فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۶۱ تا ۱٬۷۸۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
القصائد العربیة في دواوین شعراء الفارسیة(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الصلات بین الفرس و العرب قدیمة تمتد أصولها إلی أبعد من تاریخ المدن و الاختلاط. و التبادل و المشارکة فی الحیاة الاجتماعیة و الثقافیة بین الامتین فی کل العصور یکشف عن أوثق الروابط و الصلات بینهما. کان ظهور الدین الحنیف سبب انتشار اللغة العربیة حتی شملت البلاد الایرانیة و قد شرع معظم العلماء الایرانیین فی تدوین مؤلفاتهم و کتبهم و رسائلهم باللغة العربیة و ظهر شعراء کثیرون ینظمون بها و یعرفون بأصحاب اللسانین لأنهم عبروا بالفارسیة و العربیة و ظهور هؤلاء الشعراء أحد أبعاد تجلیات الصلات الثقافیة بینهما.
اختلاف فقهاء اهل السنة و الشیعة في شرائط المسجود علیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عندما تتوحد الأصول الاعتقادیة بین المسلمین جمیعهم یتاح للعلماء المجتهدین منهم، الاجتهاد فی استنباط الأحکام الشرعیة استنادا إلى هذه الأصول، ممّا أدى إلى ظهور المذاهب الفقهیة وتعدد وجهات النظر. وإن کان هذا الاجتهاد یفضی إلى اختلاف فی وجهات النظر، فی أمور لیست من الأصول الاعتقادیة، فإنّه ینبغی ألا یؤثّر هذا الاختلاف على وحدة الأمة الإسلامیة، فهذه الوحدة یجب أن تبقى مصانة من تأثیر أی عامل قد یؤدی إلى الخصومة والتفرق. فالشریعة الإسلامیة إذ تبیح التعدّد، فإنما تریده أن یکون اجتهادا یحقق مصلحة المسلمین العلیا فی إطار الوحدة، الأمر الذی یمکّنهم إن تحقق من مواجهة مختلف التحدیات فی کل زمان ومکان. وبعد، فهذه وجیزة فی المسألة الفقهیة البارزة التی کانت مثارا للجدال والنقاش بین فقهاء السنة والشیعة، لأزمان مدیدة حتى یومنا هذا. وکانت تمثل موضع خلاف لا یُرجی له نهایة، وهی مسألة السجود علی الارض. مع أننا إذا نظرنا إلى هذه المسألة بتجرد وموضوعیة لوجدناها تستند إلى دلائل لا غبارعلیها، مستنبطة من مصادر التشریع المعتمدة، لا سیما من کتب أهل السنة أنفسهم، لکنّ الفجوة القائمة وانغلاق باب الحوار والعزلة الفکریة التی سادت بین الطرفین ردحا طویلا من الزمن أدت إلى طمس معالم هذه الدلائل وجعلتها خافیة عن الأذهان. و نحن سنتناول هذه الآراء، و نحاول دراستها، وفق ا لمنهج البحث العلمی الموضوعی، مستهدین بآیات الق رآن الکریم و بما ثبت من السنة النبویة الشریفة و سیرة اهل البیت (ع). ورائدنا فی هذا السبیل قوله سبحانه: «وَاعْتَصمُوا بِحَبْلِ اللّه جَمِیعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْکُنْتُمْ أَعداءً فَألّفَ بین قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتهِ إِخْواناً ...» (آل عمران: 103).
دیدگاه های سیاسی - مذهبی کمیت در هاشمیات و اندیشه ی ناقدان
حوزههای تخصصی:
کمیت بن زید اسدی ( 60-126 ﻫ.ق ) یکی از شاعران نامدار شیعی در روزگار امویان به شمار می آید که در دفاع از عقیده ی خود شعرهای فراوانی سروده است. شعر او نمایانگر جهاد و مبارزه علیه حاکمان ستمگر اموی است. تاریخ نویسان و نویسندگان قدیم و جدید در خصوص گرایش های سیاسی،مذهبی کمیت، عقاید و نظرهای گوناگون و بعضاً متناقضی ارائه نموده اند. گروهی او را زیدی مذهب، و از غالیان شیعه و رافضی دانسته اند و از نظر سیاسی نیز او را نزاری متعصّب؛ ضد یمنی گفته اند. برخی هم، در تشیّع او تردید کرده و او را به تناقض گویی متّهم نموده اند. نگارندگان در این جستار به نقد و بررسی دیدگاه ها و اندیشه های تاریخ نویسان پرداخته و تلاش کرده اند با تکیه بر هاشمیات و دیگر اسناد ادبی، تاریخی، تصویری واقعی از دیدگاه های سیاسی- مذهبی کمیت ارائه نمایند.
دراسة أسلوبیة فی سورة «ص»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لا شکّ أنّ للتعبیر القرآنی أسراراً وجمالیات ولمسات وصوراً فنیة تدلّ علی أنّ هذا القرآن کلام فنی مقصود وُضع وضعاً دقیقاً ونُسج نسجاً محکماً فریداً.
استهدف هذا البحث دراسة سورة «ص» مستخدماً المنهج الأسلوبی الذی یتمحور حول معطیات علم اللغة العام. متناولاً المستوی الصوتی والدلالی والترکیبی ومستوی الصورة فی السورة هذه.
ظهر من خلال هذه الدراسة أنّ هناک توازناً مقصوداً فی إیقاع السورة کما أنّ التکرار هو من العناصر الهامّة فی زیادة هذا الإیقاع الجمیل للسورة، بالإضافة إلی تناسق هذه الأصوات، وأنّ ألفاظ السورة تمیزت بالدقة فی اختیار وقوّة التأثیر فی المتلقی وأنّ التناسق الفنی قد برز بین الصور المختلفة ـ البلاغیة منها والواقعیة ـ بصورة واضحة.
تحولات الموضوع الوطنی والقومی فی قصص محسن یوسف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تتناول هذه الدراسه التجربه الإبداعیه للقاص محسن یوسف، بدءاً من مجموعته القصصیه الأولى (وجوه آخر اللیل)، وانتهاء بمجموعته القصصیه الأخیره (حکایات السیده الجمیله)، وهذه الدراسه لیست تأریخاً للتجربه الإبداعیه للکاتب، وإنما تلمس لتجربته القصصیه وتطوراتها، والکشف عن التحولات التی طرأت على الموضوع الوطنی والقومی وقد تم تتبع التغیرات التی طرأت على التجربه الإبداعیه، والمضامین الفکریه للکاتب، وتناول التقنیات الفنیه التی وظفها فی قصصه، کالتقطیع، والعنونه، والمونولوج الداخلی، وتداعی الأفکار، والإشاره إلى أن الکاتب لایشقى وراء المصطلحات الحداثیه، بل یبقى له صوته القصصی الخاص الذی یتفرد به، مستخدماً السرد النابض بالحیاه.
البیت القصصی فی الشعر العربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إن للأدب العربی مجالات غیر مطروقه تستحق الدراسه، منها البیت القصصی وهو أحد القوالب القصصیه فی الشعرالعربی منذ أقدم نماذجه إلی تجاربه الجدیده. یبدو أن أحداً لم یتطرق إلی هذا المجال فی الأدب العربی، فیجدر أن یُدرس کقالب قصصیّ له سماته الخاصه التی تستقل بنفسها. إنّ البیت القصصی هو قصه بکاملها تُسرد فی بیت تتواجد فیه عناصر القصه الضروریه. بما أنّ البیت الواحد لا یتّسع مجالاً مفصلاً لسرد القصه، فعلیه أن یشتمل علی مستلزمات السرد الضروریه. وبما أن العناصر الضروریه، أی: الحبکه، والفعل، والشخصیه، والبیئه (الزمکان)، هی التی تُهَیّئ الظروفَ لإنشاء القصه، فکلّ بیت یشتمل علی هذه العناصر، یُعَدُّ بیتاً قصصیاً. قد اختار الکاتب تسعه عشر بیتاً من الشعر العربی فی عصوره المختلفه کنماذج للبیت القصصی لیَدرس بعضَها فی عناصره القصصیّه ولیتعرف القارئ المحترم علی هذا القالب القصصی الجدید.
تحلیل مواقف أبی حیان التّوحیدی الأدبیة والنّقدیة فی الإمتاع والمؤانسة (تحلیل دیدگاههای ادبی و نقدی ابوحیان توحیدی در الإمتاع والمؤانسة)
حوزههای تخصصی:
احکام نقدی توحیدی در میان کتاب ها و رسائل وی پراکنده شده است. وی این احکام را با هدف توضیح یک نظریه نقدی مشخّص، بیان نکرده است. چارچوب این پژوهش بر استخراج متون و دیدگاههای نقدی از کتاب های ابوحیان توحیدی، به ویژه کتاب «الإمتاع و المؤانسة» و دسته بندی و بررسی تحلیلی آن مبتنی است و اگر تلاش های توحیدی را در عرصه نقد تطبیقی و کاربردی مورد بررسی قرار دهیم، درخواهیم یافت که این احکام و دیدگاهها در صدور احکام سریع و کوتاه خلاصه می شود.
توحیدی، مسأله لفظ و معنا را مورد بررسی قرار می دهد و تفاوتی میان آن دو قائل نیست، هرچند میان انواع درک و فهم گوینده و شنونده تفاوت قائل می شود، اما اگر بخواهد یکی را بر دیگری ترجیح دهد، توحیدی معنا را مقدم بر لفظ می داند چرا که معنا به عقل نزدیک تر است و لفظ به حس. بلاغت از دیدگاه وی به معنای تصنّع ساختگی و مردود و در پی واژگان وحشی و نامأنوس بودن نیست و بلاغتی را که شنونده به علّت کوتاهی طبعش یا دوری از عوامل برتری دادن ادب فاخر، توان درک آن را ندارد، مورد توجه قرار نمی دهد و بلاغت در نگرش او، جز با دو شرط محقق نخواهد شد: اول: فراهم بودن استعداد هنری و دوم تلاش طاقت فرسا و یادگیری فراگیر. یکی از پدیده های کلی که حیات فکری را از طریق کتاب «الإمتاع و المؤانسة» متمایز می سازد، کشمکش فکری میان اصیل (بومی) و دخیل (وارداتی) است. این کشمکش فکری، گویای آزادی فکری حاکم بر جامعه، پیشرفت شیوه های مناظره فکری، جنبش فکری بزرگ حاکم در جامعه و نیز وجود گفتگوی فکری بر گرد پایه های بنیادین مسلمانان یعنی زبان، دین و ادبیات است.
نقد التّناص القرآنی فی قصیدة «ثورة فی الجحیم» لجمیل صدقی الزّهاوی (نقد تناص قرآنی در قصیده ی «ثورة فی الجحیم» از جمیل صدقی زهاوی)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ضمن بیان مفهوم بینامتنی و انواع آن، پرسش هایی در مورد چگونگی کاربرد بینامتنی قرآنی در شعر زهاوی مطرح شده است. خلاصه ای از قصیده ( انقلابی در دوزخ ) از سروده های این شاعر می آید و هدف اصلی آن بیان می شود. در ادامه به انواع مختلف بینامتنی که در اشعار زهاوی بسامد بیشتری دارد، اشاره می شود که از جمله آن می توان از مواردی چون: بینامتنی فواصل آیات، واسلوب وترکیب ها ومفردات قرآنی ( از قبیل موازی ونفی کلی وجزئی) یاد نمود. در این زمینه، نکته ی قابل توجه، استفاده ی شاعر به دو گونه مثبت و منفى در بینامتنی اسلوبی و ترکیبی است؛ این در حالی است که در بینامتنی فواصل آیات، استفاده منفی شاعر دیده نشده است. در زمینه بهره گیری شاعر از مفردات قرآنی نیز، استفاده مثبت بیشتر از استفاده منفی نمود دارد. شیوه ی بررسی در این مقاله، به شکل تحلیل و توصیفی است.
بررسی کلمات معرّب در جمهره اللغه ابن درید و تطبیق آن با لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لغت نامه جمهره اللغه پس از لغت نامه العین خلیل بن احمد، دومین لغت نامه بزرگ زبان عربی است که به سبب نگارش در عصر ترجمه، و حضور مؤلّف آن در محیط فارسی خوزستان ـ به خاطر بر عهده گرفتن دیوان فارس از سوی آل میکال ـ ، نیز آشنایی او با بسیاری از واژه های فارسی، از نظرگاه بررسی کلمات معرّب آن، اهمیت فراوان دارد.
نگارنده دراین مقاله تلاش کرده است با اشاره به شیوه مؤلّف در پرداختن به این واژه ها، به بررسی تطبیقی آنها با فرهنگ های دهخدا ومعین بپردازد. حدود 380 کلمه از کلمات معرب و دخیل در جمهره اللغه آمده است که با توجه به حجم گسترده آنها، در این مقاله به معرّبات فارسی بیشتر توجّه شده است.
با عنایت به اینکه بررسی عمیق تک تک معرّبات، خود مقالات متعددی را می طلبد، و از سویی محدودیت های نگارش مقاله، از ورود عمیق تر به تحلیل این واژه ها خودداری شده است.
فنّ المُلمَّع: حلقه الوصل بین الشعرین العربی والفارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
المُلمَّع لغهً یعنی شیئاً أو أمراً یجمع لونین مختلفین أو صفتین مختلفتین، والشعر الملمَّع فی الأدب العربی القدیم شعر یجمع الشطور أو الأبیات المُعْجَمه والمُهْمله، وهو فی العصر الحدیث شعر منظوم بالعربیّه الفصحى والعامّیّه. ولکن ما یهمّنا فی هذا البحث هوالملمَّع عند الفرس الّذی یتکوّن من شطور (أو أبیات) بالعربیّه إلى جانب شطور (أو أبیات) بالفارسیّه. وبما أنّ الملمَّع بالمعنى الأخیر یشمل شعراً منظوماً باللغتین العربیّه والفارسیّه، فإنّ دراسته تندرج فی مجال الدراسات الأدبیّه المقارنه، وبناءً على ذلک فعلینا أن نتّبع المنهج المقارَن فی هذا البحث.
إنّ السؤال الأساس المطروح فی هذا النوع من الشعر هو أنّه کیف استطاع الشاعر جمع الأبیات العربیّه إلى جانب الأبیات الفارسیّه، مع أنّ لکلّ واحد من النظامین الشعریّین خصائص وزنیّه و قافویّه خاصّه به. لقد تبیّن لنا، من خلال دراسه الملمَّعات إلى جانب اطّلاعنا على علم العروض فی الأدبین، أنّ هنالک میزه مشترکه بین النظامین الوزنیّین ساعدت الشعراء الفرس على نظم الملمَّعات وهی الأساس الوزنی المشترک فی النظامین، أی یعتمد کلاهما على الکمیّه فی المقاطع مع الاعتراف بوجود اختلافات جزئیّه بینهما أهمّها الاختلاف فی طول المصراع، والجوازات الوزنیّه. کما تبیّن لنا أنّ الملمَّعات تتّبع القواعد الوزنیّه الفارسیّه عادهً فی الخصائص الجزئیّه المذکوره. إذن یمکننا القول إنّ الملمّعات ذات صبغه فارسیّه بسبب اتّباعها هذه الخصائص الجزئیّه فی الوزن والقافیه، فضلاً عن الذوق الفارسی الّذی یسود الملمَّعاتِ فی کثیر من الأحیان.
جایگاه باران نزد عرب در دوران جاهلیت ( با نگاهی به سروده های شاعران این دوره)
حوزههای تخصصی:
مصیر الجبال من منظار قرآني(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
من المنظار القرآنی أنَّ الجبال الثوابت المنعوتة بالأوتاد والمثبتة لطبقات الکرة الأرضیّة ترجف وتتحرّک وتُدکُّ وتتلاشی فی أحداث یوم القیامة، وفی النهایة تکون هباءً منبثاً. وقد شبّهت فی الآیات المراد بحثها بالعهن المنفوش، وقد أخبرنا القادر المتعال عنها فی آیات عدیدة؛ فتدکُّ الجبالُ کما تُدکُّ الأرض، فتقلَع وتسیَّر من مکانها، وتنسف بإذن الله وتکون متفکّکة متطایرة فلایبقى منها إلا ّ سراب وقاع صفصف. المحاولة فی هذه المقالة هی دراسة الأحداث التی تطرأ علی الجبال قبل یوم القیامة وقد ذکرت فی آیات عدیدة حیث سنبیّنها بتسلسل مع ذکر اللّمسات البیانیّة والملامح النّحویّة الواردة فیها.
دراسه أهم ضوابط تشخیص القیاس الصحیح (فی الدرس النحوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنَّ القیاس النحوی قد بلغ من السّعه و الشمول حداً استوعب فیه جمیع المواضیع النحویه، قال الکسائی: (من الرمل، والقافیه من المتدارک):
إنَّما النحو قیاسٌ یُتبَعْ و به فی کلّ أمرٍ یُنتفَعْ
و لا شک أنَّ هذه السعه تمنح القیاس النحوی أهمیه کبیره فی الدراسات النحویه الأصولیه، لذلک کان المؤمل من علماء النحو القدماء أن تدفعهم هذه الأهمیه القصوی إلی تحدید أطر القیاس الصحیح و تشخیص ضوابطه تشخیصاً دقیقاً، و أن تحدو بهم إلی الاجماع النسبیّ علی العمل بهذه الضوابط، لیحتذیها، و یهتدی بها الخلف من العلماء فی إجراء الأقیسه، و استخدامها استخداماً صحیحاً دون أن یُحمِّلَ إجراءُ الأقیسه علمَ النحو سلبیات هو فی غنی عنها. لکن، للأسف الشدید، لم یحصل ذلک ، إذ لم یحدثنا التاریخ باجماع علماء النحو علی ضوابط تعیّن القیاس الصحیح، لذلک ابتُلِیَ علم النحو بکثره الآراء المتضاربه التی کان کثیر منها ولید أقیسه غیرصحیحه. و إنَّ هذه المقاله التخصصیه تکفلت بدراسه أهم ضوابط القیاس الصحیح، و رصدها فی المصادر القدیمه الأصلیه، و لا شک أنَّ الالتزام بإجراء الأقیسه الصحیحه یلعب دوراً وظیفیاً فاعلاً فی الحد من الاجتهادات النحویه المستنده إلی أقیسه غیرصحیحه، و بذلک تقل الخلافات إلی حد کبیر. و إذا تحقق ذلک، فانه، بلاشک، عمل علمی خطیر، ینقذ النحو مما هو فیه، و یغلق الباب أمام الناقدین، و یستعید النحو أصالته و طراوته و حیویته، و هذا هو أحد طرق التیسیر العلمی و الإحیاء التراثی، لکنّ الذی یبدو أنَّ هذا العمل الجسیم لایقوی علیه إلاّ المتخصصون فی علم أصول النحو.
تأملات فی الفکر النقدی عند ""نازک الملائکه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یحاول هذا البحث الوقوف عند تحلیل المتن النقدی للشاعره ""نازک الملائکه""، بعد أن انتشرت ظاهره الشعر الحر، أو التفعیله، وذلک عبر الوقوف عند المؤثرات التی کوّنت فکرها النقدی، محاولا بعد ذلک تحلیل فهمها للقصیده الحدیثه. إن ""نازک"" شعرت بعقده الذنب تجاه الشعر الحدیث، بعدما رأت الکثیر من التفاهات الشعریه تطفو على السطح، وهذه الغثاثات کانت کفیله، من وجهه نظرها، بإفساد الذوق العام لهذا الجیل المطالب بالتمسک بثوابته الدینیه، والتراثیه، والقومیه. ولکن رؤیتها لم تکن صافیه، ولا عمیقه، فی جانب کبیر منها؛ ذلک أنها لم تر إیجابیات هذه الظاهره، بل رأت السلبیات، التی وضعتها بدورها تحت المجهر، وصارت تنظر إلى ""الحداثیین"" نظره فیها توجّس، واتهام بخیانه الدین والوطن واللغه ولا سیما على صفحات مجله الآداب اللبنانیه. أما الشعر الحدیث، فقد بدأت بتکبیله، ووضع العراقیل أمامه، وأخذت تتنبّأ بأفول شمسه.
شروط عمل اسم الفاعل فی العربیه، دراسه تطبیقیه على الربع الأول من القرآن الکریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هذه دراسه تطبیقیه تتناول دراسه اسم الفاعل فی العربیه من خلال الربع الأول من القرآن الکریم، وقد أبرزت الأسس التی انطلق منها العلماء، وبنوا علیها أحکامهم، کاشتراط المجاراه اللفظیه والمعنویه مجرى الفعل المضارع أو کلتیهما معاً، وبینت تباین آرائهم فی ذلک، والصور التی یکون فیها عاملاً، والتی لایکون.
وتوصلت إلى أن اسم الفاعل فی اللغه العربیه ینزع إلى الإضافه فی المستوى النحوی لیحقق نشاطاً اسمیاً فی بنیته یطابق ما تدل علیه من ثبوت صفه الفاعل، بصرف النظر عن الزمن الذی یشیر إلیه سیاقه، وهو ما یفسر علیه مجیئه مضافاً.
ومن الملحوظ أنه لا تشابه بینهما لفظاً ولا معنى فهما مختلفان وضعاً، وکل ما بینهما من تشابه قائم على العمل، والعمل تسببه رائحه الفعل لا معنى الفعل، وهو ما یعنی أن المجاراه اللفظیه والمعنویه لا جدوى منها، ولا مسوغ إذن لحمل اسم الفاعل على الفعل المضارع.
الیتیمه تحت المجهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
أمّا الیتیمهُ فهی عینیّهُ سُوَیْدِ بن أبی کاهلٍ الیشکریِّ، وأمّا المجهرُ فهو مجهرُ العین الناقده؛ فمُطَوَّلهُ سویدٍ بقیتْ فی الظلِّ، شأنُها شأنُ الکثیرِ من دُرَرِ أدبنا العربیِّ، وإذا کانَ القدماءُ قد أدرکوا أهمِّیَّتَها، ولقَّبوها بالیتیمه، فإنّهم لم یکملوا صنیعَهم؛ إذ لم ینزلوها المنزلهَ التی تستحقُّ بین أوابدِ شعرنا القدیم. أمّا المحدثون إذا استثنینا طه حسین فی قراءته التأثّریّه لبعض معانی القصیده فلم تلقَ منهم إلا الإهمال!
ویتوخَّى هذا البحثُ إنتاجَ مقاربهٍ إجرائیّهٍ للیتیمه، تُقِرُّ بتعدُّدِ أبعادِ الجمیل، مفیدهً من الرؤى النقدیّهِ الخلاّقهِ فی درسنا النقدیِّ القدیمِ، وفی الأسلوبیّه النقدیّه الحدیثه؛ قائلهً: إنّ قیمهَ الکَلِمِ أفراداً قریبهٌ منَ الصفرِ، مهما تکاثرتْ فی السَّمْعِ، ومرأى العین، فکلُّ کَلِمٍ لا یُؤَلَّفُ لا یُعَوَّلُ علیه، وإنَّ النظمَ هو الحدُّ الأدنى اللازمُ لإنتاجِ الکلامِ؛ غیرُ الکافی لإنتاجِ الجمالِ؛ فثمَّهَ بعدُ أسرارُ ارتقاءِ المنظومِ إلى رُتْبَهِ الشعریِّ!!
القیم الأخلاقیّه والإنسانیّه فی شعر أبی فراس الحمدانیّ وسلوکه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یتناول البحث الجانب القیمیّ فی شعر أبی فراس الحمدانیّ، فیرصد قیمه الأخلاقیّه والإنسانیّه من خلال سلوکه ومواقفه، موضّحًا إیّاها، وکاشفًا أسبابها، هادفًا من ذلک إلى التّأکید على دور القیم الرّفیعه فی بناء مجتمع حضاریّ، یلیق بإنسانیّه الإنسان. مؤکدا أن الحکمه لیست ولیده عمر طویل وتجارب، بل هی نتاج خلق کریم، صاغته خصائص فطریّه متأصّله فی شخصیّه صاحبها.
کما یؤکد البحث أنه یمکن اعتماد منهج أبی فراس الأخلاقی قانونًا مؤسّسًا لمجتمع إنسانیّ جدید، قائم على القیم التی تعزّزها مناهج تعلیمیّه، وأبحاث علمیّه، وسلطه راعیه ومشرفه على حضانه هذه القیم؛ تکافئ من یعزّزها، وتزجر من یستهین بها.
تجاهل العارف فی القرآن الکریم: استعمالاته وأغراضه البلاغیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إذا کان أسلوب الاستفهام لطلب فهم أمر لا علم لنا به فالاستفهام حقیقی. ولکن کثیراً ما یأتی الاستفهام من أجل أغراض أخرى تسمّى بالأغراض الفرعیه تفریقاً لها عن الغرض الأصلی منه، وتسمّى تلک الأغراض الفرعیه بتجاهل العارف وهو مبحث من مباحث البلاغه المثیره للجدل، حیث وضعه بعضهم فی علم المعانی ووضعه آخرون ضمن علم البدیع. إنّ أقصى سعینا فی هذا البحث هو أن نبیّن الأغراض المختلفه لتجاهل العارف فی القرآن الکریم وأن نأتی بشاهد واحد لکلّ منها على الأقلّ.
الأسئله فی القرآن قسمان: القسم الأول أسئله جاءت على لسان الله تعالى والقسم الثانی أسئله جاءت على لسان غیره وبما أنّ الله تعالى عالم بجمیع أمور الوجود ولیس هناک سؤال یُطرح من قبله من أجل طلب العلم أو الفهم قطعاً، فإنّ کافه الأسئله الإلهیه تصبّ فی مقوله تجاهل العارف. وعلیه فإن الأسئله التی تمت دراستها فی هذا البحث هی الأسئله التی تمّ طرحها من قبل الله تعالى لتُعلم أغراضها الفرعیه ولتکون عوناً للمخاطبین فی السیر على الصراط المستقیم.