تبیین سرشت وحی یکی از مسئله های پر مناقشه در الهیات ادیان ابراهیمی است. در الهیات اسلامی درباره این موضوع دیدگاه های مختلفی ارائه شده است؛ براساس دیدگاه مشهور، وحی مجموعه ای از حقایق الهی است که توسط پیامبر و در قالب عبارت های زبانی برای انسان ها بیان شده است. در سال های اخیر دیدگاه دیگری نیز درباره ی وحی مورد توجه قرار گرفته که براساس آن وحی فاقد سرشت زبانی است. در این مقاله به مقایسه آراء مرتضی مطهری و نصرحامد ابوزید که هر کدام یکی از این دو دیدگاه را نمایندگی می کنند پرداخته شده است. به باور مطهری نزول وحی به این معناست که پیامبر در صعودی روحانی، حقایق الهی را دریافت کرده است، پس از آن این حقایق در مراتب وجود پیامبر تنزّل یافته و در نهایت به صورت امری محسوس که همان زبان عربی است ظاهر شده است. مطهری الفاظ قرآن را دارای منشاء الهی می داند و معتقد است وحی الهی امری فرا زمانی و فرا تاریخی است. در مقابل ابوزید وحی را فاقد سرشت زبانی می داند و معتقد است پیامبر صرفاً معانی را از فرشته وحی دریافت می کرده، خود به آن صورت زبانی می بخشیده است. به باور او اگر چه کلام خداوند به پیامبر وحی شده است؛ اما آنکه کلام خدا را تعبیر می کند و به آن ساخت عربی می دهد پیامبر است. علاوه بر این ابوزید وحی الهی را امری زمانی و تاریخمند می داند. در این نوشتار شباهت ها و تفاوت های دیدگاه های مطهری و ابوزید در مسائلی مانند ماهیت وحی، نقش پیامبر در فرایند دریافت و انتقال وحی و رابطه وحی با واقعیت و فرهنگ زمانه، مورد بررسی قرار گرفته و به ریشه های تفاوت تحلیل این دو متفکر از سرشت وحی اشاره شده است.
بنا به روایت¬های فراوانی از شیعه و اهل سنت، حضرت علی (ع) نخستین جامع قرآن کریم پس از پیامبر اکرم (ص) بوده، اما شبهه¬هایی نیز مطرح شده است. نخست این که اهل سنت با انگیزة توجیهِ بیعت نکردن امام (ع) با خلیفه اول به روایت این روایات اقدام کرده¬اند. بنابراین، در درستی این روایت¬ها خدشه وارد است و دیگر این که مراد از جمع قرآن، به خاطر سپردن است و نه مکتوب کردن قرآن. آنچه بر شبهة اول دلالت دارد تنها در روایت¬های ابن¬سیرین دیده می¬شود، اما روایات¬ او مرسل بوده و از انسجام برخوردار نیست و با دیگر روایات جمع هم¬خوانی ندارد. شبهة دوم با هدف صیانت قرآن که از سوی امام (ع) نقل شده است، منافات دارد و با آنچه بر مکتوب¬بودن گردآوردی ایشان دلالت دارد، نمی¬خواند. از این رو، هیچ¬یک از این دو شبهه نمی¬تواند جمع قرآن به وسیله امام علی (ع) را مورد تردید قرار دهد.
بحث صفات خبری، همگام با نزول وحی پا به عرصهٴ علم کلام و تفسیر نهاده است. در فهم آیات خبری و چگونگی انتساب این صفات به خداوند، دیدگاه هایی چون تشبیه و تجسیم (اثبات بلاتأویل)، توقف و تفویض، اثبات بلاکیف، و اثبات باتأویل، به متکلمان و مفسران نسبت داده شده است. دیدگاه های فوق در مقام ارائهٴ پاسخی به این پرسش شکل گرفت که چگونه خداوند خود را متصف به صفات خبری کرده است حال آنکه لازمهٴ حمل و انتساب این صفات به خداوند، نسبت صفات غیر الهی (تشبیه، تجسیم و...) به خداوند است؟ استاد جوادی آملی در مقام پاسخ به این پرسش، قائل به نظریهٴ «اثبات با تأویل» بوده، نظریهٴ «عینیت صفات و ذات» و نظریهٴ «تنزیه» را پایهٴ تفسیر صفات خبری قرار داده اند. ایشان با ارجاع متشابهات به محکمات و تقدم عقل برهانی بر ظواهر نقلی و با بهره وری از دلالت لفظیه و تصدیقیه، صفات خبری را فهم و تفسیر می کنند.