مقالات
حوزههای تخصصی:
عشایر در طول تاریخ با شیوه ی زندگی خاص خود یعنی کوچ روی شناخته می شوند. اما در دوره های مختلف همواره تلاش هایی برای جابجایی و اسکان اجباری آنان صورت گرفته که اهدافی متفاوت داشته است، که در دوره ی رضاشاه این جریان ماهیت و روندی متفاوت پیدا کرد. هدف این پژوهش بررسی جنبه ی معماری و روند شکل گیری و ساخت خانه های عشایر بختیاری در جریان اجرای طرح اسکان اجباری آنان در زمان رضاشاه است، تا نقش احتمالی وجوه معماری در نارضایتی افراد از طرح اسکان داشته را بررسی کند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که روند شکل گیری خانه ها در طرح اسکان عشایر بختیاری چگونه بوده است؟ تا از این طریق دریابد که به عوامل مؤثر در شکل گیری معماری، چگونه بوده است و به عبارت دقیق تر، سازگاری بین انسان و محیط در این طرح در چه جایگاهی قرار داشته است. روش انجام این پژوهش، روش تاریخی-تفسیری است و روش استدلال به شیوه ی استقرایی صورت گرفت. برای گردآوری داده ها از شیوه ی کتابخانه ای و اسنادی و انجام مصاحبه بهره گرفته شد. بررسی های انجام شده در این پژوهش نشان داد که عشایر بختیاری در زمان بعضی از خوانین خود اسکان اختیاری را تجربه کرده اند و با اصل مقوله ی اسکان مشکلی نداشتند، بلکه اجرای اجباری و قهرآمیز این طرح و نحوه ی تحقق و کیفیت اجرای آن نقش مهمی در مخالفت عشایر با موضوع اسکان داشت. نتایج حاکی از آن است که حکومت رضاشاه با وجود آن که با شعار مدرن سازی موضوع اسکان عشایر را مطرح کرده بود، اما در عمل، نه تنها در جهت ایجاد مسکن مناسب برای عشایر اقدامی انجام نداد، بلکه ساخت مسکن را به خود عشایر واگذار کرد. از همین رو، می توان گفت که عدم تأمین مسکن مناسب و عدم سازگاری بین انسان و محیط نقشی کلیدی در نارضایتی ساکنان و شکست طرح اسکان اجباری داشت، که منجر به بازگشت آنان به نظام کوچ شد.
استخراج اصول طراحی مرکز فرهنگی با رویکرد توسعۀ گردشگری در بافت تاریخی (مطالعۀ موردی: محله فردوسی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی- فرهنگی هر سرزمینی نشان از هویت آن دارد. فرهنگ از عوامل شکل گیری فضاهای معماری می باشد و معماری، نمادی از فرهنگ است. آثار تاریخی، میراث ارزشمندی جهت جذب گردشگر، معرفی فرهنگ، هنر و رونق اقتصادی است. جهت جلوگیری از آسیب و اتلاف سرمایه های تاریخی- فرهنگی، از آن جمله در شهر تهران که نام طهران قدیم، همواره مفاهیمی چون فرهنگ و هنر را یادآور می شود، ادامه حیات بافت تاریخی- فرهنگی ضروری است، از طریق شناسایی، مرمت، حفاظت، اختصاص کاربری به ابنیه تاریخی و طراحی فضاهای میان افزا می توان نشاط را به ساکنان بافت و بناهای تاریخی بازگرداند و با توسعه گردشگری، موجب رونق بافت گردید. بدین جهت ایجاد مرکز فرهنگی با فعالیت هایی در این خصوص، اهداف مذکور را عملی خواهد نمود. سایت در بافت تاریخی منطقه 12 در محله فردوسی قرار دارد. هدف تحقیق، طراحی مرکز فرهنگی با رویکرد گردشگری و کمک به احیای بافت تاریخی، معرفی ارزش های فرهنگی- تاریخی محله، تقویت حس تعلق به مکان، حفاظت از میراث تهران قدیم، اشتغال زایی و رونق اقتصادی از طریق جذب گردشگر می باشد. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات آن به صورت میدانی، کتابخانه ای و اینترنتی جمع آوری شده است. جهت طراحی مرکز فرهنگی در قامت بنای میان افزا و حفظ اصالت بافت، راه بردهایی در قالب مؤلفه های موثر در طراحی در جهت رویکرد مطروحه ارائه شد که شامل اصالت، جزءنگری، هویت، خوانایی، درون گرایی، حس مکان، سلسله مراتب، پویایی، شفافیت، موقعیت، مقیاس، خصوصیت، انعطاف پذیری، پیوستگی و گسستگی و رعایت حریم می باشند که با توجه به رویکرد گردشگری و الهام از عناصر معماری ایرانی، حتی الامکان مورد توجه قرار گرفتند.
ارزیابی تأثیر معماری بیمارستان در کاهش اضطراب بیماران (نمونه موردی: بیمارستان اعصاب و روان ایثار اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، میزان تاثیر معماری فضاهای داخلی بیمارستان بر بهبود اضطراب بیماران بخش اعصاب و روان بررسی شد. جامعه آماری تمام بیماران مرد (جانباز-غیرجانباز) بستری در بیمارستان اعصاب و روان ایثار اردبیل است که 50 نفر از آن به روش نمونه گیری در دسترس طی بهار 1400 انتخاب شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل رگرسیون خطی چندگانه انجام شد. متغیرهای مستقل شامل 10 شاخص کالبدی معماری اتاق های بیماران و متغیرهای وابسته میزان کاهش اضطراب بیماران است. متغیرهای مستقل توسط کارشناسان معماری ارزیابی شدند و برای محاسبه مقدار اضطراب بیماران از پرسش نامه استاندارد 21 سوالی DASS-21 استفاده شد. یافته ها نشان داد از بین 10 شاخص کالبدی مورد مطالعه شش عامل بر میزان کاهش اضطراب تاثیر معنی داری داشتند. در مورد کاهش اضطراب ، "نور مصنوعی"، "چشم انداز بیرونی"، " فاصله تا سرویس بهداشتی"، " نور طبیعی" ، "کنترل صداهای مزاحم" و " مصالح و رنگ دیوارها" به ترتیب بیشترین تاثیرگذاری را داشتند. هم چنین، میزان تاثیر عوامل کالبدی بر بیماران جانباز بیشتر از بیماران غیرجانباز بود. بهره مندی از یافته های این مقاله می تواند در طرحی فضاهای بیمارستانی برای بیماران بخش اعصاب و روان و به ویژه برای جانبازان راهگشای معماران باشد.
فرایندهای تخریب کاشی های هفت رنگ حمام علی قلی آقا در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حمام علی قلی آقا که در محله بیدآباد اصفهان واقع شده است توسط علی قلی آقا، یکی از درباریان شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی، بنیان گذاشته شد. این حمام دارای کاشی کاری های هفت رنگ از دوره های صفوی و قاجار است که آسیب های قابل توجهی را متحمل شده اند. این آسیب ها شامل جدایش لایه لعاب از روی بدنه کاشی در تعداد قابل توجهی از کاشی های هفت رنگ دوره صفوی و رنگ باختگی در بین کاشی های دوره قاجار می شود. این تحقیق بر پایه مشاهدات میدانی و تحلیل داده های دوربین حرارتی نشان می دهد که رطوبت صعودی، نزولی و تعریقی ناشی از نزولات جوی، آبی های جاری در مجاورت حمام علی قلی آقا و همچنین فعالیت های درون بنا از دلایل اصلی تخریب کاشی های هفت رنگ صفوی و قاجار در بنای حمام علی قلی آقا است. در این تحقیق همچنین نوع نمک های محلول موجود در ساختار کاشی ها با روش های طیف بینی میکرورامان، آزمون های شیمی تر و ریزتجزیه انرژی پرتو ایکس پراکنده شده همراه با میکروسکوپ الکترونی روبشی مورد شناسایی قرار گرفت. این نمک ها عمدتاً شامل نمک های نیتراته، کلریدی و سولفاته ناشی از فعالیت های قبلی و فعلی درون یا پیرامون مجموعه حمام علی قلی آقا شده و نقش قابل ملاحظه ای در تخریب کاشی های هفت رنگ بنا دارند. به علاوه، نوسانات دمایی درون بنا و اختلاف در ضریب انبساط حرارتی لعاب و بدنه کاشی های بنا نیز از دیگر عوامل آسیب رسان به آن ها تشخیص داده شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تأثیر هم زمان چرخه های تبلور، انحلال و بازتبلور نمک های محلول در کنار عیوب ساختاری کاشی ها و نوسانات دمایی و رطوبتی اتصال لعاب به بدنه کاشی های حمام علی قلی آقا را سست و تخریب قابل ملاحظه ای را در لعاب این کاشی ها ایجاد کرده است.
فراتر از مرز میان خودآفرینی و همبستگی مفهوم فرم طبیعی در اندیشۀ جان دیویی به مثابۀ مفهومی ضددوگانه انگار برای طراحی فرم نما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری وضعیت سیمای شهر معاصر ایرانی، به خصوص وضع نمای ساختمان های مسکونی ریزدانه را وضعیتی نابه سامان قلمداد کرده اند. نمای مسکونی که بیشترین سطح جداره های شهری را دارد، مکانی است در مرزها: مرز میان خصوصی و عمومی، خود و دیگری، خانه و شهر. در بازخوانی نوشتارها و گفتارهایی که به مسئله نامطلوب بودن سیمای شهر پرداخته اند، می توان به وضوح دید که این موقعیت مرزی نما تا چه اندازه محور بیشتر آسیب شناسی ها بوده است. این موقعیت مرزی در اخلاقیات معمارانه و به شکل دوگانه ای دیگر درآمده است: خودآفرینی در برابر همبستگی. بسیاری مشکل طراحی فرم معمارانه را در این دانسته اند که معمار نما را صحنه خلاقیت و خودنمایی می بیند و به دیگران، از جمله، شهر، طبیعت و همسایگی ها توجهی ندارد. این مقاله بیش از آنکه بخواهد بفهمد چرا وضع سیمای شهر نابه سامان است یا نیست، دست روی عنصری خواهد گذاشت که بیش از همه در مسئولیت معماران است و به نظر می رسد آسیب شناسی های مذکور کمتر به شکلی ایجابی و روشن از آن سخن گفته اند: فرم معمارانه در مادی ترین شکل آن. در این مقاله در نظریه های زیباشناسانه جان دیویی و نظریه های معرفت شناسانه ریچارد رورتی به دنبال خصوصیات و ویژگی های فرمی می گردیم که تعارض میان خودآفرینی و همبستگی را باطل کند و بتواند این دو را به عنوان لازم و ملزوم یکدیگر در جای خود بنشاند. ادعای این مقاله این است که اگر تقابل این دوگانه ها به عنوان مسئله ای که باید حل شود در طراحی فرم وجود نداشته باشد، صحبت از فرم خوب هم عمده معنای خود را از دست می دهد. همچنین فرم خوب فرمی است که در عین پاسخگویی به مسئله هایش، سرشتی پیشامدی و غیرمنتظره داشته باشد. به همین سبب با رجوع به فیلسوف های پیش گفته و نظریه های مرتبط با آن ها خصوصیات چنین فرمی برشمرده می شود و تلاش می شود در برخی از آثار معاصر معماری این خصوصیت ها به بحث گذاشته شود.
تعیین ویژگی های فیزیکی و شیمیایی ملاط سازۀ پل تاریخی قره کؤرپی (سیاه پل) ماکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این مقاله ساختار شناسی ملاط سازه پل تاریخی قره کورپی (سیاه پل) شهرستان ماکو جهت تعیین خواص هیدرولیکی یا غیر هیدرولیکی بست آهکی و درنهایت تعیین نسبت بست به سنگ دانه و اندازه سنگ دانه های استفاده شده در ملاط موردمطالعه است. این پل از آثار دوره صفوی است و به دلیل اصالت آن و عدم انجام مرمت در طول زمان و نیز ویژگیهای ساختاری آن می تواند در راستای مطالعات مواد تاریخی کمک شایانی کند. اجزاء اصلی ملاط های تاریخی بست و سنگ دانه است که هرکدام باعث ایجاد ویژگی های خاص و متفاوتی در ملاط می شوند. بخش بست در ملاطهای آهکی شامل دو گونه هیدرولیک و هوایی است اما بخش سنگ دانه عموماً با انواع کانی های سیلیکاتی و گاه کربناتی همراه است. وجه تمایز آهک هیدرولیک و آهک هوایی در نحوه کربناته شدن آن ها و همچنین حضور کانی های سیلیکاتی، آلومیناتی و آهن دار است و بطور عمده انواع کانی های دارای سیلیکات کلسیم و آلومینات کلسیم در آهک های هیدرولیک حضور دارند. برای تحقق اهداف این پژوهش از روشهای FTIR، XRD،XRF و همچنین دانه بندی خاک استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که نوع آهک استفاده شده به صورت غیر هیدرولیک یا آهک هوایی بوده و نوع سنگ دانه های مورداستفاده غالباً کوارتز و بیشینه گروه اندازه سنگ دانه در نمونه ملاط شامل سنگ دانه های رسی و ریز ماسه ها هستند که می تواند ناشی از ضعف ساختاری به دلیل عدم دسترسی به مواد مرغوب حین ساخت یا فرسایش ملاط طی زمان باشد.