ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
۱۲۰۱.

تشخیص تپه های شنی بیابانی منطقه ریگ جن با بهره گیری از شاخص نرمال شده تفاوت مازاد شن و ماسه (NDESI) در تصاویر سنتینل ۲ و سنجنده OLI ماهواره لندست ۸(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاخص شن و ماسه NDESI سنتینل 2 لندست 8 ریگ جن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۸
هدف: هدف از این تحقیق شناسایی پهنه تپه های شنی و روند تغییرات آن در نواحی بیابانی با استفاده از شاخص های طیفی در ماهواره های لندست ۸ و سنتینل ۲ است. روش و داده: در این تحقیق با بهره گیری از چهار باند از داده های سنتینل ۲، شاخص طیفی جدیدی با نام NDESI برای شناسایی و تشخیص تپه های شنی در منطقه ریگ جن ارائه گردیده است. این شاخص، از باند آبی، قرمز یا لبه قرمز پوشش گیاهی و دو باند مادون قرمز موج کوتاه SWIR1 و SWIR2 برای تولید تصویر استفاده کرده است. برای ایجاد آستانه های منحصربه فرد برای هر تصویر از یک روش محاسبه آستانه استفاده شد. یافته ها: بر این اساس میزان آستانه برای معادله ۱ و ۲ در ماه مارس و جولای ۲۰۲۳ ماهواره سنتینل ۲ به ترتیب ۰/۲۶۱ و ۰/۲۱۷ به دست آمد. این میزان برای ماهواره لندست ۸ در سال های ۲۰۱۳، ۲۰۱۸ و ۲۰۲۳ به ترتیب معادل ۰/۰۶۳، ۰/۰۷۳۵ و ۰/۰۷۱ بوده است. وسعت تپه های شنی در این منطقه بر اساس معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ در ماه جولای ۲۰۲۳ معادل ۲۲۶۲ کیلومتر مربع بوده و برای ماهواره لندست ۸ در همین سال به میزان ۲۶۳۸ کیلومتر مربع به دست آمد. در بحث همبستگی پیرسون نیز مشاهده شد که بیشترین همبستگی به میزان ۰/۶۳ بین شاخص NDESI  و باند ۷ ماهواره لندست ۸ برقرار بوده و کمترین میزان همبستگی نیز به میزان ۰/۱۴- بین این شاخص و باند ۲ در معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ مشاهده شده است. نتیجه گیری: در نهایت، ارزیابی دقت بر روی تصاویر حاصل از معادلات ۱ و ۲، دقت کلی ۸۷/۴ و ۸۳/۷ درصد را نشان داد. این شاخص با داده های لندست ۸ نیز سازگار بوده است. نوآوری، کاربرد نتایج: از نتایج این تحقیق در بررسی تپه های شنی و شناسایی آن ها استفاده شده است.
۱۲۰۲.

بررسی تاثیر ژئومورفولوژی در ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه واقع در شمال شرق دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئومورفولوژی میاناب دامغان بافت خاک کربن آلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۵
در این تحقیق با هدف بررسی نقش ژئومورفولوژِی در ویژگیهای خاک، پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک دو مخروط افکنه در شمال شرق دامغان ارزیابی شد. نتایج نشان داد که تنها میانگین پارامترهای EC و PH در مخروط افکنه شماره 1 و 2 دارای تفاوت آماری معنی دار هستند. میانگین پارامترهای EC و PH در حاشیه و داخل مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین کربن آلی در بالادست و پائین دست مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین پارامتر کربن آلی در سطح جدید و قدیمی مخروط افکنه 1 دارای تفاوت معنی دار آماری است. بافت خاک در میاناب ها و کانال های تشکیل شده در سطح قدیمی مخروط افکنه ها دارای تفاوت آماری معنی داری است. این موضوع بیانگر آن است که وجود میاناب و کانال در سطوح قدیمی مخروط افکنه های مورد مطالعه نقش مهمی در تفاوت بافت رسوبات آنها داشته است. همچنین میانگین درصد ماسه و سیلت در پشته و مجرای سطح جدید مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی داری هستند که نشان می دهد لندفرمهای سطج جدید، تنها باعث تفاوت اساسی در بافت رسوبات مخروط افکنه شماره 2 شده اند. به طور کلی از نتایج تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت که عواملی مانند سن نسبی سطح مخروط افکنه، انحراف و تغییر مداوم محل رسوبگذاری در سطح مخروط افکنه، مورفولوژی سطح مخروط و لندفرمهای آن، و همچنین لیتولوژی و مورفومتری حوضه های بالادست در هر مخروط افکنه با مخروط افکنه دیگر متفاوت بوده و این تفاوت ها نقش مهمی در واگرایی و تفاوت پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه مورد مطالعه داشته است.
۱۲۰۳.

ارزیابی و مدل سازی تأثیر ابزارهای فناورانه در ارتقاء گردشگری دسترس پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فناوری های اطلاعات و ارتباطات فناوری های هوشمند گردشگری دسترس پذیر مدل ترکیبی DEMATEL-ISM روش EDAS

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۹
زمینه و هدف : هدف این تحقیق، تبیین نقش ابزارهای فناورانه در ارتقاء دسترسی افراد دارای ناتوانی به خدمات گردشگری در ایران و تحلیل روابط علّی عوامل مؤثر در این زمینه است. در این راستا، از مدل یکپارچه DEMATEL-ISM و روش EDAS، برای تحلیل عوامل شناسایی شده استفاده شد. روش شناسی : این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. پس از شناسایی عوامل با بررسی جامع ادبیات تحقیق، از روش نمونه گیری هدفمند و ابزار پرسش نامه برای دریافت نظرات 21 نفر از خبرگان حوزه های گردشگری و فناوری اطلاعات کشور استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد، سه عامل «طراحی و توسعه وب سایت ها»، «تعامل افراد و مدیریت ارتباط با مشتری در وب سایت ها» و «طراحی اپلیکیشن های تلفن همراه» تأثیرگذارترین عوامل ارتقاء گردشگری دسترس پذیر با تأکید بر ابزارهای فناورانه هستند. براساس مدل ساختاری، «رعایت مقررات و استانداردهای دسترسی ملی و بین المللی» عاملی بنیادین در گردشگری دسترس پذیر است. نتایج تحقیق همچنین نشان می دهد که «طراحی وب سایت های کاربرپسند» بالاترین اولویت را در میان عوامل مختلف دارد. نتیجه گیری و پیشنهادات : تحقیق حاضر می تواند به مدیران و تصمیم گیرندگان کشور کمک کند تا با بهبود دسترسی و تجربه گردشگری افراد دارای ناتوانی، از امکانات فناوری های اطلاعات و ارتباطات بهره برداری بهتری داشته باشند. نوآوری و اصالت : با توجه به عدم ارائه مدل ساختاریافته برای تحلیل عوامل مؤثر بر گردشگری دسترس پذیر با تأکید بر ابزارهای فناورانه در مطالعات پیشین به ویژه در ایران، این تحقیق مدلی نوین ارائه داده و به اولویت بندی و تحلیل روابط علّی میان این عوامل پرداخته است.
۱۲۰۴.

بررسی رضایتمندی گردشگران پزشکی داخلی و خارجی و تبیین عوامل اثرگذار بر آن در شهر تهران

کلیدواژه‌ها: رضایتمندی گردشگری پزشکی مراکز درمانی تهران مدلسازی معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
پژوهش حاضر با هدف مدلسازی و تبیین عوامل اثرگذار برجذب گردشگران پزشکی داخلی و خارجی در مراکز درمانی شهر تهران انجام شده است. تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش و ماهیت در زمره پژوهش های توصیفی - تحلیلی و پیمایشی قرار می گیرد. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Sample Powerبه تعداد 200 نفر محاسبه گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخت است که در آن 47 شاخص تخصصی و 11شاخص عمومی توسط گردشگران پزشکی تکمیل گردید. روایی آن با استفاده ازنظر متخصصان و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به میزان 793/0 مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل نتایج پرسشنامه از روش های آماری و نرم افزارهایSPSS و AMOS استفاده شد. توسعه گردشگری پزشکی در تهران تحت تأثیر 9 عامل قرار دارد که مهم ترین آن کیفیت خدمات درمانی است. یافته های مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که مجموع متغیرهای تبلیغات، میزان آشنایی با مراکز درمانی، تحصیلات و نوع بیمه مورداستفاده بیماران 31% تغییرات متغیر رضایتمندی گردشگران پزشکی را تبیین می کند و متغیر سن تأثیر معکوس بر رضایتمندی دارد. بیشترین همبستگی با مقدار26/0 بین متغیرهای میزان آشنایی با سطح تبلیغات و سپس بین متغیرهای تبلیغات و تحصیلات با مقدار بار عاملی 22/0مشاهده شده است. رضایتمندی مردان و متأهلین بیش از زنان و مجردین است و همچنین سطح رضایتمندی افراد دارای بیمه درمانی از مراکز درمانی بیش از افرادی است که از بیمه درمانی برخوردار نیستند. ویژگی های فردی و اجتماعی مراجعه کنندگان دریافت خدمات پزشکی می تواند در نحوه سیاست گذاری و طراحی سیستم های خدماتی به منظور توسعه گردشگری پزشکی، در نظر گرفته شود تا بتواند رضایت اکثریت گردشگران پزشکی را در پی داشته باشد.
۱۲۰۵.

مسیریابی بهینه راه آهن گرگان-مشهد بر پایه ی معیارهای اکولوژیک و اقتصادی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسیریابی بهینه ارزیابی چندمعیاره(MCE) الگوریتم کوتاه ترین مسیر (LCPA)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۹
امروزه با توجه به افزایش جمعیت و افزایش هزینه های توسعه شبکه جاده ای برای استفاده از وسایل نقلیه شخصی و پیامدهای منفی آن، توسعه سیستم های حمل ونقل عمومی مانند راه آهن یک راه حل اصولی برای شهرهای بزرگ محسوب می شود. هدف از انجام این تحقیق تعیین کوتاه ترین مسیرهای بهینه بر پایه معیارهای اکولوژیک و اقتصادی - اجتماعی برای راه آهن گرگان – مشهد در محدوده استان گلستان و ارزیابی پیامدهای مثبت و منفی حاصل از اجرای این پروژه برای انتخاب مسیری که کم ترین تأثیرات منفی را برای محیط زیست دارد، است. در این پژوهش برای تعیین مسیر بهینه راه آهن گرگان – مشهد از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره و الگوریتم کم هزینه ترین مسیر استفاده شد. برای این منظور ابتدا پارامترهای تأثیرگذار در تعیین مسیر شناسایی و پس از استانداردسازی و وزن دهی، در محیط نرم افزار Idrisi نقشه هزینه تجمعی تولید و سپس با الگوریتم کم هزینه ترین مسیر، مسیرهای بهینه تعیین شد. در نهایت مقایسه و ارزیابی مسیرها انجام شد. مسیرهای به دست آمده با استفاده از الگوریتم کوتاه ترین مسیر به ترتیب مسیر (1) 197 کیلومتر، مسیر (2) 177 کیلومتر، مسیر (3) 164 کیلومتر است. نتایج ارزیابی مسیر شماره 1 نشان می دهد که میانگین حداقل فاصله از رودخانه 308 متر، فاصله از مناطق تحت حفاظت 13505 متر، میانگین فاصله از مناطق مسکونی 2552 متر، فاصله از گسل 6176 متر، میانگین ارتفاع 259 متر و میانگین شیب 7/8 درصد می باشد. بنابراین با توجه به نتایج ارزیابی مشخص شد مسیر (1) علی رغم اینکه طولانی تر است ولی تأثیرات منفی کم تری به محیط اطراف وارد می کند؛ بنابراین مسیر شماره 1 در طولانی مدت ازنظر هزینه های محیط زیستی مقرون به صرفه تر و کم خطرتر است. نتایج نشان می دهد با توجه به اینکه فرآیند مسیریابی کاری پیچیده است اما می توان با استفاده از GIS، روش های ارزیابی چندمعیاره و الگوریتم کم هزینه ترین مسیر، مسیرهای مناسبی را که طبق اصول محیط زیستی طراحی شده اند را به دست آورد.
۱۲۰۶.

مدیریت حفظ یا حذف گسترش و چیرگی گیاهان چوبی در قلمرو مراتع زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گسترش گیاهان چوبی تغییر اقلیم کاربری زمین حذف یا حفظ قلمرو مرتع

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: پدیده گسترش و غالبیت گیاهان چوبی به عنوان یک تهدید جهانی برای زیست بوم های علفزار، گیاهان و حیوانات و مردم وابسته به آن ها ظهور پیدا کرده است. اثرات گسترش و غالبیت گیاهان چوبی با توجه به ویژگی ها و فرایندهای اکوسیستم به طور عمده ای تاثیرات متفاوتی دارد. روش شناسی تحقیق: اخیرا مدیریت گیاهان چوبی مورد توجه محققان، برنامه ریزان و دست اندرکاران منابع طبیعی قرار گرفته است. این مطالعه با مرور منابع مرتبط با پدیده گسترش و چیرگی گیاهان چوبی به جمع بندی در زمینه مدیریت حفظ یا حذف آن در قلمرو مراتع زاگرس مرکزی می پردازد. قلمرو جغرافیایی پژوهش: حذف گیاهان چوبی در سطح جهانی برای بازگرداندن پوشش گیاهان علفی مراتع به منظور افزایش تولید آن ها برای دام استفاده می شود. با این حال، هنوز بحث های قابل توجهی در زمینه اثربخشی برنامه های مختلف حذف وجود دارد و بررسی دقیقی از اثرات حذف بر فرایندهای اکوسیستم صورت نگرفته است. این امر، امکان ارائه توصیه های مبتنی بر اصول اکولوژیک در خصوص مناسب ترین شیوه مدیریت گسترش و غالبیت گیاهان چوبی را محدود کرده است. یافته ها: نتایج مطالعات نشان داده اند حفظ گیاهان چوبی گسترش یافته، کارکردها، کالاها و خدماتی را برای اکوسیستم های طبیعی ایجاد می کنند که جوامع بهره بردار محلی می توانند از مزایای این پدیده منتفع شوند. با این وجود، حذف گیاهان چوبی به شدت وابسته به شرایط محیطی و ویژگی های گیاهان چوبی است. حذف گیاهان چوبی وابسته به شرایط محیطی تأثیر ماندگار کمتری دارد و از نظر اکولوژیکی در درازمدت اثرات حذف آن ها مطلوب نیست. نتیجه گیری: جمع بندی مطالعات نشان می دهد گسترش گیاهان چوبی از پدیده های نوظهور می باشد که با توجه به شرایط اقلیمی و تغییر اقلیم و سایر عوامل تاثیرگذار محلی، تغییراتی در اکوسیستم ها ایجاد می نماید. در این راستا، حفظ گیاهان چوبی و انتخاب نوع روش حذف و پاسخ اکوسیستم به آن، با توجه به نتایج احتمالی، می بایست مدنظر قرار گیرد. بطورکلی، می توان ادعا کرد  با توجه به ویژگی های گونه های چوبی و شرایط محیطی اعم از نوع گونه غالب و زمینه اکولوژِیک و حتی وضعیت اجتماعی-اقتصادی روش های مختلف مدیریتی می تواند متغیر و متفاوت باشد. در این راستا، رخداد پدیده گسترش و غالبیت گیاهان چوبی در قلمرو مراتع زاگرس مرکزی توجه این مولفه ها را ضروری کرده است.
۱۲۰۷.

مدل ساختار رفتارهای محیط زیستی بر اساس اخلاق حرفه ای در ورزشکاران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتارهای حفاظت از محیط زیست اخلاق حرفه ای ورزشکاران مدل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۴
پژوهش حاضر با هدف رابطه بین رفتارهای حفاظت از محیط زیست با نقش میانجی اخلاق حرفه ای در ورزشکاران تدوین گردید. روش پژوهش از نوع مطالعات توصیفی-همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تحقیق را کلیه ورزشکاران تشکیل دادند که با توجه به حجم جامعه نامحدود و بر اساس جدول مورگان تعداد 364 نفر بر اساس روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های اخلاق حرفه ای کاوزیر و رفتارهای حفاظت از محیط زیست کایزر (1999) استفاده شد. پایایی پرسشنامه ها بر اساس ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با854/0 و 832/0 بدست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون پیرسون و معادلات ساختاری با نرم افزار AMOS صورت گرفت. با توجه به نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین اخلاق حرفه ای رفتارهای حفاظت از محیط زیست (001/0=Sig، 714/0=r) رابطه مثبت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج معادلات ساختاری نشان داد میانجی اخلاق حرفه ای بر رفتارهای حفاظت از محیط زیست ورزشکاران اثر مثبت معناداری دارد.
۱۲۰۸.

مدل سازی نقش سرمایه اجتماعی در حکمروایی خوب روستایی در روستاهای پیراشهری همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرمایه اجتماعی حکمروایی خوب توابع کاپیولا پیراشهری همدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۱
حکمروایی خوب، یکی از ارکان توسعه پایدار در نواحی روستایی محسوب می شود اما چالش هایی همچون نابرابری، ضعف زیرساختی، فساد و فقدان مشارکت محلی، مانع تحقق آن است. سرمایه اجتماعی به عنوان عامل کلیدی می تواند در بهبود حکمروایی نقش مؤثری ایفا کند. این پژوهش باهدف مدل سازی رابطه سرمایه اجتماعی و حکمروایی خوب در نواحی روستایی پیراشهری همدان، از روش های آماری و توابع کاپیولا بهره گرفته است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است. داده ها از طریق روش های اسنادی، کتابخانه ای و میدانی از ۱۲روستای بخش مرکزی گردآوری شده است. از بین ۷۰۲۹ خانوار، 375 خانوار به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) پردازش و شاخص های سرمایه اجتماعی و حکمروایی خوب پس از استانداردسازی، از طریق تحلیل همبستگی و مقدار ویژه استخراج شدند. آزمون های KMO و Bartlett مناسب بودن داده ها برای تحلیل عاملی را تأیید کردند. نتایج مدل سازی با توابع کاپیولا و شبیه سازی مونت کارلو زنجیره مارکوف نشان داد که رابطه سرمایه اجتماعی و حکمروایی خوب، غیرخطی و نامتقارن است؛ به گونه ا ی که در سطوح بالاتر سرمایه اجتماعی، احتمال بهبود حکمروایی افزایش می یابد. از بین مدل های کاپیولا، مدل Marshall-Olkin به عنوان بهترین مدل در این تحلیل، با NSE یا بیشترین دقت (9757/0) و با RMSE یا کمترین خطا (0465/0) تطابق بهتری با داده ها را فراهم می کند. این یافته ها بر ضرورت تقویت سرمایه اجتماعی در نواحی روستایی، به منظور بهبود حکمروایی و دستیابی به توسعه پایدار تأکیددارند. بر این اساس، سیاست گذاران با تقویت ظرفیت های سرمایه اجتماعی در نواحی روستایی، باید زمینه بهبود حکمروایی و دستیابی به توسعه پایدار را فراهم سازند.
۱۲۰۹.

پیش بینی پارامتر بارش در شمال ایران بر اساس مدل های منتخب CMIP6(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تغییر اقلیم مدلسازی همادی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۱
بارش یکی از فراسنج های جوی بسیار تغییرپذیر جوی است که چگونگی و زمان رخداد تغییرات آن توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. در پژوهش حاضر به منظور شناسایی تغییرات رخ داده در بارش شمال غرب کشور بین سال های 1348-1397 (1970 تا 2019) و با درنظر گرفتن اثر دریای مدیترانه بر  مقدار بارش ایران، به ویژه شمال غرب کشور، ارتباط نمایه ی پیوند از دور مدیترانه MOIac  که در الجزایر و قاهره واقع است را با استفاده از روش همبستگی و رگرسیون حداقل مربعات خطا واکاوی شد. تمامی واکاوی ها بر روی فازهای مثبت و منفی نمایه نیز انجام گرفت. نتایج حاکی از آن است که به صورت کلی ارتباط ضعیف بین نمایه ی مورد مطالعه و بارش وجود داشت. این شرایط برای فازها نیز صادق است. با این وصف بیش ترین نواحی متأثر از نم این مطالعه با هدف پیش نگری بارش در 32 ایستگاه همدیدی نیمه شمالی ایران در سه دهه آتی انجام گرفت. برای این منظور، از داده های 5 مدل AOGCM به نام های MPI-ESM1-2-HR، INM-CM5-0،CMCC-CM2-SR5 ،BCC-CSM2-MR ،EC-EARTH3-CC  از مجموعه مدل های سری CMIP6 تحت 2 سناریویSSP2-4.5  (متوسط) و SSP5-8.5 (بدبینانه) استفاده شد. دوره مشاهداتی 1985-2014 و دوره آینده 2030-2059 در نظر گرفته شدند. کارایی مدل ها با محاسبه سنجه آماری KGE ارزیابی شدند و برای انتخاب روش مناسب ریزمقیاس از میان روش های Linear Scaling، Power transformation و Distribution mapping نمودار تیلور استفاده شد. به منظور کاهش عدم قطعیت با روش میانگین گیری وزنی (مبتنی به رتبه)، مدل همادی محاسبه شد. محاسبات نشان داد که مدل همادی تولید شده کارایی بهتری را نسبت به مدل های منفرد دارد. بیشینه کاهش بارش در مقیاس سالانه در دوره آتی در ایستگاه جلفا با مقدار تقریبی 40 درصد در سناریوی متوسط رخ خواهد داد و بیشترین افزایش بارش در ایستگاه سهند با افزایش 14 درصدی در دوره آینده در سناریوی بدبینانه اتفاق خواهد افتاد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مقدار بیشینه، متوسط و کمینه شاخص آماری KGE برای مدل همادی در مقایسه با مقادیر بارش ایستگاه های منطقه مورد مطالعه به ترتیب 1/0، 05/0 و صفر بوده است. نتایج نشان داد که در مقیاس زمانی سالانه، تحت سناریوی متوسط، 78 درصد ایستگاه ها کاهش بارش را تجربه خواهند کرد درصورتی که تحت سناریوی بدبینانه، 75 درصد ایستگاه های هواشناسی مورد مطالعه افزایش بارش را خواهند داشت. مطابق تحقیق حاضر، 56 درصد از ایستگاه های مورد مطالعه دارای تغییرات سالانه بارشی صعودی تحت سناریو SSP585 و نزولی تحت سناریو SSP245 بودند.
۱۲۱۰.

تحلیل چالش های خلق اقتصاد نوظهور مبتنی بر هوش مصنوعی در بستر آمایش سرزمین (مورد مطالعه: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Artificial Intelligence land development Smart Economy Challenge Tabriz city

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۸
اقتصاد جهان به سرعت درحال توسعه است. در پس توسعه سریع، مدیریت مناطق اقتصادی بسیار مهم است. با تعمیق توسعه اقتصادی و پیچیده تر شدن داده های اقتصادی، مدیریت اقتصادی کنونی به تدریج طیفی از مسائلی را که در فرآیند توسعه اقتصادی به وجود می آیند، آشکار کرده است و این مشکلات نیاز به حل فوری دارد. بنابراین، به منظور حل مشکل مدیریت اقتصادی در فرآیند توسعه اقتصادی، این نوشتار مسیر توسعه ای را پیشنهاد می کند که هوش مصنوعی و مدیریت اقتصادی را ادغام می کند و پشتیبانی فناوری هوشمند را برای توسعه مدیریت اقتصادی برای کمک به عملکرد روان توسعه اقتصادی فراهم می کند. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی – تحلیلی بوده و به لحاظ قلمرو زمانی مقطعی حاضر محسوب می شود. تحقیق حاضر مبتنی بر روش مشاهده میدانی منطبق است. ابزار تحقیق مبتنی بر پرسشنامه ساختار یافته خواهد بود، از این منظر پرسشنامه ها در قلب هر تحقیق پیمایشی است و در پژوهش حاضر از تعداد 35 متخصص در دسترس و آشنا با به مسائل هوش مصنوعی استفاده جهت تبیین موضوع استفاده شده است. ابزارهای تجزیه و تحلیل در این تحقیق بر اساس اهداف پژوهش نرم افزار میک مک و سناریو ویزارد بوده است. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل نبود مراکز علمی مسئول در توسعه هوش مصنوعی، عدم وجود واحدهای دانشگاهی هوش مصنوعی متناسب در رشته های متناسب با ظرفیت سرزمینی با توجه به نوع روابط چند وضعی و تأثیرگذار و تأثیرپذیری که دارند، جزو متغیرهایی است که در تحقق رهیافت هوش مصنوعی بیشترین اثرگذاری و اثرپذیری مستقیم را دارد. فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی این ظرفیت را دارند که به ابزارهایی برای افزایش دسترسی به فرصت های برابر و یادگیری شخصی تبدیل شوند؛ در این میان جایگاه و اهمیت دانشگاه تعیین کننده خواهند بود.
۱۲۱۱.

ارزیابی میزان تاثیرگذاری شاخص هیدرولوژی بر شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه های آبخیز قره سو

کلیدواژه‌ها: ارزیابی شاخص هیدرولوژی WSI سامیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۰
زمینه و هدف: امنیت آب شدیدا تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله افزایش جمعیت شهرنشینی، توسعه اقتصادی، تغییرات در استاندارد زندگی، افزایش آلودگی آب، برداشت بیش از اندازه از منابع آب های زیرزمینی و تغییرات آب و هوای است. هدف از پژوهش ارزیابی میزان تاثیرگذاری شاخص هیدرولوژی بر شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه های آبخیز قره سو است. روش شناسی: در این پژوهش از شاخص هیدرولوژی (H)، سرانه آب، میزان آبدهی جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. به عبارتی شاخص امنیت آب از نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده می کند. نتایج و یافته ها: نتایج ارزیابی شاخص آبدهی در حوزه آبخیز قره سو نشان داد که بیش ترین میزان آبدهی در بین 27 زیرحوزه مورد بررسی مربوط به زیرحوزه 1 در ایستگاه هیدرومتری نمین با مقدار 560196073 مترمکعب و زیرحوزه 23 در ایستگاه هیدرومتری ننه کران با مقدار 305170988 مترمکعب می باشد. نتایج ارزیابی سرانه آب درزیرحوزه های قره سو نشان داد که بیش ترین میزان سرانه آب برای هر نفر در زیرحوزه 20 در ایستگاه نوران با مقدار 9733133/957 لیتر و در رده بعدی زیرحوزه 18 در ایستگاه باروق با مقدار سرانه آب 9249868/914 لیتر را در بین زیرحوزه های مورد بررسی به خود اختصاص داده اند بنابراین نتیجه گیری می گردد که هرچه میزان شاخص هیدرولوژی در زیرحوزه های مورد مطالعه بیش تر باشد به همان میزان شاخص پایداری حوزه نیز مناسب خواهد بود. در نهایت پیشنهاد می گردد اقدامات اجرائی و مدیریتی در برخی زیرحوزه ها که که شاخص هیدرولوژی مناسبی ندارند تا میزان شاخص امنیت آب (WSI)، در آن ها بسیار پایین است اجرا کرد تا شاهد توسعه زیرشاخص ها در کل حوزه های مورد مطالعه باشد تا شاخص امنیت آب حالت صعودی بگیرد
۱۲۱۲.

طراحی الگوی مداخلات اقتصادی و اجتماعی در حوزه توسعه منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه منطقه ای توسعه اقتصادی حکمرانی مشارکتی نوآوری اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
توسعه نامتوازن مناطق در ایران، چالشی جدی است که علاوه بر دامن زدن به نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، باعث شده از فرصت ها و مزیت های موجود در مناطق راهبردی کشور نیز غفلت شود. این پژوهش با هدف ارائه یک الگوی نوآورانه و مشارکتی در حوزه توسعه منطقه ای با تمرکز بر حوزه های اقتصادی و اجتماعی انجام گرفته است. با استفاده از روش تحلیل مضمون و مطالعه موردی، الگویی مبتنی بر مشارکت فعالانه جامعه محلی، شبکه سازی و بهره گیری از ظرفیت های نهادی مانند پارک های علم و فناوری، ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با طراحی و اجرای یک الگوی شش مرحله ای، شامل تشکیل نهاد متولی، مطالعات و اعتمادسازی، ایجاد شبکه های همکاری، طراحی برنامه های عملیاتی، تأمین منابع و اجرا و در نهایت راهبری و نظارت مستمر، می توان توسعه اقتصادی و اجتماعی را در مناطق مبتنی بر اصولی عدالت محور، دانش بنیان و مردم پایه رقم زد. نوآوری این پژوهش در طراحی یک الگوی مداخله ای بومی سازی شده است که با توجه به شرایط خاص هر منطقه قابل تطبیق بوده و به طور همزمان بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی توسعه تمرکز دارد. همچنین، این پژوهش با بهره گیری از ظرفیت های نهادی موجود، راهکاری عملی برای تسریع روند توسعه در مناطق ارائه می دهد. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان یک الگو برای توسعه مناطق راهبردی کشور مورد استفاده قرار گیرد و به سیاست گذاران و متولیان توسعه کمک کند تا تصمیمات آگاهانه تری اتخاذ نموده و از روش اجرای طرح ها و پروژه های توسعه ای استفاده نمایند.
۱۲۱۳.

قومیت: همگرایی یا واگرایی، مطالعه موردی: (ایران و جمهوری آذربایجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آذربایجان ایران قومیت همگرایی واگرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۵
در این مقاله، موضوع قومیت با محور همگرایی یا واگرایی بین ایران و جمهوری آذربایجان، بررسی شده است. قوم گرایی به مثابه مؤلفه ای بازدارن ده و ناسازگار در مناسبات میان ای ران و جمه وری آذربایج ان نقش داشته و باعث گردیده ک ه ای ران و آذربایج ان علیرغم پیشینه مشترک ت اریخی، س رزمینی، فرهنگ ی و مذهبی روابط دوستانه ای نداشته باشند. بنابراین، پرسش اساسی این بوده که قومیت گرایی چه تأثیری بر بر مناسبات ایران و آذربایجان داشته است؟ در پاسخ، فرضیه اساسی این بوده که به نظر می رسد که پیگیری سیاست های قومیت گرایی از سوی آذربایجان منجر به واگرایی ایران و آذربایجان شده است. روش پژوهش کتابخانه ای و با عنایت به مطالب و منابع موجود توصیفی-تحلیلی بوده است. در روش کتابخانه از مطالعه متون، مقاله ها، سایت ها و غیره استفاده شده است. شیوه تحلیل مطالب به صورت کیفی موردی است. گردآوری اطلاعات بنحو فیش برداری است. یافته های پژوهش این بوده که عوامل و بسترهای واگراساز در مناسبات ایران و آذربایجان در راستای قومیت دو کشور مباحثی همچون ژئوپلیتیک اقوام و گرایش های تجزیه-طلبانه، تقابل ناشی از هویت جغرافیایی- تاریخی کنشگران ایرانی و آذری، تقابل رویکردهای ناسیونالیستی ترکی - ایرانی، هویت قومی- ملی متضاد بین کنشگران دو کشور (پانترکیزم و تهدید تمامیت ارضی ایران)، ایجاد آذربایجان بزرگ، پیگیری سیاست های قوم گرایانه توسط جمهوری آذربایجان، سیاست الحاق گرایی مبتنی بر قومیت جمهوری آذربایجان، قوم گرایی افراطی آذری ها، بوده است. بیشتر موانع، اختلافات و مشکلات کنونی به سرشت نظام سیاسی دو کشور و همچنین رقابت آنها در راستای نظام های منطقه ای و بین المللی مربوط است. جمهوری آذربایجان عمق ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران بوده و بنابراین، از ویژگی های همسویی با ایران برخوردار می باشد که این مهم، هم فرصت آفرین و و هم تهدیدآور لحاظ می شود.
۱۲۱۴.

تحلیل ترکیبی حفاظت از منابع طبیعی در گردشگری با تأکید بر نقش امنیت محیط زیست و مشارکت جوامع محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حفاظت از منابع طبیعی گردشگری پایدار امنیت محیط زیست مشارکت جوامع محلی مدیریت منابع طبیعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۶
حفاظت از منابع طبیعی در صنعت گردشگری، به ویژه در مناطق حساس اکولوژیکی، اهمیت بسیاری دارد. توسعه بی رویه گردشگری، ضعف مدیریت و مشارکت نکردن جوامع محلی به تخریب محیط زیست و کاهش تنوع زیستی منجر شده است. در این پژوهش، امنیت محیط زیست و مشارکت محلی به عنوان دو عامل اساسی در حفاظت از منابع طبیعی بررسی شده اند. این پژوهش با رویکرد آمیخته انجام شده است. در مرحله کیفی، داده ها از مصاحبه با هفده نفر از خبرگان گردآوری و با روش نظریه داده بنیاد و نرم افزار اطلس تی آی9 تحلیل شده است. در مرحله کمّی، پرسش نامه ای استاندارد طراحی و میان 192 نفر توزیع شد. داده ها با آزمون فریدمن در اس پی اس اس26 و الگوریتم RReliefF در متلب 2018 تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که امنیت محیط زیست و مشارکت فعال جوامع محلی، به منزله دو رکن اساسی، نقش حیاتی در توسعه پایدار گردشگری ایفا می کنند. همچنین، ترکیب راهبردهای آموزشی، توسعه اکوتوریسم و جذب گردشگران مسئولیت پذیر نقش مؤثری در کاهش تهدیدات محیط زیست و بهبود کیفیت زندگی جوامع محلی ایفا می کند. نتایج پژوهش تأکید دارد که طراحی سیاست های جامع مدیریتی با مشارکت جوامع محلی می تواند بین حفاظت از محیط زیست و مزایای گردشگری پایدار توازن ایجاد کند. بنابراین، سیاست گزاران و مدیران گردشگری می توانند با تدوین چارچوب های قانونی حمایتی، ارائه مشوق های اقتصادی برای جوامع محلی و توسعه زیرساخت های پایدار زمینه را برای تقویت امنیت محیط زیست و افزایش مشارکت محلی فراهم کنند. ایجاد نظام های نظارتی مؤثر و اجرای برنامه های آگاهی بخش و آموزشی نیز می تواند موجب هم افزایی بین حفاظت از منابع طبیعی و توسعه گردشگری پایدار شود.
۱۲۱۵.

تحلیل ادراک گردشگران داخلی از منظر چند حسی شهر یزد با تأکید بر حواس پنج گانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منظر چند حسی شهر یزد گردشگران معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۶
پژوهش حاضر باهدف بررسی و تحلیل تجربیات گردشگران شهر یزد بر اساس ابعاد پنج گانه حسی و ارزیابی تأثیر این ابعاد بر ادراک کلی آن ها از منظر شهر یزد انجام شد. این مطالعه، به عنوان پژوهشی کاربردی در گروه تحقیقات توصیفی - تحلیلی، به صورت کمی و با روش پیمایشی اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته ای بود که روایی صوری آن توسط کارشناسان تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (94/0) احراز شد. داده ها با استفاده از نرم افزار تحلیل معادلات ساختاری (PLS-SEM) برای بررسی روابط بین ابعاد حسی و منظر چند حسی تحلیل شدند. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که از میان متغیرهای حسی، بینایی تنها متغیری است که رابطه معناداری با منظر حسی شهر ندارد (t=0.144, β=-0.009)؛ بنابراین فرضیه مربوط به آن رد شد. در مقابل، چهار متغیر دیگر (شنوایی، چشایی، لامسه و بویایی) دارای رابطه مثبت و معناداری با «منظر حسی یزد» بودند. بیشترین تأثیر مربوط به حس لامسه (t=7.201, β=0/360) و سپس شنوایی (t=6.107, β=0.328) و چشایی (t=5.936, β=0.286) است، درحالی که تأثیر حس بویایی (t=3.807, β=0.194) ضعیف تر اما همچنان معنادار است. همچنین، تمامی ضرایب بار عاملی شاخص ها بالاتر از حد مجاز 4/0 قرار داشتند و روایی همگرایی مناسبی را نشان دادند. میانگین واریانس استخراجی (AVE) برای تمامی متغیرها بالاتر از 0.5 بود که نشان دهنده همبستگی قوی بین شاخص ها و سازه های مربوطه است. مقادیر آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نیز بالاتر از 7/0 بود که پایایی داخلی مناسب مدل اندازه گیری را تأیید می کند. درنهایت، مقدار GOF محاسبه شده (673/0) بیانگر برازش قوی کلی مدل است.  
۱۲۱۶.

آسیب شناسی گردشگری روستایی پایدار در مناطق روستایی مبتنی بر رویکرد ذینفعان گردشگری، مطالعه موردی: شهرستان سرعین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسیب شناسی گردشگری روستایی گردشگری روستایی پایدار رویکرد ذینفعان گردشگری گروه کانونی سرعین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۸
هدف اصلی تحقیق حاضر آسیب شناسی گردشگری روستایی پایدار در مناطق روستایی که با کاربست رویکرد ذینفعان گردشگری صورت پذیرفته است. این رویکرد یکی از مدل های مرتبط با گردشگری و توسعه پایدار است که بسیاری از کشورها آن را اتخاذ کرده اند. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و روش به کاررفته در آن ترکیبی است. در فاز اول با استفاده از روش کیفی گروه کانونی با آسیب ها یا چالش های اصلی استخراج شده و در فاز دوم، با استفاده از روش کمی پیمایش اولویت بندی می گردند. ابزار مورداستفاده در فاز اول مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده و از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است که جلسه یا پنل اول 8 خبره و در پنل دوم 7 خبره مشارکت داشتند. در فاز دوم، ابزار اصلی پرسشنامه می باشد که تعداد 32 خبره با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای شناسایی و به سؤالات پرسشنامه پاسخ دادند. مطابق با یافته های تحقیق، در فاز اول 193 گزاره خام استخراج شدند. سپس با استفاده از شیوه کدگذاری آتراید-استرلینگ 102 مضمون پایه، 47 مضمون سازمان دهنده و 7 مضمون فراگیر دسته بندی شدند. مطابق با محاسبات انجام شده در فاز دوم، از میان ابعاد، بعد محیطی و کالبدی به عنوان اصلی ترین بعد آسیب پذیر گردشگری روستایی پایدار شناسایی شد. مطابق با نتایج تحقیق، آسیب های گردشگری روستایی پایدار تنها به یک یا چند عامل خاص محدود نمی شوند بلکه ابعاد مختلفی را در برمی گیرند. آسیب شناسی این نوع از گردشگری مبتنی بر رویکرد ذینفعان گردشگری موجب می شود تا ضمن دستیابی به منابع در دسترس در محیط روستایی، هم از دارایی های اقتصادی، طبیعی یا زیست محیطی محافظت کرد و هم از زمینه های فرهنگی و اجتماعی پشتیبانی و وقایت نمود
۱۲۱۷.

مدیریت بصری منظر رودخانه های شهری (نمونه موردی منظر رودخانه ای محدوده مرکزی شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آستانه ارتفاعی بلند مرتبه سازی محدوده مرکزی اهواز مدیریت بصری مناظر رودخانه ای شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
مکان یابی نامناسب سایت های بلندمرتبه می تواند لطمات جبران ناپذیری به مناظر شهری وارد کند. این موضوع به خصوص در شهر هایی با مناظر آبی که دارای با کیفیت ترین مناظر شهری هستند، اهمیت دوچندان دارد. منظر رودخانه ای بخش مرکزی اهواز، اخیرا مورد تعرضِ توسعه غیر اصولی قرار گرفته است؛ و به نظر می رسد با ادامه این روند، در آینده نه چندان دور ناهماهنگی ارتفاعی ساختمان ها چهره آشفته ای برای شهر به وجود آورد. بنابر این، هدف از پژوهش حاضر توسعه یک روش شناسی مؤثر برای هدایت منظر رودخانه ای در بخش مرکزی اهواز است. روش پژوهش ترکیبی از روش های کمی وکیفی است؛ که ابتدا انواع دیدها شناسایی، کد گذاری و تحلیل شده اند. سپس وضعیت مطلوب ارتفاعی با توسعه تکنیک ایزوویست سه بعدی (3D-isovist) و نمایش بصری دقیق (AVR) شبیه سازی شدند. نتایج نشان می دهد که علیرغم ناهماهنگی های ایجادشده فرصت توسعه موزون بصری رود کارون هنوز فراهم است. برای حفظ محصوریت فضایی جداره کارون آستانه ارتفاعی به صورت پلکانی پیشنهاد شده است. محاسبات صورت گرفته نشان می دهد که توسعه بلندمرتبه در فاصله کمی از جداره کارون امکان پذیر است. به عنوان مثال، ساختمان مسکونی 20 طبقه مجاور خیابان ساحلی اگر 4 بلوک عقب تر و در مجاورت خیابان آزادگان مکان یابی می شد آسیب بصری کمتری به منظر رودخانه وارد می شد. تفاوت این پژوهش با سایر پژوهش ها در حوزه منظر آن است که تلاش می کند تا چارچوب قائده مند و دقیق محاسباتی را برای تحلیل منظر پیشنهاد دهد؛ که قابلیت اجرا در سایر نمونه ها را دارد. نتایج فرآیند پیشنهادی در این پژوهش می تواند تحولی در نگرش به موضوع منظردر طرح های توسعه شهری ایجاد کند و تکمیل کننده آن باشد.
۱۲۱۸.

اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند شهری (نمونه موردی: حوز مطالعاتی منتخب از مناطق ۱۱ و ۱۲ تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری هوشمند تصمیم گیری چندمعیاره حوزه مطالعاتی منتخب مناطق 11 و 12 تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
مقدمه صنعت گردشگری به عنوان ستونی بنیادین در پایداری و شکوفایی شهری شناخته می شود. ظهور فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات مفهومی نوین با عنوان «گردشگری هوشمند» را معرفی کرده است؛ پارادایمی که با اتکا بر پیشرفت های فناورانه نظیر اینترنت اشیا، کلان داده ها و هوش مصنوعی، در پی ارتقای کیفیت تجربه گردشگری و بهینه سازی بهره وری منابع شهری است. این رویکرد، توسعه پایدار را در کانون توجه خود قرار می دهد. با این وجود، کلان شهرهای در حال توسعه، از جمله تهران، با موانع ساختاری و مدیریتی قابل توجهی دست و پنجه نرم می کنند. ناهماهنگی زیرساخت ها و فقدان سامانه های اطلاعاتی جامع، از جمله چالش های اساسی پیش روی این شهرهاست. مناطق 11 و 12 تهران، با توجه به پیشینه تاریخی غنی و جاذبه های فرهنگی منحصر به فرد خود، ظرفیت چشمگیری برای توسعه گردشگری هوشمند دارند. پیچیدگی های مرتبط با مدیریت شهری، برنامه ریزی استراتژیک و هوشمندانه را در این مناطق بیش از پیش ضروری می سازد. پژوهش حاضر، با هدف رفع کمبودهای موجود در ادبیات علمی، به شناسایی و اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند در محدوده مطالعاتی منتخب مناطق 11 و 12 تهران می پردازد. این مهم با به کارگیری مدل های تصمیم گیری چندمعیاره محقق خواهد شد تا مسیری شفاف برای توسعه ای پایدار و هوشمندانه در این مناطق ترسیم شود. مواد و روش ها پژوهش حاضر، با رویکردی کاربردی از منظر هدف و توصیفی تحلیلی در چارچوب روش شناسی، به شیوه ترکیبی (کمی و کیفی) به بررسی موضوع می پردازد. گردآوری داده ها از منابع گوناگونی شامل مشاهدات میدانی، توزیع پرسشنامه، و مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. جامعه آماری این تحقیق را 19,953 نفر از ساکنان محله های فردوسی و انقلاب در مناطق 11 و 12 شهر تهران تشکیل می دهند. به منظور جمع آوری اطلاعات لازم، 377 پرسشنامه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده در میان این جامعه توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و اولویت بندی محورهای پژوهش، از روش آنتروپی شانون برای امتیازدهی و تکنیک ARAS به عنوان یکی از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM) بهره گرفته شده است. شایان یادآوری است که ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه 15 گویه ای، 0/830 محاسبه شده که این رقم مؤید پایایی بالای ابزار اندازه گیری در این پژوهش است. یافته ها یافته های این پژوهش در ابعاد گوناگونی قابل تأمل است. از منظر ترکیب جمعیتی پاسخ دهندگان، 53 درصد را مردان و 47 درصد را زنان تشکیل داده اند. همچنین، بیشترین فراوانی سنی (30 درصد) به گروه 25 تا 35 سال اختصاص دارد که نشان دهنده مشارکت قابل توجه نسل جوان در این مطالعه است. در ارتباط با وضعیت فعلی گردشگری هوشمند، برخی ابعاد نظیر سامانه های حمل ونقل هوشمند، خدمات بهداشتی و درمانی هوشمند، و پورتال های آنلاین گردشگری در سطح رضایت بخشی قرار دارند. با این حال، چالش های اساسی همچنان پابرجا هستند. مشارکت محدود شهروندان در فرایندهای تصمیم گیری (58 درصد مشارکت پایین)، نقص در آموزش های مرتبط با فناوری های گردشگری، و ضعف هماهنگی بین نهادهای دولتی (39/9 درصد نارضایتی) از جمله مهم ترین موانع محسوب می شوند. اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند، با استفاده از مدل تصمیم گیری چندمعیاره، نتایج جالبی را به همراه داشته است. محور نوفل لوشاتو با شاخص 0/826 در جایگاه نخست قرار گرفته که نشان دهنده پتانسیل بالای آن برای توسعه هوشمند است. خیابان ولیعصر با شاخص 0/707 در رتبه دوم و خیابان فردوسی با شاخص 0/470 در جایگاه سوم قرار گرفته اند. محورهای لاله زار، جمهوری و انقلاب نیز به ترتیب در رده های بعدی قرار گرفته اند. همچنین، این پژوهش مهم ترین شاخص ها در هوشمندسازی گردشگری شهری را شناسایی کرده است. «هماهنگی بین دستگاه های دولتی» (C10) با وزن 0/086 به عنوان حیاتی ترین عامل شناخته شده است. پس از آن، «پایش کیفیت آب و هوا و مدیریت انرژی (C4)» با وزن 0/084 و «فرهنگ سازی و مشارکت شهروندان در تصمیم گیری های شهری (C3)» با وزن 0/082 از اهمیت بالایی برخوردارند. این نتایج بر لزوم یکپارچگی سیستمی، توجه به پایداری محیط زیست، و دخیل کردن شهروندان در فرایندهای برنامه ریزی و توسعه گردشگری هوشمند تأکید می کنند. نتیجه گیری این پژوهش با موفقیت به پرسش اصلی خود در خصوص اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند در مناطق 11 و 12 تهران پاسخ داده است. نتایج مؤید آن است که دستیابی به توسعه پایدار گردشگری هوشمند در این نواحی مستلزم اتخاذ رویکردی متوازن است؛ رویکردی که نه تنها بر پیشرفت های فناورانه متمرکز باشد، بلکه به طور هم زمان چالش های ریشه ای در ابعاد انسانی، مدیریتی و زیست محیطی را نیز مرتفع سازد. علی رغم وضعیت نسبتاً مطلوب ابعاد فناورانه، مشارکت ناکافی شهروندان، آموزش های نامناسب و عدم هماهنگی میان نهادهای دولتی، به عنوان موانع کلیدی بر سر راه تحقق هوشمندسازی جامع و پایدار شناسایی شده اند. تحلیل های صورت گرفته با استفاده از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره به وضوح نشان می دهد محور نوفل لوشاتو بالاترین اولویت را برای سرمایه گذاری دارد و پس از آن، محورهای ولیعصر و فردوسی در رتبه های بعدی قرار می گیرند. این اولویت بندی کمی، نقشه راهی ارزشمند برای تخصیص بهینه منابع و اتخاذ تصمیمات استراتژیک در حوزه توسعه گردشگری هوشمند ارائه می دهد. این مطالعه با ارائه یک مدل روش شناختی نوین و بومی سازی شده، گامی مهم در جهت پر کردن خلأ موجود در ادبیات علمی برداشته است. از این رو، یافته ها و چارچوب پیشنهادی این پژوهش می تواند به عنوان یک الگوی کاربردی برای سایر شهرهای ایران و کشورهای در حال توسعه مورد استفاده قرار گیرد و به تسریع فرایند هوشمندسازی گردشگری در این مناطق کمک شایانی کند.
۱۲۱۹.

سنجش اثرات قابلیت های پردیس های دانشگاهی بر محیط شهری در راستای شکل گیری دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی (مورد پژوهی: محدوده خیابان کارگر شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پردیس دانشگاهی تعامل شهر و دانشگاه اثرسنجی قابلیت های دانشگاه دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۹
مقدمه در سال های اخیر، دانشگاه ها به عنوان یکی از نهادهای کلیدی در شهر، نقش بسزایی در رشد و توسعه شهری ایفا می کنند و تعامل آن ها با شهرها به یک رابطه متقابل و هم افزا بدل شده است. بسیاری از شهرها برای مقابله با چالش های اقتصادی و اجتماعی خود بر دانشگاه های خود تکیه می کنند و دانشگاه ها نیز در راستای تحقق اهداف و سیاست های دانشگاهی، به همکاری نزدیک با شهرها نیازمندند. از سوی دیگر، در روند سیر تکاملی نسل های دانشگاهی، دانشگاه های نسل چهارم که با تعابیر مختلفی از جمله دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی یاد می شوند، به دنبال پاسخ گویی به نیازهای جامعه و ارتقای کیفیت زندگی شهری هستند. در این میان، پردیس های دانشگاهی مجموعه فضاهای باز و بسته دانشگاهی ظرفیت های بسیاری در جهت اثرگذاری مثبت بر محیط پیرامون خود دارند. با این حال در ایران، اغلب این فضاها در فضایی محصور از بافت شهری مستقر شده اند و ارتباط محدودی با محیط پیرامون خود دارند و این قابلیت ها بالفعل نشده اند. محدوده محور کارگر شمالی در منطقه 6 تهران، میزبان چندین پردیس دانشگاهی است که با توجه به موقعیت و استقرار آن در یکی از هسته های مرکزی شهر تهران، واجد ظرفیت های بی نظیری در حوزه تعامل و پیوند شهر و دانشگاه است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شناسایی مؤلفه ها و شاخص های اثرگذاری قابلیت های پردیس های دانشگاهی در دو بعد اجتماعی و اقتصادی و اثرسنجی این قابلیت ها در محدوده محور کارگر شمالی، در صدد برداشتن گامی کوچک در حوزه مطالعات پیوند دانشگاه و شهر در راستا حرکت دانشگاه های ایران به سوی دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر هدف، در زمره مطالعات کاربردی قرار دارد و برای دستیابی به هدف خود، از روش شناسی کمّی بهره می گیرد. در مرحله نخست، به کمک مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، قابلیت ها و مؤلفه های اثرگذار دانشگاه بر محیط شهری استخراج شد. سپس، بر اساس این مؤلفه ها، ظرفیت های بالقوه مرتبط با هر قابلیت در محدوده مطالعاتی مد نظر با بهره گیری از مشاهدات میدانی و انجام مصاحبه با دانشگاهیان و اعضای جامعه محلی صورت گرفت. در مرحله بعد، به منظور تحلیل و سنجش اثر قابلیت ها بر محیط پیرامونی، ابتدا برای هر قابلیت شاخص هایی متناسب با ماهیت آن تعیین شد و از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای تعیین وزن و اولویت بندی شاخص ها استفاده شد. به این منظور، پرسشنامه ای شامل مقایسات زوجی میان شاخص ها طراحی شده و توسط پنل خبرگان تکمیل و داده های حاصل، با استفاده از نرم افزار Expert Choice تحلیل شدند. در ادامه، برای استانداردسازی مقادیر و یکسان سازی مقیاس شاخص ها، از روش نرمال سازی استفاده شد. در ادامه، شاخص ترکیبی برای تلفیق مقادیر چند شاخص به یک مقدار واحد محاسبه شد که این محاسبات برای ۳۶۹ (تعداد بلوک محدوده مورد مطالعه)، در محیط نرم افزار Excel انجام شد. در گام نهایی، داده های به دست آمده در محیط GIS پردازش شده و با بهره گیری از روش های تحلیل آمار فضایی نظیر تحلیل لکه های داغ (HotSpot Analysis) و چگالی کرنل (Kernel Density)، شدت و توزیع اثرگذاری هر قابلیت در فضا مشخص شده و به این ترتیب، هدف پژوهش محقق شده است. یافته ها یافته های حاصل از تحلیل های آمار فضایی نشان می دهد میزان اثرگذاری قابلیت های مورد بررسی در محدوده مطالعاتی، دارای پراکنش فضایی مشخص در هر قابلیت است. بیشترین میزان اثرگذاری قابلیت توسعه فرهنگ و هنر در سه هسته اصلی (محدوده پارک لاله، پردیس شمالی دانشگاه تهران و پردیس علوم اجتماعی)، قابلیت ارتقای سلامت عمومی در دو محدوده شاخص (تقاطع محور جلال آل احمد و کارگر شمالی و محدوده بیمارستان امام خمینی)، قابلیت ارتقای آموزش، مهارت افزایی و اشتغال زایی در هسته مرکزی محدوده (محدوده محور جلال آل احمد) و قابلیت افزایش نوآوری و کارآفرینی در امتداد محور کارگر شمالی و پیرامون هسته های نوآور آموزشی، پژوهشی و درمانی متمرکز شده است. این توزیع فضایی در هر قابلیت بیانگر آن است که هر یک از آن ها، متناسب با زیرساخت ها و فعالیت های موجود در محدوده، الگوی خاصی از اثرگذاری فضایی را شکل داده اند که می تواند در برنامه ریزی های آتی برای پیوند بهتر دانشگاه و محیط شهری مورد استفاده قرار گیرد. نتیجه گیری این پژوهش به بررسی ظرفیت ها و قابلیت های اجتماعی و اقتصادی پردیس های دانشگاهی و تأثیر آن ها بر محیط پیرامونی، محدوده امیرآباد فاطمی، پرداخته شد. نتایج نشان می دهد پردیس های دانشگاهی در بعد اجتماعی می توانند از طریق توسعه فعالیت های فرهنگی هنری، گسترش خدمات سلامت محور، ارتقای آموزش و یادگیری نقش مؤثری در بهبود کیفیت، سرزندگی و افزایش مشارکت اجتماعی محیط شهری ایفا کنند. همچنین، در بعد اقتصادی با فراهم سازی بسترهای اشتغال زایی، تقویت کسب وکارها، مهارت آموزی و کارآفرینی سبب پویایی اقتصادی در سطح محلی شوند. تحلیل یافته ها بیانگر آن است که محور کارگر شمالی، به واسطه موقعیت مکانی خاص خود، ظرفیت تبدیل شدن به محوری تعاملی میان دانشگاه و جامعه محلی را دارد که می تواند به عنوان حلقه اتصالی میان دانشگاه های مختلف واقع در محدوده و محیط شهری عمل کند. از سوی دیگر، هر پردیس دانشگاهی در محدوده، با توجه به ویژگی های منحصربه فرد خود، توان ایفای نقش در پاسخ به نیازهای محلی را دارد؛ از جمله پردیس شمالی دانشگاه تهران در زمینه توسعه فرهنگی ارتقای سلامت همگانی ارتقای نوآوری، پردیس های علوم پزشکی در توسعه سلامت و گسترش فعالیت های بهداشتی درمانی، پردیس علوم اجتماعی در توسعه فرهنگی اجتماعی و حل چالش های اجتماعی و پردیس دانشگاه تربیت مدرس در ترویج آموزش و مهارت افزایی می توانند اثرگذار باشند. بر این اساس، دانشگاه ها با بهره گیری از این ظرفیت ها و ایفای نقش فعال در حوزه های گوناگون، به تدریج با محیط شهری پیرامون خود پیوندی عمیق برقرار می کنند و از نهادهای صرفاً آموزشی پژوهشی به کنشگرانی اجتماعی بدل می شوند که متعهد و پاسخ گو به نیازها و چالش های محلی هستند. این روند، گامی مؤثر در جهت تقویت مسئولیت اجتماعی دانشگاه هاست و آن ها را به بازیگرانی کلیدی در توسعه پایدار شهری و ارتقای کیفیت زندگی در مقیاس محله و شهر تبدیل می کند.
۱۲۲۰.

واکاوی و بازشناسایی شاخص های برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: فضاهای شهری فضاهای باز شهری فضاهای سبز شهری پارک های شهری شهروند محوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۴
مناظر شهری از مهم ترین فضاهای شهری به حساب می آیند و می توانند در شهروند محور نمودن فضاهای شهری نقش مهمی را ایفا نمایند. بر همین اساس هدف از پژوهش حاضر واکاوی و بازشناسایی شاخص های برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا می باشد. در جهت دستیابی به هدف پژوهش از مصاحبه از متخصصان امر در دو مرحله استفاده گردید که تعداد متخصصان شرکت کننده به 19 نفر رسید. در مصاحبه اول شاخص های برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا استخراج گردید و سپس در مصاحبه دوم با تشکیل ماتریس بازیگر - هدف (متخصص - شاخص) اهمیت شاخص های استخراج شده تعیین شد. در ادامه داده های مستخرج از مصاحبه ها در نرم افزارهای مکتور و اطلس تی آی وارد گردیده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد شاخص های افزایش سرانه فضاهای سبز، ایجاد فرصت هایی جهت تعاملات اجتماعی و تقویت نقش انسان در طراحی منظر شهری پرتکرارترین، با اهمیت ترین و همگراترین و شاخص توسعه فضاهای فعالیت هنری کم تکرارترین، کم اهمیت ترین و واگراترین شاخص در برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا می باشد. به طور کلی می توان گفت که برنامه ریزان و طراحان شهری باید به شاخص های مطرح شده در تحقیق حاضر و بر اساس اولویت بندی برای برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا توجه ویژه داشته باشند تا با ایجاد منظر شهری مطلوب بتوانند رضایت شهروندان را کسب نموده و حس شهروند محور بودن مناظر شهری را در آنان تقویت نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان