پژوهشهای فضا و مکان در شهر (پژوهش های مکانی - فضایی سابق)

پژوهشهای فضا و مکان در شهر (پژوهش های مکانی - فضایی سابق)

پژوهشهای فضا و مکان در شهر سال 10 زمستان 1404 شماره 4 (پیاپی 37) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بازآفرینی معنا بنیاد فضا و مکان شهری پیرامون حرم مطهر امام رضا (ع) بر پایه مفهوم میدان هم حضوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۲
بافت پیرامون حرم مطهر امام رضا(ع) در مشهد طی دهه های اخیر شاهد مداخلات گسترده شهری بوده است که هرچند زیرساخت ها، دسترسی و ظرفیت زائرپذیری را بهبود بخشیده اند، اما به تدریج به گسست میان انسان، مکان و تضعیف تجربه زیارت انجامیده اند. در امتداد رویکردهای فرهنگ محور و مکان مبنا در بازآفرینی شهری، این پژوهش با تکیه بر نظریه «میدان هم حضوری» و صورت بندی «بازآفرینی معنا بنیاد» می کوشد چهارچوبی طراحی محور برای ترمیم پیوند میان تجربه زیارت، ساختار فضایی و حافظه فرهنگی ارائه کند. روش پژوهش، ترکیبی (کیفی کمی) با رویکردی پدیدارشناختی و زمینه گراست. داده ها از طریق تحلیل اسناد، مشاهده میدانی، ۱۲ مصاحبه نیمه ساختاریافته با زائران، خادمان و کسبه و تحلیل GISحسی در ۹ نقطه شاخص مسیر زیارت (آستانه ها و گره های اصلی حرکت آیینی) گردآوری و بر اساس چهار ساحت محیط، آیین، حافظه و باور سازمان دهی شده اند. یافته ها نشان می دهد که بحران مکان زیارتی در قالب چهار سطح گسست حسی، کنشی، زمانی و درونی قابل تشخیص است و مداخلات صرفاً کالبدی توان ترمیم این گسست ها را ندارند. در پاسخ، مدل میدان هم حضوری فضاهای پیرامون حرم را به مثابه میدانی چندلایه می فهمد که در آن بدن، کنش آیینی، حافظه جمعی و باور قدسی یکدیگر را متقابلاً حاضر می سازند. بر این اساس، چهار ساحت یادشده به عنوان سازوکارهای بازآفرینی معنا در فضا معرفی و به مجموعه ای از اصول طراحی، از جمله پیوستگی آیینی مسیر، خوانایی حافظه جمعی، آرام سازی حسی فضاهای آستانه ای و تقویت عدالت زیارتی ترجمه می شوند. بدین سان، چهارچوب پژوهش، بازآفرینی بافت و طراحی معماری را به مثابه فرایندی زنده برای احیای حضور و بازپیوند انسان، مکان و حافظه قدسی بازتعریف می کند.
۲.

