عبدالله حسینی اسکندیان

عبدالله حسینی اسکندیان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۳ مورد از کل ۱۳ مورد.
۱.

رابطه تشکیکی بیداری، خواب و مرگ در حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۵۰
اصل تشکیک از مهم ترین اصولِ فلسفی در حکمت متعالیه صدرایی است که با آن سؤال از چیستیِ رابطه بین سه پدیده بیداری، خواب و مرگ پاسخ داده می شود. این نوشتار، رابطه مورد بحث را طولی و تشکیکی می داند. براین اساس، اختلاف این حالت ها به اشتراک آن ها باز می گردد که عبارت است از: شدت و ضعف در معطوف شدنِ نیرو های انسان به ظاهر یا باطن نفس و عوالم متناسب با آن ها. بیداری، حاصل توجه حداکثری قوای نفس به عالم مادی و حواس ظاهری است. با ضعیف شدن این توجه و التفاتِ بیشتر نفس به عالم مثال، خواب اتفاق می افتد. درنهایت، با قطع ارتباط کامل نفس از جهان مادی، مرگ اصطلاحی فرا می رسد. البته در معنایی دیگر، به واسطه حرکت جوهری نفس، آنچه اصطلاحاً مرگ خوانده می شود، همراه همیشگی انسان و محیط بر سایر حالات اوست. در نگاهی عمیق تر و بر مبنای وحدت شخصیه نفس، بیداری و خواب و مرگ از ظهورات نفس است و ضمن حفظ رابطه تشکیکی، با نفس و با یکدیگر عینیت دارند.
۲.

خوانش اشاعره و ملاصدرا از آیه شریفه «وهوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ»: بررسی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۵
با مطالعه رویکردهای کلامی و فلسفی محرز می شود که متکلمان و حکمای اسلامی تبیینات متفاوتی از «معیّت» حق تعالی با خلق ارائه داده اند. اشاعره با توجه به مبانی خود، معیّت وجودی حق تعالی و مخلوقات را بر نتابیده و با ارائه تفاسیر مختلف از معیّت در آیه شریفه «و هوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ»، نوعِ معیّت را معیّت علمی دانسته اند. حال آنکه از منظر ملاصدرا در این آیه شریفه هم معیّت علمی قابلیت طرح دارد و هم معیّت وجودی. متکلمان در تبیین معیّت علمی حق تعالی، از براهین اتقان صنع و برهان قدرت و اختیار بهره می گیرند. آن ها اغلب معیّت علمی خداوند را فرع بر قدرت او می دانند. در حالی که بر مبنای اصول حکمت متعالیه، معیّت فرع بر وجود و وجود نیز با علم مساوق است. معیّت علمی حق تعالی هم بر مبنای اصالت وجود وحدت تشکیکی و هم بر مبنای اصالت وجود وحدت شخصی، قابل تفسیر است. ملاصدرا در تبیین معیّت قیومیه حق تعالی با دیگر وجودات هستی، از قاعده بسیط الحقیقه و وجود رابط معلول و روایات دینی بهره می گیرد و رابطه نفس و بدن را بهترین مثال برای تقریر معیّت حق تعالی ذکر می کند. در این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی سعی بر این است که به بررسی و تحلیل آیه شریفه «و هوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ» از دیدگاه اشاعره و ملاصدرا پرداخته شود و نقاط اشتراک و افتراق آن ها در این زمینه تبیین گردد. ملاصدرا در تبیین معیّت مطرح در این آیه شریفه، به معیّت علمی مطرح در اقوال متکلمان بسنده نمی کند، بلکه با طرح معیّت وجودی و قیومی، رابطه حق با خلق را تبیین می کند. بر مبنای احاطه قیومی، معلول خالی از وجود علت نیست و علت نزدیک تر از معلول به ذات معلول است.
۳.

آموزه صلح از منظر خواجه نصیرالدین طوسی و امانوئل کانت: بررسی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۷
مسئله صلح از زمره ی مهم ترین مسائلی است که از دیرباز محل بحث و تأمل از سوی اندیشمندان مختلف با رهیافت های مختلف دینی و فکری بوده است. در این بین، خواجه نصیرالدین طوسی در جهان اسلام و همچنین امانوئل کانت در جهان مسیحیت بحث های عمیق و درخور تأملی را در این باره بیان داشته اند. صلح از منظر خواجه نصیرالدین، اصلی عمیق و بنیادی است که در تمام سطوح وجودی انسان، از نفس فردی تا جامعه و عالم هستی، تجلی می یابد. صلح در این دیدگاه، نه صرفاً نبود جنگ، بلکه تعادل، هماهنگی، عدالت و تلاش دائمی برای بهبود شرایط زندگی است. کانت نیز صلح را یک وضعیت مطلوب اجتماعی می داند که باید در آن حقوق بشر به طور کامل رعایت شده و زمینه های عدالت و خیر عمومی فراهم گردد. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی ضمن تبیین و تحلیل مسئله صلح از منظر خواجه نصیر و امانوئل کانت، به تبیین مشابهات و تمایزات فکری آنان در این باره پرداخته و مبانی و پشتوانه ی دینی و فکری این دو اندیشمند را در این زمینه مورد تأمل قرار می دهد. گفتمان خواجه در تبیین مقوله صلح مبتنی بر فطری بودن صلح و وجود زمینه های وحیانی آن جهت نیل به کمال و سعادت دنیوی و اخروی است، حال آنکه کانت به عنوان ضرورتی اجتماعی جهت نیل به رفاه دنیوی به صلح نگریسته و تبیینی لیبرالیستی و اومانیستی از آن دارد.
۴.

تفسیر ماتریالیستی سم هریس از اراده آزاد و نقد آن از دیدگاه صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۲۷۵
مسئله اراده آزاد از جمله مسائل مهم اندیشه است که محل تلاقی آراء مختلف الحادی و الهی بوده است. در این بین، برخی با توجه به یافته های نوین علوم اعصاب، جبرگرایی را وارد ورطه جدیدی کرده و از یافته های نوین علمی در جهت تقویت دیدگاه دترمینیستی خود سود جسته اند. سم هریس با بهره گیری از آزمایش بنجامین لیبت و تأکید بر عنصر محیط، اراده آزاد را توهمی بیش نمی داند و بر این باور است که ژنتیک و محیط دو عامل تعیین کننده در رفتارهای ما هستند. از سوی دیگر برخلاف هریس، صدرالمتألهین بر این باور است که اراده از لوازم نفس است و نمی توان منشأئی خارج از نفس برای آن متصور شد. این مقاله درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد انتقادی به بررسی مبانی سم هریس و ملاصدرا در تبیین و تحلیل اراده آزاد بپردازد و در نهایت به نقد دیدگاه ماتریالیستی هریس منتهی شود. بینش سم هریس در تبیین اراده آزاد با چالش هایی عقلانی همچون عدم شمولیت همگانی، تأکید افراطی و تعیین گرا بر محیط، تأکید بر عنصر شانس و توجیه کردن ب رخی رف تارها به تص ادفی بودن و انسان را ع روسک بی وشیمیایی دانس تن روبه رو است و  ازجهات مختلفی برمبنای حکمت صدرایی قابل بحث و تأمل است.
۵.

مطالعه تطبیقی مسئله نفس در فلسفه یونان و کلام اسلامی: مقایسه و تحلیل آراء ارسطو و امام محمد غزالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۷۳
مسئله نفس از آنجا که سخن از مهمترین بخش از وجود آدمی ست،همواره محل بحث از سوی اندیمشندان با مذهب و مکتب مختلف بوده است. در این بین ارسطو به عنوان معلم اول و کسی که نقش بی بدیلی را در بسط و توسعه مفاهیم فلسفی داشته و از اولین کسانی ست که به بحث در این باره پرداخته،نفس را ذاتی دارای تجرد می داند که از ویژگی های مادی برکنار است و از معصومیت برخوردار است و کمال آن در این است که معصومیت خود را حفظ کند و معرفت لازم را برای رسیدن به سعادت به دست آورد. از سوی دیگر،امام محمد غزالی که از بزرگان کلام اسلامی ست،با تأسی از مفاهیم و گزاره های قرآنی، تفسیر ویژه ای از مسئله نفس ارائه نموده و نخستین کسی ست که به جمع و پیوند بین عقل و نقل در بحث درباره نفس پرداخته است. واکاوی و مقایسه اندیشه های ارسطو و غزالی به دلیل تفاوت در مکتب فکری و مآخذ آنها در بحث در این باره می تواند ما را با وجوه افتراق و اشتراک فکری آنها در این باره آشنا کند. در این مقاله سعی بر این است تا با روش توصیفی-تحلیلی به بحث و بررسی درباره ماهیت نفس،ارتباط بین نفس و بدن و تجرد نفس از دیدگاه ارسطو و غزالی پرداخته شود که در نهایت به مقایسه آراء آنها در این باره ختم می شود.
۶.

بررسی تطبیقی مسئله شر از دیدگاه الوین پلانتینگا و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
مسأله ی شر قدمتی به درازای حیات دارد و در عصر حاضر در رویکردهای متفاوتی جلوه کرده و حوزه های گوناگون را با چالش هایی مواجه کرده است. برخی ملحدان از جمله جان مکی به صورت منطقی و تحلیل گزاره ای، برهانی ترتیب داده اند تا نشان دهند بین وجود خدا و وجود شرور ناسازگاری منطقی وجود دارد. پلانتینگا در پاسخ به مکی منشأ شر را اعمال اختیاری انسان می داند و شهید مطهری شرور و بلایا را لازمه جهان و نظام احسن دانسته و بیان داشته اند که منشأ شرور اعمال انسان است؛ چراکه قابلیت دریافت صور کمالیه را ندارد و شرور لطفی از طرف خدا، در جهت پرورش روح آدمی است و تبعیض برخلاف عدل الهی است. این پژوهش با روش تو صیفی- تحلیلی و زایش فلسفی به مساله شرور از منظر پلانتینگا و شهید مطهری می پردازد. با وجود شباهت های فکری که پلانتینگا و شهید مطهری در حل مسئله شر به عنوان خداباور دارند اما اهداف و رویکردهای آنها در این زمینه متفاوت است و راهکارهای مختلفی در پاسخ به حل این مسئله ایراد نموده اند.
۷.

بررسی تحلیلی تئودیسه ایرنائوسی و نقد آن از منظر کلام امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
مسئله شر سبب گشته تا متألهان در آثار خود بحث های جامع و عمیقی دراین باره داشته باشند و به دفاع از خداباوری بپردازند. ایرنائوس قدیس که نقش بسزایی در تبیین و گسترش آموزه های مسیحی داشته، در تئودیسه خود سعی نموده است تا با مطرح کردن ایده "پرورش روح" به حل مسئله شر بپردازد. از منظر ایرنائوس، اگر شری در جهان آفرینش تحقق می یابد؛ همان گناه است و این یک امر سرشتی در ذات بشر است که حضرت آدم در ابتدا به آن دچارشد و با سوءاستفاده از اراده و اختیارخود از فرمان الهی سرپیچی کرد و این میل به گناه هم اکنون نیز در میان نسل بشر جاری و ساری است. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی سعی بر این است تا به ابتدا به بررسی و تحلیل تئودیسه ایرنائوسی و سپس نقد آن از منظر کلام امامیه پرداخته شود. با وجود هّمی که ایرنائوس قدیس در حل مشکل شرور داشته، اما تئودیسه وی با چالش ها و بن بست هایی همچون "نسبی گرایی"، "شر گزاف"، "فاصله معرفتی" و ... مواجه است که از باورپذیری و حقانیت آن می کاهد.
۸.

بررسی و نقد دیدگاه پوزیتیویستی آگوسنت کنت در باب منشأ دین بر اساس نظریه فطرت شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۲۷۲
منشأ دین یکی از مباحث مهم در فلسفه دین و کلام جدید است که در مورد آن دیدگاه های مختلفی از سوی متفکران غربی و اندیشمندان اسلامی مطرح شده است. آگوست کنت جامعه شناس مشهور فرانسوی منشأ دین را جهل آدمی می داند. ازآنجایی که نگرش وی در این زمینه مبتنی بر مراحل تکامل اندیشه بشر است و دین را محصول مرحله اول، یعنی دوره تبیین الهیاتی پدیده ها می داند؛ بنابراین ازنظر او دوران ادیان سنتی به پایان رسیده است. در مقابل شهید مطهری که از برجسته ترین اندیشمندان معاصر است؛ منشأ گرایش به دین را فطرت انسان می داند؛ یعنی گرایش به خداپرستی در ذات و نهاد انسان ریشه دارد. ازنظر وی بر مبنای فرمایش امیرالمؤمنین(ع) بعثت پیامبران برای آگاه کردن مردم به گرایش های نهفته در وجودشان مانند گرایش به حق و حق پرستی است. بر این اساس آنچه در این پژوهش صورت گرفته است، تبیین دیدگاه کنت و نقد آن بر مبنای نظریه فطرت استاد مطهری است. درنهایت بر اساس نقدهای وارد بر رویکرد کنت معلوم شده است که تلقی ساده انگارانه وی از دین و رسیدن به پارادوکسی که خودش نیز به آن اعتراف کرده است با نظریات تکاملى و کارکردى او قابل رفع نیست.
۹.

بررسی و نقد تحلیلی دیدگاه امیل دورکیم در باب منشأ دین از منظر شهید مطهری و جان هیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۳۷۲
دین یکی از عناصر و پدیده هایی است که از دیرباز بشر با آن سروکار داشته و هیچ دوره ای را نمی توان یافت که در آن دین وجود نداشته باشد. منشأ این پدیده مهّم همواره ذهن بسیاری از انسان ها را درگیر کرده و دیدگاه های مختلفی پیرامون این مسئله شکل گرفته است. امیل دورکیم بر این باور است که دین منشأئی اجتماعی دارد و عاملی برای وحدت و یکپارچه سازی جامعه است تا جامعه از تضادها و تعارضات خلاصی یابد و ورای این نمی توان منشأ و کارکردی برای دین قائل شد. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی سعی بر این است تا به تبیین مبانی دورکیم دراین باره و نقد دیدگاه او از منظر شهید مطهری و جان هیک پرداخته شود. مبنای اصلی نظریه دورکیم همان توتمیسم است، اما هیچ مدرکى دال بر این امر وجود ندارد که توتمیسم به همان سان که دورکیم تصور مى کرد، پدید آمده باشد و سرچشمه نهایى دیگر ادیان باشد. از سوی دیگر، یکسان انگاری آموزه های دینی با آموزه های اجتماعی، نفی کارکردهای اخلاقی، معنوی، اقتصادی و شخصی دین و تمرکز صرف بر کارکرد اجتماعی آن و نسبی گرایی و عدم قابلیت تسّری این نظریه به تمام ابنای بشر، از جمله ی مواردی است که بطلان نظریه ی دورکیم را آشکار می سازد.
۱۰.

بررسی و نقد تئودیسه آگوستینی در حل مسئله شر براساس مبانی کلام شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
مسئله شر به سبب چالش های الحادی که درباره ی وجود خدا و اوصاف مطلق او می آفریند، از قدیم الایام اساس بسیاری از شبهات ملحدان را شکل می دهد. آگوستین قدیس که نقش بی بدیلی در حیات اندیشه مسیحی داشته، در تئودیسه خود سعی نموده تا از خداباوری و عقاید مسیحی در رهیافت مسئله درد و رنج دفاع نماید. آموزه ها و عقاید مسیحی همچون گناه اولیه، هبوط، فیض الهی و غیره، اساس تئودیسه آگوستین را شکل می دهند. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به تبیین اصول تئودیسه آگوستینی، تحلیل این تئودیسه و نقد آن براساس کلام شیعی پرداخته می شود. عدم تأثیر گناه اولیه در اکتساب خیرات و انجام شرور، تبیین ناصحیح از رابطه شرور با عالم ماده، تبیین ناصحیح از عامل تحقق شرور طبیعی و غیره، مواردی هستند که براساس مبانی کلامی شیعه، تئودیسه آگوستینی را به چالش کشانیده و نواقص آن را آشکار می سازد.
۱۱.

جلوه ها، عناصر داستانی و سیمای سلیمان(ع) در اشعار مولوی

تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۷۷۲
قرآن کریم برای آگاهی بشر و شناخت گوشه های ناشناخته تاریخ و همچنین عبرت پذیری به بیان داستان هایی از اقوام پیشین و انبیاء عظام(ع) پرداخته است.سلیمان بن داود(ع) یکی از انبیاء بنی اسرائیل است که در شمار تعدادی از انبیاء علاوه بر رهبری باطنی ومعنوی،رهبری دنیوی بنی اسرائیل را نیز بر عهده داشت و سومین پادشاه قدرتمند بنی اسرائیل بود.خداوند در قرآن کریم به بیان نعمت های خود بر سلیمان(ع)،مقام والای او و برخی از حوادث حیات وی اشارت کرده است.از سوی دیگر،مولوی عارف بزرگ جهان اسلام که در واقع بسیاری از آیات قرآنی را به زبان شعر بیان داشته و در بسیاری از اشعارش به آیات قرآنی اشارت کرده است،از داستان سلیمان(ع) در قرآن نهایت تأثیر را پذیرفته و آن را به شعر درآورده است.همچنین مولوی گهگاهی عناصر داستانی داستان سلیمان(ع) را با مضامین عرفانی پیوند می زند و این امر در عناصر هدهد،مرغان و سلیمان به کرات دیده می شود.مولوی در داستان های خود که اکثرا از قرآن و روایات معتبر اسلامی الهام گرفته شده،شیوه بین داستانی را در پیش گرفته است به این صورت که داستانی را در خلال داستانی دیگر بیان می کند و این امر فرصت واژگان پردازی نو،همراهی مخاطب و بیان مطالب دیگر و پیوند زدن با دیگر مضامین را به وی می دهد. در این مقاله سعی بر این است که با روش مروری و با استفاده از منابع کتابخانه ای ابتدا آشنایی مختصر با سلیمان(ع) صورت گیرد و سپس به بیان سیمای وی در شعر مولوی پرداخته می شود و در کنار آن از عناصر داستانی و کاراکترهای مرتبط با داستان وی در اشعار مولوی غفلت نمی شود.می توان بیان داشت بیان داستان سلیمان(ع)در اشعار مولوی و توجه وی به این امر یکی دیگر از وجوه الهامات مولوی از قرآن و روایات اسلامی است.
۱۲.

بررسی ماهیت و اندیشه های فارابی در باب مدینه فاضله با اندیشه های آگوستین قدیس د رشهر خدا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۶ تعداد دانلود : ۳۸۳
اندیشه ای آرمانی برای ترسیم جامعه ای سمبلیک که آدمیان در سعادت حقیقی اند و عدالت راستین حکم فرماست همواره با توجه به وضعیت سیاسی و فرهنگی خاص دوران خود و خلأهای موجود در این باره اندیشمندان را به کنکاو و ترسیم جوامعی در این باره مشغول کرده است. فارابی مدینه فاضله را اجتماع افراد برای سعادت حقیقی می داند و آگوستین قدیس آن را اجتماع ایمان داران برای رسیدن به شوق و اشتیاق درونی یعنی خداوند می داند. فارابی و آگوستین سعادت را در مدینه فاضله خود می بینند به طوری که تمام امور آن برای شهروندان دلخوش و شیرین است و حلاوت این امور برخواسته از ایمان درونی است. در این مقاله سعی بر این است که با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای ابتدا آشنایی با مدینه فاضله و شهر خدا صورت گیرد و در ادامه به بیان احوال فارابی و ترسیم مدینه فاضله پرداخته می شود و در بخش دوم به بیان احوالات اگوستین قدیس، چیستی و ترسیم شهر خدا و سعادت آدمی در آن پرداخته می شود و در نهایت به تحلیل این دو گزاره پرداخته می شود. می توان گفت مدینه فاضله و شهر خدا هر دو زائیده نوعی تفکر فلسفی است که در وجود دو فیلسوف نقش بسته و خواهان هدایت آدمی و شوق به سعادت حقیقی فارغ از هرگونه شرایط و اوضاع است.
۱۳.

رهیافتی مقایسه ای بر اندیشه های اسلامی ابن سینا در هماوردی فکری افکار مسیحی توماس آکویناس در مورد سعادت

تعداد بازدید : ۵۵۶ تعداد دانلود : ۶۰۱
هر غایت مندی آفرینش و اینکه آدمی در جهت نیل به مقصود والایی در تکاپو باشد همواره دغدغه فکری آدمی از ابتدای حیات بوده و اندیشمندان بسیاری را به بحث و تکاپو در این باره کشانده است. ابن سینا از بزرگان فلسفه اسلامی است که با تأثیر و الهام بسیار زیادی که از منابع اسلامی داشته، سعادت غایی را در جهت کسب رضای الهی و سکنی گزیدن در جوار او تبیین نموده است. توماس آکویناس نیز با بهره گیری از آموزه های مسیحی به تبیین سعادت پرداخته و آن را با گناه اولیه و هبوط آدمی پیوند می دهد. بررسی و مقایسه افکار ابن سینا و آکویناس به عنوان دو اندیشه از دو دین مختلف که تأثیر بسیار زیادی بر افکار و اندیشمندان بعد از خود گذاشته اند و آشنایی با مغایرات و اشتراکات دینی آنان در این باره امری است که می تواند ما را با اندیشه های آنان در باب سعادت و تقریرات صورت گرفته از آن آشنا کند. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مفهوم لغوی و اصطلاحی سعادت و همچنین چیستی سعادت، مراتب سعادت و سعادت عظمی و اینکه چگونه می توان بدان دست یافت؛ از دیدگاه ابن سینا و آکویناس پرداخته می شود و در نهایت نیز به مقایسه افکار این دو فیلسوف در این باره ختم می شود. ابن سینا و آکویناس سعادت را امری ذو مراتب می دانند که اعلی درجه آن مشاهده عقلی آفریدگار است که سعادتی ما فوق آن و لذتی که از آن حاصل می آید با هیچ خیر و کمالی قابل قیاس نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان