ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱۹۸۱.

التحلیل اللسانی الإدراکی لسوره غافر، من منظور استعاره «فوق/تحت» الاتجاهیه للایکوف-جونسون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
تعتبر المخططات الصوریه إحدى طرق فهم المعنى والمفاهیم المجرده فی المجال اللغوی، والتی تعتمد على الاستعاره المفاهیمیه؛ تتناول هذه المقاله البحث فی أحد الموضوعات المرکزیه فى علم اللغه الإدراکى، وهو الاستعاره الإدراکیه الاتجاهیه. یعتبر الاتجاه اللغوی للاستعاره الدلالیه، من الاتجاهات الحدیثه فی الدراسات اللغویه؛ حیث یضفی بإطاره التداولی الموسّع فی القرآن وجهاً مکانیاً علی المدلولات الانتزاعیه. إنّ هذه المقاله بصدد حلّ الشفره عن المدلولات المجرّده الانتزاعیه فی سوره غافر، علی بنیه مخطّط الحرکه الاتجاهی (فوق/تحت)، تحقیقاً لتحلیل أعمق للمعانی المتقابله فی السوره والمتضمنه فی مدلولات التوحید والکفر والشرک. ومن هذا المنطلق، تمّ تحدید البؤر الاستعاریه فی سوره غافر المتجلیه فی مفردات «تنزیل، یلقی، حاق، دحض، علی، دون، العلیّ، رفیع، السماء» للبحث عن المفاهیم الدینیه المجرده التی یتم تصورها معها. تشیر نتائج هذا البحث الوصفی- التحلیلی، أنّ المفاهیم المجرده تقع فوق خط عمودی علی أساس خطاطه القدره وأنّ استعاره «القدره تُتصوَّر فوق» الاتجاهیه أکثر الاستعارات  توظیفاً فی سوره غافر، مرکّزاً علی مخطّط القدره. وبالأحری؛ فإنّ «الله» تمّ تصویره فی هذه السوره فی العلو، بصفته القدره المطلقه التامه ومصدر البرکات المادیه والمعنویه، وفی المقابل فإنّ مدلولات انتزاعیه کالضعف والأقل والأسوأ هی فی الأسفل؛ ومن خلال هذا، رُسِم ما سوی الله فی موقف الضعف فی الأسفل، ولیس للإنسان إلا السیر إلی الأعلی إذا شاء تحقیق الخیر ونیل الفلاح والخلاص من عذاب الله وسخطه؛ فإنّ «القدره، کلّها فوق».   
۱۹۸۲.

هوية الآخر في رواية الركض وراء الذئاب لعلي بدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۶۴
الهویهُ من أهمِّ اهتمامات المهاجرین بعدَ أن بدأوا العیشَ فی مکان وفضاء جدیدین. الهویهُ هی ظاهرهٌ تنشأ فی سیاقِ العلاقات الاجتماعیهِ ومن خِلال خَلق حُدود بینَ الداخلِ و الخارجِ والاختلافات الثَقافیه بین البلدین تسبّبُ صِراعاتٍ ثقافیه. فی الهجره للعلاقه الثقافیه وهویه الأسره أشکال مختلفه. الأدب الروائی المعاصر یتناول بمسأله المهاجرین وهویتهم. وأنّ الهویه تشکل المحور المرکزی فی روایه «الرکض وراء الذئاب» لعلی بدر. تسعی هذه الدراسه بناءً علی نظریه هویه هومی بابا بالمنهجِ وصفی-تحلیلی، إلی أن تکشف عن أهمّیه الهویّه وملامحها وتحدّیاتها من الاستلاب والاسترداد و بین المسائل الهامّه المحیطه بشخصیه البطل فی هذه الروایه وتصوّر تَحدیدَ هویهِ المهاجرین و إمکانیه التعّرف علیهم وإبراز قضیه الأنا والآخر.علی بدر یُعبّرُ عن أزمه هویه من خلال الشخصیه الرئیسیه للروایه (جورج بارکر) فی مواجهه ظاهره الاغتراب والهجره والعوامل البیئیه والثقافیه وتوتّرات الهُویه. فالشخصیه الرئیسیه فی هذه الروایه تصل إلی حافّه السقوط والإنهیار إثر الهجره و تسعی لاقتراح معنی جدید لهویتها، فهویته تربط الماضی مع الحاضر باستعانه الذاکره، رغم أنّه فی بدایه إقامته فی أمریکا کان یسعی أن ینسی ماضیه و فی النهایه یبحث عن أصالتها وهویتها المفقوده فی الامریکا
۱۹۸۳.

الحب في شعر "عبد الوهاب البياتي"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
عبد الوهاب البیاتی شاعر الوطن والمنفى، وشاعر الحب والسیاسه، وشاعر الحریّه والالتزام، له عوالم واسعه ومثمره ناتجه عن معاناه طویله فی الوطن والمنافی والتی تعرف فیها على کبار الشعراء من مختلف أنحاء العالم، هاجر وتنقل إلى بلدان کثیره وکانت المنتدیات الثقافیّه والأدبیّه تحاوره وتحتفی به أینما حلّ، کان شاعراً حقیقیّاً یجسّد الواقع ویرفض الاحتواء ویعتبره خطراً ولا یحصر نفسه فی مکانٍ أو زمانٍ معین، ولا یضع لنفسه سلاسل ولا قیود تعیق کتابته، ولا یرى شیئاً غیر ممکن أو مستحیلاً، ولا ینتمی لمدرسه شعریّه أو اتجاه أدبیّ معیّن، فهو لا ینشد الشعر فحسب وإنما یبحث فی شعره عن وسائل الخلاص للإنسان، فهو شاعر المنافی والفقراء والبحث عن البقاء. یهدف هذا المقال إلى تسلیط الضوء على الجانب العاطفیّ للبیاتی والذی فیه نوع من الغموض، وذلک بالاعتماد على کتاباته وشعره وبعض الدراسات والبحوث الرصینه التی أقیمت حوله باستخدام الأسلوب التحلیلیّ والوصفیّ. وقد توصّلنا إلى أن حب البیاتی للوطن امتزج مع حبه للحبیب وکان بالنسبه له أی فصل بینهما یعد بمثابه جریمه قتل للآخر، وغیاب الحبیبه جعله یجود العالم بحثاً عنها وأیّ مکان یجدها فیه فهو وطن له، فکان له حبّ أزلی والذی کان فی وطنه الأول، لکن صوره تعدّدت بعدها؛ لأن الحب عنده هو جوهر الوجود فالفاعل یبقى هو هو أما الصور فتتغیر، وهذا ما جعله یطوف على أبواب مدینته وأبواب مدن العالم بحثاً عمن یحب.
۱۹۸۴.

استدعاء أفكار ابن عربي الصوفية في رواية "موت صغير" لمحمد حسن علوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۲۱۷
التصوف جزء مهم من التراث الإسلامی قد انعکس بصور مختلفه فی الأدب الإسلامی. وهناک کثیر من الشعراء والأدباء قد تأثّروا بالأفکار الصوفیه والعرفانیه فعبّروا عنها فی آثارهم الشعریه والنثریه. وفی الأدب العربی المعاصر قد ظهر هذا التأثر فی مجال الأدب القصصی والروائی کما ظهر فی مجال الشعر. ومن الأدباء والروائیین الذین قد اهتموا بالتراث الصوفی واستدعاء الشخصیات الصوفیه فی آثارهم هو محمد حسن علوان الروائی السعودی الذی قام فی روایته "موت صغیر" باستدعاء شخصیه وأفکار محیی الدین بن عربی. وترجع أهمیه هذه الروایه إلی أنها تصوّر إلی جانب استدعاء شخصیه ابن عربی وأفکاره کشخصیه بارزه فی التاریخ الإسلامی ومن المنظِّرین للتصوّف الإسلامی، أحوال العالم الإسلامی فی مرحله حساسه من تاریخه وتتطرّق إلی موضوعات تاریخیه وفلسفیه وسیاسیه واجتماعیه وعرفانیه بأسلوب أدبی. ویهدف هذا البحث مستفیداً من المنهج الوصفی- التحلیلی إلی دراسه استدعاء أفکار ابن عربی الصوفیه فی روایه "موت صغیر" لمحمد حسن علوان. وقد وصل البحث إلی أن الکاتب قد استفاد فی روایه المراحل المختلفه من حیاه ابن عربی وأفکاره من المصادر التاریخیه المعتبره کما استفاد من آثاره ولکن فی مرحله ولادته وموته اعتمد علی خیاله وقام بروایه هاتین المرحلتین علی لسان ابن عربی ذاته بصوره خیالیه وغیر واقعیه.
۱۹۸۵.

