ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۸۴۱ تا ۳۶٬۸۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۶۸۴۱.

مدل سازی فضایی- زمانی الگوی گسترش مناطق شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۸
فرایند شهرنشینی، پدیده ای است که در دهه های اخیر به طور فزاینده ای در کشورهای درحال توسعه متمرکز شده است و افزون بر میزان رشد شهرها، چگونگی تغییرات کاربری ها در سطح کلان نیز مورد توجه می باشد. براین اساس، در پژوهش حاضر چارچوبی برای تهیه نقشه و تحلیل الگوهای قابل پیش بینی از گسترش مناطق شهری در مقیاس ملی، متفاوت با هدف تحلیل فرایندهای رشد و گسترش شهرها فراهم شده است. داده های مورد نیاز این مطالعه از تصاویر نسخه چهارم « DMSP/OLS » در سه بازه زمانی 1371، 1381 و 1392 و تصاویر ماهواره لندست در چهار بازه زمانی 1371، 1381، 1392 و 1401 استخراج شده است. به منظور بررسی دقیق تر و ارزیابی صحت نتایج حاصل ، با استفاده از الگوریتم طبقه بندی، بیشترین شباهت اراضی ساخته شده شهرهای تهران و کرج، شیراز، اصفهان و تبریز از تصاویر لندست استخراج و نتایج به دست آمده از داده های « NSL » با استفاده از آن، مورد ارزیابی قرارگرفت. نتایج نشان داد که الگوی شهری به دست آمده با استفاده از داده های « NSL »   با میانگین صحت کلی 11/84 و میانگین کاپای 51/0 با نتایج به دست آمده از داده های لندست سازگاری دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که ارتباط خطی بین توسعه اراضی ساخته شده با داده های جمعیتی و تولید ناخالص ملی وجود دارد و بیشترین میزان ارتباط خطی بین تولید ناخالص و اراضی ساخته شده با R2 برابر با 894/0 می باشد. در نهایت نتایج پیش بینی گسترش فضایی اراضی ساخته شده در سطح کشور با استفاده از مدل « CA-MARKOV » نشان داد که میزان اراضی شهری از حدود 14948 کیلومتر مربع در سال 1392 به بیش از 26156 کیلومتر مربع در سال 1410 با میزان کاپای برابر 709/. افزایش خواهد یافت. با توجه به عدم وجود تحقیقی مشابه در زمینه مدل سازی رشد شهری در مقیاس ملی، نتایج این تحقیق می تواند با ایجاد پیش زمینه ای از آینده، تصمیم گیران را در ارزیابی الگوهای پیشنهادی توسعه یاری کرده و بنیانی برای پیشنهاد و اصلاح خط مشی های برنامه ریزی شهری به منظور توسعه پایدار مناطق شهری در سطح کلان را شکل دهد.
۳۶۸۴۲.

سنجش پیشران های کلیدی مؤثر بر ارتقاء زیست پذیری در شهر طرقبه با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
زیست پذیری به عنوان مفهومی محوری در برنامه ریزی شهری مطرح است و با تمامی جنبه های ذهنی و عینی سکونتگاه های شهری سروکار دارد، به طوری که در تمام ابعاد شهری و فرآیندهای برنامه ریزی موردتوجه طراحان و برنامه ریزان قرارگرفته است. هدف این پژوهش، شناسایی و سنجش پیشران های کلیدی مؤثر بر چشم انداز آتی زیست پذیری شهر طرقبه می باشد. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی و کاربردی است و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری شامل ۳۰ نفر از متخصصان، مسئولان اجرایی و اساتید دانشگاهی مرتبط با مدیریت و برنامه ریزی شهری، شهرسازی، جامعه شناسی و محیط زیست در سطح شهرستان و استان بوده است. برای سنجش و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آینده پژوهی شامل MICMAC و Scenario Wizard استفاده گردیده است. یافته ها نشان می دهد که از میان ۲۵ وضعیت پیش بینی شده در محیط نرم افزار Scenario Wizard، ۱۲ وضعیت (۴۸ درصد) در شرایط بحرانی، ۸ وضعیت (۳۲ درصد) در شرایط مطلوب و ۵ وضعیت (۲۰ درصد) در شرایط ایستا قرار دارند که بر این اساس وضعیت بحرانی سهم بیشتری نسبت به وضعیت های مطلوب و ایستا دارد و احتمال وقوع رخدادهای منفی (بحرانی) بیشتر از رخدادهای مثبت (مطلوب) برآورد شده است.
۳۶۸۴۳.

شناسایی پیشران های فرایند حدنگاری (کاداستر) اراضی کشاورزی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۰
کاداستر اراضی کشاورزی یکی از ابزارهای کلیدی در مدیریت زمین و توسعه پایدار است که می تواند موجب شفاف سازی مالکیت، کاهش تعارضات حقوقی و بهبود بهره وری در بخش کشاورزی شود. چالش هایی همچون نبود داده های دقیق، ضعف قوانین و پیچیدگی های اداری مانع تحقق کامل این نظام در ایران هستند. در این پژوهش با هدف شناسایی پیشران های کلیدی و تحلیل آینده های محتمل کاداستر، از رویکرد آینده پژوهی و ابزار «ماتریس تأثیرات متقاطع» در نرم افزار MICMAC بهره گرفته شد. رویکرد تحقیق آمیخته بوده و با ترکیب داده های کمی و کیفی و استفاده از پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده انجام شده است. جامعه آماری شامل متخصصان حوزه های کشاورزی، منابع طبیعی، جغرافیا و فناوری اطلاعات بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. روایی ابزار با روش دلفی و نظر خبرگان و پایایی آن با انتخاب دقیق مشارکت کنندگان تأیید شد. نتایج نشان داد که پیشران های اثرگذار بر نظام کاداستر در چهار دسته اصلی جای می گیرند: فناورانه، نهادی-حقوقی، اقتصادی-اجتماعی و زیست محیطی. متغیرهایی نظیر «شفافیت مالکیت»، «هماهنگی نهادی»، «پیشرفت فناوری های مکانی» و «سرمایه گذاری در زیرساخت های دیجیتال» بیشترین قدرت اثرگذاری و حساسیت را دارند. بر این اساس، موفقیت اجرای کاداستر در گرو توسعه فناوری های نوین، اصلاح چارچوب های حقوقی، افزایش مشارکت اجتماعی، همکاری نهادی و بهره گیری از مزایای اقتصادی آن است. یافته ها بیانگر آن است که کاداستر صرفاً یک ابزار فنی نیست، بلکه سامانه ای چندبعدی است که تحقق آن نیازمند توجه هم زمان به ابعاد مختلف حکمرانی زمین می باشد.
۳۶۸۴۴.

واکاوی مفهوم مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی مبتنی بر مرور نظام مند و تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۳
در عصر حاضر، بازآفرینی به عنوان رویکردی نوین در حوزه حفظ و احیای بافت های تاریخی، جایگزین روش های پیشین شده است. یکی از تمایزات اساسی این رویکرد با سایر روش ها، تأکید بر مشارکت فعال و فراگیر ذی نفعان در فرایند بازآفرینی است. با این حال، تحقق مشارکت مؤثر و کارآمد مستلزم درک عمیقی از مفهوم و عملکرد آن در بازآفرینی است. از این رو، این پژوهش با هدف درک و شناسایی ساختار، عملکرد و اثرگذاری مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی و شناسایی ابعاد اثربخشی آن انجام شد. این پژوهش در مرحله جست وجو و انتخاب منبع مبتنی بر روش مرور نظام مند چهارمرحله ای پریزما، طی جست وجو در پایگاه های استنادی برتر علمی با کلیدواژه های «بازآفرینی»، «بافت تاریخی» و «مشارکت»، ۶۳۵ منبع شناسایی نمود که از میان آن ها ۷۰ منبع برای پاسخ به پرسش اصلی پژوهش انتخاب گردید. سپس با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی، کدگذاری و استخراج مضامین، یافته ها به سه دسته ی ساختار، عملکرد و اثرگذاری مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی دسته بندی گردید. ساختار شامل سه مقوله ی پویایی، انسجام و شمولیت؛ عملکرد شامل پنج مقوله ی بستر، عامل مؤثر، الزام قانونی شروع، سازوکار و تفاهم؛ و اثرگذاری در دو سطح شهروندی و سازمانی، هر یک با چهار بُعد اثربخشی، شناسایی شدند. نتایج نشان می دهد که برای بهره مندی حداکثری از عملکرد مشارکت با ویژگی های ساختاری یادشده، توجه به اثرگذاری آن ضروری است. اجرای صحیح مشارکت در سطح سازمانی، از طریق مدیریت ابعاد سیاسی، برنامه ریزی، فرهنگی و اقتصادی، زمینه ساز تحقق مشارکت در سطح شهروندی با ابعاد اجتماعی-سیاسی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی-محیطی، نهادی و سیاسی-اقتصادی خواهد شد.
۳۶۸۴۵.

تدوین الگوی تاب آوری کالبدی در برابر زلزله با تأکید بر نظام برنامه ریزی شهری (نمونه مورد مطالعه: منطقه 19 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه: زلزله به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدات طبیعی برای کلان شهرهایی همچون تهران، همواره خسارات جدی بر ساختارهای کالبدی و اجتماعی وارد کرده است. منطقه ۱۹ تهران، به واسطه تراکم بالای جمعیتی، فرسودگی بافت های مسکونی، شبکه ناکافی زیرساختی و قرارگیری روی پهنه های پرخطر گسل، ازجمله مناطق بسیار آسیب پذیر در هنگام وقوع زلزله شناخته می شود. تاکنون، سیاست گذاری های شهری در ایران عمدتاً بر توسعه کالبدی متمرکز بوده و ابعاد تاب آوری در مواجهه با مخاطرات طبیعی در این برنامه ها کمتر موردتوجه قرار گرفته است. مطالعه حاضر، با هدف ارائه الگویی جامع برای افزایش تاب آوری کالبدی منطقه ۱۹ تهران در برابر زلزله، نقش سه عامل کلیدی شامل ناکارآمدی نظام حکمرانی، ظرفیت فناورانه و مشارکت اجتماعی را در تقابل با این چالش بررسی نموده است. همچنین، تأکید شده است که شکاف میان سیاست گذاری، اجرا و نهادینه شدن برنامه ها، اصلی ترین مانع بر سر راه افزایش تاب آوری کالبدی در مناطق پرخطر تهران است. مواد و روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از متخصصان حوزه مدیریت بحران، مدیران شهری و فعالان اجتماعی منطقه ۱۹ گردآوری شد. داده های استخراج شده، در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل و در قالب مدلی پارادایمی ارائه شدند. پنج محور اصلی شامل عوامل علی (مانند شکاف های نهادی)، عوامل زمینه ای (شامل کمبود منابع و ضعف زیرساخت ها)، عوامل مداخله گر (همچون فقدان قوانین الزام آور)، راهبردها (مانند تحول حکمرانی و فناوری) و پیامدها (ارتقای تاب آوری) شناسایی گردیدند. یافته ها نشان دادند عواملی همچون کاهش بودجه مقاوم سازی، علیرغم شناسایی ۳۵ درصد ساختمان های منطقه در نواحی پرخطر، ضعف در شفافیت اطلاعاتی و نظارتی و نبود راهکارهای قانونی برای جلب مشارکت سازمان های مردم نهاد، از جمله موانع اساسی در برابر مدیریت ریسک هستند. از سوی دیگر، استفاده از فناوری های نوین شامل سامانه های هوش مصنوعی پایش سازه ها و به کارگیری ابزارهای شبیه سازی پیشرفته، به عنوان راهبردهایی کلیدی برای تسریع در شناسایی آسیب پذیری ها و مدیریت بحران مطرح شد. افزون بر این، تأکید ویژه ای بر عدالت فضایی در برنامه های پیشنهادی صورت گرفت، به ویژه اولویت بندی محلات جنوب منطقه ۱۹ در توزیع منابع و زیرساخت های امدادی. به کارگیری سازوکارهایی چون ایجاد کارگروه های مشترک شهروند - مدیریت شهری و آموزش داوطلبان محلی برای پایش آسیب های زیرساختی نیز، از مهم ترین رویکردهای تکمیلی شناخته شد. همچنین، تحلیل اسناد مالی و مدیریتی نشان داد که اقدامات کنونی عموماً فاقد شاخص های ارزیابی کمی و قابل سنجش بوده و هماهنگی میان نهادهای مرتبط در زمان وقوع بحران بسیار ضعیف است. نتایج و بحث: یافته های پژوهش حاکی از آن است که تاب آوری کالبدی منطقه ۱۹ در برابر زلزله، نیازمند بازتعریف تعاملات میان نظام حکمرانی و جامعه محلی است. به عنوان نمونه، ارزیابی پیامدهای اجرای سامانه های هوشمند شناسایی سازه های آسیب پذیر نشان داد که زمان شناسایی ساختمان های ناایمن از ۷۲ ساعت به ۴ ساعت کاهش یافته و راه اندازی چنین زیرساخت هایی می تواند شاخص تاب آوری منطقه را از ۲.۶ به ۴.۱ افزایش دهد. علاوه بر این، توزیع عادلانه منابع امدادی در محلات فقیرنشین جنوب منطقه باعث کاهش مسافت دسترسی جمعیت آسیب پذیر به خدمات امدادی از ۲.۵ کیلومتر به کمتر از ۸۰۰ متر شده است. از سوی دیگر، یافته ها نشانگر آن است که عدم شفافیت در تخصیص بودجه، تعارض منافع نهادی و ضعف در اجرای قوانین مرتبط با مقاوم سازی ساختمان ها، از جمله مهم ترین چالش های مدیریتی هستند که تأثیر معناداری در کاهش اثرگذاری برنامه های تاب آور دارند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش تأکید دارد که دستیابی به سطوح بالاتر تاب آوری در مناطق پرخطری همچون منطقه ۱۹ تهران مستلزم حرکت به سمت الگوهایی جامع تر است. این الگوها باید عناصر مقاوم سازی فیزیکی، تحول فناوری، عدالت فضایی و مشارکت فعال شهروندی را تلفیق کنند. با استناد به یافته های این پژوهش، راهبردهایی نظیر ایجاد کارگروه های مشترک میان مدیریت شهری و ساکنین جهت افزایش شفافیت، طراحی سامانه های پایش لحظه ای وضعیت سازه ها و تمرکز بر مناطق فقیرنشین در برنامه های بازسازی، می توانند میزان آسیب پذیری را به طور معناداری کاهش دهند. اگرچه این راهبردها از ظرفیت بالایی برای تغییر اثربخش شرایط برخوردارند، اما تحقق آن ها نیازمند هماهنگی میان سیاست گذاران، مدیران اجرایی و جامعه محلی است. در نهایت، پیشنهاد می شود این برنامه ها در قالب پایلوت های محلی، به ویژه در محله افسریه، آزمایش شوند تا از تأثیر عملی آن ها اطمینان حاصل شود.
۳۶۸۴۶.

کاربست رهیافت اقتصاد سیاسی زمین در برنامه ریزی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه: شهرها تحت تأثیر کنش های نیروهای اقتصادی و سیاسی رشد و توسعه می یابند و دگرگونی ها در فضاهای شهری بیش از آنکه یک فرایند طبیعی باشد، یک پدیده اقتصادی سیاسی است. برنامه ریزی شهری به عنوان رشته ای که با توسعه شهر سروکار دارد، تنها به جنبه کالبدی و فنی محدود نمی شود بلکه در بستر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شکل می گیرد. یکی از نقدهای مطرح به برنامه ریزی، تمرکز بر مباحث فنی و کم توجهی به تأثیر قدرت ها و بازیگران اقتصادی و سیاسی کلیدی در برنامه های شهری است. باوجود اهمیت دیدگاه اقتصاد سیاسی در جهت درک و تحلیل مسائل شهری از منظر قدرت در برنامه ریزی، این دیدگاه هنوز در مطالعات برنامه ریزی به روشنی تبیین نشده است. یکی از دلایل این امر را می توان پیچیدگی به کارگیری این دیدگاه دانست، زیرا اقتصاد سیاسی دانشی میان رشته ای بوده و با حوزه های مختلف دانشی از جمله رشته های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مدیریتی درگیر است. از این رو در مطالعه حاضر تلاش می شود رهیافت اقتصاد سیاسی زمین که هم به مباحث قدرت و اقتصاد سیاسی در برنامه ریزی می پردازد و هم پیچیدگی های دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا را ندارد، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. بدین منظور با تحلیل پژوهش های انجام شده در این حوزه تلاش می شود چهارچوب مفهومی برای تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین با تأکید بر برنامه ریزی شهری ارائه گردد. مواد و روش ها: ازآنجایی که مطالعه حاضر به دنبال تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین و تشریح ابعاد و مؤلفه های آن است؛ لذا از نوع توصیفی - تحلیلی است و به لحاظ هدف کاربردی و با توجه به نوع داده ها، کیفی بوده و داده ها با روش اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده است. برای شناسایی و استخراج منابع پژوهش از دستورالعمل پریزما استفاده شد که در نهایت 42 مطالعه برای انجام تحلیل انتخاب شد که 17 مطالعه داخلی و 25 مطالعه خارجی را شامل می شود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و از طریق نرم افزار مکس کیو دا کدگذاری و مضمون های مربوط به رهیافت اقتصاد سیاسی زمین شناسایی شده است. نتایج و بحث: در سطح نظری رهیافت اقتصاد سیاسی زمین که در دسته نظریات انتقادی برنامه ریزی شهری محسوب می شود، به دنبال تبیین تحولات زمین است که در نتیجه کنش قدرت ها و بازیگران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برای انباشت سرمایه در زمین رخ می دهد. مبتنی بر این رهیافت، زمین شهری بستری برای انباشت سرمایه و کسب سود است. این امر موجب کالایی سازی زمین شده که از جمله پیامدهای آن می توان به نابرابری و تضاد طبقاتی، رشد و تراکم بی رویه شهری، سوداگری و رانت زمین و تخریب میراث فرهنگی و طبیعی شهری اشاره کرد. در سطح تحلیلی و بر اساس تحلیل مضمون مطالعات، این رهیافت از دو بعد اصلی تشکیل شده است، یک؛ بعد اقتصاد سیاسی و دو؛ بعد زمین شهری. مؤلفه های بعد اقتصاد سیاسی عبارت اند از: انگیزه و منافع بازیگران، روابط میان بازیگران و شیوه عمل بازیگران و مؤلفه های بعد زمین نیز شامل: مالکیت زمین، بهره برداری زمین و مدیریت و سیاست گذاری زمین. نتیجه گیری: در مطالعه حاضر تلاش شد تا با مرور مطالعات انجام شده تصویری دقیق تر از تحولات در زمین شهر در قالب رهیافت اقتصاد سیاسی زمین ارائه شود تا از یک سو توجه صرف برنامه ریزی از یک امر فنی و تخصصی به مباحث قدرت و تأثیر بازیگران و نیروهای اقتصادی سیاسی در موضوعات شهری بیشتر جلب شود و از سوی دیگر پیچیدگی دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا را کاهش دهد. بدین منظور با تحلیل مطالعات انجام شده در این حوزه چهارچوب مفهومی برای تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین در برنامه ریزی شهری ارائه شد. بر اساس نتایج پژوهش، رهیافت اقتصاد سیاسی زمین تمرکز بر شناسایی بازیگران کلیدی و ارتباطشان باهم (همکاری یا رقابت) دارد که با استفاده از قدرت و شیوه عمل خود، منافع و انگیزه های خود را با تأثیرگذاری در مؤلفه های زمین یعنی مالکیت، بهره برداری و مدیریت و سیاست گذاری زمین، دنبال می کنند که موجب کالایی سازی زمین شده است.
۳۶۸۴۷.

تبارشناسی نوسازی شهری: مسأله مند شدن محلات تهران در نظام برنامه ریزی، دوره پهلوی دوم (1320 تا 1357)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: در دوره های مختلف، دم و دستگاه های مدیریتی شیوه های متعددی برای مواجه با وضعیت های اجتماعی و فضایی دارند. از همین رو می توان گفت هر نظم گفتمانی، فضای خاص خودش را تولید می کند. در این معنا، انواع سیاست های شهری، میانجی های نظم و نظام بخشی به مناسبات فضایی در راستای نظم گفتاری مرکزیت یافته تلقی می شوند. متناسب با چنین مواجه ای، در سطح انضمامی شهرها برخی محلات شهری که از حدود نظم مرکزی بیرون مانده اند یا کنار گذاشته شده اند، در معرض شیوه خاصی از نام گذاری و متعاقبا فراخوانی توسط آپاراتوس قدرت قرار می گیرند. نوسازی شهری در مقام یکی از سیاست های به فرم کردن مناسبات فضایی تلقی می شود که بیش از هر زمانی به دنبال بهینه سازی روابط اقتصادی و اجتماعی در فضا در راستای اصول و ضوابط سیاست های مرکزی است. روش: پژوهش حاضر تلاش می کند از خلال مرور تاریخی به خوانش انتقادی از سیاست های شهری در بافت هایی که مسأله دار یا فرسوده نام گذاری شده اند در دوره پهلوی دوم بپردازد. نگرش تاریخی به خوبی توانسته است برخی لایه های برسازنده و نامرئی روابط فضایی در دوره مورد مطالعه در شهر تهران را مرئی و قابل درک کند. یافته ها: یافته های پژوهش در سطوح سیاست گذاری، برنامه ریزی و وضعیت انضمامی نشان می دهد در دوره پهلوی دوم محلات مرکزی شهر تهران بیش از هر زمانی با مسأله مند شدن تهران به مثابه پایتخت تمدن بزرگ برای نظام مدیریتی پروبلماتیک می شوند. هم از این روست که ضرورت مداخله و نوسازی در محلات مرکزی شهر تهران در مرکز توجه منطق مدیتریتی قرار می گیرد. نتیجه گیری: بدون شک خوانش تبارشناسانه از سیاست های نوسازی شهری و تامل پیرامون لحظات ظهور بافت هایی که امروزه فرسوده خوانده می شوند، می تواند در ساحت گفتمانی زمینه های سیاست گذاری و برنامه ریزی دموکراتیک را فراهم آورد. چنین شیوه ای از برنامه ریزی مبتنی بر تفاوت های فضایی خواهد بود. نوآوری: پژوهش حاضر می تواند در ساحت گفتمانی و انضمامی نوعی کنشگری باشد. چرا که خوانش مناسبات فضایی از منظر تاریخی می تواند رویه های تبدیل سیاست های گفتمانی به حقیقت را برای پژوهشگران رویت پذیر ساخته و در نهایت امکان برساختی متفاوت از سیاست های شهری در نظام برنامه ریزی کشور فراهم آورد.
۳۶۸۴۸.

تحلیل و تدوین راهبردهای ایجاد بوم شهر، منطقه مورد مطالعه: شهر اهواز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۰
شهر اهواز با توجه به موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی خاص خود، پتانسیل ها و چالش های منحصر به فردی برای تبدیل شدن به یک بوم شهر دارد. این پژوهش با هدف تحلیل و تدوین راهبردهای ایجاد بوم شهر در اهواز، با استفاده از چارچوب های مفهومی و مبانی نظری بوم شهرها و توسعه پایدار انجام شده است. روش پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که برای تحقق بوم شهر در اهواز باید به یکپارچگی و هماهنگی بین ابعاد محیطی، اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی و فنی توجه شود. از منظر محیطی، کاهش آلودگی هوا، استفاده از انرژی های تجدیدپذیر، مدیریت منابع آب و افزایش فضای سبز از اولویت های اساسی هستند. در بعد اجتماعی، تقویت حس تعلق اجتماعی، افزایش مشارکت شهروندان و آموزش عمومی اهمیت دارد. در زمینه اقتصادی، جذب سرمایه گذاری پایدار و استفاده بهینه از منابع محلی به توسعه پایدار شهر کمک می کند. از منظر مدیریتی، هماهنگی بین نهادها و استفاده از فناوری های نوین مدیریتی از جمله راهکارهای مهم محسوب می شوند. در بعد فنی نیز، استفاده از تکنولوژی های سبز و طراحی ساختمان های سازگار با محیط زیست پیشنهاد می شود. در نهایت، با اجرای این راهبردها، شهر اهواز می تواند به یک بوم شهر پایدار تبدیل شود که هم از لحاظ زیست محیطی و هم از لحاظ اجتماعی و اقتصادی پایداری داشته باشد. تحقق این هدف نیازمند همکاری و هماهنگی بین تمامی ذینفعان از جمله شهروندان، مدیران شهری و سرمایه گذاران است.
۳۶۸۴۹.

سنجش پایداری معیشت در سکونتگاههای روستایی پیرامون شهر اراک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
مطالعات بانک جهانی و تحقیقات بین المللی پایدار ساختن معیشت روستایی را راهی مهم برای کاهش فقر در روستاها معرفی کرده اند. معیشت پایدار بر توانایی ها، دارایی ها و فعالیت های لازم برای زندگی تکیه دارد و رویکردی جدید و کلیدی در توسعه پایدار و توانمندسازی فقرا در مناطق روستایی است. این تحقیق با هدف سنجش پایداری معیشت روستاییان در ابعاد و مولفه های مختلف، به وضعیت شاخص های معیشت پایدار در چهار روستای پیرامون شهر اراک به نام های عقیل آباد، گوار، انجدان و امان آباد پرداخته است. مولفه های کلیدی مورد بررسی در این تحقیق، سرمایه های انسانی، اجتماعی، فیزیکی، مالی و طبیعی روستاییان و در چارچوب معیشت پایدار روستایی بوده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و جامعه آماری شامل ۲۲۷۸ خانوار با جمعیت ۷۷۳۶ نفر است. داده ها از طریق پرسشنامه ای مبتنی بر شاخص ها و گویه های معیشت پایدار جمع آوری شده اند. نتایج نشان داد نخست، در مجموع سطح پایداری معیشت در روستاهای مورد بررسی پایین بوده است. دوم، در بین روستاهای مورد مطالعه، روستای انجدان و پس از آن عقیل اباد وضعیت بهتری داشته اند. در نهایت، در بین مولفه های چارچوب معیشت پایدار روستایی، سرمایه طبیعی بالاترین رتبه و سرمایه انسانی کمترین نرخ را داشته که احتمالا بنا بر بهره برداری بی رویه از منابع طبیعی روستاهای ناحیه و شکنندگی محیط طبیعی در روستاهای پیرامونی شهر اراک است.
۳۶۸۵۰.

شناسایی توانمندی های ژئوتوریستی و رقابت پذیری استان مازندران (مطالعه موردی: شهر های بابلسر، فریدون کنار، محمودآباد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۲
ژئوتوریسم شکلی از گردشگری است که بر ویژگی های زمین شناسی زمین تأکید می کند و در قالب دو شاخه زمین شناسی و جغرافیا بیان شده است. هدف از این پژوهش شناسایی توانمندی های ژئوتوریستی و رقابت پذیری استان مازندران (مطالعه موردی: شهر های بابلسر، فریدون کنار، محمودآباد) است.در این پژوهش از مدل دینامیکی جهت شناسایی توان گردشگری و از مدل پاوولوا جهت شناسایی توان رقابت پذیری مناطق ژئوتوریستی استفاده شده است. ارزش و اهمیت مناطق ژئوتوریستی در مدل هادزیک بر شاخص ارزش های علمی و شاخص ارزش های مازاد و میزان آسیب پذیری مناطق تأکید دارد. در مدل پاوولوا ازنظر عوامل مثبت و منفی، توان رقابت پذیری مناطق برآورد می شود. مقایسه ارزیابی و بررسی نهایی ارزش پتانسیل ژئوتوریستی سه منطقه موردمطالعه نشان می دهد که سایت بابلسر با امتیاز 99/7 دارای بالاترین امتیاز است و کمترین امتیاز با 89/5 متعلق به سایت محمود آباد است با این حال هر سه سایت دارای ارزش های یکسان هستند که نشان می دهد ازنظر ارزیابی کیفی و توان ژئوتوریستی در سطح عالی هستند. نتایج این پژوهش حاکی از این است که شهرستان بابلسر ازنظر عواملی مانند آثار تاریخی و فرهنگی با امتیاز 5/0 و اشیا ی معدنی با مقدار 3 دارای بیشترین میزان رقابت پذیری جهت رقابت پذیری با مناطق ژئوتوریستی محمود آباد و فریدون کنار است که نشان می دهد یکی از مناطق گردشگری و طبیعی و حتی تاریخی در بین شهرستان های ساحلی استان مازندران به شمار می رود. پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی مناطق مورد مطالعه جهت شناسایی بهتر جاذبه های ژئوتوریستی و جذب گردشگران داخلی و خارجی در شهرستان بابلسر زمینه مدیریتی، حفاظتی و امکانات زیرساختی بر اساس مناطق دارای امکانات رفاهی بیشتر اقدامات لازم فراهم شود. همچنین پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده مدل های جدید تری برای ارزیابی توان ژئوتوریستی و توان رقابت پذیری به کار گرفته شود.
۳۶۸۵۱.

تلفیق شاخص های ژئومورفومتری و پوشش گیاهی برای برآورد خطر فرسایش خاک در حوضه آبخیز سامیان، استان اردبیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۱
شدت فرسایش خاک معمولا با استفاده از مدل های مختلف تخمین زده می شود. بنابراین هدف از این پژوهش، تلفیق شاخص های ژئومورفومتری و پوشش گیاهی برای برآورد خطر فرسایش خاک در حوضه آبخیز سامیان در استان اردبیل است. برای دست یافتن به هدف تحقیق از مدل تجربی فرسایش خاک اصلاح شده جهانی که شامل عامل های فرسایندگی باران، فرسایش پذیری خاک، توپوگرافی، پوشش گیاهی و عملیات حفاظتی خاک است استفاده شد. بدین منظور به ترتیب با استفاده از داده های باران سنجی اخذ شده از سازمان هواشناسی کشور، لایه بافت خاک 1:250000 ایران، مدل رقومی ارتفاع 30 متر استر و هم چنین تصویر ماهوراه ای لندست 8 OLI مربوط به سال 2023 در محیط سامانه اطلاعات مکانی تهیه شده اند و پس از روی هم گذاری لایه ها مقدار فرسایش سالانه خاک در سطح حوضه برآورد شد. در گام بعد شاخص های ژئومورفومتری که در رخداد فرسایش خاک موثر هستند شامل شاخص رطوبت توپوگرافی، توان آبراهه، انحناء دامنه، انحناء سطح، انحناء مقطع و شاخص تفاضل پوشش گیاهی عادی شده در محیط سامانه اطلاعات مکانی ایجاد و نقشه های پهنه بندی تهیه شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که نرخ فرسایش خاک برای کل حوضه در دامنه بین 0 تا 14/321 تن در هکتار در سال برآورد شد همچنین در بین عوامل موثر مدل مورد مطالعه با فرسایش خاک عامل توپوگرافی بیش ترین هم بستگی (96/0) را نسبت به سایر عوامل را برخوردار بود. در بررسی دیگر ارتباط بین عوامل ژئومورفومتری با میزان هدررفت سالانه خاک انجام شد که نتایج نشان داد شاخص تفاضل پوشش گیاهی عادی شده با ضریب تعیین 75/0 نسبت به سایر شاخص های مورد مطالعه دارای هم بستگی بیش تری است. هم چنین شاخص انحناء مقطع با مقدار 09/0 درصد کم ترین هم بستگی را دارا می باشند. این پژوهش امکان ادغام عوامل ژئومورفومتری موثر بر فرسایش خاک را تائید می نماید.
۳۶۸۵۲.

تحلیل و بررسی پارامترهای مورفومتریک سیرک های یخچالی زردکوه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
سیرک های یخچالی از جمله عوارض یخچالی هستند که اطلاعاتی را در زمینه شرایط اقلیمی گذشته ارائه داده و با بررسی مورفومتری سیرک های یخچالی می توان اطلاعاتی را در زمینه سیرک ها و وضعیت منابع رطوبتی به دست آورد. در این تحقیق، 17 سیرک یخچالی در محدوده کوه زردکوه بختیاری مورد بررسی قرار گرفتند. برای بررسی دقیق سیرک ها، از نرم افزارهای Arc Gis، Portable Googemap server، Google earth و Excel استفاده شد. به منظور بررسی مورفومتری سیرک ها، از پارامترهای مساحت، محیط، طول، عرض، حداکثر ارتفاع، حداقل ارتفاع، نسبت طول به عرض و ضریب گراولیوس استفاده شد. برای هر یک از این پارامترها، شاخص های آماری انحراف معیار، میانگین، ضریب تغییرات و مقادیر حداقل و حداکثر محاسبه شد. برای شناسایی روابط بین این پارامترها نیز ماتریس همبستگی پیرسون و ضریب تعیین R2 محاسبه گردید. بیشترین توزیع سیرک ها در جهت شمال شرقی بوده و حداکثر ارتفاع نیز به میزان 3700 متر در جهت جنوب شرقی قرار دارد. محدوده مساحت سیرک ها نیز در بین 55/0 تا 38/4 کیلومتر مربع قرار دارد. بیشترین میزان نسبت طول به عرض نیز به میزان 73/3 متعلق به سیرک شماره 6 بوده و کشیده ترین سیرک به شمار می آید. بیشترین همبستگی نیز به میزان 96/0 متعلق به دو پارامتر مساحت و محیط می باشد. بیشترین ضریب R2 نیز به میزان 66/0 بین دو متغیر مساحت و عرض برقرار بوده است. نتایج نشان می دهد که دوره پلیستوسن از شرایط اقلیمی متفاوتی برخوردار بوده و باعث گسترش وسعت سیرک های یخچالی گردیده است.
۳۶۸۵۳.

مؤلفه های برساخت هویت ملی مردم ایران در عصر زندیه ذیل اندیشه سیاسی "وکیل الرعایا" در چارچوب مفهوم حکومت مندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۸
هویت ملی در چارچوب مفهوم حکومت مندی میشل فوکو حاصل مفصل بندی مجموعه ای از مؤلفه هایی است که توسط گفتمان اجتماعی- سیاسی در مقطع مشخص از تاریخ مفصل بندی می گردد و انطباق فضایی سرزمین، ملت و حکومت را شکل می دهد. در این راستا در ابتدای به قدرت رسیدن کریم خان زند بار گران جنگ های عصر افشاریه سبب گسیختگی انسجام اجتماعی در ایران گردیده بود. به طوری که مشروعیت آفرینی جهت برساخت هویت ملی نیازمند یک اندیشه سیاسی بدیل بود که در چارچوب آن علل انسجام یابی جامعه ایران تبیین گردد. در این مقاله کوشش گردیده با اتکا به روش تفسیری و با استفاده از مضمون نظری مفهوم حکومت مندی میشل فوکو؛ چگونگی مفصل بندی هویت ملی در عصر حکومت کریم خان زند( 1751- 1779) در ایران ذیل اندیشه سیاسی" وکیل الرعایا" واکاوی گردد. یافته های تحقیق بیان گر آن است که ایل زند و سایر ایلات هم پیمان کریم خان در ایران مرکزی نسبت به سایر ایلات دارای نفرات محدودتر و فاقد زمینه لازم جهت شکل دهی به رهبری پاتریمونیال و استفاده از آن جهت برساخت هویت ملی بودند. در نتیجه مدیریت سیاسی ملوک الطوایفی و خوانش همپایگی جایگاه سیاسی کریم خان زند با رعایا به مثابه تکنیکی در مشروعیت دهی به برساخت هویت و انسجام حکومت با مردم بازنمایی گردید. ضمن اینکه تعامل حداقلی دو نهاد سیاست و مذهب در این دوره سبب گردید که برساخت هویت ملی نیازمند برجسته سازی خوانش دادگرانه از مسلک رفتاری کریم خان زند باشد که ضمن انطباق با آموزه های مذهبی قادر باشد برساخت هویت سرزمینی در این دوره را تسهیل نماید.
۳۶۸۵۴.

تحلیل آینده نگرانه از تحرک جمعیتی روستا-شهری دهستان گورک سردشت به شهر ربط و پیامدهای توسعه ای نواحی مبدأ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۸
تحرک های جمعیتی در یک ناحیه جغرافیایی دارای دو جهت مبدأ و مقصد است که جامعه مبدأ در حال کاهش و جامعه مقصد در حال افزایش است. مهم ترین نمونه های تحرک جمعیتی، مهاجرت روستا- شهری است که به صورت ترک روستا برای زندگی در شهر بروز پیدا می کند. تحقیق حاضر باهدف تبیین و ارزیابی تحرک جمعیتی روستا- شهری در دهستان گورک شهرستان سردشت و تأثیر شاخص های اقتصادی، اجتماعی و محیطی بر روند بار مهاجرتی از روستاهای این دهستان به شهر ربط و شهرهای اطراف صورت گرفته است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 345 نفر شده که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. ابزار تحقیق پرسشنامه بوده و از نرم افزار spss استفاده شده است. پایایی پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای شاخص های اقتصادی (0.843)، اجتماعی (0.824) و محیطی (0.745) محاسبه گردید. جهت تجزیه وتحلیل فرضیات، از آزمون های آماری میانگین، واریانس و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. نمودار و نقشه ها نیز با استفاده از نرم افزار Excell و ArcGis ترسیم شدند. نتایج بررسی حاکی از آن است که در فرضیه اول، ماتریس همبستگی پیرسون بین شاخص های اجتماعی و اقتصادی سطح معناداری 0.000= sig در سطح اطمینان 99% نشان داد که رابطه معنی دار و نسبتاً قوی بین متغیرها وجود دارد. در فرضیه دوم، آزمون های تفاوت میانگین T و F برای تمامی متغیرهای اجتماعی و ویژگی های جمعیتی، سطح معناداری (0.05≤ P) در سطح اطمینان 95% معنی دار به دست آمده است، در فرضیه سوم نیز، بین متغیرهای محیطی و ساختار جمعیتی، سطح معناداری (0.05≥ P) به دست آمده است که نشان می دهد بین این متغیرها رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج نهایی این پژوهش نشان داد که بین عوامل اجتماعی، اقتصادی و محیطی با تحرک جمعیتی و مهاجرت روستا- شهری در دهستان گورک رابطه ای معنادار برقرار است، لذا مطالعه و توجه به مسائل اقتصادی و اجتماعی و محیطی ساکنان درروند تحرک های جمعیتی منطقه کاملاً ضروری است.
۳۶۸۵۵.

شناسایی و تحلیل پیشران های مؤثر در زمینه تاب آوری در برابر زمین لرزه با تأکید بر روش آینده پژوهی (مطالعه موردی: شهر خلخال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: زمین لرزه یکی از مخاطرات طبیعی است که به عنوان مهم ترین مبحث برنامه ریزی شهری در ایران و جهان شناخته می شود. تاب آوری به دلیل رویکرد و روشی مناسب در جهت کاهش خطرات حاصل از بحران ها و مخاطرات طبیعی، به عنوان رویکرد پژوهش حاضر انتخاب شده است. داده و روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی – تحلیلی با رویکرد آینده پژوهی است. روش پژوهش بر اساس روش جدید علم آینده پژوهی تحلیلی - ساختاری با به کارگیری ترکیبی از مدل های کمی و کیفی است. در گام نخست مؤلفه های مؤثر در تاب آوری شهر خلخال شناسایی و در قالب پرسش نامه دلفی تهیه و تدوین شد. جامعه آماری 25 نفر از متخصصین حوزه شهری بر اساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده و با استفاده از ماتریس تحلیل اثرات متقابل ساختاری  و در قالب نرم افزار MICMAC پردازش شد و نوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و اثر پذیری بر سایر متغیرها مشخص گردید. یافته ها: از میان 49 شاخص پس از بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر در خروجی نرم افزار میک مک، 13 عامل کلیدی با بیشترین میزان تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بر آینده تاب آوری شهر خلخال مشخص شد، که کیفیت بنا، نوع سازه بنا، شبکه حمل و نقل، دسترسی به معابر اصلی، جایگاه سوخت، ایستگاه گاز، ایستگاه انتقال برق، تأسیسات و منابع آب، مسیل، میزان شیب و جهات آن، کانون زلزله، فاصله از گسل، رانش زمین، بیشترین نقش را در وضعیت تاب آوری شهر خلخال ایفا می کنند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان دهنده آن است که الگوی پراکندگی پیشران های مورد مطالعه از نظر تحلیل اثرات متقابل در مجموع بیانگر وضعیت یک سیستم محیطی ناپایدار است که در آن پیشران های تاب آور شهر خلخال ازنظر اثرگذاری و اثر پذیری حالت پیچیده و بینابین دارد.
۳۶۸۵۶.

تحلیل نقش رویدادهای گردشگری ورزشی بر انسجام اجتماعی شهر (مطالعه موردی: ورزش کشتی با چوخه در شهر اسفراین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه : فعالیت های ورزشی نقش روزافزونی بر جنبه های گوناگون زندگی انسان ها دارد؛ بطوریکه علاوه بر ایجاد اشتغال و رونق جوامع، به جهت انگیزه های میهن پرستی و فرهنگ های بومی، سبب افزایش تعاملات اجتماعی بهتر و برقراری انسجام اجتماعی در میان مردم نیز می گردد. نمونه این رویدادها می توان به کشتی با چوخه در شهرستان اسفراین اشاره کرد که به عنوان یکی از نمادهای هویت محلی و ملی می باشد. لذا هدف پژوهش حاضر؛ بررسی تحلیل نقش رویداد گردشگری ورزشی کشتی با چوخه بر انسجام اجتماعی شهر اسفراین می باشد. داده و روش : روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و از لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش را 195 نفر از سرپرستان خانوارها تشکیل می دهند که به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته می باشد که با استفاده از نظر کارشناسان روایی صوری آن تأیید شد و با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ پایایی 0.747 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار استنباطی استفاده شد. یافته ها : نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد که با توجه به معناداری بدست آمده در سطح تمامی شاخص ها مقدار (0.001) و همچنین بالابودن میانگین واقعی نظر کل پاسخگویان (بزرگتر از میانگین عددی 3)، شاخص های مذکور در منطقه مورد مطالعه از وضعیت متوسط رو به بالایی برخوردار می باشند. نتایج آزمون فریدمن نشان داد بیشترین امتیاز با میانگین رتبه (5.83) به مؤلفه احساس تعلق و هویت مکانی اختصاص دارد. نتیجه گیری : از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که میزبانی رویدادهای ورزشی منجر به ایجاد تصویر مثبت از جامعه، افزایش تبادل فرهنگی، تشویق مردم به انجام فعالیت های ورزشی، افزایش فرصت های معرفی شهرستان اسفراین به کشور و جهان می شود و به عنوان یکی از کانون های مهم همگرایی و انسجام اجتماعی و فرهنگی بشمار می آید
۳۶۸۵۷.

تحلیل پیشران های شکوفایی شهری در اردبیل با استفاده از آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه : شهر اردبیل طی سال های اخیر شاهد افزایش قابل توجه میزان جمعیت بوده است. تحولات ناشی از افزایش جمعیت، موجب شده علی رغم برخورداری این شهر از قابلیت ها و ظرفیت های عظیم طبیعی، فرهنگی و اجتماعی و ویژگی هایی از جمله مرکزیت استان و اهمیت سیاسی و اقتصادی، هنوز نتوانسته به توسعه و شکوفایی شهری دست یابد. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی- تحلیلی است که با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی صورت گرفته است. روش جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی بوده است. جامعه آماری پژوهش 30 نفر از کارشناسان حوزه مدیریت شهری و خبرگان دانشگاهی است که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. شاخص های استفاده شده در این پژوهش، 60 گویه در 6 بعد می باشد. به منظور سنجش داده ها از فنون آینده پژوهی مانند پیمایش محیطی، تکنیک دلفی و روش تحلیل اثرات متقابل در محیط نرم افزار میک مک استفاده شده است. یافته ها : بر اساس نتایج، الگوی کلی پراکندگی عوامل مورد مطالعه نشانگر وضعیت یک سیستم محیطی ناپایدار است. بیشترین میزان تأثیرگذاری در بین ابعاد پژوهش به ترتیب مربوط به زیرساخت ها، بهره وری و رشد اقتصادی، برابری و شمول، کیفیت زندگی، حکمرانی شهری و پایداری زیست محیطی است. از بین 60 پیشران اولیه مورد مطالعه، 9 پیشران کلیدی شناسایی شده است که این پیشران ها جزو عوامل استراتژیک هستند؛ یعنی از تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بالایی برخوردار هستند و در موقعیت ریسک و هدف قرار دارند. نتیجه گیری : بر اساس نتایج به دست آمده، متغیرهای میانگین درآمد خانوار، بیکاری جوانان، خانوارهای حاشیه نشین، سرانه تولید شهر و اشتغال و مشارکت زنان، اصلی ترین عوامل به شمار می روند که در صورت مدیریت مناسب می توانند به عنوان محرک توسعه شهر اردبیل عمل نمایند. نتایج تحقیق نشان می دهد که پیشران های کلیدی شکوفایی شهر اردبیل مربوط به دو بعد بهره وری و برابری و شمول اجتماعی هستند و لازم است که متولیان شهر به این ابعاد توجه ویژه ای داشته باشند.
۳۶۸۵۸.

ارزیابی ریسک زیستگاهی پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان با استفاده از مدل InVEST(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۵
پلنگ ایرانیPanthera pardus saxicolor) ) به عنوان یکی از گونه های کلیدی گوشتخوار در اکوسیستم های ایران، نقش مهمی در حفظ تعادل اکوسیستم ها ایفا می کند. این گونه با تهدیدات متعددی از جمله تخریب زیستگاه، شکار غیرمجاز، کاهش طعمه های طبیعی و فشار ناشی از توسعه انسانی مواجه است. پارک ملی گلستان، به عنوان یکی از زیستگاه های کلیدی پلنگ، در سال های اخیر تحت تأثیر عوامل انسانی مانند گسترش زمین های کشاورزی، افزایش دامداری، عبور جاده ها و گسترش روستاها قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مناطق حساس زیستگاهی پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان و بررسی تأثیر عوامل انسانی بر زیستگاه این گونه، از مدل اینوست (InVEST) بهره گرفته است. در این مطالعه، چهار تهدید انسانی کلیدی از قبیل زمین های کشاورزی، نزدیکی روستاها، چرای دام و جاده هاشناسایی شد.  نتایج نشان داد که جاده ها و مسیرهای دسترسی با درصد ریسک تجمعی 8/15 درصد و پیامد بالا (26/2)، بیشترین اثر منفی را بر زیستگاه دارند و به عنوان یکی از عوامل اصلی گسست زیستگاهی شناخته می شوند. این گسست، زیستگاه های پیوسته را به قطعات جداگانه تبدیل کرده و جابه جایی ایمن پلنگ را محدود می کند. همچنین چرای بیش از حد دام با 56/12 درصد ریسک منجر به تخریب پوشش گیاهی و کاهش منابع غذایی طعمه های طبیعی پلنگ، نظیر کل و بزمی شود. زمین های کشاورزی با تخریب زیستگاه طبیعی و افزایش تعامل انسان و حیات وحش، پیامدهای جدی بر زیستگاه دارند، در حالی که نزدیکی روستاها با 41/6 درصدریسک، تعارضات انسان و حیات وحش را افزایش داده و خطر شکار پلنگ توسط جوامع محلی برای محافظت از دام ها را بیشتر می کند. نتایج این پژوهش نه تنها بر اهمیت حفظ زیستگاه های طبیعی تأکید دارد، بلکه زمینه ای مستحکم برای تدوین راهکارهای مدیریتی و برنامه ریزی مؤثر در جهت حفاظت از گونه های در معرض خطر انقراض فراهم می آورد.
۳۶۸۵۹.

تحلیل تاثیر فعالیت های انسانی و خصوصیات باد بر وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی ریگزارها (مطالعه موردی: ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۴
ریگزارها به مجموعه ای از تپه های ماسه ای اطلاق می شود که در شکل و اندازه های مختلفی هستند. یکی از خصوصیات ریگزارها، دینامیک فعال آن ها است که به عنوان یک تهدید جدی برای نواحی سکونتگاهی و فعالیت های انسانی محسوب می شود. ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان دارای تنوع مورفولوژی بالایی هستند و از نظر دینامیکی نیز وضعیت فعالی دارند، به همین دلیل در این پژوهش به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی آن ها پرداخته شده است. این تحقیق بر مبنای روش های سنجش از دوری و اطلاعات آماری بوده است. در این تحقیق از تصاویر ماهواره ای و اطلاعات آماری مربوط به سرعت و جهت بادهای منطقه به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. همچنین نرم افزارهای ArcGIS و WRplot ، مهم ترین ابزارهای تحقیق بوده است. در این تحقیق ابتدا به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی تپه های ماسه ای پرداخته شده است و سپس ارتباط آن با سرعت و جهت بادهای منطقه و همچنین فعالیت های انسانی تحلیل شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که از مجموع 1068 کیلومترمربع ریگ سیستان، حدود 60 درصد از آن را تپه های ماسه ای عرضی ساده دربرگرفته است و با توجه به اینکه میانگین حرکت تپه های ماسه ای این ریگ بین 2 تا 90 متر (در طی سال های 2005 تا 2020) بوده است، بنابراین از نظر دینامیکی نیز دارای وضعیت فعالی است. همچنین نتایج آنالیز بادهای منطقه نشان داده است که در مناطق شمالی ریگ سیستان دارای بالاترین میانگین سرعت باد هستیم ولی به دلیل اینکه تپه های ماسه ای توسط فعالیت های انسانی ثبیت شده است، دارای کم ترین میزان حرکت بوده اند اما تپه-های ماسه ای مناطق جنوبی به دلیل پوشش گیاهی کم تر و نبود موانع ژئومورفولوژیکی، دارای حرکت بیش تری بوده اند.
۳۶۸۶۰.

پویایی شناسی گفتمان شهر سبز: یک تحلیل علم سنجی از تحولات مفهومی و حوزه های نوظهور پژوهشی (1979 -2024)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۴
گسترش گفتمان شهر سبز و تحول آن به رویکردی کل نگر به خصوص در دهه های اخیر ضرورت شناسایی روندها و شکاف های پژوهشی آن را الزامی کرده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تحلیل نقشه دانش شهر سبز، شناسایی روند های تحول مفهومی و شکاف های پژوهشی آن است. روش پژوهش از نوع کاربردی و مبتنی بر علم سنجی است. با استفاده از نرم افزار VOSviewer اقدام به تحلیل شبکه های هم رخدادی واژگان و هم نویسندگی 1587 منبع نمایه شده در پایگاه اسکوپوس کرده است. بازه زمانی منابع پژوهش حاضر، از سال های 1979 تا 2024 است. یافته های پژوهشی بیانگر رشد چشمگیر تولید دانش شهر سبز در سال 2007 به علت انتشار چهارمین گزارش هیئت بین دولتی تغییرات اقلیمی و اهداف توسعه هزاره و رشد پرشتاب تر آن در سال 2019 به دلیل انتشار اهداف توسعه پایدار به خصوص هدف 11 (شهرها و اجتماعات پایدار) است. کشور چین با انتشار 616 منبع قطب جهانی دانش شهر سبز است که علت آن ریشه در چالش های شهرنشینی انفجاری، سیاست گذاری تمرکزگرا و همسویی سیستم دانشگاهی با اولویت های ملی دارد. تحلیل خوشه های واژگانی هشت حوزه کلیدی مشتمل بر فناوری های هوشمند، برنامه ریزی اکولوژیک، اقتصاد سبز، مدیریت منابع طبیعی، رفتار مصرف کننده، تاب آوری اقلیمی، اکولوژی شهری و سلامت انسانی را آشکار کرده است. تحول مفهومی شهر سبز پنج مرحله متمایز را تجربه کرده است. با وجود غلبه گفتمان فنی و مهندسی در سال های اولیه، گفتمان شهر سبز به سمت چهارچوبی انسان مبنا، یکپارچه و میان رشت های حرکت کرده که در تقاطع محیط زیست، فناوری، عدالت اجتماعی و رفتار شهروندان قرار دارد. با وجود این، شکاف های پژوهشی مهمی نظیر عدم انسجام بین ابعاد فناوری و انسانی و رفتاری و و کمبود مطالعات یکپارچه در حوزه اقتصاد، اکولوژی و عدالت اجتماعی، همچنان در این حوزه وجود دارد. پیشنهاد پژوهش برای پوشش شکاف های مذکور، انجام پژوهش های یکپارچه در حوزه های اقتصاد، اکولوژی و عدالت اجتماعی، تقویت یکپارچگی بین ابعاد فناوری و رفتاری و بسط رویکرد های میان رشته ای است. پژوهش حاضر نشان می دهد حرکت تحول مفهومی شهر سبز به سمت چهارچوبی انسان محور است، در عین حال، شکاف های پژوهشی همچنان به تحقیقات جدی نیاز دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان