فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۱٬۳۴۱ مورد.
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۵
1 - 23
حوزههای تخصصی:
تولید، انباشت و بکارگیری تسلیحات کشتار جمعی، از مباحث بسیار بحث برانگیز عصر کنونی است که مشروعیت دینی و اخلاقی آن عمیقاً مورد توجه دانشمندان حوزه ادیان و اندیشمندان حوزه اخلاق قرار گرفته است. بسیاری از دانشمندان اسلامی، آیه اِعداد یعنی آیه 60 سوره انفال را دالّ بر جواز بلکه وجوب ساخت و نگهداری عموم تسلیحاتی می دانند که موجب هراس افکندن در دل دشمن و بازدارندگی نسبت به تهاجم او می شود. بنابراین ساخت و نگهداری تسلیحات کشتار جمعی نیز به حکم آیه مذکور، واجب خواهد بود. البته فقهاء، ادله ای را بر تخصیص آیه مذکور نسبت به تسلیحات کشتار جمعی ذکر می کنند که به موجب این ادله، تسلیحات کشتار جمعی، از شمول وجوب مستفاد از آیه مذکور خارج خواهند شد و به حکم این ادله خاصه، ساخت و نگهداری تسلیحات مذکور حرام است. نظر به اهمیت ملی بلکه فراملی مسأله مذکور، تحقیق پیرامون مقتضای ادله در این باره ضرورت دارد. بر پایه یافته های این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی به نگارش در آمده است با تأمل در حدیث رضوی « اِذَا جَارَ السُّلْطَانُ هانَتِ الدَّوْلَه» می توان آیه مذکور را به شکلی تفسیر نمود که اساساً شمولیت آن نسبت به تسلیحات کشتار جمعی مخدوش گردد نه اینکه اصل شمول، محرز و خروج آن نیازمند به ادله مخصِّص باشد. به دیگر بیان، تسلیحات مذکور، تخصصاً از شمول آیه مذکور خارج هستند بی آنکه نیاز به تخصیص باشد.
حضرت عیسی(ع) در گفتمان حدیثی شیخ صدوق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
19 - 36
حوزههای تخصصی:
بخش قابل توجهی از احادیث شیعه درباره ی شخصیت حضرت عیسی(ع) و تعالیم، اقوال و مناقشات پیرامون ایشان وارد شده اند. در این میان، تصویر یا انگاره ی این شخصیت الهی، در احادیث شیخ صدوق جلوه ی ویژه تری دارد و توسط روایات نقل شده از جانب او، بیش ازپیش وارد گفتمان حدیثی شیعه شده است. پژوهه ی حاضر می کوشد با روشی توصیفی تحلیلی تصویر ارائه شده از شخصیت حضرت عیسی(ع) را در ضمن احادیث نقل شده توسط عالم اخباری مکتب قم، یعنی ابن بابویه، نشان دهد و در ضمن، ارتباط و پیوند برخی از اندیشه های شیعه با حضرت عیسی(ع) را نمایان سازد. نتایج نشان می دهد که این احادیث از سویی برای شناختن هویت عیسی(ع) وارد شده اند و ازسویی دیگر در پیوند وی با مسائل و اصول مهمی همچون توحید، نبوت و امامت مطرح گشته اند؛ ازهمین رو ارتباط آن حضرت با مسئله ی وصایت، مهدویت، فترت، بشارت به آمدن پیامبر اسلام(ص)، مسئله ی غلو و پاسخ به برخی شبهات مطرح شده از جانب برخی فرقه ها و مسائل دیگر، ازجمله موضوعاتی هستند که از طرفی هویت حضرت عیسی(ع) و ازطرف دیگر هویت بخشی ایشان به برخی آموزه های شیعی را در احادیث نقل شده توسط ابن بابویه نمایان می سازد.
بازخوانی تحلیلی- انتقادی نظریه های هستی شناختی اوصاف الهی نزد اندیشمندان مسلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش درباره صفت داشتن خداوند و نسبت صفات با ذات الهی، مباحثی را در اندیشه اسلامی به وجود آورده که به «توحید صفاتی» یا «هستی شناسی اوصاف الهی» معروف است. پاسخ های اندیشمندان مسلمان با نگرش های مختلف، از همان قرن اول تاکنون، موجب طرح دیدگاه های گوناگونی شده است که به ماهیت وجودی و تکوینی صفات الهی و رابطه آنها با ذات خداوند می پردازند. در این مقاله، با بررسی آثار و گزارش های آرای اندیشمندان مسلمان، علاوه بر بازشناسی نظریه های معروف «نیابت»، «عینیت» و «زیادت»، نظریه های کمتر مطرح شده «نفی صفات»، «احوال»، «اعتبار ذهنی» ، «ترادف مفهومی» و «لا هو و لاغیره» در هستی شناسی اوصاف الهی به روش تحلیلی انتقادی مورد بررسی قرار گرفته اند و با نگاهی تطبیقی سیر تحولات این مسئله در اندیشه اسلامی ارائه شده است.
شاخص های ادب غنایی در شعر رضوی ملک الشعراء بهار و علی موسوی گرمارودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
87 - 116
حوزههای تخصصی:
شعر رضوی بخشی از شعر آیینی است و اشعاری را شامل می شود که درباره امام رضا (ع) سروده شده است. این نوع شعر، جزو ادب غنایی است و در آن عواطف و احساسات دینی و مذهبی شاعر با زبانی هنری، شاعرانه و غنایی بیان می شود. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و با هدف تبیین شاخص های غناییِ اشعار رضوی ملک الشعراء بهار و علی موسوی گرمارودی انجام شده و در پیِ پاسخگویی به چگونگی بازتاب شاخص های ادب غنایی در این اشعار است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که شاخص های محتوایی و عاطفی به صورت سوگ سرودها، اشعار مولودی، توصیف سیما و حالات و مصائب امام بازتاب یافته است. شاخص های صوری و زبانی هم به صورت استفاده از جمله های پرسشی، اظهاری و تعجبی با اغراض خاص، بهره گیری از اوزان جویباری و سنگین، تشبیه، استعاره، واج آرایی و موسیقی کلمات برای القای حسی خاص و نیز واژگان و تعبیرات غنایی، برجسته شده است.
تبیین نقش اندیشه مهدویت در جهت دادن به آرمان های نسل جوان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
65 - 84
حوزههای تخصصی:
آرمان خواهی یکی از برجسته ترین ویژگی های جوانان شمرده می شود. وجود موانع مختلف و فراهم نبودن شرایط کافی در عصر کنونی سبب شده است؛ جوانان با معیارهای آرمان های واقعی، آشنایی کافی نداشته باشند. از این رو جوان امروزی باید با معیار تشخیص آرمان های واقعی آشنا بوده و برای تحقق آنها، نقش آفرینی کند. در این نوشتار که با روش توصیفی _ تحلیلی نگاشته شده است، بر آنیم که نقش آموزه مهدویت را در جهت دهی آرمان های واقعی نسل جوان تبیین نمائیم. جوان آرمان خواه است؛ اما آرمان خواهی او باید با شکلی مناسب و جهتی درست، سرعت رسیدن جوان به قله های سعادت را تنظیم نماید. اندیشه مهدویت از بالاترین ظرفیت ها برای جهت دادن به آرمان خواهی نسل جوان برخوردار است. ظرفیتی که می تواند بذر بالاترین آرمان ها را دردل جوانان بیفشاند و این بذر را در مناسب ترین زمان ممکن و با بهترین شیوه ها رشد داده، ثمرهای بی نظیر و فراوان آن را به دیگران معرفی نماید. آرمان ها اگر در کارگاه مهدویت رنگ آمیزی شوند، در تمامی عرصه های زندگی یک جوان اثرگذار خواهند بود؛ در عرصه بینش ها، معرفت یک جوان را با جهشی بی نظیر مواجه خواهد کرد. چنان که در عرصه انگیزشی، انگیزه های لازم برای تلاش و تکاپو را به جوانان ارزانی خواهند کرد. تنها این اندیشه است که می تواند، تمامی اعمال یک جوان را در مسیر هدایت قرار داده و از هر جهت سعادت دنیا و آخرت او را تأمین و تضمین نماید. آرمان سازی مطلوب، جهت دهی مطلوب، شکل دهی صحیح، سرعت بخشی، امیدآفرینی، انگیزه سازی و رفتارآفرینی از جمله مواردی هستند که این آموزه به خوبی می تواند در آنها نقش آفرین باشد.
اربعین، استمرار تجلّی نفس قدسی امام معصوم
حوزههای تخصصی:
نفس از منظر دین و حکمای اسلامی جوهری الهی و دارای مراتبی چون نفس نباتی، حیوانی و انسانی است؛ و نفس قدسی را می توان از بالاترین مراتب نفس انسانی دانست. صاحب این نفس به دلیل رهایی از تعلقات و نیز پیراستگی از هرگونه رجس و پلیدی، به تدریج به مراتب عالی تری دست می یابد و دارای تجلیاتی در عالم هستی است. در واقع، این تجلیات نشان دهنده وساطت فیض الهی و نیز ارشاد و دستگیری بندگان خدا هستند که از جمله مسئولیت های پیشوایان معصوم و اولیای خاصه الهی به شمار می آیند. نفس قدسی به موجب خصایصی که دارد، توانایی تأثیرگذاری عمیق و منحصربه فردی در زندگی انسان ها دارد و تجلیات آن در عرصه های مختلف وجود محسوس است. این تجلیات قدسی که زمان و مکان در آن تأثیری نخواهد داشت، امروزه در رویدادی مانند زیارت اربعین به وضوح دیده می شود. این مراسم نمادی از اکمال ایمان و بندگی، تجدید عهد و پیمان با ولایت، احیای فرهنگ آزادی خواهی و قیام برای خداست. همچنین، آن می تواند به عنوان پلی برای اتصال مکتب عاشورا و مکتب ظهور تلقی شود؛ که در آن مؤمنان گرد هم می آیند و با تجدید ارتباط با اهداف والای دین، مسیر خود را در تحقق آرمان های الهی هموار می سازند. این تجلیات، به ویژه در زیارت اربعین، نشان دهنده یک حرکت جمعی و الهی در سطحی وسیع هستند.
بررسی سندی حدیث رضویِ شرح صدر و واکاوی در دلالت آن برای اثبات قاعده تسامح در ادله سنن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۵
113 - 136
حوزههای تخصصی:
یکی از عرصه های هدایت گری حضرت امام رضا (ع)، تبیین و تفسیر آیات الهی است. در میان میراث گرانبهای حدیثی برجامانده از آن پیشوای معصوم، روایتی در تفسیر آیه 125 سوره انعام وجود دارد. محدثان شیعی این خبر را در زمره اخباری با عنوان «اخبار من بَلَغ» جای داده اند و دانشورانی دیگر به این حدیث، در عرصه های اصولی استناد جسته اند. پژوهش حاضر به روش تحلیلی-توصیفی و با بهره از منابع کتابخانه ای در پی ارتباط سنجی این حدیث با قاعده ای است که با عنوان تسامح در ادله سنن شهره است. برای این منظور، ابتدا میزان اعتبار سند این حدیث کاویده شده است. در گام پسین، میزان دلالت این حدیث بر رویکرد اصولی به قاعده تسامح در احکام غیر الزامی، تبیین و نقد شده است. پس آنگاه، برداشت دانشورانی دیگر از این روایت، در رویکردی کلامی بررسی شده است. رویکرد برگزیده نوشتار آن است که حدیث پیش گفته در مقام بیان هدایت ویژه الهی بر بندگان است که پذیرای هدایت تکوینی و تشریعی بوده اند. در این حالت، هدایت الهی سبب توفیق ایشان در فهم و پذیرش آموزه های دین شده و افق فکری و سپهر عملی ایشان را می گستراند. به دیگر سخن، برداشت کلامی برخی از این حدیث، تنها یکی از مصادیق ایجاد دل آرامی و سکون نفس در هنگامه تردید به مطابقت خبر معتبر با واقع خواهد بود.
موضوع شناسی ورع برای فقه المعرفه و العقیده، فقه الاخلاق و فقه العمل بر اساس روایات
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
61 - 84
حوزههای تخصصی:
موضوع فقه، رفتار مکلفان است که علی رغم اختلاف های میان فقیهان در شمولیت این موضوع، می تواند بر اساس نظر برخی، شامل سه حوزه فقه المعرفه و العقیده، فقه الاخلاق و فقه العمل باشد. فارغ از اختلافات در اصل مسئله، ورع نیز از واژگانی است که به تناسب کاربردهای مختلف در فقه به عنوان خصلت قاضی، مجتهد و مفتی و همچنین، گستردگی معنایی در روایات می تواند در هر سه حوزه فوق مطرح شود و موضوع حکم فقهی باشد. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی درصدد پاسخ به این سؤال است که باتوجه به ارتباط واژه «ورع» با سایر واژگان در روایات، ورع موضوع کدام یک از سه حوزه فقه المعرفه و العقیده، فقه الاخلاق و فقه العمل خواهد بود؟ جامعه آماری این پژوهش شامل 346 حدیث است که با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 کدگذاری شدند. محدود دانستن ورع به محدوده فقه الاخلاق و فقه المعرفه و العقیده به دلیل وجود روایات متعدد که ورع را در زمره عمل یا مساوی با آن می دانند، صحیح نیست، بلکه ورع در محدوده فقه العمل نیز داخل است و محدود دانستن آن به باب های قضاوت، اجتهاد و تقلید و نماز در فقه العمل نیز کفایت نمی کند، بلکه ورع باید در باب عبادات فراتر از اوصاف امام جماعت نیز مطرح شود و چه بسا بتوان ورع را از اوصاف واجب همه بندگان و مکلفان اعم از مجتهد و مقلد دانست. در نهایت، ورع و واژگان مثبت همراه آن در روایات در صورتی موضوع فقه المعرفه و العقیده خواهد بود که دارای وصف معرفت شناختی باشد و اگر از مرحله شناختی خارج شد و به ظهور و بروز ظاهری در اعمال و رفتار انسان نرسید، در حوزه فقه الاخلاق وارد خواهد شد و اگر در قالب رفتار و فعل انسان عرضه شد، باید در وادی فقه العمل به دنبال حکم فقهی آن گشت.
بازشناسی تطبیقی ریشه های «تاریخ قدسی» در آموزه های امام علی (ع) و اندیشه های هانری کربن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹
307 - 328
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل مفهوم «تاریخ قدسی» پرداخته که توسط هانری کربن توسعه یافته است. مسأله اصلی تحقیق این است که کربن چگونه با آشنایی با منابع معارفی اصیل شیعی، از این معارف در شکل دهی و تقویت مفهوم تاریخ قدسی بهره برده است. فرضیه تحقیق بر این مبنا استوار است که ریشه های این مفهوم را می توان در آموزه ها و اندیشه های امام علی (ع) جست وجو کرد. هدف پژوهش، بازشناسی ریشه های تاریخ قدسی در دیدگاه های امام علی (ع)، به ویژه در خطبه نخست نهج البلاغه، است. این مطالعه با بهره گیری از روش هرمنوتیک و تحلیل تطبیقی، میزان تأثیرپذیری کربن از آموزه های امام علی (ع) در تبیین مفهوم تاریخ قدسی را بررسی می کند. یافته های تحقیق نشان می دهد که امام علی (ع) در نهج البلاغه، تاریخ را به عنوان عرصه ای زنده برای تحقق اراده الهی معرفی می کند و بر نظم الهی، مسئولیت انسان ها، و تعامل میان ساحت های مادی و معنوی تاریخ تأکید دارد. از سوی دیگر، کربن تاریخ روحانی را جریانی مستمر و فراتر از محدودیت های زمانی و مادی می داند و با تکیه بر مفاهیمی چون تخیل فعال و هرمنوتیک فلسفی، به تحلیل پیوندهای میان جهان مادی و معنوی می پردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد که درحالی که امام علی (ع) دیدگاهی جامع تر به ارتباط میان تاریخ مادی و روحانی دارد، تمرکز کربن عمدتاً بر جنبه های عرفانی و فلسفی تاریخ قدسی محدود شده است. همچنین، بررسی ها حاکی از آن است که ریشه های مفهوم تاریخ قدسی به طور مشهودی در بیانات امام علی (ع) قابل ردیابی است و این آموزه ها تأثیر بسزایی در شکل گیری اندیشه های کربن داشته اند.
انتظار مثبت و منفی در اندیشه قرآنی آیت الله خامنه ای (مدظله)
منبع:
موعودپژوهی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
9 - 28
حوزههای تخصصی:
انتظار مفهومی قرآنی است که کاربست فراوانی در روایات آخرالزمان دارد. در طول تاریخ درباره تبیین چیستی، چگونگی و چندگونگی مفهوم انتظار دیدگاه های متعددی ظهور یافته است. مقام معظم رهبری(مد ظله) از متفکرانی است که به مسئله انتظار و مهدویت نگاهی نظام مند دارد. نوشتار پیش رو با هدف بررسی ابعاد انتظار مثبت که همان انتظار حقیقی است در اندیشه مقام معظم رهبری (مدظله) باروش توصیفی-تحلیلی، خاستگاه وحیانی چنین اندیشه ای را بررسی و انتظار مثبت و منفی را برپایه نظام فکری ایشان ترسیم می کند. در ابتدا مفهوم انتظار از دیدگاه آیات و روایات و نظر امام خامنه ای (مد ظله) تبیین شده است. در ادامه انواع انتظار و مؤلفه های تأثیرگذاری انتظار مثبت در زندگی منتظران براساس نظرات ایشان بررسی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که دعابسندگی، استعجال و انتظار خنثی برداشت های منفی از انتظار است و انتظار حقیقی تنها انتظاری است که سه عنصر فکری، انگیزشی و رفتاری دارد.
بررسی جهان بعد از مرگ در سینمای ژانر وحشت از نظر ادیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۱)
255 - 271
حوزههای تخصصی:
این مقاله در جست وجوی پاسخ به این پرسش است که معیار دینی ارواح در سینمای ژانر وحشت چیست و چگونه می توان در این ژانر ارتباط معنایی مشترک با موضوع جهان پس از مرگ یافت. در طول تاریخ، بشر همواره در پی یافتن فطرت خود بوده است. گاه راه درست در پیش گرفته و گاه در راه غلط به ادیان غیر الهی تمسک جسته است. مسئله فطری ترس از مرگ و دنیای اسرارآمیز آن دست مایه خوبی برای فیلم سازان این ژانر شده است. در این مقاله با رویکرد کیفی به تحلیل فیلم های شاخص ژانر وحشت با موضوع جهان پس از مرگ پرداخته شده است. شناخت جهان پس از مرگ در ادیان بر اساس مبنای نظری ادوارد تیلور در ادیان غیر توحیدی و کتاب مقدس (انجیل) در دین مسیحیت انجام شده است. سپس به جهان پس از مرگ در سینمای ژانر وحشت پرداخته شده است. در نتیجه بررسی ها، این موضوع به دست آمد که سینمای ژانر وحشت با موضوع جهان پس از مرگ علاوه بر اشارات مستقیم دینی می تواند به طور غیر مستقیم نیز کارکردی دینی داشته باشد از آن جهت که مخاطب ماده گرای عصر جدید را به طور ناخودآگاه معطوف به فطرت خویش می کند.
ریشه شناسی نام "الله" در ادیان و سنت های قبل از اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
7 - 18
حوزههای تخصصی:
برخی از مستشرقین در قرن بیستم مدعی شدند که عنوان «الله» در قبل از اسلام نام خدای ماه اعراب بت پرست بوده و پس از اسلام به خدای یگانه و لایزال تغییر یافته و این ادعا ابزاری برای تبلیغات مبشرین مسیحی منتقد اسلام قرار گرفته است. در این تحقیق به دنبال آن هستیم که نشان دهیم آیا بین «خدای ماه» و «الله» ارتباطی وجود دارد یا نه. برای بررسی این ادعا، ابتدا استنادات باستان شناسان مورد بررسی قرار گرفت و هیچ سندی یافت نشد که نشان دهد میان «خدای ماه» و «الله» رابطه ای وجود داشته است. در مرحله ی دوم به بررسی استعمال این واژه در میان مسیحیان قبل از اسلام پرداختیم. نتایج نشان داد که مشتقات نام «الله»، در کتاب مقدس به عنوان خدای مسیحیت به کار رفته است و مسیحیان عرب زبان قبل از اسلام، خدا را با نام «الله» مورد پرستش قرار می دادند. همچنین در باور اعراب قبل از ظهور اسلام، یک خدای اصلی به نام «الله» وجود داشته است و تعداد زیادی بت هم بودند که این بتان وظایف کوچکی بر عهده داشتند؛ ولی هیچ بت یا خدای دیگری غیر از خدای قادر مطلق و خالق متعال به نام «الله» نامیده نشده است.
ناکارآمدی عقلانیت مدرن در تفکیک ذاتی و عرضی در دین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت کلامی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
159 - 176
حوزههای تخصصی:
روشنفکران دینی با تفکیک ذاتی و عرضی دین معتقدند که برای رسیدن به ذات دین باید عرضیات و مقتضیات عصر نزول را کنار گذاشت. از نظر آنها، عقلانیت مدرن یکی از مهم ترین ملاک ها برای این تفکیک است. بر اساس این ملاک، انسان عصر مدرن برای پذیرش آموزه های دینی باید آنها را با عقلانیت سکولار ارزیابی کند و هر آموزه ای را که با معیارهای عقلانیت مدرن سازگار باشد، به عنوان ذاتی دین بپذیرد و حفظ کند؛ اما اگر آموزه ای نتواند با عقلانیت مدرن همخوانی داشته باشد، به عنوان عرضی دین قلمداد شده، باید کنار گذاشته شود. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی درصدد بررسی کارآمدی عقلانیت مدرن در تفکیک ذاتی و عرضی دین است. بنابراین سؤال اساسی این است که آیا عقلانیت مدرن توان تفکیک ذاتی و عرضی در دین را دارد یا خیر؟ این پژوهش پس از تبیین ادعای روشنفکران دینی به بررسی توانایی عقل مدرن در انجام چنین تفکیکی می پردازد. مبانی و پیش فرض های دیدگاه روشنفکران دینی و نیز عقلانیت مدرن را مورد بررسی قرار می دهد. در پایان نشان داده می شود که عقلانیت مدرن به دلیل ابتنا بر مبانی و پیش فرض های نادرست، لزوم نسبیت معرفت شناختی و نیز نواقص و محدودیت های ذاتی ای که دارد، معیار مناسبی برای تفکیک ذاتی و عرضی دین نیست.
تبیین وجود رابط معلولی و پیامدهای آن در تفسیر برخی آیات توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
261 - 284
حوزههای تخصصی:
یک از مهم ترین ابتکارات صدرالمتألهین در حوزه هستی شناختی، «نظریه وجود رابط معلول» است که در ترسیم نسبت وجود خداوند با ماسوای او نقش بسزایی را ایفا می کند. مصداق حقیقی وجود و موجود بالذات، تنها خداوند است و کثرات و اشیاء امکانی با ظهور وجود خداوند، صبغه وجودی پیدا می کنند و موجودیت آن ها بالعرض بوده که به دلیل وحدت حقه حقیقیه وجود خداوند، تشکیک، صرفاً در آن ها قابل تصور است. جمع حیثیت تقییدی و تعلیلی در تشکیک خاص الخاصی از نگاه صدرالمتألهین اصطیاد می شود و با وحدت شخصی وجود سازگار خواهد بود. در این پژوهش، به روش توصیفی، تحلیلی، طبق تقریر صدرالمتألهین از نظریه وجود رابط معلول، نتیجه ای که حاصل شد این بود که هرچه مراتب وجود قوی تر و به واجب بالذات نزدیک تر باشد، آن وجود از کمالات و بساطت بیشتری برخوردار خواهد بود. این قاعده بر پایه تشکیک خاص الخاصی، عبارت است از اینکه هر کمالی اولاً و بالذات متعلق به وجود بسیط حقیقی خداوند است و ثانیاً و بالعرض به نحو شأنی در اشیاء امکانی متحقق شده است، زیرا موجود بالذات حقیقی و کمال حقیقی، منحصر در خداوند است و اشیاء امکانی، چه در وجود و چه در کمال، از ظهورات و شئونات او هستند.
بررسی آثار ارتباط زائران و مجاوران در آیین مذهبی پیاده روی دهه آخر صفر به مشهد مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
257 - 284
حوزههای تخصصی:
یکی از رایج ترین شکل های گردشگری در سراسر جهان، گردشگری مذهبی است. این تحقیق با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی آثار ارتباط زائران و مجاوران در آیین مذهبی پیاده روی به مشهد در بازه زمانی دهه آخر ماه صفر در سال1401 شمسی، بر دو شاخص کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی ساکنان می پردازد. جامعه آماری این پژوهش کلیه خبرگان در امور برنامه ریزی شهری و منطقه ای و حوزه گردشگری و خدمات زیارت در شهر مشهد است. با توجه به اینکه تجزیه و تحلیل این تحقیق به روش کیفی است، برای تعداد نمونه با روش اشباع نظری، نمونه گیری تا مرحله ای ادامه پیدا می کند که پاسخ 25 نفر از کارشناسان و خبرگان به هم نزدیک می شود. میزان ضریب توافق کندال شاخص های این تحقیق برابر با 0.864 است؛ بنابراین در هر مرحله 10 پرسش نامه محقق ساخت، توزیع و انتخاب افراد پرسش شونده بر اساس نمونه در دسترس به صورت هدفمند صورت می گیرد. با بررسی فردی و دموگرافی اعضا و با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS به دو سوال عمده تحقیق، پاسخ و سپس از طریق تحلیل(سلسله مراتبی) AHP به ضریب اهمیت هر معیار پرداخته می شود. با توجه به بررسی حاصل از میانگین شاخص ها و معیارها و سطح معناداری آزمون شاخص کیفیت زندگی و سطح معناداری آزمون شاخص سرمایه اجتماعی، می توان نتیجه گرفت که این ارتباط اجتماعی، باعث افزایش کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی ساکنان می شود. در مقوله کیفیت زندگی به ترتیب کیفیت محیط و مسکن، سلامت و بهزیستی فردی اجتماعی و همبستگی و مشارکت، دارای اولویت بالا شناخته شده اند و اشتغال و درآمد، آموزش و فرهنگ، کیفیت زیرساخت ها و تفریح و اوقات فراغت، در اولویت های بعدی است. همچنین در اولویت بندی و ضریب اهمیت مقوله سرمایه اجتماعی، اعتماد به زائران، امنیت برای تردد در شب وآگاهی از گردشگری مذهبی دارای بالاترین ضریب اهمیت بوده اند.
