ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۵۲۱.

موتیف البحر فی دیوان شهاب الدین الحویزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۴۶
حینما نتطرّق إلى ذکر البحار فی نصوصنا النثریّه، غالبا ما نقصد بها تلک المیاه الحقیقیّه ذات اللون الأزرق والشدیده الملوحه التی تسیر فیها السفن، وتسبح فیها الأسماک، وتغور فی قعرها الحیتان. ولکن عندما یذکر الشاعر البحار فی قصائده، ربّما لا یستخدمها بمعناها الحقیقیّ، وقد وجدنا أن الشاعر شهاب الدین الحویزی استخدمها بمعناها المجازی، وکموتیف استدعاه فی معظم قصائده، والذی یستلزم بحثا لکشف هذه المعانی المخبّأه فی خبایا أبیاته. وقد انتهجنا التوصیف والتحلیل فی دراستنا، حیث جئنا بالأبیات التی یتطرّق الشاعر فیها إلى البحار، فشرحنا غایته من ذکرها. ووصلنا إلى أنّ موتیف البحر أضفى على الأبیات جمالاً لدى المتلقّی، فعندما نسمع لفظه، یستحضرنا جمال طبیعته، ورمال شواطئه، ونوارسه، وسفنه...وهذه تمنح الروح بعض الهدوء والراحه. وظّف شهاب الدین الطباق والکنایه والمجاز فی استخدامه للبحار؛ فهو تاره یصف ملوک المشعشعیّین الذین مدحهم بأنّهم بحور یُظهرون دررهم للفقراء، وهذا عکس ما تفعله البحار الحقیقیّه التی تُخبّئ دررها فی قعرها. وتاره أخرى یهدی الذین یبحثون عن الخیر فی لجج البحار أن یتوجّهوا إلى کرمه.
۵۲۲.

شاخصه های فردیت مؤلف در گفتمان علوی مطالعه موردی خطبه 238 با محوریت دعوت به وحدت و نهی از تفرقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۳۱
شناخت و درک عمیق از متن و پی بردن به لایه های زیرین معنایی، نیازمند به کارگیری ابزارهای روشمند علمی است. یکی از این ابزارها که در نظریه هرمنوتیک شلایر ماخر (1768-1834) مطرح می شود تأویل روان شناختی است که در جستار پیش رو در قالب یک نوع پارادایم معرفتی به نام پارادایم روان شناخت گرا مورد استفاده قرار گرفته است. پارادایم روان شناخت گرا بر اتخاذ مفاهیم رهیافتیِ ویژه ای ازجمله فردیت مؤلف، انسانیت مؤلف، و فضای گفتمانی حاکم بر عصر مؤلف استوار می گردد. مقاله حاضر با هدف تبیین شاخصه های فردیت امام علی (ع) در ارتباط با مفهوم راهبردی وحدت اسلامی در پی پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس پارادایم روان شناخت گرایِ شلایر ماخر، مفهوم رهیافتیِ فردیت مؤلف در خطبه 238 نهج البلاغه چگونه نمود یافته است. مسئله وحدت همچنان یکی از چالش های جهان اسلام است که بازگشت به گفتمان ناب اسلامی و بازخوانی مبانی اصیل آن را به ضرورتی اجتناب ناپذیر مبدل می سازد. خطبه 238 با محوریت دعوت به وحدت و پرهیز از تفرقه یکی از منابع ارزشمند در این حوزه است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که نظم ذهنی و ساختار منطقی حاکم بر گفتمان امام علی (ع) در ارتباط با مسئله وحدت، ریشه یابی دقیق عوامل تفرقه ساز و سپس ارائه راه حل های رفع مشکل، جایگاه ویژه تعقّل و خردورزی در گفتمان علوی و خود پنداره مثبت در تعامل با مخاطب از برجسته ترین شاخصه های فردیّت آن حضرت در خطبه مذکور به شمار می آید .
۵۲۳.

زمن الخطاب الروائی بین البنیه والدلاله فی روایه الزمن الموحش لحیدر حیدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۴۲۳
یعد الزمن محورا أساسیا فی تشکیل الخطاب الروائی، باعتباره من الفنون الزمنیه، حتى یتحدد ویتبلور شکل البنیه الروائیه معتمدا على شکل البنیه الزمنیه لها ویؤثر فی توصیل دلالاته؛ ولهذا، یحاول هذا البحث دراسته لتبیین هذا التأثیر والتلازم بین البنیه الزمنیه والدلالیه للروایه، مما یؤدی إلى فهم أعمق للنص الروائی. ولم یعد الزمن فی الروایه العالمیه الحدیثه عامه، والروایه العربیه الحدیثه بصوره خاصه، قائما على التسلسل التعاقبی کالروایه الکلاسیکیه، بل اتجهت الروایه إلى انحراف السیر الزمنی. فبناء الحدث الروائی لا یخضع لمنطق السببیه؛ لذا نرى تحولات الزمن فی أعمال الروائیین الجدد. والروائی السوری، حیدر حیدر، من هؤلاء الروائیین الذین وظفوا الزمن بنائیا لتکسیر وخرق الزمن الخطی التتابعی، والمفارقه بین زمن الحکایه والخطاب لغایاته الدلالیه؛ وهو ما یتحرى هذا البحث دراسته. یعتمد هذا البحث المنهج الوصفی التحلیلی، مستفیدا من آراء جیرار جنیت لدراسه الزمن الروائی فی روایه الزمن الموحش لحیدر حیدر. والدراسه تحاول أن تکشف عن بنیه توظیف الزمن الروائی وخصوصیته ودلالاته أیضا. ومن النتائج التی توصلت إلیها الدراسه أن بناء الزمن فی هذه الروایه هو من النوع الدائری، مما خدم دلالاتها الجدلیه وفکرتها؛ وهو صراع الحداثه والتراث، حیث إن الزمن الدائری هو أحد أنواع الزمن التداخلی الجدلی، کما عدم التطابق بین نظام السرد ونظام القصه بسبب الاسترجاع والاستباق سبّب حدوث مفارقات زمنیه، خاصه عبر تقنیه الاسترجاع؛ لأن الروایه سیره ذاتیه لبطلها الشبلی عبد اللّٰه، وتطرح إشکالیه صراع الحداثه والتراث، موظفه لذلک تقنیات زمنیه مختلفه، منها ما خلخل الزمن الروائی وسرعه، مثل: الخلاصه والحذف، ومنها ما أبطأه، مثل: الوقفه والمشهد؛ فنوّعت على مستوى البناء من إیقاعه وکسرت رتابه النص؛ وعلى مستوى الدلاله، نهضت بدلالاته السوسیوسیکولوجیه.
۵۲۴.

