فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۳۰٬۱۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیشرفت شهرنشینی مدرن موجب کاهش تعاملات اجتماعی و افزایش انزوای افراد شده است. در این شرایط، «مکان های سوم» به عنوان فضاهای عمومی غیررسمی، نقش کلیدی در تقویت ارتباطات اجتماعی ایفا می کنند. دانشگاه ها به عنوان جوامعی کوچک مقیاس، نیازمند چنین فضاهایی برای تعاملات غیررسمی، استراحت و گفت وگوی دانشجویان هستند. این پژوهش با روش توصیفی-کیفی و از طریق مشاهده میدانی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته، ویژگی های مکان های سوم (لابی دانشکده معماری و بوفه دانشگاه صنعتی شاهرود) و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی را بررسی می کند. یافته ها نشان دهنده نقش حیاتی این فضاها در ایجاد پیوندهای اجتماعی است. مشاهدات به صورت حضوری و با در نظر گرفتن شرایط زمانی در مکان های موردمطالعه انجام شد که چک لیستی بر اساس معیارهای اولدنبرگ برای ارزیابی ویژگی های اجتماعی و فضایی تدوین گشت. همچنین، مصاحبه ها به روش نمونه گیری در دسترس و با مشارکت ۱۰ نفر از کاربران هر یک از مکان ها انجام شد. انتخاب مشارکت کنندگان بر اساس منطق مطالعات کیفی و اشباع نظری صورت گرفت که شامل 6 سؤال اصلی برای درک بهتر ویژگی های مکان های سوم و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا بوده است. تبیین و تحلیل یافته های پیمایش میدانی بر اساس معیارهای مکان سوم اولدنبرگ نشان می دهد که لابی دانشکده فضایی دسترس پذیر برای تعاملات اجتماعی غیررسمی است و حس تعلق دانشجویان را تقویت می کند. بوفه دانشگاه نیز به عنوان مکانی خنثی و اجتماعی برای استراحت و گفت وگو شناخته می شود. مصاحبه ها تأیید می کنند که این مکان ها نقش مهمی در ارتباطات دانشجویی دارند و دانشجویان از آن ها برای گپ زدن، استراحت و تعاملات غیررسمی استفاده می کنند.
تدوین مدل محاسباتی مرکزیّت در معماری خانه های سنّتی (نمونه موردی: خانه امام جمعه دوره قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۱۳۰-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
اهداف: مرکزیّت فضاها در طراحی معماری علیرغم اینکه در خانه های سنّتی به عنوان یکی از ارکان زیبایی شناسی تلقّی می گردید، به دلیل نگاه بازاری گونه کنونی به صنعت ساختمان مغفول مانده است. هدف این پژوهش، تدوین روش محاسباتی جهت تبیین کمّی مرکزیّت در یکی از خانه های سنّتی به منظور استفاده در بناهای جدید می باشد. روش ها: فضاهای خانه های سنّتی دوره قاجار بر اساس شکل و عملکرد فضایی استخراج و کد گذاری شدند. یک مدل محاسباتی جهت تبیین انحراف از مرکز نرمال شده ارائه گردید. گراف پلان توجیهی، سطوح فضایی و مرکزیّت فضاهای نمونه موردی ترسیم گردید. یافته ها: در فضاهای خانه سنّتی امام جمعه، حیاط، ایوان، شاه نشین، تالار، حیاط حوضخانه و حیاط اندرونی ریزفضاهای مرکز گرا را نشان می دهند و انحراف از مرکز صفر دارند و حیاط بیرونی با 14 ارتباط به عنوان مرکزی ترین فضا شناخته می شود. از سوی دیگر دهلیز، صفّه، اتاق های معمولی، راه پله و ایوانچه ها مرکزیت کمتری داشتند و به عنوان فضاهای مرکز گریز شناخته گردیدند. نتیجه گیری: برّرسی مرکزیّت از دو جنبه نحوی فضایی و شکلی و نیز صحّت سنجی به کمک محاسبات ریاضی، می تواند الگویی که در نگاه معمار در آن زمان وجود داشته است بازیابی کرد و در بناهای جدید جهت پررنگ نمودن عنصر زیبایی و عملکردی بنا مورد استفاده قرار داد.
تحلیل روابط میان مؤلفه های مؤثر در ساختار فضاهای سکونتی به منظور ارتقاء خلاقیت کودکان از دیدگاه کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه کشورهای توسعه یافته از تمام ظرفیت های خود در جهت ارتقا زیرساخت ها و ایجاد فضاهای خلاق در مسیر بهبود خلاقیت کودکان به عنوان یکی از معیارهای مهم در توسعه استفاده می نمایند. کودک خلاق می تواند ظرفیت های مناسبی را برای محیط خود ایجاد نماید و از این توانایی خود در سایر سنین نیز بهره مند شود. هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل روابط میان مؤلفه های مؤثر در ساختار فضاهای سکونتی به منظور ارتقاء خلاقیت کودکان است. پژوهش حاضر در سال 1402 با روش دلفی و جامعه تحقیق متشکل از کاربران فضاهای مسکونی انجان شده است. که در چارچوب مصاحبه ای باز و به روش نمونه گیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی انتخاب شد و به تحلیل دیدگاه ها در نرم افزار SPSS26 پرداخته شده است. در آخر باتوجه به ضرایب بدست آمده از متغیرهای پژوهش به تولید گراف ها توسط نرم افزار گفی پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که در مجموع 5 مؤلفه محیطی مؤثر بر خلاقیت کودکان در فضاهای مسکونی مشخص شدند. این 5 مؤلفه عبارتند از: کالبدی، اجتماعی، طراحی، روانشناختی و امنیت. توجه به مسائل محیطی می تواند باعث خودشناسی در میان کودکان جهت بروز خلاقیت شود. مسائل محیطی می تواند به عنوان یک عامل محرک باعث کشف خلاقیت شود و از طرفی خود زمینه جهت پرورش و بهبود توانایی های کودکان در حوزه خلاقیت را فراهم نماید
نقشه طراحی و کاربرد تناسبات در کتیبهکوفی محراب مسجد و قدمگاه توران پشت یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۹
16 - 35
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مسجد و قدمگاه توران پشت، دارای محرابی سنگی است که اکنون در گالری فریر آمریکا نگهداری می شود. این محراب سنگی، دارای کتیبه هایی به خط کوفی و ثلث است. با توجه به تاریخی که در این محراب سنگی نوشته شده، این اثر متعلق به سال (۵۴۹ ه .ق) و دوره سلجوقی است. می توان گفت که دوره سلجوقی یکی از دوره هایی است که تنوع طراحی و توجه به جزییات در کتیبه های کوفی به اوج شکوفایی رسید. کتیبه کوفی این محراب سنگی، شامل آیات (۱۷) تا (۱۹) سوره آل عمران است. سؤال پژوهش پیش رو این است که نقشه طراحی و کاربرد تناسبات در این کتیبه کوفی چگونه است؟ این پژوهش با هدف یافتن نقشه طراحی به تحلیل تناسبات و اصول طراحی در کتیبه کوفی محراب سنگی مسجد و قدمگاه توران پشت می پردازد.روش پژوهش: این پژوهش به بررسی اصول طراحی و سیستم های تناسبات حاکم بر کتیبه کوفی محراب سنگی دوره سلجوقی (۵۴۹ ه.ق/۱۱۵۴ م) در مسجد و قدمگاه توران پشت یزد می پردازد. با استفاده از روش های کیفی و تاریخی-تحلیلی، یک نقشه طراحی ساختاریافته مبتنی بر واحدهای تناسبی (۱/۴۴ و ۱/۵۶) شناسایی شد که چیدمان، فرم حروف و نقوش گیاهی کتیبه را نظام مند می کند.یافته ها: در طراحی یا اجرای کتیبه کوفی محراب مسجد و قدمگاه توران پشت هنرمند کتیبه نگار از نقشه طراحی بر پایه تناسبات استفاده کرده است. که این موضوع بر بکارگیری ویژگی های بصری آن نیز تاثیر گذار بوده است.نتیجه گیری: تحلیل های پژوهش نشان می دهد که کتیبه کوفی محراب سنگی مسجد و قدمگاه توران پشت دارای نقشه طراحی است و این نقشه طراحی با توجه به تناسبات پایه ای و شکل گرفته است. براساس این تناسبات، خطوط راهنمای اصلی، خطوط راهنمای میانی و جدول بندی ها این کتیبه کوفی به صورت قاعده مند و با توجه به تناسبات پایه ای به اجرا در آمده است. طراحی و اتصالات حروف نیز براساس این نقشه طراحی صورت گرفته و هیچ کلمه ای خارج از این نقشه، طراحی نشده است.
آیکونوگرافی و خوانش پرندگان اساطیری در لوگوی پیام رسان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۹
89 - 105
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نقوش اساطیری در طراحی لوگوهای پیام رسان ها به دلیل وجود تجارب مشترک میان جوامع مختلف، می توانند در تسهیل تعامل و درک بهتر کاربران مؤثر باشند. یکی از این نقوش، استفاده از تصویر پرندگان است که در طراحی لوگوهای پیام رسان ها به چشم می خورد. این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ به دو سؤال اصلی است: ۱. چه ارزش های نمادینی در آیکونوگرافی پرندگان اساطیری در لوگوها دیده می شود؟ ۲. چرا از تصاویر پرندگان اساطیری در طراحی این لوگوها استفاده شده است؟ هدف این مطالعه، بررسی آیکون های موجود در لوگوهای شش پیام رسان به نام های هدهد، سروش، درنا، توییتر، کوبی و بت است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است و جمع آوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. در این تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری هدف دار، آیکون پرنده در شش لوگو انتخاب شده و تجزیه و تحلیل داده ها با روش کیفی و آیکونوگرافی پانوفسکی انجام گرفته است.یافته ها: آیکونوگرافی پرندگان اساطیری در طراحی لوگو می تواند ارزش های نمادین متنوعی را نمایان سازد که به فرهنگ هر برند و شرکت وابسته است. پرندگان اساطیری معمولاً نماد آزادی، ارتباط، سرعت و کارآمدی، و ارتباط با دنیای روحانی در اساطیر مختلف جهان هستند. این نمادها با توجه به معنا و ارزشی که انتقال می دهند، در طراحی لوگوها به کار رفته اند.نتیجه گیری: تحلیل شش لوگو نشان می دهد که اگرچه هر کدام از نظر آیکونوگرافیک ویژگی های خاص خود را دارند، اما تفاوت های بصری چندانی با هم ندارند و بیشتر نشانه های جانبی به متمایز ساختن آن ها کمک می کند. با این حال، همه این لوگوها پیامی مشترک را به نمایش می گذارند که درک جهانی از آن را تسهیل می کند. به طور کلی، استفاده از پرندگان اساطیری در لوگوها، ارزش های نمادینی چون پیام آوری، روشنایی، اعتماد و پیوند با هویت فرهنگی را منتقل کرده و ارتباط عاطفی میان برند و مخاطب را تقویت می کند.
اثر شاخص های ناپایدار حرارتی جداره های ساختمانی بر میزان مصرف انرژی؛ بررسی موردی: خانه مسکونی در اقلیم گرم و خشک بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۶
98 - 121
حوزههای تخصصی:
انتقال حرارت ازطریق جداره های ساختمان ها سهم زیادی در میزان مصرف انرژی دارند و عملکرد حرارتی آن ها در برقراری آسایش حرارتی فضاها مؤثر است. انتقال حرارت جداره ها به طور مستقیم بر میزان بار حرارتی ساختمان تأثیرگذار است. در این پژوهش تلاش شده که بتوان با تشخیص رفتار حرارتی مصالح در کاهش مصرف انرژی ازطریق جداره های خارجی، به عملکرد مطلوبی دست یافت. در شرایط ناپایدار حرارتی شاخص های متعددی چون ضریب انتشار حرارت، گرمای ویژه حجمی و ضریب سطح وجود دارند که با محاسبات، اثر هرکدام بر میزان مصرف انرژی ساختمان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که ضخامت مؤثرتر از نوع مصالح به کار رفته در جداره است. پذیرش حرارتی، ضریب سطح و زمان انتقال حرارت به هوای داخل، با ضخامت جداره ارتباط محسوسی ندارند. همچنین، با طراحی واحد مسکونی در اقلیم بیرجند، اثرات هریک از شاخص های ناپایدار حرارتی در میزان مصرف انرژی شبیه سازی شد. نتایج نشان داد که شاخص های ضریب انتشار حرارت، پذیرش حرارتی و گرمای ویژه حجمی، اثرات مستقیم و ضریب سطح، زمان تأخیر تابشی آن و زمان انتقال حرارت به هوای داخل اثرات معکوسی بر میزان مصرف انرژی سرمایش و گرمایش دارند. شاخص های ضریب کاهش و زمان تأخیر آن، اثر محسوسی بر مصرف انرژی ساختمان نداشته اند.
مروری بر کاربرد پژوهش عملیاتی در عملیات امداد و نجات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
128 - 141
حوزههای تخصصی:
مقاله مروری در زمینه "کاربرد پژوهش عملیاتی در عملیات امداد و نجات" می تواند به عنوان یک منبع ارزشمند برای توسعه و بهسازی روش ها و فرایندهای عملیات امداد و نجات مورد استفاده قرار گیرد. در این مقاله، نحوه ی استفاده از اصول و تکنیک های پژوهش عملیاتی برای بهبود عملکرد این عملیات بررسی شده است. یکی از موارد اصلی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است، بهینه سازی است. بهینه سازی در امداد و نجات می تواند به صورت تخصصی در زمینه هایی همچون برنامه ریزی مسیر حمل ونقل، تخصیص منابع، مدیریت زمان و افزایش کارایی عملیات مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این، این مقاله به دستاوردهای مهمی که با استفاده از روش های پژوهش عملیاتی در حوزه عملیات امداد و نجات به دست آمده است، اشاره می کند. این دستاوردها شامل بهبود عملکرد، کاهش زمان و هزینه ها، افزایش کیفیت ارائه خدمات و بهبود امنیت و کارایی در عملیات امدادی می شود. علاوه بر این، ادغام ابزارهای تحلیلی پیشرفته و مدل های شبیه سازی می تواند دیدگاه های عمیق تری نسبت به سناریوهای پیچیده امداد و نجات فراهم کند. با استفاده از تصمیم گیری مبتنی بر داده، تیم های امداد می توانند چالش های احتمالی را پیش بینی کرده و استراتژی های مؤثرتری تدوین کنند. همکاری بین پژوهشگران و مجریان عملیات برای اطمینان از اینکه پیشرفت های نظری بهبودهای عملی را به دنبال دارد، حیاتی است. با پیشرفت فناوری، ادغام نوآوری هایی مانند هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی در پژوهش عملیاتی می تواند قابلیت های عملیات امداد و نجات را بیشتر کرده و آنها را در برابر وقایع غیرمنتظره تطبیق پذیرتر و مقاوم تر کند.
تحلیل الگوهای سنتی ژاپنی در طراحی شخصیت های مانگا وان پیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶)
101 - 116
حوزههای تخصصی:
مانگا وان پیس، اثر ائیچیرو اودا، اثری محبوب و شناخته شده در جهان است، تعداد قسمت های این مانگا از هزار قسمت فراتر رفته و از آن، انیمه ای با همین نام توسط استودیو توئی انیمیشن ساخته شده است. باتوجه به افزایش محبوبیت مانگا در سراسر جهان، مقاله حاضر به بررسی بازتاب الگوهای سنتی ژاپن در این مانگا می پردازد. باوجود جهانی شدن فرهنگ و تأثیرات بین المللی بر صنعت مانگا، اودا موفق می شود عناصر فرهنگی و تاریخی ژاپن را در قالب داستانی جذاب و فانتزی به تصویر بکشد. هدف اصلی این پژوهش واکاوی نحوه بازتاب الگوهای سنتی ژاپن در طراحی شخصیت ها، موجودات و فضاسازی مانگای وان پیس است و با رویکرد توصیفی تحلیلی به این پرسش پاسخ می دهد که «الگوهای سنتی ژاپنی چگونه در طراحی شخصیت های مانگا وان پیس بازتاب یافته اند؟» این مقاله با تحلیل شخصیت ها، روایت ها و نمادهای موجود در وان پیس، نشان می دهد که چگونه مفاهیمی همچون احترام به طبیعت، ارزش های سامورایی، آیین، پوشش، معماری، همبستگی گروهی و ارزش های خانوادگی ریشه دار در فرهنگ ژاپن، در این اثر نمود می یابند. تأثیرات تاریخی مانند دوره های فئودالی و نبردهای سامورایی در طراحی دنیای داستانی و شخصیت های مانگا مشهود است. نتایج نشان می دهد که وان پیس نه تنها به عنوان یک اثر سرگرم کننده، بلکه به عنوان بازتابی از هویت فرهنگی ژاپن، موفق به جذب مخاطبان جهانی می شود. این مقاله بر اهمیت حفظ و انتقال ارزش های سنتی در قالب های مدرن هنری تأکید می کند و نقش مانگا را به عنوان پلی بین گذشته و حال فرهنگ ژاپن برجسته می سازد.
نقش روایت های تعاملی در ایجاد پیوند عاطفی کاربر با شخصیت های داستانی در بازی های رایانه ای: مطالعه موردی باران شدید
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
225 - 244
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی کارکرد روایت های تعاملی در ایجاد پیوند عاطفی میان کاربر و شخصیت های داستانی در بازی های رایانه ای می پردازد. هدف پژوهش، تبیین این نکته است که چگونه انتخاب های فردی و عاملیت کاربر در پیشبرد داستان می تواند منجر به شکل گیری پیوندهای عاطفی قوی و ماندگار با شخصیت های بازی شود. برای دستیابی به این هدف، پژوهش با استفاده از روش تحلیلی تفسیری و از طریق مطالعه موردی بازی رایانه ای باران شدید انجام شده است. داده های پژوهش از طریق تجربه مستقیم بازی، ثبت تصمیمات کاربر و مشاهده واکنش های احساسی شخصیت ها گردآوری شده و با استناد به منابع نظری مرتبط با روایت تعاملی بازی ها مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ساختار غیرخطی روایت و سیستم انتخاب های اخلاقی موجود در باران شدید ، به کاربر این امکان را می دهد تا به طور مستقیم در شکل گیری داستان دخیل شود و با هر تصمیم خود، تأثیر عاطفی قابل توجهی در روابط میان شخصیت های داستانی ایجاد کند. به عنوان مثال، انتخاب های اخلاقی پیچیده ای نظیر نجات یا فدا کردن یک شخصیت، باعث بروز احساساتی مانند گناه، همدلی، پشیمانی یا حتی شادی در کاربر می شود. همچنین، تعامل فیزیکی و خاص با دسته های بازی نیز حس حضور واقعی کاربر در داستان را تقویت کرده و تجربه ای عمیق و شخصی از بازی رایانه ای فراهم می آورد. این مطالعه نشان می دهد که روایت های تعاملی، با فراهم کردن بستری برای درگیر شدن فعال کاربر در روند داستان، می توانند تجربه بازی را از یک سرگرمی ساده به یک تجربه احساسی عمیق تبدیل کنند. یافته ها تأکید دارند که عاملیت کاربر در انتخاب های داستانی، نه تنها مسیر روایت را تغییر می دهد، بلکه زمینه ساز شکل گیری پیوندهای عاطفی ماندگار با شخصیت های بازی می شود؛ امری که درنهایت به توسعه تجربه زیسته کاربر در بستر بازی های رایانه ای منجر می شود.
مفهوم اسطوره ای اسپاراگموس و رابطۀ آن با اسطورۀ باروری یونانی (مطالعۀ موردی: نمایش نامۀ باکخانت ها اثر اوریپیدس)
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
245 - 264
حوزههای تخصصی:
اسطوره یکی از مهم ترین مبانی موجود در متون ادبی ملت ها است و یونان نیز از این قاعده مستثنی نیست. در این میان، ایزد دیونوسوس به عنوان اصلی ترین ایزد مرتبط با تراژدی همواره با کردارهای باروری ارتباط داشته و خویشکاری های متعدد باروری به او منسوب شده است. مفهوم اسپاراگموس به عنوان یکی از مضامین اسطوره ای مرتبط با کشتار زایشی است که در اسطوره و به دنباله آن در تراژدی بروز یافته است. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی مفهومی اسطوره ای در ادبیات و هنر نمایش یونان باستان است تا روابط میان اسطوره و انواع هنری روشن تر شود. روش پژوهش، تحلیل گزاره های مرتبط به اسپاراگموس و باروری به عنوان دو مؤلفه اسطوره ای بوده است تا از طریق آن بتوان درک کاربردی بهتری از هنرهای نمایشی و مشخصاً تراژدی یونان باستان به دست آورد. مبتنی بر آنچه در نمایش نامه باکخانت ها سروده اوریپیدس آمده، مجازات سر بریدن و مثله شدن که دیونوسوس برای پنتئوس در نظر گرفت، چون به دلیل کفر و ناسپاسی او بود، امری قدسی و مذهبی تلقی می شود و از این نظر آن را اسپاراگموس می توان قلمداد کرد. از طرفی، چون دیونوسوس که دستوردهنده اجرای اسپاراگموس است، دارای خویشکاری های زایشی و گیاهی است، ارتباط کشتار در اسپاراگموس و زایش در معجزات او به خوبی بیانگر نوعی ارتباط است. بدین صورت که دیونوسوس به عنوان ایزدی گیاهی و زایشی، کاملاً از اسپاراگموس به عنوان تنبیهی آیینی (و نه معمولی) برای به ثمر رساندن باروری استفاده می کند. مهم ترین نتایج این پژوهش به غیر از آنچه ذکر شد این است که اولاً اسپاراگموس به آن مجازاتی گفته می شود که شخصیت محوری یک اسطوره به دلیل کفر دینی به آن گرفتار شود و ثانیاً دیونوسوس به عنوان ایزد باروری، در حقیقت با صدور دستور اجرای اسپاراگموس درصدد به ظهور رسانیدن زایشی دوباره است.
آماده سازی محیط های شهری از نظر ایجاد تعادل بوم ساختی میان انسان و حیوان: پیشنهاد کدگذاری پهنه های جانور- مکانی برای شهر تهران، مطالعه موردی: شهرک اکباتان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
131 - 152
حوزههای تخصصی:
شهرهای امروزی به سبب ماهیت مدرن سبک زندگی انسان، حضور گونه های جانوری را در ساختار مدیریت و برنامه ریزی نادیده گرفته و منحصراً مناسب انسان ها برنامه ریزی و طراحی شده اند که به موجب این دیدگاه، بحران زیست پذیری شهرها و عدم تعادل اکولوژیک شهرها را به همراه داشته است. حفظ تنوع زیستی، بستر حفظ زیرساخت اکولوژیک که انسان ها از آن استفاده می کنند را تسهیل می نماید که این امر در راستای ظهور دیدگاه ها و فرهنگ های جدید مانند حقوق حیوانات و نگهداری از حیوانات خانگی در بین ساکنین شهرها بوده و به طور فزاینده ای در حال گسترش است. این پژوهش بر آن است تا با نگاهی جامع بر انواع گونه های جانوری و دیدگاه های متفاوت نسبت به حضور حیوانات در شهرها، هم زیستی میان انسان و گونه های جانوری را در ساختار برنامه ریزی گنجانده تا حفظ و احیای تنوع زیستی و تعادل اکولوژیک در شهرها را امکا ن پذیر سازد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از منظر ماهیت، کمی- کیفی است. در بخش مطالعه کیفی و تحلیل اطلاعات مصاحبه های متخصصان این حوزه از روش گرندد تئوری بهره گرفته شده است و جامعه هدف در بخش مطالعه کیفی شامل متخصصان حوزه برنامه ریزی شهری، اکولوژی شهری و دامپزشکی اند که در راستای ورود جانوران در روند برنامه ریزی شهری و حفظ تعادل بوم ساختی در ایران متخصص هستند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل 20 نفر از ساکنین و کسبه شهرک اکباتان می باشد که تعداد آن ها با استفاده از منطق اشباع نظری انتخاب شده است. اطلاعات به دست آمده نیز با استفاده از نرم افزار MAXQDA و Esri ArcGIS Pro تحلیل شده اند. طبق نتایج به دست آمده، 5 راهبرد در بعد برنامه ریزی و مدیریت، 3 راهبرد در بعد آموزش و فرهنگ سازی ، 3 راهبرد در بعد ساماندهی و آماده سازی کالبدی و نیز 3 راهبرد در بعد بهبود و ارتقای محیطی معرفی و برای بازطراحی محله اکباتان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده اند.
واکاوی لباس های بانوان کُرد شمال خراسان در لایین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۷
28 - 41
حوزههای تخصصی:
پوشاک نقش مهمی در پاسداری از ارزش های فرهنگی و هویتی هر منطقه دارد. این پژوهش بر لباس های بانوان کُرد شمال خراسان در لایین، واقع در خراسان رضوی، تمرکز دارد. این لباس ها از قدیمی ترین فرم لباس کُردی بانوان در خراسان است. با توجه به دنیای پرتلاطم مدرن کنونی و گذار از سنت به مدرنیته، این لباس ها تنها در مراسم و جشن ها استفاده می شود. با شناخت برش و دوخت لباس های سنتی که ریشه های فرهنگی و هویتی هر قومیتی است می توان از فراموش شدن آن جلوگیری کرد و این دانش های بومی را به دست آیندگان رساند. در این پژوهش چگونگی مراحل برش و دوخت البسه، ترسیم طرح گسترده و طبقه بندی قطعات لباس های مذکور، جهت نگهداری آن بررسی شده است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و داده های آن به دو شیوه میدانی (مبتنی بر مصاحبه و مشاهده) و البته اطلاعات اسنادی جمع آوری شده است. نتیجه این پژوهش نشان داد که قطعات لباس های بانوان کُرد شمال خراسان در لایین به «تن پوش»، «بالاپوش» و «سرپوش» طبقه بندی می شود که متشکل از «پاچه»، «زیرپیراهن»، «پیراهن»، «نیم تنه»، «کُله»، «شال» و «شار» است. دوزندگان لباس های محلی کُردهای لایین از الگوی ترسیم شده و آماده برش استفاده نمی کنند بلکه برش به صورت مستقیم روی پارچه انجام می شود. برش ها ساده و دور از پیچیدگی بوده و بدون دورریز است.
تحلیل مؤلفه های پیکره بندی فضاهای نیمه باز و بسته بناهای مسکونی دوره پهلوی بر اساس الگوی ذهنی متخصصان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
99 - 116
حوزههای تخصصی:
در دوران پهلوی، تحولات اجتماعی و فرهنگی موجب دگرگونی در الگوهای فضایی معماری مسکونی شد. این پژوهش با رویکرد ترکیبی و در چارچوب پارادایم عمل گرایی، به تحلیل تطبیقی فضاهای نیمه باز و بسته در این دوره پرداخته است. ابتدا مؤلفه های کلیدی از طریق تحلیل محتوای کیفی در نرم افزار MAXQDA استخراج شد. سپس تحلیل عامل Q با مشارکت ۱۵ متخصص و استفاده از SPSS انجام گرفت. همچنین دو نمونه بنای مسکونی با نرم افزار DepthmapX تحلیل شد. یافته ها سه الگوی ذهنی اصلی را نشان می دهد: عملکردی–فضایی، عملکردی–ساختاری و عملکردی–رفتاری. نتایج حاکی از آن است که در دوره پهلوی دوم، فضاهای نیمه باز نقش سازمان دهنده تری یافته و به مرزهای نرم، تعاملی و انعطاف پذیر تبدیل شده اند که نیازهای اقلیمی، اجتماعی و زیبایی شناسی را به طور هم زمان پاسخ می دهند.
کاربست رهیافت مدیریت ارزش محور در حفاظت از میراث زمین شناختی در مقصدهای گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حفاظت از میراث زمین شناختی، به عنوان بخشی ارزشمند از میراث طبیعی، نیازمند نگاهی فراتر از اقدامات فنی است و باید بر پایه درک ارزش های منتسب به این میراث انجام شود. هدف این پژوهش، ارائه چارچوبی مفهومی برای حفاظت از میراث زمین شناختی بر اساس رهیافت مدیریت ارزش محور است. برای این منظور، با استفاده از روش استدلال منطقی و مرور ادبیات نظری، مفاهیم کلیدی مرتبط با ارزش، اهمیت، نظریه ناهمسانی شناختی و اصول مدیریت ارزش محور مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که میراث زمین شناختی دارای مجموعه ای از ارزش های علمی، زیبایی شناسی، فرهنگی، اکولوژیکی، آموزشی و اقتصادی است که این ارزش ها، درک اهمیت آن را ممکن می سازند. از آنجا که گاه میان نگرش افراد نسبت به اهمیت این میراث و رفتار آن ها در عمل فاصله وجود دارد، نظریه ناهمسانی شناختی در این چارچوب به کار گرفته شد تا شکاف میان باور و رفتار ذی نفعان شناسایی و تحلیل شود. بر اساس چارچوب پیشنهادی پژوهش، سه اصل کلیدی رویکرد مدیریت ارزش محور شامل شفاف سازی، همگانی سازی و همسوسازی، به عنوان راهبردهایی برای کاهش ناهمسانی شناختی و افزایش هم راستایی میان ذی نفعان مختلف (جامعه محلی، گردشگران و متخصصان) پیشنهاد گردید. حفاظت از میراث زمین شناختی در این چارچوب، نه صرفاً اقدامی فیزیکی، بلکه فرآیندی است که در بستر تعاملات ارزشی، شناختی و رفتاری سامان می یابد. چنین رویکردی به ویژه در بسترهایی چون میراث زمین شناختی، که ماهیتی چندوجهی و پیچیده دارند، امکان آن را می دهد تا حفاظت از این میراث نه تنها علمی و تخصصی، بلکه مردمی، پایدار و مؤثر باشد. چارچوب پیشنهادی پژوهش می تواند مبنایی برای تدوین سیاست ها، طراحی برنامه های آموزشی و تقویت مشارکت اجتماعی در حفاظت از میراث زمین شناختی در مقصدهای گردشگری فراهم آورد.
مروری بر کاربرد ترکیبات گیاهی در حفاظت بیولوژیکی آثار کاغذی در مقابله با قارچ ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخریب زیستی آثار کتابخانه ای یکی از مشکلات جهانی و گسترده ای است که از دلایل اصلی آن می توان به فرسایش و نابودی اسناد و کتب خطی به واسطه عوامل بیولوژیکی، به ویژه قارچ ها، اشاره کرد. این نوع تخریب با سرعت بالا پیش می رود و در مدت زمانی کوتاه می تواند آسیب های جبران ناپذیری به آثار وارد کند. با توجه به ماهیت آلی و آسیب پذیر کاغذ، و نقش قارچ ها به عنوان یکی از عوامل اصلی تخریب آثار کاغذی، به کارگیری روش هایی برای پیشگیری از رشد قارچ ها و کنترل آلودگی های قارچی، در حفاظت از این آثار، از اهمیت بالایی برخوردار است. در سال های اخیر، به دلیل خطرات زیست محیطی و عوارض جانبی ناشی از برخی ترکیبات شیمیایی، تمرکز پژوهش های زیادی بر استفاده از ترکیبات طبیعی، به ویژه گیاهان دارویی با خواص ضدقارچی، معطوف شده است. در این مقاله، تأثیر گیاهان دارویی مختلف در جلوگیری از رشد قارچ های آسیب زا بر آثار کاغذی بررسی شده و نتایج مربوط به اثربخشی آن ها بر گونه های مختلف قارچی در آثار تاریخی کاغذی، گزارش گردیده است.
تأثیر ناسازگاری های توسعۀ کالبدی بر هویت و حس تعلق به مکان (نمونه موردی: روستای طار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
44-53
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی «ناسازگاری های توسعه با مکانیت بستر» در روستای طار انجام شده است. در بسیاری از روستاهای ایران، طرح های توسعه به ویژه طرح های هادی، با هدف بهبود وضعیت فیزیکی و زیرساخت ها، اجرا می شوند، اما این تغییرات اغلب با ویژگی های بومی، فرهنگی و اجتماعی جوامع روستایی ناهماهنگ هستند. این پژوهش به منظور تحلیل تأثیرات این تغییرات کالبدی بر هویت مکانی و حس تعلق به مکان ساکنان روستای طار انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و از ترکیب دو روش مطالعات میدانی و کتابخانه ای بهره گرفته شده است. در سفر پژوهشی به روستای طار، ویژگی های کالبدی، معابر، فضاهای عمومی و نحوه تعامل ساکنان با این فضاها بررسی و مستندسازی شد. همچنین، گفت وگوهای غیررسمی با ساکنان انجام شد تا تجربیات آن ها از تأثیرات توسعه های اخیر بر روابط اجتماعی و احساس تعلق به مکان جمع آوری شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که توسعه های کالبدی صورت گرفته با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی بومی روستا هماهنگ نبوده و این موضوع منجر به کاهش حس تعلق به مکان و ایجاد فاصله میان ساکنان و محیط کالبدی شان شده است. در نهایت، این تحقیق پیشنهاد می کند که توسعه های کالبدی در روستاها باید به طور ویژه با توجه به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و هویتی ساکنان طراحی و اجرا شوند تا از پیامدهای منفی ناشی از ناسازگاری ها جلوگیری شود.
تحلیل تطبیقی و ﻧﻘﺪ ﺳﺮ ﻓﺼﻞ کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آثار تاریخی: از تدوین نخستین در سال ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری، تصویب و اجرا در سال 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ تحلیل ﺗﺤﻮﻻت ﺳﺮﻓﺼﻞ رشته کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی در ایران می پردازد؛ از نخستین نسخه ﻣﺼﻮب آن در ﺳﺎل ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری اساسی آن در ﺳﺎل ۱۴۰۱. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ رویکردی تحلیلی تطبیقی، اﺑﺘﺪا ﺑﻪ بررسی زمینه های نظری، تاریخی و اجرایی شکل گیری رشته ﻣﺮﻣﺖ در ﻧﻈﺎم آﻣﻮزش عالی ﮐﺸﻮر می پردازد و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ساختاری و محتوایی ﺳﺮﻓﺼﻞ پیشین ایﻦ رﺷﺘﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ. یافته هایﺣﺎﺻﻞ از این ﭘﮋوﻫﺶ، ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ، ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ آﻣﻮزهﻫﺎی دینی، ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی پایه ای ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد اﻣﺎ ﺑﻪﻣﺮور زﻣﺎن ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﺤﻮﻻت ﻋﻠﻤﯽ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﯿﺪاﻧﯽ و رﺷﺪ ﻓﻨﺎوریﻫﺎی نوین، ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪی هایی در اﺟﺮای آن نمایان ﺷﺪ. ﺑﺎزﻧﮕﺮی اﻧﺠﺎمﺷﺪه در ﺳﺎل ١٣٩٧، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻼش ﺟﻤﻌﯽ از ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ و ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ﺣﻮزه ﻣﺮﻣﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﻪروزرﺳﺎﻧﯽ ﻋﻠﻤﯽ، ارﺗﻘﺎی آﻣﻮزش ﻋﻤﻠﯽ، ﺣﺬف دروس ﺗﮑﺮاری، اﻓﺰودن دروس ﮐﺎرﺑﺮدی و ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺗﻌﺪاد واﺣﺪﻫﺎی درﺳﯽ، اﺳﺘﺎﻧﺪاردﺳﺎزی ﻣﺤﺘﻮای آﻣﻮزﺷﯽ، تقویت ارﺗﺒﺎط ﻧﻈﺮی و ﻋﻤﻠﯽ و ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻓﻨﺎوراﻧﻪ از مهم ترین ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﻧﺴﺨﻪ جدید ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد. اﻓﺰون ﺑﺮ آن، این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی اجرایی و ﮐﻤﺒﻮد ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺗﺨﺼﺼﯽ در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی را ﺑﺮای ارﺗﻘﺎء ﮐﯿﻔﯽ آﻣﻮزش و ﮐﺎرآﻣﺪﺳﺎزی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ اﺷﯿﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تاریخی ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. در ﻣﺠﻤﻮع، این ﭘﮋوﻫﺶ ﺿﻤﻦ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﺿﺮورت پویایی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ، ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻣﺮﻣﺖ در ﺣﻔﻆ هویت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تقویت سرمایه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﺸﻮر ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و ﭼﺎرﭼﻮﺑﯽ ﺑﺮای اﺻﻼﺣﺎت آینده در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﺳﺎزد.
آموزش مبتنی بر یادگیری سازنده گرا در حفاظت از بناهای تاریخی: ارائه و تحلیل تجربه آموزش مسئله محور در قالب تمرین های حفاظت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادگیری، آﻣﻮزشﻫﺎی ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و ﺣﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در دﻫﻪﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺤﻮل در فرایند آﻣﻮزش ﺷﺪه اﻧﺪ. یادگیری دانشجویان در ﮐﻼس درس ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮای آن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ ﺑﯿﻦ ﺳﺒﮏ یادگیری ﺗﺮﺟﯿﺤﯽ داﻧﺸﺠﻮ و ﺳﺒﮏ آﻣﻮزش اﺳﺘﺎد درس دارد. این ﻣﻮﺿﻮع در دروس و واﺣﺪﻫﺎیی ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻋﻤﻠﯽ دارﻧﺪ ﻧﻤﻮد ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺧﻮاﻫﺪ یافت. از این رو در ﺣﻮزهﻫﺎیی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻣﻬﺎرت ﻣﺤﻮر آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ دیگر ﺷﯿﻮهﻫﺎی آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﮐﻼسﻫﺎی یک ﻃﺮﻓﻪ ﺟﻮاﺑﮕﻮی آﻣﻮزش در داﻧﺸﮕﺎه ﻧﯿﺴﺖ و ﻧﮕﺎهﻫﺎ و رویﮑﺮدﻫﺎی ﺟﺪیﺪ ی را ﻣﯽﻃﻠﺒﻨﺪ. یکی از این دیدﮔﺎهﻫﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮاﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در این راﺳﺘﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ روش اﻗﺪامﭘﮋوﻫﯽ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ در ﮐﻨﺎر ﻣﺮور ﭼﺎرﭼﻮب ﻧﻈﺮ ی ﻣﻮﺿﻮع، اﺑﻌﺎد ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ یک ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪﻣﺤﻮر در آﻣﻮزش داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی (ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان تمرین های ﺣﻔﺎﻇﺖ) را اراﺋﻪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. ﺑﺎ این ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻼش دارد ﺑﻪ این ﭘﺮﺳﺶ ﮐﻪ روش آﻣﻮزش و تدریس ﭼﮕﻮﻧﻪ می تواند ﺑﻪ تقویت وﺟﻮه خلاقانه ﺑﺮای ﺣﻞ مسائل تخصصی ﺣﻔﺎﻇﺖ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ؟ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﺪ. ﭘﺲ از در یافت ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی ﺗﺠﺮﺑﻪ اراﺋﻪ ﺷﺪه از ﮔﺮوه ﻣﻨﺘﺨﺒﯽ از ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻼن ﮐﻪ در فرآیند آﻣﻮزش، این تمرین ها را ﺗﺠﺮﺑﻪ کرده اند. تحلیل محتوای ﻧﻈﺮات آنﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم اﻓﺰار MAXQDA اﻧﺠﺎم و نتایج آن اراﺋﻪ گردید. در نهایت ﻋﻼوه ﺑﺮ همسانی ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺑﺎ ﻫﺪفﻫﺎی تبیین ﺷﺪه، ارﺗﺒﺎط ﻣﻌﻨﺎدار روش آﻣﻮزش ﻣﺬﮐﻮر ﺑﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و مبتنی ﺑﺮ ﺣﻞ مسئله ﻣﺸﺨﺺ گردید. در ﻧﺘﯿﺠﻪ این اﻟﮕﻮ به عنوان نمونه ای ﺑﺮای تقویت مهارت های تخصصی دانشجویان ﺑﺮای الگوگیری در سایر دروس تخصصی این رشته پیشنهاد ﺷﺪه اﺳﺖ.
آموزش نوین مرمت از انتقال دانش فنی تا تربیت متخصصان شایسته: دانشکده حفاظت و مرمت دانشگاه هنر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ﻧﻈﺎم آموزشی ﻣﺮﻣﺖ، ﺗﻤﺮﮐﺰ اصلی ﻫﻤﻮاره ﺑﺮ اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ فنی و تخصصی در زمینه ﺳﺎﺧﺘﺎر، ﻓﻨﻮن و ﻣﺪاﺧﻼت حفاظتی ﺑﻮده اﺳﺖ. اﮔﺮﭼﻪ این بنیان علمی ﺑﺨﺶ جدایی ناپذیر آﻣﻮزش در این رﺷﺘﻪ ﻣﺤﺴﻮب می شود، ﺗﺤﻮﻻت نوین در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺷﺎیستگی های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻧﺮم، ﮐﺎر ﺗﯿﻤﯽ و اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪای ﻧﯿﺰ ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮ ی در ارﺗﻘﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن دارﻧﺪ. داﻧﺸﮕﺎه ﻫﻨﺮ اﺻﻔﻬﺎن ﺑﺎ ﭘﯿﺸﯿﻨﻪای دیرینه در آﻣﻮزش ﻋﺎﻟﯽ ﻫﻨﺮ، یکی از ﻣﺮاﮐﺰ ﭘﯿﺸﺘﺎز و ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﮐﺸﻮر در ﺣﻮزه ﺣﻔﻆ و اﺣﯿﺎی ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺗﺎریخی اﺳﺖ. این ﻧﻬﺎد ﻋﻠﻤﯽ ﮐﻪ در ﺑﯿﻦ ﺳﺎل ۱۳۵۶ ﺑﺎ ﺗﺄﺳﯿﺲ «پردیس اﺻﻔﻬﺎن» واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ «داﻧﺸﮕﺎه ﻓﺎراﺑﯽ» ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ، از اﺑﺘﺪا ﺑﺎ ﻫﺪف ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺮوﻫﺎی ﻣﺘﺨﺼﺺ در ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی و ﻣﻌﻤﺎری سنتی فعالیت ﮐﺮده و ﺑﻪ مرکزی بی بدیل در ﺳﻄﺢ ﮐﺸﻮر تبدیل ﺷﺪه اﺳﺖ. این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ تاریخچه ﺗﺎﺳﯿﺲ داﻧﺸﮑﺪه ﻣﺮﻣﺖ و نیز ﺳﺎﺧﺘﺎر فعلی آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ در داﻧﺸﮑﺪهﻫﺎی ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﺿﺮورت ﺗﻠﻔﯿﻖ آﻣﻮزشﻫﺎی ﻓﻨﯽ ﺑﺎ ﺣﻮزهﻫﺎی ﻣﮑﻤﻞ ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی ﺑﺮای ﺑﺎزﻧﮕﺮی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺟﻬﺖ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﺮﻣﺘﮕﺮاﻧﯽ ﻣﺴﺌﻮل و شایسته اراﺋﻪ ﻣﯽدﻫﺪ.
تأثیر کالبد و مراتب فضایی در حس تعلق به مکان در مسجد مدرسه های دورۀ صفویه اصفهان (مطالعه موردی مسجد- مدرسه های چهارباغ، امام و حکیم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
73 - 88
حوزههای تخصصی:
کالبد و رعایت مراتب در فضاهای معماری یکی از مهمترین اصول در شکل گیری بناهای ایرانی می باشد که از نمودهای تفکرات و اندیشه های اسلامی مطرح و خصوصیات خاص سنت، دارای ابعاد مختلفی از آن گشته است؛ در فرهنگ اسلامی ایرانی مسجد-مدرسه ها جایگاه ویژه در معماری داشته اند، لذا در این راستا در دوره صفوی مدارس به عنوان مهمترین مراکز آموزشی در خدمت مساجد، به یکی از مهمترین انواع ابنیه تبدیل شدند. مفهوم توالی و سلسله مراتب در معماری اسلامی ایرانی همیشه مورد تاکید بوده و این اصل به طور خاص در کالبد مسجد-مدرسه ها مورد توجه معماران بوده است؛ توالی و سلسله مراتب فضایی می تواند منجر به احساس تعلق افراد به مسجد-مدرسه ها شود. لذا با توجه به تغییرات کالبدی مسجد-مدرسه ها در طول دوران، مفهوم و کاربست سلسه مراتب دچار تحول شده است. بنابراین با توجه به تاثیر سلسله مراتب بر احساس تعلق به مکان ضرورت دارد که ارتباط میان سلسه مراتب در مسجد-مدرسه ها با حس تعلق به مکان مورد بررسی قرار گیرد. لذا پرسش اصلی این پژوهش این است که تاثیر سلسله مراتب بر ایجاد حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های دوره صفوی چیست؟ هدف نوشتار حاضر تاثیر کالبد و مراتب فضایی در حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های دوره صفویه می باشد. روش گردآوری اطلاعات پژوهش، به لحاظ نوع نتایج توصیفی-تحلیلی و به لحاظ رهیافت تاریخی-تفسیری است که به شیوه تحلیل گونه شناختی و با شیوه گردآوری داده کتابخانه ای (اسنادی) و با ابزار نقشه خوانی، سندخوانی و فیش برداری انجام شده است،که ابتدا ارکان معماری مساجد را بررسی می کند. سپس نقش این اصول از جمله مراتب فضایی منطبق بر کالبد را بر حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های شاخص دوره صفوی چهارباغ، امام و حکیم در اصفهان را به بحث خواهد گذاشت. نتایج تحقیق نشان می دهد که ترتیب، توالی و نظم درونی که شاکله ی کالبد را تشکیل می دهند سبب شده که افراد حس تعلق به مکان داشته باشند. بگونه ای که تغییر توالی و یا حذف سلسله مراتب باعث می شود ماهیت عناصر کالبدی به منظور ایجاد تعلق خاطر تغییر پیدا کند. لذا این تحول، درک از عناصر کالبدی در سلسله مراتب بطور صحیح صورت نگرفته و حس تعلق به مکان افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.