واکاوی اراده الهی در آیه تطهیر با نگاه تطبیقی به منابع فریقین
حوزههای تخصصی:
از سده های نخست تاکنون، ابعاد گوناگون آیه «تطهیر» همواره محل بحث دانشمندان مسلمان بوده و آثار بسیاری درباره آن به رشته تحریر درآمده است. بیشتر اهل سنت معتقدند آیه درباره همسران پیامبر (ص) و اصحاب کساء نازل شده و دعوت به کسب طهارت ازطریق التزام به اوامر و نواهی الهی است. در مقابل، شیعیان و برخی اهل سنت بر این باورند که آیه مزبور پیام آور عصمت اهل بیت بوده و در زمان نزول، مصداقی جز اصحاب کساء ندارد. این عقیده بر اموری مبتنی است که تکوینی بودن اراده الهی در آیه از آن جمله است. پرسش این است که آیا راهی برای اثبات این امر وجود دارد یا خیر؟ این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع فریقین به دنبال یافتن پاسخ مناسب به پرسش فوق بوده و یافته های آن نیز حاکی از پاسخ مثبت و تکوینی بودن قطعی اراده در آیه شریفه است.
خداشناسی قبالای موسی کوردوورو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
71 - 82
حوزههای تخصصی:
موسی کوردوورو یکی از شخصیت های اصلی در عرفان قبالای یهود و همچنین یکی از شارحان تعالیم زوهر به شمار می رود. برخی محققین قبالایی، همچون «براکا زَک» معتقدند که طرح رابطه ی «اِن سوف» و «سفیروت» و نیز نظریه «صیمصوم» که از ابداعات اسحق لوریا دانسته شده است، ریشه در آثار کوردوورو دارد. خداشناسی قبالای کوردوورو را باید آمیزه ای از فلسفه و عرفان دانست. وی در مبحث خداشناسی، از توحید صرف و تنزیهی تبعیت می کند؛ بااین حال در برخی آثارش نظیر «شیعور قوما» و «درخت نخل دبوره»، از استعاراتی در توصیف صفات الهی استفاده کرده است که امکان دارد خواننده را دچار سرگردانی کند؛ اما در حقیقت این توصیفات به صفات فعلی الهی برمی گردد که از خداوند به صورت ده سفیروت متجلی شده اند. خداشناسی کوردوورو در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به آثار وی مورد بررسی قرار گرفته شده است. همچنین به ارتباط میان نظریات وی در باب خداشناسی، همچون نظریه ی «پاننتئیسم» (خدافراگیردانی)، «ان سوف و سفیروت» و نظریه ی «تقلید از خداوند» اشاره شده است.
دلالت سنجی آیه «جاء الحق» بر عقیده مهدویّت و تحلیل دیدگاه مفسّران(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۳
186 - 208
حوزههای تخصصی:
اعتقاد مذهب امامیّه به ظهور منجی در آخرالزمان و مصداق خاصّ آن امام زمان در طول عقیده به امامت مستند به دلائل محکم عقلی و نقلی است. این پژوهش با روش تفسیری جامع درپی بررسی امکان استدلال به آیه شریفهGوَ قُلْ جاءَ الْحَقُ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاًF بر اصل عقیده مهدویّت و مصداق خاصّ آن است. مهم ترین نتایج و نوآوری های این پژوهش چنین است: 1. آیه جاء الحق با بیان سنّت الهی به پا داشتن حق و محو باطل، یک مصداق مهم این سنّت یعنی اصل عقیده مهدویّت و مصداق خاصّ آن را اثبات می کند؛ 2. بسیاری از مفسّران با تضییق بدون دلیل معنای محدودتری از معنای عامّ آیه را مطرح نموده اند؛ 3. در تفسیر برون متنی روایت کلینی که آیه شریفه را بر قیام امام زمان؟ع؟ تطبیق نموده است، با پذیرش نظریه تعویض سند، این روایت معتبر و آیه جاء الحقّ با تفسیر برون متنی دلیل بر مصداق خاص مهدویّت خواهد بود؛ 4. روایات حکّ بودن آیه جاء الحقّ بر بدن مطهّر امام زمان؟ع؟ هم به جهت استفاضه در نقل، این آیه شریفه را با تفسیر برون متنی دلیل بر مصداق خاصّ مهدویّت قرار می دهد.
بررسی تطبیقی کیفیت بقاء نفوس متوسطین از نظر صدرالمتالهین و ابن سینا
منبع:
آموزه های نوین کلامی دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵
41 - 57
حوزههای تخصصی:
ابن سینا نفوس انسان را به چند دسته تقسیم می کند و بسته به اینکه هر نفس در چه مرتبه ای قرار گرفته است، کیفیت جداگانه ای برای بقای او ترسیم می نماید. در واقع، وی مواضعی را تحت تأثیر عدم اعتقادش به تجرّد قوّه خیال و عالم برزخ بیان می کند که مورد انتقاد صدرالمتألهین قرار می گیرد. ملاصدرا بقای نفوس را ناشی از التفات ذاتی نفس در جریان حرکت جِبِلی خویش به سمت مبادی عالی می داند. طرح مسئله بقای نفوس متوسطین در حکمت متعالیه به تبیین معاد جسمانی منجر می شود. ملاصدرا در این باره توانسته است به نحو سازگار با اصول دیگر فلسفه خویش به تبیین و حل مسئله بپردازد. اگرچه برخی ایرادها در طرح مباحث به شیوه بیان ملاصدرا وارد است، اما به طور کلی نقدهای که به ملاصدرا ایراد می گردد، به دلیل خلط میان مفاهیم، عدم درک درست برخی اصول موضوعه، عدم توجه به همه مطالب ارائه شده در آثار ملاصدرا و عدم توجه به شروح معتبر در این خصوص می باشد.
سبک شناسی صدوق در کتاب «کمال الدین»
منبع:
جامعه مهدوی سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
91 - 116
حوزههای تخصصی:
راهیابی به اندیشه نگارنده یک اثر، از راه های گوناگونی چون شناخت سبک نویسنده ممکن می شود. سبک شناسی شیوهٔ کاربرد زبان در یک بافت معیّن به وسیله شخص معیّن و برای هدفی مشخّص است و کاربست این روش در بررسی آثار پیشینی در عرصه مهدویت، داده های نوینی در اختیار پژوهشگران این حوزه قرار می دهد. شیخ صدوق را باید یکی از غیبت نویسان سرآمد در سده چهارم قمری دانست که با کتاب کمال الدین و تمام النعمه، روشی نوین در طرح مباحث مهدویت درانداخته است. سبک شناسی شیخ صدوق در کتاب کمال الدین با آگاهی از حوزه مباحث واژگانی و معنایی، ساختار متن، مباحث مرتبط با بن مایه متن و روش شناسی بدست می آید. مقالهٔ حاضر با توصیف و تحلیل داده های کتاب کمال الدین شیخ صدوق درصدد شناخت سبک وی برآمده است. شیخ بر خلاف دانشیان پیش از خود چون صفّار و کلینی، «خلیفه» را به عنوان واژگان کلیدی و به تکرار زیاد بکار می برد. کندوکاو در سبک صدوق نشان از آن دارد که ایشان در نظریه های کلامی خویش، «خلیفه» را نمایان گر ماهیت اصلی امامت می داند و پایداری نظام هستی را در گرو وجود خلیفه می داند؛ همچنین بازشناسی این واژه را مدخل مناسبی برای پیوند با مسائل غیبت می یابد. واژه «غیبت» نیز در سراسر کتاب در معنای پنهان بودن و در برابر «عدم» دنبال می شود. افزون بر آن در مسائل مرتبط با مهدویت از همانندیابی امام مهدی(عج)با انبیای گذشته بهره می برد و بخش روایات کمال الدین با تئوری های کلامی اثر، سازگار است.