار می رود شهر ایرانی-اسلامی به منظور فراهم کردن بسترِ کمالِ شهروندان، حریم را توامان در ابعاد فیزیکی و ذهنی آن مدنظر قرار دهد. بنابراین در مطالعه حاضر به تبیین جایگاه و الزامات حقوق اسلامی به عنوان یک اصل اساسی در مواجهه با مفهوم حریم در شهر ایرانی-اسلامی پرداخته می شود. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تبیین مبانی و مصادیق حریم در شهر، شناخت الزامات احکام اسلامی و قواعد حاکم بر حریم، در شهر اسلامی-ایرانی انجام می شود. روش شناسی: پژوهش با رویکردی کیفی و روشی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده های موردِاستفاده از روش کتابخانه ای، اسنادی و عکس برداری حاصل شده اند. به منظور افزایش روایی و پایایی یافته ها، دسته بندی های انجام شده در ارتباط با حقوق چهارگانه و مؤلفه های شهرسازی، با بازبینی تعدادی از خبرگان حوزه فقه شهری و شهرسازی اسلامی مورد تأیید قرار گرفته اند. یافته ها و بحث: حقوق اسلامی حاکم بر مفهوم حریم در چهار دسته حق الله، حق النفس، حق الناس و حق به محیط زیست قابل مطالعه هستند. احکام اعتباری آن ها که تحت عنوان مولفه های شهرسازی نام برده می شوند، در ابعاد کالبدی، منظر، فرهنگی-اجتماعی-اقتصادی، کاربری، طبیعی، دسترسی و مدیریتی-سیاسی هستند. نتیجه گیری: الزامات احکام ثابت در مواجهه با مفهوم حریم در الزامات اجتماعی ((حرایم شخصی (فرد)، خانوادگی، همسایگی و محله ای))، کاربری (حرایم کاربری های مسکونی و مذهبی)، فرهنگی (حرایم فرهنگی از جمله سنن و ارزش های معنوی افراد)، کالبدی-فضایی (حرایم راه ها، معابر و...)، طبیعی (حرایم درختان، حیوانات و...)، منظر شهری (حرایم آسمان، زمین و...)، اقتصادی (اموال مسلمانان) و حرایم مدیریتی-حقوقی دسته بندی شده و در مطالعات شهر اسلامی-ایرانی به عنوان رویکرد کلی مطالعات قابل استفاده هستند.
۱۸۲.

قواعد فقهی پالایش آثار هنری در حکمرانی فرهنگی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۷۹
با گسترش روز افزون ابعاد هنری و ابزارهای انتقال آن، و تاثیرات فزاینده آن در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، نظیم گری و حمایت از سوی حکمرانان بیش از پیش مورد نیاز است تا جایی که برای جلوگیری از سست شدن نظام های مبتنی بر حکمرانی و نیز سیاست گزاری ها و تنظیم گری قوانین، نیازمند مبانی و چارچوب های علمی دقیق متناسب با هنجارسازی دینی می باشیم که این مهم بر عهده دانش شریف فقه است. مواجهه حکمرانی با رویدادهای هنری با توجه به نوع حکومت و ارزش های حاکم آن نیازمند پشتیبانی تئوریک است که تلاش این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و اجتهادی، استخراج قواعد فقهی اعمال حکمرانی و تعیین حدود و ثغور آن بر پالایش آثار هنری است به گونه ای که محدوده حق و تکلیف حاکمیت با حق آزادی بیان و گردش اطلاعات در تعارض نباشد. در این پژوهش قواعدی مانند حرمت اهانت به شعائر و محترمات الهی، قاعده نفی سبیل، قاعده فقهی وجوب حفظ نظام، قاعده ارشاد جاهل و تنبیه غافل، قاعده حرمت تغریر جاهل یا اغراء به جهل، قاعده تقیه، قاعده لزوم دفع ضرر محتمل و قاعده حرمت اضرار به نفس، مورد بررسی قرار گرفته است و با مصادیق امروزی آن تطبیق و انطباق شده است.
۱۸۳.

نمادشناسی پرندگان در گچبری های خانه تاریخی مازندران (دوره قاجار) و ارتباط آن با باورهای عامیانه (مطالعه موردی خانه شفائی آمل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۵۲
گچبری های خانه شفایی آمل از نمونه های برجسته معماری دوره قاجار در مازندران است که لایه های نمادینی فراتر از زیبایی ظاهری را در بر دارد. این تزیینات نه تنها جلوه ای از هنر و زیبایی شناسی آن دوره است، بلکه در پیوند با نشانه ها و نمادهایی از دنیای باطنی و باورهای مردم مازندران است. این پژوهش در تلاش است تا به پرسش های ذیل پاسخ دهد: چه ارتباطی میان نقش مایه پرندگان در گچبری های خانه شفایی آمل و باورهای عامیانه مازندران وجود دارد؟ نمادهای پرنده حاوی چه مفاهیمی است و نقش آن در زندگی روزمره مردم چیست؟ پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی و با بهره گیری از تجزیه و تحلیل کیفی به بررسی نمادشناسی نقش مایه پرندگان در گچبری های خانه شفایی آمل و ارتباط آن با باورهای عامیانه مازندران می پردازد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تحلیل دقیق نمادشناسی پرندگان در گچبری های خانه شفایی آمل و موقعیت مکانی و ترکیب بندی متنوع پرندگان در گچبری ها، نشانگر اهمیت جایگاه پرندگان در باورهای عامیانه مردم مازندران است که فراتر از موجودات طبیعی، حامل پیام ها و نمادهای عمیقی هستند و به ابعاد مختلف زندگی انسان از جمله طبیعت، روحانیت و ارتباط با جهان ماوراء اشاره دارند. این پژوهش نه تنها به غنای دانش در حوزه هنر و معماری ایرانی اسلامی می افزاید بلکه به درک و شناخت بهتر از باورهای عامیانه و فرهنگ مردم مازندران نیز کمک می کند.
۱۸۴.

Comparative Study of Geometric and Numerical Cognitions of Structures in the Architectural Design Process(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۵۵
Structural design extends beyond merely creating forms to withstand forces; it incorporates various technical and non-technical elements within architectural design. The true value of structural knowledge emerges during the design process when these elements are thoroughly understood. Achieving this understanding necessitates the provision of diverse types of structural knowledge capable of informing design and analysis. Additionally, by exploring various structural design methodologies, two principal types of cognition — "geometric" and "numerical" — can significantly help designers navigate the complex requirements of structural design. This research aims to investigate the different forms of structured knowledge relevant to architectural design, ultimately addressing the central question of how geometric and numerical comprehension of structures contributes to the architectural design process. The research employs a descriptive-analytical method with a comparative study approach. It begins by defining and detailing the characteristics of geometric and numerical cognition within the design framework, subsequently elucidating their interrelationship in architectural design. Findings suggest that geometric and numerical cognitions of structures, articulated through distinct languages, correspond to various roles in designing mechanical and spatial aspects, as well as different levels of structural comprehension at various design stages. Geometric cognition, due to its linguistic proximity to the design step, has the capability to examine and apply structural knowledge from the initial stages of form design to its actual construction phase. On the other hand, numerical cognition primarily focuses on the detailed examination of the mechanical and load-bearing aspects of the structure in its analytical step.
۱۸۵.

بازشناسی و بازخوانی تحولات شهر تاریخی هُوسَم (رودسر) مبتنی بر تحلیل منابع مکتوب و شواهد موجود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
بافت های تاریخی شهرها در گذر زمان و تحت تأثیر تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و طبیعی تغییر می کنند؛ این تغییرات گاهی درک اصالت کالبدی و عملکردی آن ها را مخدوش می سازند. رودسر که در منابع کهن با نام های خُشَم، خُوسَم، حُوسَم و هُوسَم آمده، نمونه ای از چنین دگرگونی هایی است. با وجود سابقه تاریخی، از بین رفتن شواهد کالبدی سبب شده خوانش دقیق نظام کالبدی و عملکردی این شهر با ابهاماتی همراه باشد. با این توضیح پژوهش حاضر در جهت پاسخ به پرسش های «تحولات تاریخی شهر رودسر در دوره های مختلف تاریخی چگونه بوده و ویژگی های کالبدی و عملکردی ساختارهای شکل دهنده بافت تاریخی چیست؟» شکل گرفته است. هدف از این مطالعه بازخوانی هویت شهری و نظام کالبدی- عملکردی آن در یک سیر تاریخی، تبیین ویژگی های شاخص و استخراج برخی نشانه های از بین رفته در بافت تاریخی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل متون و اسناد تاریخی، نقشه ها، سفرنامه ها و برخی شواهد کالبدی موجود است. یکی از منابع شاخص تاریخی نگاره ای از دوره صفوی است که در این مقاله تحلیل شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که رودسر از قرن سوم هجری تا اوایل قاجار به تدریج با تقویت هسته های شکل دهنده شهر، دارای سازمان فضایی منسجمی بوده است. بااین حال مداخلات شهری ناهمگون از اواخر این دوره و به ویژه در دوره پهلوی اول، منجر به گسست در یکپارچگی کالبدی و خدشه دار شدن لایه های هویت بخش محدوده تاریخی این شهر شده است.
۱۸۶.

نشانه شناسی آرایه های معماری شهر تاریخی ماسوله بر پایه نظریه چارلز سندرس پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۱۸
نشانه‌شناسی ازجمله دانش هایی است که به شناخت مفاهیم و معانی مؤثر در شکل‌گیری نمادها می‌پردازد. نشانه‌ها و نمادها نقشی اساسی در آفرینش آثار هنری و زندگی انسان‌ها دارند. شهر تاریخی ماسوله با قدمت هزارساله خویش دارای آرایه‌های معماری متنوعی است که از نمادها و نشانه‌های مختلفی تشکیل‌شده‌ است. پژوهش پیش‌رو در تلاش است برمبنای مطالعات میدانی و استفاده از نظریه نشانه‌شناسی پیرس به مفاهیم شکل‌دهنده آرایه‌های معماری شهر تاریخی ماسوله بپردازد. پرسش­های پژوهش به شرح ذیل است؛ آرایه‌های معماری شهر تاریخی برمبنای نشانه‌شناسی پیرس در چندین گونه دسته‌بندی می­شوند؟ چه معانی در شکل‌گیری آرایه‌های ماسوله مؤثر بوده‌اند؟ دستاورد پژوهش نشان‌دهنده آن است؛ آرایه‌های معماری ماسوله که در گونه­های؛ گره‌چینی، قواره‌بری، منبت‌کاری، قوس و مقرنس، گچ‌بری، کاشی‌کاری، کنده‌کاری، چشم‌نظر، خطاطی، معرق­کاری و آینه‌کاری دسته‌بندی می‌گردند برمبنای مفاهیم نشانه شناختی پیرس برپایه باورهای دینی و مذهبی، مفاهیم اجتماعی و فرهنگی مردم ماسوله در سده­های پشت هم در این شهر شکل‌گرفته‌اند. نشانه‌های شمایلی به جهت تکریم مفاهیم اسلامی به‌صورت محدود در قالب نگاره­های گیاهی و جانوری در ابنیه مذهبی ماسوله بکارگرفته‌شده‌اند و در جهت آفرینش فضایی روحانی، بیم دهنده و بشارت‌دهنده هستند. همچنین نشانه‌های نمادین آرایه‌های ماسوله اشاره به شمارگان مقدس و دارای معانی امیدبخش، هدایت یافتن بندگان توسط نور الهی، صفات خداوند، تقدس و احترام به عناصر اربعه در فرهنگ ایرانیان باستان و در امان ماندن از انرژی‌های منفی و شیطانی دارند.
۱۸۷.

بهبود کیفیت نور روز کلاس درس در عرض های مختلف جغرافیایی از طریق طاقچه نوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۴۱
اهداف: در بسیاری از مدارس به دلیل عدم یکنواختی نور کلاس و جلوگیری از خیرگی ، پرده ها کشیده شده و از نور مصنوعی استفاده می شود که ضمن بالا رفتن مصرف انرژی باعث کاهش یادگیری دانش آموزان خواهد شد. یکی از راهکارهای موثر، استفاده از طاقچه نوری می باشد. پژوهش های زیادی در این زمینه انجام شده است اما اغلب تاثیر ارتفاع سطح کار بر ارتفاع بهینه طاقچه نوری را نادیده گرفته و برای کلاس های مقاطع مختلف تحصیلی تفاوتی قائل نشدند. در این پژوهش ضمن بررسی تاثیر طاقچه نوری در کیفیت روشنایی کلاس ها ، به بررسی ارتفاع مناسب نصب آن در مقاطع مختلف تحصیلی و در 4 عرض مختلف جغرافیایی در کشور ایران پرداخته شده است. روش ها: شبیه سازی ها در یک کلاس درس با استفاده از نرم افزار راینو و پلاگین هانی بی و لیدی باگ انجام شد. به منظور ارزیابی صحت شبیه سازی های انجام شده ، ماکتی با مقیاس کوچکتر از کلاس ساخته شده و نتایج با اندازه گیری ها مقایسه شدند. یافته ها: با تلفیق طاقچه نوری و لوورهای افقی به یک سیستم بهینه به منظور افزایش کیفیت نور کلاس ها دست یافته و سپس به بررسی تاثیر عرض های مختلف جغرافیایی و همچنین ارتفاع متفاوت میزکار در مقاطع مختلف تحصیلی پرداخته شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که استفاده از طاقچه نوری در تمام شهرهای ایران موجب بالا رفتن کیفیت روشنایی کلاس شده، حال آنکه با افزایش عرض جغرافیایی و ارتفاع صفحه کاری ارتفاع بهینه طاقچه نوری نیز افزایش می یابد.
۱۸۸.

فهم بدن زیسته در تجربه دوچرخه سواری شهری؛ مطالعه خودمردم نگارانه در آمستردام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۶
حرکت در شهر فقط یک فعالیت کارکردی برای انتقال از مبدأ به مقصد براساس دیدگاه مهندسی حمل ونقل نیست؛ بلکه کنشی سیال، چندوجهی و درهم تنیده است. این کنش با ویژگی های محیطی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زمینه شهری خود و در بستر زندگی روزمره و تجربه های زیسته متحرک افراد معنا می یابد. در حوزه مطالعات شهری و طراحی شهری، پژوهش هایی که به بررسی تجربه های زیسته افراد از شهر هنگام جابه جایی می پردازند، به عنوان جریان های پژوهشی نوظهوری شناخته می شوند که در تقاطع مطالعات شهری، انسان شناسی، پدیدارشناسی، طراحی شهری و مطالعات جابه جایی قرار دارند. در همین راستا، پژوهش حاضر قصد دارد فهم نقش بدن در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری را درزمینهای مشخص و در ادامه خط مطالعات پدیدارشناسی حرکت و پدیدارشناسی بدن بررسی کند. پرسش اصلی پژوهش این است که بدن چه نقشی در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری در آمستردام دارد. این مطالعه با بهره گیری از روش خودمردم نگاری متحرک، نقش و جایگاه بدن را در تجربه زیسته محقق (نویسنده اول) از دوچرخه سواری در بازه های زمانی مختلف در آمستردام، به عنوان شهری دوستدار دوچرخه توصیف و تحلیل کرده است. یافته های پژوهش شامل هفت مضمون اصلی، ازجمله «سیگنال های بدنی» و «تعامل روی زین» است که هرکدام از خلال توصیفات خودمردم نگارانه، جنبه هایی از درهم تنیدگی بدن، دوچرخه و محیط شهری در تجربه زیسته را تحلیل می کنند. مضامینی که نشان می دهد بدن به عنوان واسطه امکان تجربه، نقش فعالی در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری دارد و نحوه مواجهه فرد با فضا و خود و دیگران را شکل می دهد. این روابط متأثر از ویژگی های محیطی و اقلیمی، نظام برنامه ریزی حمل ونقل و شهرسازی، سویه های فرهنگی و قوانین و هنجارهای رسمی و غیررسمی و... منجر به تجارب زیسته متنوعی از این کنش در زمینه های شهری مختلف می شود. در پایان، این پژوهش پیشنهادهایی برای مطالعات آینده درزمینه طراحی شهری در ایران ارائه می دهد.
۱۸۹.

ارزیابی کارکرد اکولوژیکی پوشش های گیاهی در ارتقای سلامت و کیفیت زندگی شهروندان در باغ های مسعودیه و نظامیه، با تأکید بر محدوده بهارستان تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۸
در دهه های اخیر، شهرنشینی شتابان و فرسایش پوشش گیاهی شهری در تهران، به ویژه در بافت تاریخی میدان بهارستان، منجر به تشدید آلودگی و تنزل شاخص های سلامت عمومی شده است. باغ های تاریخی مسعودیه و نظامیه، به عنوان نواحی سبز حساس، ظرفیت جذب آلاینده ها و تعدیل اثرات جزیره حرارتی را دارا بودند، اما تخریب تدریجی پوشش گیاهی، تغییر کاربری و ساخت وسازهای ناسازگار، کارکرد اکولوژیکی آن ها را مختل کرده است. این پژوهش، با هدف کمی سازی نقش پوشش گیاهی در تعدیل کیفیت محیط و سلامت ساکنان، و طراحی مدل بازسازی برای عدالت زیست محیطی، از رویکرد ترکیبی بهره برد: تحلیل تاریخی-مکانی (نقشه های ۱۲۶۶، ۱۳۷۸ و ۱۴۰۴ شمسی)، سنجش سنجنده ای (تصاویر ماهواره ای و مدل سازی کنوپی برای ظرفیت جذب آلاینده ها)، و نظرسنجی ۲۶-سوالی (آلفای کرونباخ=۰.۷۹) بر روی ساکنان منطقه ۱۲. نتایج تحقیق نشان داد که کاهش تدریجی پوشش گیاهی در باغ های مسعودیه و نظامیه طی یک قرن گذشته، رابطه ای مستقیم با افزایش غلظت ذرات معلق و افت شاخص های سلامت شهری دارد. در مدل های سناریویی، افزایش پوشش گیاهی به ۳۵٪ موجب کاهش حدود ۱۸٪ در پی ام ۲.۵ و بهبود محسوس شاخص کیفیت هوا شد، در حالی که افزایش به ۷۰٪، تا ۳۵٪ کاهش آلاینده ها و کاهش حدود ۱۲٪ در مرگ و میر را به همراه داشت. یافته های پرسشنامه ای نیز نشان داد که بیش از ۸۰٪ از ساکنان، کمبود فضای سبز را یکی از عوامل اصلی افت سلامت روانی و فیزیولوژیکی خود می دانند و احیای باغ های تاریخی را راهکاری مؤثر برای بازگشت آرامش و بهبود کیفیت زندگی شهری قلمداد کردند. در مجموع، پژوهش تأکید می کند که ارزیابی کارکرد اکولوژیکی پوشش های گیاهی نه تنها ابزاری برای شناخت وضعیت زیست محیطی است، بلکه می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های شهری در جهت حفظ میراث طبیعی، ارتقای سلامت شهروندان و بازسازی پایداری محیطی در بافت های تاریخی باشد.
۱۹۰.

پژوهشی بر نشانه شناسی نقوش و مضامین سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم کیاآباد رودبار و مقایسه تطبیقی آن با آثار مشابه هم عصر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۵۳
مقدمه: سنگ مزارها را می توان از ابعاد گوناگونی موردمطالعه قرار داد. ساختار کلی این آثار ازنظر شکل و حضور نقشمایه های تزیینی متنوع، جایگاه و نقش ویژه سنگ مزارها را در میان باورها، تفکرات و عقاید جوامع گذشته به تصویر می کشد. در عصر قاجار، اگرچه از تنوع شکلی سنگ قبور کاسته می شود، اما این آثار ازنظر عناصر و نقشمایه های تزیینی به اوج خود می رسند و از تنوع بی شماری در نقش و نگار برخوردار می شوند. این پژوهش به بررسی و تحلیل سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم کیاآباد بخش رودبار می پردازد. اهداف و سؤال ها: اهداف این پژوهش شامل؛ مطالعه شکلی سنگ قبور، بازشناسی و نشانه شناسی نقوش و مضامین این آثار و درنهایت ریشه یابی نقوش آن ها از طریق مقایسه با سنگ قبور مشابه و معاصر در دیگر گورستان های شاخص هم عصر در مناطق مختلف ایران است. در این راستا، پژوهش حاضر در پی پاسخ به سؤالات زیر است: نقشمایه های تزیینی و کتیبه های سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم دارای چه ویژگی هایی هستند؟ 2. نقوش و تزیینات روی سنگ قبور امام زاده ابراهیم با سنگ مزارهای کدام مناطق قابل قیاس است؟ 3. وجوه اشتراک سنگ قبور امام زاده ابراهیم با دیگر گورستان های هم عصر، بیشتر در کدام نقوش دیده می شود؟ روش ها: روش تحقیق حاضر به صورت توصیفی– تحلیلی است و اطلاعات با استفاده از شیوه های کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم از نوع خوابیده ساده و محرابی هستند و ازنظر آرایه های تزیینی، دارای انواع نقوش حیوانی، هندسی، گیاهی و همچنین اشیاء و ابزارآلات جنگی با معانی و مفاهیم متنوع می باشند. در کتیبه های این سنگ مزارها از دو خط نستعلیق و نسخ محلی بهره برده شده است. این آثار ازنظر نشانه شناسی و نقشمایه های تزیینی، قابل مقایسه با سنگ مزارهای گورستان های مناطق شمال غرب، غرب و مرکز ایران هستند.
۱۹۱.

تحلیل روابط میان مؤلفه های مؤثر در ساختار فضاهای سکونتی به منظور ارتقاء خلاقیت کودکان از دیدگاه کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۳۲
امروزه کشورهای توسعه یافته از تمام ظرفیت های خود در جهت ارتقا زیرساخت ها و ایجاد فضاهای خلاق در مسیر بهبود خلاقیت کودکان به عنوان یکی از معیارهای مهم در توسعه استفاده می نمایند. کودک خلاق می تواند ظرفیت های مناسبی را برای محیط خود ایجاد نماید و از این توانایی خود در سایر سنین نیز بهره مند شود. هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل روابط میان مؤلفه های مؤثر در ساختار فضاهای سکونتی به منظور ارتقاء خلاقیت کودکان است. پژوهش حاضر در سال 1402 با روش دلفی و جامعه تحقیق متشکل از کاربران فضاهای مسکونی انجان شده است. که در چارچوب مصاحبه ای باز و به روش نمونه گیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی انتخاب شد و به تحلیل دیدگاه ها در نرم افزار SPSS26 پرداخته شده است. در آخر باتوجه به ضرایب بدست آمده از متغیرهای پژوهش به تولید گراف ها توسط نرم افزار گفی پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که در مجموع 5 مؤلفه محیطی مؤثر بر خلاقیت کودکان در فضاهای مسکونی مشخص شدند. این 5 مؤلفه عبارتند از: کالبدی، اجتماعی، طراحی، روانشناختی و امنیت. توجه به مسائل محیطی می تواند باعث خودشناسی در میان کودکان جهت بروز خلاقیت شود. مسائل محیطی می تواند به عنوان یک عامل محرک باعث کشف خلاقیت شود و از طرفی خود زمینه جهت پرورش و بهبود توانایی های کودکان در حوزه خلاقیت را فراهم نماید
۱۹۲.

تحلیل تأثیر مدرنیزاسیون بر تغییرات کالبدی مسکن تبریز با تأکید بر تحولات سبک زندگی در دوره قاجار و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۸۱
تحولات شتابان مدرنیزاسیون در گذار از دوره قاجار به پهلوی، سبک زندگی ایرانیان را متحول ساخت و بازتاب کالبدی آن را در معماری مسکن بر جای گذاشت. با هدف پرکردن خلأ مطالعاتی پیرامون تأثیر تحول سبک زندگی بر کالبد مسکونی در دوره گذار قاجار/پهلوی، این پژوهش با روش ترکیبی تفسیری-تاریخی و مطالعه موردی چهار خانه شاخص (دو نمونه قاجاری و دو نمونه پهلوی) در شهر تبریز، نقش مولفه های سبک زندگی در تغییرات فضاهای مسکونی را بررسی می کند. بدین منظور داده های تاریخی همراه برداشت میدانی، نقشه ها و عکس های مستند، ویژگی های کالبدی نظیر مساحت کل و نسبت فضاهای باز/نیمه باز/بسته، تعداد و کارکرد اتاق ها، سیستم ورودی، تقسیم بندی اندرونی-بیرونی، تزئینات نما و الگوی مبلمان تحلیل شد. نتایج نشان می دهد خانه های دوره پهلوی در مقایسه با دوره قاجار با ابعادی کوچک تر، نسبت بیشتری از مساحت را به حجم ساختمان اختصاص داده و ایوان و حیاط های بزرگ را حذف کرده اند. فضاهای انعطاف پذیر چندعملکردی جای خود را به اتاق های اختصاصی و مبلمان صلب داد و سلسله مراتب ورودی ساده تر شد. افزون بر این، استفاده گسترده از مصالح نوین، سیستم های لوله کشی و روشنایی الکتریکی به تغییر تقسیم بندی داخلی خانه ها انجامید.
۱۹۳.

بازخوانی مفهوم معماری به مثابه رسانه و هنر در تحلیل انتقادی نظریه بازتولید پذیری مکانیکی والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۳
اهداف: این پژوهش بر آنست تا نظر به تاثیر انکار ناپذیر رسانه های نوین بر همه ابعاد زندگی بشر از جمله معماری و متعاقبا نیاز مبرم به مطالعه تاریخچه تحول رسانه ها و مبانی حاکم بر مطالعات رسانه ای، به نحوه اثر رسانه بر معماری بپردازد. روش ها: پژوهش حاضر از نظریه بازتولید پذیری مکانیکی بنیامین به مثابه نظریه پذیرفته شده در پژوهش بهره جسته و کوشیده با رویکردی پساکیفی ازخوانش مفاهیم جدید از جانمایی معماری به مثابه رسانه و هنر در آن، رابطه عمیق معماری و رسانه را در این عصر تشریح نماید. یافته ها: همانطورکه جملگی رسانه ها از قالب یک سویه و سنتی به عرصه رسانه های نوین با ارتباطات تعاملی و دوسویه گام نهاده اند،معماری نیز از مفاهیم تعاملی بی بهره نمانده است. مضافا ادراکات نوینی در معماری به مدد سایر رسانه ها حاصل شده است که دسترسی آن را همگانی تر و با قابلیت تکثیر بیشتری قرار می دهد. نتیجه گیری: اگرچه بازتولیدپذیری مکانیکی معماری به مثابه هنر به مدد رشد تصاعدی رسانه ها در ساحت های گوناگون تحقق یافته است و معماری به مثابه رسانه و به مدد سایر رسانه های نوین گام به مرحله نوینی از تکامل خود نهاده که با نگاهی بر مبانی رسانه ها، مترصد آنست که نقشی پویا در فرآیند خلق فضا و سودمندی بر آن به مخاطب غیرمنفعل خود بدهد اما همگانی شدن هنر، به جای آزادسازی مخاطب، می تواند به کاهش عمق تجربه زیبایی شناختی و تسلط بیشتر نظام سرمایه داری بر تولید هنر معماری نیز منجر شود.
۱۹۴.

شهر سالم و شهروند مسئول: چارچوبی جامع برای هم افزایی اخلاق اسلامی و آموزش محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۴
اهداف: در نظام مدیریت شهری پایدار، نقش شهروندان در هدایت، نظارت و مشارکت در شکل دهی به آینده شهر به عنوان یکی از ارکان اساسی و غیرقابل جایگزین پذیرفته شده است. هدف کلی این پژوهش آن است که نشان دهد آموزش اثربخش مفاهیم زیست محیطی مستلزم درک عمیق و دقیق از الگوی مدیریت شهری شهروند مبنا است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش ترسیم چارچوبی شهروند مبنا برای هم افزایی میان اخلاق اسلامی و آموزش محیط زیست است. روش ها: این پژوهش بر اساس نظریه انتقادی، ادبیات موضوع و نظریه های رقیب را در چارچوب پارادایم آزادپژوهی و راهبرد استدلال منطقی نقد می کند. فاصله میان دانسته های فعلی تا دستاورهای پژوهش در سه مرحله شامل 1- نقد، 2- نقض و 3- طرح طی می شود. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که مهم ترین چالش های شناسایی شده در رویکرد انتقادی به ادبیات موضوع را می توان در دو دسته اصلی طبقه بندی کرد. نخست، ضعف نظری؛ به گونه ای که بسیاری از مطالعات، تبیین مفهومی عمیق و روشنی از ماهیت «شهروند مسئول» ارائه نکرده اند و به طور مشخص توضیح داده نشده است که چرا شهروندان باید پذیرش مسئولیت شهروندی را بر عهده گیرند. دوم، ضعف عملی؛ به این معنا که نظریه های موجود فاقد چارچوب های عملیاتی مؤثر برای ایجاد پیوند میان نقش شهروند و نظام مدیریت شهری بوده و از کارآمدی اجرایی کافی برخوردار نیستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که برای تحقق نظری و عملیاتی تعامل میان شهروند مسوول و نقش وی در شهر سالم، لازم است چارچوبی جامع برای هم افزایی اخلاق اسلامی و آموزش محیط زیست ترسیم و اجرایی شود.
۱۹۵.

Rereading the 1990 Rudbar-Manjil Earthquake Recovery through Oral Historical Narratives(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۲
Iran is one of the most hazard-prone and vulnerable countries to disasters, with recurrent earthquakes causing severe human and economic losses. Yet, recovery has often been shaped by emergency-driven decisions, inadequate documentation, and weak institutional memory. The 1990 Rudbar-Manjil earthquake, the first major disaster to occur after the Islamic Revolution, marked a turning point in disaster management and reconstruction history. While significant, most existing studies have centered on official perspectives, overlooking the lived experiences of affected populations and practitioners. This study addresses that gap by revisiting the earthquake through oral history to preserve intangible heritage and extract lessons for future recovery. Using a qualitative approach, 63 semi-structured interviews were conducted with officials, decision-makers, and residents between July 2021 and February 2022. Purposive and snowball sampling were used to identify participants until data saturation was achieved. Transcriptions were systematically coded and thematically analyzed. This process produced a multi-perspective narrative of recovery, revealing both achievements and enduring challenges across institutional, social, and community dimensions. The Rudbar–Manjil case shows that durable disaster recovery depends on preparedness, effective governance, and community engagement. Preparedness requires pre-disaster frameworks and a process-oriented approach linking response and recovery. Strong governance relies on streamlined, transparent institutions, inter-agency coordination, and systematic information management. Embedding risk reduction throughout recovery ensures sustainability. Ultimately, community involvement is crucial: striking a balance between local participation and technical oversight enhances legitimacy and resilience. Addressing technical, institutional, and social dimensions together creates more effective and enduring recovery outcomes.
۱۹۶.

تحلیل زیبایی شناسانۀ عکس های نصرالله کسرائیان بر اساس دو مؤلفۀ نور و رنگ در آراء ابن هیثم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۹۷
ابن هیثم فیلسوف، دانشمند و نظریه پرداز ایرانی و مسلمان که در قرن چهارم و پنجم هجری می زیسته است، در کتاب المناظر در مورد فیزیک نور و زیبایی شناسی مطالب مفصلی را بیان کرده است، به باور وی وجود 22 عامل باعث می شود که چشم انسان، از آنچه می بیند، درک زیبایی داشته باشد. با عنایت به این موضوع که مبحث زیبایی شناسی را در همه شاخه های هنر های تجسمی از جمله عکاسی می توان به کار برد، این پژوهش برآن است تا ارتباطی بین نظریه زیبایی شناسی ابن هیثم و عکاسی پیدا کند. برای بررسی این هدف، تعدادی از شاخص ترین عکس های منتشر شده در کتاب های عکس نصرالله کسرائیان، که یکی از وجوه بارز عکس های او بی تردید زیبایی آنهاست، در نظر گرفته شده است.. نصرالله کسرائیان بیش از 50 سال از عمر خود را صرف عکاسی قوم نگارانه، طبیعت و بوم شناسانه ایران کرده است و یکی از شناخته شده ترین چهره های عرصه عکاسی ایران به شمار می آید. پرسش اصلی این پژوهش آن است که عکس های نصرالله کسرائیان چگونه بر اساس نظریه ابن هیثم، در چشم مخاطب ادراک زیبایی ایجاد می کنند. یافته های این پژوهش، که از نوع کیفی و به روش توصیفی     تحلیلی صورت گرفته است، بیانگر آن است که عوامل بیست ودوگانه زیبایی شناسی که ابن هیثم بر می شمارد را می توان با ویژگی ها، ساختارها، قوانین و اصول عکاسی که شاخه ای از هنرهای تجسمی است انطباق کامل داد و در تحلیل عکس ها از آنها استفاده کرد. همچنین با استفاده از دو مؤلفه نور و رنگ از عوامل جزئیه بیست ودوگانه نظریه زیبایی شناسی ابن هیثم، عکس های نصرالله کسرائیان را مورد تحلیل قرار داده است
۱۹۷.

مطالعۀ تطبیقی تعامل موسیقی و روایت در انیمیشن های موزیکال (بررسی موردی: قصه های ریرا و اِزمِی و روی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۶۵
موسیقی به عنوان زبانی جهانی، همواره در زندگی بشر جایگاهی پررنگ داشته و آثار عمیقی بر هنرها ازجمله سینما و انیمیشن، بر جای گذاشته است. در انیمیشن های موزیکال موفق جهان، موسیقی به مثابه ابزاری فعال در پیشبرد روایت کاربرد دارد. براین اساس، بررسی نقش روایی موسیقی در انتقال مفاهیم فرهنگی   اجتماعی به کودکان، اهمیت ویژه ای می یابد. پژوهش حاضر با روش کیفی، به تحلیل نقش موسیقی در ساختار روایی انیمیشن های موزیکال کودکان پرداخته و دو نمونه موفق خارجی و داخلی، مجموعه اِزمِی و روی و قصه های ریرا را به صورت تطبیقی مقایسه می کند. چارچوب نظری بینارشته ای این مطالعه، متکی بر نظریات ژانر موزیکال ریک آلتمن ، تحلیل حالات موسیقایی فیلیپ تگ و روایت شناسی مایکل تولان است. یافته ها نشان می دهند که موسیقی در قالب های ساده و قابل فهم برای کودک و با بهره برداری مناسب از پارامترهای موسیقایی، می تواند هم زمان با گره گشایی داستان و بر اساس ساختار سه پرده ای «تعلیق، اقدام، حل»، نقشی تعیین کننده در انتقال مفاهیم فرهنگی و اجتماعی ایفا کند. در اِزمِی و روی ، تعبیه یک ترانه ثابت در نقطه عطف و یک ترانه متغیر در دیگر بخش های روایت، موجب جذابیت بیشتر شده و پیوند عاطفی کودک با شخصیت ها را نیز تقویت می کند. در مقابل، قصه های ریرا باوجود جذابیت فرهنگی، به دلیل عدم استفاده از خواص دیالوگی فرم موسیقایی، کم توجهی به اهمیت طنین و تونالیته در بازگویی روایت و اتکای بیش ازحد به روایت کلامی، از ظرفیت کامل موسیقی در روایت بهره نمی برد. بهره برداری از این الگوها، مسیری موفق برای درک نقش موسیقی در انیمیشن های کودکانه ارائه کرده و به ارتقای استانداردهای تولید آثار موزیکال داخلی یاری می رساند.
۱۹۸.

درنگی در عنوان «هنراسلامی» و سایر عناوین جایگزین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۲
بدون تردید هنر اسلامی، به عنوان یکی از اقسام مهم هنر دینی که تحول شگرفی در تاریخ هنر پدید آورد، جایگاه رفیعی در مطالعات تاریخی و مباحث نظری هنر جهان دارد. با این وجود، از دهه های گذشته تاکنون، در باب چگونگی امکان استفاده از عنوان «هنر اسلامی» اختلافاتی وجود داشته است. به نحوی که برخی پژوهشگران کوشیده اند با ابداع اصطلاحاتی نوین، جایگرین هایی برای واژه «هنر اسلامی» پدید آوردند. هدف اصلی این نوشتار، بازاندیشی در تعدادی از این واژگان جایگزین است تا دریابد آیا این عناوین جدید توانسته اند به نحو مطلوب تر و دقیق تری نسبت به «هنر اسلامی»، ماهیت این هنر را توصیف نمایند؟ پژوهش حاضر که از گروه تحقیقات بنیادین و کیفی است، به روش توصیفی-تحلیلی و با شیوه گردآوری اطلاعاتِ کتابخانه ای نگاشته شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، عناوین «هنر عربی/ هنر اَعراب» با تأکید بر عامل قومیت، «هنر مسلمانان» با توجه ویژه به نقش هویت دینی هنرمند، «هنر جهان اسلام» بر اساس اهمیت بخشی به جغرافیای سیاسی و تمدنی و «هنر دوره اسلامی» با برجسته نمودن عنصر زمان، هریک به قصد ارائه نگاهی جدید به هنر اسلامی پدید آمده اند؛ لیکن هرکدام به دلایلی، قادر به پاسخگویی به همه سؤالات و تناقضات نیستند. از این رو، واژه «هنر اسلامی» همچنان بنیادین ترین عنوان در این حوزه است. اما لازم است اندیشمندان با توجهِ بیشتر به دو عامل «متن مقدس» و «تعالیم دینی»، نقش اندیشه اسلامی در شکل دهی به فرم و محتوای هنر اسلامی را بیش از پیش تبیین نمایند تا ابهاماتی که در این خصوص در گذشته مطرح شده، مرتفع گردد.
۱۹۹.

شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های موثردرفرایند تحقق پذیری پروژه های بازآفرینی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
بیان مسئله : تاکنون مدیران و دولتمردان در چارچوب رویکرد بازآفرینی شهری تلاش های بسیاری کرده اند، اما این تلاش ها نتوانسته اند مشکلات بافت های ناکارآمد را حل کنند. علت اصلی این ناکامی، نبود چارچوب و مدل مناسب برای ارزیابی تحقق پذیری این پروژه ها، به ویژه در فرآیند تهیه طرح ها بوده است. تاکنون، ارزیابی ها عمدتاً به تحقق پذیری محصول برنامه ها پرداخته اند و نه فرآیند تهیه آن ها. اهداف : این پژوهش به دنبال شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های مؤثر در فرآیند تهیه طرح های بازآفرینی شهری است. روش ها : ابتدا، با استفاده از مطالعات اسنادی، چارچوب نظری تدوین شد. سپس با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی و مرور دیدگاه های مشابه، معیارها و شاخص های اولیه مشخص شدند. برای بومی سازی و تطبیق با زمینه ایران، مصاحبه هایی با صاحب نظران انجام شد و نهایتاً اهمیت معیارها و شاخص ها از طریق پرسشنامه ای توسط بازیگران اصلی پروژه های بازآفرینی شهری در ایران تعیین و اولویت بندی شد. یافته ها : پژوهش نشان داد که از میان ۱۴ معیار شناسایی شده، معیارهای صلاحیت کارفرما، مدیریت پروژه، قدرت اقتصادی و مالی، مشارکت عمومی و تعامل دستگاه ها بیشترین اهمیت را دارند. در مقابل، معیار تعامل قانونی و پشتیبانی علمی کمترین اهمیت را دارند. نتیجه گیری : معیارهای مرتبط با ساختار قدرت (تمرکز) بیشترین اهمیت و معیارهای مرتبط با ساختار ارتباطی (عدم تمرکز) کمترین اهمیت را داشته اند.
۲۰۰.

تبیین شاخصه های انعطاف پذیری مادی ها بر نظام پیکره بندی مسکن در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۲
شاکله شکل گیری و توسعه هسته تاریخی شهر اصفهان مبتنی بر نظام مادی ها است. مادی ها در مقیاس کلان بر پیکره بندی و انتظام فضاهای شهری و در مقیاس خرد، بر استقرار واحدهای مسکونی اثر مستقیم داشته اند. این عنصر طی تغییراتی که عمدتاً پس از دهه ۴۰ ه.ش به وقوع پیوسته، به تدریج تبدیل به مانع توسعه فضاهای شهری_محلی گردیده است. هدف پژوهش حاضر تبیین شاخصه انعطاف پذیری مادی و اثرگذاری آن بر پیکره بندی مسکن است تا از این طریق، هم پیوندی مسکن با این عنصر حیاتی محقق گردد. پژوهش تلفیقی از روش کمی و کیفی است و در حوزه روش شناسی مبتنی بر مشاهده و تحلیل است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی به دست آمده و نتایج مبتنی بر دو روش استنباطی و تحلیل محتوا استخراج شده است. اطلاعات پایه از طریق عکس های هوایی دهه 40 ه.ش استخراج و به کمک نرم افزار Autocad، GIS و Depthmap تحلیل شده است. یافته ها بیانگر شکل گیری نظام پیکره بندی مسکن بر پایه چهار شاخص الگوی ساخت، مساحت، نسبت فضای پر به فضای خالی و یکپارچگی و انسجام فضایی است. سازگارترین الگوی ساخت مسکن، الگوی یک جبهه ساخت و تمام ساخت و پس ازآن الگوهای U شکل و L شکل است. در رابطه با شاخص مساحت، عرصه های مسکونی با مساحت ۲00-500 مترمربع و پس ازآن ۵۰۰-۱۰۰۰ مترمربع و در شاخص نسبت پر به فضای خالی، عرصه هایی با مقادیر (7/0-96/0) دارای بیشترین میزان انعطاف پذیری هستند. در رابطه با شاخص یکپارچگی و انسجام فضایی نیز حداکثر میزان شاخص به محور مادی ها، گذرهای متصل به مادی و خیابان های اصلی حاشیه محله را شامل می شود. نتیجه نشان می دهد که معماری مادی مهم ترین الگوی طبیعی است که در شکل گیری واحدهای مسکونی و ایجاد هم پیوندی در همه نقاط محله اثرگذار است. به منظور تقویت این الگو، طراحی مسکن مبتنی بر چهار شاخصه برشمرده شده نقش آفرین است. در مقابل عدم توجه به این شاخصه ها، تأثیرات منفی فراوانی را بر پیکره بندی مسکن و نظام محله ها به همراه خواهد داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان