هدف این پژوهش، تحلیل جایگاه محورها و عوامل سبک زندگی اسلامی مبتنی بر سوره مبارکه حجرات در کتابهای درسی ادبیات فارسی دوره متوسطه ایران است. روش پژوهش، توصیفی، شامل تحلیل اسنادی و نیز تحلیل محتوا، و رویکرد آن نیز کاربردی است. جامعه پژوهشی، شامل دو بخش سوره مبارکه حجرات و تفاسیر آن و تمام کتابهای درسی ادبیات فارسی دوره متوسطه در سال تحصیلی 94- 1393، است که در بخش اول، تمام آیات سوره حجرات و مستندات تفسیری آن و در بخش دوم نیز با توجه به ماهیت موضوع و محدودیت جامعه پژوهشی، کتاب به طور کامل بررسی شده است. ابزار اندازه گیری در بخش تحلیل اسنادی فرم فیش برداری و در بخش تحلیل محتوا، فرم وارسی تحلیل محتوای محقق ساخته بوده است. نتایج پژوهش در بخش اول به روش کیفی و در بخش دوم با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. عمده ترین نتایج پژوهش بیان می کند که: 1. از مجموع بررسی سوره حجرات و تفاسیر آن، دو محور آداب زندگی ایجابی و سلبی با 20 عامل مفهومی مشخص و طبقه بندی شده است 2. از مجموع 5791 واحد ضبط شمارش شده در چهار کتاب ادبیات فارسی، 536 فراوانی یا 3/9 درصد به محورها و عوامل سبک زندگی اسلامی توجه کرده و میزان آن در کتابهای ادبیات فارسی پایه اول، دوم، سوم و چهارم دوره متوسطه به ترتیب 142، 116، 127 و 151 مرتبه است. 3. محور آداب زندگی ایجابی و عامل عدالت خواهی به ترتیب با 414 و 60 مرتبه تکرار بیشترین و محور آداب زندگی سلبی و عامل تجسس به ترتیب با 122 و 10 مرتبه تکرار کمترین فراوانی را داشته است.
این مقاله به شرح و تفسیر اوصاف و ویژگى هاى شیعیان واقعى در کلام معصومان علیهم السلام مى پردازد. ازجمله مهم ترین ویژگى که مى توان به واسطه آن شیعیان واقعى را شناخت، رسیدگى آنان به یکدیگر، به ویژه توجه شیعیان به فقرا و رسیدگى به آنان است. همچنین از دیگر ویژگى هاى شیعیان اینکه به قدر نیاز و ضرورى از دنیا بهره مى گیرند. ازآنجاکه بندگان خالص خدا، قیامت را باور دارند و نگران فرجام خویش در قیامت هستند، سخت به عبادت و بندگى خدا مشغولند و همه همت آنان فراهم سازى توشه براى آخرت است. نیمه هاى شب سر به آستان ربوبى مى سایند و از ترس عذاب اخروى، زارى مى کنند. گویا مست و مدهوشند که این امر ناشى از باور به آخرت و فرجام قیامت است. البته، شیعیان واقعى همواره قدرشناس نعمت هاى بیکرانى هستند که خداى متعال به ایشان ارزانى داشته است.
رهنمودهای علوی ذخیره ارزشمندی در عرصه مدیریت نوین است که در این عصر با رویکرد مطالعات میان رشته ای مورد بررسی قرار می گیرد. البته این رهنمودها گاه در قالب یک سلسله قضایا یا قواعد کلی ارائه شده است که با توجه به آن، این پرسش مطرح است که روش شناسی یا شیوه کشف این قواعد چگونه است و با اصول موجود در مدیریت چگونه پیوند می خورد. بدین منظور باید به سراغ دلالت های روشنِ متن رفت که مبتنی بر اصول لفظی و اصول عقلایی است و از دانش مدیریت فقط برای تأیید بیشتر و ایضاح فزون تر قاعده یاری جست. با این روش، به عباراتی دست یافت که به عنوان قاعدة مدیریتی نمایان شوند. قاعده ارائه شده در این مقاله برگرفته از این رهنمود امیر مؤمنان علیه السلام به مالک اشتر است: «وَ اجْعَلْ لِرَأْسِ کُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِکَ رَأْساً مِنْهُمْ لَا یَقْهَرُهُ کَبِیرُهَا وَ لَا یَتَشَتَّتُ عَلَیْهِ کَثِیرُهَا »؛ یعنی بر سر هریک از کارهایت مهترى از آنان بگمار که نه بزرگى کار او را ناتوان سازد و نه بسیارىِ آن وى را پریشان. این قاعده ناظر به مسئلة «ضرورت رعایت تناسب مشاغل با توانمندی ها» در دانش مدیریت است.