سید عبدالله شُبَّر در کتاب مصابیح الأنوار فی حل مشکلات الأخبار، با استفاده از راهکارهای گوناگون به شرح روایات مشکل و حلّ وجوه غامض آنها پرداخته است که از آن جمله می توان از بهره گیری از لغت، صرف و نحو، تاریخ، علوم طبیعی، توجه به فنون و آرایه های ادبی، مراجعه به قرآن و حدیث، کوشش در حل تعارض اخبار و نقد محققانه و عالمانه شروح گذشتگان نام برد. مؤلّف مصابیح الأنوار، علاوه بر این، به تأثیر عناصر تصحیف، تقیه، تفاوت نقل راویان و اسباب صدور احادیث، در دست یابی به مفاد و مضمون روایات توجه داشته است.
قرآن و سنت در مباحث اسلامی محور اساسی اندیشه و علم را تشکیل می دهد. همگام سازی اندیشه های دین مداران در این دو حوزه از اهمیت و تأثیر بالایی برخوردار است. در حوزه قرآن کریم و جایگاه متمایز آن در اندیشه تقریب میان اندیشمندان اسلامی بحث های بسیار ارائه شده است، اما به حوزه حدیث شاید کمتر توجه شده است. حال آن که حدیث به عنوان دومین رکن اساسی اندیشه اسلامی جدای از اهمیت ویژه از قابلیت های بالایی در این حوزه برخوردار است. این مختصر به پی جویی حوزه ای از حدیث که کمتر مورد دید عموم قرار می گیرد؛ یعنی «متون مشترک حدیثی» پرداخته تا با تبلور آن، جایگاه، نقش و کارکرد حدیث در مباحث تقریب جدی تر دیده شود. در این تحقیق، تحلیل متون مشترک حدیثی، انواع متون مشترک، جایگاه آن، و تأثیرات شگرف این متون در حوزه تقریب و بالاتر از آن، در پیشبرد اندیشه اسلامی مورد دقت قرار گرفته است.
هدف این نوشتار، آن است که مؤلفه های احساس سعادتمندی را بر اساس احادیث مشخص سازد. پرسش این است که سعادت به چه معناست و احساس سعادتمندی از چه مؤلفه هایی تشکیل می شود. این پژوهش از نوع کتابخانه ای است که در آن، با استفاده از روش مفهوم شناسی معنای سعادت به دست آمده و سپس با روش تحلیل محتوا و تحلیل عقلانی، سعادت و مفاهیم مرتبط با آن بررسی و مؤلفه های تشکیل دهنده احساس سعادتمندی به دست آمدند. نتیجه این بررسی نشان داد که سعادت ترکیبی از خیر و سرور است، و احساس سعادتمندی ترکیبی از احساس رضامندی و نشاط است و در مرتبه بعد، رضامندی خود به مؤلفه های جزئی تری مانند شکر در خوشایند، صبر بر ناخوشایند، رغبت به طاعت و کراهت از معصیت؛ و نشاط نیز به نشاط مادی و معنوی تحلیل می شود.
این پژوهش به مطالعه نامه های دعوت پیامبر گرامی اسلام(ص) می پردازد. با یک نگرش کلی به تمام نامه های دعوت، مواردی چون؛ تعداد نامه ها، زمان ارسال نامه ها، مخاطبان، مفاهیم اصلی و متون اختلافی مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین مصادر طولی و عرضی نامه ها، مسأله امی بودن پیامبر(ص) و فلسفه ارسال پیام کتبی نیز بررسی شده است. در بخش دیگری از این پژوهش، تحلیل فراوانی نامه های دعوت بر اساس سال های پس از بعثت، تحلیل فراوانی نامه ها از حیث مخاطبان، مؤلفه های مهم نامه ها و میزان تکرارشان مورد توجه است. در پایان این نوشتار، ادبیات نامه ها و عوامل تاثیرگذار بر نامه ها، مورد بررسی قرار گرفته است.
یکی از شرح های مشهور نهج البلاغه، شرح ابن ابی الحدید معتزلی است. او در این اثر، برای تفسیر کلام امیر مؤمنان توجه ویژه ای مبذول داشته، و اساس کار خود را بر قواعد و مؤلفه هایی بنا نهاده تا شرح کلام در جایگاه خویش خوش نشیند. پژوهش حاضر، به دنبال آن است تا نشان دهد وی در شرح خود، راه تقلید و نقل صرف را پیش گرفته، اما در عین حال به اجتهاد خود، کلام امیر مؤمنان را شرح کرده است. در این پژوهش، ضمن بررسی مؤلفه های مهم موجود نزد شارح در تفسیر کلام امام؛ از قبیل یافتن عناصر مهم مشترک در شرح، مانند بیان فضای درونی و بیرونی روایت، به بررسی منهج حدیثی وی پرداخته شده با بیان این نکته که وی از مجموعه روایات در شرح کلام و نیز از احادیث پیامبر ، ائمه معصومین ، صحابه و تابعین و... در همانندسازی با کلام امام، روایات در تبیین واژگان و مفردات و تشخیص اعراب و... استفاده کرده است. گفتنی است که شارح نسبت به احادیث مربوط به اخلاق، با تساهل و تسامح گذشته، اما در مورد احادیث تاریخی یا کلامی خود را نقّاد نشان داده است.
یکی از امور مهم در فقه الحدیث، توجه به روایات معلّل و تشخیص آن ها از روایات صحیح است. شناخت روایات معلّل نیاز به اطلاعات دقیق و تخصص لازم در حدیث شناسی دارد، و تنها استادان فن حدیث و خبرگانی که به اسناد و متون روایات آشنایی کامل داشته باشند، از عهده تشخیص روایات معلّل برمی آیند. در این مقاله، انواع علل الحدیث و راه شناخت آن ها مورد بحث قرار می گیرد، و نمونه هایی از احادیث معلّل معرفی می گردد. امور ذیل از نشانه های علت در حدیث است: 1. تفرد راوی در نقل؛ 2. حدیث به ظاهر دارای سند موصول است، ولی پس از تحقیق روشن می شود که برخی از افراد سند حذف شده است؛ 3. روایت در ظاهر مرفوع است ولی در واقع موقوف می باشد که در قالب مرفوع نقل شده است؛ 4. متن حدیث با متن روایت دیگری مخلوط شده یا سند حدیثی در ضمن سند روایت دیگری آورده شده است؛ 5. راوی در هنگام نقل دچار توهم و تحریف گشته است مثلاً کلمه یا جمله ای به روایت افزوده است؛ 6. تقطیع روایت در مواردی که بخش متروک با بخش مذکور دارای پیوند معنایی باشد.
بسیاری از کشورهای پیشرفته، مدعی قانون گرایی و حاکمیت قانون بوده، رسانه های تبلیغاتی آنان نیز، با روش های گوناگون به تلقین و تبلیغ این ادعا پرداخته اند. اگرچه، شناخت و تعیین قوانینی که دارای قابلیت اداره و هدایت جامعه بشری به سعادت و رفاه باشند، موضوعی مهم درخور بررسی ای است، نیاز انسان ها در حیات اجتماعی به قانون جاذبه و زیبایی خاصی به واژه قانون گرایی بخشیده است.
این مقاله پس از بررسی چیستی قانون، به بیان قوانین معتبر و لازم الاتباع از نظر امام علی× پرداخته است. به نظر آن حضرت، احکام کلی عقلی، قوانین الهی برگرفته از کتاب و سنت معصومان^ و سنت های خوب گذشتگان می تواند به منزله قانون مطرح شود.
حاکمان درصورتی قانون گرا خواهند بود که با تمام توان در راستای حاکمیت بخشیدن به قانون و اصلاح جامعه در پرتو آن بکوشند و در راه تحقق عدالت همه جانبه همت نمایند.
دعاى افتتاح که منتسب به حضرت صاحب الامر (عج) است، داراى مضامین عالى و بلندى است که گنجینه اى از معارف توحید، نبوّت و امامت را در بر دارد. در این مقاله، بحث نبوّت آن بررسى مى شود.این دعا با صلوات بر پیامبر خاتم، باب پیامبرشناسى را گشوده و در ضمن صلوات، بارزترین ویژگیهاى پیامبر 9 را برشمرده است. در این تحقیق، ضمن تحلیل اصل اعتقادى نبوّت، ویژگیها و اوصاف عبودیّت، رسالت، امانت، برگزیدگى، محبوبیّت، حفظ سرّ الهى و مبلّغ بودن نبىّ اکرم 9 بررسى مى شوند.
چکیده: نگارنده ضمن طرح پاره اى از مباحث توحید و اسماء و صفات، به جایگاه عقل در فهم آن مى پردازد. تبیین معناى اسم و صفت و نقد برخى از نظریّات در این مورد، نیز انجام شده است.
امامت به معنایی که شیعه بدان معتقد است، اساسی ترین باوری است که موجب امتیاز شیعة امامیه از دیگر فرق اسلامی شده است. امامت به لحاظ عقلی و نقلی محل بحث و بررسی عالمان شیعی بوده است. آنچه در این نوشتار می آید، رویکرد نقلی و تاریخی به اصل امامت، با استفاده از بازخوانی سخنان امام صادق(ع) است. بر اساس مهم ترین یافته های این پژوهش، تبیین ها و توصیف های موجود در دوران امام صادق(ع) جهشی چشمگیر نسبت به دوران نخستین پیدایش تشیع داشته است؛ چنان که موجب اعتقاد برخی به الوهیت امامان در آن دوران شده است. «امام» در منظر امام صادق(ع) کسی است که حجت خدا بر بندگان بوده، مرجعیت دینی، علمی، اخلاقی و سیاسی را بر عهده دارد و واسطة فیض میان خدا و بندگان بوده، منصوب از جانب خدا، معصوم و دارای علم خدادادی است.
زندگى اجتماعی انسان ها، در درون نظام سیاسى و حکومت شکل مى گیرد و عملاً تصور زندگى بدون حکومت مشکل است. به همین جهت، اندیشمندان همواره حکومت را به عنوان یک ضرورت اجتماعى تلقی نموده اند؛ این یک ضرورت حکم عقلی است و آنچه از روایات شریفه در این زمینه وارد شده، ارشاد و مؤید همین حکم عقلی است. از جمله روایات در باب ضرورت حکومت، بیان امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه است که در مقابل خوارج افراطى، که شعار « لاحکم الا لله؛ جز حکم خدا، حکمى نیست» سر مى دادند و بر نفى وجود هر نوع حکومت در جامعه اسلامى تاکید داشتند، فرمود: «انّه لابُدَّ للنّاسِ مِن امِیرٍ بَرٍ اَو فاجِرٍ...؛ مردم به ضرورت، باید حاکمى داشته باشند، نیکوکار باشد و یا بدکار.» از آنجا که در این بیان، حاکم عادل و فاجر در عرض یکدیگر قرار گرفتهاند، تفاسیر متعددی از آن ارائه شده است. این مقاله، با رویکرد نظرى و روش تحلیلى، این روایت را مورد ارزیابی قرار داده، تساوی عادل و فاجر در تصدی حکومت را صرفاً تأکیدی بر اصل ضرورت حکومت در جامعه می داند.
پیامبر اعظم که مسئولیت بسیار مهم ختم نبوت و ابلاغ دین اسلام را عهده دار بود تعالیم جامع و انسان ساز اسلام، از جمله موضوع وحدت امت اسلامی، را به گونه ای ملموس و با استفاده از ظرفیت های فکری و اجتماعی جوامع بشری بر آنان ابلاغ نمود. در نتیجه، برخی از این راهبردها در مدتی نه چندان طولانی در قالب فرهنگ اسلامی نمایان گشت. قابلیت ها و خصوصیات فرهنگ اسلامی سبب شد تا در محدودیت مکانی و زمانی خاص قرار نگیرد، از این رو انتظار می رفت با گسترش فرهنگ اسلامی، وحدت امت نیز به عنوان یکی از ارکان این فرهنگ توسعه و استحکام یابد، حال آنکه به محض رحلت پیامبر این بخش از فرهنگ اسلامی همچون اجزای دیگر مورد غفلت قرار گرفت.
این مقاله با استفاده از روش تحلیلی ـ تاریخی ضمن بررسی موضوع وحدت اسلامی در سیره نبوی به بیان محورهای مهم اقدامات آن حضرت در بسترسازی زمینه های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری اتحاد در فرهنگ اسلامی می پردازد. آگاهیبخشی به جامعه، مبارزه با تعصبات غیرمنطقی جاهلانه، طرد قومیتگرایی افراطی، ارایة اعتقاد به توحید به عنوان محور وحدت، طرح حقوق مشترک انسانی و به کارگیری اخلاق اسلامی مهمترین محورهای راهبرد پیامبر اعظم در فرهنگسازی وحدت اسلامی بود.