فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۴٬۰۰۸ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
351 - 366
حوزههای تخصصی:
اسطوره و عرفان پیوندهای ریشه ای و قابل مطالعه دارند. نظریه یونگ درباره کهن الگوها و نظریه عرفان درباره انسان کامل نمونه جالبی از این پیوند است که در این مقاله به آن پرداخته می شود. در داستان زال، کهن الگوی پرواز به شیوه ای کامل پیوند اسطوره و عرفان را بروز می دهد. انسان کامل چون زال و رستم باید هفت خان شهر عشق را با جدال دشوار پشت سر بگذارد تا به نور برسد. در این مقاله به شیوه کتابخانه ای و با استناد به منابع دست اول به تحلیل مقایسه کهن الگوهای اساطیری داستان زال و انسان کامل در عرفان رفته و نشان داده می شود که ارتباط معنایی در بین آن ها بسیار فراوان است و آنچه در شاهنامه برای معرفی یک قهرمان مانند زال به چشم می خورد از ویژگی های مشترک اسطوره و عرفان است که در قالب کهن الگوهای یونگ قابل جمع آوری می باشد. نتیجه این تطبیق به ریشه واحد فرهنگ بشری در صورت های مثالی اولیه است که اگرچه در حوزه های متفاوتی در فرهنگ های مختلف یا ادیان در ظاهر جداگانه مطرح گردیده است در اساس از منبعی واحد سرچشمه می گیرد که مثالی برای سرچشمه واحد ادیان و عرفان و اساطیر نیز می باشد.
تحلیل عرفانی رابطه غم و شادی در غزلیّات عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
211 - 228
حوزههای تخصصی:
غم و شادی یا قبض و بسط، از جمله حالت هایی است که در طول مسیر عرفان به تناسب تجربه های متفاوت عرفانی بر سالک عارض می شود. غم در دیدگاه عطار یک مرحله یا مقام عرفانی نیست؛ بلکه حالتی است که ممکن است در تمام مراحل سلوک همراه سالک باشد. شادی نیز حالت درونی عمیقی است که مانند غم، وارده ای از حضرت حق بر قلب سالک است که بر اثر امید به وصل معشوق و رسیدن به سرمنزل حقیقت، در وجود عارف، ایجادمی شود تا در جریان سلوک، انگیزه تحمّل بلاها شود. بنابراین، غم و شادی دو موضوع عرفانی هستند که مقابل هم قرارمی گیرند. مقاله حاضر، درصدد واکاوی رابطه غم و شادی در غزلیات عطار نیشابوری است. نتایج حاکی از این است که نزد عطار، غم و شادی با توجه به مراحل گوناگون سلوک، گاه رابطه لازم و ملزومی و گاه رابطه چرخشی دارند. در دیدگاه عطار، غم و شادی نه مقابل هم که در کنار هم قراردارند. داده های پژوهش به شیوه کتابخانه ای گردآمده و با روش تحلیلی و توصیفی پردازش شده است.
بررسی تطبیقی دیدگاههای فلسفی مکاتب پنجگانه و دانته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکتب ودانته یکی از مکاتب ششگانه فلسفی هند می باشد. تعالیم این مکتب، بر تفسیر اوپانیشادها و سوتره های آنها موسوم به «برهمه سوتره» یا «ودانته سوتره» مبتنی است که توسط پنج فیلسوف و حکیم هندی به نامهای شنکره، رامانوجا، مدوه، نیمبارکه و ولبّه صورت گرفته است. با وجود آنکه مبنای تفسیر این فیلسوفان یکی است اما دیدگاه آنها در مورد مفاهیم خدا، جهان، روح، معرفت و نجات با همدیگر متفاوت است؛ مقاله حاضر با روش تطبیقی به بررسی دیدگاههای این پنج فیلسوف می پردازد و به این نتیجه رسیده است که دیدگاههای آنها از وحدت وجود تا تکثّر وجود را دربرمی گیرد و بر خلاف شنکره که دیدگاههای وی ایده آلیستی است و جهان را مایا (وهم) می داند و بر این باور است که آتمن عین برهمن است لیکن فیلسوفان دیگر به واقع گرایی متمایل هستند و برای جهان و ارواح واقعیت نسبی متمایز از برهمن قائل هستند و مایا را قوه خلاقه برهمن می دانند و معتقدند که در جریان آفرینش تغییر رخ می دهد. همچنین بر خلاف شنکره که معرفت را طریق نجات می داند فیلسوفان دیگر بهکتی (عبادت خالصانه) را نیز عامل نجات می دانند؛ در عین حال در نظر همه آنها عقل جایگاه چندانی ندارد و متون مقدس منبع اصلی معرفت برین می باشند.
بررسی مقایسه ای برجسته سازی و حاشیه رانی در گفتمان عرفانی حافظ و سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
349 - 369
حوزههای تخصصی:
در این مقاله گفتمان عرفانی حافظ و سپهری در دو سطح برجسته سازی و حاشیه رانی با رویکرد کاربردشناسی و زبانشناسی بر اساس نظریه های گفتمان شناسی، بویژه نظریه گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف بررسی مقایسه ای شده است تا رازها و رازناکی های اندیشه های عرفانی، سیاسی، فلسفی و اجتماعی این شاعران بیش از پیش آشکار شود. نتایج این پژوهش حاصل «مطالعه متن» شعر حافظ و سپهری است که در مطالعات فرهنگی ادبی از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این پژوهش از روش تحلیل ایدئولوژیک محتوای کیفی استفاده شده است زیرا روش های کمی تحلیل محتوا بویژه در مطالعه متن و گفتمان نتایج آماری و شمارشی را حاصل می کند که ممکن است مقصود اصلی مورد نظر پژوهندگان از این راه فراهم نشود. نتیجه آنکه حافظ، رندانه مکتب رندی گفتمان عارفانه را در حاشیه رانی و برجسته سازی برمی آفریند و سهراب با محوری انسان گرایانه و با تمایلات عرفانی و پناه جستن به طبیعت، انسان را به دگرگونی در نگریستن به هستی و رهایی از قیل و قال زمانه پرآشوب فرامی خواند.
طلب در شعر شاعران عارف زبان فارسی(سنایی، مولانا، سعدی، عراقی، حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
1 - 18
حوزههای تخصصی:
طلب، اولین مرحله از مراحل سیر و سلوک برای رسیدن به حق و مطلوب عرفان، در شعر شاعران عارف و عارف مسلک از اولین روزگارانی که عرفان به ادبیات فارسی راه یافته به انحا و اشکال مختلف نمود یافته است. سنایی پرچمدار ادبیات عرفانی از آن در مثنوی ها، قصاید و غزلیاتش بهره ها برده و سالکان را بدان فراخوانده است. اولین شاعری که به دسته بندی وادی های سلوک پرداخته، عطار نیشابوری است. وی در منطق الطیر مراحل سلوک را به هفت وادی تقسیم کرد و اولین آن ها را طلب نامید. مولانا پس از سنایی و عطار در مثنوی و دیگر آثارش آن را گسترش بیشتری داد. او آن را دردی و شوری دائمی در دل سالک می داند که او را برای رسیدن به شناخت و قرب الهی یاری می کند. سعدی نیز از شاعرانی است که درد طلب در همه آثارش نمود دارد و در غزل هایش می توان جلوه های مختلف این فضیلت عرفانی را مشاهده کرد. او طلب را بدون فضل حق نتیجه بخش نمی داند. در سراسر دیوان فخرالدین عراقی نیز شور طلب مشهود است. حافظ شیرازی نیز در این باب بر سیرت عارفان رفته و همانند صاحب نظران بزرگ عرفانی، خود و دیگران را به طلب فراخوانده و بر این باور است که هرگز نباید دست از طلب برداشت. او آمیزه ای از اندیشه عطار و مولانا را با هم دارد و وادی طلب را وادیی بسیار پرخطر می داند، در عین حال با شور و شوق مشتاقانه به سوی دوست گام برمی دارد. در این مقاله به روش کتابخانه ای و استقرائی به توصیف و تحلیل طلب در شعر شاعران مذکور پرداخته شده است.
بررسی مقایسه ای عقلانیت عملی ملاصدرا و عقلانیت ارتباطی هابرماس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
305 - 324
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تحلیل مقایسه ای عقلانیت عملی صدرالمتألهین با عقلانیت ارتباطی هابرماس، با هدف بررسی میزان توانمندی اندیشه فلسفی اجتماعی ملاصدرا در مقایسه با اندیشه های معاصر و امکان توان پاسخگویی به ابهامات و مسایل آن ها، پرداخته است. نتایج حاصل بدین شرح است؛ صدرالمتألهین و هابرماس ارزش ها را ثابت تلقی کرده ولی باور به آن ها و میزان بهره وری از آن ها را با تحلیل عقلی و فلسفی ممکن دانسته اند؛ هر دو بر لزوم عقلانیت عملی و ارتباطی در جوامع انسانی تأکیدداشته و کارکرد این عقلانیت را تلاش برای رسیدن به حقیقت دانسته اند، نه درک مفهوم آن. در دیدگاه دین محور ملاصدرا عقل عملی به تنهایی، برطرف کننده موانع و اصلاح کننده انحرافات نیست، بلکه سعادت جوامع انسانی در گرو بهره وری عقل عملی از زعامت قرآن و سنت است. چنین عقلانیتی اگرچه ابزاری به نظر می رسد، در جهت تثبیت ولایت فقیه مثبت ارزیابی می شود؛ در حالی که مطابق آخرین نظریه هابرماس تا امروز درباره دین و در دیدگاه انسان محور و عقلانیت ارتباطی وی، دین غیرابزاری می تواند بستر کنش ارتباطی باشد و زیست جهان مناسبی را فراهم آورد که تفاهم شکل گرفته در آن، جامعه را به سعادت برساند.
عرفان عملی عین القضات همدانی و طرح موضوع اصالت اولیّه مذاهب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
327 - 346
حوزههای تخصصی:
آنچه عین القضات را از دیگر عارفان زمان خود- و حتی دوره پس از خود – متفاوت می کند، دیدگاه تأویلی او در آیات و احادیث و نوآوی های وی در مفاهیم عرفانی و آیین های مذهبی است. روش عین القضات در به کارگیری آیات قرآنی و احادیث اسلامی منحصربه فرد است؛ روشی که هنوز پس ازگذشت چند قرن می تواند برای متفکران این زمان، پیام های جدیدی به همراه داشته باشد. عرفان عین القضات اگرچه ریشه در آیات قرآن و احادیث پیامبران و اولیا دارد، اما از آن بوی کهنگی، زهد یا انحراف به مشام نمی رسد بلکه برعکس، عرفان او بسیار پویا و نو است. گویا این جوان نابغه بسیار پیش تر از زمان خود می زیسته است، افق های دورتری را می دیده و با انواع سردرگمی ها و بن بست های فکری و مذهبی متفکران آشنابوده است. این مقاله می کوشد تا پس از بررسی کوتاه مفاهیم عرفان و تصوف از نگاه متفکران گذشته و حال، به تحلیل اندیشه عین القضات درخصوص اصالت مذاهب بپردازد.
نسبت میان الوهیت و عبودیت در الهیات عرفانی شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
291 - 312
حوزههای تخصصی:
تبیین نسبت میان الوهیت و عبودیت همواره یکی از دغدغه های اصلی عرفای شیعه بوده و پایه سلوک عملی ایشان را تشکیل داده است. این تحقیق که به روش تحلیلی و مقایسه ای صورت پذیرفته، در پی آن است که با استخراج تعاریف مشایخ از ماهیت الوهیت و عبودیت، روابط موجود میان آن دو را تشریح نماید. بر این اساس، یافته ها نشان می دهند که الوهیت دارای دو ساحت تنزّه و تشخّص بوده و ماهیت الوهیت تنها در ساحت تشخّص معنا می یابد که مترتب بر اسما و صفات هستند. عبودیت نیز دو جنبه حقی و خلقی دارد که تنها از جنبه دوم می توان نسبتی را میان او با الوهیت تعریف نمود. عرفای شیعه بر این مبنا درمجموع به سه نسبت کلی بین الوهیت و عبودیت قائل هستند که عبارت اند از: عدم شباهت خالق و مخلوق، معیت قیومی خداوند متعال با تمام اشیا و نظریه وحدت تشکیکى وجود براساس «تجلی» و اعطای محض و محبت خداوند، که این محبت از خود حق تعالی آغاز می شود و عبد با انجام نوافل، مهبط ظهور اسما و صفات الهی می شود و با معرفت حق، اراده بنده موافق اراده حق عزوجل شده، همه کارش خدایی می شود که در سطح عالیه، عبادت معصومین(ع) این گونه است.
پدیدار ذهن در فلسفه مادیَمیکه از توهم تا واقعیّت!(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
453 - 470
حوزههای تخصصی:
«مادیَمیکه» یکی از مکاتب مهایانه ای است که با طرح نظریه «تهیگی» (شونیه تا)، افق معرفت شناختی و هستی شناسانه بدیعی را در تفکر هندی و بودایی موجب شده است. «پدیدار ذهن» یکی از مؤلفه های اثربخشی است که فلاسفه این مکتب، واکاوی مسائل وابسته به آن را جزو دغدغه های بنیادین خود قرار داده اند؛ حال آنکه، بررسی مستقل این مسأله از منظر پژوهشگران، حداقل در زبان فارسی، تا اندازه ای مغفول مانده است. بنابراین، پژوهش فراروی بر بنیاد این مسأله شکل می گیرد که اولاً مقصود مادیَمیکه از تهی بودن ذهن چیست؟ و ثانیاً مادیَمیکه به پشتوانه چه براهینی و بنابر کدامین اعتبار از توهم ذهن و حیث التفاتی آن دَم می زند؟ یافته های پژوهشی حکایت از این دارند که مادیَمیکه از رهگذر استدلال های انکاری گوناگونی، از جمله نفی منبع شناخت، نفی قانون علیّت، تبیین ناپذیری ابزارهای شناخت و بی اعتباری نجات شناسانه آنچه شناخت ذهنی نامیده می شود، سعی بر آن دارد، به یک اعتبار، بی بودیِ ذهن و مشارُإلیه آن را نشان دهد، هرچند به موجب قول ایشان به ساحت های دوگانه واقعیّت، الف). سَم ورتی سَتیه (واقعیّت نسبی) و ب). پرم آرته سَتیه (واقعیّت مطلق)، می توان پذیرش واقعیّت نسبی ذهن را نیز از سوی متفکران آن نتیجه گرفت. افزون بر این، از نظرگاه این مکتب به فراخور برخورداری واقعیّت از اعتبارات دوگانه، می توان از دو نوع معرفت سخن گفت. برترین نوع معرفت در این مکتب، پراجنا است که خود عنوان دیگری برای شونیه تا فرض می شود و تعیّن آن تنها با گذر از معرفت ذهنی و واقعیّت نسبی میسر می گردد.
مقایسه تطبیقی جلوه های عشق و عرفان در شعر سعدی و میر گل محمد خان زیب مُگسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
225 - 248
حوزههای تخصصی:
عشق و عرفان از مضامین پر بسامد ادب فارسی است که شاعران در دوره های مختلف ادبی به آن پرداخته اند. سعدی از شاعرانی است که دیوان وی سرشار از این مضمون بوده و عشق و مضامین عرفانی به همراه حواشی آن و توصیف عاشق و معشوق و ویژگی های آنان در غزل وی نمود فراوانی دارد. گل محمد خان زیب مگسی از شاعران بلوچ معاصر است که در مجموعه اشعار خود با نام های خزینه الاشعار و زیب نامه در موضوعات مختلف طبع آزمایی کرده است. در این مقاله درونمایه عشق و عرفان، در اشعار سعدی و این شاعر زبردست معاصر مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. زیب مگسی شاعر قرن چهاردهم هجری قمری است و با دوران سعدی فاصله بسیار دارد؛ اما وی از شاعران پیش از خود بهره برده و در کتاب خزینه الاشعار مخمسات خود را با تضمین غزلیات شاعران پیشین سروده است. از این رو وصف عشق ، عاشق و معشوق در شعر وی همانند شاعران کلاسیک بوده و تفاوت چندانی ندارد. وی نیز همانند سعدی عاشق را زار و نزار و نالان توصیف نموده و معشوق شعر وی بی وفا و جفاکار است و عاشق همواره در هجران به سر می برد. عشق حقیقی نیز در اشعار وی نمود بسیاری دارد و در غزلیات عرفانی او محبوب حقیقی خداست و با واسطه راهنمایی پیر می توان به کمال رسید. مقایسه کاربرد اصطلاحات عرفانی دو شاعر نشان دهنده بسامد بیشنر مضمون .حدت وجود، کرامت، پیر و نفس ستیزی در شعر گل محمد و بسامد بیشتر مضمون جبر و اختیار و تسلیم و رضا در شعر سعدی است که خود بیانگر سلطه عشق عرفانی در شعر سعدی است.
سوانحِ زندگی و تحلیل مولّفه های اصلی عرفان بهاءولد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
179 - 196
حوزههای تخصصی:
بهاءالدین ولد، پدر مولوی از عارفان سده ششم و هفتم هجری است. تنها اثر مهم برجای مانده از او کتاب معارف است که مجموعه مواعظی در تفسیر و تأویل برخی از آیات قرآن و احادیث با ذوق و مشرب صوفیانه است. در معارفِ بهاءولد موضوعاتی همچون علم باطن و علم ظاهر، عشق و تجربه دینی، سماع و شادی و خوشی عرفانی، ذکر، محبّت الهی، قرب و... به شیوه ای سلوکی، تعلیمی و تربیتی که حاکی از ذوق و تجربه عرفانی اوست به چشم می خورد. سنّت تربیت عرفانی او بیشتر مبتنی بر انجام عبادت همراه با مریدان و موعظه آن ها با بیان تعابیر و تأویلات عرفانی آیات قرآن است. او در توصیف احوالات روحانی خود با شبیه سازی آن ها با تصاویر زندگیِ روزمره آدمیان، آن-ها را برای مخاطب خود ملموس و آشنا می سازد. در عرفان بهاءولد، حقیقتِ وجود و راز و بقا و دوام موجودات به خوشی و مزه (لذّت) وابسته است. در این مقاله تلاش شده است تا گوشه ای از مهم ترین آرا و اندیشه ها و احوال این عارفِ واعظ به شیوه توصیفی-تحلیلی مورد واکاوی قرارگیرد.
اسلوب معادله و تمثیل عرفانی در شعر سنایی و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
143 - 160
حوزههای تخصصی:
استفاده از ابزارهای ادبی تنها در جهت تزیین یک اثر ماندارگار نمی باشد؛ بلکه شاعرانِ بزرگ گاهی برخی از آرایه های ادبی را برای تبیینِ بهتر آنچه که در ذهن خلاق خود می پرورند، به کار می گیرند. یکی از این ابزارها «اسلوب معادله» است. شاعر در به کاربردن این اسلوب، تبیین امری غیرمحسوس، پیچیده و تأمل برانگیز به کمک ایجاد تناسب با امری محسوس، ساده، همگانی و تجربه شده را به تصویرمی کشد. در پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه ای انجام پذیرفته ابتدا به معرفی و مقایسه این صنعت ادبی با صنایع دیگر و بیان ویژگی های آن و سپس به مقایسه کاربرد اسلوب معادله در شعر سنایی و سعدی پرداخته ایم. سؤال اصلی تحقیق حاضر آن است که سعدی و سنایی در به کارگیری صنعت ادبی اسلوب معادله، چه ظرافت هایی را به کارمی بردند و چه مشابهت هایی در کاربرد این دو شاعر توانا در به کارگیری این صنعت ادبی وجوددارد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که سنایی بیشتر در اشعاری که عارفانه می باشد از این صنعت ادبی استفاده نموده؛ اما سعدی به دلیل برخورداری از ذهن خلاق استدلال گرای خویش در موضوعات دیگری نیز از این هنر ادبی بهره برده است.
جایگاه عرفان اسلامی در اندیشه های مهدی محقق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
343 - 359
حوزههای تخصصی:
اندیشمند معاصر، مهدی محقق، در زمینه های متعددی از علوم انسانی و اسلامی پژوهش نموده است. در حوزه عرفان اسلامی کاوش هایی دارد که کمتر دیده شده است. در این مقاله با روش استقرای منطقی و مراجعه به منابع دست اول، تلاش گردیده تا این جنبه از تحقیقات ایشان جداگانه مورد توجه قرارگیرد. به این ترتیب در سه جایگاه، عرفان را در پژوهش های این اندیشمند می توان ملاحظه نمود: دسته نخست، تصحیح متون عرفانی است مانند تصحیح کشف الاسرار میبدی و اشترنامه عطار؛ دوم درس های حکمت که به عرفان نیز گسترش یافته است مانند شرح منظومه حکمت سبزواری و شرح حکمت الاشراق و شرح الهیات الشفاء؛ سوم در مقالات و گفتارهایی به موضوعات عرفانی یا شخصیت های عارف مربوط می شود. نتیجه گیری می گردد که یکی از ابعاد پژوهش های محقق، عرفانی و موارد آن ارائه را می توان ملاحظه نمود. از طرفی در ارزیابی سه جریان فکری که یکی شیفته تصوف است و دیگری منکر آن، محقق به دسته سوم تعلق دارد که با دیدگاه انتقادی و سنجش گرایانه به عرفان و تصوف می نگرد.
بررسی رویکرد تدبیرگرا در مواجهه با نقش های جنسیتی کتاب مقدس با تاکید بر کلیسای اسقفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
161 - 179
حوزههای تخصصی:
بین دین و جنسیت ارتباطات مختلفی قابل تصور است که برگرفته از مخالفت و یا موافقت با نقش های تعیین شده جنسیتی در متون مقدس است. در عهدین و به خصوص نامه های پولس فرازهایی وجود دارد که در آن هاسلسه مراتب جنسیتی ترسیم شده که بر اساس آن درجه اجتماعی مردان بالاتر از زنان است. در مسیحیت شاهد رویکردهای مختلفی نسبت به این عبارات هستیم که بخشی از آنها با اهداف و مقاصد اجتماعی ابراز شده است. رویکرد تثبیت گرا خواهان مشروعیت بخشی به نقش های جنسیتی سنتی و تثبیت آن است و خوانش نص گرایانه از مفاهیم جنسی را مهم ترین راه کار در مقابله با جریانات سکولار و دین ستیز می داند. در این میان رویکرد موسوم به تدبیر گرا و تاکتیکال نیز وجود دارد. این رویکرد ضمن پایبندی به ساختارهای اصلی معنویتِ برآمده از کتاب مقدس و با فاصله گرفتن از فمینیسم افراطی، خواستار تغییراتی درون دینی است. در این مقاله مهم ترین تاکتیک های رویکرد تدبیرگرا با تاکید بر کلیسای اسقفی تبیین شده است که عبارتند از: توجیه آیات و فرازهای به ظاهر زن ستیز عهدین، استفاده از هرمنوتیک بازیابی و برجسته کردن شخصیت های مثبت مؤنث، تبیین شخصیت خداوند فارغ از جنسیت خاص، اعطای مناصب روحانی به زنان و ایجاد انجمن های منظم زنانه.
تجلّی تعالیم فلسفی- عرفانی فلوطین در الهی نامه عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
213 - 234
حوزههای تخصصی:
فلوطین معروف ترین فیلسوف عارف مسلک فلسفه نوافلاطونی است که در نزد حکما و فلاسفه اسلامی به شیخ الیونانی شهرت دارد. این نظام فلسفی از طریق نشر و ترجمه آثار نوافلاطونیان به-خصوص آموزه های فلوطین، وارد دنیای اسلام شد و در فلسفه و عرفان اسلامی و ایرانی نفوذیافت. در این میان، تعالیم نوافلاطونی در آثار واصلان و جویندگان معرفت، چون: سنایی، عطار، مولوی و ... بیشتر نمودیافته است. عطار نیشابوری که تصویرگر اندیشه ها و مفاهیم دلکش و نغز عرفانی است، از زبان شعر بهره می جوید تا با بیان حکایت های تمثیلی و رمزی، تعالیم عارفانه خویش را به مخاطبان عرضه دارد. مثنوی الهی نامه، جهان بینی شاعر را به نمایش می گذارد و انعکاس سیر درونی او است. او در این اثر به صورت ماهرانه اندیشه های تعالی گرایانه خود را با رویکردی غایت شناسانه بیان می کند و اصول بنیادین وجود و معرفت شناسی را با اشاراتی به نظریه فلوطین تبیین و تشریح می کند. ازاین رو، نگارنده مقاله تلاش دارد تا با روش تحلیلی توصیفی، به بازتاب اندیشه های فلسفی- عرفانی فلوطین در این منظومه بپردازد و هدف آن، به تصویرکشیدن وجوه اشتراکات تعالیم عرفانی و ذوقی فلوطین و عطار در بیان موضوعات اساسی چون احد، عقل و روح است.
بازاندیشی در جایگاه خالد بن سنان در فصوص الحکم؛ از روایت عرفانی تا نقد حدیثی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
29 - 44
حوزههای تخصصی:
کتاب فصوص الحکم اثر محیی الدین ابن عربی، از آثار بنیادین عرفان نظری اسلامی است که در آن، نویسنده طی بیست وهفت فصّ، به شرح حکمت های الهی نهفته در شخصیت معنوی پیامبران و اولیای الهی پرداخته است. یکی از فصوص بحث برانگیز این اثر، فصّ خالدی است که در آن، حکمت صمدی به خالد بن سنان شخصیتی که نام او در قرآن ذکر نشده و جایگاه وی در منابع اسلامی محل اختلاف است اختصاص داده می شود. هدف این پژوهش، بررسی اعتبار منبع حدیثی ابن عربی در انتساب حکمت صمدی به خالد بن سنان و تحلیل میزان وفاداری وی و شارحانش به روایت مزبور است. این مطالعه با روش تحلیل اسنادی مقایسه ای و با بررسی متون حدیثی شیعه و اهل سنت، به ویژه منابع حدیثی منسوب به امام صادق(ع)، انس بن مالک و عبدالله بن عباس انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که روایت مورد استناد ابن عربی و شارحانش، علاوه بر تفاوت های محتوایی با روایت شیعی، دارای مشکلات سندی جدی ازجمله وجود راویان غیرموثق است. همچنین، مفاد این روایت با برخی آیات قرآن و دیگر احادیث شیعی در تعارض است. بر این اساس، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی نتیجه گرفته می شود که استناد ابن عربی به این روایت به عنوان مبنای فصّ خالدی از منظر حدیث شناسی با چالش های اساسی روبه روست و این امر ضرورت بازخوانی انتقادی جایگاه خالد بن سنان در نظام فکری ابن عربی را ایجاب می کند.
نگرش صوفیان بغداد به مسئلهه کار: مطالعه موردی زندگی و اقوال جنید بغدادی، ابوسعید خراز، ابوالحسین نوری و حارث محاسبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
351 - 371
حوزههای تخصصی:
کار مفهومی است که با مفاهیمی چون دارایی، خدمت، فقر، و … همبستگی معنایی دارد. چنین مفاهیمی، در سنت های دینی و عرفانی، غالباً صبغه ای معنوی می یابند، چنان که مایه ارزشمندی کار نه فقط کسب درامد، بلکه کسب ارزش های اخلاقی وابسته به آن است. این نکته را می توان از بررسی احوال و اقوال صوفیان بغداد در سده های دوم و سوم هجری به خوبی دریافت. این صوفیان که غالباً مردمانی اهل زهد و فقر بوده اند و معیشت خود را با کار و کسب می گذرانده اند، در مفهوم و ضرورت کار اتفاق نظر نداشته اند. بررسی مبانی فکری و شیوه عملی چهار شخصیت مشهور تصوف بغداد (جنید، خراز، نوری و محاسبی) با روش تحلیل کیفی متون کهن نشان می دهد که (1) کار در نظر آنان اهمیت کانونی چندانی نداشته است و (2) آموزه توکل سبب اختلاف نظر درباره کسب و کار میان آنان بوده است، چنانکه برخی کار را مخالف توکل دیده و پرداختن بدان را برای سالک ضروری نمی دیده اند، و برخی آن را مخالف کسب ندیده و پرداختن به آن را به حال و مقام سالک وابسته می دانستند. (3) در نظر آنان کسب رسمی و دولتی مردود و البته (4) خدمت به همنوع و ایثار مفاهیمی مقدس در پیوند با کار بوده است، همچنان که (5) کسب روزی حلال و پرهیز از لقمه شبهه دار نیز که با کار پیوند دارد، مورد توجه آنان بوده است. در مقابل (6) کار در صورتی که به دلمشغولی فرد به امور دنیوی و بازماندن از آخرت منجر شود، به شدت مذموم بوده است.
تحلیل استعاره ساختاری «روح» در مرصاد العباد نجم الدین رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
313 - 338
حوزههای تخصصی:
استعاره های مفهومی ( Conceptual Metaphor ) ، یکی از مهم ترین ابزارهای شناختی برای تبیین مفاهیم انتزاعی در متون عرفانی فارسی هستند. در کتاب مرصاد العباد نجم الدین رازی، مفهوم روح و سیر تربیتی آن، به واسطه مجموعه ای از استعاره های ساختاری برجسته تشریح شده است؛ بااین حال، این حوزه تاکنون کمتر به طور نظام مند تحلیل شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی، به واکاوی ساختار و نگاشت های مفهومی برخی از مهم ترین استعاره های مرتبط با روح (ازجمله استعاره های طفل، بذر و زندانی) در مرصاد العباد می پردازد. این استعاره ها نه تنها سازوکار تربیت و کمال روح را تبیین می کنند، بلکه امکان تفسیر جدیدی از ساخت مفهومی اندیشه عرفانی فارسی فراهم می کنند. برای استخراج داده ها، کل اثر به شیوه مطالعه متن پایه بررسی و استعاره ها با معیار تکرار، برجستگی و نقش در فرایند تربیت روح گزینش شد. با توجه به دستاورد پژوهش، هدف از تربیت و پرورش روح آن است تا به مرتبه کمال، تحلیه و به معرفت الهی برسد. به بیانی دیگر، سیر تربیت روح باید به گونه ای باشد که دوباره به مقام قرب الهی و موطن اصلی خود برگردد و به مرتبه فنای در حق برسد.
حقیقت عالم امر و نقش آن در فیض الهی و تطبیق آن با مراتبی از نفس رحمانی بر اساس تفاسیر اسلامی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
49 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق تبیین دقیق مفهوم عالم امر و نقش آن در فیض و تجلی الهی و بررسی تفاوت آن با عالم خلق است .عموم مفسرین عالم امر را در مقابل عالم ماده و شامل عالم برزخ منفصل و مجردات تامّه دانسته اند ولی در منظر بسیاری از عرفای مسلمان عالم امر حیثیت تعلقی عالم اسماء به عوالم خلقی(عالم ماده و مثال و عقول) است. زیرا موجودات در همه عوالم خلقی موجود به حیثیت تقییدیه نفادیه اند درحالی که، عموم مفسرین از جمله علامه طباطبایی به روش تفسیر قرآن به قرآن عالم امر را در مقابل عالم ماده و شامل عالم مثال و عقول مجرده دانسته اند. از منظر ایشان دو مرتبه متمایز در عالم خلقی وجوددارد؛ یکی نظام خلق و دیگری نظام امر، نظام خلق یعنی عالمی مبتنی بر اعراض و مسبّبات مادی ولی نظام امر نظامی است که از اوصاف و اعراض مادی خالی است و فقط اراده خداوند مسبب اصلی آن است، به همین سبب همان نظام مجردات است. هرکدام از این دو ویژگی های خاصی دارند، گاهی آن ها را با یکدیگر تلفیق کرده، یکی می دانند و گاهی نیز به صورت عام و خاص به این دو عالم می نگرند. نتیجه آنکه به نظرمی رسد در منظر عرفا حیثیت سریانی حضرت حق به عوالم کونی قابل تطبیق با عالم امر قرآنی باشد. یعنی حیثیت عنایت آنی و بالاجمال الاهی و فاعلیت بالتجلی حضرت حق به همه مراتب هستی که صرفاً بر اراده و حکم او استوار است، و از ماده و همه عوامل مادی همانند: زمان، مکان، تدریج و تخلف، حرکت، کمّ و کیف، دخالت بشر و عناصر طبیعی جهان مبرّا است. تحقیق حاضر به روش تحلیلی و کتابخانه ای و تتبع در تفاسیر قرآن کریم به انجام رسیده است.
زمان روایی در داستان دژ هوش ربا بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
121 - 152
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، زمان روایی در داستان «دژ هوش ربا» اثر مولانا جلال الدین از دیدگاه ساختاری و روایی بررسی می شود. زمان در این اثر از یک سو به عنوان جزئی بنیادین و ازسوی دیگر، به عنوان ابزاری اکتسابی است که راوی برای شکل دهی به روایت از آن استفاده می کند. هدف این پژوهش تحلیل زمان روایی در روایت مذکور و ارتباط آن با جنبه های داستانی، فلسفی و اخلاقی است. بررسی زمان روایی در این داستان به درک بهتر نحوه روایت پردازی مولانا توسط مخاطب کمک کرده و ارتباطی میان رشته ای در حوزه های ادبی و هنری برقرار می سازد که تأثیرات قابل توجهی برای مخاطب دارد. این پژوهش با استفاده از نظریه ژرار ژنت درزمینه زمان روایی و با رویکرد کیفی و توضیحی انجام شده و در برخی موارد روش کمی نیز به کار گرفته شده است. از مهم ترین یافته های این پژوهش، فراوانی آشفتگی زمان در داستان، تغییرات پیوسته در مدت و سرعت روایت، افزایش شتاب منفی در مقابل شتاب مثبت، و کاربرد بسامد مکرر و بازگو در فرایند روایتگری است. مولانا با استفاده از الگوهای زمانی نظیر تکرار و عدم ترتیب خطی رویدادها، تداوم زمان و دیگر الگوها، مسئولیت خود را در هدایت مخاطب به معارف دینی و عرفانی به عهده دارد. در طول داستان، مولانا با کشش زمان و دیالوگ های عرفانی میان شخصیت ها، و با ایجاد جذابیت و معناآفرینی رویدادها در طول زمان، داستان را به ابزاری برای آموزش مفاهیم تعلیمی و تربیتی و بستری برای تفکر تبدیل کرده است.