فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۰۱ تا ۲٬۵۲۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
97 - 114
حوزههای تخصصی:
یکی از شیوه های تغییر و تحول که در اقتصادهای محلی موردتوجه کارآفرینان قرارگرفته، صنعت بوم گردی روستایی است که نیازمند تعیین عوامل اثرگذار بر الگوی مناسب برای توسعه پایدار آن است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی است. گردآوری داده ها به دو روش اسنادی و میدانی انجام شد. جامعه آماری کلیه مدیران و کارشناسان محلی کارآفرینی و بوم گردی استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1403 بود که از بین آن ها 100 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزار پژوهش نیز، پرسش نامه محقق ساخته بود. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد عوامل محتوایی، رفتاری و ساختاری (05/0>p) و عوامل زمینه ای (01/0>p) تأثیر معناداری بر توسعه بوم گردی کارآفرینی محور دارند. ضرایب مسیر مشخص نمود که بیشترین عوامل مؤثر بر توسعه بوم گردی کارآفرینی محور به ترتیب شامل عوامل زمینه ای (85/2=t)، عوامل محتوایی و رفتاری (56/2=t) و عوامل ساختاری (01/2=t) است. بعلاوه، روستاها می توانند با توسعه بوم گردی مبتنی بر کارآفرینی، به عنوان یک راهبرد مؤثر برای توسعه اقتصادی با (26/2=t)، نهادی و قانونی (22/2=t)، اجتماعی-فرهنگی (25/2=t)، زیرساختی-خدماتی (04/2=t) و منابع زیست-طبیعی (24/4=t) خود عمل کنند و با ترکیب بوم گردی و کارآفرینی، می توانند به توسعه پایدار محلی و تعامل مثبت بین جوامع محلی و گردشگران کمک نمایند. نوآوری پژوهش تعیین عوامل مؤثر علی زمینه ای، محتوایی، رفتاری و ساختاری بوم گردی کارآفرینی محور است و راهکارهای پیشنهادی جهت اجرای مدل، ترویج بوم گردی، کارآفرینی و بازاریابی مناسب از طریق حمایت مالی و اقتصادی، توسعه مشارکت های محلی و بهبود اقتصاد، ایجاد شبکه های ارتباطی بین کارآفرینان روستایی، توجه به سازگاری زیست محیطی است.
بررسی نقش ابعاد تاب آوری بر پایداری شهری در برابر مخاطرات طبیعی؛ مطالعه موردی: منطقه هشت شهرداری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸۹
۸۰-۶۹
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه شهرها سیستم های پیچیده ای هستند که توسط عوامل اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی هدایت می شوند؛ بنابراین ازآنجایی که هر شهر از سیستم های پیچیده ای تشکیل شده وقتی یکی از زیر سیستم هایشان تخریب یا در سازگاری با بحران ها دچار مشکل شود، بسیار آسیب پذیر خواهد شد. تاب آوری شهری، موجب تقویت پایداری شهری شده و به راهکارهای پایدار در فرآیند توسعه پایدار منجر می شود. تاب آوری شهری در راستای تقویت سیستم های شهری پایدار، عاملی حیاتی در دستیابی به آینده مطلوب است. تاب آوری به مفهوم مواجه با اختلافات، غافلگیری ها و تغییرات معرفی می شود؛ نقش ابعاد تاب آوری بر پایداری شهری در برابر مخاطرات طبیعی مسئله اصلی و قابل تأمل در این پژوهش است. روش تحقیق: منطقه هشت تهران با محله هایی قدیمی از شمال به بزرگراه رسالت، از شرق به منطقه 4 تهران و پارک جنگلی سرخه حصار، از جنوب به خیابان دماوند و از غرب به منطقه 7 محدودشده است. ساختار نامنظم بافت شهری، درصد بالای ساختمان های قدیمی و همچنین وجود آسیب های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی سبب گردیده تا موضوع تاب آوری شهری در این منطقه به عنوان یکی از اصلی ترین مباحث در راستای دستیابی به پایداری شهری مطرح باشد. پژوهش حاضر کاربردی و روش انجام آن توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، ساکنین منطقه هشت شهرداری تهران (425197 نفر) می باشند. حجم نمونه 383 نفر و روش نمونه گیری به صورت تصادفی انتخاب گردید. برای تحلیل داده های پرسشنامه از نرم افزارهای SPSS و AMOS از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد بین ابعاد تاب آوری شهری و توسعه پایدار، رابطه معناداری وجود دارد و ابعاد اجتماعی، اقتصادی و نهادی به ترتیب با ضریب همبستگی برابر 0.662، 0.551 و 0.472 می باشند. نتایج تحلیل رگرسیون خطی بین متغیرها نیز گویای این واقعیت است که 57.5 درصد از واریانس متغیر پایداری شهری تحت تأثیر متغیر مستقل (ابعاد اجتماعی، اقتصادی و نهادی تاب آوری شهری) قابل تبیین و پیش بینی می باشد؛ نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت تأکید بر ابعاد تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و نهادی می تواند بر روند حرکت شهرها به سمت پایداری شهری مثبت و مفید باشد؛ بنابراین افزایش دانش، آگاهی، مهارت های ساکنین در راستای شناخت دقیق مفهوم تاب آوری و نقشی که این موضوع در دستیابی به توسعه پایدار دارد از اهمیت بسزایی برخوردار است.
تأثیر شوک های اقتصادی بر نرخ رشد جمعیت روستایی در استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
141 - 165
حوزههای تخصصی:
نرخ رشد جمعیت از جمله عوامل تأثیرگذار بر رشد و توسعه اقتصادی یک کشور محسوب می شود. طی چند سال گذشته، رشد این متغیر در ایران کاهش چشمگیری داشته است که یکی از دلایل این اتفاق، به بی ثباتی اقتصاد و نوسانات حاصل از آن بر می گردد و مشوق ها و سیاست های افزایش جمعیت نیز نتوانسته است کارساز باشد. هدف این پژوهش بررسی اثرات شوک های اقتصادی بر نرخ رشد جمعیت روستایی استان های ایران بوده است. بدین منظور، برای بررسی اثرات شوک های اقتصادی از مدل بیزین پنل ور (Bayesian Panel VAR) در نرم افزار متلب طی بازه زمانی 1376-1401 بهره گرفته شد. داده های سری زمانی موردنیاز از بانک مرکزی و مرکز آمار ایران استخراج شد. نتایج پژوهش نشان داد که نرخ تورم، نرخ ارز و ضریب جینی اثر منفی بر نرخ رشد جمعیت روستایی استان ها گذاشته اند. اثر شوک رشد اقتصادی و درآمد خانوار در دوره های ابتدایی و کوتاه مدت برای اکثر استان ها باعث افزایش نرخ رشد جمعیت روستایی شده اما با گذشت زمان و در دوره های بلندمدت به دلیل افزایش مهاجرت از روستا به شهر، اثر آن منفی شده و منجر به کاهش نرخ رشد این متغیر می گردد. با این حال، این امکان وجود داشت که مهاجرت معکوس نیز داشته باشیم؛ اما علی رغم امکانات، به دلیل افراد بازنشسته، تأثیر چندانی در نرخ رشد ندارد. نتایج حاصله برای تمامی استان ها معنادار به دست آمد. علاوه بر این، نتایج تجزیه واریانس نشان داد که پس از 20 دوره، برای تمامی استان ها نرخ تورم بیشترین تأثیر (به استثنای اثر خود متغیر) را بر روی نرخ رشد جمعیت روستایی داشته و ضریب جینی در اکثر استان ها دارای کمترین اثر بر این متغیر بوده است.
اقتصادسنجی اثرات گردشگری بر تاب آوری کالبدی روستاهای هدف گردشگری (مطالعه موردی: شهرستان ماهنشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
97 - 116
حوزههای تخصصی:
بدین جهت در این مطالعه هدف تحلیل اثرات گردشگری بر تاب آوری سکونتگاه های روستایی است چراکه رونق و توسعه گردشگری در این مناطق روستایی باعث تغییرات کالبدی در سطح روستا گردشگرپذیر می شود؛ و این پژوهش با روش علی - معلولی به دنبال تهیه مدلی برای تبیین تأثیر گردشگری بر بهبود تاب آوری سکونتگاه های روستاهای منتخب شهرستان ماهنشان است که در پژوهش حاضر تاب آوری به عنوان متغیر وابسته و گردشگری به عنوان متغیر مستقل است؛ همچنین گردشگری شامل تعداد متغیرهایی از جمله سهم نسبی اشتغال مستقیم گردشگری از کل اشتغال، نرخ بازدید مجدد، نسبت نفوذ گردشگران، کسب وکارهای گردشگری متعلق به افراد بومی، نسبت خانوار ساکن به خانه های دوم، درصد اعتبارات گردشگری است. از سویی داده های گردآوری شده از مراکز رسمی در بازه زمانی 1375 تا 1399 هستند که با استفاده از روش رگرسیون داده های تابلویی (پانل) به وسیله نرم افزار آماری ایویوز ورژن 13 به تجزیه وتحلیل روستاهای موردنظر پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد گردشگری دایره گسترده ای فرصت ها را در تمام ابعاد ایجاد می کند. تأثیر گردشگری از بین جنبه های مورد بررسی بر تاب آوری کالبدی با ضریب (69/0) است همچنین از بین هفت متغیر کلیدی و تأثیرگذار در افزایش تاب آوری کالبدی پنج متغیر (سهم نسبی اشتغال مستقیم گردشگری از کل اشتغال، نرخ بازدید مجدد، نسبت نفوذ گردشگران، کسب وکار گردشگری متعلق به افراد بومی، درصد اعتبارات گردشگری) تآثیر معنی داری بر تاب آوری کالبدی داشتند. در نتیجه باتوجه به نتایج، تقویت گردشگری سبب افزایش تاب آوری کالبدی مناطق گردشگری می شود و می تواند کلید توسعه روستایی باشد که با افزایش مداوم جریان حضور گردشگران سبب بهبود ظرفیت انعطاف پذیری و استحکام بیشتر جامعه روستایی می شود.
تأثیر فعالیت های بازاریابی شبکه های اجتماعی بر بازگشت مجدد گردشگران روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
217 - 245
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی آثار بازاریابی شبکه های اجتماعی بر تمایل گردشگران روستایی به بازدید مجدد از اقامتگاه های بوم گردی در استان گلستان انجام شد و نقش میانجی آگاهی از برند و آگاهی از ارزش اقامتگاه های بوم گردی را ارزیابی نمود. روش تحقیق ازنظر گردآوری داده ها، توصیفی - پیمایشی و از نوع همبستگی است و از لحاظ هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل گردشگرانی است که به اقامتگاه های بوم گردی در شرق استان گلستان مراجعه کرده اند. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد که حجم نمونه مورد نیاز 384 نفر تعیین شد. در این راستا، با روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس، 400 پرسش نامه توزیع شد که در نهایت 365 پرسش نامه قابل استفاده جمع آوری شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه استاندارد بوده که روایی و پایایی آن پیش از اجرا تأیید شده است. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری بهره گرفته شد. این روش امکان بررسی روابط علی میان متغیرهای پژوهش را فراهم کرده و نقش میانجی آگاهی از برند و آگاهی از ارزش اقامتگاه ها را در ارتباط میان بازاریابی شبکه های اجتماعی و تمایل به بازدید مجدد ارزیابی نموده است. یافته ها نشان داد که بازاریابی شبکه های اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر تمایل گردشگران به بازدید مجدد دارد. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که آگاهی از برند و ارزش اقامتگاه های بوم گردی از طریق بازاریابی شبکه های اجتماعی تقویت شده و این دو متغیر میانجی نقش کلیدی در افزایش تمایل به بازدید مجدد ایفا می کنند. بر اساس نتایج، بازاریابی شبکه های اجتماعی باعث تقویت اعتماد و افزایش تجربه رضایتمندانه گردشگران شده که این عوامل به طور مستقیم تصمیم آن ها برای بازدید مجدد را تحت تأثیر قرار داده است. پژوهش نشان داد که بازاریابی شبکه های اجتماعی نه تنها ابزاری مؤثر برای جذب اولیه گردشگران است، بلکه نقش قابل توجهی در حفظ و افزایش تمایل آنان به بازگشت دارد. در پایان، پیشنهاد می شود اقامتگاه های بوم گردی در استان گلستان از استراتژی های بازاریابی محتوایی، مدیریت برند و افزایش آگاهی از ارزش خدمات اقامتگاه ها در شبکه های اجتماعی بهره گیری کرده و این اقدامات را به عنوان بخشی از برنامه های توسعه پایدار گردشگری مورد توجه قرار دهند.
مطالعه مردم شناختی روستای دکاموند در شهرستان سلسله با استفاده از رویکرد مونوگرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
59 - 80
حوزههای تخصصی:
دکاموند یکی از روستاهای کوهستانی در شهرستان سلسله و شهر الشتر است که دارای جاذبه های طبیعی منحصربه فرد و مکان های زیارتی می باشد. هدف از این پژوهش مطالعه مردم شناختی روستای دکاموند با رویکرد مونوگرافی در سال 1402 است. پژوهش حاضر به صورت کیفی، از نوع توصیفی با رویکرد مونوگرافی است. محقق با تکیه بر مشاهدات و پژوهش های میدانی که از طریق مصاحبه، مشاهده و عکس برداری انجام شده به گردآوری داده ها پرداخته است. جامعه موردمطالعه شامل کلیه افراد ساکن در روستای دکاموند می باشند. در توصیف ویژگی ها با رویکرد تک نگاری و به منظور شناخت کامل روستا سعی بر آن شده است تا تمامی سطوح تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و محیطی در نظر گرفته شود. در نهایت پیشنهادهایی از جمله ساماندهی گردشگران، آموزش برداشت اصولی و متعارف گیاهان دارویی از جمله موسیر، تأسیس صنایع و شرکت های گیاهی دارویی در منطقه موردمطالعه جهت ایجاد شغل، اجرای تمهیدات لازم جهت تأمین سوخت دامداران و جلوگیری از بوته کنی، طراحی برنامه زمان بندی شده برای ورود به چراگاه ها و استفاده ایلات و عشایر، تغییر شیوه دامداری دام سبک به پرورش گاو شیری اصیل و ... ارائه شد
تاثیر راهبردهای سازگاری بر زیست پذیری خانوارهای روستایی در مقابله با خشکسالی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان باوی از توابع استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: درک و شناخت دقیق از ظرفیت سازگاری در جوامع روستایی این امکان را فراهم می کند تا در موقعیت های اقلیمی گوناگون و منطبق با توانایی های روستاییان، راهبردهایی اجرا شود که به کاهش آسیب های ناشی از خشکسالی و ارتقای زیست پذیری آنان کمک کند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی تاثیر مولفه های ظرفیت سازگاری بر زیست پذیری خانوارهای روستایی در مقابله با خشکسالی انجام شد. روش پژوهش: در این تحقیق از فن پیمایش با رویکرد کمی برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. جمع آوری داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام پذیرفت و مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار SmartPLS برای تعیین تأثیر مولفه های ظرفیت سازگاری بر متغیر وابسته ی زیست پذیری خانوارهای روستایی در شرایط خشکسالی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه سرپرستان خانوارهای کشاورز روستایی در شهرستان باوی استان خوزستان می شود که از بین آنان 347 نفر به روش نمونه گیری سیستماتیک انتخاب شدند. یافته ها: بر اساس یافته های ماتریس راهبردهای سازگاری، به ترتیب تغییر زمان کاشت محصول، تغییر زمان برداشت، استفاده از پس انداز، مبادله کالا به کالا و روی آوردن به فعالیت های غیر زراعی از مهم ترین اقدامات کشاورزان در شرایط خشکسالی شناسایی شدند. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نیز نشان داد که هر پنج فرضیه ی مربوط به دانش، میزان استفاده، وجود منابع و نهاده ها، دسترسی به منابع و مشاوره دریافتی در رابطه با راهبردهای سازگاری بر زیست پذیری خانوارهای روستایی تاثیر مثبت و معنی داری دارد. نتیجه گیری: در این راستا، سرمایه گذاری در توسعه دانش و مهارت های کشاورزان، درک اهمیت مشاوره های ترویجی در تصمیم گیری های هوشمندانه، بهبود دسترسی به منابع و به کارگیری راهبردهای مؤثر برای مقابله با خشکسالی، از مهم ترین توصیه های این پژوهش است.
بررسی و سنجش میزان پایداری اجتماعی مسکن شهری در سکونتگاه های غیر رسمی؛ مطالعه موردی: شهر لوشان، استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸۹
۳۰-۱۷
حوزههای تخصصی:
هدف: مسکن، بخش بسیار بزرگی از کاربری های شهری را به خود اختصاص داده و نقش مهمی را در محیط شهری ایفا می کند. ازاین رو با توجه به آثار گسترده مسکن بر محیط شهری، بخش مسکن نقش بسیار مهمی در زمینه تحقق اهداف توسعه پایدار و پایداری اجتماعی شهری دارد. هدف این پژوهش بررسی و سنجش میزان پایداری اجتماعی مسکن شهری در سکونتگاه های غیررسمی شهر لوشان در استان گیلان است. روش پژوهش: این پژوهش باتوجه به هدف ارائه شده از نوع پژوهش های کاربردی و نیز با توجه به ماهیت و روش آن، از نوع توصیفی تحلیلی است. جهت جمع آوری اطلاعات، از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی شهروندان ساکن در محدوده موردمطالعه (افراد ساکن در سکونتگاه های غیررسمی محله زورآباد) شهر لوشان است؛ لذا حجم نمونه بر اساس جدول استاندارد کرجسی و مورگان، تعداد ۴۴ نفر است که به صورت تمام شماری انجام شده است. در ادامه، اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد همبستگی پایداری اجتماعی با کلیه مؤلفه هایش در سطح اطمینان ۹۵ درصد و میزان خطای ۰۵/۰، همگی دارای همبستگی مثبت هستند. در بین ۶ مؤلفه پایداری اجتماعی؛ مؤلفه های اقتصادی، زیست محیطی و حرکت و دسترسی، رابطه مستقیم و معناداری با پایداری اجتماعی داشته است و می توان گفت این سه مؤلفه بر پایداری اجتماعی اثرگذارند. دراین بین، میان مؤلفه های پایداری اجتماعی، قوی ترین رابطه را مؤلفه حرکت و دسترسی با همبستگی ۶۴۶/۰ و ضعیف ترین همبستگی را مؤلفه کالبدی با همبستگی ۱۵۴/۰ داشته است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سکونتگاه های غیررسمی شهر لوشان فاقد پایداری اجتماعی است؛ به عبارت دیگر، سطح پایداری اجتماعی آن در کمترین حالت قرار دارد.
بررسی وضع موجود و تبیین راهبردهای آسایش اقلیمی در سکونتگاه های بومی روستاهای شهرستان مهاباد (با استفاده از روش ماهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸۹
۱۰۸-۹۳
حوزههای تخصصی:
هدف: در یک بیان کلی، سکونتگاه یک ضرورت اساسی برای انسان در جهت محافظت کردن از شرایط آب و هوایی است. به همین خاطر اقلیم تأثیر زیادی بر شکل ساختمان ها می گذارد. توجه به طراحی همساز با اقلیم، یکی از مسائل مهمی است که می توان با استفاده از وضعیت غالب طبیعی هر منطقه، بهترین شرایط را برای آسایش اقلیمی ساکنان در فصل گرم و سرد سال فراهم نمود. در مقاله حاضر سعی در بررسی و شناسایی راهبردهای مهم در طراحی معماری بومی باهدف نیل به آسایش اقلیمی خانه های بومی روستاهای شهرستان مهاباد شده که مبتنی بر روش ماهانی است. روش تحقیق: این پژوهش با روش تحقیق کمی مورد تبیین قرارگرفته است. ابتدا با استفاده از مشاهدات میدانی، الگوی بناهای بومی روستاهای شهرستان مهاباد در 70 نمونه موردی (اشباع نظری) گردآوری شده و با استفاده از مقیاس های کلی و خرد ازنظر الگوهای شاخصه های فرمی بنا (نظام استقرار، فضای بین ساختمان، ویژگی های فرم پلان، بازشو و مصالح) ارزیابی شدند. سپس از طریق مدل ماهانی پیشنهاد های طراحی اقلیمی در شهرستان مهاباد استخراج و درنهایت شاخصه های فرمی بنا نسبت به پیشنهاد های اصول ماهانی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: به علت گستردگی و پهناوری منطقه موردتحقیق و برای اطمینان از صحت پژوهش از هر دهستان حداقل یک روستا و درمجموع 9 روستای منتخب در حوزه شهرستان مهاباد بررسی گردیده است، روستاهایی که قابلیت و دارای بناهای که بافت نسبتاً ارزشمندی دارند و نسبتاً دست نخورده و ازنظر معماری بومی درخور مطالعه و پژوهش هستند، انتخاب شد. نتیجه گیری: در مرحله آخر نیز، سازگاری الگوهای بومی با توجه به پیشنهاد های اقلیمی ماهانی، دارای اختلاف معنی داری بوده که مثبت بودن این اختلاف حاکی از این بود که سکونتگاه های بومی به لحاظ 2 شاخصه وضعیت بام و فضای بین ساختمان ها با اصول پیشنهادی ماهانی، نامنطبق بوده و سازگاری کامل را ندارند.
پیامدهای روانی کووید 19بر زنان روستایی: درس هایی از همه گیری COVID-19 در زمینه سلامت روان زنان روستایی سرپرست خانوار شهرستان کنگاور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
115 - 131
حوزههای تخصصی:
همه گیری ویروس کرونا اثرات روانی زیادی بر سلامت روان قشرهای آسیب پذیر از جمله زنان سرپرست خانوارهای روستایی گذاشته است. لذا مطالعه حاضر با هدف شناسایی پیامدهای روانی اپیدمی کووید-19 بر این قشر آسیب پذیر روستایی و ارائه درس هایی از همه گیری این ویروس انجام شده است. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و به شیوه فنومنولوژی (پدیدارشناسی) انجام شده است و گروه نمونه متشکل از 24 زن سرپرست خانوار است که به روش هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات این گروه با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. جهت اعتبار پذیری داده ها نیز از روش مثلث سازی استفاده شد. سپس داده ها با روش کلایزی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها منجر به شناسایی 27 مضمون اولیه و 8 مضمون فرعی از پیامدها شد که 7 پیامد اصلی شامل؛ پیدایش مشکلات روحی و روانی، کاهش کیفیت زندگی کاری و بی ثباتی شغلی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری، خود کارآمدی و ترس از آینده را در تجربیات مشارکت کنندگان نشان داد. همه گیری کووید-19 دوران چالش برانگیزی بود که پیامدهای آن تابه حال دامن گیر مردم بوده است . بر این اساس می توان گفت، رویکردها و مداخلات بهداشت عمومی از سوی سازمان ها و ارگان های مرتبط باید با اولویت حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه از جمله زنان سرپرست خانوار باشد و سیاست ها نیز بایستی پاسخگوی نابرابری های جنسیتی و اجتماعی باشند تا زمینه کاهش اثرات منفی همه گیری های جهانی را چه در طول و چه پس از همه گیری فراهم آورد.
بررسی مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی؛ مطالعه موردی: روستای قلعه بالا شاهرود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸۹
۱۴۰-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
هدف: بخش عظیمی از ذخایر کالبد تاریخی و سرمایه های فرهنگی در روستاها قرار دارد و زندگی روستایی با معماری بومی عجین شده است. معماری بومی در سکونتگاه های روستایی، گواهی بر پیشینه معماری و فرهنگ ارزشمند آن سرزمین است، اما در تحولات امروزی ساختار روستاها، به معماری بومی کمتر توجه شده است. لذا شناخت معماری بومی، می تواند زمینه ای را برای مرتفع ساختن نیازهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و توسعه هرچه بیشتر این سکونتگاه های باارزش فراهم نماید و در انتقال فنون معماری و تجارب فرهنگی به دیگر مناطق نیز مؤثر باشد. ازاین رو هدف این پژوهش، بررسی ابعاد و مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی و نمود آن ها در مطالعه موردی روستای قلعه بالا شاهرود است. روش پژوهش: این پژوهش ازلحاظ روش توصیفی-تحلیلی و ازلحاظ هدف کاربردی است. برای این منظور ابتدا با مطالعه اسناد کتابخانه ای، ابعاد معماری بومی و مؤلفه های آن مشخص گردیده و پس از تحلیل محتوا، چهارچوب نظری بیان شده است. در ادامه با مطالعه میدانی و با شیوه تحلیلی، نمود آن در مطالعه موردی روستای قلعه بالا شاهرود موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که ابعاد اقتصادی-معیشتی، اجتماعی-فرهنگی، اقلیمی-محیطی در شکل گیری معماری بومی در سکونتگاه های روستایی مؤثر هستند. در بعد اقتصادی-معیشتی، مؤلفه نوع کارایی و کارکرد، نوع معیشت و وضعیت درآمد و نوع مصالح ساخت و در بعد اجتماعی-فرهنگی، مؤلفه امنیت و آرامش، روابط و تعاملات اجتماعی، حس تعلق خاطر، ارزش و هنجار فرهنگی و در بعد محیطی-کالبدی، مؤلفه ساختار فضایی و کالبدی، آسایش محیطی و هماهنگی اقلیمی، انعطاف پذیری فضایی و عملکردی تأثیرگذار است. نتیجه گیری: ابعاد و مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی در عین واحد بودن، روی یکدیگر تأثیر می گذارند و از هم تأثیر می پذیرند. همچنین بافت و مسکن روستای قلعه بالا شاهرود از تمامی این مؤلفه ها و شاخص های آن تأثیر پذیرفته و معماری روستای قلعه بالا شاهرود نمونه ای از معماری بومی منطبق با اقلیم، فرهنگ و زندگی روستایی است.
نقش گردشگری در توسعه کسب و کارهای روستایی (مطالعه موردی : شهرستان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش شناسایی الگوی گردشگری در توسعه مشاغل روستایی شهرستان همدان و به دنبال ارائه مدلی بهینه از نقش گردشگری در توسعه مشاغل روستایی شهرستان همدان است. روش پژوهش: روش تحقیق مورد استفاده در این مطالعه بر اساس تقسیم بندی های ذکر شده از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ میزان و درجه ی کنترل، میدانی و از لحاظ نحوه ی جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعه کتابخانه ای، و بر اساس ماهیت و روش، از نوع پیمایشی و از نوع تحقیقات توصیفی و غیر تجربی (غیرآزمایشی) می باشد. در این پژوهش40 کارشناس در 40 روستا و 440 خانوار در سه گروه (کارشناسان، ساکنان روستا ، صاحبان کسب و کارها مورد بررسی قرار گرفتند). یافته ها: بر اساس نتایج کسب و کارهای گردشگری در مجموع توزیع جغرافیایی مناسبی ندارند اما بسیاری از مولفه های کسب و کار گردشگری، از ابتدای تاسیس تاکنون با رشد و افزایش کارایی مواجه بودند همچنین نتایج تحلیل عاملی حاکی از آن است که 5 عامل نهایی به عنوان عوامل موثر بر توسعه کسب و کارهای روستایی نمونه مطالعاتی شناخته شده اند. واریانس تجمعی تبیین شده عامل اول (اجتماعی) در نمونه مطالعاتی در حدود 770/26 است که گویای تبیین اثرات گردشگری در توسعه کسب و کار روستایی بوده، عامل دوم (گردشگری) با امتیاز 952/17، عامل سوم (مدیریتی-ارتباطی) با امتیاز 728/16، عامل چهارم (اقتصادی) با امتیاز 162/16 عامل پنجم (کالبدی-زیست محیطی) با امتیاز 214/7 می باشد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد قدرت تبیین کنندگی مدل 92 درصد می باشد و 14 مولفه معنادار بوده اند که با توجه به ضرایب Beta سه مولفه (کالبدی، اقتصادی و سرمایه گذاری) دارای بیشترین تاثیر و اهمیت بوده است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد مولفه های مشارکت اقتصادی، سرمایه گذاری، و کالبدی بهترین مولفه ها و متغییرها برای پیش گویی متغییر وابسته است. همچنین بازاریابی و فروش محصولات و نیز توانمندسازی و آموز ش به خصوص درمورد کسب و کارهای مرتبط با قرش یکی از عوامل مهم موثر بر توسعه کسب و کارهای روستایی می باشد. عوامل یاد شده بیانگر ضرورت توجه به توسعه کسب و کارها با رویکرد توسعه زنجیره تامین و ارزش می باشد.
ارزیابی اقتصادی عملکرد و خصوصیات زراعی گیاهان دارویی در مناطق روستایی سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
27 - 44
حوزههای تخصصی:
با توجه به محدودیت منابع آبی و تداوم کم بارشی و خشکسالی های اخیر در منطقه سیستان، توسعه کشت گیاهان اقتصادی و کم آب بر و نیز تقویت صنایع تبدیلی با هدف افزایش درآمد کشاورزان و حفظ ماندگاری در منطقه بسیار حیاتی و ضروری است. این پژوهش با هدف ارزیابی اقتصادی عملکرد و خصوصیات زراعی گیاهان دارویی در مناطق روستایی سیستان انجام شد. اطلاعات تحقیق از طرح های پژوهشی در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی سیستان در دو روستای ده بلند و زهک به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش های اقتصاد مهندسی و معیارهای ارزش فعلی خالص و نسبت منفعت به هزینه انجام شد. همچنین برای تصمیم گیری در اولویت بندی گیاهان دارویی بر اساس نقطه نظر بهره برداران از روش خاکستری به عنوان یکی از روش های تصمیم گیری چند شاخصه استفاده شد. نتایج نشان داد نسبت منفعت به هزینه گیاهان دارویی اسفرزه، سیاه دانه و زنیان به ترتیب 5/37، 4/7 و 4/6 بود. ازاین رو با توجه به مثبت بودن این نسبت در منطقه کلیه گیاهان دارویی مورد بررسی ازنظر اقتصادی مقرون به صرفه هستند و می توانند در ایجاد تنوع کشت و افزایش درآمد مؤثر باشند. علاوه بر این گیاه دارویی اسفرزه با نسبت منفعت به هزینه 5/37 اقتصادی ترین محصول انتخاب شد. همچنین نتایج نشان داد مهمترین اولویت بندی گیاهان دارویی از دید بهره برداران به گزینه های مناسب بر اساس شاخص آنتروپی، افزایش بهره وری و راندمان آبیاری، کم آب بر، افزایش درآمد، امید به زندگی، ماندن در روستا و افزایش اشتغال است. ازاین رو در صورت فراهمی آب مطمئن در طول دوره، بازاریابی و بسته بندی مناسب برای ارائه در بازار و فراهمی بستر مناسب فراوری، گیاهان دارویی در ایجاد اشتغال مولد از طریق ایجاد صنایع وابسته می توانند تحولی بزرگ در منطقه رقم زنند. بر این اساس ضمن پیشنهاد برنامه ریزی ترویجی برای آموزش مستمر کشاورزان در افزایش بهره وری این محصولات، با توجه به سودآوری آن ها، برنامه ریزی برای احداث واحدهای فراوری محصولات یاد شده در منطقه توصیه می شود.
The Role of Vocational Education and Training (VET) in Preparing Rural Youth for the Labor Market in Isfahan Province, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose- The model of sustainable human development goes beyond sustainable development and has been adopted as the global development charter for the twenty-first century. Development should consider the needs of the current generation in addition to being sustainable. The impact of empowering members of society, particularly educated youth, can be significant. Skills-oriented and applied scientific training deals with aspects of human resource capabilities that are developed based on knowledge, skills, and attitudes. The implementation of applied scientific education in a way that is useful in the direction of economic development is critical. Assessing the need of society for a type of education that can be useful is important, but so is the method of providing that education. Design/methodology/approach- One of the research's key questions is whether graduates of applied scientific education were successful in achieving their goals of economic development and job acquisition. The students at the Applied Science University are the focus of this research. The challenges of a lack of suitable businesses, as well as the existence of skill training centers that operate in the three sectors of agriculture, services, and industry, are the reasons for choosing this province. They can help the people. A questionnaire-based survey is the research method used in this study. Students from scientific research centers and theoretical foundations were asked to answer questions on a questionnaire designed to achieve the research objectives. Finding- According to the surveys conducted, only 3.24% believe that the current skill education system is adjusted and designed with the characteristics of the rural community, as well as improving skills and improving social life conditions, respectively 4.04 and 3.99% of the most important motivations for studying in applied scientific universities based on the results of the analysis were based on the information collected from supplementary questionnaires. In addition to that, the examination of the efficiency and performance of the skill training system in different dimensions (curriculum and content, facilities and equipment) shows that "attachment and sense of belonging", "strengthening of urban behavior" and "desire of young people to transform from village to city" are three It is a case where the respondents believe that applied science education contributed to their improvement.
واکاوی مفهوم انسجام سرزمینی و کاربست آن در استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸۹
۶۸-۵۳
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به در دست انجام بودن مطالعات بازنگری طرح آمایش سرزمین استان فارس، می توان از مفهوم «انسجام سرزمینیِ» اتحادیه اروپا برای هدف گذاری و سنجش سطح انسجام در شاخص های موردپذیرش در دوره های گذشته استفاده کرد تا امکان سیاست گذاری بهتر برای آینده فراهم شود. با بررسی طرح های آمایشی و منطقه ای در استان فارس به دلیل ماهیت متعارض در اهداف طرح ها و نامتناسب بودن با شرایط موجود و فقدان مسیر مشخص و حالت بینابینی در شرایط گذار، ضرورت طرح چنین مفاهیم کلانی وجود دارد تا علاوه بر شکل گیری نگرش سیاسی همه جانبه نگر، امکان تثبیت موقت مفهوم در جهت کنش عمومی و امکان سنجش پذیری و ارزیابی فراهم شود. «انسجام سرزمینی» که در اسناد رسمی اتحادیه اروپا به عنوان اصول استراتژیک هم اهمیت با اصول لیسبون و گوتنبرگ مطرح شد، نمونه ای از چنین مفاهیمی است که در این پژوهش مورد واکاوی قرار گرفته و به کاربست آن در استان فارس پرداخته شده است. روش پژوهش: به منظور عملیاتی کردن مفهوم انسجام سرزمینی، ضرورت پرداختن از طریق تلفیق لنزهای ذات گرا/عملگرا و پوزیتیویستی/برساخت گرا وجود دارد، در این راستا در مطالعه حاضر از ساختار روش شناسی پروژه INTERCO -که به منظور تدوین شاخص های انسجام سرزمینی توسط ESPON به کار گرفته شد- استفاده گردید. رویکرد برساخت گرای مشارکتی به کاررفته ضمن اطمینان از محاسبه پذیری شاخص ها، انعطاف پذیری بیشتری جهت تثبیت موقت مفهوم ایجاد می کند. در این فرایند خلأ میان هدف گذاری سیاسی، فرایند علمی و تصمیم گیری سیاسی کاهش می یابد. یافته ها: با توجه به اینکه به طور مستقیم از مفهوم انسجام سرزمینی در طرح ها و اسناد استان فارس استفاده نشده است، با مرور الزامات، چشم اندازها، اهداف و راهبردهای اسناد از طریق تحلیل محتوای کیفی، مقوله ها و تم ها استخراج گردیدند؛ به طور موازی معیارها و شاخص های مورداستفاده در خصوص انسجام سرزمینی از مبانی نظری گردآوردی گردید و در اختیار متخصصین قرار داده شد. تم ها در مواردی با یکدیگر رقیب، غیرهمسو و یا در تعارض هستند که بحث و چانه زنی بر سر آن ها در کارگاه ها انجام گرفت (درمجموع سه کارگاه) و با عبور از فیلتر معیارهای مفهوم انسجام سرزمینی (مورداستفاده INTERCO)، چهار هدف سرزمینی کلان برای استان فارس مطرح و شاخص های سنجش هریک از اهداف و جهت مطلوب تغییرات موردتوافق قرار گرفتند. درنهایت وضعیت هر شاخص با محاسبه هم گرایی سیگما سنجیده شد تا وضعیت انسجام در هر یک از شاخص ها مشخص شود. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد از میان 35 شاخص بررسی شده، 14 شاخص در در وضعیت هم گرایی قرار دارند. همچنین فقدان داده جهت سنجش شاخص های محورهای حکمروایی، همکاری سرزمینی و کیفیت محیط زیست در مقیاس شهرستان روبه رو بوده ایم که ضرورت تعریف شاخص ها و سنجش آن ها در طرح های آتی را نشان می دهد.
شناسایی چالش های موثر بر شکل گیری کسب و کارهای دانش بنیان (با تاکید بر سناریوهای توسعه و تجاری سازی در مناطق روستایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف شناسایی چالش های موثر بر شکل گیری کسب وکارهای دانش بنیان با تاکید بر توسعه و تجاری سازی آن ها در مناطق روستایی با استفاده از رویکرد ماتریس اثرات متقابل و روش سناریونگاری انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، پیمایشی از نوع کیفی است. نمونه آماری این پژوهش را طبق اصل کفایت (اشباع) نظری 75 نفر از صاحبان مشاغل روستایی و 25 نفر از خبرگان تشکیل می دهند. یافته ها: با روش تحلیل محتوا 54 چالش در شش دسته شامل عوامل «مدیریت منابع انسانی»؛ «مالیات و گمرک»؛ «بازاریابی و فروش»؛ «مجوزدهی و نظارت»؛ «مشکلات مالی و بازار عرضه و تقاضا» و «نظام مالکیت فکری»)، شناسایی شد که از میان آنها 44 چالش به کمک تکنیک دلفی فازی پایش شد. تاثیرگذاری متغیرهای مؤثر با استفاده نرم افزار MICMAC به طور مستقیم سنجش شد و حول محور آن ها سناریوهای آینده تجاری سازی کسب وکارهای دانش بنیان روستایی ایران بوسیله نرم افزار Scenario Wizard استخراج گردید. با توجه به یافته های تحقیق، از مجموع 12 سناریوی شناسایی شده، سناریوی هفتم مطلوب ترین حالت ممکن را به خود اختصاص داد. در این سناریو، تمامی پیشران ها در حالت وضعیت مطلوب قرار دارند و تنها دو سناریوی "استفاده از نظرسنجی ها جهت اطلاع از سلیقه و باور مشتری (E2)" و "استفاده از پلتفرم ها و کانال های متعدد برای تبلیغات"(F2) در وضعیت بینابین قرار دارند. نتیجه گیری: سناریوی طلایی استخراج شده در پژوهش، حول محور تربیت نیروهای حرفه ای و مسئله یاب و خلاق جهت مقابله با ریسک های بی ثبات کننده تجاری سازی کسب و کارهای دانش بنیان روستایی می چرخد.
Investigating the Role of Livestock Products Production in the Spatial Organization of Houses in the Historical Village of Liqvan, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
65 - 85
حوزههای تخصصی:
Purpose- This research attempts to analyze the role of livestock production in the spatial organization of the houses in Liqvan village that is one of the famous rural areas at the national level in Iran, and it owes most of its fame to the dairy products produced there (especially cheese). Design/methodology/approach- This study has been carried out in two sections: library and field studies. The theoretical part is done from available and accessible library resources (including books, magazines, articles, and authoritative sites). The field part is done using the "phenomenology" method. Findings- Studies show that in the traditional livelihood period, the role of livelihood was influential in the formation and spatial composition of the houses in this village, and the old living spaces of Liqvan were shaped to respond to the functions, with appropriate internal divisions, to provide long-term living facilities. However, along with the contemporary wave of modernization and changes in the needs of the present era, and especially the significant shift in income from traditional activities to mass dairy production, in the newly built houses, the residential spaces have often been converted into living spaces that do not have much affinity with local customs and traditions and do not have compatibility with the native architecture. Original/Value- Given the significant changes in the livelihoods of rural communities, it is crucial to implement strategies for developing and regenerating villages like Liqvan. This includes stabilizing rural centers, creating production and promoting income centers, and revising development strategies and policies. The focus should be on leveraging local potentials. The study also advocates introducing new productions and reviving past activities and services through production clusters with technical and specialized consultations. Furthermore, the preservation of indigenous architecture and the regeneration of local spaces can contribute to the growth of the tourism industry in the village.
طراحی الگوی عوامل اثرگذار بر توسعه کارآفرینی روستایی با رویکرد فرا تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کارآفرینی با ایجاد فرصت های شغلی، تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی، پیش زمینه اساسی برای ارتقای سطح توسعه جامعه است. اما باید توجه داشت که شکل گیری کارآفرینی به ویژه کارآفرینی روستایی نیازمند فراهم بودن و ایجاد بسترهایی است که بتوانند موجب ایجاد یک اکوسیستم مطلوب و حمایت کننده توسعه کارآفرینی و موفقیت کارآفرینان شود. بر این مبنا، در این تحقیق هدف، شناسایی عوامل اثرگذار بر توسعه کارآفرینی روستایی با به کارگیری روش فراتحلیل و نرم افزار CMA3 می باشد. روش پژوهش: جهت انجام این پژوهش کلیه مقالات در بازه زمانی 12 سال اخیر در نشریات کشور، از طریق پایگاه های عملی معتبر با استفاده از کلیدواژه های مرتبط با عنوان تحقیق، موردبررسی قرارگرفته اند و 13 مقاله پژوهشی و 2 پایان نامه دانشگاهی که از معیارهای ورودی برخوردار بودند، انتخاب شدند که اطلاعات 11 عامل و 343 متغیر به فراتحلیل وارد شدند. یافته ها: نتایج نشان داده از مجموع متغیرها، 175 متغیر در مطالعات مختلف 50 بار تکرار شده اند که 8 مورد (16 درصد) دارای اندازه اثر کمتر از 3/0، 37 موردی (74 درصد) دارای اندازه اثر بین 3/0 تا 5/0 درصد و 5 مورد (10 درصد) دارای اندازه اثر بالاتر از 5/0 بوده اند. همچنین در بین عوامل اثرگذار بر توسعه کارآفرینی روستایی، عوامل با اندازه اثر کم و متوسط هرکدام 9 درصد و 82 درصد دارای اندازه اثر زیاد بوده اند. لازم به ذکر است که در بین عوامل 11 گانه 7 عامل (فردی، اقتصادی، اجتماعی، محیطی، زیرساختی، آموزشی و نهادی) پرتکرارترین عامل ها شناخته شدند. در عامل های فردی متغیرهای (حس رقابت جویی، شوق و تحمل ابهام)، اقتصادی (تولید و بازاریابی، دسترسی به تسهیلات و حمایت های دولتی)، اجتماعی (تعلق مکانی، سازمان های مردم نهاد و امنیت اقتصادی)، عامل محیطی (دسترسی به زمین و آب و محیط طبیعی مناسب)، زیرساختی (زیرساخت های فیزیکی، فضای کسب وکار و دسترسی به بازار)، آموزشی (آموزش های ترویجی) و در عامل نهادی متغیرهای (نهادسازی، پوشش رسانه ای کارآفرینی روستایی و قوانین کارآفرینی)، بیشترین اندازه اثر را به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: مرور مطالعات با رویکرد فراتحلیل بیانگر آن است کارآفرینی روستایی برای شکل گیری تحت تأثیر عوامل مختلفی است. در این تحقیق با رویکردی ترکیبی نتایج تحقیقات مختلف، عوامل و متغیرهای اثرگذار بر اساس ضریب اندازه اثر اولویت بندی شده اند و بر اساس آن مدل کارآفرینی روستایی ترسیم شده است.
ارتقای حس محلّه در فضاهای همگانی مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر؛ مطالعه موردی: مسکن مهر شهر جدید صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸۹
۱۲۴-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
هدف: در روند شهرنشینی معاصر، مجتمع های مسکونی نقش غیرقابل انکاری در رفع نیاز سکونتی شهروندان ایفا می کنند. از این میان، بسیاری از مجموعه های مسکونی استطاعت پذیر به دلیل صرفه جویی در هزینه های ساخت، فاقد امکانات تفریحی و اجتماعی مناسب هستند که تأثیر منفی بر سرزندگی اجتماعی ساکنان خواهد داشت. کاهش چشم گیر روابط اجتماعی در دهه های اخیر درون جامعه و به طور ویژه میان همسایگان در مجتمع های مسکونی موجب کاهش تعاملات سازنده میان شهروندان شده است؛ ازاین رو حس محلّه جایگاه ویژه ای در بررسی های مرتبط با کیفیت زندگی شهری پیدا کرده است. با توجه به اینکه حس محلّه مفاهیمی همچون احساس رضایت از زندگی، احساس عضویت در یک گروه، پویایی اجتماعی، و نیز احساس مشترک بودن دغدغه های میان اعضای یک جامعه را در خود دارد، ارتقای حس محلّه در مجموعه های مسکونی جز از طریق طراحی و ارتقای کیفیت فضای همگانی جهت افزایش میزان تعاملات سازنده میان استفاده کنندگان از آن ها میسر نخواهد بود. روش پژوهش: این پژوهش که به روش طراحی شهری شواهد محور صورت پذیرفته است و در آن مبانی نظری به روش مطالعه کتابخانه ای و نیز اطلاعات موردنیاز از طریق فن تحلیل انگاشت رفتاری و نیز پرسش نامه گردآوری شده اند، به دنبال شناسایی شاخص های طراحی مؤثر بر حس محلّه در مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر است تا با توجه به نظرات و رفتار ساکنین در فضای همگانی مجتمع از طریق شاخص های تبیین شده به ارتقای حس محلّه بپردازد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که ارتقای کیفیت فضاهای باز همگانی در مجتمع های مسکونی به تقویت حس محلّه و افزایش تعاملات اجتماعی و حضورپذیری منجر می شود. ساکنان این مجتمع ها رضایتی نسبی از فضاهای همگانی دارند، اما کمبودهای قابل توجهی نیز در محیط فیزیکی مشاهده می شود که در بسیاری از موارد، نظرات مشترک میان ساکنان به وضوح بیان شده است. نتیجه گیری: تقویت حس محلّه، متأثر از شرایط محیطی و طراحی شهری فضای همگانی، موجب افزایش تعامل اجتماعی و درنهایت کیفیت زندگی در مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر می شود.
تحلیل عوامل پیش برنده توسعه اشتغال زنان روستایی در شهرستان شوشتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
193 - 216
حوزههای تخصصی:
توسعه اشتغال زنان روستایی به عنوان یکی از مهمترین راهبردهای توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و ارتقای رفاه در جوامع روستایی در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. بااین حال، زنان روستایی در شهرستان شوشتر همچنان با چالش هایی نظیر محدودیت دسترسی به منابع مالی، آموزشی و فناوری، کمبود فرصت های شغلی پایدار و ضعف در حمایت های نهادی و زیرساختی مواجه هستند. این موانع نه تنها باعث کاهش مشارکت اقتصادی زنان شده، بلکه توسعه پایدار روستایی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس، شناسایی و تحلیل عوامل پیش برنده اشتغال زنان در منطقه می تواند به طراحی سیاست ها و برنامه های کارآمد برای بهبود شرایط اشتغال و توانمندسازی آنان کمک کند. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی - تحلیلی است که رویکرد حاکم بر آن، کمی و کیفی است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش از روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مدل از شاخص های برازش مناسب برخوردار است و بر همین اساس مورد تأیید قرار گرفت. به عبارت دیگر، عوامل پیش برنده شناسایی شده در پژوهش بر اشتغال زنان روستایی تأثیر معناداری دارند و مدل تأیید شده نیز بیانگر این امر است. در این میان، عوامل نهادی نسبت به سایر عوامل تأثیر بیشتری دارد. پس ازآن، به ترتیب عوامل فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و محیطی در رتبه های بعد قرار دارند.