هدف این تحقیق بررسی ضرورت های برخورداری دانشگاه اسلامی از مؤلّفه ها و ویژگی های دانشگاه یادگیرنده و چالش های پیش روست. روش تحقیق «توصیفی – تحلیلی» و «اسنادی» براساس دیدگاه ها و نقطه نظرات اندیشمندان حوزة مدیریت آموزشی و آموزش عالی است. یافته ها نشان داد: 1. شعار اصلی دانشگاه یادگیرنده «یادگیری از عمل و عمل مبتنی بر یادگیری، تواضع در یادگیری و سخاوت در آموزش» با مبانی دانشگاه اسلامی کاملاً تناسب دارد. 2. دانشگاه یک نهاد حیاتی در فرایند توسعة هر ملت و نقطة تلاقی سه قلمرو «فرهنگ»، «قدرت» و «دانش» است. بی تردید، نظام آموزشی و دانشگاه اسلامی در ظرف جامعه و فرهنگ عمل می کند و با آن داد و ستد مستمر دارد. 3. در عصر دانایی، تنها چیزهایی در زندگی ثابت می مانند که پیوسته در حال تغییر باشند. بنابراین، حفظ فرهنگ پرورش حرفه ای و واکنش سریع نسبت به تغییرات، خلق فرهنگ یادگیری است. یعنی فرهنگی که برای ایجاد تغییر، به سریع ترین شکل ممکن ساختار یافته و به عنوان مزیت رقابتی پایدار دانشگاه ها به شمار می رود. دانشگاه ها و به ویژه دانشگاه اسلامی، برای ماندن در وضعیت رقابتی، باید خود را به مؤلفه های دانشگاه یادگیرنده مجهز سازند. 4. باتوجه به تکیة دانشگاه اسلامی بر دو بنیاد فرهنگ و رهبری ارزشی و «وابستگی وجودی دانشگاه یادگیرنده به زیرساخت های فرهنگی الگوهای ذهنی، یادگیری گروهی و تسلّط فردی) و رهبری (بینش مشترک و تفکر نظام مند» برخورداری این دانشگاه از ویژگی های دانشگاه یادگیرنده دور از دسترس نیست. لازمة تبدیل دانشگاه اسلامی به یک دانشگاه یادگیرنده، جای گزینی رهبری تسهیل کننده و تحول گرا به جای رهبری کنترل کننده است.
اسلام به عنوان یک مکتب دارای نظام تربیتی خاص خود است. این نظام تمایزات اساسی با سایر نظام های تربیتی دارد. در حال حاضر، پژوهش در باب ریشه های این تمایزات با توجه به قلمروهای حیات آدمی ضرورتی آشکار است. تبیین عناصر تعلیم و تربیت شامل: هدف، برنامه، روش، ارزشیابی و... مستلزم نظریه پردازی در خصوص قلمروهای حیات آدمی از یک سو، و استخراج پیامدها و دلالت های تربیتی آنها از سوی دیگر است. هدف به عنوان اساسی ترین عنصر در تربیت اسلامی به تبیینی نو نیازمند است. مقالة حاضر به تبیینی از اهداف تربیت اسلامی بر مبنای قلمروهای حیات آدمی پرداخته، و نتایج پژوهش بیانگر آن است که تدوین و انتخاب هدف های تربیتی مستلزم نظریه و تفسیری از حیات آدمی درقلمروهای مختلف آن و درنظر آوردن آنها به صورت یک کلّ با ثبات متعادل است.
هدف از انجام این پژوهش، تحلیل محتوای مجلات رشد کودک، از نظر تربیت دینی بود. روش تحقیق پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا بوده است. جامعه آماری این پژوهش، تمامی متون و تصاویر این مجلات در سال تحصیلی 1392−1393 بوده است. دو مؤلفه: انس و ارتباط با خداوند مهربان، شناخت پیامبران به ویژه پیامبر اکرمn و ائمه اطهارb به عنوان مؤلفه های تربیت دینی از نظر فراوانی مورد بررسی قرار گرفتند. مؤلفه انس و ارتباط با خداوند مهربان از زیرمؤلفه های: عمل به دستورات الهی، شناخت نعمت ها و استفاده درست از آنها و مؤلفه شناخت پیامبران به ویژه پیامبر اکرمn و ائمه اطهارb از زیرمؤلفه های: شناخت انبیا و ائمه اطهارb، عمل به توصیه های آنها و رفتن به زیارت تشکیل شده اند. همه متون و تصاویر مجلات رشد کودک به عنوان واحد تحلیل انتخاب شدند. براساس معنی داری خی دو در سطح 05/0، نتایج نشان داد که نه تنها این مؤلفه ها به صورت نامتعادل در هر یک از این مجلات مطرح شده اند بلکه در بسیاری از موارد، برخی از زیرمؤلفه های این مؤلفه ها −به ویژه شناخت پیامبران به ویژه پیامبراکرمn و ائمه اطهارb− با کمترین توجه همراه بوده است که برای جبران این نقیصه پیشنهادهای لازم ارائه شد.
حجاب و پوشش و توجه به حریم عفاف و حراست از آن از مهم ترین و سودمندترین قانون های الزامی آفرینش و از اصیل ترین سنگرها برای بانوان در جامعه است، به عبارت روشن تر، حجاب و پوشش، سنگر سعادت، پیروزی و رستگاری زنان و جامعه است، که اگر این سنگر آسیب ببیند یا فرو ریزد، عوامل سعادت و پاک زیستی آن ها از بین می رود.