مقالات
حوزههای تخصصی:
مؤلفه های تأثیرگذار در دنیای حفاظت از میراث باید بر مبنای رویکردهای نوین مورد بازنگری مفهومی قرار گیرند؛ چرا که شواهد نشان می دهد کشورهای در حال توسعه به شدت در حال مخدوش نمودن منظر تاریخی شهرها هستند؛ البته برخی از شهرهای توسعه یافته نیز از این موضوع مستثنی نیستند. نئولیبرالیسم در نیم قرن گذشته با برافراشتن سازه هایی در حریم منظر فرهنگی هسته های تاریخی به تلاش ویرانگر خود در تخریب مناظر شهری تاریخی کوشیده است؛ لذا ضرورت دارد تا معمار – حفاظت گران با رویکرد آینده نگارانه عوامل تغییر در جوامع را بررسی کنند و در طرح های حفاظتی خود به عنوان یک متغیر مهم تاثیر گذار مَدّ نظر قرار دهند. این مقاله رویکردی مروری- مفهومی دارد و از تحلیلی کیفی بهره مند است. هدف اصلی که این مقاله به آن پرداخته، بررسی نقش نئولیبرالیسم بر وضعیت مناظر شهری تاریخی و چگونگی نقش استراتژی آینده پژوهی در مدیریت حفاظت بوده است. بر مبنای هدف، مقاله در صدد رسیدن به پاسخ این پرسش ها است: تاثیرات نئولیبرالیسم بر میراث معماری و مناظر شهری تاریخی چگونه بوده است؟ و تاثیرات ناشی از این هم نشینی در آینده با چه سازوکاری باید مدیریت گردد؟ در راستای پاسخ به پرسش های مطرح شده، مولفه نئولیبرالیسم به عنوان عامل تاثیر گذار بر دامنه چیستی حفاظت از مناظر شهرهای تاریخی، بازشناسی شده و درک جامع تری از "حفاظتِ میراث" را ایجاد نموده است. مولفه مذکور به طور قطع از ضروریات درک عمیق موضوع حفاظت نوین است. در زمانی که نئولیبرالیسم نگاه حفاظتی را بیش از پیش اقتصادی نموده است راه نجات از نفوذ بیشتر آن، داشتن یک استراتژی آینده پژوهانه است.
واکاوی ذهنیت تفکرطراحی در آموزش معماری بر اساس خلاقیت، انعطاف پذیری و مهارت و تواناییِ شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اهداف مهم آموزش در معماری، افزایش قدرت تفکر طراح و ذهنیت او است؛ لذا شناسایی عوامل مرتبط با روند طراحی و بخصوص تفکر در طراحی ضروری به نظر می رسد. جهت ارتقاء کیفیت آموزش، براساس پژوهش های شناختی، باید به بررسی سازه های شناختی در آموزش پرداخت. بر این مبنا شناخت گرایی علاقه مند به بررسی فرایندهای شناختی و چگونگی پردازش آن ها است. ازجمله متغیرهای شناختی مرتبط با ذهنیت تفکر طراحی، خلاقیت، انعطاف پذیری، مهارت و توانایی شناختی است. هدف این پژوهش، پیش بینی ذهنیت تفکر طراحی بر اساس خلاقیت، توانایی و انعطاف پذیری شناختی دانشجو بود. لذا سئوال اصلی این بود که آیا می توان ذهنیت تفکر طراحی را بر اساس خلاقیت، توانایی های شناختی و انعطاف پذیری شناختی پیش بینی کرد؟ روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی بود. در پژوهش حاضر جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان معماری دانشگاه فنی و حرفه ای دختران همدان درسال تحصیلی1400-1399 است. روش نمونه گیری، به شیوه در دسترس به تعداد 278 نفر انتخاب شد. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه ی خلاقیت عابدی(1372)، پرسشنامه ی انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و پرسشنامه ی مهارت ها و توانایی های شناختی نجاتی(1392) بود. با استفاده از روش همبستگی روابط بین متغیرها بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که، متغیرهای پژوهش مهارت و توانایی شناختی، خلاقیت و انعطاف پذیری شناختی توان پیش بینی با 41 درصد از تغییرات متغیر ملاک یعنی تفکر طراحی را دارند. به عبارتی با ضریب رگرسیونی استاندارد شده مهارت و توانایی شناختی اجتماعی (16/0)، توانایی شناختی غیر اجتماعی(26/0)، انعطاف پذیری شناختی(32/0) و خلاقیت(43/0) می توان گفت که پیش بینی کننده های خوبی برای تفکرطراحی هستند. از آنجایی که متغیرهای خلاقیت، توانایی و انعطاف پذیری شناختی با ذهنیت تفکر طراحی ارتباط دارد؛ لذا پیشنهاد می شود، در برنامه ریزی آموزشی درسی با هدف توسعه حرفه ای و تربیت طراحان ماهر به پرورش و تربیت مهارت ها و توانایی های شناختی فراگیر در قالب دوره های آموزشی توجه شود.
بررسی و شناخت شاخصه های تجلّیِ عالم خیال در مکانِ معماری از دیدگاه عارفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکان یکی از حوزه های مهم و شاخص در تعاریف معماری محسوب می گردد. هویت دهی به مکان می تواند حضور انسان را در معماری معنا کند. عرفای اسلامی یکی از راه های شناخت عالم ملکوت را عالم خیال و ارتباط با آن به واسطه قوه خیال می دانند. با توجه به اینکه خیال و خیال پردازی امر مهمی در خلاقیت معماری است دراین پژوهش که به روش کیفی - کمی انجام گرفته است، سعی بر شناسایی شاخصه های تجلی عالم خیال در مکان های معماری دارد و با بررسی اندیشه عرفای اسلامی همچون ابن عربی، مولانا و ملاصدرا (با توجه به اشتراکات دیدگاه در باب اهمیت خیال) و تجلی دیدگاه هایشان در شناخت مکان های معماری است. در نتایج این تحقیق می بینیم با وجود اینکه این عرفا بطور صریح در خصوص معماری اظهارنظر نکرده اند، ولی مکان های معماری براساس رویکردهای ایشان هویت مند شده اند و معماران با عناصر و تزئینات ویژه در آثار خود توانسته اند به تجلی این اندیشه ها در معماری و سایر هنرها تحقق ببخشند. از اهداف این پژوهش می توان به الف) شناسایی شاخصه های تجلی عالم خیال در عالم محسوسات در قالب مکان معماری و ب) کشف معانی نمادینِ عناصر و تزئینات معماری از دیدگاه های عرفانی و از سوالات این پژوهش می توان به: الف) شاخصه های تجلی عالم خیال در مکان معماری دنیای محسوسات چیست؟ و ب) اندیشه عرفای اسلامی نسبت به خیال چگونه در شناخت مکان تجلی می یابد؟ اشاره نمود. در تحلیل و نتایج این مقاله می بینیم که تجلی این دیدگاه ها در قالب معانی نمادین درعناصر، هندسه نقوش، اعداد، رنگها و... در مکان های معماری دیده می شود و این می تواند به کشف نسبت خیال در شناخت مکان های معماری بسیار ارزشمند باشد. برای اثبات شاخصه های شناسایی شده، آن کمیت ها را در نمونه موردی که همانا مسجد دومناره سقز انتخاب شده، سنجش می نماییم.
خوانش نگرش های تخصصی در ارزیابی اقدامات حفاظتی؛ شناسایی مؤلفه های کلیدی مؤثر با استفاده از روش تحلیلِ ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان شکل گیری معماری، حفظ و نگهداری بناهای ارزشمند به عنوان یک اصل موردتوجه بوده است. امروزه نیز با گسترش مفهوم میراث، حفاظت یک فرآیند پیچیده و مداوم تلقی می شود که ممکن است متخصصان زیادی را در زمینه های مختلف درگیر کند. آنچه در رابطه با فرآیند حفاظت اهمیت دارد این است که تمام متخصصان باید برای یک هدف مشترک که در نهایت منجر به حفظ ارزش های اثر، پایداری بنا در طولانی مدت و اطمینان از بقای آن در آینده خواهد شد، فعالیت داشته باشند. در این راستا توجه به نگرش ها و نحوه مواجهه کارشناسان حفاظت از میراث، به عنوان عاملی تأثیرگذار در کیفیت اقدامات حفاظتی مطرح می شود. خوانش نگرش های تخصصی، ارزیابی وضع موجود و شناسایی مؤلفه های کلیدی مؤثر بر حفاظت از دیدگاه متخصصان و صاحب نظران با نگاهی آسیب شناسانه، موضوعاتی است که در این راستا قابل توجه و اهمیت هستند. در این مطالعه دستیابی به این مؤلفه های کلیدی مؤثر بر ارزیابی اقدامات حفاظتی و رابطه این مؤلفه ها با یکدیگر هدف پژوهش را شکل داده است. ماهیت این مطالعه کمی-کیفی است و از روش تحلیل آینده پژوهانه برای آن بهره گرفته شده است. مؤلفه های مؤثر در ارزیابی اقدامات حفاظتی با بررسی دیدگاه های نظریه پردازان، منشورها و اسناد بین المللی قرن اخیر و از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی فراهم شده است. پس از تدقیق این مؤلفه ها، در بخش تحلیل ساختاری نظرات گروهی از صاحب نظران و متخصصان حوزه حفاظت در ایران، با ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. علاوه بر شناسایی و تحلیل روابط بین مؤلفه های مؤثر، با استفاده از نرم افزار میک مک (MicMac) این ها بعنوان متغییر سطح بندی شده اند. پس از تفسیر و تحلیل نتایج به دست آمده، 6 متغیر کلیدی به عنوان عوامل مؤثر در ارزیابی اقدامات حفاظتی از دید متخصصان مورد شناسایی قرار گرفته است. رابطه بین متغیر های تأثیرگذار استخراج شده، حاکی از آن است که نگرش کلی حفاظت در جریان جامعه متخصصان، شرایط ناپایداری را دنبال می کند.
حقوق شهروندی اسلامی در طراحی معماری خانه های تاریخی قاجار دزفول با تاکید بر شرایط بحران همه گیری کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل موثر بر کیفیت زیستی، توجه به حقوق شهروندی است. به طوری که برمبنای شرایط مکان وزمان، شکل گرفته و اهمیت آن درجامعه تحت تاثیر چارچوب های دوره اسلامی ایران نمود می یابد. براین اساس حقوق شهروندی در تاثیر بر محیط زیست افراد نقش داشته و در سطوح مختلفی ایجاد می گردد. همچنین معماری خانه به عنوان بستری با رابطه مستقیم در زیست جامعه اهمیت داشته و به واسطه تغییرات در دوران مدرن، نیازمند آسیب شناسی است. ازطرفی شرایط کووید19 به عنوان یکی از جنبه های حقوق شهروندی، اهمیت داشته و پاسخگویی آن به ساکنین خانه در این شرایط، مهم بوده است. به این ترتیب می توان هدف را، پاسخگویی اندیشه های معماری اسلامی به شرایط بحران کووید19 در خانه های تاریخی دزفول درنظر گرفت که نمونه ای شاهد بر معماری است. به طوری که منجر به ارائه راهبردهایی در چارچوب اندیشه ها و تحقق حقوق شهروندان می گردد. روش پژوهش برپایه تحلیل محتوای متون به صورت کیفی و بررسی های کمی با روش «کوداس» است که درنهایت بااستفاده از استدلال منطقی، نتیجه گیری از آنها صورت می گیرد. دراین روش ابتدا به بررسی متون در راستای چارچوب توجه اسلامی به معرفت شناسی پرداخته شده و سپس با ارزشگذاری عددی ومنطق، آسیب شناسی و نتیجه گیری حاصل می گردد. یافته های تحت تاثیر عوامل موثر بر حقوق شهروندی ایجاد شده که در سه جنبه سلامت ذهن، سلامت جسم، اجتماع و اقتصاد، زیست افراد را آسیب شناسی می کند. از این رو می توان براساس بررسی های کمی، مولفه های آسایش صوتی، تهویه مناسب، نور، امنیت، روابط اجتماعی، اندازه و تعددفضا، انعطاف پذیری را با بیشترین تاثیر در کیفیت زیستی موثر دانست. به طوری که نتیجه آن ایجاد رابطه ای معنی دار میان حقوق شهروندی و شرایط بحران کووید19 است که در چارچوب اندیشه های اسلامی و برای پاسخگویی به نیازهای مختلف ایجاد می گردد
تأثیر کالبد و مراتب فضایی در حس تعلق به مکان در مسجد مدرسه های دورۀ صفویه اصفهان (مطالعه موردی مسجد- مدرسه های چهارباغ، امام و حکیم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کالبد و رعایت مراتب در فضاهای معماری یکی از مهمترین اصول در شکل گیری بناهای ایرانی می باشد که از نمودهای تفکرات و اندیشه های اسلامی مطرح و خصوصیات خاص سنت، دارای ابعاد مختلفی از آن گشته است؛ در فرهنگ اسلامی ایرانی مسجد-مدرسه ها جایگاه ویژه در معماری داشته اند، لذا در این راستا در دوره صفوی مدارس به عنوان مهمترین مراکز آموزشی در خدمت مساجد، به یکی از مهمترین انواع ابنیه تبدیل شدند. مفهوم توالی و سلسله مراتب در معماری اسلامی ایرانی همیشه مورد تاکید بوده و این اصل به طور خاص در کالبد مسجد-مدرسه ها مورد توجه معماران بوده است؛ توالی و سلسله مراتب فضایی می تواند منجر به احساس تعلق افراد به مسجد-مدرسه ها شود. لذا با توجه به تغییرات کالبدی مسجد-مدرسه ها در طول دوران، مفهوم و کاربست سلسه مراتب دچار تحول شده است. بنابراین با توجه به تاثیر سلسله مراتب بر احساس تعلق به مکان ضرورت دارد که ارتباط میان سلسه مراتب در مسجد-مدرسه ها با حس تعلق به مکان مورد بررسی قرار گیرد. لذا پرسش اصلی این پژوهش این است که تاثیر سلسله مراتب بر ایجاد حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های دوره صفوی چیست؟ هدف نوشتار حاضر تاثیر کالبد و مراتب فضایی در حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های دوره صفویه می باشد. روش گردآوری اطلاعات پژوهش، به لحاظ نوع نتایج توصیفی-تحلیلی و به لحاظ رهیافت تاریخی-تفسیری است که به شیوه تحلیل گونه شناختی و با شیوه گردآوری داده کتابخانه ای (اسنادی) و با ابزار نقشه خوانی، سندخوانی و فیش برداری انجام شده است،که ابتدا ارکان معماری مساجد را بررسی می کند. سپس نقش این اصول از جمله مراتب فضایی منطبق بر کالبد را بر حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های شاخص دوره صفوی چهارباغ، امام و حکیم در اصفهان را به بحث خواهد گذاشت. نتایج تحقیق نشان می دهد که ترتیب، توالی و نظم درونی که شاکله ی کالبد را تشکیل می دهند سبب شده که افراد حس تعلق به مکان داشته باشند. بگونه ای که تغییر توالی و یا حذف سلسله مراتب باعث می شود ماهیت عناصر کالبدی به منظور ایجاد تعلق خاطر تغییر پیدا کند. لذا این تحول، درک از عناصر کالبدی در سلسله مراتب بطور صحیح صورت نگرفته و حس تعلق به مکان افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.
تحلیل سازمان فضایی مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد با استفاده از روش نحو فضا جهت شناخت روابط فضایی مدارس دورۀ تیموری در خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر سرزمینی، پیشینه ای دارد که فرهنگ مردم آن سرزمین را شکل داده است. یکی از مهم ترین دوره های معماری ایرانی، معماری دوران تیموری است. این پژوهش در تلاش بوده، شناختی از معماری ایران، خراسان، و یکی از مدارس دارای اهمیت دوره تیموری، مدرسه غیاثیه خرگرد را ارائه نماید. با کمرنگ شدن مولفه های شکل دهنده پیکره بندی فضایی معماری گذشته در پلان بناهای معاصر ضرروت انجام این پژوهش احساس می شود. در این پژوهش از روش نحو فضا جهت تحلیل روابط فضایی و چگونگی پیکره بندی فضایی در مدرسه غیاثیه خرگرد استفاده شده است. در نهایت با تکیه بر آن، تلاش شده الگویی از مدرسه غیاثیه خرگرد به جهت بهره مندی در طراحی فضاهای آموزشی و پژوهشی جدید برای جلوگیری از الگوبرداری از معماری های غیراصلی ارائه گردد. این پژوهش با هدف تجزیه و تحلیل ویژگی پیکره بندی فضایی، به شناسایی روابط فضایی و اجتماعی در الگوی شکلی پلان مدرسه غیاثیه خرگرد برای دستیابی به چیدمان مطلوب فضایی پرداخته است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی در نمونه موردی برای پاسخ به سوالات، و رسیدن به اهداف استفاده شده و ابزار مورد استفاده پژوهش، شامل مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد و مدارک مکتوب، مشاهده و برداشت میدانی و در نهایت شبیه سازی با استفاده از نرم افزار نحو فضا(دپس مپ)است. یافته ها نشان داد میان نوع سازماندهی فضایی و میزان همپیوندی، عمق، اتصال و وضوح در مدرسه غیاثیه خرگرد رابطه معنادار وجود دارد؛ با توجه به اینکه الگوی سازماندهی و آرایش فضایی در مدرسه، سازماندهی مرکزی و خطی است، فضای حیاط مرکزی دارای بیشترین میزان همپیوندی، اتصال وکمترین میزان عمق است. چیدمان مرکزی پلان مدرسه باعث ایجاد وضوح بالا شده است. به نظر میرسد استفاده از سازماندهی مرکزی در پلان های برگرفته از الگو مدرسه خرگرد یکی از مهم ترین راهکار های طراحی در طراحی فضاهای آموزشی و پژوهشی جدید است.
تأثیر تکنولوژی دیجیتال در الویت بندی شاخص های طراحی فرهنگ معماری ساختمانهای معاصر ایران (مطالعه موردی شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسیاری موارد نوآوریهای فناورانه در معماری نتیجه انتقال فناوری بدون در نظر گرفتن ماهیت تکنولوژی است. استفاده از فناوری دیجیتال در معماری به معنای فراموشی فرهنگ نیست. بلکه تعامل فرهنگ ها بایکدیگر و نوعی تبادل فرهنگی در بین جوامع از طریق ساختار و روند طراحی معماری در قرن معاصر است. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تکنولوژی دیجیتال در الویت بندی شاخص های طراحی فرهنگ معماری ساختمانهای معاصر ایران در شهر تبریز است. روش تحقیق حاضر توصیفی-تحلیلی بوده و جامعه آماری تحقیق 20 نفر از خبرگان معماری می باشد. برای پایای سوالات از آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش آنتروپی شانون به همراه تکنیک تاپسیس و تاپسیس فازی عددی بکارگرفته شد. نتایج نشان داد. در بین معیارها، معیار کارکردی با امتیاز 371/0 دارای رتبه اول، معیار ادراکی با امتیاز 330/0 رتبه دوم و معیار مفهومی با امتیاز 299/0 دارای رتبه سوم می باشد. و همچنین یافته های بدست آمده از دو تکنیک تاپسیس و اف تاپسیس(فازی عددی)، نشان دادند هرچند تفاوتهای خیلی کمی بین نتایج هر دو تکنیک وجود داشت. اما در هر دو مدل بترتیب برج تجارت جهانی رتبه اول بدست آورد و بعد از آن برج بلور، هتل پارس، برج شهران و مرکز تجاری اطلس بترتیب رتبه های دوم، سوم، چهارم و پنجم را بدست آوردند. در نتیجه کارکرد فناوری در بسترجهانی شدن و عصر ارتباطات به هیچ وجه نمی تواند به معنای نابودی فرهنگ در معماری باشد. ارتباطات نمی تواند از بین برنده باشد. اشکال اصلی که در ذهن بشر از تحولات فناوری در بستر جهانی شدن ایجاد شده این است که فرهنگ غالبی به وجود می آید که بشر توان مقابله با آنرا ندارد.