فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
قرآن و عترت سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۲
117 - 139
حوزههای تخصصی:
روش تربیت صحیح از جمله مهم ترین مسائل نظام های آموزشی می باشد. یکی از روش های تأثیرگذار که کمتر مورد توجه مربیان و اندیشمندان تربیتی قرار گرفته است: مفهوم «تربیت جهشی» است. مفهومی که در کنار تربیت مرحله ای قرار گرفته و دلالت بر تسریع در مراحل تربیت دارد، به گونه ای که گاه گذران این مراحل، قابل مشاهده نیست و در زمانی کوتاه و در جریان تحولی عظیم صورت می گیرد. لزوم پرداختن به چنین روش تربیتی در عصر حاضر و با توجه به سرعت روزافزون انباشت اطلاعات، ضروری می نماید و با یافتن عوامل مؤثر بر چنین پدیده ای می توان در جهت همگام شدن تربیت و پیشرفت سریع جهانی قدم برداشت. لذا این مقاله در پی آن است که به تبیین مفهوم و عوامل مؤثر بر تربیت جهشی بپردازد. بدین منظور از روش تحلیل محتوای کیفی به شیوه ی استقرایی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد سه دسته عوامل درونی، بیرونی و موقعیت تحول در جریان تربیت جهشی مؤثر هست. سن، عوامل وراثتی و روحیات فردی از جمله عوامل درونی و محیط، عوامل فرهنگی -اجتماعی و استفاده از نماد از جمله عوامل بیرونی و همچنین وجود فشار در موقعیت تحول از جمله سازوکارهای این نوع تربیت در موقعیت تحول می باشند.
تأویلات اهل بیت (ع) درباره مقام ولایت در سوره های مریم و طه
حوزههای تخصصی:
تأویلات اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان وارثان علم نبوت و مفسران حقیقی قرآن، نقش کلیدی در تبیین لایه های باطنی آیات قرآنی ایفا می کنند و مفاهیمی همچون ولایت، هدایت، و استمرار نبوت را آشکار می سازند. این پژوهش با هدف بررسی تأویلات اهل بیت (ع) درباره مقام ولایت در آیات منتخب سوره های طه و مریم و تحلیل جایگاه آن ها در پیوند میان قرآن، نبوت، و هدایت امت اسلامی انجام شده است. روش این مطالعه، تحلیلی–توصیفی است و با استفاده از منابع تفسیری و حدیثی معتبر، به طبقه بندی تأویلات اهل بیت (ع) در قالب های معنوی-رمزی، تشبیهی-تمثیلی، مصداقی، و جری و تطبیق پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تأویلات اهل بیت (ع) عمق مفاهیم ولایی آیات را روشن کرده و ولایت را به عنوان یکی از ارکان اساسی هدایت الهی و استمرار رسالت انبیا معرفی می کنند. این پژوهش تأکید دارد که بدون بهره گیری از تأویلات اهل بیت (ع)، درک معارف قرآنی ناقص خواهد بود. همچنین، این تأویلات ارتباط میان مقام ولایت و مفاهیمی همچون عصمت، قرب الهی، و هدایت امت را در تمامی ابعاد روشن ساخته و به تبیین جایگاه ولایت به عنوان محور هدایت بشر کمک کرده است.