خوانشی نوین از کاربرد قرآن کریم و حدیث شریف در شعر شاعران مسیحی عرب (مطالعه مورد پژوهش: علویات جوزف الهاشم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۵۳
جوزف الهاشم، یکی از سیاستمداران و شاعران برجسته لبنان در روزگار کنونی ما می باشد که هنر شعر را به عنوان روزنه ای برای بیان اندیشه های متعهّد و مذهبی خویش قرار داده است. این شاعر فرهیخته و آزاداندیش، دوستی و ستایش اهل بیت (ع) را چنان با آموزه های قرآنی و روایی پیوند داده است که تصوّر می شود؛ یک شاعر مبارز مسلمان و شیعی است. یافته اساسی این پژوهش، در این است که شاعر در بهره گیری از قرآن کریم و حدیث شریف بر دوگونه کاربرد مستقیم و غیر مستقیم عمل نموده است. هدف شاعر از گزینش چنین گرایشی، تنها زینت بخشی به شعر یا فهرست نمودن پاره ای از آیات قرآنی و احادیث اسلامی در شعر نیست، بلکه آرمان بنیادی ایشان از اهتمام به چنین رویکردی، بیان حقانیّت مستدل و مستند مکتب تشیّع، بازکاوی و بازخوانی اسباب و زمینه های ایجاد برخی رخدادهای تاریخی صدر اسلام و فراخوانی مخاطبان امروزی به بصیرت، عبرت، آگاهی، مقاومت و جهاد علیه رژیم اشغالگرقدس و پیروی از سیره اهل بیت (ع) است.
۵۲۵.

الوظائف التواصلیّه للصوره الفوتوغرافیّه فی روایه "تغریبه القافر" لزهران القاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۳۵۳
تُعدّ الصوره إحدى وسائل التعبیر فی عملیه التواصل الإنسانی. ونظراً لمکانتها المهمّه، فإنها تجعل المرسل یخضع لمدى فاعلیتها على المُرسل إلیه. وقد استطاعت الصوره الفوتوغرافیّه أن تلامس مشاعر المرسل إلیه، فهی لغه بصریه تخاطب اللاوعی وغالباً ما تجعله یقتنع بمضمونها لا إرادیاً. من هنا تورق العلاقه بینها وبین الفن الروائیّ من خلال اقتحام ملامح النص الأدبیّ المنفتح على الفنون الأخرى، حیث إنّ دمج اللغه المکتوبه باللغه البصریه المتمثله بالصوره الفوتوغرافیّه فی صیغه مُوحَّده یُلزمنا الوقوف على حقلین دلالیین یتعلّقان بالنسق البصری والنسق اللسانی، حیث تُعتبر الصوره الفوتوغرافیّه أداه داعمه للنص السردی والعکس صحیح، إذ یکمن ذلک فی أنّ أحدهما یعزّز مضمون الآخر. تقف هذه الورقه البحثیه على المواطن المکثفه للصوره المرئیه فی روایه "تغریبه القافر" لزهران القاسمی الذی اعتمد فیها على البُعد البصری لإثراء نصه الأدبیّ ببعض مناظر القرى العمانیه کالترکیز على الجبال والودیان وبعض الأحداث المهمه فی الروایه، کی یوثّق العلاقه بینه وبین المُرسل إلیه. ویسعى هذا البحث لتبیین انفتاح تجربه القاسمی الروائیّه على الصوره البصریه کأداه تعبیریه وإظهار أهم الوظائف التی تؤدیها فی السرد الروائیّ لبیان فاعلیتها وفقاً للمنهج الوصفیّ- التحلیلیّ وبالترکیز على التداولیه لاستجلاء الوظائف التواصلیه. ویهدف هذا البحث إلى الکشف عن مدى التقارب بین لغه الصوره المرئیه والأدبیّه، وتداول خطاب الصوره الفوتوغرافیّه لتوجیه الأحداث حسب ما تقدّمه الصوره من وظائف فاعلیه ونشاط فی النص، وتقدیم رؤیه نقدیه لعلامات التواصل البصریّ. ومن أهم النتائج التی توصّلت إلیها هذه الدراسه هی أنّ الصوره الفوتوغرافیّه تمکّنت من وضع معلومات غزیره ودقیقه بین یدی المتلقی کالتوجیهات والإرشادات، وإظهار الأبعاد النفسیه للنص الروائیّ من خلال لغتها المرئیه والکشف عن الدلالات التعبیریه والخفیه لإیصال فکره معیّنه عن الشخصیات. ومن هذا المنطلق تنبثق النافذه البحثیه إلى عدّه وظائف تقوم بها الصوره البصریه فی النص الروائیّ کالوظیفه الإرشادیه والتعبیریه والسیکولوجیه والجمالیه.
۵۲۶.

دراسه أسالیب التکافؤ فی ترجمه محمد حزبائی زاده من روایه«حین ترکنا الجسر» على أساس نظریّه جوزیف مالون 1988م(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۳۱۴
یعتنی نقد الترجمه وبرؤیه شامله بأبعاد معرفیه مختلفه للترجمه ولها أهمیه لدى المعنیّین بالأمر. وإذا کان هذا النقد دون تحیّز أو حقد ووفقاً لمبادئ الترجمه وأطرها الصحیحه ومستندا إلى العلم والمعرفه، فسیحدث تغییراً وتقدماً کبیراً .هناک العدید من الأسالیب والنظریات النقدیه للترجمه منها؛ نظریه جوزیف مالون. ویمکن أن یؤدّی استخدام الأسالیب الجدیده للترجمه إلى معالجه کثیر من المشاکل فی هذا المجال وما یرافقها. ویقدّم مالون للترجمه بعض الطرق، وهی: المطابقه، والتوافق، وإعاده التجمیع، والتبادل، وإعاده الترتیب. وفی هذا البحث تمت دراسه ترجمه محمد حزبائی زاده لروایه (حین ترکنا الجسر) لعبد الرحمن منیف بناء على نظریه جوزیف مالون. والبحث وصل إلی أنّ الترجمه کانت تتّفق مع عناصر المطابقه، والتوافق، وإعاده التجمیع. ونجحت فی نقل المعنى الضمنی للکلمه والرساله المخبأه فیها إلى القارئ نقلا صحیحاً مقارنه مع العنصرین الآخرین (التبادل وإعاده الترتیب).
۵۲۷.

بررسی و تحلیل کارکرد موسیقی در تصویر های شعری حافظ رجب برسی حلّی (نمونه های مورد مطالعه: مدایح و مراثی اهل بیت علیهم السلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۳۳۱
موسیقی یکی از مهم ترین عناصر سازنده شعر است که سبب رستاخیز کلمات و تشخص واژه ها می شود. حافظ رجب برسی حلّی (744- 813ه.ق)، یکی از شاعران عصر مملوکی است که در مدح و رثای اهل بیت (ع) اشعاری بلیغ و نغز سروده و موسیقی در کلام او، جلو ه ای خاص دارد. ضرورت این پژوهش تبیین کارکرد معنایی انواع موسیقی در شعر و تبیین جایگاه ادبی برسی حلی به عنوان یک شاعر شیعی است که شعرش علاوه بر مضمون والا از زیبایی های لفظی و ساختاری در خدمت معنا برخوردار است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر تحلیل کارکرد معنایی و زیباشناختی موسیقی در تصویرسازی های حلی است. در این مقاله که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شد، یافته ها نشان داد که برسی با آگاهی از تأثیر موسیقی بر روان خوانندگان و آگاهی از جنبه های زیباشناختی موسیقی، در بهره گیری از موسیقی بیرونی و درونی موفق عمل کرده است؛ در حوزه موسیقی بیرونی به خوبی توانسته میان مضامین شعری خود و وزن و بحر انتخابی، هماهنگی برقرار کند که این هماهنگی، باعث ایجاد پیوندی مستحکم میان شعر او و موسیقی آن شده است؛ برسی برای ایجاد تأثیرات مختلف در خوانندگان و آفرینش فضاهای گوناگون به زیبایی و درستی از قافیه که هر کدام آهنگ مخصوص به خود را دارد بهره برده است؛ در حیطه ی موسیقی درونی نیز شاعر به شیوه ی هنری هم از موسیقی اصوات مانند تکرار و جناس و هم از موسیقی معنوی مانند مراعات النظیر، تلمیح و دیگر آرایه های بدیعی موسیقی آفرین استفاده کرده که باعث توافق، انسجام و هارمونی کلام شاعر شده و جلو های موسیقایی خاصی در شعرش به نمایش گذاشته که گوش نوازی و سحرانگیزی نغمه ها و آواها، به لذّت روحی مخاطب و در نتیجه انتقال هر چه بهتر معنا به ذهن او کمک شایانی می کند
۵۲۸.

الإنسان المثال فی مرآهِ نهج البلاغه - النّبیّ محمّد (ص) أنموذجاً - دراسه فنّیّه أسلوبیّه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۲۹
یدرس البحث صوره الإنسان المثال ممثّلهً بشخصیّه النّبیّ محمّد (ص) وفق ما تناولها الإمام علیّ فی نهج البلاغه، فیبدأ بعرض آراء بعض الفلاسفه فی الإنسان عموماً، والإنسان المثال بشکلٍ خاصٍّ، ثمّ ینتقل لیتناولَ الإنسان المثال، وهو القسم الّذی یشغل الحیّز الأکبر من البحث، فیدرس ذلک وفق إحدى خطب الإمام علیّ الّتی ذکر فیها صفاتِ رسول اللّه (ص)، یُستشَفُّ من خلالها صفات الإنسان المثال، أو ما ینبغی أن یکون علیه الإنسان، ویتمّ ذلک بقالبٍ فنّیٍّ لغویٍّ صِرفٍ، یسلّطُ البحث الضّوء على جزئیّاته المختلفه وعناصره المتعدّده الجوانب، ویُظهر الجوانب الجمالیّه فیها، وأثر الصّوره الفنّیّه واللّغه والإیقاعِ الموسیقیِّ فی تبیان صوره الإنسان المثال - محمّد (ص)، من دون أن یغیبَ عنّا سیاقها الّذی وُضعت فیه.
۵۲۹.

نمود نقش رمزواره در خلق معانی بدیع در شعر سعدی یوسف با تکیه بر نظریه آگاهی دنیل چندلر (مطالعه موردی دیوان «السّاعه الاخیره»)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۷ تعداد دانلود : ۴۱۲
با در نظر داشتن ظرفیت معناگستری رمز، دنیل چندلر با اعتقاد به لزوم برخورداری یک پژوهشگر ادبی از دانش کیفی و تشخیصی، نظریه آگاهی را مبنی بر نمایش نحوه و میزان تأثیرگذاری عناصر گوناگون اجتماعی و فرهنگی در یک اثر منظوم یا منثور با تکیه بر نقش زبانی و ادبی عناصر کلام پایه ریزی کرده است؛ یعنی صاحب سخن هر قدر از این عناصر بهره جویی آگاهانه تری کرده باشد، به طبع مفهوم مطلوب خود را پخته تر و ارزنده تر ساخته است؛ مفهومی که از نظر چندلر بیش از هر موضع دیگری در ساختار رمز ادبی و تبدیل شدن آن به رمزگان یعنی ساختار تفصیل شده بر اساس عوامل تأثیرگذار نامبرده حاضر می گردد. پژوهش حاضر درصدد است تا با روش مطالعه کتابخانه ای و با رویکردی توصیفی - تحلیلی و در کار بستن رمزواره یعنی کشف مفاد نظریه آگاهی در شعر سعدی یوسف - شاعری عراقی که همواره وطن خویش را از پنجره کوچک غربت نگریسته و وصف نموده است- و نمود نقش هر یک در آفرینش رمزگان اشاره کرده و مدعای خویش را به یاری عناصر درون زا یعنی ادبی، زبانی، ساختاری و گاه نگارشی به اثبات برساند؛ از مهمترین دستاوردهای رمزواره در این نوشتار تبیین روشن بهره برداری هوشمندانه سراینده از موارد مذکور در راستای تعمیق معانی فرهنگی و اجتماعی پنهان شده در پس هر رمزگان است؛ زیرا شاعر هیچگاه به برشماری عیان مزایا یا معایب اکتفا نکرده و همواره سیاق سخن خود را به گونه ای ترتیب داده است که ابتدا کل کلام، معنای مدّ نظر او را تصدیق کرده و سپس جزء جزء سخن با تأکید آن به واسطه ابزار های گوناگون زبانی و ادبی از جمله الفاظ، تعابیر، افعال، قیود، روایتگری و دیگر وسائط، مقصود اصلی را به گوش مخاطب برساند.
۵۳۰.

سیمیاء المواطنه فی مطبوعات الأطفال الأدبیّه العمانیه مجله مرشد الأدبیّه للأطفال نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۰ تعداد دانلود : ۴۵۶
إن التربیه على المواطنه لا تحتاج إلى سیاسات واستراتیجیات ضخمه، بل تحتاج إلى أسالیب تربویه مبسّطه وتتناسب مع الطفل، ومن هذه الأسالیب استخدام القصص الموجّهه ومن هنا نجد أن أدب الطفل مساحه خصبه لاستثمارها فی تنمیه السلوکیات التی تعزز قیم المواطنه ومفاهیمها، وترسخ الشعور بالهویه لدى الطفل.ومن خلال استعراضنا لأدب الطفل العمانی، نجد مختلف المطبوعات الموجهه إلیه، الشعریه، والمسرحیه، والقصصیه، والحکایات الشعبیه، والقصص المصوّره. فهناک مجله مرشد للأطفال التی سیتناولها الباحثان لتتبع سیمیاء المواطنه وقیمها المضمّنه فیها. وهذا البحث بصدد الإجابه علی الأسئله التالیه: أولا: محتوى المجله یلامس أهداف التربیه على المواطنه؟ ثانیا : المعالجات الأدبیه لأبواب المجله أبرزت مفاهیم المواطنه؟ ثالثا: وإلى أی مدى تحقق هذا التضمین؟ فالبحث جاء فی نوعه بحثا تحلیلا استند إلى المنهج النوعی بنسبه 98%، وهذا اقتضى الوقوف على عینه عشوائیه من أعداد مجله مرشد التی تعتبر مجتمعًا مقصودًا للدراسه. فإن الباحثین اختارا عینه عشوائیه من مجله مرشد بلغ عددها (15) عددًا موزعًا على الأعوام الخمسه من عمر المجله، بحیث تناولا ثلاثه أعداد عن کل سنه، لتحلیلها والوقوف على مدى وجود أبعادها التربویه على المواطنه ومؤشراتها وأهدافها فی أبواب المجله المختلفه، وقد توصّلا إلى أن أبواب المجله عکست عناصر المواطنه بمختلف الأبعاد الثقافیه، والتاریخیه، والجغرافیه، والاجتماعیه، والدینیه، والفنیه، والذاتیه، التی ارتکزت فی معطیاتها على سلوکیات ومواقف وأفکار استعرضتها المجله فی أبوابها المتنوعه.؛ فقد وجد الباحثان أن تحقق البعد المعرفی الثقافی جاء متساویًا مع تحقق البعد الاجتماعی فی أبواب المجله، إذ حصل کل منهما على نسبه (29%) من مجموع الأبعاد الأخرى، وجاء فی المرتبه الثانیه البعد الوجدانی بنسبه (24%)، وهذا یؤکد على اهتمام المجله بتنمیه التوجهات الوجدانیه والقیم والمشاعر الإیجابیه وغیرها لدى الطفل القارئ، بینما جاء البعد المهاری ثالثًا بنسبه (18%) وهی نسبه لیست قلیله، وإنما تعتبر جیده مقارنه بما تقدمه المجلات الأخرى للأطفال من مهارات وحرکه وأنشطه تحت هذا المحور.
۵۳۱.

دراسه روایه أهل الحمیدیه لنجیب الکیلانی علی ضوء منهج البنیویه التکوینیه لغولدمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۲ تعداد دانلود : ۳۶۱
یعدّ غولدمان رائد البنیویه التکوینیه، أی التولیدیه، وهی عنده لا تُفهم بمعزل عن الزمان والمکان، وترتکز على المادیه الجدلیه والتاریخیه، مؤکده على دور البیئه والخلفیه الثقافیه والتاریخیه فی إنشاء أی عمل أو نظریه؛ ویعطی غولدمان التاریخ دورا محوریا فی البنیویه التکوینیه. بما أن نجیب الکیلانی (1931 1995م)، الذی اعتمدنا روایته، من أبرز الرواد الذین تناولوا قضایا أمتهم ومجتمعهم فی کتاباتهم، ولا سیما روایه أهل الحمیدیه ، فقد رأینا فیها تطابقا للبنیویه التکوینیه الغولدمانیه التی تحقّق وحده بین الشکل والمضمون للنص ذی البعد التاریخی مضیفه البعد الاجتماعی والنفسی على مبادئ البنیویه الشکلیه. نرى من خلال أحداث الروایه، أن الکاتب اعتمد على الظروف المؤاتیه وما یعیشه المجتمع المصری آنذاک من وقائع سیاسیه واجتماعیه. وعلى هذا الأساس، قمنا بدراسه هذه الروایه وفقا للمنهج الوصفی التحلیلی، نبین مدی انطباق خطوات المنهج الغولدمانی على الروایه. تهدف هذه الدراسه إلى معالجه وتطبیق البنیویه التکوینیه الغولدمانیه على روایه أهل الحمیدیه لنجیب الکیلانی؛ ومن هنا یقوم هذا البحث على عده محاور، منها: رؤیه العالم، والطبیعه المفارقاتیه، والوعی القائم، والوعی الممکن، والوعی الخاطئ. ومن أهم ما توصلت إلیه هذه الدراسه، یمکن الإشاره إلى أن مفاهیم ومرتکزات البنیویه التکوینیه الغولدمانیه حاضره فی طیات الروایه التی درسناها، فوعی الطبقه الاجتماعیه قد یتعارض مع رؤیه فئه أخرى، وکذلک أن الرؤیه المطروحه لیست رؤیه فردیه خاصه بالکاتب، ولیست رؤیه جماعیه موحّده للعالم بأسره، لکنها رؤیه جماعیه معینه انتمى إلیها الکاتب فکریا، کما أن الوعی القائم والممکن والخاطئ مشهود فی النص.
۵۳۲.

مدلول الفعل وزمانه عند النحویین واللغویین والأصولیین آراء مهدی المخزومی، وتمام حسان والشهید الصدر نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۲ تعداد دانلود : ۲۷۶
لا شک أن الفعل رکن أساسی فی بناء الجمله العربیه اهتم به رواد علم الصرف والنحو؛ وفی العصر الحاضر، ظهرت موجه جدیده تنظر إلى الفعل بنظره مختلفه، عما کانت عند القدامى. فرؤیه المعاصرین بالفعل ومدلوله وزمانه وأقسامه تختلف عن أسلافهم اختلافا بارزا؛ على هذا، نرى الاضطراب فی وضع مفهوم محدد للفعل وأقسامه عند المعاصرین من النحویین واللغویین والأصولیین؛ فلهذا، دراسه آراء ه ؤلاء وتبیین وجوه الاختلاف بینهم تتطلب اهتمام ا بالغا؛ من هنا، نتوخى فی هذا المقال بالاعتماد على المنهج الوصفی التحلیلی، تبیین المعای یر والمحددات التی ی عنون بها فی دراستهم بناءا على هذا السؤال: کیف وعلى أیه أسس ومعاییر قسّم النحاه المعاصرون الفعل؟ ومن المتوقع الوصول إلى أنهم یعتقدون بوجوب إعاده النظر فی ذلک بتحکیم لغه العصر ومناهجها؛ وذلک بدراسه آراء المخزومی ممثلا للنحویین وتمام حسان ممثلا للغویین والشهید الصدر ممثلا للأصولیین؛ أما المخزومی فهو یرفض القول بتقسیم الفعل على أساس الزمان مستدلا بأن بعض الأفعال لا یقع تحت هذه الأقسام المزعومه، بینما یفرق تمام حسان بین الزمن الصرفی والزمن النحوی، والشهید الصدر لا یعتبر الزمن مدلول الفعل، بل الفعل عنده مرکب من الماده والهیئه.
۵۳۳.

دراسه العوامل المؤثره فی صعوبه القواعد النحویه وتعقیدها فی النحو العربی القدیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۸ تعداد دانلود : ۳۷۶
علم النحو بوصفه أحد الأرکان المهمه للغه العربیه تمّ تأسیسه من أجل صیانه اللغه من الخطأ واللحن فی الکلام. وقد تجسدت مبادئ هذا العلم فی الآراء النحویه لخلیل بن أحمد، وتلمیذه سیبویه، ثم ظهر نحاه آخرون اهتموا باستنباط قضایا علم النحو وتدوین أصوله. لکن ظهرت أسباب أدت إلى خروج النحو من مجراه الطبیعی وتورطه فی مشکلات عدیده؛ فمن تلک الأسباب یمکن أن نشیر إلى ما یلی: اختلاط علم النحو بعلوم أخرى لا تمتّ إلى اللغه بصله، ولاسیما علمی المنطق والفلسفه، والمنهج الخاطئ للنحاه فی دراسه قضایا اللغه، والإفراط فی الترکیز على القواعد کالمسیطر القاهر على اللغه وقله الاهتمام بالجانب الوظیفی للغه، والاهتمام البالغ بالقضایا اللغویه النادره والقلیله الاستعمال، والاستشهاد بالشواذ ودراسه اللهجات المختلفه والخلافات النحویه، واللجوء إلى التأویل، ونقائص فی منهج تصنیف الکتب النحویه، والابتعاد عن واقع اللغه فی إطار تحالیل غیر لغویه. فمن هذا المنطلق، یتناول هذا البحث دراسه العوامل المؤثره فی ظهور هذه المشکلات ویتبع المنهج الوصفی التحلیلی، ویبدأ بوصف المشکلات ومظاهرها، ثم یحاول تقدیم المقترحات والحلول المناسبه لهذه المشکلات وتیسیر النحو.
۵۳۴.

صناعه المعنى من تعالق الأنساق إلى التطبیع الانفعالی مقاربه إشهاریه فی الروایه العراقیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۲۶
یهدف هذا البحث إلى فحص التعالق النسقی بین لوحه الغلاف والبنیه اللسانیه للدوال التی یتأثث منها العنوان بوصفهما نسقین: إحداهما آیقونی، وهو اللوحه؛ والآخر لسانی، وهو العنوان؛ للوقوف على فاعلیه هذا التعالق فی المتلقین، وأثره فی کسبهم صوب عوالم الروایه. لقد اعتمد البحث على آلیات المنهج السیمیائی، ولاسیما سیمیاء الأهواء؛ لأنها مختصه فی ربط العلامه السیمیائیه بالبعد الانفعالی، وما یحایثه من میول ورغبات. شرع البحث فی تقصی البعد العلاماتی للنسقین اللسانی والآیقونی فی الروایه العراقیه، انطلاقا من أسئله بعینها، منها: هل یسهم تعالق البنیه اللغویه للعنوان مع اللوحه المدمجه على الغلاف الخارجی للروایه فی جذب المستهلک صوب الروایه؟ هل للنسقین اللسانی والآیقونی أثر فی میول المستهلکین وعواطفهم؟ هل المستویات الصوتیه والترکیبیه والدلالیه للعنوان فاعله فی جذب المتلقی صوب الروایه أم أنها حیادیه وموضوعیه؟ هل النسق الآیقونی یعبّر بموضوعیه حیادیه تتلاءم والمتن الحکائی للروایه أم أنه تخطى هذا البعد الى أبعاد إشهاریه تسویقیه؟ هل التعالق النسقی وما یتصل به من قیم مضافه قادر على وعد المتلقی بعوالم خیالیه تسهم فی جذبه صوب الروایه وعوالمها؟ انقسم البحث إلى مستویین: الأول تنظیری وقفنا فیه على النص الموازی مفهوماً وأهمیهً؛ والمستوى الثانی إجرائی قُسِّمَ على ثلاثه مباحث: الأول التحلیق الرومانسی وقفنا فیه على التحلیق الرومانسی؛ والمبحث الثانی وقفنا على الارتداد الماضوی؛ وفی الثالث وقفنا على الاستحضار المیثیولوجی بوصفها معان منبعثه من تعالق الأنساق.
۵۳۵.

تمازج الواقعی بالمتخیل لهندسه الشخصیات فی المجموعه القصصیه «حیاه محمّد (ص) فی عشرین قصه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۳۹۵
إنّ تقدیم التاریخ للأطفال فی قالب قصصی بدلاً عن تقریره المباشر الجاف أمر فی غایه الأهمیه؛ لأنّ فی القصه من الأدوات السحریه، -خاصه فی هندسه الشخصیه، وهی تکوین فنی للشخصیات الروائیه،- ما یجذب انتباه المتلقّی ویجعلها أداه تربویه مناسبه لبیان التاریخ لهم. فقام عبدالتواب یوسف فی مجموعته القصصیه «حیاه محمّد (ص) فی عشرین قصه»، باستخدام الفن القصصی لتعلیم التاریخ الاسلامی للأطفال، وذلک عبر توظیف الأشیاء والحیوانات فی تصمیم الشخصیات القصصیه وهندستها؛ فإنّ هذه المجموعه القصصیه روایه تاریخیه عن حیاه رسول الله (ص): تحکی أحداثاً واقعیهً مستمده بالأبنیه الفنیه، مرکزهً علی هندسه الشخصیات بغیه الفهم البسیط. والراوی فی هذه القصص، حیوان أو جماد أضفی علیهما الکاتبُ الحیاهَ فی نزعه احیائیه مقصوده لیُنزلهما منزله البشر والکائن الحی، کشخصیه روائیه تروی أحداث القصه من خلال مشاهداتها. یهدف هذا البحث بالاعتماد علی المنهج الوصفی_التحلیلی إلی معالجه خمس قصص فی هذه المجموعه القصصیه ورصد کیفیه توظیف الشخصیات؛ لتسهیل معرفه التاریخ وتقدیمه بشکل میسر للأطفال. إنّ هندسه الشخصیات القصصیه فی هذه المجموعه تنقسم إلی الشخصیه الإنسانیه المقتبسه من تاریخ الإسلام وباسمها المضبوط فی التاریخ لتؤدی دور الرصد التسجیلی للحدث التاریخی؛ أو الشخصیه التخیلیه التی تؤدی دور الراوی الشاهد فتحکی الروایه کما حدث، وقد اختارهما الکاتب لیجذب انتباه الأطفال ویسهل لهم فهم التاریخ بتمازج الواقع بالخارق المتخیل، خاصه وإنّ بین تلک الحوادث التاریخیه وهندسه هاتین الشخصین صله وثیقه لتأدیه الوظیفه الروائیه التی عهدت الیهما.
۵۳۶.

جمالیّه التهجین وآلیاته فی روایه "عشر صلوات للجسد" لوفاء عبد الرزاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۹ تعداد دانلود : ۳۹۰
إنّ التهجین بمعنى الإدماج والتنویع والخلط بین اللغات والأسالیب والخطابات والحوارات والأنواع الأدبیّه ضمن ملفوظ نصی واحد ویُعدّ من أهم المفاهیم النقدیّه فی دراسه الروایات والقصص. یُعتبر التهجین من وجهه نظر میخائیل باختین والشکلانیین الروس، أسلوباً فنیّاً، یدلّ على عبقریه الروائی وإتقانه فی کتابه الروایه البولیفونیّه. فتبرز أهمیّه البحث فی الکشف عن مکوّنات الروایات الجدیده للروائین من خلال الاستعانه بظاهره التهجین، وبالإضافه إلى ذلک إنّ دراسه هذه الظاهره تتیح للنقاد قدرات تحلیلیه تتخطى التحلیل التقلیدی الشائع. فالروایه المفضّله والممیّزه هی روایه مهجنه، منها روایه عشر صلوات للجسد لوفاء عبد الرزاق، فأحاط التهجین مکوّناتها؛ نحو الشخصیّه والفضاء الزمکانی وصوره اللغه والأسلوب. فأهمیّه ظاهره التهجین فی النقد التحلیلی للروایات الجدیده بالإضافه إلى أهمیه هذه الروایه التی تُعّدّ من الروایات التراثیه، دفعنا إلى اختیار هذا الموضوع. تسعى هذه الدراسه إلى استجلاء أسلوب توظیف التهجین فی روایه عشر صلوات للجسد لوفاء عبد الرزاق وکیفیّه امتصاصها للتهجین على أساس المنهج الوصفی-التحلیلی. من خلال هذه الروایه تبیّن لنا أنّ الروائیّه قد افتتحت روایتها على أجناس أدبیّه نحو الشعر والسیره الذاتیّه واستفادت من تقنیات هذه الأجناس بما یخدم نصوصها ویهبها دینامیّه جمالیّه. کما التجأت إلى تهجین الشخصیّات والأصوات والفضاءات الزمکانیّه. یتجلّى التهجین فی تعدّد الأمکنه والأزمنه بالانتقال من الماضی إلى الحاضر أو من مکان إلى آخر وکذلک تهجین الأطاریح الفکریّه مثل المزج بین الآراء والأفکار حول المرأه فی مختلف البلدان، فکلّ واحده من النساء تعبّر عن ألم مشترک مقابل تلک الآراء والأفکار الناشئه عن الأدیان والثقافات المختلفه فیما یتعلّق بهویه المرأه ومکانتها الاجتماعیه.
۵۳۷.

دراسه ملامح المیتاسرد فی روایه "عزازیل" لیوسف زیدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۳۹۳
المیتاقصّ Metafication أو المیتاسرد هو نمط لکتابه الروایه وظاهره ولیده سرد مابعد الحداثه ومن ممیزاتها التجریب وکسر الأنماط المألوفه للروایه. لاشک أن المیتاسرد نوع من الانزیاح فی السرد الروائی والمیل إلی إنتاج رؤیه جدیده وخطاب جدید یسود علی الخطاب المتعارف لدی الجمیع. وعلی هذا الأساس، تفتح المیتاسردیه أکثر من أفق أمام المتلقی. کذلک إنها تعنی "القصه عن القصه" أی حدیث الروایه عن ذاتها وتوصیف عالمها الداخلی وتناقش تصوراتها النقدیه حول السرد. بید أن محاوله المیتاسرد فی کسر الأسلوب القدیم وهدمه وبنائه من جدید فی إطار مختلف، هو ما جعل منها تقنیه ما بعد حداثیه. الجدیر بالذکر بأنّ "ویلیام غاس" هو من أبرز الذین استخدموا هذا المصطلح فی الدراسات النقدیه. إنّ ظاهره المیتاقص حظیت باهتمام الباحثین وأخذوا یطبقونها علی عدد کثیر من الروایات العربیه وغیرها؛ ومن هنا أتت فکره هذا البحث فی تطبیق ملامح المیتاسردیه وأشکالها فی روایه "عزازیل" لیوسف زیدان وذلک اعتماداً علی المنهج الوصفی- التحلیلی. ومن ثم، یهدف هذا البحث إلی استکشاف الأشکال المیتاسردیه فی الروایه المذکوره من خلال تحلیل نصها الروائی لتبیین إبداعات الکاتب. ومن النتائج التی توصلنا إلیها فی هذا البحث هی أن یترائی أسلوب المیتاسرد فی هذه الروایه عبر مظاهر مثل: الإشاره إلی الکتابه، تمرد الشخصیات علی المؤلف، کسر التتابع الزمنی وغیرها من التقنیات المیتاسردیه.
۵۳۸.

تمثیل الأسره من منظور النسویّه الرادیکالیه والإسلام في الروایه العربیه روایه «زینب بنت الأجاوید» لخوله القزویني أنموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۳۴۹
تشکّلت النظریات النسویّه فی احتجاج النساء على ظروفها فی المجتمع وانعکست فی النتاجات الأدبیّه للکاتبات المؤیّده لها. وأدّى انتشار التیار النسویّ فی الغرب إلى نشره فی المجتمعات العربیّه والإسلامیه الشرقیه، حیث تماشت کاتبات مثل نوال السعداوی وغاده السمان وغیرهما مع هذا الاتجاه معترضات على مکانه المرأه ومواکبه لنشر وجهات نظر کاتبات نسویات، فیما وقفت کاتبات أخریات على العکس من ذلک، معارضات لهذا الاتجاه وواعیات لحرکه تستهدف عفه النساء المسلمات وتحدیداً فی المجتمعات الشرقیه واستندت علی المعاییر الإسلامیه فی أعمالها الأدبیّه وتحدّت الآراء النسویّه المتطرفه حول قضایا المرأه. تسعى الروائیه خوله القزوینی، إلى نقد النسویّه الغربیّه فی روایتها «زینب بنت الأجاوید»، وفقاً للمبادئ الإسلامیه. وبما أن المرأه العنصر البنیوی للأسره والأسره هی الدعامه الأساسیه للمجتمع البشری، وشرط دینامیکیتها واستقرارها ضروره العلاقات الصحیحه والمستقره بین الزوج والزوجه والأبناء، اعتمد البحث، فی دراسه الأسره عاماً والمرأه علی وجه الخصوص فی الروایه هذه، علی المنهج الوصفی - التحلیلی وتحلیل انعکاس وجهات نظر النسویّه الرادیکالیه والإسلام حولها. ومن أهمّ النتائج التی توصّلت إلیها الدراسه أنّ جمیع خصائص المرأه المتأثره بتعالیم الإسلام قد تجمعت فی شخصیه زینب، وقد دُمّرت حیاه شخصیات نسائیه أخرى بابتعادهن عن الأعراف الإسلامیه الأصلیه المتعلقه بالأسره، وأنّ العائله المتأثره بالنسویّه فقدت مهمتیها الأساسیتین: تلبیه الحاجات الجنسیه فی إطار محدّد، والأسره کمرکز للتعلیم والتربیه؛ بینما یعتبر الإسلام الرجل والمرأه مکمّلین لبعضهما البعض، وقد أظهر أن الرجال والنساء متساوون فی المکانه الإنسانیه، کما أنّ نظره الإسلام القیمیه تختلف عن الآراء النسویّه حول وظائف الأسره، باستثناء مساهمه الأسره فی الاستغلال غیر المشروع للمرأه والعنف الأسریّ ضدها؛ فإن للإسلام فی حالات أخرى قیم إیجابیّه تجاه الوظائف العائلیّه.
۵۳۹.

معناشناسی تاریخی و توصیفی واژه «تلّ» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۰ تعداد دانلود : ۳۵۹
  نگارش پیش رو، معناشناسی تاریخی و توصیفی واژه «تلّ» است که ازجمله واژگان تک کاربرد (hapax legomenon) قرآن کریم به شمار می آید. شناخت واژگان به عنوان ارکان اصلی تشکیل دهنده ساختار جمله در فهم مقصود گوینده نقش بسزایی دارد ازاین رو کنکاش در سیر تحول واژگان و روابط معنایی آن ها را ضروری دانسته و بدین پژوهش اقدام کرده ایم. آشنایی مختصر با معناشناسی و دو گونه تاریخی و توصیفی آن و اشاره ای گذرا به رویکرد «تک کاربرد» و سابقه تاریخی آن، و بررسی این واژه در بستر تاریخ و آورده های معنایی آن به ویژه در عصر نزول و واکاوی آن در قالب معناشناسی توصیفی با روش تحقیق «توصیفی – تحلیلی»، هدف اصلی این مقاله می باشد. در گونه تاریخی، با کاوش در سیر تحول معنایی آن، مبرهن شد که در دوران قبل از نزول، در زبان های سامی به معنای «عَلّقَ» و «رَفَعَ» و در عصر جاهلی، اسم های «تلّ، تلیل، مِتلّ» به معنای «تپه، گردن و نیزه»، متضمّن معنای مرکزی برافراشتگی بوده است. در عصر نزول نیز این نتیجه حاصل شد که واژه «تلّ» با رویکرد گسترش معنایی، به معنای «بر زمین انداختن از بلندی» با آمیزه ای از مضامین قبل، معنایی جامع را با خود به ارمغان آورده است. در رهگذر معناشناسی توصیفی، به تبیین ژرفای لغوی آن و گزاره های جانشین و متقابل این واژه، دست یافتیم. ازاین رو بر محور جانشینی با أفعال: «خَرّ، هَوی، کَبَّ» و بر محور تقابل معنایی با افعال: «رَفَعَ،َ صَعِدَ، رَقی» رابطه معنایی دارد.  
۵۴۰.

تحلیل مؤلفه های ادبیات پایداری در اشعار بدیع القشاعله بر اساس الگوی نشانه شناسی پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۳۷۷
نشانه شناسی ادبی یکی از روش های جدید نقد ادبی است که با کاوش در لایه های ثانویه متن، کنش های جهان درون متن را تحلیل می کند و نقش نشانه های زبانی را در تشکیل ساختار معنایی شعر واکاوی می کند. الگوی نشانه شناسی پیرس از مناسب ترین و دقیق ترین ابزارها برای نقد آثار ادبی به شمار می رود که با آن، نظام دلالتی شعر تحلیل می شود و نقش نشانه های زبانی در خلق قصیده بیان می شود. بدیع القشاعله شاعر فلسطینی از شاعران مقاومت است که با زبان شعری خاص خود مضمون های مقاومت را در اشعارش ساخته و پرداخته می کند و جهان بینی خود را با زبانی مجازی و غیرصریح بیان می کند. این نوشتار می کوشد با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با تأکید بر الگوی نشانه شناسی پیرس، نحوه شکل گیری نشانه های مربوط به مفهوم مقاومت در قالب محور همنشینی و جانشینی کلام در اشعار بدیع القشاعله را تحلیل کند و تأثیر ارتباط میان بازنمون، موضوع و تفسیر را در خلق این نشانه ها نقد کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نشانه های مفهوم مقاومت در اشعار القشاعله در محور همنشینی از ترکیب و چینش واژگان کنار هم در بافت متن پدید می آیند و در محور جانشینی نیز واژگان با جایگزینی معانی مجازی و ثانویه به جای معنای حقیقی شان از زبان معیار عدول کرده و تبدیل به نشانه های زبانی می شوند که به مدلول ختم می شوند. این نشانه ها حاصل ارتباط میان مثلث معنایی بازنمون، موضوع و تفسیر هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان