یکى از ویژگىهاى پیامبران، امامان معصوم:، معصوم بودن از خطا و اشتباه است؛ زیرا اگر احتمالگناه، نسیان و غفلت در آنها باشد احتمال خطا و انحراف در گرفتن پیام وحى، تصرف در آن و یاناتوانى در ابلاغ آن به مردم وجود خواهد داشت. در این صورت حجت بر مردم ابلاغ نشده و نقضغرض مىشود. در مورد اینکه مقام عصمت امرى است اکتسابى یا موهبتى از سوى خداوند بهپیامبران است مباحثى از سوى متکلمان و مفسّران مطرح شده که هرکدام از قائلان دلایلىشمردهاند که قابل دقت است. هدف در این نوشتار با توجه به آیات قرآن کریم دستیابى به منشأ عصمت و اثبات موهبتىبودن آن است که با روش اسنادى و مطالعه منابع و بیان و استخراج موهبت عصمت انبیا از آیات بامراجعه به تفاسیر مختلف در این زمینه است. در نهایت با استناد به آیات موهبت عصمت اثبات وبه دنبال آن اکتسابى بودن عصمت در مواردى روشن مىشود و در صورت موهبت عصمت انبیا و بهدنبال آن ائمّه معصومان: اختیار از آنها سلب نشده، بلکه آنها هرقدر بهتر و بیشتر از این موهبتبهرهگیرى کنند زمینههاى توفیق نسبت به بالاترین درجههاى ایمان در خود بیشتر مىکنند.
در نظام سیاسی امامت، امام معصوم از جانب خداوند منصوب می شود.
در اندیشه و عمل حضرت علی که اولین امام و هویت بخش تشیع است، حضور مردم و رضایت آنان نقشی اثربخش دارد. علی علی رغم داشتن پشتوانه عصمت و نصب الهی، مدت 25 سال از خلافت دور ماند و سرانجام با خواست و اصرار مردم، حکومت و مدیریت جامعه اسلامی را بر عهده گرفت. او شورای مهاجرین و انصار و اجتماع آنان بر فردی به عنوان امام را موجب خشنودی خدا می داند و بر انتخاب خود از سوی مردم صحه می گذارد.
در این مقاله، متضاد یا قابل جمع بودن نصب الهی و انتخاب مردم، نقش آرای عمومی در مشروعیت سازی حکومت امام معصوم، به فعلیت رساندن ولایت امام منصوب از جانب خداوند، مقید یا مطلق بودن اعتبار شورا و بیعت و آثار شرعی و حقوقی آنها، جایگاه اهل حل و عقد و عامه مردم در انعقاد و شکل گیری امامت و...، براساس اندیشه ها و سیره عملی حضرت علی مورد بررسی قرار گرفته است.
رسالت حقیقی انبیای عظام بر این اصل استوار بود که عبودیت در برابر حق تعالی در وجود انسان با عقل نهادینه گردد.با بعثت آنان طرق سعادت و شقاوت بیان گردید و انسان به غیب و ماورای تجرد عقلی راه یافت.با ابلاغ تکالیف الهی راههای عبودیت تعلیم داده شد و عقل در آشکار ساختن استعدادها و تعدیل نیروهااز تعالیم انبیاء بهره جست.پیامبر اعظم(ص)نیز در دعوت مردم به اسلام، اصالت را به پایه عقل داد و در جهت شکفتن استعدادهای عقلانی و بالندگی فکری آن ها کوشید.آئین اسلام بر عقل و علم و تفقه و بصیرت پایه ریزی شده و قرآن کریم با فرمان»ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه وجادلهم بالتی هی احسن«.قابلیت هدایت آدمیان را بر اساس استعدادها و ظرفیت های متفاوت آنان بیان می دارد.اسلام باب آزادی،اندیشه،تفکر،اعتقاد و ایمان مبتنی بر عقلانیت را باز کرد و پیامبر اکرم(ص)و جانشینان آن حضرت با عوام زدگی،بدعت های دینی،قشری گری،جمود و جهالت دینی مبارزه کردند و روایت »قطع ظهری اثنان؛عالم متهتک و جاهل متنسک«بر اهتمام آن حضرت بر تعمیق معارف اسلامی اشاره دارد و طرح شعار»حسبنا کتاب الله«براساس رویکرد تعبد و سطحی نگری و قشری گرائی در دین طرح گردید و در نتیجه باورهای دینی اصالت عقلی خویش را از دست داد و با ظهور انواع تعدی ها در عرصه دین مصائب بزرگی را در نیم قرن اول هجری بر اسلام وارد ساخت.قواعدی چون عرضه حدیث به قرآن از سوی امامان شیعه وقاعده»کلما حکم به العقل حکم به الشرع«با رویکرد اصالت عقل و تفکر بر تعبد صورت گرفته است
حضرت مهدی با مظاهر و فرآورده های تمدن نوین چه خواهد کرد؟ این پرسش از جمله مهم ترین مباحث دکترین فرهنگی مهدویت است. این پرسش به خصوص آن گاه محل بحث می شود که دگرگونی فرهنگی دوران کنونی با آن چه در لحظه غیبت ایشان بر جهان حاکم بوده، مقایسه گردد. سرعت تحولات علمی، اجتماعی و فرهنگی، چنان جهان را نسبت به عصر حدیث و وحی و سده های آغازین غیبت حضرت دگرگون کرده که خود ماندن یا نماندن آن تحولات در دوران حکومت مبارک حضرت حجت نیز محل بحث خواهد بود.
از جهتی، برجسته ترین شاخص هر راه برد فرهنگی برای جوامع کنونی، تعیین حدود و ثغور همین فرآورده ها و چند و چون رفتار با آنهاست و لذا هرگونه پاسخی به این پرسش، تاثیر شایانی در ترسیم و اجرای راه بردهای فرهنگی در جامعه اسلامی و از جمله ایران خودمان خواهد داشت.
رفتار حضرت با فرآورده های فرهنگ نوین چه خواهد بود؟ برخورد، تعامل یا تعاطی است؟ حذف می کند، کنار می آید یا تقویت می کند؟ پاسخ اجمالی آن است که هر سه مورد در کار خواهد بود، اما چگونگی، کجایی و چرایی آن پرسشی است که جستار پیش رو تلاش دارد به آن پاسخی گوید
این نوشتار با تامل در روایات، وضعیت فرهنگی جهان در عصر ظهور را ترسیم می کند و از آن ره گذر، به اقدامات اصلاحی امام مهدی در عرصه فرهنگ و نیز روش امام در رویارویی با ناهنجاری های فرهنگی و ایجاد انقلاب فرهنگی اشاره می کند. در ادامه، وضعیت فرهنگی جهان در عصر حاضر و پدیده جنگ نرم بازنگری می شود و از کنار هم قرار دادن و مقایسه این دو وضعیت با هم و نیز با الهام از عملکرد و روش امام، دو راه برد اساسی بصیرت دهی و معرفت بخشی برای مقابله با انواع هجمه های فرهنگی دشمنان و نیز راه کارهای عملیاتی کردن آنها پیشنهاد شده است که البته اجرای آنها بر عهده دولت زمینه ساز خواهد بود.
برهانی که آنسلم در قرن یازدهم اقامه کرد، در فلسفهٴ جدید غرب، یعنی از قرن هفدهم به بعد مورد توجه و بازخوانی دکارت، اسپینوزا، لایپ نیتس، هیوم و کانت قرار گرفت و هر یک از ایشان در مقام دفاع یا انتقاد نسبت به آن برآمدند. این مقاله مباحثی را که از قرن هفدهم تا کنون در فلسفهٴ غرب، درباره برهان آنسلم شکل گرفته است، از منظر حکمت اسلامی بر می رسد.
به اعتقاد شعیه امامیه، پس از امام حسن عسکری علیه السلام یگانه فرزند آن حضرت یعنی حجت بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امام است. آنان برای اثبات این عقیده، دلایل عقلی و نقلی متعددی آورده اند. یکی از دلایل عقلی آنان بر وجود و امامت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برهان عصمت است. این مقاله، از سه مقدمه تشکیل شده است:
1. ضرورت وجود امام معصوم در هر زمان؛
2. منحصر بودن حق در باب امامت در امت اسلامی؛
3. عدم وجود معصوم غیر از حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف .
مقدمه اول با دلایل عقلی و نقلی بسیاری اثبات شده و مقدمه دوم، مورد اجماع مسلمانان است. مقدمه سوم نیز با نادرستی عقاید دیگر مذاهب و فرقه های اسلامی در باب امامت، اثبات میشود. آنان یا به وجود امام معصوم معتقد نیستند که مقدمه اول آن را باطل میسازد، یا سخن آنان در بارة امام معصوم با واقعیت های مسلم تاریخی و دلایل روایی معتبر سازگاری ندارند؛ بنابر این، حق در باب امامت، همان است که شیعه امامیه باور دارد.