واکاوی هوش معنوی در داستان «خلیل کافر» جبران خلیل جبران بر پایه دیدگاه رابرت ایمونز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۲
هوش معنوی به مهارت ها، توانایی ها و رفتارهای لازم برای توسعه و حفظ ارتباط با منشأ غایی همه موجودات، کامیابی در جستجوی اهداف زندگی و یافتن مسیر اخلاقی درست که به رستگاری ما در زندگی کمک می کنند، اشاره دارد. این هوش که مبتنی بر ارزش ها، باورها و عملکردهای انسان است، این توانمندی را به او می دهد که در شرایط گوناگون، رشد و تعالی را در واقعیت های زندگی جستجو کند. رابرت ایمونز (Emmons Robert) (زاده 1958) استاد دانشگاه کالیفرنیا و پژوهشگر روانشناسی شخصیت، روانشناسی عاطفه و روانشناسی دین در زمره نخستین کسانی قرار دارد که به کشف هوش معنوی دست یافته است. از آنجا که جبران خلیل جبران، نویسنده لبنانی (1883-1931) در برخی از آثار خود از آموزه های قرآن کریم و تصوف اسلامی بهره گرفته است، می توان منظومه فکری او را در آثارش مرتبط با هوش معنوی دانست. لذا کارکردها و مؤلفه های این هوش در داستان «خلیل کافر»، موضوع این پژوهشِ مبتنی بر رویکرد کیفی و روش توصیفی- تحلیلی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که گرچه جبران خلیل جبران در داستان «خلیل کافر» مستقیماً به هوش معنوی اشاره نکرده است؛ اما از آنجا که رویکرد آثارش به ابعاد هوش معنوی اعم از بُعد عقیدتی و شناختی، بُعد احساسی و عاطفی و بُعد ارادی بسیار متمایل است؛ بنابراین، این فرضیه را که جبران به طور غیر ارادی در آثارش از تصاویر و مبانی این هوش بهره برده است، قوت می بخشد. با مطالعه داستان «خلیل کافر»، می توان دریافت که وی به طور ناخودآگاه از هوش معنوی در جهت رشد و تعالی انسان های فرودست جامعه و ارتباطشان با خداوند و دیگران بهره گرفته است.
۱۹۸۶.

بازیابی صور بلاغی در فواصل آیات سورۀ ابراهیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف و مقدمه: این مقاله با هدف بررسی و شناسایی صور بلاغی به کار رفته در فواصل آیات سورهٔ ابراهیم و تبیین جایگاه این فواصل در بلاغت قرآن کریم تدوین شده است. فصاحت و بلاغت قرآن کریم، به عنوان یکی از وجوه اعجاز و ابزارهای تأثیرگذاری آن بر مخاطبان، در طول تاریخ موردتوجه بوده است. اگرچه این ویژگی در تمام آیات قرآن جاری است، اما فواصل آیات، به عنوان حسن ختام، از اهمیت ویژه ای برخوردار است و باید از زیبایی و جمال منحصربه فردی بهره مند باشد تا محتوای آیه به نحو مؤثری در جان و دل شنونده نفوذ کند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤالات اساسی است که جایگاه فواصل در بلاغت قرآن چگونه است و چه صنایع بلاغی در فواصل آیات سورهٔ ابراهیم به کار رفته است؟ روش شناسی: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. بدین ترتیب که ابتدا، با بررسی منابع و متون مرتبط، مفاهیم کلیدی مانند فاصله، بلاغت و صنایع بلاغی تعریف و تبیین شده است. سپس، با مرور ادبیات موضوع، جایگاه فواصل آیات در علوم بلاغی و تفسیری بررسی شده و آنگاه فواصل سورهٔ ابراهیم به عنوان نمونه ای از آیات قرآن تحلیل شده است. صنایع بلاغی به کار رفته در فواصل این سوره بر اساس سه دانش بلاغی (معانی، بیان و بدیع) دسته بندی و تحلیل شده است. منابع تفسیری و بلاغی کلاسیک و معاصر نیز به عنوان مبنای نظری پژوهش استفاده شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که، در فواصل 52 آیهٔ سورهٔ ابراهیم، طیف گسترده ای از صور بلاغی به کار رفته است که هر یک به نحوی به زیبایی و اثرگذاری کلام الهی کمک کرده است. از جمله مهم ترین این صنایع می توان به موارد زیر اشاره کرد؛ دانش بدیع: تصدیر، توشیح، ایغال و تمکین. دانش معانی: تأکید، تقدیم و تأخیر، امر، التفات، حصر، تمنّی و ترجّی، مدح و ذم. دانش بیان: تشبیه، مجاز، استعاره و کنایه. بر اساس این سه دانش برخی یافته های کلیدی عبارت است از: در صنایع بدیعی: صنعت تصدیر که در آن کلمهٔ فاصله با کلمه ای در ابتدا یا میانهٔ آیه مطابقت دارد، به هماهنگی و انسجام صوتی و معنایی کلام کمک می کند. توشیح در فواصل باعث ارتباط قوی بین ابتدا و انتهای آیات می شود. همچنین، صنعت تمکین که در آن زمینهٔ آیه به گونه ای فراهم می شود که بخش پایانی آن به خوبی با مضمون آیه تناسب داشته باشد، به زیبایی و اثرگذاری کلام می افزاید. در دانش معانی: تأکید و تقدیم و تأخیر از جمله صنایعی هستند که به زیبایی و اثرگذاری کلام کمک می کنند. تأکید با استفاده از ادواتی مانند «إنَّ» و «أنَّ» و «لام تأکید» به تثبیت معنا در ذهن مخاطب کمک می کند، در حالی که تقدیم و تأخیر با تغییر جایگاه کلمات در جمله به زیبایی اسلوب و شیوایی تعبیر می افزاید. در علم بیان، تشبیه و مجاز از جمله صنایعی است که به ملموس سازی مفاهیم انتزاعی و نزدیک تر کردن آنها به ذهن مخاطب کمک می کند. استعاره های به کار رفته در فواصل این سوره، علاوه بر زیبایی های ادبی، باعث انتقال معانی عمیق تری به مخاطب شده است. بدین ترتیب، در فواصل آیات سورهٔ ابراهیم، 11 مورد «تصدیر»، 5 مورد «توشیح»، 7 مورد «ایغال» و در همهٔ آیات سورهٔ «تمکین» مشاهده می شود. همچنین، صنایع بلاغی مربوط به علم معانی شامل تأکید در 22 آیه، تقدیم و تأخیر در 19 آیه، امر در 4 آیه، تمنی و ترّجی در 2 آیه، ذمّ در 2 آیه، حصر در 2 آیه و التفات در 4 آیه است. در نهایت، صنایع مربوط به علم بیان شامل تشبیه در 2 آیه، مجاز و استعاره در 4 آیه و کنایه در 1 آیه شناسایی شده است. بحث و نتایج: این پژوهش نشان داد که فواصل آیات سورهٔ ابراهیم، به عنوان بخشی مهم از ساختار بلاغی قرآن کریم، نقش بسزایی در انتقال مفاهیم و تأثیرگذاری بر مخاطب دارد. استفاده از صنایع بدیع، معانی و بیان در فواصل آیات موجب افزایش زیبایی و رسایی و عمق معنایی این بخش ها می شود و به تثبیت پیام الهی در ذهن و قلب شنوندگان کمک می کند. تنوع ساختار و شکل فواصل نشان از بیان مطلب بر اساس مقتضای حال مخاطب و تأثیرگذاری آن دارد که مهم ترین ویژگی بلاغت است.  به طور کلی، نتایج این تحقیق مؤید این نکته است که قرآن کریم، به عنوان کلام الهی، از چنان سطح بالایی از فصاحت و بلاغت برخوردار است که هر جزء آن، از جمله فواصل آیات، با بهره گیری از انواع صنایع ادبی و بلاغی، به بهترین شکل ممکن به ایفای نقش هدایتی و تربیتی خود می پردازد. این امر نه تنها بر غنای ادبی و هنری قرآن می افزاید، بلکه به درک عمیق تر و مؤثرتر پیام آن نیز کمک می کند. طرح گسترده و دقیق ابزارهای بلاغی موجب شده است تا کلام الهی به بهترین ویژگی های بلاغی آراسته و ارائه گردد و بیشترین اثرگذاری را بر مخاطب قرآن بر جای گذارد.
۱۹۸۷.

