قربانعلی کریم زاده قراملکی

قربانعلی کریم زاده قراملکی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشکده الهیات و علوم اسلامی دانشگاه تبریز

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۳ مورد.
۱.

بررسی و نقد ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۳
نفس و بدن و ارتباط این دو جوهر، ازجمله مسائل فلسفه ذهن می باشد که در تمام مکاتب فلسفی ردپایی از این مبحث وجود دارد. فلسفه دکارت و حکمت متعالیه نیز ازجمله این مکاتب می باشند که طبق مبانی هر دو مکتب، این دو جوهر دارای ثنویت می باشند، با این تفاوت که دکارت قائل به ثنویت ذاتی نفس و بدن است و حکمت متعالیه، ثنویت تشکیکی این دو جوهر را مطرح می کند، اما اندیشه دکارت به دلیل غیرممکن بودن ارتباط دو جوهر مغایر توسط بسیاری از مکاتب فلسفی مورد نقد واقع شده است. از همین رو بررسی و نقد ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه می تواند بسیاری از ضعف های دیدگاه دکارت را در این زمینه آشکار ساخته، راهکارهایی درخور جهت رفع این ضعف ها و اقناع اندیشه منتقدان ارائه دهد. در این مقاله، به روش توصیفی-تحلیلی، ابتدا به بررسی ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت پرداخته می شود، سپس راهکارهای دکارت بر اتحاد نفس و بدن ارائه می گردد و نهایتاً ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه مورد نقد واقع شده، راهکارهایی در این زمینه ارائه می شود که طبق این راهکارها می توان با قائل شدن به وجود ویژگی های مادی نفس، در ابتدای آفرینش، نفس و بدن را متحد با یکدیگر دانست و استقلال نفس از بدن را آن هنگام مطرح کرد که این جوهر به سیر در مراتب کمالی پرداخته، به تجرد تام برسد.
۲.

Sheikh Mufid’s Epistemological Views on Sensory Perception(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۸
Sensory perception is a fundamental component of Islamic epistemology, playing a crucial role in human understanding of the external world. Sheikh Mufid, a prominent Twelver theologian, adopts a reason-centered approach to this subject, arguing that the senses alone are insufficient to produce certain knowledge; rather, valid knowledge emerges only through their interaction with reason. By distinguishing between simple and composite sensory perception, he clarifies the role of reason in analyzing and affirming sensory data, emphasizing the necessity of filtering illusions and imaginations through rational scrutiny. Moreover, while he upholds direct realism in perception—affirming a direct connection between the perceiver and the perceived—he also acknowledges its limitations. The findings of this study indicate that Sheikh Mufid presents a systematic framework for understanding the interaction between the senses, reason, and revelation, maintaining a firm stance against epistemic relativism. His rationalist approach has not only shaped Shiite theological epistemology but also offers valuable insights for contemporary epistemological analysis.
۳.

تحلیل و نقد رویکرد طبیعت گرایانه فرضیه تکامل انواع داروین در تقابل با برهان نظم بر اساس حرکت جوهری ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۲
فرضیه تکامل داورین و چالش های مرتبط با آن از موضوعات مهم کلام جدید به شمار می ایند . بر اساس این فرضیه همه موجودات، تحت تاثیر عوامل مختلف محیطی ،از یک یا چند نوع ساده به اشکال متنوعی تبدیل شده اند و با حرکت تدریجی ،به صورت کامل تری درامده اند .یکی از چالش های این فرضیه، انکار ه ر گون ه غایتمن دی در عالم طبیعت است. به دیگر سخن این فرضیه تقریرهای مرسوم از برهان نظم را متزلزل می کند و باعث نفی نظم ثابت و سلسله مراتبی عالم می شود و با تدبیر و قصد و هدف عالم مبارزه می کند . این پژوهش با روش توصیفی وتحلیلی وانتقادی ضمن توصیف فرضیه تکامل وبرهان نظم، بر اساس مبانی هستی شناسی حکمت متعالیه مانند حرکت جوهری وحرکت اشتدادی جوهری به نقد این چالش می پردازد. ملاصدرا بر اساس مفهوم حرکت جوهری، با اثبات نیازمندی جهان در اصل وجودش به خالق،نشان می دهد که ذات همه موجودات در حال تغییر دائمی بوده و همه موجودات از درون ونهان خود به سوی کمال مطلق در حرکتند .بنابراین هرچند عوامل زیست محیطی به صورت علل زمینه ای درتکامل موجودات تاثیر دارند، اما نظم پدیده ها ،معلول علت فاعلی و غایی آنها است. نتیجه ان که ،موجودات علاوه بر این که مخلوق خداوند هستند در هر لحظه نیازمند آن ذات متعال نیز می باشند و تمام امور هستی از قوانین حاکم بر آن تا فعل و انفعالات موجودات همه به قدرت الهی انجام می پذیرد و خداوند غایت همه موجودات است .
۴.

نقد مبنای اصولی «نظریه تعبد» از دیدگاه کمال الحیدری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۱
از آرا و نظرات دین شناختی جدید که توسط کمال الحیدری مطرح شده است، «نظریه جواز تعبد به ادیان و مذاهب الهی و غیرالهی» است. او قطع اصولی را به عنوان مبنای نظریه خود مطرح کرده و معتقد است؛ انسان های عادی به جهت عدم دسترسی به واقعیات هستی و قضایا، مکلّف به تحصیل آن نیستند، ازاین رو چاره ای جز مواجهه احتمال آلود و ظنّی با اندیشه ها و ادیان متکثر وجود ندارد. نوشتار حاضر به دنبال تحلیل و نقد مبنای این نظریه است. پرسش اصلی این است که مبنای اصولی نظریه تعبد چیست و چه نقدهایی بر آن وارد است؟ نگارنده، این نظریه را با روش تحلیلی - انتقادی و با مراجعه به آثار و اسناد مکتوب و غیرمکتوب ارزیابی کرده و مبنای نظریه مذکور را غیرقابل دفاع یافته است. یافته های این پژوهش، چنین نشان می دهد که اعتباری بودن حجیت قطع اصولی، محدود بودن حجیت آن و تأخّر رتبی حجیت قطع اصولی از جمله کاستی ها و نواقصی است که مبنا بودن قطع اصولی نسبت به نظریه تعبد و کارایی آن در انتخاب دین را با اشکالات اساسی مواجه کرده است.
۵.

تحلیل پیامدها و لوازم منطقی نظریه جواز تعبد به ادیان و مذاهب الهی و غیرالهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۴۲
در «نظریه جواز تعبد به ادیان» کوشیده شده تا قطع اصولی را به عنوان یک معرفت مطلق و معتبر در تفسیر دین و مواجهه ی با ادیان و معارف متکثر، پیشنهاد و معرفی شود. هر چند در مورد قطع اصولی، مباحثی در علم اصول مطرح شده است، اما هرگز قطع اصولی به عنوان پیشنهادی برای مواجهه با ادیان و روش تفسیر دین از سوی متفکرانِ فلسفه دین تنظیم و ارائه نشده بود، از این رو می توان نظریه حاضر را یک نظریه نو و جدیدی در «فلسفه دین» به شمار آورد. فرضیه نگارنده این است که نظریه مذکور دارای لوازم و پیامدهایی علمی و عملی باشد، از این رو می کوشد این نظریه را با روشی تحلیلی انتقادی ارزیابی کرده و آثار و پیامدهای آن را بیان کند. پرسش تحقیق این است که آثار و لوازم منطقی نظریه چیست و از این منظر چه نقدهایی بر آن وارد می شود؟ یافته های تحقیق حاکی از آن است که نظریه تعبد مستلزم پیامدهای علمی و مخاطرات اجتماعی فراوانی از جمله: پلورالیسم دینی، نسبیت معرفت، شکاکیت، و ممنوعیت امربه معروف و نهی از منکر می باشد.
۶.

اعتبارسنجی کارآمدی قطع اصولی در استنباط باورهای دینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۵۲
روش شناسی علوم سهم به سزایی در شناخت علوم و کاربست عملی آنها ایفا می کند. از مهم ترین مباحث کلامی، بحث درباره روش استنباط گزاره های اعتقادی و شناخت کارآیی یا عدم کارآیی ادله ظنّ آور است. کمال الحیدری نخستین دانشمندی است که با غیرممکن دانستن تحصیل یقین منطقی، از حجیت قطع اصولی در باورهای دینی سخن گفته و بر کفایت مواجهه احتمال آلود با معرفت های اعتقادی تأکید کرده است. این مقاله با روش تحلیلی و رویکردی انتقادی به دنبال بررسی و ارزیابی کارآمدی و اعتبار کاربست قطع اصولی در مسائل اعتقادی می باشد. پرسش اساسی این است که چه نسبتی میان قطع اصولی و باورهای دینی وجود دارد و آیا اساساً می توان قطع اصولی را در مسائل اعتقادی معتبر و کارآمد دانست؟ یافته های تحقیق حاکی از آن است که قطع اصولی به دلیل کاستی ها و نواقص معرفت-شناختی در استنباط گزاره های اعتقادی معتبر و کارآمد نیست و با محدودیت های بی شماری مانند: نقص کاشفیت، شخصی بودن حجیت، عدم شمولیت و تأخیر رتبه دلیلیت مواجه است، این در حالی است که لازمه حجیت آن در باورهای دینی پیامدهای متعددی همچون: شکّاکیت، نسبیّت، پلورالیسم، منتفی شدن داوری و نقد و نظر، لزوم دور و نفوذ عقائد خرافی می باشد.
۷.

ارزیابی دلایل حدیثی «نظریه جواز تعبد به ادیان الهی و غیرالهی» بر پایه باورهای کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
این پژوهش با هدف بررسی و نقد اصول و دلایل حدیثی «نظریه جواز تعبد به همه ادیان و مذاهب الهی و غیرالهی» انجام یافته است. «نظریه تعبد» یکی از آرا و نظرات دین شناختی سیدکمال الحیدری است که آن را با محوریت قطع اصولی و با اتکاء به سه اصل اساسی مطرح نموده است. اصل اول اینکه باید در انتخاب هر دین یا اعتقادی دلیل داشت، اصل دوم این است که مطابقت دلیل با واقع شرط نیست، و اصل سوم اینکه شخص قاطع نمی تواند برخلاف دلیل خود عمل کند. پرسش اصلی در این پژوهش آن است که چه اشکالات و نقدهایی بر دلایل حدیثی این سه اصل مذکور وارد است؟ نگارنده با تحلیل نظریه تعبد و اصول آن کوشیده است، کاستی ها و اشکالات این اصول و ادله روایی آن را با روش تحلیلی انتقادی تبیین نماید و از این منظر نظریه تعبد را بر پایه باورهای کلامی مورد ارزیابی و نقد قرار دهد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که هیچ یک از اصول یاد شده به طور مطلق قابل دفاع نبوده و دلایل حدیثی مورد استناد کمال الحیدری دلالتی بر مدعای نظریه تعبد ندارند.
۸.

بررسی تطبیقی مسئله ی شر از دیدگاه سی اس لوئیس و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۹۹
سی اس لوئیس و شهید مطهری دو متفکر موحدی هستند که تلاش کرده اند تا راه حلی برای مسئله شر ارائه دهند. سی اس لوئیس یکی از مدافعان مسیحیت، تلاش کرده با اصلاح معنای مفاهیمی همچون قدرت مطلق، خیرخواه مطلق و سعادت بشری معضل مسئله شر را حل نماید. او همچنین با ارائه ی تئودیسه بلندگو که مبتنی بر فواید تربیتی شرور است، وجود شرور را توجیه می کند. لوئیس راه حل عملی را نیز برای مسئله شر مطرح می کند. استاد مطهری نیز با تحلیل ماهیتی شرور و عدمی و نسبی دانستن آن همچنین توجیه شرور با استفاده از فواید تربیتی شرور، ایرادات وارده بر عدل الهی را رد می کند. او همچنین شرور را لاینفک از ساختار جهان می داند. یافته های تحقیق نشان می دهد که نظریه لوئیس به صورت کلی برمبنای آموزه هبوط است که باعث اشکالات اساسی در نظریه او می شود از این رو پاسخ استاد مطهری موفق تر است.
۹.

بررسی تطبیقی مسئله شر از دیدگاه الوین پلانتینگا و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
مسأله ی شر قدمتی به درازای حیات دارد و در عصر حاضر در رویکردهای متفاوتی جلوه کرده و حوزه های گوناگون را با چالش هایی مواجه کرده است. برخی ملحدان از جمله جان مکی به صورت منطقی و تحلیل گزاره ای، برهانی ترتیب داده اند تا نشان دهند بین وجود خدا و وجود شرور ناسازگاری منطقی وجود دارد. پلانتینگا در پاسخ به مکی منشأ شر را اعمال اختیاری انسان می داند و شهید مطهری شرور و بلایا را لازمه جهان و نظام احسن دانسته و بیان داشته اند که منشأ شرور اعمال انسان است؛ چراکه قابلیت دریافت صور کمالیه را ندارد و شرور لطفی از طرف خدا، در جهت پرورش روح آدمی است و تبعیض برخلاف عدل الهی است. این پژوهش با روش تو صیفی- تحلیلی و زایش فلسفی به مساله شرور از منظر پلانتینگا و شهید مطهری می پردازد. با وجود شباهت های فکری که پلانتینگا و شهید مطهری در حل مسئله شر به عنوان خداباور دارند اما اهداف و رویکردهای آنها در این زمینه متفاوت است و راهکارهای مختلفی در پاسخ به حل این مسئله ایراد نموده اند.
۱۰.

بررسی و نقد دیدگاه پوزیتیویستی آگوسنت کنت در باب منشأ دین بر اساس نظریه فطرت شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۲۷۰
منشأ دین یکی از مباحث مهم در فلسفه دین و کلام جدید است که در مورد آن دیدگاه های مختلفی از سوی متفکران غربی و اندیشمندان اسلامی مطرح شده است. آگوست کنت جامعه شناس مشهور فرانسوی منشأ دین را جهل آدمی می داند. ازآنجایی که نگرش وی در این زمینه مبتنی بر مراحل تکامل اندیشه بشر است و دین را محصول مرحله اول، یعنی دوره تبیین الهیاتی پدیده ها می داند؛ بنابراین ازنظر او دوران ادیان سنتی به پایان رسیده است. در مقابل شهید مطهری که از برجسته ترین اندیشمندان معاصر است؛ منشأ گرایش به دین را فطرت انسان می داند؛ یعنی گرایش به خداپرستی در ذات و نهاد انسان ریشه دارد. ازنظر وی بر مبنای فرمایش امیرالمؤمنین(ع) بعثت پیامبران برای آگاه کردن مردم به گرایش های نهفته در وجودشان مانند گرایش به حق و حق پرستی است. بر این اساس آنچه در این پژوهش صورت گرفته است، تبیین دیدگاه کنت و نقد آن بر مبنای نظریه فطرت استاد مطهری است. درنهایت بر اساس نقدهای وارد بر رویکرد کنت معلوم شده است که تلقی ساده انگارانه وی از دین و رسیدن به پارادوکسی که خودش نیز به آن اعتراف کرده است با نظریات تکاملى و کارکردى او قابل رفع نیست.
۱۱.

بررسی تحلیلی تئودیسه ایرنائوسی و نقد آن از منظر کلام امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
مسئله شر سبب گشته تا متألهان در آثار خود بحث های جامع و عمیقی دراین باره داشته باشند و به دفاع از خداباوری بپردازند. ایرنائوس قدیس که نقش بسزایی در تبیین و گسترش آموزه های مسیحی داشته، در تئودیسه خود سعی نموده است تا با مطرح کردن ایده "پرورش روح" به حل مسئله شر بپردازد. از منظر ایرنائوس، اگر شری در جهان آفرینش تحقق می یابد؛ همان گناه است و این یک امر سرشتی در ذات بشر است که حضرت آدم در ابتدا به آن دچارشد و با سوءاستفاده از اراده و اختیارخود از فرمان الهی سرپیچی کرد و این میل به گناه هم اکنون نیز در میان نسل بشر جاری و ساری است. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی سعی بر این است تا به ابتدا به بررسی و تحلیل تئودیسه ایرنائوسی و سپس نقد آن از منظر کلام امامیه پرداخته شود. با وجود هّمی که ایرنائوس قدیس در حل مشکل شرور داشته، اما تئودیسه وی با چالش ها و بن بست هایی همچون "نسبی گرایی"، "شر گزاف"، "فاصله معرفتی" و ... مواجه است که از باورپذیری و حقانیت آن می کاهد.
۱۲.

بررسی تطبیقی رئیس اول، رؤسای مماثل و رئیس سنت مدینه فاضله فارابی با اندیشه کلامی و سیاسی شیعه جعفری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۲۱
در طول تاریخ، پیوسته، اندیشمندان دینی سعی کرده اند مدینه فاضله را به عنوان جامعه آرمانی به تصویر بکشند. فارابی به عنوان یکی از سرشناس ترین فیلسوفان اسلام نیز، مدلی از یک آرمان شهر در فلسفه خویش ارائه داده است. هدف اصلی فلسفه سیاسی فارابی، کسب سعادت از مجرای شریعت پیامبر (ص) است . نظریه مدینه فاضله فارابی، اشاره به همان مدینه فاضله ای دارد که در ظل کفایت و مدیریت پیامبر (ص) پدیدآمده، و پس از پیامبر نیز، ائمّه اطهار (ع) که جانشینان آن حضرت اند، زعامت مسلمین را بر عهده می گیرند و در ادامه ریاست سنت (ولایت فقیه) زعامت آن را برعهده خواهدداشت. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی تلاش می کند با بررسی آیات و روایات، جامعه آرمانی که در نصوص دینی به تصویر کشیده شده را با مدینه فاضله فارابی تطبیق دهد. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که رئیس اول مدینه فاضله فارابی همان شخص رسول اکرم (ص) است، رؤسای مماثل اشاره به ائمه اطهار دارند و رؤسای سنت را نیز می توان فقهای شیعه دانست که بعد از رؤسای مماثل وظیفه رهبری مدینه را برعهده دارند و تمامی این موارد با اندیشه های اعتقادی و سیاسی شیعه امامیه همخوان است و می توان فارابی را در تأسیس مدینه فاضله متأثر از چنین اعتقاداتی دانست
۱۳.

بررسی کارکرد های قواعد کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۰۶
اعتقادات هر فردی شخصیت درونى و حقیقت وجودى او را می سازد و در تأمین سعادت دنیوی و اخروی او، در بعد فردی و اجتماعی، نقش اساسی ایفا می کند. در هندسه معارف اسلامی، علم کلام عهده دار معارف اعتقادی است. توسعه و تعمیق در علم کلام زمینه را برای افزایش معرفت اعتقادی افراد جامعه فراهم می کند. علم کلام علمی قاعده محور است؛ لذا گام اول و بنیادین در توسعه و تعمیق این علم، پژوهش در قواعد آن است. باز پژوهی قاعده های کلامی موجود و همچنین استنباط و استخراج قواعد کلامی جدید، حرکتی مؤثر در این خصوص است که اخیراً توسط برخی از پژوهشگران آغاز شده است؛ اما صرف در اختیار داشتن قواعد کلامی برای رشد و توسعه علم کلام کفایت نمی کند و باید نحوه به کار بستن این قواعد را نیز شناخت. پژوهش در انواع کارکردهای قواعد کلامی، این شناخت را تأمین می کند. جستار حاضر با روش توصیفی تحلیلی به این امر پرداخته است. نتیجه پژوهش آن شده است که قواعد کلامی در زمینه استنباط معارف اعتقادی، دارای دو کارکرد تطبیقی و توسیطی است و در زمینه حل تعارض گزاره های استنباط شده، دارای چهار نوع کارکرد تبیین، تأویل، ترجیح و تقیید است.
۱۴.

بررسی ماهیت و ویژگی های قواعد کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۱ تعداد دانلود : ۲۸۸
اصول عقاید انسان، نقش بنیادینی در تمام حرکات مادی و معنوی او دارد. این اهمیت بنیادین، توجه ویژه به علم کلام که عهده دار معارف اعتقادی است را می طلبد و لزوم توسعه و تعمیق در آن را روشن می سازد. قواعد کلامی در علم کلام جایگاهی تعیین کننده دارند؛ لذا توسعه و تعمیق در این قواعد، نقش بسزایی در رشد و شکوفایی علم کلام دارد. هرچند تا دوران معاصر توجه استقلالی و مناسبی به قواعد کلامی، نشده است؛ اما در عصر حاضر برخی محققین اقدام به باز پژوهی قواعد کلامی موجود و همچنین تحصیل قواعد جدید نموده اند. این حرکت ارزشمند نیاز به مقدماتی دارد که نقش مدخل و باب ورود به این تحقیقات را دارد. ازجمله این مقدمات، تحلیل و بررسی ماهیت و ویژگی های قواعد کلامی و ارائه تعریفی جامع افراد و مانع اغیار از این قواعد است. جستار حاضر با روش توصیفی تحلیلی به این امر پرداخته است. با بررسی های صورت گرفته می توان قواعد کلامی را چنین تعریف کرد: «احکام کلی حاصل از مباحثات کلامی که اساس علم کلام اند و نقش مؤثری در جهت گیری های کلی مذاهب اعتقادی دارند.»
۱۵.

بررسی و نقد تحلیلی دیدگاه امیل دورکیم در باب منشأ دین از منظر شهید مطهری و جان هیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۳۷۰
دین یکی از عناصر و پدیده هایی است که از دیرباز بشر با آن سروکار داشته و هیچ دوره ای را نمی توان یافت که در آن دین وجود نداشته باشد. منشأ این پدیده مهّم همواره ذهن بسیاری از انسان ها را درگیر کرده و دیدگاه های مختلفی پیرامون این مسئله شکل گرفته است. امیل دورکیم بر این باور است که دین منشأئی اجتماعی دارد و عاملی برای وحدت و یکپارچه سازی جامعه است تا جامعه از تضادها و تعارضات خلاصی یابد و ورای این نمی توان منشأ و کارکردی برای دین قائل شد. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی سعی بر این است تا به تبیین مبانی دورکیم دراین باره و نقد دیدگاه او از منظر شهید مطهری و جان هیک پرداخته شود. مبنای اصلی نظریه دورکیم همان توتمیسم است، اما هیچ مدرکى دال بر این امر وجود ندارد که توتمیسم به همان سان که دورکیم تصور مى کرد، پدید آمده باشد و سرچشمه نهایى دیگر ادیان باشد. از سوی دیگر، یکسان انگاری آموزه های دینی با آموزه های اجتماعی، نفی کارکردهای اخلاقی، معنوی، اقتصادی و شخصی دین و تمرکز صرف بر کارکرد اجتماعی آن و نسبی گرایی و عدم قابلیت تسّری این نظریه به تمام ابنای بشر، از جمله ی مواردی است که بطلان نظریه ی دورکیم را آشکار می سازد.
۱۶.

بررسی و نقد تئودیسه آگوستینی در حل مسئله شر براساس مبانی کلام شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
مسئله شر به سبب چالش های الحادی که درباره ی وجود خدا و اوصاف مطلق او می آفریند، از قدیم الایام اساس بسیاری از شبهات ملحدان را شکل می دهد. آگوستین قدیس که نقش بی بدیلی در حیات اندیشه مسیحی داشته، در تئودیسه خود سعی نموده تا از خداباوری و عقاید مسیحی در رهیافت مسئله درد و رنج دفاع نماید. آموزه ها و عقاید مسیحی همچون گناه اولیه، هبوط، فیض الهی و غیره، اساس تئودیسه آگوستین را شکل می دهند. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به تبیین اصول تئودیسه آگوستینی، تحلیل این تئودیسه و نقد آن براساس کلام شیعی پرداخته می شود. عدم تأثیر گناه اولیه در اکتساب خیرات و انجام شرور، تبیین ناصحیح از رابطه شرور با عالم ماده، تبیین ناصحیح از عامل تحقق شرور طبیعی و غیره، مواردی هستند که براساس مبانی کلامی شیعه، تئودیسه آگوستینی را به چالش کشانیده و نواقص آن را آشکار می سازد.
۱۷.

پیوند هستی و شناخت از منظر حکمت صدرایی و پدیدارشناسی هوسرل

تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۳۶۱
موضوعات فلسفه به دو شاخه عمده مسائل مربوط به واقعیت درونی انسان و عالم خارج قابل انقسام اند. هر یک از فلاسفه بنابر اولویّت شخصی خود یکی از دو قسم مزبور را برگزیده اند، اگرچه رابطه هستی و شناخت انسانی جزء یکی از مسائل اصلی دانش فلسفه محسوب می گردد لیکن کمتر فیلسوف توانایی قادر به ارائه راه حل برای تبیین مسئله مذکور شده است. صدرالمتألّهین ملاصدرا به عنوان فیلسوفی که وجود را اصیل می داند و ادموند هوسرل به عنوان فیلسوفی که پدیدارشناسی را بر اساس آگاهی بنا کرده است، اشتهار یافته اند. با وجود تفاوت ها، هر دو فیلسوف، بر اساس نقش ساحت انسانی در جهت تقرّب دو سپهر مذکور گام های مشترکی برداشته اند. نوشتار حاضر در صدد نشان دادن وجوه شباهت صدرالمتألّین و هوسرل در راستای پیوند هستی و شناخت است. در این پژوهش سعی بر این است که نقش ساحت انسانی در پیوند مراتب وجودی و مراحل ادراکی در دو مشرب حکمت متعالیه و پدیدارشناسی مشخص شود. از این رو بعد از تعریف و تبیین نفس ناطقه و اگوی استعلایی [1] با روش مقایسه و تطبیق، به نقش ساحت انسانی در تبیین این مهم پرداخت شده است. نتایج به دست آمده از بررسی اندیشه های دو فیلسوف یاد شده عبارت است از این که ساحت انسانی منزلی نیست که هستی و شناخت از روی ناچاری در آن گرد آمده باشد، بلکه ساحت انسانی خود با سیر مراحل وجودی مراتب ادراکی متناسب را کسب و هستی و شناخت را در خود حاضر کرده است و در این راستا به علم یقینی دست یافته است.   [1] . Transcendental Ego.
۱۸.

رابطه فلسفه، کاتارسیس و مرگ در اندیشه افلاطون(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۴۹۳
در اندیشه هر فیلسوفی معمولاً یک یا چند مفهوم کلیدی وجود دارد که نماینده نظام فکری وی و مبنای وجود و فهم دیگر مفاهیم و تفکرات اوست. مفهوم مرگ در اندیشه افلاطون نیز یک مفهوم کلیدی است. در فلسفه افلاطون شاهد نسبتی عمیق میان مفاهیم فلسفه، کاتارسیس و مرگ هستیم و از این رو به نظر می رسد فهم آنها و تبیین نسبت میان آنها می تواند بستری مناسب برای فهم بهتر اندیشه وی ایجاد کند. هدف نویسندگان از این تحقیق که به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است، نشان دادن پیوند میان سه مفهوم «فلسفه»، «کاتارسیس» و «مرگ فیلسوفانه» است. مراحل پژوهش نیز بر پایه نوشته های افلاطون خواهد بود تا بدین وسیله بابی برای فهم بسیاری از مفاهیم اندیشه وی گشوده شود. نتیجه اینکه در اندیشه او فلسفه، مرگ فیلسوفانه و کاتارسیس بر بنیان واحدی استوارند و با آنکه فلسفه به گفتمانی خاص میان دو نفر اطلاق می شود و مرگ عبارت از جدایی روح از بدن و تزکیه به معنای کاتارسیس و پاک سازی روح از تعلقات بدنی است، اما در هر سه مورد مفهوم مشترک جدایی نفس از امور سیال و روآوردن به موجود حقیقی و سرمدی نهفته است؛ از این رو نه تنها به لحاظ مصداقی کارکرد یگانه ای دارند و هیچ یک از آنها بدون دیگری امکان پذیر نیست، تطابق ضمنی در مفهوم این سه نیز وجود دارد.
۱۹.

بررسی مسئله نیست انگاری شر در رهیافت فلسفی با تکیه بر دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۶ تعداد دانلود : ۵۸۰
مسئله شر یکی از مسائل بنیادی در نظام های الهیات به ویژه در فلسفه اسلامی به شمار می آید. معضل شر گاهی قرینه ای بر رد خدا و گاهی به عنوان امری ناسازگار با برخی از اوصاف خدا مانند؛ عدل، خیرخواهی و قدرت مطلق مطرح شده است. بسیاری از فلاسفه و متکلمان تلاش کرده اند برای ابعاد گوناگون مسئله شر، راه حل پیدا کنند. یکی از راه حل های بسیار معروف، تحلیل هستی شناسانه از شرور است.در این تحلیل شر به امر عدمی اعم از عدم ذات یا عدم کمال ذات تحویل می شود (نظریه نیست انگاری شر). این دیدگاه در بین اندیشمندان، موافقان و مخالفانی دارد. صدرالمتألهین در برخورد با این مسئله دو نوع موضع گیری متفاوت داشت. در آثار فلسفی متقدم به ویژه در کتاب اسفار از نظریه نیستی انگاری شر دفاع و آن را برهانی دانسته و در تحلیل و پاسخ به برخی از مسائل فلسفی و کلامی، از جمله ارتباط مسئله شر با صفات الهی، نظام احسن، قضا و قدر و شر ادراکی از آن سود جسته است. اما از برخی عبارت های کتاب شرح اصول کافی که جزو آثار متأخر ملاصدرا محسوب می شود، چنین برمی آید که از نظریه خویش عدول کرده است. توصیف و نقد و بررسی دیدگاه موافقان و مخالفان این نظریه و به ویژه تبیین مواضع دوگانه ملاصدرا از مهم ترین یافته های پژوهش است.
۲۰.

مسئله شر و انتساب آن به خداوند با تکیه بر آیه 79 78 نساء(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر
تعداد بازدید : ۲۶۲۴ تعداد دانلود : ۹۵۱
مسئله شر یکی از مسائل بنیادی در نظام های الهی به شمار می آید. این مسئله با رویکردهای گوناگون مورد توجه اندیشمندان مسلمان واقع شده است. رهیافت درون دینی یکی از رویکردهای مهم مسئله شر است. مسئله شر در قرآن کریم از ابعاد مختلف مورد اهتمام بوده است. مسئله شر و انتساب آن به خدا از جمله مسائلی است که در آیات قرآن به ویژه در آیه 79 78 سوره نساء بدان اشاره شده است. قرآن کریم در این آیه با بیان «قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» خیرات و شرور عالم را به یک منبع و آن هم خداوند نسبت می دهد و در ادامه با بیان «وَ ما أ َصابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ» به عوامل و زمینه های انسانی که به نوعی در تحقق شرور دخالت دارند، اشاره می نماید. این مسئله موجب تناقض ظاهری آیه شریفه شده است. مفسران در پاسخ به این تناقض، راه حل هایی را مطرح کرده اند. این تحقیق ابتدا به نقل و نقد چهار رهیافت تفسیری پرداخته و در ادامه به بازسازی راه حل علامه طباطبایی بر اساس دیدگاه نیستی انگاری شر می پردازد و آن را پاسخ موفق ارزیابی می نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان