فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۴٬۲۰۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
دخلت دراسات المستشرقین حول حدیث الشیعه مجالات تخصصیه وجدیده، وذلک بالتزامن مع انتصار الثوره الإسلامیه، وبالتحدید فی العقدین المنصرمین، فأصبحت تغطی جانبا واسعا من الدراسات التی تدور حول الحدیث الشیعی وتفسیر نص الروایات ودراستها، فقد کانت دراسه «التحلیل الانتقادی لنهج البلاغه» منطلقا لتلک الأبحاث، کما شکلت منعطفا فی قضیه نهج البلاغه فی مراکز الغرب العلمیه، ونظرا إلى المساعی الثمینه التی بذلت فی تلک المجالات، أصبحت نهج البلاغه لافته لنظر الباحثین. إنّ تقدیم تأریخ موثوق به حول نهج البلاغه واستعاده تلک الوثائق التی لم تلتف إلیها الأنظار وبقت مغفوله، فی النصوص العربیه القدیمه، ومَعرِفَهِ مفردات الخطب والرسائل فی الأشعار والنصوص المنثوره الجاهلیه، والدراسه المقارنه بین مفردات القرآن الکریم ونهج البلاغه، ونقلِ أفکار العلماء المتأخرین والمتقدمین وتحلیلها، والترکیز على الشبهات التی تدور حول نهج البلاغه، وبذل المساعی للإجابه علیها، وأخیرا تقدیم قضایا منتظمه، بصفتها أول المساعی فی الأجواء العملیه الغربیه فی هذا المجال؛ کل تلک القضایا تعد من القضایا اللافته للنظر والمهمه فی هذا الکتاب الذی نرید النظر فیه. یحاول هذا البحث أن یلقی نظره على مسار الأبحاث التی أجریت على ید الغربیین فی مجال حدیث الشیعه بإیجاز، ثم یقوم بدراسه البحث المذکور وتحلیله، ویخضعه للنقد.
دراسه طبیعه السبّ واللعن عند الإمام علی (ع) فی نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لقد أفرد موضوع «السبُّ واللعن» مکانا له فی أروقه تأریخ الإسلام، کما شکلت ماده دسمه دارت حولها صراعات کثیره. فیبدو فی النظره الأولى أنّ السب واللعن مرادفان، غیر أنّ الإمعان فی الجانب اللغوی للاثنین ووردهما فی الآیات والأحادیث یظهر لنا ما یبعدهما عن البعض من فوارق. فعدم التمییز بین ما یحمله کل منهما من مفهوم قد أدى إلى ظهور شبهات مختلفه وتوجیه شتى أنواع التهم من ناحیه مختلف أتباع الطوائف الإسلامیه. هذا المقال ینوی النظر فی ثنایا ما ورد فی ذلک من الخطب والرسائل والحکم فی نهج البلاغه فی توجیه الشتائم إلى بعض الناس. ظهر لنا بعد دراسه النتائج أنّ السب واللعن مختلفان. ذهب علماء اللغه أنّ السب مرادف للشتم. لکن اللعن یحمل معنا مختلفا یعنی الابتعاد عن الرحمه. فعلى غرار علم اللغه هناک فارقا بین الاثنین فی القرآن. وهذا یدل على جواز استخدامه. أما السنه النبویه تنطوی على لعن المشرکین والمنافقین وأعداء الرساله وأهل الکتاب ومن أظهر العداء للمسلمین. والأسلوب المتبع فی تألیف هذا المقال هو الأسلوب المکتبی ودراسه الخطب والرسائل والحکم فی نهج البلاغه.
موانع و عوامل واقع بینی از منظر قرآن و حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن انسان و جامعه در قرآن انسان در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی انسان و جامعه در روایات انسان در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
یکی از مباحث مهم در زندگی انسان، موضوع واقع بینی است. اصل واقع بینی به قدری مهم است که دین اسلام مبنای دعوت خود را بر آن نهاده است؛ بدین معنا که از انسان می خواهد با درک صحیح آیات آفاقی و انفسی و پی بردن به واقعیت آن ها، به وظایفی که در سایة آن متوجه می گردد، قیام نماید. اما با وجود توصیه های مکرر الهی به واقع بینی، انسان غالب اوقات نسبت به آن بی توجه می باشد و در اثر پیروی از وهم و خیال، غفلت، جهالت، تمایلات نفسانی و گناهان نمی تواند واقعیت ها را آن گونه که هست، دریابد. از این رو، ضروری است که انسان برای اطاعت از امر الهی و شناخت صحیح امور، نخست موانع و حجاب هایی را که در برابر این اصل مهم قرار دارند، از میان بردارد و آنگاه عوامل مؤثر در واقع بینی را شناخته، به تقویت آن ها در وجود خود اقدام نماید که از جملة این عوامل می توان به تعقل، ایمان به خدا، یقین به معاد و تقوی اشاره نمود. در این مقاله، تلاش بر آن است تا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، پس از تبیین واقع بینی، به بررسی موانع واقع بینی و عوامل مؤثر در این امر مهم و نیز نحوة عملکرد آن ها از دیدگاه قرآن کریمو روایات پرداخته شود.
معرفت قلبی از دیدگاه شریعت و مکتب ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی معاد در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات معرفت شناسی عرفان
درمنظومة آیات و روایات اسلامی، محل معرفت قلب است و علم حقیقی همان معرفت قلبی است.مهم ترین ویژگی های معرفت شهودی و قلبی مطرح در آیات و روایات عبارت اند از: وهبی و از سوی خداوند بودن، نامتعارف و غیرعادی بودن، مستقیم و عاری از تفکر و واسطه بودن، شناختی بودن، برخورداری از حقیقت و صدق، برخورداری از متعلَّق فرامادی وغیبی، نتیجة تقوا و مجاهده [درونی و بیرونی] بودن. عرفا نیز، به تبعیت از شریعت ناب، قایل به معرفت عرفانی و قلبی اند. از دیدگاه ابن عربی معرفت حقیقی شناختی قلبی، بی واسطه، غیراکتسابی و وهبی است که با حصول استعداد نفس از طریق رعایت تقوا، مجاهده و سلوک عملی حاصل می شود . روشن است که تطابق دیدگاه عرفا بر شریعت مبین اسلام به دلیل پایبندی آنان به دستورات و اصول اسلامی است
تحلیل جایگاه و مختصات حدیث نگاری ابن عقده؛ با تکیه بر روایات تاریخی او(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ابوالعباس، احمد بن محمد بن سعید بن عقده، یکی از محدثان زیدی قرن سوم و چهارم هجری است که بیش از سی عنوان کتاب، در حوزه های گوناگون علوم اسلامی نگاشته که اکثر قریب به اتفاق آنان، از بین رفته است؛ هرچند محتوای بخشی از آثار وی، در آثار بعدی آمده است. در این مقاله تلاش شده با توجه به احادیث بازمانده از ابن عقده در کتاب های گوناگون، موقعیت حدیثی و علمی وی بررسی شود تا مشخص شود او چه سهمی در گسترش و انتقال علوم اسلامی داشته است. در نهایت در این پژوهش، اثبات می شود ابن عقده در مهم ترین حوزه های اسلامی (اخلاق، تاریخ، تفسیر و فقه) کتاب نگاشته که سهم تاریخ، از همه آن ها بیشتر است و در حوزه تاریخ، در سه گرایش (تاریخ اسلام، رجال و مناقب نگاری) تألیف شده که سهم مناقب نگاری، از آن دو گرایش دیگر، بیشتر است.
بررسی جایگاه اخبار طینت در میان معارف شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در صدد آنست که ثابت نماید بحث طینت ابعاد مختلفی دارد و تحقیق و بررسی و ارائه تحلیل و توجیه پیرامون اخبار طینت مستلزم آن است که به موضوعات مهم دیگری که پیوند عمیقی با این بحث دارد توجه گردد و تفسیر واضح و روشنی از آنها و ارتباط آنها با اخبار طینت ارائه گردد. در این مقاله پس از تبیین این نکته که این اخبار دارای موضوعات متنوّعی است، به ارتباط آن با مباحثی از جمله: عالم ذر، میثاق، خلقت نوری، سعادت و شقاوت، معاد، قضا و قدر، نفس و انتقال اعمال اشاره می شود.
بررسی و تحلیل سندی احادیث طبی در بحارالانوار براساس مجلد 59(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتبارسنجی سندی روایات طبی، به علت پیوندی که با سلامت جسم و روح دارد، مسئله اصلی این مقاله است و هدف از آن، روشن سازی میزان نقش معصومین در این قبیل احادیث است؛ چه بسا سخنان صحیحی که ناقل آن معصوم نیست. الگوی معیار در این مقاله، ابواب طب بحارالانوار است که شامل 842 حدیث در حوزه پزشکی است. مجلسی این مجموعه حدیثی را عمدتاً از کتب معروف و مورداعتماد و بعضاً غیرمعروف و غیرقابل اعتماد جمع آوری کرده است. عواملی چون ضعف راویان، انقطاع، ارسال و حذف اسناد بسیاری از روایات طبی باعث تضعیف سندی بیش از 95درصد احادیث طبی بحارالانوار است. البته مراد از ضعف سند حدیث، جعلی بودن آن نیست، ازاین رو شایسته است احادیث طبی بحارالانوار از لحاظ محتوایی، موردبررسی دقیقی قرار گیرند.
عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ و سیره اهل بیت(ع)
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ سیاسی مسلمین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی حکومت وسیاست در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی اندیشه سیاسی اسلام فلسفه سیاسی
نگاهی به حکومت امیرالمومنین (ع) و ارزیابی آن گویای این واقعیت است که دوران زمامداری ایشان دورانی پر از تنش و اصطکاک های شدید بوده است که باعث بی ثباتی حکومت ایشان و در پایان منجر به سقوط دولت علوی گردید. در مقام بررسی علل این تنش ها، عوامل فراوانی مانند عوامل معرفتی، اجتماعی- فرهنگی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی، نیروی انسانی، ارزشی – راهبردی، ویژگی های شخصیتی امیرالمومنین (ع)، قابل بررسی است؛ در این نوشتار صرفاً به عوامل معرفتی در عناوینی چون: ضعف باورها، علی ناشناسی، حکومت ناشناسی، مسیرناشناسی، ناهمگونی معرفتی پرداخته شده است. نوشتار پیش رو با تحلیل عوامل پنج گانه معرفتی مذکور و ذکر شواهد روایی آن از کلمات امیر مومنان ( علیه السلام)، برای هر یک از عوامل فوق، سهمی در ناپایداری حکومت علوی قائل شده است که در مجموع به عنوان «عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی»، به پایان دادن حکومت ایشان مدد رسانده اند.
حقوق المواطنه الإسلامیه وفقًا للتعالیم العلویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یُعَدُّ مفهوم المواطنه من المفاهیم الحدیثه فی المجتمع الإسلامی، فعلى الرغم من رواجها بشکل کبیر، إلا أنّها لم تتمکن من فتح مکان لها فی الفکر السیاسی الاجتماعی کما ینبغی. إنّ المواطن هو ذلک الشخص الذی یعیش فی ظل حکومه ما، وکما ورد فی التعالیم الإسلامیه وأحادیث المعصومین وخاصه الإمام علی (ع)، إنه فرد من المجتمع الإسلامی، على هذا فإنّ حقوق المواطنه تغطی کل الأمور التی على الوالی أن یوفرها، وذلک مقابل القبول بالولایه والحکم والقیام بواجبات المواطنه. إنّ البحث الراهن یسعى إلى تقدیم حقوق المواطنه الإسلامیه وفقا للتعالیم العلویه، واتخذ البحث أسلوب الوصف والتحلیل وذلک استنادا إلى الدراسات الدینیه بالنظر فی نهج البلاغه، إنّ نتائج الدراسه الأساسیه تبین بان حقوق المواطنه فی النظام العلوی تنطوی على الجوانب الاجتماعیه والاقتصادیه والسیاسیه والثقافیه.
نقش عنصر عقلانیت در جریان نهضت عاشورا
حوزههای تخصصی:
عنصر عقلانیت در ابعاد گفتاری و رفتاری آن در نهضت عاشورا نقش مهمی داشت که شامل همه اقدامات عملی و سخنان امام حسین در مراحل مختلف قیام است. عنصر عقلانیت هدف از قیام را بکارگیری مناسب ترین و معقول ترین روش ها و ابزارها بیان می کند و نشان دهنده پیوند منطقی نتیجه و وظیفه در کلیت این نهضت است. این امر در مراحل مهم این نهضت چون مواجهه امام با حاکم مدینه، وصیت او به برادرش محمد بن حنفیه، نامه های او به مردم بصره و کوفه، مواجهه امام با سپاه حر و خطبه هایش در روز عاشورا آشکار است. از ویژگی های مهم عقلانیت گفتاری امام تاکید بر اهداف اصلی از قیام، بویژه تحقق عدالت و آزادی، رفع ظلم و امر به معروف و نهی از منکر است. ویژگی های عقلانیت رفتاری امام بکارگیری روش ها و ابزارهای گوناگون برای بیان روشن هدف از قیام و گشودن افق های آینده برای آن است. در این زمینه نوشتن نامه ها و ایراد خطبه های روشنگرانه و استناد به قرآن و سنت نبوی و بیان نسبت خود با رسول خدا (ص) دارای اهمیت خاصی است. همچنین عقلانیت قیام امام حسین بطور کلی در تاکید بر وظایف دینی اصیل اوست که نتایج آن ممکن است در کوتاه مدت یا دراز مدت به باربنشینند، که این امر مبین پیوند منطقی نتایج و اهداف در نهضت عاشورا است. در این مقاله، پنج متغیر، نتیجه، وظیفه، اهداف، روش ها و ابزارها از منظر عقلانیت گفتاری و رفتاری امام حسین (ع) در نهضت عاشورا مورد بازخوانی قرار خواهد گرفت.
اعتبارسنجیِ اسنادی نامه علل الاَحکام امام رضا(ع) با تأکید بر تحلیل وثاقتِ محمّد بن سنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نامه نگاریِ امام رضا(ع) در پاسخ به سؤالاتِ محمّد بن سنان زاهری(م.220ق)، پیرامونِ تبیین علل احکام و شرایع، دارای اسناد متعدّدی است که در کتاب های عُیون أخبار الرضا(ع) و مَن لایَحضُرُه الفقیه مطرح شده اند. این اسناد و طُرُق، در نگرش ابتدایی و محضِ رجالی، به دلیل ضعف راویان، غیر معتبر و ضعیف به نظر می آیند؛ علاوه بر ضعف طُرُق، احتمال جعل مکاتبه به وسیله خودِ محمّد بن سنان نیز مطرح است. در این پژوهش، به ارزیابیِ انتقادیِ ضعف طُرُق این مکاتبه پرداخته شده و وثاقت راویان و اعتبار این اسناد، اثبات گردیده است. احتمال جعل مکاتبه به وسیله محمّد بن سنان نیز با ثبوت بسیاری از مضامین مکاتبه با عین الفاظ، و یا عبارات قریب به الفاظ در سایر روایات اهل بیت(ع)، و نیز نقل این مکاتبه توسّط محدّثان آگاه به احوال محمّد بن سنان، دفع می شود. پس از اثبات اعتبار مکاتبه، بر اساس سیرة عقلاییه، که بر اجتناب از گفتگو و یا نامه نگاریِ مفصّل با شخصی غیر قابل اعتماد و مشهور به کذب، در مسائل مهم و اثرگذار مانند تبیینِ علل و فلسفه احکام استقرار یافته است، این مکاتبة مفصّل و مهم، کاشف از اعتماد امام(ع) به این راوی دانسته شده، و وی در شمارِ ثقات اصحاب امامیّه پذیرفته می شود.
روش شناسی علامه مجلسی در نقد روایات سهوالنبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علامه مجلسی در جلد هفدهم بحارالانوار، بابی با عنوان «سهو پیامبر2 و خواب ماندن ایشان از نماز» آورده و به هفده روایت در این زمینه اشاره کرده است. این روایات را می توان به چهار دسته تقسیم کرد: 1. روایات دال بر سهو پیامبر2 در تعداد رکعات نماز؛ 2. روایات دال بر عدم سهو پیامبر2 در نماز؛ 3. روایات دال بر سهو پیامبر2 در قرائت نماز؛ 4. روایات دال بر خواب ماندن پیامبر2 از نماز صبح. ایشان پس از نقد و بررسی سندی و مدلولی این روایات و استناد به نظر سایر بزرگان شیعه، با ارائه دلایلی، سهوالنبی2 را رد می کند. درباره احادیث خواب ماندن پیامبر2 از نماز صبح نیز علامه سه احتمال را مطرح می کند: 1. توقف در این اخبار با وجود شهرت آن میان مخالفان؛ 2. صدور این احادیث از باب تقیه؛ 3. پذیرش آن ها پس از توجیه تعارضی که بین آن ها با روایاتی دیگر از پیامبر2 وجود دارد.
ارزیابی نظریه روان کاوی فروید از منظر معارف وحیانی به ویژه نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه روان کاوی فروید، یکی از نظریات مهم در قرن نوزدهم بوده که تأثیر شگرفی در تربیت داشته است. این نظریه از منظر روش، بر روش تجربه گرایی در غرب تکیه دارد و از منظر ماهوی، با مکتب مادی گرای اومانیسم هم سان است. نظریه پیش گفته دو رکن اساسی دارد؛ یکی ساختهای سه گانه ذهنی و دیگری حالات سه گانه روانی. به باور فروید، از میان ساخت های سه گانه ذهنی، نهاد برترین و بنیادی ترین ساخت است و منبع انرژی های غریزی جنسی به شمار می آید. وی ناخودآگاه را عامل اساسی در تربیت معرفی می کند. نظریه فروید از منظر معارف دینی به ویژه نهج البلاغه، در هر دو رکن پیش گفته، مخدوش است: نخست، روش تجربه گرایی انحصارگرا، روشی درست در شناخت انسان نیست. دوم، اومانیسم مکتبی انحرافی در شناخت انسان است که به ابعاد مترقی انسان توجهی ندارد. سوم، انسان دارای ساختهای سه گانه ذهنی نیست و صرفاً یک ساخت ذهنی دارد و چهارم، برخلاف نظر فروید، ضمیر ناخودآگاه بیشترین تأثیر را در رفتارهای انسان ندارد.
نقد و بررسی روایات اسباب نزول سوره ضحی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در آثار گوناگون، برای بسیاری از آیات و سوره ها، سبب نزول گزارش شده است. اما ازآنجاکه تمام روایات اسباب نزول به صحت نپیوسته است، محققان را بر آن داشته تا به ارزیابی سند و محتوای آن ها همت گمارند. سوره ضحی نیز، آکنده از روایات اسباب نزولی است که دچار ضعف از ناحیه سند و متن است که تاکنون تحقیقی بایسته و شایسته در این زمینه انجام نشده است. در این نوشتار تمامی روایات این بخش، از هر دو جنبه سند و متن نقد و بررسی شده است. در بررسی ها مشخص شد روایات از برخی جهات همچون ضعف های رجالی و یا فهم الحدیثی مانند ارسال سند، راویان ضعیف، عدم استناد روایت به صحابی شاهد نزول، ضعیف هستند و از جهت متن نیز به دلیل اشکالاتی مانند: ناسازگاری با سیاق سوره، عدم مطابقت با دیگر آیات قرآن، مخالف بودن با روایات ترتیب نزول، هم زمان نبودن قصه با نزول آیات، ناسازگاری با جایگاه پیامبر(ص)، وجود اضطراب و اختلاف روایات ذیل سوره، مخدوش هستند. درنهایت حتی با فرض صحت این گزارش ها حداکثر می توان گفت اغلب آن ها اجتهاد و تطبیق راوی بر آیات قرآن است.
کاربردشناسی معانی ارجاعی واژگان در فرآیند ترجمه نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اصول بسیار مهم در حوزه های معنی شناسی و به ویژه فن ترجمه، شناخت نوع واژگان کاربردی در یک زبان است. اگر کوچک ترین واحد ترجمه را، واژگان زبان مبدأ بدانیم، در این بین با دو نوع معنای کلّی مواجه خواهیم بود که عبارتند از: معنای استعمالی و معنای بافتی. معنای استعمالی که به عنوان معنای ارجاعی نیز شناخته شده است، نخستین راهنمای مترجم برای دستیابی به برابری در ترجمه به شمار می رود. در این جستار کوشیده ایم ضمن تبیین اهمیت شناخت معنای ارجاعی در دستیابی به برابری دقیق ترجمه ای در متون دینی، به روش توصیفی- تحلیلی، عملکرد پنج ترجمه فارسی خطبه های نهج البلاغه شامل ترجمه های آقایان جعفری، دشتی، شهیدی، فقیهی و فیض الاسلام را در برگردان معانی ارجاعی یک صد و دوازده واژه مورد نقد و بررسی قرار دهیم. برآیند پژوهش نشان می دهد که هر چند شناخت معنای ارجاعی واژگان نسبت به معنای بافتی ساده تر به نظر می رسد؛ اما همواره ترجمه یک اثر به زبان دیگر، با چالش هایی همراه است که از جمله این چالش ها می توان به عدم شناخت ساختار واژگان و التباس شکلی و معنوی واژگان زبان مبدأ با واژگان دیگر اشاره نمود. وجود چنین مسایلی باعث شده که ترجمه های یادشده در پار ه ای از موارد، از مقوله تعادل واژگانی و ارائه برابرنهادهای دقیق، فاصله بگیرند.
بررسی منظورشناسانه برهان های زبانی احادیث پیامبر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظورشناسی که به بررسی کلام میان متکلم و مخاطب در جهت ایجاد انگیزه ارتباطی معین بین طرفین اشاره دارد، ازجمله مبانی ای است که در علم زبان شناسی نوین دارای جایگاه ویژه ای است. «اقناع» که فرایندی ارتباطی زبانی است، بر پایه هدفی مشخص و نقطه غایی هر گفتمان است. پیامبر2 در گفتمان های خود، از برهان های زبانی برای جذب مخاطب چنان استفاده کرده است که انسان باوجوداینکه گوینده آن ها «بشر» است، به آسمانی بودن آن سخنان اذعان می کند. این پژوهش بر آن است تا با رویکرد کاربردشناسی و توصیفی، جنبه های برهان زبانی را در گفتمان های رسول اکرم2 موردتحلیل و واکاوی قرار دهد. دستاورد تحقیق بیانگر آن است که «مقدمه»های برهانی خطبه پیامبر2 که حول محور دین جدید است، گوش مخاطبان را به شنیدن سخنان وی تیز می نمود و عقل و عاطفه آنان را تسخیر می کرد. وی با بازکردن فضای گفت وگو در گفتمان ها، فضای حاکم بر آن ها را که برهان یک طرفه بود، به برهان گفت و گویی کشاند. او با استفاده از «تکرار» که کاربستی ارتباطی اقناعی است، کلام خود را در ذهن مخاطب تثبیت می کرد.
واکاوی روایت «لم یکذب ابراهیم قط إلا ثلاث مرات...» در جوامع روایی اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت «لم یکذب ابراهیمt قط إلا ثلاث مرات...» روایت مشهوری است که در بسیاری از جوامع روایی و تفسیری اهل سنت از ابوهریره از رسول خدا2 نقل شده است که ظاهر آن بر دروغ گفتن حضرت ابراهیمt در سه نوبت دلالت دارد. ازاین رو، برخی از مفسران به ظاهر حدیث اعتماد نموده، برخی دیگر ظاهر را رها کرده و به تأویل روی آورده اند و برخی نیز بر عدم اعتبار و بی پایه بودن آن تأکید کرده اند. این در حالی است که تفرد ابوهریره در نقل این روایت و اضطراب در سند و متن، پدیده نقل به معنا، امکان تفسیر و تأویل دیگر از روایت و وجود داستان دروغ سوم(درباره ساره) در تورات تحریف شده، عواملی هستند که احتمال موضوع بودن و اسرائیلی بودن آن را در میان می افکنند.
زمینه ها و عوامل مهجوریت و مظلومیت امیرمؤمنان على علیه السلام با رویکرد قرآنى و تاریخى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر قرآن وعترت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ و سیره اهل بیت(ع)
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ سیاسی مسلمین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی موارد دیگر روایات و عترت
زمینه ها و عوامل مهجوریت امیرمؤمنان على علیه السلام پس از رحلت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله تا شهادت آن حضرت در این مقاله با روش توصیفى تحلیلى و با رویکرد قرآنى و تاریخى بررسى شده است. زمینه هاى مهجوریت حضرت على علیه السلام عبارت است از: ضعف بصیرت و راسخ نبودن ایمان تازه مسلمانان، کوتاهى خواص اهل حق، و اطاعت نکردن ایشان از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به خاطر اجتهاداتى که در برابر دستورات آن حضرت داشتند. عوامل مهجوریت حضرت على علیه السلام عبارت است از: جریان نفاق اموى که تا سال هشتم با پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله جنگید؛ کینه توزى برخى از مسلمانان به خاطر کشته شدن بستگانشان در جنگ هاى صدر اسلام به دست امیرمؤمنان علیه السلام؛ حسادت و تعصبات قبیله اى؛ دنیاطلبى برخى از اصحاب که حضرت على علیه السلام را مانع رسیدن به کام یابى هاى مادى خود مى پنداشتند.
رجعت امام حسین (ع) از منظر روایات
حوزههای تخصصی:
یکی از آموزه های اعتقادی شیعه ، اعتقاد به رجعت می باشد. به اعتقاد امامیه در ایام ظهور ، قیام و حکومت حضرت مهدی(ع) حوادث شگفت انگیزی رخ می دهد؛ از جمله این که جمعی از مومنان و کافران محض به این جهان باز می گردند ؛ مومنان برای دیدن تجلی قدرت الهی ، حکومت صالحان بر جهان و پاداش های دنیوی و کافران برای چشیدن نقمت ها ، عذاب ها و انتقام های دنیوی. از جمله از رجعت کنندگان امامان معصوم (علیهم السلام ) می باشند که اقرار به رجعت ایشان در زیارت نامه های ایشان همانند زیارت جامعه کبیره ، زیارت اربعین و سایر زیارت نامه ها و ادعیه به چشم میخورد . یکی از امامان معصومی که دسته ی زیادی از روایات رجعت به او اختصاص یافته ، امام حسین (ع) می باشد. ما در این نوشتار برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی و شیوه کتابخانه ای به تبیین زمان ، چگونگی و فلسفه رجعت امام حسین (ع) از منظر روایات بپردازیم.