فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۱۱٬۳۴۱ مورد.
منبع:
معرفت کلامی سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۳۱)
140 - 125
حوزههای تخصصی:
از منظر سروش، وحی از سنخ رؤیا و در نتیجه جزو پایین ترین مراتب تجربه های دینی است. در واقع وحی رؤیایی محصول ذهن و ضمیر خلاّق و کشّاف رسول اکرم(ص) است و ایشان در زمینه وحی نقش فاعلیت و کاشفیت را ایفا می کند. بنابراین پیامبر(ص) نه تابع خداوند، بلکه تابع کشف خویش است. در نتیجه، یگانه مؤلف قرآن حضرت محمد(ص) و رؤیای اوست. سروش دیدگاه «رؤیای رسولانه» را دارای پیشینه ای تاریخی می داند و معتقد است: برخی اندیشمندان بزرگ اسلامی از مبدعان این نظریه هستند. ایشان با ذکر برخی از عبارات اهل معرفت، آن را ناظر به محوریت پیامبر(ص) در فرایند وحی و نقش فاعلی ایشان در تولید و شکل گیری قرآن می داند. این مقاله با روش «توصیفی تحلیلی» به نقد دیدگاه سروش در باب رؤیاهای رسولانه پرداخته و با بررسی عبارات مذکور در کتب اهل معرفت، پرده از تفسیرهای ناروا و مغالطات آشکار سروش برداشته است. برخلاف برداشت های سروش، از منظر عرفا، نه تنها معانی، بلکه حروف، الفاظ، ترکیب کلمات، نظم آیات و هر آنچه «قرآن» نامیده می شود، نازل شده از سوی خداست، نه ثمره نفس نبی، و این افراد به صراحت وحی را از جانب خدا و مربوط به فضای بیداری می دانند.
ارزیابی مقایسه ای میزان دلیلیت برهان نظم از دیدگاه شهید صدر و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال بیستم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۷)
287 - 298
حوزههای تخصصی:
برهان نظم، با تقریرهای متفاوت و از مناظر مختلف، مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. متفکران اسلامی درباره ارزش این برهان بر اثبات وجود خداوند اختلاف نظر دارند. برخی فلاسفه بر این باورند که استدلال های مبتنی بر نظم ارزش برهانی ندارند و از استحکام کافی برای اثبات و شناخت خداوند برخوردار نیستند. در مقابل، گروهی از متکلمان از این برهان دفاع و بر امتیازهای ویژه آن تأکید کرده اند. این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی و انتقادی بر آن است که میزان دلیلیت برهان نظم به منزله عمومی ترین راه خداشناسی را از دیدگاه دو اندیشمند معاصر، آیت الله مرتضی مطهری و آیت الله سید محمدباقر صدر، ارزیابی کند تا بدین وسیله امکان اثبات و شناخت خداوند با تقریرهایی از برهان نظم، که بیشترین میزان اتقان را دارند، فراهم شود. نتیجه آنکه، تقریر شهید صدر از برهان نظم مبتنی بر نظریه «منطق ذاتی» است که وی در معرفت شناسی اتخاذ کرده است و با توجه به اشکال هایی که تقریرهای دیگر برهان نظم، از جمله تقریر مبتنی بر «منطق عقلی»، با آن مواجه اند به نظر می رسد راهی که شهید صدر پیشنهاد داده بهترین راهی است که برای اعتبار بخشیدن به برهان نظم به منزله یک برهان دقیق فلسفی وجود دارد.
مقایسه تحلیلی بسترشناسانه و انگیزه شناختی مهدویت نگاری نعمانی و شیخ طوسی در کتاب الغیبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۰
203 - 224
حوزههای تخصصی:
جناب نعمانی و شیخ طوسی از مهدویت نگاران متقدم شیعی، هردو، اثری به نام الغیبه از خود به جای گذاشته اند. با هدف آشنایی روش مند با منابع در زمینه مهدویت و تسهیل در امر مهدویت پژوهی، به روش توصیفی _ تحلیلی، این دو کتاب ایشان، با محوریت دو عامل زمان و انگیزه، بررسی ساختارشناسانه، محتواشناختی و روش شناختی گردید؛ تا ضمن به دست آوردن افتراقات و اشتراکات، نوع نگاه ایشان در پردازش به آموزه های مهدویتی تبیین گردد. در این مقایسه، برخی نقطه تفاوت های دو کتاب از حیث میزان و نوع پرداختن به مواردی مانند مسئله ولادت، ردّ فرقه های مدعی مهدویت و... مورد تحلیل قرار گرفت. بررسی انجام شده به دست داد که نعمانی به شیوه نقلی و با بیان خطابی و احساسی؛ و شیخ طوسی با روش عقلی _ نقلی آموزه های مهدویتی را طرح کرده اند. اما عواملی چون بستر زمان و اقتضائات آن، نیازها و ضروریات وقت، انگیزه و رویکرد نقلی و دغدغه ایمانی نعمانی و رویکرد عقلی و دغدغه کلامی طوسی در میزان، گزینش، پردازش و نحوه ورود ایشان به این آموزه ها تأثیر داشته است.
سیمای امیرالمؤمنین علیه السلام در الفهرست محمد بن اسحاق الندیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امیرالمؤمنین علی(ع) هم به عنوان وصی و جانشین بلافصل رسول خدا(ص) و هم به مثابه خلیفه چهارم مسلمانان، جایگاه بسیار بلندی در اسلام و میراث مسلمانان دارد. ازاین رو سیمای ایشان از ابعاد گوناگون در آثار و تألیفات مسلمانان در طول تاریخ بازتاب یافته و مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از آثاری که با این رویکرد می تواند مورد توجه قرار گیرد، کتاب ارزشمند الفهرست، زیست کتابشناسی کهن اواخر قرن چهارم تألیف محمد بن اسحاق ندیم است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به داده های این اثر در ارتباط با علی(ع) پرداخته است. بررسی ها نشان می دهد ندیم که به مناسبت های مختلف از آن حضرت در الفهرست یاد کرده است از یک سو به معرفی مصحف علی(ع) و آثار علوی از قبیل سخنان، فضائل، وقایع زندگی و مقتل حضرت پرداخته و از دیگر سو به شیعیان و مخالفان ایشان اشاره کرده است. در این میان الفاظ وعباراتی که در یادکرد از آن حضرت به کار رفته نیز قابل توجه است و بررسی آن بر اساس کهن ترین نسخه کتاب انجام گرفته است که از روی نسخه ای به خط ندیم نگاشته شده است. یافته ها حاکی از آن است که سیمای علی(ع) در الفهرست در قالب شخص مقدس، مؤلف، مبدع علم نحو، موضوع تالیفات، معجزه پیامبر(ص) و محور گرایش ها بازتاب یافته است.
بررسی تحلیلی علم الهی به مخلوقات از دیدگاه سهروردی و آکویناس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
27 - 52
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر بر آن است تا دیدگاه سهروردی به عنوان نماینده سنت افلاطونی و آکویناس به عنوان نماینده سنت ارسطویی را در باب علم الهی به مخلوقات مورد بررسی و تحلیل قرار داده و نقاط اشتراک و افتراق آن ها را بیان کند؛ یافته های پژوهش چنین است که در مورد ارتباط صفات الهی با ذات، سهروردی و آکویناس معتقد به عینیت هستند. در مورد علم الهی به مخلوقات هر دو فیلسوف علم خدای متعال را اثبات می کنند، اما سهروردی به علم الهی نسبت به ماسوی در پیش از خلقت اشاره ای نمی کند و آکویناس نیز تفاوتی میان قبل از خلقت و بعد از خلقت مخلوقات قائل نیست. سهروردی در مورد علم خدای متعال به شرور بحث قابل ذکری ندارد، بلکه بیشتر در مورد جایگاه شر در نظام هستی و ارتباط آن با خیر بودن نظام بحث می کند، لیکن آکویناس بیشتر در مورد چگونگی علم الهی به شرور بحث می کند و معتقد است که خدای متعال به شرور به تبع نظام هستی علم دارد. درباره علم الهی به متغیرات نیز هیچ کدام از دو فیلسوف قائل به تغییر در ذات الهی نمی شوند.
بررسی تطبیقی مسئله ی شر از دیدگاه سی اس لوئیس و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۸۹
113 - 133
حوزههای تخصصی:
سی اس لوئیس و شهید مطهری دو متفکر موحدی هستند که تلاش کرده اند تا راه حلی برای مسئله شر ارائه دهند. سی اس لوئیس یکی از مدافعان مسیحیت، تلاش کرده با اصلاح معنای مفاهیمی همچون قدرت مطلق، خیرخواه مطلق و سعادت بشری معضل مسئله شر را حل نماید. او همچنین با ارائه ی تئودیسه بلندگو که مبتنی بر فواید تربیتی شرور است، وجود شرور را توجیه می کند. لوئیس راه حل عملی را نیز برای مسئله شر مطرح می کند. استاد مطهری نیز با تحلیل ماهیتی شرور و عدمی و نسبی دانستن آن همچنین توجیه شرور با استفاده از فواید تربیتی شرور، ایرادات وارده بر عدل الهی را رد می کند. او همچنین شرور را لاینفک از ساختار جهان می داند. یافته های تحقیق نشان می دهد که نظریه لوئیس به صورت کلی برمبنای آموزه هبوط است که باعث اشکالات اساسی در نظریه او می شود از این رو پاسخ استاد مطهری موفق تر است.
مواجهه با فساد سازمان یافته اقتصادی در سیره حکومتی امیرمؤمنان(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختار نظام اداری در نظام سیاسی هر جامعه ای در مواجهه و بازدارندگی از فساد اداری نقش بسزایی دارد. این مقاله با رویکرد سیره حکومتی امیر مؤمنان(ع) و با هدف کشف و وصف چگونگی مواجهه آن حضرت با فساد سازمان یافته اداری با استفاده از روش مطالعات اسنادی و تحلیلی بهره گرفته شده است. موضوع فساد اقتصادی سازمان یافته از مسائل مهم و بحث برانگیز مکاتب اقتصادی است. امیرمؤمنان(ع) بعد از سیطره بر حکومت با دوگونه از مفاسد اقتصادی روبرو شدند؛ فساد اقتصادی «سازمان یافته و فساد اداری غیرسازمان یافته» که فساد اداری سازمان یافته به مراتب خطرناک تر، پیچیده، دشوار و همراه با تبعات سنگین بر جامعه اسلامی می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که امیر مؤمنان(ع) با تغییر در ساختار نظام بیت المال و اصلاح شیوه تقسیم بیت المال و مواجهه با تضاد طبقاتی و فساد سیستماتیک توانست فساد سازمان یافته را از نظام سیاسی خود ریشه کن کند. نخستین اقدام آن حضرت ایجاد برنامه ای جامع در مواجهه با فساد اقتصادی، گونه شناسی فساد اقتصادی سپس ریشه کنی آن بوده است.
تأملاتی در باب سخن منسوب به امیرالمؤمنین (علیه السلام): «وجوده اثباته»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در یکی از خطبه های توحیدی که از امیرالمؤمنین در میراث روایی ضبط شده، در ضمن توصیف حق تعالی، تعبیر «وجوده اثباته» به چشم می خورد. این عبارت از جهت معنایی چندان سهل الوصول به نظر نمی آید و برای راهیابی به معنای صحیحی از آن، علاوه بر تأمل و دقت در واژگان به کار رفته در آن و لحاظ آنها در بافت جملات خطبه، تجمیع تعبیرات مشابه در میراث عترت طاهره در کنار ملاحظات عقلی ضروری به نظر می رسد. با لحاظ دو معنای «هستی» و «یافتن» برای وجود، تفاسیر متعددی برای بیان امام قابل ارائه است که برخی از آنها را اندیشمندان شیعه، تفسیری صحیح از سخن امام تلقی کرده اند. در این نوشتار، دوازده تفسیر که می توانند قابل اعتنا باشند، تقریر و بررسی گردیده اند و در نهایت، «بداهت تصدیقی خداوند» و «برهان وجودی» به مثابه دو تفسیر از سخن امام بر سایر تفاسیر رحجان داده شده اند. در این میان، به نظر می رسد که تفسیر بیان امام به «بداهت تصدیقی خداوند» بر «برهان وجودی» ترجیح دارد.
