فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
388 - 408
حوزههای تخصصی:
برندسازی گردشگری روستایی به عنوان یک ابزار کلیدی در جذب گردشگران و توسعه پایدار این حوزه، نقشی حیاتی در ارتقای گردشگری کشورها ایفا می کند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل پیشران برندسازی گردشگری روستایی در ایران، به ویژه از دیدگاه خبرگان این حوزه، انجام شده است. برای گردآوری داده ها، از 20 مصاحبه نیمه ساختاریافته با افراد متخصص و آگاه در این زمینه استفاده شد. سپس داده ها از طریق روش تحلیل محتوای کیفی و طی دو مرحله کدگذاری باز و محوری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق حاکی از شناسایی 32 عامل پیشران در قالب شش عامل اصلی است که می توان آنها را به دسته های اجتماعی فرهنگی، اقتصادی، مدیریتی، ارتباطی تبلیغاتی، طبیعی جغرافیایی و زیرساختی تقسیم کرد. این یافته ها می توانند به سیاست گذاران و برنامه ریزان کمک کنند تا با بهره گیری از این عوامل و تحلیل دقیق تر آنها، استراتژی های مؤثرتری برای برندسازی گردشگری روستایی طراحی کنند. به ویژه در کشوری مانند ایران که پتانسیل بالایی در گردشگری روستایی دارد، توجه به این عوامل می تواند به ایجاد هویت برند قوی تر و جذب گردشگران بیشتر کمک کرده و در نهایت به توسعه پایدار این صنعت منجر شود.
بررسی ارتباط کارآفرینی روستایی و رفاه مالی خانواده و بازآفرینی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1 - 22
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی روستایی به عنوان یک فرایند مهم در توسعه پایدار مناطق روستایی و افزایش کیفیت زندگی و کاهش مهاجرت به شهرها مطرح می شود. کارآفرینی روستایی نیز به عنوان یک عامل کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی از جمله ایجاد اشتغال، کاهش مهاجرت و توسعه پایدار، نوآوری و تنوع اقتصادی می تواند اهمیت ویژه ای در بازآفرینی روستایی ایفا می کند. بر همین اساس این مطالعه به ارتباط سرمایه اجتماعی و رفاه مالی بر بازآفرینی روستایی می پردازد. پژوهش حاضر، ازنظر روش تحلیل از نوع توصیفی- همبستگی مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری و با توجه به هدف از نوع کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل 124 روستای منتخب دهستان های بکشلوچای، ترکمان و باش قلعه از بخش مرکزی شهرستان ارومیه بودند. پرسش نامه در میان 160 نفر از افراد با تحصیلات دانشگاهی (حداقل کاردانی) و دارای رفاه نسبی مالی که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار بودند توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها با شیوه مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد و نتایج برای آزمون مدل و بررسی فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها نشان داد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفه های کارآفرینی روستایی (توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی و فرهنگی و تحلیل وضعیت اقتصادی و اجتماعی) و نیز رفاه مالی با بازآفرینی روستایی وجود دارد. به طور خلاصه، این پژوهش بر اهمیت عامل رفاه و کارآفرینی روستایی جهت بهبود و بازآفرینی روستایی تأکید دارد. بنابراین وجود برخی سیاست های خاص دولتی در راستای افزایش رفاه مالی و سرمایه اجتماعی درزمینه بازآفرینی روستایی سودمند است.
تأثیر ویژگی های سفر و محیط زیست روستا بر مدت زمان اقامت گردشگران در روستای شیوند شهرستان دزپارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخص های مهم در راستای توسعه گردشگری روستایی، مدت زمان اقامت گردشگران است. این شاخص به عوامل گوناگونی وابسته است. مسائل بهداشتی و به طور کلی محیط زیست روستا، از یکسو برای گردشگران مهم و از سوی دیگر سبب ایجاد جاذبه های مطلوب و با کیفیت بهتر در روستا می شود. در این پژوهش هدف، سنجش تاثیر ویژگی های محیط زیستی روستا بر مدت زمان اقامت گردشگران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات پیمایشی با استفاده از ابزار پرسش نامه است. روایی پرسش نامه از طریق نخبگان انجام و پایایی نیز با آلفای کرونباخ بیشتر از 79/0 تایید شد. جامعه آماری تحقیق را گردشگران وارد شده به روستای شیوند در طی دوره زمانی تابستان 1402 تشکیل داده اند که در مجموع 250 نفر به صورت تصادفی مورد مطالعه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل در نرم افزار spss و AMOS و با آزمون آماری و مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. نتیجه آزمون دوجمله ای نشان داد که در میان ویژگی های سفر، متغیرفاصله و موقعیت جغرافیایی در سطح کمتر از 05/0 و میانگین 028/4، بیشترین تاثیر را در مدت اقامت گردشگران ایفاء نموده است. نتیجه مدل رگرسیونی نشان داد که ویژگی های محیط زیستی روستا بر مدت زمان اقامت گردشگران دارای تاثیرگذاری 69 درصد بوده اند. بر اساس نتایج مدلسازی معادلات ساختاری، بیشترین تاثیرگذاری بر مدت زمان اقامت گردشگران از لحاظ ویژگی های محیط زیستی، شامل توجه و حساسیت مردم محلی به محیط زیست روستا با تبیین 81/0، مدیریت مطلوب پسماند و زباله روستا با تبیین 79/0 و همچنین وجود اقامتگاه سازگار با محیط زیست روستا با تبیین 78/0 بوده است.
تأثیر توسعه اکوتوریسم بر توانمندسازی زنان روستایی منطقه الموت غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
183 - 201
حوزههای تخصصی:
با توجه به وجود نابرابری های جنسیتی که عمدتاً در بسیاری از جوامع علیه زنان دیده می شود، بحث توانمندسازی آن ها در سال های اخیر اهمیت خاصی یافته است که در این زمینه نیاز به تحقیقات بیشتری می باشد، لذا با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر توسعه اکوتوریسم بر توانمندسازی زنان روستایی منطقه الموت غربی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش را زنان روستایی بخش الموت غربی قزوین تشکیل دادند که با توجه به پراکندگی روستاها و تعداد زیاد آن ها، 9 روستا (از هر دهستان 3 روستای هدف گردشگری) به عنوان روستای نمونه انتخاب شدند. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 283 نفر به دست آمد که به 290 نفر ارتقاء داده شد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش های آماری هم چون T تک نمونه ای، پیرسون، رگرسیون چندگانه و آزمون ناپارامتری دوجمله ای در نرم افزار SPSS استفاده گردید. نتایج نشان داد که توسعه اکوتوریسم در توانمندسازی اقتصادی زنان روستاهای منطقه الموت غربی با میانگین 47/3، توانمندسازی اجتماعی با میانگین 42/3 و توانمندسازی زیست محیطی با میانگین 32/3 تأثیر داشته ولی اثرات آن در توانمندسازی روانی زنان روستایی با میانگین 18/3 کمتر می باشد. همچنین زنان روستاهای جوینک، پررود و سفیدآب بیشترین و زنان روستاهای بلکان، کامان و دستجرد سفلی کم ترین تأثیرپذیری را از توسعه اکوتوریسم در منطقه داشته اند. بنابراین با توجه به تأثیر توسعه اکوتوریسم در توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی زنان روستایی، ارائه آموزش های اکوتوریستی و گردشگری به صورت دوره ای به آن ها، هم نسل جدید را دعوت به تلاش خواهد کرد و هم نیازهای اکوتوریست ها برای جامعه محلی بهتر شناسایی می شود.
تدوین الگوی شهر بیوفیلیک در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد روز افزون توسعه شهرها و بهره کشی از زمین و طبیعت امروزه یکی از مهم ترین دغدغه های بشری شده است. این روند در دهه های اخیر باعث شد تا جریان های جدیدی در خصوص حفاظت از محیط زیست، توسعه پایدار و مباحثی همچون رد پای اکولوژیک، بهینه سازی در مصرف انرژی و روی آوری به انرژی های نو و تجدید پذیر مطرح شود. از آنجا که این موضوعات به طور اخص به شهر و شهرسازی مربوط می شد، خیلی زود اندیشمندان شهری و برنامه ریزی شهری را نیز دغدغه مند ساخت. به طوریکه سیل عظیمی از تحقیقات در خصوص توسعه پایدار شهری و مباحثی از این دست صورت گرفت. یکی از این نظریه ها که علاوه بر وجه محیطی آن به ویژگی های ذهنی انسان نیز توجه بسیاری داشته است، نظریه شهر بیوفیلیک بوده است. از اینرو هدف مقاله حاضر تدوین الگوی شهر بیوفیلیک اصفهان براساس شاخص های مستخرج از مطالعات جهانی در خصوص شهر بیوفیلیک بوده است. روش تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است و برای شناسایی پهنه ها(یا محلات) مستعد توسعه بیوفیلیک در شهر اصفهان از مدل های آماری و گرافیک مبنا، خوشه بندی و تحلیل عاملی در تلفیق با محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی GIS استفاده شده است. یافته های این پژوهش در مرحله اول الگوی خاص شهر بیوفیلیک برای شهر اصفهان نشان می دهد که به طور کلی راهبردهایی را در بستر مکانی شهر اصفهان پیشنهاد می دهد. در مرحله دوم رتبه بندی محلات شهری از منظر شهر بیوفیلیک مشخص کرده است و در مرحله سوم خوشه بندی محلات شهر اصفهان بر اساس اصل همگنی در ویژگی های بیوفیلیک است که محلات شهر اصفهان را به 10 خوشه تقسیم بندی شده است. نتایج نشان می دهد محدوده های ناژوان و محله های نقش جهان، چرخاب، عباس آباد از نظر ویژگی های شهر بیوفیلیک از سایر محدوده ها برخوردارتر و هماهنگ تر هستند.
تدوین سناریو های توسعه شهر شاندیز با تأکید بر نظریه شهر اکولوژیک در افق 1410(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضعف زیرساختهای لازم برای ایجاد شهرهای اکولوژیک در کشورهای در حال توسعه از یک طرف و عدم اطمینان ناشی از مشکلات محیطی، پیشبینی آینده را با مشکل مواجه کرده است به گونهای که برنامهریزی سنتی دیگر قادر به پاسخگویی نیست. ولی میتوان از روش سناریونویسی در جهت پیشبینی آینده و تبیین جایگزینهای ممکن در شرایط متفاوت استفاده کرد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف توسعه سناریو های محتمل در شکل گیری شهراکولوژیک در شهر شاندیز ستاره گردشگری استان خراسان رضوی، و ارائه راهبرد هایی در جهت رسیدن به شهر اکولوژیک در افق 1410 است. روش پژوهش بر اساس روش ماتریس سناریو می باشد.برای رسیدن به این هدف 6 گام اصلی سناریو نویسی دنبال شد که در این راستا مطالعات کمی و کیفی صورت گرفت. در ابتدا در قالب پرسشنامه ( در دو بعد درجه تاثیر گذاری و عدم قطعیت) از 24 نفر از متخصصین در حوزه شهر اکولوژیک در مشهد نظر خواهی شد و به وسیله آزمون های آماری توصیفی و استنباطی نظیرFriedman عوامل موثر اولویت بندی و سپس پیشرانهای بحرانی شکل دهنده سناریو ها تعیین شد و در جهت تعیین منطق سناریو ها، توسعه سناریوها، بررسی پیامدها و همچنین تعیین راهبردها با ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته با 15 نفر از متخصصین که به روش اشباع نظری انتخاب شدند مصاحبه به عمل آمد. نتایج تحقیق نشان میدهد که سه سناریوی ستاره گردشگری اکولوژیک، شهر گردشگری ماشین مدار ناپایدار و جنگل آهن برای آینده شهر شاندیز در رابطه با شهر اکولوژیک قابل تصور است. در نهایت، راهبردهایی جهت رسیدن شهر شاندیز به سناریو مطلوب ارائه گردیده است.
آینده نگاری مقاصد گردشگری ورزشی بر اساس رهیافت سناریو (مطالعه موردی: استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
147 - 162
حوزههای تخصصی:
عدم توجه به آینده در سیاست های گردشگری کشور و اصرار بر الگوی «برنامه ریزی بر اساس وضع موجود» باعث شده است تا سیاست هایی بسیار ناکارآمد برای مدیریت مقاصد گردشگری ورزشی اتخاذ شود. لذا هدف این مطالعه تحلیل آینده مقاصد گردشگری ورزشی بر اساس شناسایی عوامل و پیشران های منتهی به سناریوهای محتمل و ممکن تا افق زمانی 1410 می باشد که از طریق یک مطالعه موردی در استان اصفهان انجام شده است. روش تحقیق این مطالعه، از نوع پیمایشی است. داده ها با استفاده از سه روش مصاحبه، مرور ادبیات نظری و پرسشنامه های وزن دهی شده گردآوری شد. جامعه آماری شامل 14 نفر از متخصصین حوزه گردشگری ورزشی بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از روش های تحلیل ساختاری و تحلیل سناریو انجام گردید. یافته ها نشان داد سیستم گردشگری ورزشی استان اصفهان یک سیستم ناپایدار با 16 سناریو می باشد که شامل دو سناریوی غیرمحتمل، هفت سناریوی ناسازگار، دو سناریو با احتمال وقوع ضعیف، سه سناریوی با احتمال وقوع متوسط و دو سناریو با احتمال وقوع قوی است. سناریوی ششم محتمل ترین سناریو برای آینده 10 ساله استان اصفهان است. بر اساس این سناریو، سرمایه گذاری در زیرساخت های گردشگری ورزشی در حالت راکد یا رو به کاهش بوده و سیاست گذاری هوشمندانه ای برای توسعه انواع گردشگری ورزشی وجود نخواهد داشت. بر این اساس، فقدان سیاست گذاری واحد و منسجم با قابلیت به روزرسانی مداوم و پویا در سطح ملی، منجر به آسیب پذیر شدن مقاصد گردشگری ورزشی استان اصفهان شده است. لذا مهمترین راهبردها و اقدامات برنامه ریزانه آینده، بایستی حول محور «سیاست گذاری در سطح استانی» متمرکز شود.
ارزیابی اثرات مخاطرات طبیعی بر ساختار کالبدی شهرها، مطالعه موردی: شهر جدید لار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
79 - 94
حوزههای تخصصی:
طبق گزارش سازمان ملل متحد، ایران در سال 2003 از نظر تعداد زلزله و کشته شدگان در رتبه اول جهان قرار دارد. دلیل اصلی این امر آسیب پذیری بالای اکثر شهرهای ایران نزدیک به 80 درصد است. شهر لار در سال 1339 زلزله 6.1 ریشتر را شاهد بود که سبب ویرانی شهر گردید. امروزه این شهر به عنوان بزرگ ترین مرکز سکونتی لارستان با دو بخش پویا شهر قدیم در شمال غرب دشت لار و شهر جدید بعد از ویرانی ناشی از زلزله بر روی مخروط افکنه تنگ اسد در جنوب دشت قرار دارد. هدف پژوهش بررسی میزان آسیب پذیری کالبدی شهر قدیم و جدید در برابر زلزله با مجموعه شاخص های کلان و خرد و مقایسه تحلیلی این دو بخش از شهر است. جامعه آماری پژوهش کل محدوده با تمامی محلات شهر جدید و قدیم لار است. جمع آوری اطلاعات به صورت کتاب خانه ای میدانی بوده و داده های اصلی از اطلاعات سرشماری مرکز آمار و همچنین شهرداری لار صورت گرفته است. بررسی و تجزیه وتحلیل داده ها نیز با وزن دهی شاخص ها به کمک تکنیک دلفی و سنجش میزان اهمیت آن ها با نظر کارشناسان صورت گرفته در ادامه به کمک مدل های سلسله مراتبی وزن دهی شده و درنهایت با داده های خود در نرم افزار GIS نقشه های آسیب پذیری شاخص ها و نقشه نهایی آسیب پذیری به دست آمده است. نتایج تحقیق حاکی از ن است که میزان آسیب پذیری در بین محلات بسیار متفاوت بوده و عوامل دخیل در این محلات و در محدوده کل شهر به یک اندازه تأثیرگذار نبوده اند، که دلایل گوناگونی در آن ها نقش داشتند ازجمله عوامل کالبدی فیزیکی ساختمان و عوامل فیزیکی محیطی ازجمله خدمات اساسی و زیر بنایی شهر من جمله فضاهای درمانی و بهداشتی. بررسی شاخص های آسیب پذیری حاکی از آن است که نیازمند راهکاری قوی و کارآمد مدیریتی و سازمانی و بعدازآن کالبدی و محیطی جهت کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری شهر هستیم
موانع سیاست گذاری اجتماعی مسکن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
113 - 131
حوزههای تخصصی:
در ایران بحران مسکن وجوه اجتماعی پنهان و ناکاویده بسیاری دارد. به دلیل گسیختگی سیاستی، تمهیدات و اقدام های دولت ها بیش از آنکه در راستای تأمین فراگیر و همه شمول و عدالت محور مسکن و نیز کاهش نابرابری های اجتماعی باشد، بر نابرابری های اجتماعی و فقر چندبعدی شهری به گونه نظام مند افزوده است. در این راستا، این پژوهش با هدف شناسایی موانع سیاست گذاری اجتماعی مسکن در ایران و طراحی ارتباطات این عوامل انجام شده است که از نظر هدف گذاری کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی است. برای شناسایی عوامل، روش تحلیل محتوا بکار گرفته شد. در بخش مدل سازی ساختاری تفسیری، از نظرات خبره دانشگاهی صاحب نظر در حوزه مسکن از روش دلفی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه دوبه دویی می باشد و برای اندازه گیری و ارزیابی ارزش های پرسش نامه از ملاک اعتبار صوری استفاده شده است. روابط بین عوامل با استفاده از یک روش تحلیلی نوین با عنوان مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) تعیین و به طورکلی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است و در نهایت، نوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر متغیرها مشخص و خوشه بندی شدند. یافته های پژوهش نشان داد که چالش ضعف در اجرای قانون کنترل اجاره بها با مقدار قدرت نفوذ 10، بیش ترین تأثیر و عدم تعریف و تبیین مصادیق آزار و اذیت مستأجران از سوی موجران در زمینه اخلال در سکونت و عدم جرم انگاری آزار و اذیت مستأجران از سوی موجران در زمینه اجبار در جابه جایی با مقدار قدرت نفوذ 2، کم ترین تأثیر را در بین موانع سیاست گذاری اجتماعی مسکن در ایران برای اقشار کم درآمد دارند
بررسی تأثیر تغییر الگوی کشت بر ابعاد توسعه روستایی دهستان کوت عبدالله شهرستان کارون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
135 - 158
حوزههای تخصصی:
مطالعات مختلفی که پیرامون توسعه پایدار روستایی انجام شده است، اهمیت تغییر الگوی کشت را در فرایند توسعه روستایی مشخص کرده و نقش آن را به عنوان یک عامل مهم در کاهش فقر خانوارهای روستایی نشان داده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین تأثیر تغییر الگوی کشت بر توسعه پایدار روستاهای دهستان کوت عبدالله شهرستان کارون تدوین شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش انجام، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کشاورزانی است که در دهستان کوت عبدالله همه یا بخشی از اراضی خود را به زیر کشت چای ترش برده اند. تعداد کشاورزان مورد نظر 152 نفر هستند. لذا با توجه به جامعه آماری کم، تمامی آن ها به عنوان حجم نمونه لحاظ شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیات پژوهش از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل از شاخص های برازش مناسب برخوردار است. بر اساس نتایج، بار عاملی متغیرهای توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی- فرهنگی و توسعه زیست محیطی به ترتیب برابر 0/98، 0/94 و 0/84 است. بنابراین با توجه به اهمیت مصرف آب در کشت و کار گیاهان و مقاومت گیاه چای ترش به کم آبی، کشت این گیاه در منطقه مورد مطالعه می تواند به تحقق توسعه کمک نماید.
ارزیابی مدیریت بهره برداری از شبکه های آبیاری استان کرمانشاه با استفاده از مدل SWOT(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
183 - 206
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت مدیریت آب در توسعه روستایی، هدف از این مطالعه بررسی فرصت ها و چالش های مدیریت بهره برداری از شبکه های آبیاری استان کرمانشاه است. از بین نظام های بهره برداری موجود، شرکت های تعاونی تولید روستایی با ارزیابی عوامل مثبت و منفی و با استفاده از روش های ارزیابی مشارکتی روستایی (PRA) و مدل سوات (SWOT) در اولویت قرار گرفت. برای این کار طی سال های 1394 تا 1401 از ذی نفعان هر روستا در استان کرمانشاه خواسته شد که افرادی را به عنوان نماینده کل ذی نفعان به تسهیلگران اجتماعی پروژه معرفی نمایند. در بررسی های میدانی و مصاحبه های انجام شده با معتمدین انتخابی مهم ترین موارد مؤثر در شبکه های آبیاری تحت پوشش این پژوهش شناسایی شد. بر اساس مدل SWOT پنج راهبرد اساسی تعریف و با استفاده از ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی QSPM راهبردهای مختلف اولویت بندی شد. نتایج پژوهش نشان داد مهم ترین نقاط قوت ایجاد این شبکه ها بدون تحمیل هزینه بر کشاورزان، تبدیل اراضی دیم به آبی و افزایش ارزش افزوده زمین های کشاورزی است. علاوه بر این، مهم ترین نقاط ضعف عدم اعتماد کشاورزان به انجام پروژه های دولتی، عدم آموزش و برنامه های ترویجی به کشاورزان برای بهره برداری از سیستم های نوین آبیاری و عدم اقدام مناسب برای شبکه های آبیاری احداثی در استان کرمانشاه در راستای واگذاری مدیریت دولتی شبکه های توزیع آب به بخش خصوصی است. مهم ترین فرصت، ایجاد صنایع وابسته و توسعه اقتصاد کشاورزی است. علاوه بر این، مهم ترین تهدیدها شامل عدم رعایت الگوی کشت و تحویل حجمی آب از سوی شرکت های تابعه وزارت نیرو است. نتایج کلی نشان داد با ایجاد تشکل های بهره برداری در قالب شرکت های تعاونی تولید روستایی تفویض اختیار لازم می تواند ضمن تعدیل نقاط ضعف و تقویت سازوکار بهره برداری از شبکه های آبیاری منجر به توسعه تولید روستایی و بهبود اقتصاد منطقه ای شود.
تحلیل رفاه اکوسیستم و رفاه انسانی مقاصد گردشگری بر اساس شاخص های چرخه حیات گردشگری (مطالعه موردی: مقاصد گردشگری اردبیل و آذربایجان شرقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از چالش های اصلی قرن حاضر در حوزه گردشگری، ارتقاء و توسعه فعالیت های گردشگری و در عین حال حفظ پایداری اکوسیستم های طبیعی و ارتقا شاخص های رفاه انسانی است. کلید دست یابی به این هدف در برقراری تعادل بین دو بخش اکولوژیکی و انسانی است که بدون انجام ارزیابی های جامع و کافی محقق نمی شود. این پژوهش می کوشد مقاصد گردشگری استان های اردبیل و آذربایجان شرقی را از منظر کیفیت رفاه اکوسیستم و رفاه انسانی به عنوان دو رکن اساسی گردشگری پایدار مورد ارزیابی قرار دهد. روش پژوهش: این بررسی از نوع مطالعات کاربردی بوده و تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است و برای تجزیه و تحلیل آنها از مدل چرخه حیات گردشگری آلن باتلر استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش مشتمل بر روستاهای زنوزق، کندوان و اشتبین در استان آذربایجان شرقی و روستاهای گزج، آلوارس و اونار در استان اردبیل است که مجموعا مشتمل بر 465 خانوار و 1876 نفر جمعیت می باشد. حجم جامعه نمونه در این تحقیق 176 خانوار ست که با روش کوکران برآورد شده است. اطلاعات مورد نیاز با روش میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. گزینش جامعه میزبان برای پرسشگری با روش تصادفی سیستماتیک و گزینش جامعه گردشگر و بازدیدکننده به روش تصادفی ساده می باشد. یافته ها: نتایج این بررسی نشان می دهد که رفاه اکوسیستم و انسانی در مقاصد گردشگری غالبا در سطح پایداری متوسط بوده و هنوز با ویژگی های مقاصد دارای ثبات و کاملا پایدار فاصله قابل توجهی دارند و تاکید صرف بر نتایج و درآمدهای اقتصادی باعث غفلت از وجوه طبیعی و انسانی فعالیت های گردشگری در مقاصد مورد مطالعه شده است. نتیجه گیری: نتایج بررسی ها نشان می دهد که شاخص بازدید از مقاصد گردشگری در طول زمان می تواند وضعیت رفاه اکوسیستم و رفاه انسان را در مقاصد بهبود بخشد، در صورتی که روستای کندوان در هر دو منطقه از وضعیت رفاهی بهتری برخوردار باشد. طبیعتاً عوامل ثانویه مانند ارتقای سطح آگاهی اجتماعی و تبادل فرهنگی بین جامعه میزبان و جامعه گردشگر و آموزش اجتماعی می تواند در این شرایط مؤثر باشد، چنانکه در مقاصدی با بازدید کمتر و جایگاه کمتر این شاخص ها، وضعیت متفاوت دیگری را نشان می دهد.
تحلیل فضایی مطلوبیت فضاهای عمومی پیرامون حرم عبدالعظیم حسنی (ع) شهر ری با رویکرد پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل شاخص های مطلوبیت در فضاهای عمومی پیرامون حرم عبدالعظیم حسنی (ع) در منطقه 20 شهرداری تهران است. ابزار گردآوری داده های پژوهش پرسشنامه محقق ساخته می باشد که پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 781/0 تأیید شده است. جامعه آماری تشکیل شده از حدود 1200 نفر از کسبه محدوده مورد مطالعه بوده که از میان آن ها تمامی کسبه ای (75 نفر) که بیش از 20 سال سابقه کسب در محل داشته اند، انتخاب گردیدند. نمونه های تحقیق، 25 شاخص مطلوبیت فضا را که در سه بعد کالبدی- محیط زیستی، اجتماعی – فرهنگی و اقتصادی در طیف لیکرت دسته بندی شده اند، مورد ارزیابی قرار دادند. برای آزمون تی تک نمونه ای از نرم افزار SPSS و ابزار میان یابی از Kriging و نیز Symbology در سیستم اطلاعات جغرافیایی برای تحلیل داده ها استفاده شد. تلفیق تحلیل موضوعی و موضعی (فضایی) روش بدیعی بوده که در این پژوهش اجرا گردید. نتایج پژوهش دلالت بر سطح متوسط مطلوبیت دارند. با اینکه برخی از شاخص های بعد اجتماعی- فرهنگی مثل امنیت اجتماعی بسیار پایین هستند، در مجموع در این بعد، مطلوبیت فضا بالاتر است. اقدامات صورت گرفته بیش تر کالبد فضا را هدف قرار داده اند. ولی موضعی بودن اقدامات و بی توجهی به میراث فرهنگی و غفلت از ضرورت پیوند با گذشته و هویت مکان سبب شده که این اقدامات حتی در بعد اخیر نیز سطح رضایت بخشی از مطلوبیت فراهم نیاورند. در ارتقای مطلوبیت فضاهای مورد مطالعه، هماهنگی و مشارکت سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیریت شهری از یک سو تولیت آستان و اداره اوقاف از سوی دیگر و ذی نفعان (کسبه محل) ضرورت حتمی دارد.
ارزیابی روستاهای گردشگری ایران از لحاظ آسیب پذیری ژئوفیزیکی با استفاده از سناریوهای فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
85 - 100
حوزههای تخصصی:
آسیب های ژئوفیزیکی می تواند نمونه بارزی از عوامل و مخاطرات طبیعی مؤثر در توسعه روستاهای گردشگری باشد. شناخت و تحلیل روستاهای گردشگری از لحاظ آسیب پذیری ژئوفیزیکی می تواند بسیار مهم و یک اقدام در راستای برنامه ریزی محیطی و پیشگیری از بحران باشد. در این پژوهش این موضوع برای روستاهای هدف گردشگری ایران بر اساس سناریوهای فازی در GIS انجام شده است. روش پژوهش تحلیلی-کمی و مبتنی بر تحلیل داده ها بر اساس سناریوهای منطق فازی (خوش بینانه، بدبینانه و متعادل) در GIS است. در این پژوهش متغیرهای ژئوفیزیکی شامل گسل های فعال؛ بافت و دانه بندی خاک؛ دشت های سیلابی؛ مناطق حفاظت شده؛ نقاط زمین لغزش؛ شیب زمین و سازندهای زمین شناسی استفاده شد. نتایج نشان داد بیش از 543 روستای گردشگری ایران در سناریوی بدبینانه دارای حداکثر آسیب پذیری ژئوفیزیکی با مقدار یک؛ 201 روستا در سناریوی متعادل دارای حداکثر آسیب پذیری با حداکثر مقدار برابر با 7/0 و در سناریوی خوش بینانه، 98 روستا دارای حداکثر آسیب پذیری ژئوفیزیکی با مقدار یک بوده اند. همچنین بررسی الگوی توزیع فضایی روستاهای گردشگری ایران از لحاظ میزان آسیب پذیری ژئوفیزیکی در سه سناریوی بدبینانه، متعادل و خوش بینانه از طریق شاخص موران نشان داد الگوی فضایی غالب، خوشه ای است. در نتیجه آسیب پذیری روستاها تحت تأثیر عوامل جغرافیایی مختلف از جمله مسیل ها، سازندها، توپوگرافی، زمین لغزش و... است. نتیجه آنکه روستاهای گردشگری قابل توجه ای در معرض خطرات ژئوفیزیکی قرار دارند که بایستی رویکرد مناسب با توجه به اولویت برای مدیریت و پیشگیری از مخاطرات برای آن ها اتخاذ شود.
تحلیل اثرات حکمروایی خوب بر زیست پذیری روستاها: مورد مطالعه شهرستان درمیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
193 - 212
حوزههای تخصصی:
حکمروایی خوب لازمه توسعه پایدار روستایی از طریق مدیریت مبتنی بر مشارکت حداکثری مردم و سازگار با ارزش های اجتماعی و زیست پذیری در ابعاد مختلف زندگی روستایی است. تحقیق حاضر با هدف تحلیل اثرات حکمروایی خوب بر زیست پذیری سکونت گاه های روستایی شهرستان درمیان در استان خراسان جنوبی انجام شده است. این پژوهش ازنظر ماهیت در زمره تحقیقات توصیفی – تحلیلی و از لحاظ هدف در زمره تحقیات کاربردی به حساب می آید. جامعه آماری پژوهش شامل 23 روستا با 1801 خانوار است که برحسب معیار طبقه های جمعیتی، موقعیت قرارگیری و پراکنش فضایی به عنوان نمونه انتخاب شدند. حجم نمونه مورد مطالعه در سطح خانوار با استفاده از فرمول کوکران 317 خانوار به دست آمد. مؤلفه حکمروایی خوب با 8 شاخص در قالب 31 گویه و مؤلفه زیست پذیری با 11 شاخص در قالب 53 گویه از طریق پرسش نامه محقق ساخته مورد سنجش قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که مؤلفه های حکمروایی و زیست پذیری از منظر جامعه محلی در سطح مطلوبی قرار ندارند؛ اما تحلیل همبستگی میان شاخص ها بیانگر همبستگی مثبت و نسبتاً قوی بین آن ها است. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز بیانگر این است که متغیرهای پاسخگویی، مسئولیت پذیری و قانون محوری دارای بیشترین تأثیر و متغیرهای مشارکت، عدالت محوری و شفافیت دارای کمترین تأثیر بر زیست پذیری روستایی هستند.
تحلیل اثرات مکان های سوم در ارتقای زیست پذیری اجتماعی منطقه 6 کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مکان های سوم به معنای فضاهای عمومی در شهر هستند که علاوه بر کارکردهای اصلی خود، برای انجام فعالیت های تفریحی، فرهنگی، اجتماعی و آموزشی نیز مورد استفاده قرار می گیرند. در واقع، این فضاها به عنوان مکان هایی با کاربردهای گوناگون، در اختیار شهروندان قرار می گیرند. هدف اصلی از ایجاد چنین مکانهای، ایجاد فضاهایی مناسب و پایدار برای جذب شهروندان و افزایش پایداری و تعاملات اجتماعی، هویت سازی برای فضاهای شهری است. هدف: هدف از تدوین این مقاله، بررسی میزان اثرگذاری و اثرگذاری مکانهای سوم بر زیست پذیری فضاهایی شهری است. روش شناسی تحقیق: این پژوهش از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی و از لحاظ هدف کاربری است. جامعه آماری در این پژوهش شامل 30 نفر از تمامی کارشناسان، خبرگان جامعه، مدیران شهری است که این تعداد با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند و با استفاده از روش دیمتل فازی داده های تحقیق مورد تحلیل قرار گرفتند. قلمرو جغرافیایی پژوهش: : قلمرو جغرافیایی این پژوهش منطقه 6 کلانشهر تهران می باشد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد در مکانهای سوم عامل اجتماعی در ارتقای زیست پذیری بسیار اثرگذار بوده است و عامل اقتصادی نیز با تاثیرپذیری از سایر ابعاد مختلف، جز عوامل معلول شناسایی شد. از سوی دیگر عامل مدیریتی-نهادی از اهمیت بیشتری جهت بهبود فضاهای عمومی و ارتقاء زیست پذیری شهری برخوردار بوده است. نتایج: توجه به عوامل اثرگذار و اثرپذیر برای سیاست گذاران و مدیران شهری در راستای ارتقاء شرایط زیستی فضاهای عمومی و توسعه مکان های سوم می بایستی به عنوان یک الزام و ضرورت مورد توجه قرار گیرد.
سطح بندی چالش های پیشرفت شغلی زنان در صنعت گردشگری ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
29 - 46
حوزههای تخصصی:
موانع حضور زنان در مشاغل گردشگری به خصوص در پست های مدیریتی، چالشی دائمی برای این صنعت در سراسر جهان و بالاخص ایران بوده است. در این راستا هدف این مطالعه شناسایی چالش های پیشرفت شغلی زنان در صنعت گردشگری، با بررسی نقش میانجی گری تعهد سازمانی می باشد. به منظور انجام این پژوهش در ابتدا با استفاده از مطالعه پیشینه پژوهش، چالش های پیشرفت زنان شاغل در صنعت گردشگری مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه این چالش ها با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری، به شکل یک سیستم ساختارمند درآمدند. به منظور برازش سیستم ساختاری شکل گرفته از تکنیک معادلات ساختاری با کاربرد نرم افزار اسمارت پی ال اس3(SmartPLS3) استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر را تعدادی خبرگان، مدیران و زنان شاغل در حوزه گردشگری کشور تشکیل می دهد که مجموعا از 117 نفر داده ها جمع آوری شد. معیارهای فردی، اجتماعی و شغلی-سازمانی زنان از طریق میانجیگری تعهد سازمانی، به طور غیرمستقیم بر پیشرفت شغلی این قشر تأثیرگذار است. نتایج نشان داد چالش برقراری تعادل بین زندگی کار و زندگی شخصی تأثیر بیشتری بر پیشرفت شغلی زنان داشته و به عنوان نقطه کانونی برای سیاست ها و برنامه های مرتبط با جنسیت پیشنهاد می شود. این پژوهش همچنین جهت هایی را برای پژوهش های آتی به منظور غنی سازی جنبه های روش شناختی و شواهد تجربی این حوزه پژوهشی پیشنهاد می کند. براساس مطالعه انجام شده، تا کنون در ایران مطالعه ای در مورد پیشرفت شغلی در صنعت گردشگری و مهمان نوازی برای ارتقای شغلی زنان انجام نشده است.
ارزیابی اثرات سیاست ها و برنامه های بهسازی مساکن روستایی بر ساختار روستایی (مورد مطالعه: روستاهای شهرستان اردکان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهسازی مسکن در روستاهای کشور نیازمند دستیابی به شناختی جامع از اوضاع و شرایط اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی جوامع روستایی از یک سو و آشنایی با معماری مساکن آنان از سوی دیگر است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی اثرات برنامه ها و سیاست های بهسازی مسکن روستایی در ساختار روستایی است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است و داده ها به روش پیمایشی تهیه شده است. برای سنجش اعتبار داده ها از ضریب آلفا کرونباخ استفاده شد. جامعه آماری پژوهش ساکنین نواحی روستایی (6378 نفر) که در آنها طرح بهسازی مسکن روستایی اجرا شده است. در این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. برای تعیین حجم نمونه آماری از جدول بارتلت و همکاران استفاده شد که 209 نفر به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک های آماری توصیفی، همبستگی، رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد بین برنامه ها و سیاست های طرح بهسازی مسکن با ابعاد ساختار روستایی رابطه معنی داری وجود دارد. میزان اثرگذاری ابعاد بررسی شده ساختار روستایی برسیاست ها و برنامه های بهسازی یکسان و یک جهت نیست، بین همه مولفه های کالبدی، اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی ساختار روستایی با سیاست ها و برنامه های بهسازی رابطه مستقیم وجود دارد. در بین این ابعاد، بعد کالبدی با ضریب 514/0 اثرگذاری و تبیین بیشتری نسبت به ابعاد دیگر بررسی شده مسکن در پیش بینی سیاست ها و برنامه های بهسازی دارد. در رتبه دوم اثرگذاری بعد اقتصادی 160/0 تأثیر تبیین بیشتری نسبت به سایر ابعاد دارد.
تحلیل نگرش کنشگران کلیدی از عوامل موثر بر ناپایداری توسعه مسکن روستایی (مورد مطالعه: روستاهای حاشیه زاینده رود فلاورجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهبود وضعیت مسکن روستایی و کاهش عوامل ناپایداری مسکن می تواند به بهبود کیفیت زندگی و توسعه پایدار کمک کند. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر شیوه انجام از نوع ترکیبی (کمی و کیفی) است. در این پژوهش عوامل تاثیرگذار در ناپایداری مسکن روستاهای حاشیه زاینده رود شهرستان فلاورجان مورد بررسی قرار گرفته است. مشارکت کننده گان در پژوهش، خبرگان و کنشگران صاحب نظر در 21 روستا حاشیه رودخانه زاینده رود، سطح شهرستان فلاورجان و استان اصفهان هستند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. اشباع نظری با تعداد 30 نفر محقق شد. برای جمع آوری اطلاعات، از فن مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. در نهایت از بین عوامل (کشف شده)، پس از پالایش و دسته بندی 37 عامل کلیدی ناپایداری مسکن انتخاب گردید و گویه های استخراج شده با بهره گیری از روش کیو اولویت بندی و داده های جمع آوری شده در نرم افزار Kadeبا روش تحلیل مولفه های اصلی PCA و چرخش واریماکس مورد تحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافته های تحقیق، این نتیجه حاصل شد که چهار نوع دیدگاه متفاوت در ارتباط با عوامل ناپایداری مسکن روستایی وجود دارد. گروه دانشگاهیان (با اکثریت اعضای هیات علمی) بر عوامل حاکمیت بوروکراسی در دریافت تسهیلات و خدمات و ضعف بسترسازی برای دسترسی به بیمه تضمین کیفیت در صنعت ساختمان، گروه کارشناسان اجرایی (با اکثریت تحصیل کردگان) بر عامل افزایش هزینه ساخت مسکن، گروه دیپلمه های جامعه محلی و پژوهشگران بر عامل افزایش بی رویه هزینه ساخت مسکن و در نهایت گروه تحصیل کردگان جامعه محلی بر طولانی بودن زمان ارائه خدمات توسط دستگاه های متولی و افزایش هزینه های ساخت مسکن تاکید داشتند.
برنامه ریزی محلات دوستدار کودک با تأکید بر مشارکت پذیری؛ نمونه مطالعاتی محله پونک جنوبی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرها با چالش های بسیاری روبرو هستند که یکی از این چالش ها بی توجهی به کودکان است و محلات به عنوان یکی از نطفه های حل مسائل شهر است که می توان از ظرفیت های آن بهره برد و کودکان به عنوان قشر آسیب پذیر باید نظر آن ها در رابطه با محیط زندگیشان مورد توجه برنامه ریزان قرار گیرد، به این دلیل که کودکان علایق بیشتری برای حضور در محله پیدا کند. بنابراین هدف پژوهش شناسایی راهکارهای برنامه ریزانه برای ایجاد محلات دوستدار کودک به منظور ارتقاء مشارکت پذیری در محله پونک جنوبی تهران است که در پژوهش های اخیر کمتر به آن توجه شده است. بنابراین این پژوهش سعی دارد شاخص های مطرح شده در ابعاد مختلف محلات دوستدار کودک را با توجه به مشارکت پذیری مطرح نماید. روش تحقیق توصیفی –تحلیلی و نوع پژوهش از نوع کاربردی است و برای تعیین حجم نمونه از روش کوکران استفاده شد که 380 پرسش نامه با توجه به جمعیت هر یک از بلوک ها به روش تصادفی ساده بین ساکنان محله با جامعه آماری 35408 نفر به دلیل اصل عدالت در انتخاب افراد در نمونه مطالعاتی برگزیده شده است و برای تحلیل پرسشنامه از تحلیل رگرسیونی استفاده شد یافته های تحقیق نشان داد که میزان انجام فعالیت های متنوع توسط کودکان در بعد کالبدی، ایمنی کودک در برابر اتومبیل در بعد حمل و نقل بیشترین امتیاز و توجه به رنگ های موردعلاقه کودکان در بعد کالبدی، تهویه مسکن در بعد مسکن کمترین امتیاز را کسب کرده اند. درنتیجه می توان با مشارکت کودکان محلات را به مکانی طبق میل و خواسته کودک تبدیل کرد که امنیت، حس تعلق، حضور پذیری در آن بالاست.