تحلیل تعاملات اجتماعی- فضایی به روش فاصله گذاری ادواردهال (مطالعه موردی: میدان نقش جهان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۵
فضاهای عمومی شهری به عنوان عرصه های کلیدی تعاملات اجتماعی، نقش مهمی در شکل گیری هویت جمعی و ارتقای کیفیت زندگی شهری دارند، اما ابعاد رفتاری کاربران و الگوهای فاصله گذاری میان فردی در مطالعات ایران کمتر بررسی شده است. این پژوهش با هدف پاسخ به این پرسش که «الگوهای فاصله گذاری میان فردی در میدان نقش جهان اصفهان چگونه شکل می گیرند و در بازه های زمانی مختلف چه تغییراتی دارند؟» انجام شد. روش پژوهش ترکیبی کیفی کمی و مبتنی بر مشاهده مستقیم غیرمداخله گر بود. داده ها در سه نوع روز (کاری، نزدیک تعطیل و تعطیل) و سه بازه زمانی (صبح، عصر و شب) از کاربران شامل شهروندان و گردشگران جمع آوری و با چک لیست متغیرهایی مانند نوع فعالیت، ترکیب اجتماعی، فاصله میان فردی، طبق مدل هال، تراکم و شرایط محیطی ثبت شد. تحلیل کمی با آمار توصیفی و تحلیل کیفی با تفسیر نقشه های رفتاری و یادداشت های محیطی انجام شد. یافته ها نشان داد که الگوهای فاصله گذاری تحت تأثیر نوع روز، تراکم جمعیت و ویژگی های کالبدی فضا تغییر می کنند، در روزهای کاری فاصله های اجتماعی و عمومی غالب اند، درحالی که در روزهای تعطیل و شب ها فاصله های شخصی و صمیمی افزایش می یابند. کاربران با انتخاب موقعیت های مشخص قلمروهای موقت و نیمه خصوصی ایجاد می کنند و عناصر محیطی مانند نور، سایه و مبلمان رفتار میان فردی را تنظیم می کنند. این نتایج ضمن تأیید مدل هال، ضرورت بومی سازی آن در بستر فرهنگی و اقلیمی ایران و ارائه چهارچوبی کاربردی برای طراحی انسان محور فضاهای عمومی تاریخی را نشان می دهد.
۳.

سرمایه اجتماعی سیال در حفاظت فضاهای میراثی؛ مورد پژوهی: بازار تاریخی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۱
حفاظت از فضاهای میراثی شهری، به ویژه بازارهای تاریخی، در گرو درک سازوکارهای اجتماعی ای است که انسجام، هویت فرهنگی و تداوم تعاملات جمعی را شکل می دهند. بازارهای تاریخی در معرض دگرگونی های اقتصادی و فرهنگی اند و این تغییرات، هماهنگی میان ذی نفعان و اصالت فضا را با چالش مواجه می کند. پژوهش حاضر با تمرکز بر رویکرد «سرمایه اجتماعی سیال»، نقش روابط موقت، شبکه های انعطاف پذیر و بازتولید فرهنگی را در حفاظت بازار تاریخی تبریز مورد بررسی قرار داد. بدینسان در پی پاسخ به پرسش اصلی پژوهش: «سرمایه اجتماعی سیال تا چه میزان می تواند در حفاظت و بازسازی بازارهای تاریخی، به ویژه بازار تاریخی تبریز، مؤثر باشد؟»، پژوهش با روش کمی و بر پایه مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) اجرا شد تا سازوکارهای پویای سرمایه اجتماعی سیال در قالبی سنجش پذیر تحلیل شود. داده ها از طریق پرسشنامه ای با طیف پنج گزینه ای لیکرت در جامعه آماری ۱۵۰ نفر از کسبه، بهره برداران و استفاده کنندگان مکرر بازار تاریخی تبریز گردآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با CVI و CVR تأیید شد و مقدار آلفای کرونباخ 87/0 پایایی مطلوب ابزار را نشان داد. نتایج مدل سازی بیان می کند که سه مؤلفه اصلی سرمایه اجتماعی سیال تأثیر معناداری بر تقویت هماهنگی میان ذی نفعان، ارتقای انسجام اجتماعی و افزایش تاب آوری فرهنگی بازار دارند. مؤلفه انعطاف پذیری شبکه ها بیشترین اثر مستقیم را بر شاخص های حفاظت فضایی نشان داد و تعاملات موقت نیز مسیرهای غیرمستقیم مؤثری را در پیوند میان گروه های فعال ایجاد کرد. این یافته ها چارچوبی عملی برای مدیران شهری و سیاست گذاران ارائه می کند تا با بهره گیری از ظرفیت های سرمایه اجتماعی سیال، فرآیندهای حفاظت و توسعه پایدار بازارهای تاریخی را اثربخش تر هدایت کنند.
۴.

ارزیابی نابرابری فضایی و رتبه بندی زیست پذیری محلات با رویکرد عدالت فضایی (مطالعه موردی: منطقه ۱۲ تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۷
با توجه به نابرابری های فضایی شدید در هسته تاریخی تهران (منطقه ۱۲)، هدف این پژوهش، سنجش و رتبه بندی زیست پذیری محلات بر اساس رویکرد عدالت محور است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کمی با رویکرد پیمایشی و پارادایم اثبات گراست. داده های کمی از طریق مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد رسمی و پیمایش میدانی با پرسشنامه محقق ساخته (پایایی آلفای کرونباخ >7/0) در میان ۳۸۵ ساکن ۱۳ محله منطقه ۱۲ گردآوری شد. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری برای وزن دهی و اعتبارسنجی شاخص ها بر اساس عوامل (مانند کیفیت کالبدی و سرمایه اجتماعی) و تکنیک تاپسیس برای رتبه بندی نهایی انجام گرفت. یافته ها ناهمگونی فضایی شدید را نشان داد: محلات سنگلج (امتیاز 281/0) و ایران (271/0) برتر، و شهید هرندی (285/0-) و قیام (202/0-) بحرانی شناسایی شدند. ضرایب SEM حاکی از سهم بالای کیفیت کالبدی (762/0) و سرمایه اجتماعی (751/0) در زیست پذیری است. الگوی پراکندگی (مرکزی برتر، حاشیه محروم) نظریه عدالت فضایی را تأیید می کند. نتایج لزوم سیاست گذاری محله محور و مداخلات خوشه ای (پیشرو، میانی، محروم، بحرانی) را برجسته می سازد، با اولویت فوری بر بحرانی ها برای کاهش نابرابری ها.
۵.

پویایی شناسی گفتمان شهر سبز: یک تحلیل علم سنجی از تحولات مفهومی و حوزه های نوظهور پژوهشی (1979 -2024)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۳
گسترش گفتمان شهر سبز و تحول آن به رویکردی کل نگر به خصوص در دهه های اخیر ضرورت شناسایی روندها و شکاف های پژوهشی آن را الزامی کرده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تحلیل نقشه دانش شهر سبز، شناسایی روند های تحول مفهومی و شکاف های پژوهشی آن است. روش پژوهش از نوع کاربردی و مبتنی بر علم سنجی است. با استفاده از نرم افزار VOSviewer اقدام به تحلیل شبکه های هم رخدادی واژگان و هم نویسندگی 1587 منبع نمایه شده در پایگاه اسکوپوس کرده است. بازه زمانی منابع پژوهش حاضر، از سال های 1979 تا 2024 است. یافته های پژوهشی بیانگر رشد چشمگیر تولید دانش شهر سبز در سال 2007 به علت انتشار چهارمین گزارش هیئت بین دولتی تغییرات اقلیمی و اهداف توسعه هزاره و رشد پرشتاب تر آن در سال 2019 به دلیل انتشار اهداف توسعه پایدار به خصوص هدف 11 (شهرها و اجتماعات پایدار) است. کشور چین با انتشار 616 منبع قطب جهانی دانش شهر سبز است که علت آن ریشه در چالش های شهرنشینی انفجاری، سیاست گذاری تمرکزگرا و همسویی سیستم دانشگاهی با اولویت های ملی دارد. تحلیل خوشه های واژگانی هشت حوزه کلیدی مشتمل بر فناوری های هوشمند، برنامه ریزی اکولوژیک، اقتصاد سبز، مدیریت منابع طبیعی، رفتار مصرف کننده، تاب آوری اقلیمی، اکولوژی شهری و سلامت انسانی را آشکار کرده است. تحول مفهومی شهر سبز پنج مرحله متمایز را تجربه کرده است. با وجود غلبه گفتمان فنی و مهندسی در سال های اولیه، گفتمان شهر سبز به سمت چهارچوبی انسان مبنا، یکپارچه و میان رشت های حرکت کرده که در تقاطع محیط زیست، فناوری، عدالت اجتماعی و رفتار شهروندان قرار دارد. با وجود این، شکاف های پژوهشی مهمی نظیر عدم انسجام بین ابعاد فناوری و انسانی و رفتاری و و کمبود مطالعات یکپارچه در حوزه اقتصاد، اکولوژی و عدالت اجتماعی، همچنان در این حوزه وجود دارد. پیشنهاد پژوهش برای پوشش شکاف های مذکور، انجام پژوهش های یکپارچه در حوزه های اقتصاد، اکولوژی و عدالت اجتماعی، تقویت یکپارچگی بین ابعاد فناوری و رفتاری و بسط رویکرد های میان رشته ای است. پژوهش حاضر نشان می دهد حرکت تحول مفهومی شهر سبز به سمت چهارچوبی انسان محور است، در عین حال، شکاف های پژوهشی همچنان به تحقیقات جدی نیاز دارد.
۶.

هندسه هوشمندی: خوانشی داده محور از شش بُعد تکوینی شهرهای هوشمند معاصر اروپایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۰
این پژوهش تلاشی برای بازتعریف منطق ارزیابی هوشمندی شهری از منظر هندسه هوشمندی در شهرهای اروپایی است؛ قاره ای که تنوع تاریخی، نهادی و فناورانه آن بستری مناسب برای سنجش الگوهای تحول شهری فراهم می کند. مطالعه حاضر با هدف تبیین چهارچوبی تحلیلی برای مقایسه و شناسایی الگوهای تکوینی شهرهای هوشمند در بسترهای متنوع اروپایی، مجموعه ای از شاخص ها را که ذیل شش بُعد بنیادین شهر هوشمند (اقتصاد، مردم، حکمروایی، جابه جایی، محیط زیست و زندگی) تعریف شده اند، تدوین می کند. در این چهارچوب، هندسه هوشمندی، به عنوان الگوی ساختاری توزیع و توازن ابعاد شش گانه شهر هوشمند در فضای چندبعدی تعریف می شود. موردهای مطالعه نیز براساس دسترس پذیری داده های رسمی پایگاه های معتبر اتحادیه اروپا و پوشش شاخص های شش گانه شهر هوشمند انتخاب شده اند. برای سنجش شاخص ها، چهار روش تصمیم گیری چندمعیاره شامل AHP، SAW، TOPSIS و VIKOR به کار گرفته شده اند که هریک از منظری متفاوت به وزن دهی و رتبه بندی می پردازند. تفاوت رتبه ها با آزمون ناپارامتریک فریدمن ارزیابی شده و با تحلیل جبران پذیری، شاخص های مسلط و توافق روش ها، رتبه بندی نهایی و تیپ های هندسی هوشمندی استخراج و مختصات شش بعدی هر شهر برای تبیین هندسه هوشمندی ارائه شد. یافته ها نشان می دهند که هندسه هوشمندی شهرهای اروپا الگوی واحدی ندارند، بلکه منظومه ای چند ریخت شامل چهار تیپ اصلی هستند: هسته متوازن شمال اروپا، الگوی سخت افزارمحور غرب اروپا، الگوی نرم افزارمحور انسانی، و هسته توافق منفی در جنوب و شرق. تحلیل نهایی نشان می دهد که مسیر هوشمندی اروپا به سوی واگرایی ساختاری و تفاوت های پایدار حرکت می کند. این مطالعه، با ارائه چهارچوبی تلفیقی برای سنجش چندوجهی شهرهای هوشمند، برای تصمیم سازی داده محور در مدیریت شهری اروپایی مسیر تازه ای می گشاید و الگویی قابل تعمیم برای سایر مناطق درحال گذار به زیست بوم های شهری هوشمند عرضه می کند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۳۵