فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۳۵٬۷۷۹ مورد.
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
21 - 37
حوزههای تخصصی:
Purpose- Agritourism provides a sustainable substitute that supports international initiatives to address environmental issues and the increasing depletion of natural resources. The aim of this research is to investigate the role of agricultural tourism in sustainable rural development. Design/methodology/approach - The present study is a mixed research (qualitative-quantitative) type that was designed in two stages. In the first stage, In order to identify and extract the factors affecting the role of agricultural tourism in sustainable rural development, 18 semi-structured interviews were conducted with experts in this field using purposive sampling method and considering the theoretical saturation index of data. Second stage: In the second stage, in order to ensure the accuracy of the first stage process and observe changes, exploratory factor analysis was performed without any initial division for the factors extracted from the first stage. Exploratory factor analysis and confirmatory factor analysis were used in data analysis. The statistical population of the study at this stage was villages with agricultural tourism potential in the four cities of Tonekabon, Nowshahr, Sari, and Babol, which were selected based on a stratified random sampling method with proportional assignment, with a total of 320 people. Findings - The results of the second-order confirmatory factor analysis also showed that among the second-order factor loadings, the economic and infrastructure structure (0.94) has the greatest impact, followed by the political and institutional structure (0.87), the social and educational structure (0.76), and the human and climatic structure (0.69) respectively, which have the least impact on the main structure (the role of agricultural tourism in sustainable rural development). Practical Implications - Since Mazandaran province has high tourism potential, the results of this study can help policymakers to formulate an appropriate program in the field of agritourism in line with the sustainability of rural communities. Originality/Value - This study works towards sustainable development by providing a complete strategy for the development of agricultural tourism, and this study has attempted to fill the gaps and gaps in previous studies.
Analyzing the Pattern of Creative Rural Tourism in the Target Villages of Kermanshah Province(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
61 - 79
حوزههای تخصصی:
Purpose- In today's world, where the trend of tourism has changed from mass to individualistic patterns and tourists give more priority to flexibility and meaningful experiences, creative tourism is a new and interesting aspect in the field of tourism, where more attention is paid to tangible heritage to intangible heritage. From the point of view of the villagers, creative tourism means that the residents are passionate and proud of the cultural, natural, and physical environment of the village, evaluate the effects of tourism positively, and accept participation in tourism development programs, to finally be a suitable host in the relationship. To achieve this kind of tourism, various factors are effective in realizing this. The purpose of this study is to investigate the role of behavioral and environmental factors in villagers' hospitability in tourism target villages of Kermanshah province with the structural equation analysis approach.
Design/methodology/approach- Questionnaires were randomly distributed among residents. The statistical population of the research is 14 tourism target villages of Kermanshah province, which according to the census of 2016 (According to the latest population and housing census in Iran) has a population equal to 10039 people, and the size of the studied sample was estimated to be 380 people based on the Cochran formula. Also, an average of 10 domestic and foreign tourists from each village filled out questionnaires, resulting in a total of 140 questionnaires.
Finding- The results showed that the effect of the behavioral factor on hosting was greater. In the sense that the perception, attitude, and participation of villagers will be good predictors for the realization of creative hosting. Also, the results showed that the highest average acceptance of host was in the villages Considering the geographical and environmental conditions and tourism of Shamshir, Harir and Hajij, which had the best condition.
بررسی و پهنه بندی آسیب پذیری شهرستان آبدانان در مقابل خطر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمین لرزه ها از مخرب ترین رویدادهای طبیعی است که همواره خسارت های زیادی را به جامعه بشری تحمیل می کند؛ بنابراین بررسی میزان آسیب پذیری لرزه ای و ارائه راهکارهای کاهش آسیب پذیری از موضوعات مهم روز است؛ در این میان شهرستان آبدانان واقع در جنوب استان ایلام با توجه به وجود گسل های متعدّد، سوابق زلزله های مخرب و رعایت نکردن استانداردها بسیار مستعد وقوع زمین لرزه است. بر این اساس، محققان در پژوهش حاضر به دنبال سنجش و ارزیابی آسیب پذیری این شهرستان در برابر خطر زلزله هستند. در این پژوهش پس از تهیه لایه های رقومی عوامل مؤثر بر وقوع این پدیده، استانداردسازی نقشه های معیار با استفاده از تابع عضویت فازی و وزن دهی معیارها با بهره گیری از روش کرتیک انجام شد. در نهایت، نقشه پهنه بندی در پنج طبقه با بهره گیری از روش تحلیل چند معیاره آراس تهیه شد. نتایج نشان می دهد که متغیرهای فاصله از کانون زلزله (وزن 153/0)، کاربری اراضی (133/0)، سازند زمین شناسی (وزن 130/0) و فاصله از گسل (با وزن 125/0) بیشترین میزان اهمیت را دارند. با توجه به نتایج حاصل از پژوهش به ترتیب 20/22 و 35/30 درصد از کل مساحت شهرستان پتانسیل آسیب پذیری بسیار زیاد و زیاد را دارد. همچنین، بر اساس نتایج پژوهش شهرهای آبدانان، مورموری و سراب باغ به همراه 40 روستا در طبقه آسیب پذیری بسیار زیاد و 16 روستا در پهنه آسیب پذیری زیاد قرار دارد. به علاوه، با توجه به بهره گیری از روش منحنی راک و سطح زیرمنحنی، (80/0) دقت روش آراس در شناسایی و پهنه بندی مناطق آسیب پذیر شهرستان آبدانان در مقابل خطر زلزله خیلی خوب است.
تحلیل عوامل موثر بر تغییرات کاربری اراضی شهری (نمونه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۲
355 - 333
حوزههای تخصصی:
اثرات متقابل انسان و محیط طبیعی همواره به صورت مستقیم و غیر مستقیم موجب تغییرات کاربری اراضی می شوند که مشکلات زیست محیطی بسیاری را به دنبال دارند و حیات کره زمین را به خطر می اندازد؛ لذا شناخت تغییرات و عوامل موثر بر آن ها برای ادامه حیات و کاهش تغییرات کاربری اراضی برای غلبه بر مشکلات ضروری است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر ماهیت، دارای رویکرد اکتشافی می باشد. در این تحقیق از روش دلفی فازی برای تحلیل عوامل موثر بر تغییرات کاربری ها، تصاویر ماهواره ای سال های 1993-2003-2013-2023 و نرم افزارهای ENVI، ARCGIS و Google Earth برای شناخت تغییرات کاربری اراضی در 5 کلاس کاربری اراضی شهر(انسان ساخت)، اراضی بایر، اراضی کشاورزی، اراضی باغی و پهنه های آبی استفاده شده است. نتایج به دست آمده در محدوده مورد مطالعه طی سه دهه گذشته سال های 1993-2023 از 26768 هکتار از اراضی شهری ارومیه و خارج از محدوده آن، نشان می دهند که همواره اراضی بایر2838 هکتار کاهش، اراضی باغی 5764 هکتار کاهش اراضی شهری(انسان ساخت) 3744هکتار افزایش یافته، اراضی کشاورزی 2204 هکتار افزایش یافته است و همچنین آبی(بستر رودخانه) به دلیل ساخت سد سیلوانا به صورت فصلی دارای آب است؛ 6 عامل جمعیت، ثروت، پیشرفت فناوری، اقتصاد سیاسی، ساختار سیاسی، نگرش ها و ارزش ها(فرهنگ) از عوامل عمده تغییرات کاربری اراضی شهری ارومیه شناخته شدند که سه عامل اول اصلی ترین عوامل هستند.
ارزیابی کیفیت هیدروژئومورفولوژیکی رودخانه ویهج در محدوده شهری قروه با استفاده از شاخص IHG(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر و دگرگونی جزء صفات دائمی رودخانه ها است که بر اساس نوع استفاده و دخالت در آن می تواند موجب تغییراتی در کانال رود و حاشیه آن گردد. در پژوهش حاضر، کیفیت هیدروژئومورفولوژی رودخانه ویهج در بازه شهری قروه (ابتدای بازه شهری قروه تا روستای ویهج به طول 8 کیلومتر) مورد ارزیابی قرار گرفت. با استفاده از شاخص هیدروژئومورفولوژیکی IHG در طول مسیر اصلی رودخانه، به هفت (بازه) تقسیم و مقدار این شاخص برای هر بازه تعیین گردید. شاخص IHG تعداد 9 پارامتر را در سه گروه (کیفیت عملکرد رودخانه ، مورفولوژی آبراهه، پوشش گیاهی کنار رود) ارزیابی می کند. مقدار هر پارامتر بین 1 تا 10، متناسب با وضعیت طبیعی و عملکرد حوزه رودخانه قرار دارد. بر اساس نتایج، بازه های شماره 1 و 5 دارای وضعیت ضعیف، بازه های شماره 6 و 7 دارای وضعیت خوب و بازه های شماره 2، 3 و 4 به دلیل دخالت های انسانی (از جمله تغییر در الگوی مورفولوژی، ایجاد سازه های مهندسی در بستر رودخانه، قطع پیوستگی آبراهه اصلی، ساخت وساز در سیلاب دشت و تغییر کاربری محدوده سیلاب دشت رودخانه به کاربری مسکونی و زراعی)، از کیفیت خیلی ضعیف برخوردار هستند. همچنین، کیفیت هیدروژئومورفولوژی بازه شهری رودخانه به دلیل گسترش فضای شهری و سکونتگاهی، استخراج بی رویه شن و ماسه، بیشترین اثرات منفی را دارد.
تبیین وضعیت معیارهای شهر دوستدار سالمند از دیدگاه ساکنین (نمونه موردی: شهر میاندوآب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : با توجه به روند صعودی تعداد جمعیت سالمندان در میاندوآب، اهمیت بررسی وضعیت معیار های شهر دوستدار سالمند را در این شهر نمایان می سازد به طوری که با تبیین وضعیت این معیار ها در این شهر می توان چشم اندازی از مسیر توسعه پایدار این شهر تدوین نمود. بنابراین هدف اصلی این پژوهش تبیین وضعیت معیار های شهر دوستدار سالمند از دیدگاه ساکنین سالمند در شهر میاندوآب می باشد. داده و روش : روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و دارای هدف کاربردی می باشد. جمع آوری داده ها در این پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش ساکنین بالای 65 سال شهر میاندوآب می باشد که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد حجم نمونه 364 نفر برآورد شده است که به صورت تصادفی ساده در محدوده موردمطالعه توزیع گردیده است. در این پژوهش، برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل واکر مایکل (1996) ماتریس رضایت اهمیت و برای ارزیابی ساختار جمعیتی از فرمول معیار سالخوردگی استفاده شده است. یافته ها : پردامنه ترین مقادیر IS برای زیرمعیارهای معرف وابسته به هشت معیار اصلی پژوهش عبارت اند از: 7144/0 (مسکن)، 5705/0 (مشارکت اجتماعی)، 5649/0 (احترام و پذیرش اجتماعی)، 7149/0 (مشارکت مدنی و اشتغال)، 4689/0 (ارتباطات و اطلاعات)، 4440/0 (حمایت اجتماعی و خدمات درمانی)، 6295/0 (فضاها و ساختمان های بیرونی) و 5104/0 (حمل ونقل). با توجه به میزان IS برای زیرمعیارهای شهر دوستدار سالمند در میاندوآب و نظر به درصد اهمیت و رضایت آن ها، دو استراتژی افزایش تأکید بر وضع موجود و تثبیت تأکید فعلی مناسب و توجیه پذیر است. نتیجه گیری : هرم جمعیتی میاندوآب در آینده به مسیری می رود که افراد بالای ۶۰ سال شمار زیاد و بالایی از جمعیت را دربر می گیرد. میانگین نهایی IS معیارهای پژوهش نشان می دهد که فضاها و ساختمان های بیرونی (5497/0)، مشارکت مدنی و اشتغال (5433/0)، مسکن (4961/0)، مشارکت اجتماعی (4469/0)، احترام و پذیرش اجتماعی (4354/0)، حمایت اجتماعی و خدمات درمانی (3993/0)، حمل ونقل (3732/0) و ارتباطات و اطلاعات (3683/0) به ترتیب در رتبه اول تا هشتم قرار دارند که به طورکلی نشانگر تطبیق سلسله مراتبی کمی با استراتژی های مدون هرکدام از زیرمعیارهای مرتبط است. ایجاد شهرِ دوستدارِ سالمندِ پویا به تأمین شرایط مبتنی بر سیاست ها، ساختارها، راهبردها، برنامه ها، امکانات و خدمات شهری بستگی دارد.
تحلیل ادراک گردشگران داخلی از منظر چند حسی شهر یزد با تأکید بر حواس پنج گانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
81 - 98
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی و تحلیل تجربیات گردشگران شهر یزد بر اساس ابعاد پنج گانه حسی و ارزیابی تأثیر این ابعاد بر ادراک کلی آن ها از منظر شهر یزد انجام شد. این مطالعه، به عنوان پژوهشی کاربردی در گروه تحقیقات توصیفی - تحلیلی، به صورت کمی و با روش پیمایشی اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته ای بود که روایی صوری آن توسط کارشناسان تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (94/0) احراز شد. داده ها با استفاده از نرم افزار تحلیل معادلات ساختاری (PLS-SEM) برای بررسی روابط بین ابعاد حسی و منظر چند حسی تحلیل شدند. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که از میان متغیرهای حسی، بینایی تنها متغیری است که رابطه معناداری با منظر حسی شهر ندارد (t=0.144, β=-0.009)؛ بنابراین فرضیه مربوط به آن رد شد. در مقابل، چهار متغیر دیگر (شنوایی، چشایی، لامسه و بویایی) دارای رابطه مثبت و معناداری با «منظر حسی یزد» بودند. بیشترین تأثیر مربوط به حس لامسه (t=7.201, β=0/360) و سپس شنوایی (t=6.107, β=0.328) و چشایی (t=5.936, β=0.286) است، درحالی که تأثیر حس بویایی (t=3.807, β=0.194) ضعیف تر اما همچنان معنادار است. همچنین، تمامی ضرایب بار عاملی شاخص ها بالاتر از حد مجاز 4/0 قرار داشتند و روایی همگرایی مناسبی را نشان دادند. میانگین واریانس استخراجی (AVE) برای تمامی متغیرها بالاتر از 0.5 بود که نشان دهنده همبستگی قوی بین شاخص ها و سازه های مربوطه است. مقادیر آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نیز بالاتر از 7/0 بود که پایایی داخلی مناسب مدل اندازه گیری را تأیید می کند. درنهایت، مقدار GOF محاسبه شده (673/0) بیانگر برازش قوی کلی مدل است.
تحلیل زیست پذیری بافت های فرسوده شهری منطقه هفت تهران با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 23
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از چالش های اصلی کلان شهرها، بافت های فرسوده شهری است. زیست پذیری به عنوان یکی از شاخص های مهم در بررسی وضعیت این بافت ها می تواند در شناسایی نیاز آن ها کمک کند. تحقیق حاضر با هدف استفاده از روش های مدل سازی یادگیری ماشین برای تحلیل داده های مربوط به زیست پذیری بافت فرسوده شهری در منطقه 7 تهران، شامل کشف الگوها و ساختارها در پاسخ های پرسشنامه و پیش بینی و ارزیابی آن ها انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش توصیفی -پیمایشی می باشد. جامعه آماری در این تحقیق، ساکنان محلات بافت فرسود منطقه هفت تهران با تعداد 190228 هزار نفر است و حجم نمونه آماری 383 نفر است که به صورت نمونه گیری احتمالی به روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. داده های پژوهش با دو الگوریتم رگرسیون جنگل تصادفی و k-means مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با استفاده از الگوریتم رگرسیون جنگل تصادفی سطح زیست پذیری هشت محله مورد پیش بینی قرار گرفت که محله گرگان با بالاترین امتیاز و محله شاهد با کمترین امتیاز زیست پذیری شناسایی شدند. و همچنین با استفاده از این الگوریتم ده گویه برتر با توجه به سؤالات پرسشنامه بر اساس اهمیت تشخیص داده شدند که عواملی مانند دسترسی به حمل ونقل عمومی، مراکز بهداشتی در بالاترین رتبه ها قرار داشتند. الگوریتم k-means داده های پرسشنامه را بر اساس شباهت ها در پاسخ ها به پنج خوشه تقسیم کرد تا الگوها و نیازهای متفاوت ساکنان را شناسایی نماید که در این الگوریتم، خوشه یک با 24 درصد از پاسخ دهندگان نارضایتی بالایی از کیفیت محیط زیست شهری و بهداشت عمومی را نشان دادند.
بررسی تغییرات کاربری اراضی و ارتباط آن با سطح آب های زیرزمینی مطالعه موردی: دشت مشگین شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
330 - 347
حوزههای تخصصی:
کمبود منابع آب سطحی سبب برداشت بی رویه از آب زیرزمینی در بسیاری از نقاط جهان و افت شدید سطح سفره های آب زیرزمینی شده است. با افزایش روزافزون جمعیت برداشت بی رویه از این منابع بیشتر شده و این ذخایر طبیعی با تهدید جدی مواجه شده اند. از طرفی تغییرات کاربری اراضی بر روی منابع آب زیرزمینی مؤثر بوده و کمیت و کیفیت آب های زیرزمینی را تحت تأثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر به منظور پایش سطح آب های زیرزمینی با استفاده از تصاویر ماهواره ای و رابطه ای که می تواند با کاربری اراضی داشته باشد، انجام شد. جهت دست یابی به نتیجه موردنظر با استفاده از روش شی ءگرا نقشه طبقه بندی کاربری اراضی برای هر دو سال استخراج شد و سپس به منظور پایش سطح تراز آب های زیرزمینی نقشه سطح آب های زیرزمینی منطقه مورد مطالعه برای هر دو سال با روش گوسی (Gaussian) که دقیق ترین روش شناخته شد، استخراج گردید. بررسی ها نشان داد که رابطه قوی و معناداری بین کاربری اراضی و سطح آب های زیرزمینی وجود دارد. نتایج نشان داد که بیشترین میانگین تراز آب در سال 1380 برای کاربری کشاورزی آبی با 34.2 متر و کمترین میانگین تراز آب برای محدوده پهنه ی آبی با 15.02 متر و بیشترین میانگین تراز آب در سال 1395 متعلق به کاربری کشاورزی آبی با 37.08 متر و کمترین میانگین تراز آب مربوط به کاربری جنگل با 15.99 متر می باشد.
تبیین پیوستگی احساس محرومیت نسبی و مناسبات هیدروپلیتیک: نمونه پژوهشی سد معشوره (گاوشمار) در استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
386 - 413
حوزههای تخصصی:
نبود یا کم آبی از ریشه های عدم توسعه و فقر تلقی شده و از پتانسیل شکل دهی به احساس فقر و محرومیت در افراد و جامعه برخوردار است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تبیین پیوستگی «احساس محرومیت نسبی» و «مناسبات هیدروپلیتیک»، ضمن مطالعه پروسه ساخت سد گاوشمار(معشوره) در استان لرستان، درصدد پاسخ به این سؤال است که، مناسبات هیدروپلیتیک چگونه در شکل گیری احساس محرومیت نسبی مردم یک منطقه مؤثر می باشند؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی با رویکرد کمی و کیفی است که بر بنیاد مطالعات اسنادی- کتابخانه ای و مشاهده ی میدانی صورت پذیرفته است. پرسشنامه ابزار اندازه گیری و ابزار تحلیل نرم افزار SPSS است. شاخص هایی مورداستفاده در تحقیق (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی- کالبدی، سیاسی- امنیتی) است. نتایج نشان داد که عدم ساخت سد باعث افزایش احساس محرومیت نسبی به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی- کالبدی، سیاسی- امنیتی و به طورکلی شکل گیری احساس نارضایتی در مردم منطقه موردمطالعه شده است.
پایش زمانی مکانی خشکسالی با استفاده از تکنیک سنجش از دور (مطالعه موردی استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
152 - 169
حوزههای تخصصی:
خشکسالی های فراگیر و پرتکرار طی دهه های اخیر در استان خوزستان تبدیل به یکی از مهم ترین چالش های این استان شده است. هدف اساسی این تحقیق ارائه شاخص سنجش ازدوری برای پایش زمانی مکانی خشکسالی در سطح استان خوزستان و اعتبارسنجی آن با استفاده از شاخص های خشکسالی هواشناسی ایستگاهی است. ابتدا با استفاده از محصولات پوشش گیاهی (MOD13C2) و دمای سطح زمین (MOD11C3) سنجنده MODIS، اقدام به تولید شاخص خشکسالی مبتنی بر پوشش گیاهی به نام شاخص سلامت گیاهی VHI گردید. برای ارزیابی و اعتبارسنجی این شاخص از شاخص خشکسالی هواشناسی SPI که مبتنی بر داده های بارش ایستگاهی طی دوره آماری 2000-2020، بود استفاده شد. مقایسه شاخص خشکسالی VHI، با مقادیر شاخص خشکسالی هواشناسی SPI سه ماهه بیانگر وجود همبستگی معنی داری بین 0.68 تا 0.75 بود. با شناسایی 4 سال با حاکمیت خشکسالی فراگیر و نسبتاً شدید در سطح استان خوزستان (براساس هر دو شاخص VHI و SPI)، که شامل سال های 2000، 2005، 2012، 2015، بود، الگوی توزیع فضایی خشکسالی هواشناسی و خشکسالی گیاهی VHI به طورکلی بیانگر آن بود که عموماً بخش های شمالی استان درگیر خشکسالی های خفیف تا متوسط و بخش های جنوبی عموماً درگیر خشکسالی های متوسط تا شدید بوده اند. ماتریس همبستگی فضایی مبتنی بر تعداد 2500 پیکسل با ابعاد 5*5 کیلومتری که شامل مقادیر VHI و SPI سال های منتخب خشکسالی بودند، بیانگر وجود همبستگی فضایی معنی داری بین دو شاخص مذکور بودند. در خشکسالی فراگیر سال 2000، در سطح استان خوزستان، دو شاخص خشکسالی VHI و SPI، همبستگی برابر 0.47، و در سال 2005، برابر 0.35 و در سال 2012، برابر 0.42 و در سال 2015، برابر 0.40 نشان دادند این مقادیر همبستگی در سطح اطمینان 0.95 (P_value=0.05)، معنی دار بوده است. براین اساس شاخص خشکسالی مبتنی بر محصولات پوشش گیاهی و دمای سطح زمین سنجنده MODIS می تواند به صورت قابل قبولی هم از لحاظ سری زمانی و هم از لحاظ توزیع فضایی شدت و الگوی توزیع خشکسالی را آشکار کند.
ارزیابی و پیمایش ایده های شهر سالم با رویکرد شهر هوشمند در شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
222 - 243
حوزههای تخصصی:
شهرسالم ایده ای برای پیشگیری از ایجاد انواع بیماری ها به واسطه موضوعات طراحی شهری و کاربری اراضی است. شهر شیراز و استان فارس بیشترین آمار تصادفات جاده ای و پیاده را دارند. همچنین افسردگی سالمندان زمینه ساز سایر بیماری ها و نیازمند مراقبت های اجتماعی و بهداشتی و افزایش آگاهی در این زمینه است تا موجب افزایش امید به زندگی شده و حس تعلق در جامعه تقویت گردد. پژوهش حاضر با هدف سنجش شاخص ها و تبیین فضاهای شهری سالم با رویکرد شهر هوشمند در شهر شیراز مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است. جامعه آماری پژوهش به منظور شناسایی ایده های شهر سلامت محور با رویکرد شهر هوشمند گروهی از خبرگان دانشگاهی و کارکنان شهرداری انتخاب شده است. گردآوری اطلاعات مورد نیاز پژوهش از طریق مطالعات دقیق کتابخانه ای استوار است. در این بررسی برای تحلیل داده ها از روش های استنباطی، آزمون t تک نمونه ای؛ آزمون تحلیل واریانس (ANOVA)؛ آزمون تعقیبی شفه و آزمون تحلیل عاملی استفاده شده است. به منظور تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد که شاخص های این پژوهش در تضاد با یکدیگر قرار ندارند و در جهت سلامت شهروندان نقش ایفا می کنند. همچنین 11 عامل به عنوان ابعاد مؤثر بر شهر سالم با رویکرد شهر هوشمند شناسایی شده اند که عبارت اند از: کیفیت هوا، تعامل اجتماعی، سطح ایمنی، مشارکت اجتماعی، آسایش اقلیمی، امنیت اجتماعی، دسترسی به آب، فاضلاب و نگهداری زباله، عدالت اجتماعی، فضای سبز شهری، آموزش و فقر و اشتغال می باشد. در نهایت فرضیه های پژوهش تأیید شده است.
تحلیل عوامل مؤثر بر روند تحولات گردشگری روستایی و روابط متقابل شهر و روستا (مطالعه موردی: شهرستان رودسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در این پژوهش عوامل موثر بر تحولات گردشگری روستایی و روابط دو سویه شهر و روستا در طی سه دوره مقطع زمانی ماقبل 1357، 1375 تا 1385 و 1385 تا 1395 مورد واکاوی و بررسی قرار گرفت. هدف: هدف این پژوهش تحلیل عوامل موثر بر تحولات گردشگری در روستاها و روابط متقابل شهر و روستا می باشد. روش شناسی: بدین منظور 34 پرسشنامه با 23 گویه مطرح شده که توسط دهیاران روستاهای نمونه بدست آمده بود با استفاده از روش تحلیل عاملی برای سه دوره زمانی مورد بررسی قرار گرفت .در ابتدا روایی سوالات با استفاده از آزمون آلفای کرونبا برابر با 937/0 (عالی) تعیین شد. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو این پژوهش شهرستان رودسر که در غربی ترین نقطه استان گیلان و در مرز با استان مازندران می باشد و کشاورزی و باغداری از اهم فعالیت های اقتصادی مردم این شهرستان است. یافته ها و بحث: نتایج بدست آمده از تحلیل عاملی نشان داد تعداد 7، 7 و 6 مولفه به ترتیب با تبیین 32/86، 32/87 و 22/82 درصد واریانس کل داده ها بعد از چرخش دورانی به روش واریماکس در دوره اول، دوم و سوم بعنوان اولویت های پاسخ دهندگان در نظر گرفته شد. بطوریکه مولفه اول در دو دوره اول با درصد واریانس 9/16، 63/16 از نوع زیست – محیطی و در دوره سوم با درصد واریانس 98/27 از نوع اقتصادی تعیین گردید. بنابراین از بین پنج مولفه اقتصادی، اجتماعی، زیست – محیطی، روابط شهر و روستا و تحولات گردشگری روستایی، دو مولفه زیست – محیطی و اقتصادی از مهمترین عامل های شناسایی شده در روند توسعه گردشگری روستایی و رابطه دو سویه روستا و شهر انتخاب شدند .مقدار بار عاملی 7 مولفه دوره اول به ترتیب برابر با 894/0، 851/0، 825/0-، 873/0، 911/0، 879/0 و 870/0، مقدار بار عاملی 7 مولفه دوره دوم به ترتیب برابر با 945/0، 846/0، 817/0، 844/0، 776/0 و 716/0- و مقدار بار عاملی 6 مولفه در دوره سوم به ترتیب برابر با 892/0، 860/0، 872/0، 845/0، 822/0 و 832/0 بدست آمد. نتیجه گیری: در مجموع اولویت های زیست – محیطی، اقتصادی و فرهنگی از جمله مولفه های مهم در روند تحول گردشگری و رابطه شهر و روستا قلمداد می شود.
تحلیل فضایی خدمات شهری با رویکرد عدالت فضایی، مطالعه موردی: شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
1 - 19
حوزههای تخصصی:
بی توجهی به عدالت فضایی یکی از عوامل مشکلات شهرنشینی است. در ایران، به ویژه در شهر ایلام، توزیع نامناسب خدمات شهری موجب نابرابری فضایی و محرومیت برخی مناطق شده است و جدی ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف ارزیابی وضعیت عدالت فضایی در شهر ایلام و بررسی تفاوت میان مناطق شهری انجام شده است. روش پژوهش توصیفی -تحلیلی و از نوع کاربردی است. اطلاعات موردنیاز به شیوه اسنادی-پیمایشی گردآوری شد و برای ارزیابی کاربری ها از 23 شاخص بهره گرفته شد. جهت تجزیه تحلیل داده های پژوهش از آنتروپی شانون جهت وزن دهی و از مدل کوکو سو جهت رتبه بندی نواحی بر اساس میزان برخورداری از امکانات خدمات شهری استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که توزیع خدمات شهری در شهر ایلام به صورت ناعادلانه و نامتوازن انجام شده است، به طوری که برخی مناطق از خدمات اساسی محروم مانده و این مسئله به کاهش عدالت فضایی و تشدید نابرابری های اجتماعی و اقتصادی انجامیده است. استفاده از روش کوکوسو به شناسایی مناطق محروم و بررسی ارتباط این نابرابری ها با کیفیت زندگی کمک کرده است. توزیع ناعادلانه خدمات شهری، به ویژه در مناطق محروم، تبعاتی چون کاهش کیفیت زندگی، افزایش نارضایتی اجتماعی و مهاجرت درون شهری را به دنبال داشته است. با توجه به اهمیت عدالت فضایی در توسعه پایدار، پژوهش بر لزوم سیاست گذاری هایی تأکید می کند که با سرمایه گذاری در زیرساخت ها، توسعه حمل ونقل عمومی، مشارکت جامعه محلی، و بهره گیری از فناوری های نوین بتوانند تعادل در توزیع خدمات شهری را ارتقا دهند.
سنجش تأثیر عوامل فردی، بین فردی و ساختاری در استفاده از پارک های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
41 - 63
حوزههای تخصصی:
مناظر و فضاهای سبز شهری از مهم ترین فضاهای شهری محسوب می شوند، لذا هدف از تحقیق حاضر سنجش میزان اثرگذاری عوامل فردی، بین فردی و ساختاری در مراجعه شهروندان به پارک های شهری است. در همین راستا از منابع کتابخانه ای، پرسشنامه با ۳۸۹ نفر شرکت کننده، در ۳ بخش و ۹ شاخص و مصاحبه نیمه ساختار یافته با ۲۰ نفر شرکت کننده در ۴ بخش و ۱۹ سوال بهره گرفته شد و در تحلیل پرسشنامه از میانگین امتیازی، در تحلیل مصاحبه از تحلیل ساختاری در نرم افزار کیفی اطلس تی آی و در نهایت برای ترکیب دو تحقیق کمی و کیفی از روش تحقیق ترکیبی بهم تنیده استفاده گردید. نتایج نشان داد استراحت و آرامش، دسترس پذیر بودن مهم ترین عوامل موثر در مراجعه شهروندان به پارک های شهری می باشند، همچنین افزایش سطح منظر نرم یا سرسبزی پارک های شهری مهم ترین رویکرد جهت افزایش استفاده و بازدید از این اماکن شناخته شد. به طور کلی می توان گفت که دسترس پذیری پارک های شهری به وسیله مکان یابی مناسب و بهینه اصلی ترین عامل برای مراجعه و استفاده از پارک های شهری توسط شهروندان می باشد و در مجموع شاخص های بیان شده در سه بخش فردی، بین فردی و ساختاری به وسیله شاخص طراحی می تواند به طور مناسب در پارک های شهری در نظر گرفته شود که این نکته باید توسط طراحان و برنامه ریزان شهری مورد توجه قرار گیرد تا در طراحی ها و برنامه ریزی های خود شاخص های مطرح شده در تحقیق حاضر را مدنظر داشته باشند و مورد استفاده قرار دهند تا پارک های شهری طراحی شده در سطح شهرها از میزان بازدید کننده و استفاده کننده قابل قبول برخوردار باشند و رضایت آن ها را نیز جلب نمایند.
مدل سازی معادلات ساختاری عوامل مؤثر بر شکل گیری و پایداری اقامتگاه های بوم گردی شهرستان آبادان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
65 - 87
حوزههای تخصصی:
یکی از خدمات گردشگری در سالیان اخیر ایجاد اقامتگاه های بوم گردی با استفاده از ظرفیت های سنتی موجود در مناطق مختلف کشور هستند. اقامتگاه های بوم گردی کسب وکارهای کوچک مقیاس هستند که طراحی و معماری بومی، مدیریت مشارکتی و خانوادگی و ارائه خدمات و محصولات بومی از اصول آن می باشد.بوم گردی یکی از شاخه های گردشگری مبتنی بر جاذبه های طبیعی است. اقامتگاه های بوم گردی بخشی فرصت آفرین در کسب وکار گردشگری جهان است که به سرعت در حال رشد هستند. این پژوهش قصد دارد عوامل مؤثر بر شکل گیری و پایداری اقامتگاه های بوم گردی را تجزیه وتحلیل نماید. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر نوع و ماهیت، توصیفی– تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را مالکان و شاغلین اقامتگاه های بوم گردی شهرستان آبادان تشکیل می دهند. در این تحقیق ازآنجاکه فهرست کامل افراد جامعه در دسترس نیست، از فرمول کوکران در حالت حجم نامحدود با سطح خطای 5 درصد استفاده شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر در نظر گرفته شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها و سنجش متغیرهای پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته است. میزان پایایی پرسشنامه با بهره گیری از آزمون کرونباخ و پایایی ترکیبی در سطح بالایی تأیید و داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS و Smart-PLS در قالب روش معادلات ساختاری تحلیل شده است. یافته های پژوهش حاکی از برازش مناسب مدل و معناداری روابط بین متغیرهای موردنظر می باشد. همچنین، مقدار ضریب تعیین مسیر مدل ساختاری برابر با 850/0 به دست آمد که نشان دهنده تأثیر متغیر شکل گیری اقامتگاه ها بر توسعه و پایداری بوم گردی است. درنهایت، مدل پژوهش ازنظر پیش بینی و تبیین روابط میان متغیرها از برازش مطلوبی برخوردار بود.
راهبردهای مدیریت گردشگری ساحلی استان مازندران و تأثیر آن در توسعه امنیت اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲
117 - 142
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مدیریت گردشگری ساحلی در کنار متغیرهای اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی مستلزم وجود امنیتی است که توسط کارکنان انتظامی امکان پذیر خواهد بود. این پژوهش با هدف راهبردهای مدیریت گردشگری ساحلی و تأثیر آن در توسعه امنیت اقتصادی انجام شده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش انجام آن پیمایشی و اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش از دو بخش کارشناسان و مسؤولان گردشگری و فرماندهان و مدیران انتظامی استان مازندران تشکیل شده است. بنابراین، نمونه گیری در بخش اول(38 نفر) از نوع تمام شمار و در بخش دوم از نوع نمونه گیری قضاوتی است که تعداد 52 نفر به عنوان خبرگان در نظر گرفته شدند.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد، راهبردهای گردشگری مدیریت ساحلی از دیدگاه کارشناسان و مدیران حوزه گردشگری، راهبرد محافظه کارانه و در بخش راهبردهای مناسب انتظامی، راهبرد های تنوع می باشد.
نتیجه گیری و پیشنهاد: با توجه به یافته های تحقیق می توان گفت، اقدامات عملی مانند به کیفر رساندن مجرمین و مخلّان جرایم اجتماعی با بازنگری قانون آئین دادرسی کیفری در خصوص راهبردهای مناسب انتظامی و مؤلفه های بهره مندی از توان اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی منطقه در راستای ایجاد مدیریت یکپارچه گردشگری ساحلی و افزایش توجه دولت به برنامه ریزی و سرمایه گذاری در بخش گردشکری ساحلی می توان به عنوان راهبرد مؤثر دست یافت. بر اساس این پیشنهاد می شود؛ سیاست گذاران در بخش های کلان جامعه، هم زمان با اقدامات نرم (توجه به بخش سرمایه گذاری در فعالیت های فرهنگی و اجتماعی) به اقدامات سخت (برخورد با عوامل مزاحم نظم و امنیت جامعه) توجه داشته باشند.
تحلیل راهبردی توسعه کارآفرینی در صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی (مورد مطالعه: شهرستان بدره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر در قالب رویکرد کیفی و با هدف تحلیل راهبردی توسعه کارآفرینی در صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی شهرستان بدره انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه، 18 نفر از کارشناسان صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی و مدیران صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی در شهرستان بدره بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از فن مصاحبه انفرادی نیمه ساختارمند، گروه متمرکز، مشاهده و یادداشت برداری میدانی، صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از فن تحلیل محتوا و بر مبنای روش تحلیل راهبردی و ماتریس سوات، صورت پذیرفت و جهت اعتبارسنجی یافته های پژوهش نیز از روش های تنوع در جامعه مورد مطالعه، جمع آوری داده ها در مکان-های متنوع، حداکثر تنوع در انتخاب نمونه ها و کنترل توسط اعضا استفاده گردید. نتایج نشان داد که «ترغیب و تشویق اعضای صندوق ها به راه اندازی کسب وکارهای خانوادگی و مشارکتی در زمینه محصولات کشاورزی و صنایع دستی»، «طراحی و اجرای دوره هایی برای ارتقای صلاحیت های فنی و تخصصی اعضای صندوق ها در جهت بهره برداری از فرصت های کشاورزی و صنایع دستی» و «معرفی و تشویق الگوها و کارآفرینان موفق زن در حوزه کسب وکارهای تعاونی و مشارکتی در سطح ملی، استانی و محلی به منظور تغییر نگاه جامعه نسبت به زنان»، از جمله راهبردهای توسعه کارآفرینی در صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی شهرستان بدره هستند.
شناسایی و اولویت بندی عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی امروز، یادگیری منشاء اصلی تحول و تغییر و موتور محرک سازمان ها است. از سوی دیگر امروزه پیامدهای اجتماعی فعالیت های سازمان ها و تاثیرات آن ها بر ذینفعان مختلف اهمیتی روز افزون یافته است؛ به گونه ای که عملکرد اجتماعی سازمان ها بر عملکرد کلی سازمان تاثیرات زیادی دارد. به همین منظور این مطالعه با هدف شناسایی عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد انجام گردید. در بخش اول داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 18 نفر از کارکنان سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد جمع آوری و پس از تجزیه و تحلیل به روش تحلیل محتوا، نتایج حاصل شامل 11 مولفه و 39 زیرمولفه شناسایی گردید سپس یافته های بخش کیفی به وسیله روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) اولویت بندی هر یک از ابعاد و مولفه های یادگیری سازمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی صورت پذیرفت و عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد مشخص شد.
تبیین نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در صنعت گردشگری سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
185 - 217
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دغدغه های متولیان در هر مقصد گردشگری ایجاد هویتی منسجم و متناسب با ظرفیت های موجود و انتفال آن به گردشگران بین المللی است. در این رهگذر، به کارگیری آخرین یافته ها و الگوهای بازاریابی و بومی سازی آن متناسب با شرایط مقصد گردشگری در راستای توسعه این صنعت ضروری به نظر می رسد. پارادایم نوین بازاریابی، که بازاریابی انسان به انسان لقب گرفته، با محوریت انسان و مشارکت مشتری در فرآیند طراحی و ارائه ارزش پیشنهادی در کنار به کارگیری فناوری های دیجیتالی نوین در بستر اقتصاد خدمت محور، می تواند دغدغه های تدوین نظام جامع بازاریابی مقاصد گردشگری را مرتفع سازد. هدف از این پژوهش، تبیین نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در صنعت گردشگری سلامت همسو با هویت فرهنگی و شرایط قانونی و نهادی ایران است. در این پژوهش، با استفاده از راهبرد پژوهشی داده بنیاد چندگانه، نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در گردشگری سلامت تبیین و ارائه شد. به این منظور، پژوهشگران با مطالعه الگوی بازاریابی انسان به انسان ازطریق تحلیل محتوای کیفی، به تدوین چهارچوب کلی و مفاهیم متناظر با هریک از مؤلفه های این الگو پرداخته و در ادامه با انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با یازده تن از خبرگان حوزه بازاریابی و گردشگری سلامت، نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در سطوح سه گانه (کلان، میانی و عملیاتی) را ارائه کرده و کارکردهای متناظر با مقولات تبلوریافته در این الگو را تبیین کردند. نمونه گیری به صورت نظری و به روش گلوله برفی انجام شد و حجم نمونه برمبنای منطق اشباع نظری تعیین شد. نظام پیشنهادی، کلیه مراحل از تدوین چشم انداز و مأموریت صنعت و سازمان ها تا اقدامات عملیاتی در پایین ترین سطوح و در پیشانی خدمت را در قالب نظامی جامع دربر می گیرد.