فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۴٬۲۰۶ مورد.
ادله قرآنی و روایی ذریه بودن امام حسین (ع) بر پایه مناظره یحیی بن یعمر با حجّاج بن یوسف
حوزههای تخصصی:
در قسمت فضایل حسنین (ع) کتاب «مستدرک علی الصحیحین» حاکم نیشابوری، مناظره ای میان حجآج بن یوسف و یحیی بن یعمر نقل شده است که در آن حجّاج ضمن طرح شبهه ای، انتساب مستقیم امام حسین (ع) را به پیامبر (ص) و ذرّیه بودن ایشان نفی نمود. این شبهه بلافاصله با پاسخ مستدل قرآنی یحیی بن یعمر مواجه شد. پرسش این است که یحیی بن یعمر در اثبات ذرّیه بودن امام حسین(ع) به چه آیه یا آیاتی استناد نمود؟ این مقاله در صدد است با استناد به آیات و روایات و با اتّخاذ روش توصیفی- تحلیلی، به شبهه عدم انتساب مستقیم امام حسین (ع) به پیامبر (ص)پاسخ گوید. بررسی ها نشان می دهد: ذرّیه بودن امام حسین (ع) در آیات 84 و 85 سوره انعام، 61 آل عمران و 23 نساء و روایاتی که رسول خدا (ص) از امام حسین (ع) به عنوان فرزند خود یاد نموده اند، قابل اثبات است.
مفهوم انسان در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متون مقدس ادیان مختلف تا حدودی تصویری گوناگون از ماهیت واقعی انسان ارائه می دهند. با توجه به گستردگی موضوع، این مقاله به بررسی مفهوم و ماهیت انسان از دیدگاه امام علی (ع) پرداخته است. در انجام این کار، مهم ترین منبع، یعنی نهج البلاغه مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج بررسی بیانگر آن است که به نظر امام، انسان برترین مخلوق و محور و خلاصه آفرینش الهی است. او غایت و میوه خلقت است. در میان تمام مخلوقات در آسمان و زمین، تنها او دارای بسیاری از ویژگی های ممتاز است. انسان دو بعد دارد. همراه با بعد مادی دارای بعد الهی است. برتری انسان نسبت به سایر موجودات به همین بعد الهی برمی گردد. طبیعت و فطرت خدایی انسان مانند بذرهای بالقوه ایی است که آغاز خلقت در او به ودیعت گذاشته شده است که باید شکوفا گردد. انسان باید در قبال همه فعالیت های خود احساس مسئولیت نماید. هر انسانی پاک از گناه بدنیا می آید و از حق آزادی برخوردار است مشروط بر اینکه آزادی او حق دیگران را نقض نکند. همه افراد بشر برادران نوعی یک دیگر هستند. برتری یک فرد بر دیگری تنها بر اساس تقوا و وظیفه شناسی است.
بررسی مسئله تشابه در احادیث اعتقادی الکافی از نگاه مجلسی و مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احادیث معصومین(ع) همانند قرآن، محکم و متشابه دارند. برخی از احادیث اعتقادی، مفادی شبهه انگیز و ظاهری غیرقابل قبول دارند که شارحان حدیث، به شرح ظواهر غیرقابل قبول و تأویل برای رفع اشکال آن ها پرداخته اند. این رویکرد، گاهی با استفاده صریح از اصطلاح تشابه و زمانی بدون اشاره به این اصطلاح بوده است. در این مقاله در پی بیان چگونگی عملکرد دو شارح الکافی یعنی علامه مجلسی و مولی صالح مازندرانی در تعریف و واکاوی متشابهات حدیثی در روایات اعتقادی الکافی هستیم. این نوشتار ضمن نشان دادن باور آن دو به اهمیت این مقوله در حدیث بسان اهمیت آن در قرآن، به مبانی نظری آن دو در این مسئله پرداخته و نشان می دهد که توجه جدی و وافی به این مقوله داشته و در جهت حل تشابه و رفع تعارض ظاهری این گونه اخبار حرکت کرده اند. درنهایت، نقدهایی بر تعریفشان از تشابه در حدیث و مصداق هایی که برای حدیث متشابه آورده اند، وارد شده است.
شاخص های حکم رانی خوب در اندیشه و عمل امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکم رانی خوب الگوی جدیدی برای توسعه پایدار انسانی است تا به موجب آن جوامع بتوانند از همه توان مندی های خود در توسعه همه جانبه استفاده کنند. جامعه مدنی مستحکم به هم راه دولتی پویا، قوی و توسعه خواه می تواند زمینه های ایجاد حکم رانی خوب و در نتیجه توسعه همه جانبه را با کم ترین زیان و آسیب ممکن به پیش ببرد. محققان شش عامل را برای تحقق «حکم رانی خوب» لازم دانسته اند که عبارت اند از: قانون گرایی، شفافیت، مسئولیت و پاسخ گویی، کارایی و اثربخشی، مشارکت طلبی، عدالت محوری، فسادستیزی و رفق و مدارا. در همین راستا، در پژوهش حاضر می کوشیم تا با کاوش در سیره عملی و نظری امام علی (ع) شاخص های حکم رانی خوب را با روش توصیفی تحلیلی استخراج کنیم و مورد بررسی و سنجش قرار دهیم.
نقش مبنایی عدل در امامت علوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از شیعه شناسان غربی اصل اعتقادی عدل در شیعه امامیه را برگرفته از کلام معتزلی می دانند درحالی که این اصل اعتقادی از آموزه های نظری و عملی امام علی علیه السّلام نشأت گرفته است.عدل از نظر امامیه دارای شأنی وجودشناسانه است که از صفت عدل الهی آغازشده،در کیهانشناسی جریان یافته،و نهایتا از طریق انسان کامل که دارای شأن خلیفه اللهی است در کلیه شئون اجتماع بشری جریان می یابد بنابراین حتی اصل امامت مبتنی بر اصل اعتقادی عدل است. براین اساس اصل معرفت شناسانة معقولیت نیک بودن عدل و قباحت ظلم که امری معرفت شناسانه است در آموزه های علوی ناشی از عدل محوری وجودشناسانه اسلام می باشد.همچنین تأکید شیعه امامیه برغلبه تاریخی حق برباطل، معلول عدالت محوری وجود شناسانه و معرفت شناسانه امامان است در این صورت بندی مفهومی، اصل امامت مبتنی بر اصل عدل است به بالعکس. درحالیکه نظریه عدالت در کلام معتزلی فقط دارای شأنی معرفت شناسانه است؛نگارنده در این مقاله با تمرکز برآموزه های پیشوای اوّل شیعیان علی علیه السّلام به ریشه یابی اصل اعتقادی عدل می پردازد و پایگاه اصل عقل بنیان عدل را در تعالیم علمی و عملی ایشان می یابد و به این ترتیب ادعای خاورشناسانی که متکلمان معتزله را مبنای اصل عدل در اعتقادات امامیه می دانند مردود اعلام می کند.
بررسی روایات تعیین روز ظهور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصریح برخی از روایات مشهور میان عرف خاص و عام آن است که امام زمان می کند؛ اما روایاتی دیگری نیز هست که صراحت در ظهور آن حضرت در روز شنبه دارد. پرسش این است که کدام یک از این دو دسته از روایات معتبر است؟ بررسی های انجام شده در این مقاله نشان می دهد که علی رغم شهرت روز جمعه، براساس اسناد، امکان تحقق ظهور در روز شنبه بیشتر است، در عین حال که می توان میان این دو دسته از روایات را به نوعی جمع کرد . ای ن مقاله با روش تحلیلی توصیفی و تتبع در همه روایات بیانگر روز ظهور و اعتبارسنجی سندی و متنی آن ها توانسته میان این دو دسته از روایات را جمع کند، به گونه ای که می توان ادعا کرد روز جمعه روز ظهور برای خواص و روز شنبه روز ظهور برای عموم مردم است.
شیخ صدوق و قاعده رخصت: مفهوم، کارکرد، اعتبار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه، مجموعه احادیثی را نقل کرده که مفاد مشترک آن ها جواز و اباحه عمل است. وی با پذیرش این گروه از احادیث، بنیاد قاعده ای را بنا نهاده و براساس آن، فتوا نام دارد، یکی از روش هایی است که « رخصت » ، صادر کرده است. این قاعده که در ادبیات شیخ صدوق وی در حل تعارض اخبار به کار گرفته است. لکن این قاعده نسبت به دیگر روش های حلّ اختلاف اخبار، دامنه ای فراگیر ندارد و به دلیل فقدان ضابطه ای مشخص در کاربست، از اعتبار لازم برخوردار نیست و به نظر می رسد که از آن، به عنوان قاعده ای عمومی نتوان یاد کرد. مفهوم شناسی قاعد ه رخصت، تبیین کارکرد آن از منظر شیخ صدوق و اعتبارسنجی قاعده رخصت، ازجمله محورهایی است که در این پژوهش، تحلیل و ارزیابی شده است.
تاریخ گذاری حدیث «علیکم بسنّتی و سنّه الخلفاء الراشدین» (روش تاریخ گذاریِ سند متن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ گذاری حدیث یعنی تعیین تقریبیِ زمان، مکان، پدیدآورنده و سیر تغییرات یک روایت در بستر تاریخ. دانشمندان غربی اغلب به جنبه تاریخی حدیث توجه دارند و آن را منبعی برای بازسازی تاریخ اسلام به شمار می آورند، یعنی تاریخ وقایع، تاریخ فقه، تاریخ عقاید و سازمان های دینی، تاریخ تفسیر قرآن و... . آنان در تحلیل متون و تاریخ گذاری احادیث اسلامی از روش «نقد تاریخی» بهره می گیرند که شاخه ای از نقد صوری است و فهم «جهان ورای متن» را از طریق کاوش در منابع متون کهن دنبال می کند. هدف اصلی نقد تاریخی نیز کشف معنای نخستین یا اصلی متن در بافت تاریخی اولیه آن است.
در دهه هفتاد قرن بیستم میلادی، روش تحلیل صوری که ا ساساً در مطالعات کتب مقدس پدید آمده بود، به مطالعات اسلامی وارد شد. آلبرشت نُت و شاگردان مکتب او، نوعی از تحلیل صوری بر مبنای تغییرات متن را در پژوهش های خود به کار گرفتند که در آن، تغییرات روایات در سیر از راوی نخست تا گردآورنده روایت بررسی و بر این اساس، زمان تقریبی پیدایی روایت تعیین می گردد. این روش از تحلیل تاریخی روایات، پیشینه ای طولانی در تحقیقات منتقدان مسلمان نیز داشته و حدیث شناسان از قدیم به این موارد اشاره کرده اند. با این حال، توجه به این امور چندان در تعیین زمان صدور حدیث مؤثر نبوده و به شکل یک روش تحلیل سازمان یافته و روشمند درنیامده است.
تحلیل سند متن براساس رهیافت آلبرشت نُت که با پژوهش های برخی شاگردان نُت، همچون شولر و موتسکی، تکامل یافته، شیوه ای درخور توجه برای تحلیل تاریخی متون و تاریخ گذاری آن هاست. از آنجا که بهترین روش برای ارزیابی یک فرضیه، سنجش آن از طریق نمونه های مستقل و بیرونی است، در این تحقیق روش مذکور بر نمونه ای از روایات آزموده شده است. این نمونه، روایت «علیکم بسنتی و سنه الخلفاء الراشدین» است که توسط عرباض بن ساریه نقل شده است.
آیات قرآن و سجایای اخلاقی امام رضا (ع)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ و سیره اهل بیت(ع)
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی موارد دیگر روایات و عترت
نقد و بررسی ترجمه شهیدی از نهج البلاغه بر اساس نظریه «گرایش های ریخت شکنانه» آنتوان برمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنتوان برمن از نظریه پردازان مبدأگرایی در ترجمه است. او موارد ناهمگونی میان ترجمه و متن مبدأ را به سیستم تحریف متن، تعبیر نموده و آن را بر اساس نظریه «گرایش های ریخت شکنانه» پی ریزی نموده است. وی در جایگاه مترجم و نظریه پرداز، توجه ویژه ای به متن مبدأ دارد و معتقد است، مترجم باید از جهت شکل و محتوا، مقیّد به متن مبدأ و وفادار به آن باشد. در این جستار، سعی شده ترجمه شهیدی از نهج البلاغه بر اساس چهار مورد از عوامل تحریف متن، از دیدگاه آنتوان برمن بررسی شود که عبارتند از: عقلایی سازی، شفاف سازی، اطناب سازی و آراسته سازی. یافته پژوهش نشان می دهد که ترجمه شهیدی را می توان ترجمه ای مبدأگرا دانست که کم تر دچار عوامل تحریف متن گشته است و در متون دینی که از خوانش های متفاوتی برخوردار نیستند، مبدأگرایی ضروری می نماید که شهیدی علاوه بر انتقال درست مفاهیم، به بخش ادبی کلام امام (ع) هم توجه کرده و ترجمه او از این حیث نیز مقیّد به آن بوده است.
شیوه های نقل به معنای احادیث در مجمع البیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله مباحثی که در علوم حدیثی مورد بحث و بررسی قرار گرفته، موضوع نقل به معنای احادیث می باشد که درباره اصل آن موافقان و مخالفانی وجود دارد، و عده ای که پذیرفته اند، تحت شرایطی خاص آن را مجاز دانسته و معتقدند که خارج از این ضوابط نباید نقل به معنا صورت گیرد. نوشته پیش رو در همین ارتباط درصدد است تا بررسی کند در تفسیر مجمع البیان که در آن به نقل روایات اهتمام و توجه شده، آیا نقل به معنای احادیث اتفاق افتاده است یا خیر؟ و آیا معیارهای لازم در این نقل به معنا رعایت شده است؟
روش تحقیق در این مقاله تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای می باشد. یافته این پژوهش آن است که در این تفسیر، چهار نوع نقل به معنا به کار رفته است؛ جابجایی واژه های مترادف، استناد به بخشی از الفاظ یا مضامین روایات، ترکیب عبارات چند حدیث و ارائه ساختاری جدید از روایات، که به تفصیل بیان شده اند. همچنین مشخص شد که این نقل به معنا آسیب هایی نیز داشته است که در این پژوهش بدان پرداخته شده است.
بررسی احادیث انحصار احسان به افراد نجیب و دین دار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برخی منابع روایی شیعه و سنی روایتی با صیغه های متعدد و اسانید متفاوت نقل شده که مهم ترین نقل آن عبارت «لَا تَصْلُحُ الصَّنِیعَةُ إِلَّا عِنْدَ ذِی حَسَبٍ أَوْ دِینٍ» است. ظاهر این روایت، گستره احسان را به یکی از دو قید نسب والا {اصالت خانوادگی} یا دینداری{اصالت دینی} محدود و مشروط کرده است. این در حالی است که در قرآن کریم و روایات معصومان(ع)، نیکی و احسان به عنوان یک اصل انسانی مشتمل بر نوع انسان با هر کیش و آیین، بلکه فراتر از آن و نسبت به هر جانداری مطلوب است. به نظر می رسد این روایت در صدد نفی مطلق احسان از برخی افراد نیست، بلکه در صدد نفی احسان ابتدایی از ایشان است. دلیل نفی و عدم مصلحت چنین احسانی، ویژگی های غالبی شخصیتی و رفتاری انسان های غیر شریف و نجیب و بعضاً انسان های بی دین (یا بی قید و بند در امور دینی) است. یکی از بارزترین رفتارهای چنین انسان هایی، ناسپاسی و کفران نعمت است.
تحلیل هستى شناختى مصلحت در المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس دیدگاه علّامه طباطبائى، «مصحلت» داراى وجودى واقعى است. داشتن وجود واقعى، به معناى داشتن مابازاى خارجى نیست، بلکه مصلحت از مفاهیم فلسفى است که منشأ انتزاع واقعى دارد. تبیین هاى گوناگونى بر واقعى بودن مصلحت ارائه شده است؛ از جمله اینکه مصلحت، امر وجودى و مستمرى است که مقتضاى طبیعت اشیاست؛ پشتوانه اعتباریات بوده، نفس حکم و فعل الهى است؛ نشانه حکیمانه بودن فعل است و ملاک حسن و خیر تکوینى مى باشد. با دقت در آثار علّامه طباطبائى، چهار نحوه هستى براى مصلحت مى توان بیان کرد: هستى واقعى خارجى، هستى منحاز از خارج و ذهن، هستى ذهنى و هستى اعتبارى. براساس دیدگاه علّامه، مصلحت داراى مراتب وجودى شدید و ضعیف است و در این نوشتار تشکیک در مصلحت را براساس مصادیق مصلحت که عبارت اند از «حقیقت اشیا»، «غایت»، «فعل» و «جامعه»، تبیین کرده، ظرف تحقق مصلحت را در دو عالم «تکوین» و «تشریع» یافتیم.
کوچ و انتقال اجباری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن انسان و جامعه در قرآن جامعه در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن احکام فقهی وحقوقی در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی انسان و جامعه در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی احکام فقهی و حقوقی در روایات
باقی ماندن در منطقه محل سکونت و زندگی، حق طبیعی هر فرد است که نتیجه منطقی آن، منع کوچ و انتقال اجباری افراد و گروه هاست. اسناد بین المللی، انتقال و کوچ اجباری افراد را جرم بین المللی دانسته است و آن را در عناوین «جنایت علیه بشریت» و «جرم جنگی» جای داده است. مقاله حاضر می کوشد در پرتو آموزه های قرآنی و با روش تطبیقی، ابعاد پدیده کوچ و انتقال اجباری را در دو نظام حقوقی بین الملل و حقوق اسلام بررسی و تحلیل کند. در برخی آیات قرآن کریم، عنوان «اخراج از دیار» آمده است که نزدیک ترین مفهوم به پدیده کوچ و انتقال اجباری می باشد. به روایت قرآن، ادیان الهی همواره از پیروان خود پیمان گرفته اند که با یکدیگر ستیز نکنند و یکدیگر را از محل سکونت خود بیرون نرانند. سنّت نبوی نیز به وسیله منشور مدینه، همین روش را تأیید کرده است. اصول کرامت انسانی، وحدت بشری و عدم تبعیض، مبانی مشترک نظام های بزرگ حقوقی در حمایت از حق بر باقی ماندن در منطقه سکونت است. از منظر قرآن و آموزه های اسلامی، «وفای به پیمان و عهد»، «حمایت و پشتیبانی» و «مقابله»، رهیافت هایی در برابر پدیده کوچ و انتقال اجباری اند.
نقد روایتی درباره نشانه های بی عقلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان روایات مربوط به نشانه های عقل، روایتی به نقل از امام صادق (ع) به چشم می خورد که بلندی ریش، نقش انگشتر و کنیه فرد را نشانه ای بر کشف عدم عقلانیت او معرفی می کند. در این مقاله ضمن بررسی سندی و متنی این روایت، به دنبال کشف گوینده حقیقی این سخن و احتمالات مختلف در مورد منشأ و گوینده اصلی این روایت و دلیل وجود آن در برخی منابع روایی هستیم. از نتایج این مقاله، ناهمگونی آن با سایر روایات مرتبط و تشکیک جدی در صدور این روایت از معصوم (ع) است. به نظر می رسد این سخن، متأثر از فرهنگ عرب، وارد کتب روایی شده است.
زهد و وارستگى دوستان خدا و بى اعتنایى آنان به دنیا (3)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقال، شرحى است بر مناجات زاهدین امام سجاد علیه السلام. ما باید روح توحید در گستره اعمال، رفتار وگفتارمان تجلى یابد و باور کنیم که بدون خواست خداى متعال، کارى صورت نمى گیرد. البته خداىمتعال از طریق اسباب و عوامل موجود ما را یارى مى رساند. ما نیز باید به کمک اسباب مادى موجودتلاش کرده، از خداى متعال استعانت بجوییم.
باید توجه داشت که انسان با سروکار با اسباب مادى این دنیایى، لذت هایى از آن عایدش مى شود وحکمت وجود این لذت ها، تأمین نیازهاى مادى دنیایى است. با این حال، باید به اندازه نیاز به لذایذدنیایى اکتفا کرد و دلبسته و فریفته آن نشد. از جمله راه هاى کاستن از دلبستگى دنیایى عبارتند از: توجهبه کاستى ها و عیوب دنیا، توجه به اینکه دنیا سرایى سرشار از درد و رنج است، زهد و وابستگى از دنیازیبنده اولیاى الهى است، ضرورت بهره گیرى از رحمت الهى و درک لذت محبت و انس با خدا.