تحلیل و نقد فقه الحدیثی حدیث موسوم به«ما اشکل» مورد استناد جریان احمد اسماعیل بصری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۷
69 - 94
حوزههای تخصصی:
مُتِمَهْدیان افرادی هستند که به دروغ خود را به جای امام دوازدهم در بین عموم جامعه معرفی می کنند. احمد اسماعیل بصری از جمله مُتِمَهْدیانی است که در سال های اخیر گام در این عرصه گذاشته و با دادن وعده هایی به مردم تمام تلاش خود را در انحراف آنها از مذهب تشیع به کار بسته است. احمد اسماعیل بصری و انصارش با استفاده از روایات معصومان؟عهم؟ در راستای اهداف خود سعی بر این داشته اند که برای خود وجهه قابل قبولی درست کنند. پژوهش حاضر به دلیل اهمیت موضوع مهدویت و شناسایی مدعیان این عرصه سعی دارد تا به بررسی یکی از روایات مورد استناد آنها موسوم به «مااشکل» بپردازد. آنها با توجه به این حدیث ادعا دارند که منظور از عهدنبی الله، سلاح و پرچم به ترتیب وصیت، علم و دعوت به حاکمیت الله می باشد. تحقیق حاضر به روش کتابخانه ای و ساختار و محتوای توصیفی _ تحلیلی با بهره گیری از قواعد فقه الحدیث به بررسی روایت«مااشکل» پرداخته است و مشخص گردید مواردی همچون تقطیع نادرست حدیث، تأویل های نادرست، عدم تشکیل خانواده حدیث، فهم نادرست از تعابیر روایت، عدم توجه به سیاق روایت و عدم توجه به منابع دیگر روایت از جمله مهم ترین ایرادات فقه الحدیثی روایت مذکور است. هم چنین با بررسی رجالی مشخص گردید حدیث تفسیر عیاشی معلق، حدیث کتاب الغیبه دارای دو طریق صحیح و سه طریق ضعیف می باشد.
درون مایه های مشترک در سوره «لقمان» و کتاب «امثال سلیمان»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۶)
71 - 88
حوزههای تخصصی:
درخصوص هویت حقیقی لقمان بحث های مختلفی در درازنای تاریخ شکل گرفته که ازجمله آنها ارتباط لقمان و حکمت های وی با اهل کتاب و یا آموزه های آنان است. در سوره لقمان مصادیق حکمت به طور مستقیم بیان شده و در سنت یهودی نیز کتاب امثال نماد حکمت در عهد قدیم است. در نگاه یهودیان حضرت سلیمان و در نظر مسلمانان لقمان دو چهره شاخص افراد حکیم و پارسا به شمار می روند. گزارش های تفسیری و تاریخی قابل توجهی درخصوص فراوانی حکمت های لقمان در عرف و ادب و فرهنگ اهل کتاب وجود دارد که هرکدام در جایگاه خود قابل بررسی است. این پژوهش با هدف رسیدن به آموزه های مشترک ادیان ابراهیمی بر آن است تا درون مایه های مشترک در بخشی از دو کتاب آسمانی یعنی سوره لقمان در قرآن و کتاب امثال در تورات را در دو سنت اسلامی و یهودی در حد توان بررسی کند. روش جمع آوری مطالب به صورت کتابخانه ای بوده و روش پردازش آنها تطبیقی است. براساس بررسی های تطبیقی صورت گرفته در این جستار، جز آنکه در این دو اثر، شباهت های مضمونی دیده می شود، همسویی درخداشناسی و فرجام شناسی و حکمت به چشم می خورد، ولی شگفتا همانندی های بسیار در جملات و عبارات نیز یافت می شود. این اشتراکات مضمونی فی الجمله می تواند از جنبه متنی و نه رجالی احتمالاتی را درخصوص هویت حقیقی لقمان تأیید کند.
نقد بداعت بابیت و بهائیت بر پایه شواهد الگوگیری از فرقه های پیشین(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۸
51 - 84
حوزههای تخصصی:
بابیت و بهائیت از جریان های متمهدی و متنبی معاصر هستند که بر پایه ادعای امی بودنِ سران شان و نیازمندی ادیان به مطابقت با زمان، در گفتار و نوشتار و تبلیغات خود از بداعت و بی مانندی در ادعا، آموزه ها و احکام شان سخن می گویند و با این حربه در پی عوام فریبی و ناکارآمدنمایی ادیان الهی هستند تا با نفی اسلام و ادیان پیشین، حقانیت خود را به مخاطبان شان تلقین کنند. این نوشتار بر پایه روش پژوهش توصیفی _ تحلیلی ضمن تبیین ادعاهای بابیت و بهائیت در موضوع بداعت و نوآوری، از شواهد تاریخی، ادبی، کلامی، فقهی، روشی و ساختاری ای پرده برمی دارد که بر الگوگیری این دو جریان از فرق پیشین دلالت دارند. براساس تعالیم حسین علی نوری، وجود این تناقض به تنهایی بر نفی نبوت، رسالت و الهی بودن سران بابیت و بهائیت و بطلان ادعاهای شان کفایت می کند.
تبیین قرآنی پیوستگی ثقلین و شب قدر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۶
51 - 70
حوزههای تخصصی:
از آیات سوره قدر و دلایل عقلی و نقلی دیگر به روشنی دانسته می شود که شب قدر منحصر به سال خاصی نیست و در هرسال شبی وجود دارد که از هزار ماه برتر است . آن شب فرشتگان به همراه روح به زمین فرود می آیند و مقدّرات معیّن شده از سوی خدا را تا شب قدر سال آینده به زمین می آورند. از طرف دیگر، از تفسیر آیات این سوره استنباط می شود که فرشتگان در شب قدر مقدّرات را به نزد «حجّت الهی» می آورند و بر حضور مبارکش عرضه می کنند؛ این حقیقت با تصریح فعل مضارع «تَنَزَّلُ» دلالت بر تجدید و استمرار داشته و نزول ملائکه و روح را همه ساله تا قیامت اثبات می نماید. هدف پژوهشی مقاله آن است که به روش استدلالی با اتکاء به تفاسیر دینی ،به تبیین این مسئله بپردازد که منزلگاه فرشتگان آستان مبارک ائمّه اطهارعلیهم السّلام و آخرین ایشان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. سوره مبارکه قدر بهترین دلیل برای اثبات امامت و حقانیت تشیع است و در عصر حاضر «امام زمان»(عجل الله تعالی فرجه الشریف) همان کسی است که فرشتگان به محضرش شرفیاب می شوند تا مقدّرات الهی به دست ایشان امضا گردد.
گونه شناسی عوامل تکفیر در آثار عالمان اهل سنت و وهابیت بر اساس خاستگاه کلامی و فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۹
271 - 298
حوزههای تخصصی:
اصلی ترین معیار مذاهب اسلامی برای تکفیر، انکار ضروری دین است که به عنوان تکفیر صحیح شناخته می شود. در نقطه مقابل، تکفیر نادرست وجود دارد که هیچ یک از ضروریات دین، انکار نشده است، اما به جهت جهل به مذهب خود یا مذهب طرف مقابل و یا جعل مبنای غیراسلامی، اموری که کفر محسوب نمی شود، به عنوان کفر قلمداد گشته است. مهم ترین عناوین تکفیر نادرست را می توان دوازده مورد دانست که به دو قسم مطابق با مبنا و غیر مطابق با مبنا تقسیم می شود. تکفیرهای غیر مطابق با مبنا عبارت اند از: انکار خلافت خلفا، ارتداد و سبّ صحابه، قذف عایشه، تحریف قرآن، غلو در حق اهل بیت(ع)، علم غیب و عصمت ائمه(ع)، خائن انگاری فرشته وحی، بداء و رجعت. این عوامل، از مواردی هستند که تکفیر بر اساس آن، با مبنای اهل سنت سازگار نیست. بنابراین با معرفت افزایی و تعامل سازنده میان مذاهب اسلامی، امکان رفع این تکفیرها وجود دارد، اما تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به جرم عبادت غیر خدا، مطابق مبنای آنان در شرک انگاری توحید مسلمانان است و راهی برای اصلاح آن جز دست شستن از مبانی این فرقه وجود ندارد. بر پایه این تقسیم، می توان وهابیت را فرقه تکفیری دانست که تکفیر مسلمانان، جزو مبانی اعتقادی آنان است.
اصل دلیل کافی ضعیف، تلاش نا فرجام گیل و پراس
منبع:
کلام و ادیان سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹)
53 - 90
حوزههای تخصصی:
براهین کیهان شناختی با تمرکز بر جهان مادی، به دنبال اثبات موجودی هستند که وجود جهان را به آن نسبت دهند. «برهان مبتنی بر امکان» یکی از این براهین است که از اصل علیت به عنوان یک اصل بدیهی استفاده می کند. در قرن 17، لایبنیتس اصل دلیل کافی را به جای علیت معرفی کرد که بیان می کند هر پدیده ای ضرورتاً دلیلی دارد. گیل و پراس نسخه ضعیف تری از این اصل ارائه کردند که وجه امکان را جایگزین وجه ضرورت می کند. این برهان جدید، حقیقتی ممکن را که بازگوکننده وجودی ضروری است، نتیجه می گیرد. با این حال، این برهان اطلاعات زیادی درباره خصوصیات آن موجود ضروری نمی دهد. گیل و پراس برهان خود را با استفاده از مفهوم «جهان های محتمل» و سیستم منطقی S5 تبیین می کنند. انتقادهای زیادی به این برهان وارد شده که بیشتر به لوازم ناپذیرفتنی آن اشاره دارند. گیل و پراس نیز به این انتقادات پاسخ داده اند. به نظر می رسد که هر دو طرف بیشتر به لوازم سخن خود توجه دارند تا به براهین مخالفین. در نهایت، گیل و پراس با برهانی نادرست به نتیجه ای رسیده اند که می توان از آن دفاع منطقی کرد و تصویری شهودی از آن ارائه داد؛ یعنی حقیقتی ممکن که گزارشگر یک موجود ضروری مختار است، مانند فعل خداوند در خلقت که دلیل وجود جهان است.
تلقی خلافت الهی از امامت در میان شیعیان دوران نخست
منبع:
کلام اهل بیت سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
80 - 101
حوزههای تخصصی:
کشف تلقّی شیعیان از مسئله امامت در دوران نخستین، اندیشه امامتی ایشان را آشکار می سازد. باور ایشان به خلافت الهی به عنوان مهم ترین اصل امامت شیعه به تصویر کشیده شد. ابتدا اعتقاد به مفهوم عصمت با کلمات و واژگان متفاوتی در شرایط سیاسی - اجتماعی و در رویارویی با اندیشه های مقابل، سپس باور به نص و نصب الهی با شکل گیری عنوان اختصاصی «وصی» برای امام، همچنین علم ویژه و گستره علم امام به همراه باور به جایگاه معنوی خاص برای ایشان، از ارکان تلّقی امامتی شیعه در آن دوران بوده است. تثبیت باورهای اصیل امامتی تشیع به عنوان نقدی بر نظریه تطور و تکامل شیعه در دوران نخست، ضرورت توجه به تلقّی شیعیان از امامت در آن دوران را ایجاد کرد. در نتیجه این پژوهش با روش تاریخی - تحلیلی، برای تشریح و تبیین چنین هدفی نوشته شده است.
روش شناسی شیخ مفید در پاسخ به شبهات مهدویت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۸
27 - 50
حوزههای تخصصی:
مسئله مهدویت افزون بر آن که توجه همه ادیان آسمانی را به خود معطوف ساخته و هر دینی نسبت به آن بی تفاوت نبوده است، در میان فِرَق اسلامی از برجسته ترین اندیشه ها بوده که همواره مورد انتقادات منتقدین قرار گرفته است. از دوران غیبت صغری حضرت حجت؟عج؟ به این سو، امت مسلمه در فراروی امتحان بزرگی قرار گرفتند، برخی در میان همه تلاطم ها به اعتقادشان نسبت به امامت، مهدویت و حیات حضرت مهدی؟عج؟ استوار باقی ماندند، و عده ای این باور را مورد انتقاد قرار داده ایراداتی را در این راستا مطرح کردند. این مسئله باعث شد که اندیشمندانی چون شیخ مفید در پاسخ از این اشکالات، با استفاده از روش استدلال های عقلی و نقلی و بعضاً آمیخته از هردو و با کمک از دانش های رجال و اصول بر دفاع از مکتب اهل بیت؟عهم؟ به ویژه مسئله مهدویت بپردازد، در این تحقیق نیز سعی شده است به روش توصیفی _ تحلیلی، روش شناسی شیخ مفید در پاسخ از شبهات مهدویت مورد بررسی قرار گیرد. بررسی روش شیخ در پاسخگویی از شبهات مهدویت افزون بر این که در نهادینه نمودن تعمیق تحقیق در مسئله مهدویت مؤثر است، الگوهای مناسبی را برای اندیشمندان حاضر نسبت به ایرادات منتقدان پیشکش می نماید.
سنجش تأثیر نظری رویکرد اخباری گری بر خوانش های آسیب زا از آموزه مهدویت در اندیشه شیعی معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۷
27 - 50
حوزههای تخصصی:
در نگاه عالمان اخباری، روایات اهل بیت؟عهم؟ تنها منبع معتبر در معرفت دینی به شمار می رود. نگرش اخباری هرچند امروزه به عنوان مکتبی زنده در منظومه معرفت دینی حضور ندارد، ولی رسوبات فکری آن هنوز در استنباطات فقهی، رهیافت های تفسیری، مباحث اخلاقی و مسائل کلامی، به ویژه مهدویت به چشم می خورد. به جهت بهره مندی از تمام ظرفیت و اهداف بلند این آموزه و دور ماندن از آسیب های این نگرش و جلوگیری از تبدیل شدن مهدویت به یک گفتمان ایستا و خنثی، شناخت تأثیرات نظری این رویکرد بر اندیشه شیعی معاصر در این حوزه ضرورت دارد. رویکرد اخباری سبب شده این عالمان دینی نگاهی قشری، جزیره ای و به دور از عقلانیت به معارف مهدوی داشته، به نقش اراده انسانی در رخدادهای اجتماعی اعتنا نکنند، به مشروعیت تشکیل حکومت در دوران غیبت به دیده تردید بنگرند، تلقی جامع به آموزه انتظار نداشته و صرفاً تفسیری فردگرایانه، نجات بخش، احساسی و به دور از نگاه تمدنی به این گفتمان ارائه دهند و با معرفت بخش دانستن خواب، به تطبیق گرایی روی آورند. این پژوهش از نظر روش اجرای تحقیق، توصیفی _ تبیینی و با رویکرد انتقادی خواهد بود.
معنای تبرک و شیوه های تقدس بخشی اشیا در بین زائران حرم امام رضا (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۴
1 - 28
حوزههای تخصصی:
سوغات وجوه مادی و ذهنی دارد که لایه های معانی منتسب به آن برساختی اجتماعی است. پرواضح است که سوغات با توجه به تفسیری که زائر از نظر کاربرد، معانی و خاطراتی که یادآوری می کند، متفاوت است. این پژوهش درصدد بررسی معنای سوغات متبرک، چگونگی تقدس بخشی، شیوه های استفاده و نگهداری از آن توسط زائران است. این پژوهش با رویکرد روشی کیفی تفسیری و به روش تحلیل مضمون انجام شد که بر اساس آن داده های مصاحبه ها مقوله بندی و تلخیص گردید. در این پژوهش با 19 زائر زن در تابستان سال 1401 مصاحبه شد. یافته های پژوهش نشان داده است که زائران عمدتا سه گونه تبرکی (اشیای ذاتا متبرک، سوغات خریداری شده و متعلقات زائر در حین زیارت) را به عنوان ره توشه سفر زیارتی می برند. انگیزه زائران از بردن تبرکی در قالب حفظ شرایط فعلی، تغییر وضعیت مسئله مند و ثبت خاطره برای خود و دیگران طبقه بندی شده است. در ادراک زائران از تبرک دو معنای اصلی نهفته است: هدیه (ای از سوی فردی خاص و مورد علاقه) و یادگاری (نمادی از سفر زیارتی و امام). سوغات متبرک به عنوان واسط تسری فیض و رحمت خداوند ادراک شده است. طیف متفاوتی بین زائران بر حسب تجربه بردن تبرکی مشاهده شد. وجه ماندگاری و وجه کاربردی آن، از ویژگی های مهم تبرکی نزد زائران بوده است. اگر محل دفن امام در مکان مقدس را کانون تسری تقدس و تبرک بخشی تعریف کنیم، از نگاه زائر این تقدس و برکت از ضریح محل دفن امام (ع)، کل حرم، اطراف آن و تا شهر زیارتی امتداد می یابد. لذا شیوه های متبرک سازی از کانون تا امتداد آن در کل شهر زیارتی متفاوت است. از نظر زائران تبرکی ها برای لحظه های بحرانی مانند بیماری یا مناسک گذار زندگی مثل تولد، ازدواج، ورود به مدرسه و دانشگاه و حتی مرگ تاثیر گذارند. تکینه سازی، ترکیب تبرکی با اشیای نامقدس و مصرف تدریجی از شیوه های نگهداری اشیا متبرک توسط زائران بوده است.
بررسی سیره متشرعه از منظر شهید صدر (ره) و مرحوم حکیم(ره)
منبع:
مطالعات دین پژوهی سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۴
69 - 80
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل بسیار مهم که در علم اصول فقه مطرح شده وکاربرد فراوانی در استنباط احکام دارد و مورد استناد فقهاء در علم فقه قرار گرفته است، بحث سیره است که البته سیره دارای اقسامی است که یک قسم آن سیره متشرعه است، سیره متشرعه در کتب فقهاء عمدتا به صورت پراکنده ذکر شده است. یکی از فقهایی که این مبحث را به صورت مستقل مطرح کرده است، شهید صدر (ره) است . در این مقاله نظر ایشان با نظر مرحوم حکیم (ره)در مورد سیره متشرعه مورد بررسی قرار گرفته است ، البته مرحوم حکیم در پیرامون بحث اثبات سنت یکی از راههای اثبات ان را بوسیله سیره متشرعه مطرح نموده است . هدف از این پژوهش بررسی سیره متشرعه از منظر شهید صدر (ره) و مرحوم حکیم(ره) است که به روش توصیفی-تحلیلی و در محدوده فقه و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام گرفته است. نتایج این نوشتار عبارت است از اینکه شهید صدر تقسیم بندی جدیدی برای سیره مطرح کرده است وتفاوت بین سیره متشرعه وسیره عقلا قائل شده است ، در حالی که مرحوم حکیم بین سیره متشرعه وعقلا فرق چندانی قائل نیست وفقط دائره سیره متشرعه را ضیق تر از سیره عقلا می داند . اما آنچه که بین آنها در اثبات حجیت سیره متشرعه مورد توافق است ، دو رکن می باشد : رکن اول ، عبارت است از هم عصری با معصوم( علیه السلام) ورکن دوم ، موقف متناسب با اثبات امضای شارع می باشد . نتیجه این که با شناخت ملاک حجیت سیره می توان سیره های مستحدثه را بررسی کرده وحکم قطعی درباره ان صادر کرد . تفاوت سیره با سنت وسیره با اجماع هم از نظر شهید صدر مورد بررسی قرار گرفته است .
برهان نظم؛ طرحی شگفت، تنظیمی دقیق و طراحیْ هدفمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مباحث مهم در باب اثبات خداباوری تکیه بر ادله یقین آور و اطمینان بخش است. دلیل نظم به سبب درک آسان تر برای عموم بشر و داشتن قابلیتی بالا برای رساندن مخاطب به مقصود، مورد اهتمامِ بیشتر خداباوران بوده است. این نوشتار با روشی «تحلیلی» درصدد ارائه نگاهی جامع به برهان «نظم» بوده تا با کنار هم قرار دادن سه رویکرد عقلی، نقلی و تجربی نشان دهد که این دلیلْ جامعیت لازم برای اثبات خدای متعال و دست کم برخی از مهم ترین اوصاف کمالی وی (مانند علم، حکمت و قدرت مطلق) را دارد. حتی می توان گفت: استفاده منابع دینی از شگفتی های عالم، بالاتر از حد یک دلیل بوده و به مثابه یک فرایند باورساز، به «نظم و طراحیِ شگفت انگیز عالم» عنایت داشته است، فرایندی که وسوسه های ممکن درباره برهان یا دلیل نظم را کنار می زند و تا حدی پیش می رود که افراد مؤمن با دیدن و شنیدن این شگفتی ها به واقع پی به خدای «لا شریک له» با تمام اوصاف کمالی می برند.