نقش داستان حضرت موسی (ع) بر تثبیت قلب پیامبر (ص) براساس سوره نمل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۴ زمستان ۱۴۰۲شماره ۴ (پیاپی ۱۴)
30 - 53
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم کتابی است که با نزول تدریجی آیاتش تقویت و حمایت مستمر قلبی و روحی پیامبر (ص) را به دنبال داشت. براساس آیه 120 سوره هود، بیان داستان های قرآنی انبیای الهی در هر مقطع، با هدف تثبیت قلب رسول الله (ص) و مؤمنان طرح شد تا این رویدادهای تاریخی در مسیر رسالت، موجب ایجاد استواری قدم ها و نفوذ در دل و جان مخاطبان گردد. این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که داستان حضرت موسی (ع) در سوره نمل چگونه موجب تثبیت قلب پیامبر (ص) شده است. بررسی توصیفی تحلیلی این مسئله حاکی از آن است که خداوند متعال طرح ماجرای موسی (ع) در سوره نمل را با هدف دو بشارت به پیامبر (ص) و مؤمنان در پیش گرفت: بشارت نخست به مؤمنان بر یاری خداوند در شرایط طاقت فرسای محاصره اجتماعی اقتصادی عده ای از مؤمنان در شعب ابی طالب و هجرت عده ای دیگر به حبشه؛ بشارت دوم به نابودی جبهه باطل و غلبه حق، تا بیان دارد که گرچه مؤمنان در ابتدای دعوت پیامبر (ص) جمعیتی اندک بودند، در آینده ای نزدیک جانشین اقوام کافر و مشرک می شوند و حاکمیت و تسلط بر شبه جزیزه عربستان را به دست می آورند؛ ازاین رو، با اطمینان به غلبه مستمر مؤمنان بر کفار در طول تاریخ، نشانه ای غیرقابل انکار بر درستی پیام رسولان الهی مطرح می شود و با تثبیت قلب پیامبر (ص) و پیروان او، استواری و استحکام روحی ایشان را در طی مسیر رسالت و ایجاد جامعه اسلامی جهانی فراهم می آورد.
اعتبارسنجی روش «تحلیل گفتمان انتقادی» فرکلاف در تفسیر قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۳۱)
63 - 82
حوزههای تخصصی:
«تحلیل گفتمان انتقادی» فرکلاف روش تفسیری میان رشته ای است که هدف از آن دستیابی به ایدئولوژی پنهانی است که مشارکت کنندگان فعال گفتمان آن را به صورت طبیعی شده در گفتمان قرار داده اند. به این منظور مفسر در این روش با گذر از سه سطح «توصیف»، «تفسیر» و «تبیین»، به بررسی متن می پردازد. این روش تحلیلی در سال های اخیر با اقبال روزافزون برخی قرآن پژوهان مواجه شده است. ازاین رو بررسی روش «تحلیل گفتمان انتقادی» از نظر مبنا و اصول و کاربست آن به مثابه یک روش در تفسیر قرآن کریم ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی کاربست روش «تحلیل گفتمان انتقادی» در تفسیر قرآن پرداخته است. صرف نظر از مبانی و اصول، اجرای تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف به مثابه یک روش برای تفسیر قرآن کریم با اشکالات متعددی روبه روست. مهم ترین اشکال روش «تحلیل گفتمان انتقادی» پذیرش نگاه فرکلاف به زبان، به عنوان یکی از اصول این روش است. در نگاه او ایدئولوژی ابزاری برای حکمرانی بر مردم و استیلای بر آنان بوده و فرکلاف همین معنا از ایدئولوژی را در روش انتقادی خود پذیرفته است. سایر اشکالات با کاوش و اجرای روش، مشخص می شوند. استفاده از مراحل گفتمان انتقادی برای دستیابی به موقعیت های محیطی با اشکالاتی (همچون نسبیت، واقعه انگاری متن، مرگ مؤلف، تاریخمندی متن و تکثر معنایی) روبه روست. بازتولید یک گفتمان از طریق روش مزبور موجب تغییر ساختاری گفتمان می شود. وجود تنها یکی از این اشکالات در هر روش تفسیری، استفاده از آن را برای تفسیر قرآن کریم ناممکن می سازد.
بررسی مبانی قرآنی «حیات طیبه»
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۰
281 - 306
حوزههای تخصصی:
مقوله ی حیات طیبه به معنای زندگی شیرین و آرام بخش، یکی از موضوعات بسیار مهم قرآن کریم برای حیات بشری است. بررسی ابعاد حیات طیبه با توجه به نیاز انسان به آن، در نیل به سعادت دنیوی و اخروی و از طرف دیگر، توان پاسخ گویی قرآن کریم، با لحاظ جاودانگی و جهانی بودن آموزه های آن در عالم بشریت، حائز اهمیت فراوان است. هدف نوشتار کنونی، یافتن پایه ها و مقولات زیرین حیات طیبه برای حصول حیات طیبه در فرد و جامعه است. نتایج تحقیق کنونی با روش تحلیلی - توصیفی به همراه شیوه ی استنطاقی از قرآن و با اسناد و منابع کتابخانه ای، ناظر به این حقیقت مهم است که عملیاتی شدن حیات طیبه به برخی پایه های نظری و روحی و رفتاریِ قرآنی، هم چون باور مندی به توحید، نبوت، معاد، میل به زیبائی، درهم تنیدگی دنیا و آخرت و غیره نیاز دارد که بدون ملاحظه ی آن ها، حیات طیبه در جامعه ی انسانی محقق نخواهد گردید. در واقع، موارد مذکور از زیرساخت های حیات طیبه شناخته می شوند که بنای حیات طیبه، روی آن ها امکان پذیر است.
نقد و بررسی تعامل فریقین با روایات فضایل سُوَر بر اساس قاعده تسامح در ادلّه سنن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
121 - 151
حوزههای تخصصی:
یکی از قواعد پربسامد در عرصه های گوناگون فقه استدلالی فریقین، قاعده ای است که در میان شیعه با نام «تسامح در ادلّه سنن»، و در عامه به «تساهل در اسانید» شهره است. باورمندان به کاربست عام این قاعده، آن را به دلایلی چون اجماع، شهرت عملی، حکم عقل و دسته ای از روایات با نام «اخبار مَن بَلَغ» استوار کرده اند. فهم اخبار پیش گفته و گستره کاربست این قاعده، سبب کشاکش نظرات دانشوران شده است. یکی از حوزه های کاربست قاعده تسامح، روایات دربردارنده فضایل سوره های قرآن است. پژوهش حاضر با روش توصیفی اکتشافی و بهره از منابع کتابخانه ای، به تبیین گونه های مواجهه با این اخبار بر اساس قاعده تسامح پرداخته و در پی یافتن رهیافتی متناسب درباره اخبار فضایل سُوَر است. در رویکرد برگزیده، تعامل با این اخبار بر اساس قرائتی ویژه از قاعده تسامح سامان یافته که پی رنگ آن بر تقریری عقلانی از مفاد اخبارِ مَن بلغ استوار بوده و با دلالات برخی آیات و روایات نیز سازگار است. بر اساس این رهیافت، بهره برداری از اخبار ضعیفِ دربردارنده فضایل سُوَر، با در نظر داشتن سه شرط و نیز باور نداشتن به عدم انتساب این اخبار به شرع روا خواهد بود.
انسجام متنی سوره های شمس و لیل بر پایه فرایند حلقه های معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
269 - 292
حوزههای تخصصی:
تک تک واژگان و جملات کلام فصیح به صورت هدفمند و منطق پذیر، گزینش و چینش شده اند. از آنجا که قرآن، فصیح ترین سخن است، محققان قرآنی در پی کشف نحوه ارتباط و حکمت چینش آیات قرآنی بوده اند. فرایند «حلقه های معنایی» نیز در همین راستا تعریف شده تا بتواند فهم ساده ای از چگونگی ارتباط آیات سوره های قرآنی ارائه دهد. بر پایه این فرایند نوپا، محتوای هر سوره به حیطه های معنایی متعددی تقسیم شده و نحوه ارتباط بین این حلقه ها مورد بررسی قرار می گیرد. در این نوشتار، فرایند «حلقه های معنایی» به روش توصیفی تحلیلی بر دو سوره شمس و لیل تطبیق داده شده تا پاسخی برای این پرسش بیابد که کاربست فرایند حلقه های معنایی، چگونه موجب کشف انسجام متنی سوره های شمس و لیل می شود؟ در نهایت، این نتیجه به دست می آید که در هر یک از این دو سوره، یک حلقه معنایی مرکزی وجود دارد که بقیه حلقه ها با روش های مختلف بیانی در جهت اثبات و یا باورپذیری و درک بهترِ آن معنای محوری چینش شده اند.
پیامد مکر «سیّء» در پرتو سنّت های تغییرناپذیر الهی (بررسی و تحلیل آیه 43 سوره فاطر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۴
۲۲-۷
حوزههای تخصصی:
جامعه از دیدگاه قرآن کریم دارای قوانین و سنّت های مشخص و معینی است و این سنّت ها تغییرناپذیرند و بر کلیه امت ها و جوامع در تمامی زمان ها و مکان ها صادق اند. سنّت بازگشت عاقبت مکر و حیله به خود مکرکنندگان، ازجمله سنّت های تغییرناپذیر الهی است. در پژوهش حاضر این مسئله بر اساس شیوه اسنادی با مطالعه آیه ۴۳ سوره فاطر که بیانگر این سنّت اجتماعی است استخراج شده و ضمن مراجعه به تفاسیر مختلف، نظر مفسران به روش توصیفی تحلیلی بررسی و ارئه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، از دیدگاه قرآن کریم انسان هایی که سعی دارند تا از راه مکر و حیله گری برای رسیدن به منافع خود اقدام کنند، باید بدانند که نتیجه مکر بد آنان در نهایت به خودشان باز خواهد گشت، نه به کسی که درباره او مکر کرده اند؛ زیرا این مسئله جزو سنّت های حتمی خدای متعال، نسبت به امت های گذشته بوده است و درباره امت پیامبر اکرم| مسلمانان نیز به همان صورت جریان پیدا خواهد کرد. زمانی که گفته می شود سنت های خداوندی از کلیت و عمومیت برخوردارست، به این معناست که قلمرو و نفوذ آنها آن قدر وسیع و پردامنه است که افزون بر زندگی گذشته بشر، زندگی کنونی و آینده او را در تمامی ابعاد، به خصوص بعد فردی و اجتماعی را نیز شامل می شود.
رفع تعارض آیات بقا و قطع پیوندها در آخرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
171 - 197
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مربوط به زندگی پس از مرگ و قیامت در قرآن کریم، وضعیت پیوندها و روابط بین انسان هاست که آیاتی حاکی از انقطاع و نابودی همه ی روابط پس از مرگ است. از دلایل پررنگ این اتفاق، ترس و وحشت انسان ها از واقعه ی قیامت و مراحل بعدازآن و نیز روابط و دوستی های گناه آلود و بد سرانجام است. در آیاتی دیگر الحاق افراد به اهل و خانواده و بقای دوستی ها، در آخرت دیده می شود. با نگاه سطحی و عدم تشخیص مصادیق صحیح و بی توجهی به اطلاق و تقیید آیات، به تقابلی ظاهری برخورد می کنیم. نکته ای که در این پژوهش موردتوجه قرارگرفته است، وضعیت مؤمنین و کفار در مراحل مختلف آخرت و محور ارتباطات است که با در نظر گرفتن این دو مورد، آیات به ظاهر مختلف، در این زمینه، مختص به گروهی خاص می گردند. به طورکلی آیاتی که بیان گر قطع اسباب و نسب ها است، ارتباطاتی است که خدامحور نبوده است، اما ارتباطی که حول ایمان و تقوا باشد، در آخرت هم ماندگار می باشند. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی با توجه به محور و اسباب پیوندها که یا الهی اند و یا مادی و توسط خود قرآن و روایات تبیین شده اند، مصادیق آیات قطع روابط و بقای آن ها، به خوبی روشن می گردد. پرسش اصلی عبارت است از اینکه آیا ارتباطات دنیوی در آخرت به طورکلی منقطع می شود یا نه؟
بررسی تطبیقی آرای تفسیری آیت الله جوادی و علامه طباطبایی در چگونگی ارتباط معنایی و محتوایی فواصل آیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۵
192 - 213
حوزههای تخصصی:
قرآن کلام حکیم است و اجزای کلام حکیم هدفمند و در ارتباط با یکدیگر هستند. جزء پایانی آیات که فاصله نامیده می شود، در قرآن ویژه و منحصر به فرد است و نمی توان گسست معنایی آن را با قبل تصور کرد. از همین رو یکی از موضوعات اساسی در بحث تناسب، پیوند معنایی و محتوایی فاصله با آیه است. اما سؤال اساسی این است که این پیوند چگونه است؟ چه گونه هایی از ارتباط معنایی را می توان برای فاصله در نظر گرفت؟ مفسران چگونه به این ارتباط نگریسته اند؟ در این مقاله که به شیوه کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی نوشته شده، به بررسی تطبیقی رویکرد دو مفسر بزرگ معاصر یعنی علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی در مواجهه با فاصله و نحوه ارتباط معنایی آن با محتوای آیات پرداخته شده است. در این بررسی 29 گونه پیوند معنایی فاصله با محتوای آیه شناسایی و به دو دسته کلی موضوعی و انسانی دسته بندی گردید. از این تعداد، 14 گونه مشترک بین هر دو مفسر است که می توان به مواردی مانند: احتجاج و برهان، بیان قانون کلی، تأکید، تأیید، تثبیت، تتمیم، تعلیل، تفریع، تفسیر و توضیح محتوای آیه اشاره کرد. دو گونه را فقط به صورت اختصاصی علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و 13 گونه را نیز آیت الله جوادی آملی به صورت اختصاصی در تسنیم به آن پرداخته اند.
نقد شبهه تأثیرپذیری قرآن از اشعار «امیّهبن أبیالصّلت ثقفی» همراه با تحلیل دیدگاههای«کلمان هوار» و «تسدال»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکردهای مستشرقان در مواجهه با قرآن کریم حکایت از این دارد که آنان در عرصه مقابله با این معجزه ماندگار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، شبهات فراوانی را طراحی نموده اند تا بدین وسیله از ارزش و جایگاه آن در میان ملت ها بکاهند؛ و بدین طریق از تأثیرگذاری آن در اقشار مختلف جلوگیری نمایند. شبهه تأثیرپذیری قرآن از اشعار جاهلی؛ از جمله این شبهات محسوب می شود. در این نوشتار، تنها شبهه مصدر بودن سروده های «امیّه ابن ابی الصّلت» برای قرآن کریم، مورد واکاوی قرار گرفت، و به شبهه آنان در این حوزه خاص، پاسخ داده شد. اطلاعات این پژوهش به شیوه اسنادی گردآوری و با روش توصیفی- تحلیلی پردازش یافت. برایند تحقیق برآمده از مفاد نقدهای هفتگانه مذکور در این نوشته این است: وجود اشکالات فاحش ادبی در اشعار «امیّه ابن ابی الصّلت» و فقد صنایع استوار ادبی بدست آمده از مقارنه قرآن با سروده های وی، حاکی از این است که شبهه مذکور، کاملا باطل، بی اساس، و غیر همخوان با واقعیات موجود می باشد.
لزوم حضور معصوم تا آخر دنیا بر اساس آیات شهادت رسول خدا(ص) و مؤمنین در آخرت در تفاسیر معروف فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲شماره ۵۴
215 - 244
حوزههای تخصصی:
بر اساس آیات کریمه قرآن، رسول خدا (ص) و مؤمنین در قیامت بر اعمال امت اسلامی و امم قبلی شهادت خواهند داد. اما در این مورد مسائلی مانند کیستی مؤمنین شاهد، نحوه تحمل شهادت و چگونگی آگاهی شاهد از اعمال و ادا شهادت برآن ها و ... به طوری محل اختلاف تفاسیرفریقین است که اصل مسئله در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. این نوشته با بررسی آیات 143 بقره و 105 توبه و 89 نحل ، تلاشی است به هدف روشن نمودن حقیقت شهادت نبوی(ص) و مؤمنین در قیامت از دیدگاه قرآن، بدین جهت تفاسیر متعدد فریقین به خصوص تفسیر مفاتیح الغیب و روح المعانی و مجمع البیان و المیزان و غیره مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیق و داده پردازی نوشته، توصیفی تحلیلی آیات بر اساس تفاسیر گفته شده است. شیوه گردآوری داده های تحقیق، کتابخانه ای است. یافته تحقیق بیانگر آن است که به رغم اختلاف نظر مفسران در برخی موارد این آیات، همه آنان بر این مسئله اشتراک نظر دارند که حضور شاهد معصوم در میان امت پیامبر(ص) تا آخر دنیا ضروری است تا با حضور دائمی خود در میان امت و نظارت براعمال آنان تحمل شهادت نموده و در قیامت براساس آن، به اعمال امت شهادت به عین دهد.
The Capabilities of Component Analysis in Interdisciplinary Qur'anic and Humanities Studies: A Critical Methodological Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
After the decline of positivism, the interpretive paradigm (structuralism) gained favor among Qur'anic scholars due to its emphasis on subjectivity, the role of values in cognition, attention to human interactions, and the interconnectedness of the knower and the knowable. However, despite the fact that this paradigm seems to be more compatible with the religious view than the positivist paradigm, there are still significant paradigmatic differences between it and the Islamic paradigm that need to be considered. The purpose of this paper is to examine the challenges of using common qualitative methods in Qur'anic studies, while proposing the method of component analysis as a more appropriate approach. With the help of this method, it is possible to create a comprehensive set of verses that are related to and consistent with any concept of research in the field of humanities. The method consists of four stages: data collection, data coding, summarization, and searching for verses consistent with the extracted components.In this way, it can serve as a valuable tool for Qur'an scholars to overcome the challenges associated with the use of common qualitative methods, and it allows for a systematic and comprehensive approach that enables researchers to bridge the Holy Qur'an and the humanities, preparing the ground for interdisciplinary studies in these fields.
Emotional Typology in the Qur’an: A Comparative Study Based on Plutchik's Theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study explores the emotional landscape of the Qur’an through the lens of Plutchik's psychological model of emotions, which categorizes emotions into eight primary types: joy, sadness, trust, anticipation, surprise, disgust, anger, and fear. It identifies how various types of emotions are represented and utilized in different contexts. By applying a comparative and interdisciplinary approach, the study demonstrates the Qur’an’s unique perspective on emotions, offering insights into its approach to emotional expression, regulation, and guidance. The analysis reveals that while Plutchik’s primary emotions are present in the Qur’an, their subcategories differ significantly, reflecting the Qur’an’s divine origin and guidance-oriented objectives. The findings highlight the Qur’an's distinctive emotional framework, which not only confirms but also extends beyond human-centered psychological models, reflecting its divine purpose and focus on holistic human development.
صورت بندی مشارکت سیاسی در نظام سیاسی مشروع؛ رهیافتی قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲شماره ۵۴
121 - 157
حوزههای تخصصی:
مبحث مشارکت سیاسی یکی از مهم ترین و ظریف ترین چالش های سیاسی و معرکه آرا هم در ساحت نظر و هم در صحنه عمل در جامعه ایرانی و در دوره معاصر به ویژه در نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. بر این اساس در پاسخ به پرسش از صورت های مشارکت سیاسی در نظام سیاسی مشروع دینی در رهیافت قرآن، فرضیه بر پایه چارچوب نظری اشکال و انواع مشارکت سیاسی در علوم سیاسی و روش تفسیر موضوعی قرآن در پی آن است که: انواع مشارکت معطوف به کنش سیاسی حمایت گرانه، پرسش گرانه، منتقدانه و معترضانه، انتخاب گرانه، تصمیم سازانه، تشکل گرایانه و مشارکت سیاسی منفی/ معارضه جویانه ذیل نظام سیاسی مشروع از اقسام مثبت و منفی مشارکت سیاسی ذیل نظام سیاسی مشروع است. هر کدام از این اشکال نیز مبتنی بر دلایل و شواهدی در قرآن است که نوع منفی آن از دیدگاه قرآن مردود است. لزوم و وجوب مشارکت حمایت گرانه از نظام سیاسی مشروع بر پایه آیاتی مانند نفر، جهاد، هجرت و...؛ الزامی بودن عمل به نتیجه قاطعی که از مشورت حاصل می شود توسط حاکم شرعی و به ویژه غیر معصوم در امور غیر وحیانی؛ لزوم نقادی، سعه صدر و نقد پذیری؛ و مطلوبیت تسابق و مسابقه دادن در اداره بهتر و قوی تر جامعه از یافته های پژوهش است. پژوهش در تدارک تحقیق به نظریه ای تمایل دارد که آن را نظریه مشارکت سیاسی حداکثری مشروط یا واکارگذارانه نام می نهد که مردم را صاحب حق سیاسی می داند اما فقها را نیز به طور عام و بالقوه منصوب می شمارد ولی خروج از قوه به فعل قدرت سیاسی آنان بر اساس پذیرش و انتخاب مردم است و مشارکت سیاسی یک پایه شرعیت نظام سیاسی است. این نظریه می تواند برترین ترجمان از مردم سالاری دینی هم باشد.
Analysis of the Conceptual Map of Consciousness as a Cognitive Function in the Qur'an(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study delves into the concept of consciousness in the Qur'an, comparing it with cognitive science. While cognitive science views consciousness as a function of the brain, the Qur'an employs various terms such as soul (al-<em>nafs</em>), heart (<em>al-qalb</em>, <em>al-ṣadr</em> and <em>al-af</em><em>ʾidah</em>), hearing (<em>al-samʿ</em>), sight (<em>al-baṣar</em>), etc. to describe tools of consciousness. In order to explore the Qur'anic perspective on consciousness and its compatibility with cognitive science, an in-depth analysis of relevant areas pertaining to human consciousness, as well as the capacities of the heart and brain, is essential. Employing an analytical-comparative method with an extra-religious perspective, we extract cognitive terminology associated with consciousness from the Qur'an. By employing graph-based tools to create and analyze a conceptual map of these terms, we find that soul, heart, hearing, and sight emerge as crucial tools for generating consciousness. Of these, the Qur'an highlights the human soul as the primary tool for acquiring and processing consciousness, distinct from the spirit (<em>al-rūḥ</em>). This soul is balanced in such a way that it can collaborate with the body and brain of the human to achieve consciousness.
Sustainability of Social Systems Based on the Holy Qur’an: A Multi-Study Mixed-Methods Research(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Sustainability has been recognized as one of the greatest challenges facing social systems in the 21st century. Social systems should have the knowledge and the power to lead this transition and to induce the changes towards this new paradigm. In this regard, it is of crucial importance to achieve a correct and comprehensive understanding of the concept of sustainability and its key components. Although some successful studies have been reported, there is a lack of a local framework for investigating the sustainability of social systems in the context of the Islamic approach, as well as the use of a mixed methods approach to support an integrated and holistic conceptualization and implementation of sustainability. This paper aims to develop a conceptual framework for the sustainability of social systems based on the Holy Qur’an and assess its validation in universities, which was conducted in two studies, respectively. In the first study, after extracting the key themes from the Qur’an, the relationship between them was shown in the proposed framework consisting of foundations, principles, factors, and dimensions of sustainability. Then, in the second study, the cross-validation method was used. In this section, confirmatory factor analysis was carried out (N=61) to evaluate the fit, reliability, and validity of the framework. Further, concurrently percentage agreement coefficient of semi-structured interviews (N=10) was used to analyze the internal validity of the framework. The results of both quantitative and qualitative studies confirmed the fit, reliability, and validity of the framework. The present research contributes to this literature by presenting a local framework for the concept of sustainability of social systems based on the Qur’an, in a holistic and inclusive perspective, using a mixed methods approach. This study can be a useful and effective initiator for studies and theoretical extensions in conceptualizing sustainability based on Qur’anic teachings, and also pave the way for the application of this knowledge in the functional-practical areas of social systems in Islamic societies.
تحلیلی بر آیات ناظر بر طرح شبهه و پاسخ گویی به شبهات در قرآن با تأکید بر دیدگاه مغنیه در الکاشف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲شماره ۵۳
237 - 266
حوزههای تخصصی:
حقایق دینی به شرط برخورداری از یک منطق راسخ و مبانی استدلالی استوار، همواره مورد اقبال و پذیرش واقع می شود. از همین روست که قرآن کریم به مثابه آخرین وحی نامه الهی، پرسش و شبهات – مستقیم یا غیرمستقیم- پرسشگران و شبهه کنندگان را طرح و روش های منطقی مواجهه با آن را گزارش نموده است. فهم این مقوله مهم، فرع بر پذیرش جامعیت و جاودانگی قرآن، به عنوان آخرین نسخه هدایت الهی برای بشریت است. اهمیت این پژوهش ازاین روست که در عصر و روزگار فعلی، توجه به این موضوع اساسی، بار دیگر ما را به اهمیت مواجهه منطقی و مستدل، با شبهات دگراندیشان واقف می سازد. قرآن به عنوان سند جاودان سعادت انسان با شبهه مواجهه ای منطقی و خردمندانه دارد؛ و راه کارهایی را در شناخت شبهه و گونه های نظری و عملی مخالفان انبیاء به عنوان اصلی ترین جریان شبهه کننده ارائه نموده است. در گام نخست، گزارش دقیق شبهه که معطوف به دو جنبه گفتاری و عملی شبهه کنندگان است و تبیین صحیح عناصر هر گفتار و نحوه عمل مخالفان و معاندان را می توان مقدمه راه کار قرآنی به شمار آورد. در گام بعدی ارائه پاسخ های قرآن ابتدا مبتنی بر مؤلفه های فطری انسان، تحریک عقل و وجدان آن ها، و سرانجام در صورت لجاجت و استمرار دشمنی آنان، مواجهه بر اساس سنت های الهی است. برخی مفسّران عصری، همچون محمدجواد مغنیه که در تفسیر آیات قرآنی تحولات اجتماعی را به عنوان یک عامل مهم در نظر گرفته از همین روش مواجهه قرآنی با شبهات الگو گرفته و در مقام پاسخ به آن ها برآمده است. این جستار با روش توصیفی–تحلیلی به جنبه های گونه گون شبهه و آموزه های قرآنی پرداخته است. بر این مبنا ابتدا آیات ناظر بر شبهه کنندگان در قرآن مطرح و روش های مواجهه این کتاب الهی با آن ها توصیف و بررسی می شود. در پی این بررسی نمونه هایی از دیدگاه های تفسیری مغنیه در الکاشف با رویکرد شبهه شناسانه ارائه می گردد.
نقد و بررسی مقاله «بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن» از بهاءالدین خرمشاهی
حوزههای تخصصی:
در آیاتی از قرآن به فرهنگ و عقاید مردم معاصر نزول اشاره شده است. همین عامل سبب شد عده ای نظریه «تأثیر قرآن از فرهنگ زمانه» را مطرح کنند. یکی از این افراد آقای بهاء الدین خرمشاهی است. ایشان نظریه خود را در مقاله «بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن» ارائه داده است. ایشان معتقد است: قرآن هر چند با تمام الفاظش از طرف خداوند بر پیامبر(ص) نازل شده، اما برخی مواقع به جهت همراهی و مماشات با مردم عصر نزول، خداوند عالماً و عامداً عقاید آنان را بیان کرده است؛ لذا اگر در مواردی، آیاتی از قرآن مخالفِ علم و جهانِ واقع بود، نباید پنداشت که آیه ای از قرآن ابطال شده است. آقای خرمشاهی برای اثبات نظریه خود به شواهد و دلایلی از قرآن استناد کرده، از جمله: مسئله اسباب النزول، انعکاس فرهنگ جاهلیت به قصد تخطئه و اصلاح، استفاده قرآن از قالب ها و شیوه های ادبی و واژگان عصر نزول و همچنین ذکر جن، سحر و چشم زخم در قرآن. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی – تحلیلی و با گرایش انتقادی، تک تک این شواهد و دلایل با استناد به سایر آیات قرآن، تحلیل و بررسی شد. حاصل پژوهش این شد که هیچ یک از شواهدی که آقای خرمشاهی به آن استناد کرده، نمی تواند اثبات کننده این نظریه باشد که در قرآن مطلبی خرافی و خلاف علم آمده و قرآن نیز آن را پذیرفته است.
کاربست روایات سبب نزول در تفسیر روض الجنان و روح الجنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۶
197 - 220
حوزههای تخصصی:
دانش اسباب النزول به مثابه یکی از ابزارهای فهم مضامین قرآن، تأثیر مهمی در سیر تطور نگارش کتب تفسیری داشته است. یکی از موضوعات مهمی که در بازخوانی انتقادی رویکردهای معاصر به اسباب النزول ضروری به نظر می رسد، ترسیم چگونگی اهتمام مفسران در میراث فرهنگی دانش تفسیراست. تفسیر «روض الجنان و روح الجنان» ابوالفتوح رازی یکی از کتب تفسیری شیعی قرن ششم با رویکرد کلامی- اجتهادی است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به نقش روایات سبب نزول و میزان تأثیر فضای فرهنگی آن دوره در فهم آیات قرآن کریم پرداخته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عنایت و اهتمام ویژه ی ابوالفتوح رازی به روایات سبب نزول به گونه ای است که در نظر او این گونه روایات پیوند وثیقی با فرهنگ عصر نزول دارد؛ به گونه ای که برای فهم بهتر آیات قرآن کریم به روایات بسیاری اعتماد کرده و از آن در ارزیابی محتوایی یا متنی مدد گرفته است، این تا جایی است که برخی روایات سبب نزول را نیز در فهم آیات ناکارآمد دانسته و معیارهایی را برای نقد روایات اتخاذ کرده است که نوشتار حاضر بیان کارکردها و معیارهای نقادانه ابوالفتوح رازی و میزان کمی هر یک از این کاربست ها را تشریح می کند.