تقنیات السرد فی القصه القصیره العربیه؛ "حدائق الوجوه (أقنعه و حکایات)" لمحمد خضیر أنموذجا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
یعد السرد جزءاً من القصه، وهو عباره عن أسلوب اختیار الأحداث وکیفیه ربطها مع بعضها البعض وترتیبها، ومن أهم اشکال القصصی الحدیث القصهُ القصیرهُ التی تعتمد على استخدام تقنیات محدده لوظائف عدیده نواها القاص حسب نوعیه القصه لسرد الأحداث وتطویر الشخصیات، و من تلک القصص القصیره الجدیره لاستقصاء التقنیات السردیه فیها کتاب "حدائق الوجوه (أقنعه و حکایات)" المشتمل علی عدد من القصص القصیره للکاتب العراقی المعاصر محمد خضیر، باعتباره واحدًا من أبرز کتّاب القصه القصیره فی العالم العربی، فمن هذا المنطلق قد استهدف هذا البحث علی أساس المنهج الوصفی التحلیلی إلی دراسه أهم التقنیات التی وظفها القاصّ، محمد خضیر من خلال القصه القصیره فی کتابه" حدائق الوجوه (أقنعه و حکایات)"، منها تقنیه تیار الوعی التی یعدّ من أحدی العناصر الأساسیه فی القصه القصیره حیث یتولی اهتماماً خاصاً بالتحلیل النفسی للأشخاص والمواقف من خلال الکشف عما یعتمل فی النفس الإنسانیه، وتصویر لواعجها الذاتیه والجمعیه، من خلال تقنیات تیار الوعی المتشعبه الفرعیه منها المونولوج الداخلی المباشر وغیر المباشرو...، وکذا غیرها من تقنیات المفارقه الزمنیه السردیه ( الاسترجاع و الاستباق)، وتظهر هذه التقنیات فی قصه "حدائق الوجوه( أقنعه وحکایات)" لمحمد خضیر بوضوح، وتساهم فی جعلها قصه قصیره ممیزه تروی قصه معقده بشکل مشوق. ومن أهم النتائج التی حصلت علیها هذه المقاله هی إن تفنیه تیار الوعی باقسامه قد لعبت دورا بارزاً فی الفن الروائی لتکوین النفسی للشخصیات، وکشف عن أبعادها النفسیه کما أن الکاتب باعتباره سارد القصه استند إلى تقنیتی الاسترجاع والاستباق فی الروایه لخلخله نظام السرد إلی ٍحد کبیر حیث تعطی حیویه للأح داث و الشخصیات.
۱۹۸۸.

تقنيات الصورة الفوتوغرافية في رواية «جوع العسل» لزهران القاسمي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۷۵
الهدف والمقدمه:  تهدف هذه الدراسه لإبراز النقاط المحوریه المتمثله بتقنیات الصوره الفوتوغرافیه، وإظهار الفواعل الدرامیه لها، کی تنتج عنصر الحرکه والنظم فی النص القصصی، إمّا من خلال الصور الاستذکاریه أو الإتیان بإطار یتمیّز بعنصر السرد الروائی. ولإبراز مدى تفاعل المرسل مع مقومات الصوره الفوتوغرافیه وقواعدها فی السرد الروائی، وإیجاد حدث درامی من خلال تصویر البیئه المحیطه بالشخصیات الرئیسه للروایه، وهذا ما یقترن فی الکتابه بالکلمات. تعیین بعض التفاصیل المتعلقه بالنص السردی کقُرب وبُعد الأشیاء فی زوایا الإطار، وتجسید خطوط الأفق فی تصاویر البیئه الجبلیه والصحراویه، واستبعاد وتقریب العناصر لاستشعار العمق الفراغی فی الصور. الفنون البصریه أو الفنون المرئیه هی التی تُنتج للمتلقی أعمال فنیه ضخمه، ثم یقوم النقاد والمتخصصون فی کل مجال من تلک الفنون بتقییمها حسب آلیاتها الفعّاله وما تقدمه من مفاهیم قیّمه للمتلقی، وفقاً للغه المرئیه التی تلهمه بأفکار ورموز، وأحیاناً دلالات معقده غیر سطحیه بهدف تخلید بعض الأحداث التاریخیه، والموضوعات الأدبیه والاجتماعیه، والسیاسیه، وما شابهها، و الأثر الفنی الواحد کفیل بإیضاح قضیه یصعب شرحها باللغه المکتوبه أو المنطوقه، وهذا ما یدل على مهاره استیعاب الفنان فی اختیار الأسالیب البصریه المتناسبه مع إدراک المتلقی. ونجدر بالذکر أهم الفنون المرئیه ذات الصله بالأدب الروائی؛ فن الرسم، والمسرح، السینما، خاصه الفوتوغرافیا. تعتبر الصور الفوتوغرافیه أهم عناصر اللغه المرئیه فی العصر الراهن، حیث یقوم الفنان بتوظیفها لنقل الأحاسیس والمعلومات کأداه إشاریه، وقد تلعب هذه الصور دوراً مهمّاً فی توحید الأفراد والشعوب المختلفه؛ لأنّها تحتوی على لغه مرئیه یتفق علیها جمیع أقشار المجتمعات البشریه. إنتاج الصور أمر ضروری لتخلید الحضارات الإنسانیه بصوره دقیقه، فنرى أنّ للصور الفوتوغرافیه مکانه مرموقه فی عصرنا الحالی نظراً لمواکبتها التطورات التقنیه منذ القرن التاسع عشر، لذا تُستخدم لأغراض جمه؛ وثیقه ومستند، وعمل فنی، وخطاب بصری، أو للتعبیر عن الحالات النفسیه. إنّ الخلفیه التی تتمیّز بها الصور الفوتوغرافیه هی محاوله الإنسان لتسجیل نشاطاته العلمیه وواقعه الاجتماعی، وفی هذه الحاله قد یحل الفنان محل الراوی الذی یروی الحدث بواسطه الرؤیه المرئیه.المنهجیه: تناول هذا البحث تقنیات وأنماطاً متعدّده للصور الفوتوغرافیه وفقاً للمنهج الوصفی- التحلیلی والتداولی، فکشف عن تفاعل النص الروائی مع آلیات الصوره الفوتوغرافیه وکیفیه تمکّن المرسل من إیصال الفکره المتجلیه من الوحدات البنائیه الأساسیه للسرد، إلى المرسل إلیه.المستجدات: تتسم روایه "جوع العسل" لزهران القاسمی بقواعد فوتوغرافیه عدّه حیث یجسّد فیها الراوی ثیمات الصور الفوتوغرافیه لما لها من قدره على التفاوض مع الأحداث وخاصه فی القرى العمانیه. وظف القاسمی تقنیه الصوره الفوتوغرافیه لتجسید الحیاه الاجتماعیه والمعیشیه فی بعض القرى العمانیه، والترکیز على أعمال النحالین الثلاث فی البیئه الجبلیه ورحلات بحثهم عن العسل الجبلی، وإظهار أسلوب الحیاه فی هذه المناطق کالسهول، والأودیه، والفلاه، وسفوح الجبال، وتحدیداً تخوم الجبل الأبیض وسلسله جبال الحلوى، أو تجسید الثقافه العمانیه خاصه فی المناسبات المختلفه المتجلیه فی الحفلات المتنوعه، وطریقه اللبس، والأکل، واللهجه، والموسیقى، والجوانب الدینیه.البحث والنتائج: تقدم الصوره الفوتوغرافیه نظره شامله للمرسل إلیه، وتُعبّر عن أفکار المصوّر وکیفیه خیاراته لبعض العناصر وترتیبها فی الإطار، وهذا الأمر یُعبر عن قدره الصوره المرئیه على مد جسور التواصل بین أنا الفردیه والجماعیه. وقد تعالج الصوره الواحده قضایا عدّه من المجتمع البشری من خلال نشرها على مواقع التواصل أو الصحف والمجلات والکتب، وبوصفها لغه مرئیه تنضم للخطاب البصری المندمج بالخطاب اللسانی لتکمله الفکره السائده؛ لأنّ المرسل إلیه لا یمکنه تحلیل الخطاب المرئی دون اللجوء للخطاب اللسانی واللغه المکتوبه للکشف عن الأبعاد المختلفه لها کالبُعد الاجتماعی أو السیاسی والاقتصادی والنفسی والإرشادی والسیمیائی وخاصه الأدبی، لتعالقه التام بالصوره المرئیه والواقع الملموس، لذا نوعیه العلاقه بین السرد الروائی المشبع بالتقنیات المرئیه، والخطاب البصری، خاصه الصوره الفوتوغرافیه بین أخذ وعطاء، فغالباً ما نرى أنّ النقاد السینمائیین یقومون بتحلیل اللقطات المأخوذه من الفیلم وفقاً للنص الروائی المقتبس قبل تحوله لشریط فلمی. من أهم النتائج التی توصل إلیها البحث هی أنّ الإحاطه بهذه التقنیات یثری الصوره ویجعلها حریه لإیصال الفکره المشترکه بین جمیع الصور، وبالتالی إیجاد معنى نفسی یتولّد من الصور التی لها ملامح فوتوغرافیه وفقاً للقواعد المفروضه فی هذا المجال. یقوم السارد فی بعض الفقرات بتوظیف عناصر عدّه للصوره المرئیه کی یسهّل وصول المعنى المعمق للمتلقی، فتظهر فی الصوره کتل عملاقه أثناء وصف المشهد وتستحوذ على مساحه عملاقه من الإطار، ومن خلال تسجیل بعض الأحداث الروائیه وفقاً لقواعد الصوره تمکّن السارد من إظهار میزات اللغه المرئیه، کشدّ انتباه المتلقی وتبیین التفاصیل المتعلقه بالمسافه داخل إطار الصوره من خلال استبعاد العناصر وتقریب أشیاء أخرى. إنّ بعض الصوره الفوتوغرافیه المعروضه فی هذه الروایه تعمل کخطاب بصری لتوثیق الأحداث المنسیه وتتضح بواسطتها المسافات المحدده بین الأشیاء فی الإطار خاصه فیما یتعلق بعناصر الطبیعه المذکوره فی الروایه کالجبال والأودیه والزهور الجبلیه و...، وفقاً للقاعده الأفقیه، أو إظهار العناصر المتمیزیه فی مقدمه الصوره، واستخدام هذا الأسلوب یساعد المرسل لإیصال مدى أهمیه العنصر المقدَّم، کما أنّ من خلال قاعده عین المشاهد تمکّن الراوی من تجسید امتداد حدود الرؤیه، فی هذه الحاله یتراءى للمتلقی وکأنّه یبحث عن نقطه نهائیه فی المساحه الممتده، فهذه القاعده تعطی المتلقی شعور المشارکه والمشاهده فی الحدث، من هذا المنطلق یتشعّب البحث لمحاور عدّه تصب فی هذا المسار کقاعده الأفق والمقدمه وعین المشاهد والأنماط التکراریه والعمق الفراغی.
۱۹۸۹.

تحليل "كفاح طيبة" لنجيب محفوظ من منظور التاريخانية الجديدة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۶۰
التاریخانیه الجدیده هی واحده من أحدث المناهج النقدیه التی ظهرت متأثره بأفکار میشیل فوکو، وتتناول بشکل عام العلاقه بین الأدب والمجتمع. یُستخدم هذا المنهج لتحلیل الأعمال الأدبیه باعتبارها نصوصاً تاریخیه من منظور سوسیولوجی. تُعد أعمال نجیب محفوظ جدیره بالبحث والتحلیل وفق هذا النهج بسبب دقته فی تصویر الأحداث وتأثیره الکبیر فی التعبیر عن واقع المجتمع المصری خلال عصره. فقد عایش محفوظ فتره من القمع والإحباط المجتمعی التی سادت فی مصر، وسعى جاهداً إلى أن یعکس أصوات المظلومین والمهمشین فی کتاباته. یحاول الباحث فی هذه المقاله، من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی، دراسه العلاقه بین روایه کفاح طیبه والأحداث والخطابات التی سادت فی عصر المؤلف، وکذلک دور الروایه فی عکس أوضاع المجتمع. بعباره أخرى، تسعى الدراسه إلى تحلیل الروایه باستخدام منهج التاریخانیه الجدیده للکشف عن الخطابات والقوى الخفیه فی العلاقات الاجتماعیه للمجتمع المصری کما تجلت فی هذا العمل. تشیر النتائج إلى أن روایه کفاح طیبه تمثل مواجهه بین الفراعنه ومعارضیهم، مما یعکس خطاب مقاومه الاستعمار والثورات الشعبیه، وهی الخطابات التی شکلت المشهد السائد فی مصر خلال تلک الفتره.
۱۹۹۰.

النقد البيئيّ في شعر أمل دنقل، دراسة إيكولوجيّة في دواوين "البكاء بين يدي زرقاء اليمامة" و"تعليق علی ما حدث" و"العهد الآتي"(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۵۶
الهدف والمقدمه: لقد شهدت الدراسات الأدبیّه فی العقود الأخیره تطوّراً ملحوظاً فی تحلیل العلاقه بین الأدب والبیئه، حیث برز فیها مفهوم النقد البیئیّ کأحد المجالات البحثیّه الّتی تسعى إلى استکشاف کیفیّه تمثیل البیئه فی النصوص الأدبیّه وتأثیرها على الوعی البیئیّ. إنّ الاهتمام بالبیئه لیس مجرّد قضیّه علمیّه أو اجتماعیّه، بل تمتدّ حدودها إلى حقول إبداعیّه تضمّ الأدب، ولا سیّما الشعر الّذی یساهم فی تعزیز الوعی البیئیّ وتقدیم رؤى جدیده حول الطبیعه ومکانه الإنسان فیها. إنّ الشعر الحدیث، بما یمتلکه من طابع وجدانیّ وخیالیّ، یُعدّ وسیله فعّاله لنقل المشاعر والأفکار المتعلّقه بالبیئه، سواء عبر الاحتفاء بجمالها أو التحذیر من المخاطر الّتی تهدّدها بسبب التطوّر الصناعیّ والاستهلاک المفرط. یحتلّ النقد البیئیّ مکانه بارزه فی الشعر العربیّ المعاصر ویحظی بقدره فریده على إثاره المشاعر وتحفیز الخیال لتشکیل الوعی البیئیّ وتعزیز المسؤولیه تجاه البیئه. أمل دنقل شاعر مصریّ معاصر یتمیّز شعره بالطابع النقدیّ والصوت المتمرّد ضدّ الواقع المریر، حیث کان یعبّر فی شعره عن رفضه للأوضاع السیاسیّه والاجتماعیّه بقوّه وعنفوان. یفیض شعره بالمعاناه والمأساه والدعوه إلى الثوره والتغییر، سواء کانت على المستوى الشخصی أو الجماعی. عکس شعره شعوراً قویاً بالألم ومعاناه المجتمع، والصراعات النفسیه، والهواجس الاجتماعیه الّتی یواجهها الإنسان المعاصر أو الظروف الاجتماعیّه الّتی کان یمرّ بها المجتمع العربیّ فی تلک الفتره. یُعتبر شعر أمل دنقل ساحه ملیئه بالعواطف، والرمزیّه، والخیال، ممّا یتیح له تقدیم رؤى متنوّعه حول القضایا الاجتماعیّه والإنسانیّه، إضافه إلى أنّه یسهم فی بناء وعی بیئیّ یسلّط الضوء على البیئه الطبیعیّه والاصطناعیّه لمجتمعه. تعود أهمیّه اختیار شعر أمل دنقل کنموذج أدبیّ فی بروز القضایا البیئیّه إلی مدی اهتمامه بأبعاد السیاسه البیئیه ودعوته المتتالیه إلى حمایه الطبیعه کأداه لنقد وتحلیل التفاعلات الإنسانیّه مع البیئه، ودوره الفاعل فی نشر الوعی البیئی وتحفیز المجتمع على حمایه موارده الطبیعیّه. یشیر الشاعر فی العدید من أشعاره وخاصّه فی دواوین ("البکاء بین یدی زرقاء الیمامه" و"تعلیق علی ما حدث" و"العهد الآتی") إلی أهمیّه استخدام البیئه بشکل إیجابیّ وصحیح، والابتعاد عن استغلالها المفرط. هنا لا یقتصر أمل دنقل على نقد الإنسان فقط، بل یعرض صراعاً داخلیّاً بینه وبین مجتمعه، خاصه عندما یتوجه إلى نقد أولئک الّذین یفرطون فی استغلال الطبیعه، مثل قطع الأشجار والمخاوف الّتی قد تشعر بها الطیور، ممّا یؤدی إلى تدمیر البیئه والتسبّب فی الأضرار البیئیّه. من ثمّ تهدف هذه الدراسه إلى تحلیل الاتجاهات التعبیریه الّتی یعتمدها أمل دنقل فی شعره لحمایه البیئه، ودورها فی تکوین النقد البیئی ضمن أعماله الأدبیه وکذلک تستهدف استکشاف الدلالات والمعانی الّتی یسعى الشاعر إلى إیصالها من خلال توجهاته البیئیّه. المنهجیه: تعتمد هذه الدراسه على المنهج الوصفیّ - التحلیلیّ للکشف عن حضور النقد البیئیّ فی شعر أمل دنقل، مرکّزه علی دواوینه الثلاثه ("البکاء بین یدی زرقاء الیمامه" و"تعلیق علی ما حدث" و"العهد الآتی") وتحلیل النصوص المختاره فیها. هنا سیتمّ الترکیز على استخراج المؤشرات البیئیّه والاستعارات المستخدمه فی تصویر العلاقه بین الإنسان والطبیعه، بالإضافه إلى رصد توجّهات الشاعر فی التعبیر عن القضایا البیئیّه ضمن سیاقاته الشعریه المختلفه. ترتکز الدراسه على هذا المنهج فی استقصاء الأبعاد البیئیّه فی شعر أمل دنقل وتحلیل الصور الفنیّه والرموز والدلالات الّتی تسهم فی تشکیل رؤیته البیئیّه. المستجدات: یتّضح من خلال دراسه شعر أمل دنقل أنّ الطبیعه لم تکن مجرّد عنصر جمالیّ فی نصوصه، بل کانت حاضره ونشیطه بوصفها فضاءً نقدیاً یعکس رؤیته العمیقه للعلاقه بین الإنسان والبیئه. لقد استخدم الشاعر فی هذا المجال أسالیب تعبیریه متنوّعه، من الرمزیه إلى الاستعارات الطبیعیّه لیکشف عن الأثر السلبیّ لاستغلال الإنسان للطبیعه ویؤکّد على أهمیه الحفاظ علیها، کما أن نقده البیئیّ لم یقتصر على تصویر الدمار البیئیّ، بل یشمل أیضاً تحلیل الأبعاد الإنسانیّه وغیر الإنسانیّه الّتی تساهم فی تشکیل الأزمات البیئیه. تتجلّى رؤیته البیئیّه فی ثلاثه محاور رئیسیه وهی سیطره الإنسان على البیئه، والخصائص الإنسانیّه والخصائص اللاإنسانیه الّتی یمکن العکوف علی جمیعها فی حنایا عرض التفاعل بین الإنسان والبیئه. البحث والنتائج: تعکس سیطره الإنسان على البیئه فی شعر أمل دنقل انحیازه الواضح إلى عناصر البیئه والدفاع عن حقوقها. یظهر هذا التفاعل بشکل جلیّ فی العدید من قصائده ویصل إلى درجه یولی فیها الشاعر حیاه عناصر الطبیعه، مثل الشجره، أهمیّه تفوق أهمیّه حیاه الإنسان نفسه. یقدّم الشاعر فی تصویره لسیطره الإنسان على الطبیعه صوره بارده وقاسیه من النظم البیئیه الحضریّه الحدیثه التی تتّسم بالآلیه والمادیه؛ فیبتعد عن هذه الصوره المرعبه لیمیل إلى استخدام صور واقعیه وبیئیّه تمثل الطبیعه فی حالاتها الملموسه والمفهومه. قد تزداد سعه هیمنه الشاعر على الطبیعه فی شعر أمل دنقل لتشمل الأبعاد العامّه للبیئه مثل الأرض الّتی یقوم الشاعر بخلطها بالجوانب الأنثویّه. إنّ تدهور ظروف الأرض لا یُفهم فقط من خلال الصور الجنسیّه الّتی یقدّمها الشاعر، بل یُستشعر أیضاً من خلال تفاعل الأرض مع أبعادها الجزئیه الّتی تقوم على التدخّل البشریّ. قد یخرج الشاعر بالإنسان من مظهره الإنسانیّ ویُلبسه الملابس البیئیّه لیهدی انتباه القارئ بطریقه متنوّعه إلی تعزیز الفکره البیئیّه، حیث تبرز فیها المعاناه البشریّه والحیوانیّه بسبب التفاعلات السلبیّه مع البیئه وتؤدّی إلی جعل القارئ یتأمّل فی العلاقات المعقدّه بین الإنسان والطبیعه. قد یستخدم الشاعر الخصائص الإنسانیه للطبیعه لیمنح لها الحیویّه ویؤکد على أنّ الطبیعه کیان نابض بالحیاه یتأثّر بالإنسان ویؤثّر علیه فی الوقت ذاته.
۱۹۹۱.

الحضاره الإیرانیه وتجلیاتها فی روایه "حارس التبغ" لعلی بدر العراقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۷
إنَّ الروایه کانت ولاتزال جنسا أدبیا یمیط اللثام عن قضایا الإنسان ومجتمعه بأشکال وأنماط متعدده، فکأنّها المرآه  التی تعکس ما یجری فی مفاصل المجتمعات. فصار التثقف بها وتزوّد الروائی بها أمراً لابد من الأدیب تحقیقه، وقد أثر الأدب العربی فی الفارسی وتأثر به حتى صارا أدبیَن قریبین جداً. فنظراً لوحده الدین الذی وحّد هذین الأدبین، استمر الاحتکاک الثقافی منذ القدم بین الشعبین العربی والفارسی حتى عصرنا هذا، حیث نرى عدداً غیر قلیل من الأدباء العرب شغفوا بالثقافه والحضاره الفارسیه فصارت آثارهم تضج بالروح الفارسیه من توظیف الشخصیات وذکر الأحداث والأماکن حتى ترجموا أکبر الأعمال الأدبیه الفارسیه ولم یشذ الروائی العراقی علی بدر من هذا النطاق، فَروى روایته المسماه "بحارس التبغ" من المنهل المعرفی والثقافی والحضاری الإیرانی، وجرت معظم أحداث روایته وشخصیاتها فی إیران بل وقضی معظم حیاه بطل الروایه فی إیران، فجال فی شوارعها وسجل بعدسه قلمه الوقائع بأدق تفاصیلها. وفی رصدنا عن مجریات ینابیع الروایه والتی تمّت عبر المنهج الوصفی التحلیلی، توصلنا الى أنّها نهلت تاره من معین الثقافه والحضاره الإیرانیه، تاره من ینبوع طقوسهم وعاداتهم وعمرانهم، وتاره من الأحداث التاریخیه التی جرت فی الحقبه التی یرویها الکاتب، فضلاً عن استعانته بتعابیر وتراکیب فارسیه لإکمال مسیر روایته.
۱۹۹۲.

ارزیابی ترجمه های فارسی معاصر قرآن کریم از معنای مشتقات ریشه «ح-س-ب»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۵
ریشه «ح-س-ب» و مشتقات آن از جمله ساخت های پیچیده و دشوار در قرآن کریم به شمار می آیند که مترجمان فارسی معاصر در ترجمه آن ها با چالش های معنایی متعددی روبه رو بوده اند. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به بررسی دقیق معنای مشتقات این ریشه و ارزیابی ترجمه های فارسی معاصر قرآن، به ویژه ترجمه های فولادوند، مکارم شیرازی، یزدی، حدادعادل، انصاریان و کوشا، پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مترجمان فارسی برای ۱۰۹ کاربرد قرآنی این ریشه، معادل هایی متنوع همچون «اندیشیدن»، «انگاشتن»، «گمان کردن»، «پنداشتن»، «عذاب»، «آفت»، «حساب دقیق»، «حسابرسی»، «پاداش دادن»، «بسنده»، «کافی» و... ارائه کرده اند. تحلیل ها حاکی از آن است که مهم ترین عامل مؤثر در معنایابی ریشه «ح-س-ب»، ساخت های صرفی آن است. در این ریشه، سه ساخت اصلی «حُسبان» به معنای «شمردن»، «حِسبان» به معنای «پنداشتن» و «حَسْب» به معنای «بس» وجود دارد که از آن ها هفت ساخت در قرآن انعکاس یافته است. تفاوت های ساختی میان این هفت شکل، موجب شکل گیری معانی و ترجمه های متنوع و گاه متفاوتی از ساخت اصلی شده است. برخی از مترجمان یادشده به این تفاوت ها توجه کافی نداشته اند و در نتیجه، ترجمه هایی ناقص یا نادرست ارائه داده اند. در این میان، ترجمه های فولادوند نسبت به سایر مترجمان، عملکرد بهتری داشته و دقیق تر ارزیابی شده اند.
۱۹۹۳.

مورفولوجية رواية «النخلة وسلطان المدينة» في ضوء نظرية كلود بريمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۸
یعدُّ غریماس أوَّل من تحدث عن سردیه الخطاب الروائی ووضع نموذجه العاملی لدراسه الخطاب السَّردی ومعالجه هیکلیته السَّردیه. تنوَّعت بعده المناهج التی عکفت علی دراسه الخطابات السَّردیه ورغم اختلافها من ناحیه الرؤیه والتطبیق، لکنَّها تشربت من منهج غریماس ویعد بریمون الذی استقی الأسس الأولیه لمنهجیته المتفرده فی دراسه الخطاب السَّردی من غریماس والإطار التحلیلی لبروب فی مقاربته النصوص السردیه من البارزین فی مجال علم السردیات. یرکِّز بریمون فی اتجاهه علی الأحداث والشَّخصیات وانطلق فی معالجته للخطاب السَّردی من المنظور الحداثی، حیث یعکف علی البنیات السَّردیه بالدرس والتحلیل ویرکّز علی الأحداث ودور الشخصیات فیها من منطلق یسمّیه التوالی أو التراکب الذی یشیر إلی تراکم الأحداث المتعدده والمتنوعه التی تحکمها العلاقه السببیه. تعد الشخصیه، العامل الأساسی فی الأحداث وظهورها وتنامیها فی النَّسیج السردی ویسمی بریمون عملیه ظهور الأحداث بالشکل المتناسق والمترابط فی النص السَّردی بالمتتالیات السردیه ویدرسها کلبنه أساسیه لبناء الهیکلیه السَّردیه. یرمی هذا البحث إلی دراسه روایه «النخله وسلطان المدینه» لعزالدین جلاوجی وفق المنهج الوصفی-التحلیلی معتمداً علی منهجیه بریمون والروایه تحمل من وجوه الإبداع والتمیز فی مستوی البنیه والمنظور قلَّما نجدها فی غیرها؛ لأنها تحمل النضج الإبداعی کما أن تکثیف الأحداث وحرکیتها أکسبها تجدیداً وإبداعاً متمیزاً وانسابیه مستمره مما جعلها تستحق البحث والدراسه. توصلت الدراسه بعد رحلتها إلی أن النص زاخر بالأحداث المتتالیه المترابطه التی تحکمها العلاقه السببیه والنص فی سرده لموضوع الأصاله العربیه والتشبث بها وظاهره التغریب بوصفها الخطه المنهجیه فی الخطاب الغربی السیاسی لفرض الهیمنه علی الشعوب الأخری، تبدأ بحاله من التعادل والاستقرار المتمثل فی حضور الشیخ ودعوته الی التشبث بالنخله المقدسه التی یرمز بها الثقافه العربیه والأصاله ثم یمرُّ المسار السردی بمرحله عدم الاستقرار وتجسد الروایه وجود الأحداث المختلفه المتتالیه التی تختلف عن المرحله الزمنیه المتمثله فی حضور الشیخ فی صیانته للأصاله العربیه کرمز للقوه والمواجهه حیث سادت علی المجری السردی حاله من اللاستقرار نتیجه ممارسات نجل الشیخ الذی یمثل نموذج الإنسان العربی المتغرِّب الذی یرفض الأصاله العریبه الأصیله وینصهر فی الحضاره الغربیه المادیه والکاتب یعبر عن هذه الازدواجیه فی شخصیه نجل الشیخ برسم اقتلاع النخله المقدسه وفی النهایه تصل الروایه مرحله السکون والاستقرار بعد الإطاحه بحکم السلطان بفعل الممارسات الثوریه التوعویه التی یقوم بها النخلی والسیف والسالم ویسود الثبات والاستقرار من جدید فی مدینه النخله.
۱۹۹۴.

خصائص الخطاب الوعظی وتأثیره علی المتلقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۱۵
یتّصف الخطاب القرآنی بجمال الظاهر وعمق الباطن، فیتحدّی الناس جمیعاً لجماله وإعجازه اللفظی. کما یُعتبر من الأدوات المهمه فی ساحه التبلیغ والتعلیم. ویعود نجاح المبلّغ والأستاذ إلی کیفیه استخدام الکلمات والجملات من حیث الفصاحه والبلاغه. إلی ذلک الخطاب الوعظی حیث أنه خطاب هادف یمتاز بخصائص فریده تجلّت فی القرآن الکریم. وقد اختصّ هذا المقال بدراسه ثمانی خصائص وعظیه وعلاقتها بالمخاطب، لأن معرفه هذه الخصائص تسبّب تجلّی الکلام الوعظی وسموّه وإلقاء الخطاب المناسب فی مجال الخطاب الدینی. اعتمدنا فی هذا البحث علی المنهج التوصیفی والتحلیلی والاستدلالی للمسائل المطروحه باستعانه النظریات التفسیریه علی المنهج البلاغی. وقد اهتمّ الباحث فی هذا المقال بثمانیه أوصاف لموصوفها مباشره وهی: بلیغاً، کریماً، معروفاً، حسناً، أحسن، لیناً، سدیداً، میسوراً. استخرج من هذه الأوصاف قواعد أدبیه بلاغیه للخطاب الوعظی. والأقوال التفسیریه فی هذه الآیات -والأخذ بمشترکاتها- کَشَفَت لنا عن کیفیه التخاطب مع کلّ مخاطب خاص. فلذا الغایه والضروره من هذا البحث، أن نعرف کیفیه التکلّم مع المخاطبین علی مختلف طبقاتهم، حتی ینفذ الکلام البلاغی فی قلب السامع، وتُصلح الأمور والنفوس به، وهذه أعظم خدمه علمیه من القرآن الکریم للعالم البشری. من نتائج البحث، أن القول اللیّن یعتمد علی التواضع فی القول من دون رفع الصوت، واستعمال الکلام الإیجابی مع المخاطب. أما القول السدید فهو الکلام الیقینی الصادق لا یضیّع حقاً ولا یضرّ أحدا.
۱۹۹۵.

تحلیل خودشیفتگی و انواع آن در ش عر معلقات بر اساس نظریه آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۳۲۳
زمانی می توان یک اثر ادبی را به خوبی درک کرد که موقعیت ادیب هم مد نظر قرار داده شود. در این میان آلفرد آدلر، پزشک و روانشناس برجسته آرای ارشمندی را مطرح می کند. آدلر خودشیفتگی را برگرفته از عقده برتری و عقده برتری و جبران افراطی را برگرفته از عقده حقارت می داند. در پژوهش حاضر سعی می شود تا عوامل پدید آورنده عقده حقارت و برتری، نظیر لوس شدگی، تخاصم والدین و غفلت، در میان شعرای معلقات که دچار خلأها و عقده هایی بودند، بررسی شود و در نتیجه نمودهای این عقده ها با تمجید از خود و خودشیفتگی، مورد واکاوی قرار گرفته است. امرؤالقیس با لوس شدگی، تخاصم و غفلت؛ طرفه بن عبد با از دست دادن پدر و تخاصم عموهایش؛ عنتره بن شداد عبسی با عدم پذیرشش به فرزندی، به جهت کنیز بودن مادرش و عمرو بن کلثوم به جهت لوس شدگی، رفاه زدگی، شکست در محاکمه و قتل پادشاه مناذره مسیر خودستایی را در سرودن ابیاتی با چنین مضمون پیموده اند. پر بسامدترین عوامل شکل گیری شخصیت خودشیفته در میان صاحبان معلقات، غفلت والدین و تخاصم ایشان یا اطرافیان شاعر است که به طرز چشم گیری زمینه ساز شکل گیری خودشیفتگی در شخصیت شاعر شده اند.
۱۹۹۶.

ترجمه رایانشی قرآن با هوش مصنوعی؛ کارکردها و آسیب های معنایی و دستوری (مورد مطالعه GPT 4.5)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۶
در دهه های اخیر، ترجمه با بهره گیری از هوش مصنوعی (AI) 1 به یکی از ابزارهای کلیدی در عرصه ارتباطات میان فرهنگی و انتقال اطلاعات تبدیل شده است. با این حال، این فناوری با چالش ها و آسیب های متعددی همراه است که شناخت و مدیریت آن ها امری ضروری به شمار می آید. پژوهش حاضر که در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ انجام شده، به بررسی ترجمه قرآن کریم با استفاده از هوش مصنوعی، با تمرکز بر مدل GPT-4.5، پرداخته و به تحلیل کارکردها و آسیب های دستوری و معنایی آن می پردازد. در این مطالعه، بر ضرورت توجه به پیچیدگی های زبانی، مفاهیم ژرف معنوی و ظرایف فرهنگی قرآن تأکید شده است. هدف اصلی پژوهش، ارزیابی توانمندی مدل GPT-4.5  در ترجمه متون مقدس و شناسایی نقاط قوت و ضعف آن در حفظ دقت معنایی و ساختار دستوری است؛ تا از این رهگذر، راهبردهایی برای ارتقای کیفیت ترجمه های قرآنی و کاهش آسیب های احتمالی در بهره گیری از ابزارهای هوش مصنوعی ارائه شود. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی طراحی شده و نمونه هایی از ترجمه های تولیدشده توسط این مدل با ترجمه های معتبر انسانی مقایسه گردیده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه هوش مصنوعی قادر است ترجمه هایی روان و ساختارمند ارائه دهد، اما در تجزیه دقیق متن مبدأ به اجزای خرد، درک ظرایف زبانی و دقت های آوایی، صرفی، نحوی و بلاغی، و نیز فهم سطوح معنایی متون پیچیده، با کاستی های جدی مواجه است. این نتایج بیانگر ضرورت توسعه الگوریتم های هوش مصنوعی متناسب با ویژگی های خاص متون دینی است.
۱۹۹۷.

تصویر فرهنگ "دیگری" در سفرنامه " اروپاگردی بر روی صخره های سیسیل" شفیق جبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
تصویرشناسی به عنوان یکی از شاخه های مهم ادبیات تطبیقی، نقش بسزایی در شناخت ملل و اقوام از یکدیگر ایفا می کند و از طریق بررسی تصویر دیگری در متون، به درک بهتر از فرهنگ ها کمک می کند. دیگری پنهان در متن، از طریق تحلیل لایه های زیرین تصاویری که نویسنده توصیف می کند، به تدریج روشن می شود. فرهنگ به عنوان یکی از مفاهیم اساسی در شناخت ملل دیگر، به ویژه در سفرنامه های فرهنگی و گردشی که به طور مستقیم شاهد آداب و رسوم، اخلاقیات و عادات مردم هستند، اهمیت بسیاری دارد. در پژوهش حاضر، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، مهم ترین مفاهیم فرهنگی برای شناخت غرب در سفرنامه "اروپاگردی بر روی صخره های سیسیل" مورد بررسی قرار گرفته است. این سفرنامه از نظر نویسنده به لحاظ فرهنگی حائز اهمیت بوده و شامل ارائه نمونه هایی از متن سفرنامه است که به تحلیل آن مفاهیم می پردازد. علاوه بر این، نوع ارتباط و دیدگاه نویسنده در مواجهه با این فرهنگ ها بررسی و بیان شده است تا نشان دهد چطور تجربیات و مشاهدات او از سفر به غرب منجر به شکل گیری نگرشی خاص نسبت به فرهنگ های دیگر گردیده است. شفیق جبری، در مواجهه با فرهنگ غرب و دیگری، با تفاوت های فرهنگی عمیقی روبه رو می شود که بیشترین واکنش او احساس ترس، تنهایی و تعجب است. هرچند در برخی مواقع احساس شعف و تمایل به فرهنگ غربی نیز به او دست می دهد، اما این احساس به طرز قابل توجهی ناپایدار است و به سرعت جای خود را به نوعی غربت و تنهایی می دهد. او معتقد است که هرگز من شرقی اش قادر به ارتباط و الفت با فرهنگ دیگر غرب نخواهد بود. به همین دلیل، غرب را سراسر راز و رمز می داند و این نوع نگاهی که در او شکل گرفته، به روشنی بیان گر تعلق خاطر عمیق او به هویت شرقی اش است. احساسات متناقض او در رابطه با فرهنگ غرب، نه تنها نشان دهنده چالش های او در درک و پذیرش این فرهنگ است، بلکه تأکیدی بر ارزش ها و باورهای ریشه داری است که در فرهنگ شرقی اش نهفته است و به او احساس هویت و آرامش می بخشد.
۱۹۹۸.

بررسی بازتاب برخی از مضامین شعر شافعی در آینه ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۹۹
بیان مسئله و هدف: محمد بن ادریس شافعی (146–204ﻫ.ق) ملّقب به «ابوعبدالله» و معروف به «امام شافعی» با نام کامل محمدبن ادریس‌­ بن عباس‌ ­بن عثمان­‌ بن شافع ­بن سائب ­بن عبید بن عبد یزید بن هاشم ­بن عبدالمطلب ­بن عبد مناف، از مشهورترین ائمه چهارگانه اهل ­سنّت و امام شافعیان بوده که در جوانی طبعی ­لطیف داشته و اشعار پرمحتوا و طرفه می­‌سروده است. وی در فصاحت ­و بلاغت زبانزد روزگار خویش بوده و در دنیای شعر نیز خود را برتر از لبید (شاعر معروف عرب که معلّقه­‌ای نیز در کعبه داشته) می­‌دانسته و در این رابطه گفته است: «اگر شعر از شأن فقها نمی‌­کاست، من از لبید شاعرتر بودم». البته چنین ادعایی از جانب وی اصلاً گزاف نبوده، زیرا زعفرانی در این مورد گفته است: «هرگز کسی را فصیح‌­تر و داناتر از شافعی ندیده‌­ام. روزی گروهی از اعراب را ­دیدم که به محضر وی می‌رفتند. یکی از بزرگان حاضر در مجلس درس شافعی رو به آنها کرد و گفت: شما که علم نمی­‌آموزید، چرا به جلسات درس ابن ادریس می‌­آیید؟ گفتند: می‌­آییم تا سخنانش را بشنویم، چون ما شیفته سخن­‌گفتن او هستیم». اما شافعی بعدها، بر اثر پند عتاب‌­آمیز پیری خردمند، شعر را رها کرد و به فقه روی آورد و از آن پس دیگر شاعری را در شأن یک فقیه نمی­‌دید. به‌همین دلیل، وی هرگز اهتمام به تدوین دیوان اشعار خویش ننمود و اشعارش اغلب توسط راویان به تذکره­‌های یاقوت حموی، ابن ­خلکان، دمیری، فخر رازی، مسعودی، ابن ­ندیم و برخی از کتب تراجم دیگر راه یافته است. تأثیر فقه و شعر شافعی بر شعر و ادبیات­ فارسی و نقش شاعران نامدار فارسی­‌زبان شافعی ­مذهب، یعنی نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ در معرّفی آن فقیه پرآوازه، به جامعه اسلامی ایران، بر اعراب و ایرانیان پوشیده نیست. می‌­توان ادعا کرد که شافعی میان حکیمان­ و شاعران کهن عرصه ادب­ فارسی با اقبال بی­‌نظیری رو‌به‌رو بوده و دلیل چنین اقبالی تسلّط وی بر شعر و ادبیات بوده است. مضامین شعر عربی شافعی فاخر و درخور توجه بوده اما اشعار او تقریباً از صنایع ­ادبی و محسنّات ­لفظی خالی است. شعر او بیشتر از نوع مقطّعات و سراسر ابیات آن در مورد مضامین اخلاقی بوده و این خود گواه آن است که فقه شافعی بر شعر شافعی مقدّم بوده و شعر از نگاه وی تنها وسیله­‌ای برای بیان مقاصد دینی ­و اخلاقی بوده و هرگاه حق سخن ادا می‌­شده از اطالهکلام پرهیز می­‌کرده است. با‌این‌­حال، شافعی مترجمان خوش‌­قریحه­‌ای در عرصه زبان و ادب­ فارسی داشته­ است، به‌طوری­ که بسیاری از مضامین آثاری همچون خمسه نظامی، دیوان خاقانی، گلستان­‌و‌بوستان سعدی، دیوان حافظ و... ترجمه فارسی رساله و دیوان­ اشعار شافعی است. هدف از تدوین مقاله حاضر نیز بررسی برخی مضامین مشترک دیوان شافعی و دواوین و آثار شاعران و نویسندگان مذکور است. روش‌­شناسی: مقاله پیش­‌رو با روش مطالعات­ کتابخانه‌­ای و رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی بازتاب برخی مضامین شعر شافعی در آثار چهار شاعر برجسته ادب فارسی، یعنی خاقانی، نظامی، سعدی و حافظ پرداخته است. بحث و تحلیل: در حوزه ادبیات­ غنایی، شاعرانی همچون نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ برخی مضامین آثار خود را از دیوان اشعار محمدبن ادریس شافعی (پیشوای مذهب شافعی) اقتباس نموده­‌اند. این اقتباس به­‌صورت ترجمه اشعار عربی به فارسی و آراستن آنها با مضامین علمی، انواع صنایع و آرایه‌­های ادبی، در شعر فارسی نمایان شده است. در‌واقع، می‌­توان ادعا کرد که شعر شافعی همچون دختری عرب، زیبا، ساده و بی­‌آلایش است که فقه شافعی نقاب بر چهره­‌اش افکنده و او را از انظار مردمان نهان کرده است، اما وصف جمال آن زیبارو به آثار بزرگان هرعصری راه یافته و سال­‌ها پس از مرگ شافعی به گوش مشاطّه‌­گران شعر فارسی در بلاد پارس رسیده است. آنها نیز نقاب از رخسار آن دختر زیباروی عرب برداشته و او را در نهایت عزّ‌و‌احترام به سرزمین پارس آورده، بر اندام موزونش، حله هزار‌نقش و هزار‌رنگ پارسی پوشانده­ و به هفت­‌قلم فقه، طب، نجوم، ریاضیات، فلسفه، عرفان و تصوّف آراسته و پری‌­رخساری بی­‌بدیل با نام «شعر فارسی» را به جهانیان معرفی کرده‌­اند. یکی از مضامین مشترک شعر شافعی و گلستان ­سعدی حکایت معروف «فقیه کهن‌جامه تنگدست» است که سعدی آن را از دیوان شافعی برگرفته و خود شافعی نیز همان فقیه عالم و ژنده‌­پوش حکایت سعدی است. مصراع بسیار مشهور «چهار تکبیر زدم بر همه هر‌چه که هست» نیز از مضامین مشترک شعر شافعی و دیوان حافظ است، حال­ آنکه همگان می‌­پندارند که حافظ آن را از رساله فقهی ابن ادریس اقتباس کرده است. دستاوردها: محمدبن ادریس شافعی یکی از فقهای چهارگانه اهل‌سنّت است که دستی نیز بر شعر داشته و برخی مفاهیم ادب کهن فارسی متأثر از شعر او است. شعرای پرآوازه شافعی­ مذهب پارسی‌­زبان؛ نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ، نه‌­تنها در وادی مذهب، که در دنیای ادبیات ­و شعر نیز پیرو ابن ادریس بوده و مضامین بسیاری را از دیوان اشعار وی اخذ کرده­‌اند. آنها مفاهیمی مانند تلاش‌­و‌کوشش، چهار تکبیر، افشای اسرار، کسب دانش در جوانی، نکوهش خنده بسیار، نکوهش حسادت، دوست روزگار پریشانی و شیوه برخورد با دوستانِ دشمنان را از اشعار عربی شافعی اقتباس و به فارسی ترجمه نموده و در آثار ادبی خویش متجلّی ساخته­‌اند. البته، میان شاعران موردبحث مقاله حاضر، نظامی همواره با نظرات شافعی موافق بوده و آنها را تأیید کرده است، اما سعدی و حافظ در برخی موارد با عقاید ابن ادریس مخالف بوده­ و نظرات خود را در مورد موضوع موردبحث ارائه کرده­‌اند.
۱۹۹۹.

تحليل شخصيات قصة «عصفور الشتاء المهاجر» لجمال الغيطاني علي ضوء نظرية النموذج العاملي لغريماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۲
من بین الأعمال الأدبیه، تحظى القصه القصیره بمکانه خاصه، وتعد من أهم الفنون التی تعالج إصلاح المجتمع والقضایا المتعلقه به. وتعد الشخصیه العنصر الأساسی فی القصه القصیره؛ فهی محور نقل الأفکار وعرض الأحداث وهذا ما دفع العدید من النقاد إلى تحلیل هذا العنصر الهام فی القصه. یعدّ غریماس أحد المنظرین الذین یدرسون تصرفات الشخصیات فی القصه لمعالجتها. فی هذه النظریه تحدد شخصیات القصه المسار العام للقصه من خلال عاملین متعارضین مثل المرسل والمرسل إلیه والذات والموضوع والمساعد والمعارض. ویعد جمال الغیطانی أحد أبرز الکتاب المصریین، وقد صُنّف ضمن کبار کتاب المعاصرین لإبداعه فی الأدب الروائی. مجموعه قصص "أرض-أرض" هی إحدى أعمال هذا الکاتب وتحتوی على سبع قصص قصیره، "عصفور الشتاء المهاجر" إحدى هذه القصص، ویتناول الغیطانی وجود طفله یتیمه فی أجواء الحرب المرعبه. یسعى هذا البحث من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی الی تسلیط الضوء على شخصیات هذه القصه وذلک على أساس نظریه غریماس فی مجال النموذج العاملی. وتظهر نتائج البحث أن الغیطانی تمکن من مطابقه بنیه قصته مع نموذج غریماس من خلال تنویع الممثلین المختلفین وخلق مواجهات مزدوجه وشخصیات قصته هی صوره لأبناء المجتمع المصری فی عصر الأدیب، وهذا ما أدى إلى ظهورهم کشخصیات خالده.
۲۰۰۰.

مفهوم شناسی دو واژه «إستَنکَفَ» و «إستَکبَر» در آیه 172 سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۸۱
با نگاهی به برخی از واژگان قرآن تصور می شود که آنها مترادف هستند و در جهت تاکید کلام خداوند بیان شده اند، اما با تحقیق و تفحص در کلام لغت شناسان این تصور منتفی می شود و معنای جدیدی از آیه فهمیده می شود.مقاله پیش رو در صدد است با تفحص و تدبر در مفاد و مضامین آیه 172 سوره نساء، لطائف نظم معنایی و اصطلاحی حاکم بر واژگان؛ استنکف و استکبر را به دقت مورد واکاوی و بررسی قرار دهد تا با بازبینی پس زمینه های ادب لسانی حاکم بر ظرافت این دو واژه، شائبه ترادف معنایی را از آنها بزداید. برای دستیابی به این منظور، مطالعه حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از روش کتابخانه ای به رشته تحریر در آمده است. دستاوردهای پژوهش نشان داده است که اکثر مفسران و مترجمان در معنای آنها اختلاف داشته اند. یافته های تحقیق نشان دهنده این است که استنکاف از «نکف» به معنای غده است و طبیعتاً هر غده ای تهی از ورم نیست، بنابراین در ترجمه فارسی نیز، باید لفظی مانند؛ باد به غبغب انداختن استفاده شود تا معنای کلام را به درستی منتقل کند و ارادی بودن این امر را نیز به شنونده برساند. استکبار نیز دعوی بزرگی داشتن می باشد، به همین دلیل برای بنده شایسته نیست که استکبار بورزد و خود در مقام کبریایی خالق در بیاورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان