۱.
نشانهشناسی ازجمله دانش هایی است که به شناخت مفاهیم و معانی مؤثر در شکلگیری نمادها میپردازد. نشانهها و نمادها نقشی اساسی در آفرینش آثار هنری و زندگی انسانها دارند. شهر تاریخی ماسوله با قدمت هزارساله خویش دارای آرایههای معماری متنوعی است که از نمادها و نشانههای مختلفی تشکیلشده است. پژوهش پیشرو در تلاش است برمبنای مطالعات میدانی و استفاده از نظریه نشانهشناسی پیرس به مفاهیم شکلدهنده آرایههای معماری شهر تاریخی ماسوله بپردازد. پرسشهای پژوهش به شرح ذیل است؛ آرایههای معماری شهر تاریخی برمبنای نشانهشناسی پیرس در چندین گونه دستهبندی میشوند؟ چه معانی در شکلگیری آرایههای ماسوله مؤثر بودهاند؟ دستاورد پژوهش نشاندهنده آن است؛ آرایههای معماری ماسوله که در گونههای؛ گرهچینی، قوارهبری، منبتکاری، قوس و مقرنس، گچبری، کاشیکاری، کندهکاری، چشمنظر، خطاطی، معرقکاری و آینهکاری دستهبندی میگردند برمبنای مفاهیم نشانه شناختی پیرس برپایه باورهای دینی و مذهبی، مفاهیم اجتماعی و فرهنگی مردم ماسوله در سدههای پشت هم در این شهر شکلگرفتهاند. نشانههای شمایلی به جهت تکریم مفاهیم اسلامی بهصورت محدود در قالب نگارههای گیاهی و جانوری در ابنیه مذهبی ماسوله بکارگرفتهشدهاند و در جهت آفرینش فضایی روحانی، بیم دهنده و بشارتدهنده هستند. همچنین نشانههای نمادین آرایههای ماسوله اشاره به شمارگان مقدس و دارای معانی امیدبخش، هدایت یافتن بندگان توسط نور الهی، صفات خداوند، تقدس و احترام به عناصر اربعه در فرهنگ ایرانیان باستان و در امان ماندن از انرژیهای منفی و شیطانی دارند.
۲.
تزئینات؛ جز جدانشدنیو عمده در معماری اسلامی است.تزئینات آجری در سده 2 و 3 هجری شروع شد ودر عصر سلجوقی و غزنوی در حیطه جغرافیائی خراسان به اوج عظمت خود رسید.
در این پژوهش به دو سؤال پاسخ داده میشود:الف:ساختار وویژگی بصریتزئینات آجری منارههای، ایاز، کرات، فیروزآباد و خسروگرد در خراسان چیست؟
ب- وجود افتراق و اشتراک تزئینات بصری منارههای دوره غزنوی و سلجوقی در خراسان چیست؟
در این دوره آمود (پوسته روئی بنا) و زمود(جداره اصلی) با هم اجرا شده است. در دوره سلجوقی فرم هایتزئینی در دیوارهها و پوششها، سقفها و منارهها ابداع شد که مهمترین ویژگی آن یکی شدن آمود وزمود است که در این پژوهش به تحلیل فرم و تکرار نقوش مشابه در کاربرد معنایی در مناره های راهبر با فاصله جغرافیایی متفاوت است.
هدف پژوهش، مطالعه تزئینات منارههای آجری خراسان در دوره غزنویان و سلجوقیان است. رویکرد تحقیق، کیفی بوده وروش تحقیق توصیفی، تحلیلی و تاریخی است.
روش تحقیق بر پایه بازشناسینقوش، تحلیل وارزیابی تزئینات آجری منارههای ذکرشده استوار است.بنابراینتزئینات آجری منارههای فیروزآباد، ایاز، خسروگرد، کرات مورد مطالعه وتحلیل است که نقوش آنها از نظر بصری و تجسمی دستمایه شناخت خواهدبود.جمع آوری داده ها، کتابخانهای و به ویژه میدانی شامل عکاسی و برداشت میدانی است.
یافته ها ونتایج نشان میدهد که ساختار کلی منارهها را می توان در عناصرس سازنده: تاج، ساقه، پایه، حمیل ها وشرفه ها بررسی نمود. تزئینات آجری درعناصر شکلدهنده منارهها اجرا شده است. تکنیک مورد استفاده، چیدمان و گلاندازهای متنوعی از آجرکاری عصر سلجوقی و غزنوی است.مصالح مورد استفاده منحصرا به آجرمحدود است.تزئینات در تاج منارهها شامل: گلاندازهای مرکب، شرفه، خطوط کوفیبنائی و در ساقه شامل: حمیلها، رگچینها، قطبنما و در پایه مناره: آجرچینیهای هفت رجی هستند.
۳.
خاک یکی از قابل دسترسترین مصالح طبیعی می باشد که به صورت بسیار ارزان در بسیاری از نقاط جهان استفاده می شود. در معماری عموما خاک به شیوه های متفاوتی در ترکیب با آب و دیگر مصالح مورد استفاده قرار میگیرد. این مصالح خاکی عموما در سه سیستم ساختمانی متفاوت از جمله سیستمهای ماسونری، سیستمهای منولوتیک و سیستمهای پرکننده عمل میکنند. یکی از سیستمهای مطرح در سازههای خاکی؛ سیستمهای منولوتیک یا یکپارچه بوده است که عناصر معماری و ملات به صورت یک کل یکپارچه عمل نموده و به هم پیوند میخورند. روش اجرایی خاک کوبیده در میان شیوه های های متفاوت خاکی به عنوان یکی از سیستم های ساختمانی منولولتیک می باشد که از طریق ریختن خاک در میان قالب های چوبی و یا فلزی و کوبیدن آنها، امکان ایجاد دیوارهای سازه ای قوی را فراهم می آورد. این روش ساخت و ساز در بسیاری از نقاط جهان و بخصوص در اروپا رواج داشته است.
در فرآیند اجرای بناها با خاککوبیده یکی از مهمترین موضوعات، شناسایی و تشخیص خاک مناسب از نظر دانه بندی و رطوبت بهینه جهت کوبیدن و شکل دادن به دیوار است. اگرچه بسیاری از پژوهش ها در تلاشند که به ارائه یک نسبت و درصد مشخص از دانه بندی و رطوبت بپردازند، اما از آنجا که ماهیت مصالح خاک با دیگر مصالح نوین متفاوت بوده و خاک هر منطقه واجد ویژگی های خاص و متفاوتی میباشد لذا ارائه درصدهای مشخص و تعریف شده نمیتواند سازندگان در هر منطقه را به اجرای صحیحی از این شیوه ساختمانی راهنمایی کند و تنها مخاطبان را به یک شناخت نسبی از این ترکیبات می رساند. برای تشخیص خاک مناسب و رطوبت بهینه، آزمونهای مختلفی پیشنهاد میشود که انجام این آزمونها بر روی خاک محل میتواند سازندگان را در شناخت دقیق یاری رساند. این مقاله مبتنی بر یک پژوهش مروری است که نویسندگان میکوشند با مطالعات و تحلیلهای کتابخانهای به ارائه راهکارهای مناسب جهت تشخیص دانهبندی و رطوبت بهینه برای دیوارهای خاککوب دست یابند.
۴.
گذشته معماری ایران با الگوهای متنوع و نقوش هندسی گره خوردهاست، چنانکه برای ایجاد آرایههای تزیینی بناها و شهرها از نقوش هندسی استفاده میشدهاست. شهر اهواز یکی از شهرهایی است که در بافت قدیم خود خانههایی با آرایههای تزیینی دارد. این آرایهها در ورودی بناها و جدارههای داخلی و خارجی ساختمانها، اغلب از نوع آجری هستند و از ترکیب متنوع نقوش هندسی و تغییر در الگوی چینش آجر ساخته شدهاند و همین امر، تزیینات آجری خانههای اهواز را از حیث مطالعاتی ارزشمند مینماید بر همین اساس مهمترین پرسش این پژوهش این است که الگوهای هندسی تزئینات آجری خانههای اهواز به چند گونه تقسیم میشوند؟ میزان فراوانی هر نوع از تزئینات به تفکیک جدارههای داخلی و خارجی چقدر است؟ لذا هدف از این پژوهش پاسخ به پرسشهای مطرحشده و تعیین معیارهایی برای سنجش تزئینات معماری است. روش تحقیق بهصورت ترکیبی از روشهای پیمایشی و تفسیری_تاریخی است. اطلاعات از طریق کتابخانهای و بررسی میدانی جمعآوری شدهاست. جامعه نمونه متشکل از خانههای شناسایی شده دوره قاجار و پهلوی با تزیینات آجری است که به روش آنتروپی_شانون وزندهی شدهاند، سپس با استفاده از نرمافزارهای آماری و به روش ویکور، اطلاعات حاصل از بررسی جامعه نمونه تحلیل شدهاست. سرانجام با تحلیل منطقی نتیجهگیری میشود که آرایههای تزیینی خانههای اهواز مانند کالبد آنها افزونبر زیبایی، دارای تنوع و کارکردی مانند تهویه هوا، عبورومرور آسان برای عابران بیرون از خانه، محرمیت فضایی در خانه، ایجاد سطح بیشتر در طبقات بالایی، ایجاد سایه بر دیوارها و دفع حرارت، جلوگیری از ریزش باران بر بخشی از نمای ساختمان، ایجاد تنوع رنگ و تنوع تزیین و تنوع فرم هستند و همچنین برای سنجیدن تزیینات میتوان از ملاکهایی مثل الگوهای هندسی، نوع تزیین، تناسبات، نسبت تزیین به جداره، روابط و چیدمان آنها بهره برد. در آخر الگوهای هندسی پایه تزئینات آجری به تفکیک دوره ساخت، معرفی شدند.
۵.
رویکرد حفاظت و توسعه یکپارچه هرچند مفهومی جامع را به خود اختصاص میدهد اما همچنان در معرض چالشهای دوگانه "حفاظت" و "توسعه" قرار دارد که خود نشاندهنده ضعفهای ساختاری در این رویکرد است. از مهمترین این ضعفها، نادیده انگاشتن جوامع در مدیریت تغییرات ناشی از حفاظت و توسعه و توانایی جامعه، به خصوص جامعه محلی در یکپارچهسازی حفاظت و توسعه است. این پژوهش سعی دارد با معرفی رویکرد نوین حفاظت و توسعه جامعهمبنا، به تعادلبخشی حفاظت و توسعه میراث شهری با تاکید بر برنامهریزی مشارکتی بپردازد. از این رو، هدف اصلی پژوهش دستیابی به چارچوب مفهومی حفاظت و توسعه جامعهمبنا بوده و نیل به آن مستلزم پاسخدهی به این سوال است که اصول و مولفههای تاثیرگذار در رویکردهای "حفاظت و توسعه یکپارچه" و "مشارکت اجتماعی" چیست؟ و همپیوندی آنها چگونه میتواند مبنای ایجاد رویکردی واحد در مدیریت میراث شهری باشد؟ با توجه به سوالات مطرح شده، این مقاله روش کیفی را اتخاذ کرده و بر مبنای پژوهشها و نظریات پیشین ساختار یافته است. سازماندهی مطالعات پیشین و ارائه آن در قالب چارچوب مفهومی، از طریق راهبرد استدلال منطقی و با همپیوندی مولفههای شناسایی شده از سه متغیر "حفاظت و توسعه یکپارچه"، "برنامهریزی مشارکتی" و "حفاظت مشارکتی" بوده است. دستاورد این پژوهش، ارائه چارچوب حفاظت و توسعه جامعهمبنا بوده که در بر گیرنده معیارهای مشارکت جوامع در ذیل چهار اصل حفاظت و توسعه یکپارچه تدوین شده است. بر این اساس، اصول این چارچوب مستلزم 1- شناخت ارزش و اهمیت معنایی میراث از طریق بازتعریف ویژگیها، توانمندسازی مردم محلی و با تاکید بر دانش غیر تخصصی؛ 2- پایبندی به اصول مدیریت شهرهای تاریخی از طریق اطمینان از تحققپذیری، نظارت محلی و افزایش مسئولیتپذیری در مدیریت شهری؛ 3- پایبندی به اهداف توسعه پایدار از طریق کاهش نابرابریهای توسعه اجتماعی، ارتقای تعاملات اجتماعی و بازگرداندن سرزندگی به بافت شهری تاریخی و در نهایت 4- برطرفسازی تعارضات حفاظت و توسعه از طریق ایجاد گفتمان میان ذینفعان، متعادلسازی سیاستها در چارچوب تصمیمگیری و یکپارچهسازی حفاظت و توسعه متناسب با نیازها، مسائل و مشکلات جامعه خواهد بود.
۶.
فضای خانههای آپارتمانی دارای ویژگیهای کیفیت بخشی هستند که بر رضایتمندی ساکنان اثرگذارند، از این رو اهداف این پژوهش این هستند که ترجیحات ویژگیهای فضایی در خانههای آپارتمانی شناسایی شوند و میزان اهمیت آنان از دیدگاه خبرگان و ساکنان در شهر بندرعباس واکاوی شود. این پژوهش بر مبنای روش ترکیبی کیفی- کمی انجام شده است و در قدم اول، برای سنجش میزان اهمیت هر یک از ویژگیهای فضایی مسکن از نظر خبرگان و روش دلفی بهره گرفته شد. با توجه به دیدگاه خبرگان وجود و عدم وجود ویژگیهای فضایی در مورد پژوهی ارزیابی و ردهبندی شد. پس از بررسی منابع کتابخانهای 28 ویژگی فضایی شناسایی شد که با توجه به ارزیابی خبرگان، به شمار 16 مورد کاهش پیدا کردند. این ویژگیهای فضایی عبارتاند از: «انعطافپذیری»، «سلسله مراتب فضایی»، «روابط فضایی»، «هدایت و راهنمایی»، «تناسب و مقیاس فضا»، «تمایز فضایی»، «فضامندی»، «گشایش فضایی»، «پویایی فضا»، «دنجی فضا»، «تفکیک فضایی»، «ترکیب فضایی»، «تنوع فضایی»، «خاطرهانگیزی فضا» و «هماهنگی و تعادل» هستند. در موردپژوهی، دو محله با سابقه سکونت آپارتماننشینی گلشهر شمالی و نظرآباد در شهر بندرعباس مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به جدول کرجسی و مورگان، 333 خانوار با پرسشنامه ترجیحات ویژگیهای فضایی مورد پرسش قرار گرفتند. جهت بررسی روایی پرسشنامه از روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و جهت بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. مقایسه میزان اهمیت ترجیحات ویژگی فضایی بین خبرگان و ساکنان نشان میدهد که در اکثر موارد بین دیدگاه ساکنان و خبرگان حوزه مسکن در شهر بندرعباس اختلاف نظر وجود دارد. به جز ویژگی «پیوستگی فضایی» که بین ساکنان و خبرگان اتفاق نظر وجود دارد، و میانگین اهمیت ویژگی «خاطره انگیزی» که نظر خبرگان به نسبت ساکنان پایینتر بوده است؛ در بقیه موارد نظر ساکنان، درجه اهمیت کمتری را نشان داده است.
۷.
امروزه تحقیقات علمی به آسایش روانی بیماران در فرایند درمان توجه ویژه دارند. در کنار مجموعه عوامل مؤثر در احساس آسایش بیماران، طرح معماری مجموعههای درمانی نقش مهمی در آسایش روانی و تسریع روند بهبود بیماران دارد. سؤال اینکه، ذهنیت کارکنان بیمارستان در مورد عوامل معماری موثر بر آسایش ذهنی بیماران در طرح بیمارستان کدماند؟ مطالعه حاضر با استفاده از روش تحقیق کیو[1]، وجوه مؤثر بر ارتقاء آسایش بیماران در طرح بیمارستان را در نمونه موردی شناسایی و اولویتبندی نمود. روش از نوع اکتشافی و ترکیبی از روشهای کیفی و کمی است. کارکنان باسابقهی بیش از ده سال در بیمارستان رازی رشت ذهنکاوی شد. نتایج حاصل بیانگر وجود دو فاکتور عاملی مهم است. گروهی از کارکنان، مباحث مرتبط با کیفیت بصری فضای معماری بیمارستان را مهمترین عوامل مؤثر در ارتقاء آسایش ذهنی بیماران دانستند. در مقابل، گروه دیگر دارای ذهنیت عملکردی بوده و اغلب ارتباط فیزیکی و چیدمان پلان فضاهای بیمارستان را مهمتر دانستند. برآیند ذهنیت دو گروه مذکور در قالب میزان موافقت، مخالفت و بیطرفی افراد هر گروه نسبت به جزییات طراحی و گزارههای استخراجشده از فضای گفتمان بهصورت جداول باز مرتبسازی ارائه شد.
۸.
بناهای عمومی بیانگر خصوصیات و روحیات یک جامعه و تاثیر گرفته از محیط است. در حقیقت ساختمان هایی که متعلق به عموم است نمی تواند موضوعی سلیقه ای باشد و سبک خاصی را ارائه نماید. معماری بناهای عمومی هر شهری با توجه به هویت فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و شرایط اقلیمی دارای شیوه های خاص معماری بومی است که به عنوان معماری سنتی شناخته می شود. همچنین معماری مدرن آغاز یک جنبش از قرن بیستم است. استفاده از هر دو سبک معماری سنتی و مدرن در بناها، مزایای خاص خود را دارند و بهتر است راه میانه را انتخاب کرد و با تلفیق معماری سنتی و مدرن بیان منحر به فردی به ساختار بنا داد. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر معماری سنتی ایران بر معماری مدرن متاخر بر بناهای عمومی شهر اصفهان در دوره پهلوی دوم است. روش تحقیق این پژوهش، از طریق روش های توصیفی_تحلیلی و راهبرد نمونه موردی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای(اسنادی و نمونه موردی) و میدانی(مشاهده) می باشند. نتایج کلی این پژوهش، در ارتباط با سبکشناسی معماری بناهای عمومی در شهراصفهان این است که سبک کلیه بناهای عمومی علیرغم تأثیرات معماری مدرن، به صورت تلفیقی از معماری سنتی ایران و معماری مدرن متاخر بوده است که دلیل آن به احتمال قوی، هویت تاریخی و فرهنگی شهر اصفهان، وجودمصالح غالب اقلیم شهراصفهان مانند آجر، بهکارگیری معماری سنتی(شیوه اصفهانی) استادکارهای ماهر اصفهانی در کارهای خود می باشد.