یکی از سنت های قطعی و همیشگی الهی، سنت امتحان و ابتلا در جلوة امتزاج حق و باطل یا همان «فتنه» می باشد. فتنه از قتل، اکبر و اشدّ است؛ لذا مبارزه با آن هم، بسی سخت تر و بایسته تر و در عین حال مفیدتر از مبارزه با قتل است. امروزه برجسته ترین مصداق فتنه، ترویج اندیشه های انحرافی دینی و مفاسد اخلاقی و اجتماعی است.
امام علی (ع) در عمر پربرکت خود، به ویژه پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) فتنه های فراوانی را شاهد بود و همین امر، باعث شد برای هشدار به مردمان زمان خود و آیندگان، در مناسبت های مختلف از فتنه سخن بگوید. این مقاله به بررسی مسألة فتنه از منظر حضرت علی علیه السلام پرداخته است تا با بهره گیری از رهنمودهای آن حضرت، درباره ماهیت فتنه و راه های مقابله با آن، انواع فتنه ها را به موقع شناخته و با حرکت سنجیده و آگاهانه در پرتو پیروی از خط ولایت، با استقامت و جهت گیری صحیح، از اهداف انقلاب اسلامی صیانت کنیم.
"نهج البلاغه به عنوان گزیدهای از سخنان امیر المؤمنین امام علی بن ابی طالب(ع)، از همان روز نخست پدیدار شدن، ژرف بر فرهنگ و ادبیات عربی و فارسی گذاشته است.شاعرانی مانند رودکی و فردوسی پیش از تألیف نهج البلاغه(سال 400 ه)، از سخنان امیر المؤمنین که درمحیطهای فرهنگی جهان اسلام شایع بوده، متأثر بودهاند.
در این نوشتار، نخست علل و عوامل این تأثیرگذاری بررسی شده است، سپس نمونههایی از اشعار و آثار نثری شاعران و نویسندگان فارسی، از رودکی تا فیض کاشانی ارائه شده است.
"
یکی از روایاتی که درباره سبب نزول سُوَر فلق و ناس وارد شده، روایت لبید بن اعصم یهودی درخصوص سِحر و جادو شدن پیامبر گرامی اسلام است. در روایات چنین آمده که شخصی به نام لبید بن اعصم با دمیدن در یازده گِره، پیامبر2 را سِحر نمود و ایشان به خاطر این سحر بیمار گردید. آنگاه خداوند دو سوره فلق و ناس را برای شفای پیامبر2 بر ایشان نازل فرمود. در نوشتار پیش رو که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، تلاش شده است تا «سند و متن» این روایت در منابع شیعه و سنی تحلیل و ارزیابی گردد. بررسی های نشان می دهد که این روایت به طرق مختلف در منابع روایی و تفسیری فریقین نقل شده و همه آن ها از ضعف سندی برخوردار است. همچنین محتوای این روایات به دلیل اختلافات موجود در متن آن ها، تعارض با قرآن، شأن و عصمت پیامبر2 و حقایق تاریخی، دارای تشویش و اضطراب بوده و غیرقابل اعتماد است.
از جمله آثار برجسته دعایی شیعه، دعای عرفه منسوب به امام حسین(ع) است. متن این دعا خالی از إسناد و با حذف ها و الحاقاتی در نسخ مختلف، تنها در آثار متأخرتر از سده هفتم هجری قابل بازیابی است. همین نقل نشدن آن در آثار متقدم تر، سبب شده است که از دیرباز بحث درباره انتساب حداقل بخش هایی از آن به امام حسین(ع) رواج داشته باشد. این مطالعه در صدد است با کاربرد روش های تحلیل درونی و بیرونی متون تاریخی، نشان دهد این دعا اصیل، و ریشه دار در تعالیم اهل بیت(ع) و احتمالاً امام صادق(ع) است؛ همچنان که بناست با این مطالعه، الگویی نظری برای مطالعه اصالت دیگر ادعیه منسوب به اهل بیت(ع) نیز به دست داده شود؛ ادعیه ای که گاه فاقد اسنادند و روش های سنتی رایج در علم رجال و دیگر علوم حدیث، از پاسخ گفتن به مسئله اصالت آن ها ناتوان است.
نگارنده در این مقاله، دربارة دو خطبة حضرت زهرا سلام الله علیها سخن می گوید: یکی خطبه ای که در مسجد ایراد فرمود (فدکیه) و دیگر خطبه در جمع زنان عیادت کننده. نویسنده، راویان و اسناد این دو خطبه و کتابهایی را که در شرح آنها نوشته شده، بر می شمارد.