ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۴۰۱ تا ۶٬۴۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۶۴۰۱.

مطالعه زمینه ای، ساماندهی مدیریت شهری از طریق مشارکت شهروندان (مورد مطالعه: شهر زاهدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۵۹
مقدمه:  امروزه تمرکززدایی مدیریتی، در فرآیندهای توسعه شهری از طریق تدوین قوانین و فرآیندهای در کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه به طور جدی مطرح است. توجه به مشارکت در مدیریت شهری، نقش عمده ای در حل بسیاری از مشکلات و مسائل شهری را بر عهده دارد و بر این اساس از اولویت های بالای مدیریت شهری، ایجاد زمینه هایی برای جلب مشارکت مردمی است. هدف:  هدف پژوهش حاضر، مطالعه زمینه ای، ساماندهی مدیریت شهری از طریق مشارکت شهروندان(مورد مطالعه: شهر زاهدان) می باشد. روش شناسی:  پژوهش حاضر از نظر هدف، جزء پژوهش های کاربردی و دارای ماهیتی توصیفی- تحلیلی، همچنین از نظر روش، در گروه پژوهش های کیفی قرار دارد. روش گردآوری داده ها مصاحبه و جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش گراندد تئوری استفاده شد. حجم نمونه برای مصاحبه از خبرگان در چارچوب اشباع نظری با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 20 نفر از افراد خبره (متخصصان، اساتید دانشگاه و مدیران شهری زاهدان) انتخاب شد. قلمرو جغرافیایی پژوهش:  شامل شهر زاهدان در استان سیستان و بلوچستان، می باشد. یافته ها و بحث:  از نتایج مصاحبه های انجام شده 16 مقوله و 50 واحد معنایی استخراج شد که در سه دسته شرایط (علی، زمینه ای و مداخله گر) تقسیم شدند. نتایج نشان داد این شرایط سه گانه در امتداد با یکدیگر باعث عدم مشارکت شهروندان در مدیریت شهری شده اند. نتیجه گیری: نتایج کلی نشان می دهد جهت مقابله با عدم مشارکت شهروندان در مدیریت شهری باید از استراتژی های (استفاده از رسانه های جمعی، ایجاد فرصت های جدید در حوزه ارتباط با مدیریت شهری، اقتصاد با برنامه یا اقتصاد راهبردی و...) استفاده نمود.
۶۴۰۲.

بررسی و تحلیل تئوری حق به شهر و نقش آن در تحقق حکمروائی خوب شهری در کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۳۲۱
مقدمه: حق به شهر یک حق بشری است که شامل تعلق یافتن شهر به همه ی شهروندان و مشارکت آنان در امور شهری است. حق به شهر تضمین مساوی بودن فرصت ها و توزیع مناسب خدمات و امکانات است که می تواند ارتباط دوسویه ی مؤثری با حکمروایی خوب شهری ایفا نماید. هدف: هدف تحقیق حاضر بررسی و تحلیل تئوری حق به شهر و نقش آن در تحقق حکمروائی خوب شهری در کلان شهر تبریز می باشد. روش شناسی: تحقیق حاضر ازنظر نوع هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی و برای جمع آوری داده ها از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. جامعه آماری را شهروندان ساکن در کلان شهر تبریز تشکیل می دهند که طبق سرشماری مرکز آمار در سال 1395 دارای ۱۵۵۸۶۹۳ نفر جمعیت و 497898 خانوار بوده که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 337 نفر از شهروندان به عنوان نمونه انتخاب شدند. در انتخاب شهروندان، افراد بالای 20 سال مورد پرسشگری قرار گرفتند و برای نمونه برداری در مناطق ده گانه کلان شهر نیز از روش خوشه ای استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های تی تک نمونه ای، میانگین، کروسکال والیس، رگرسیون وزنی جغرافیایی و تحلیل مسیر استفاده گردید. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی تحقیق کلانشهر تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی در شمال غرب ایران است. یافته ها و بحث: یافته ها نشان داد، در بین شاخص های حق به شهر شاخص متنوع بودن فعالیت ها و کاربران در وضعیت مطلوبی قرار داشته و سایر شاخص ها در وضعیت قابل قبولی قرار ندارند. ازنظر فضایی منطقه 9 با میانگین رتبه ای 05/175 و منطقه 7 با میانگین رتبه ای 10/170 در وضعیت مطلوبی به سر می برند. ازنظر شاخص های حکمروایی خوب شهری نیز شاخص های مشارکت، قانونمندی و پاسخگویی در وضعیت متوسط به بالایی بوده و منطقه 8 و 7 از این نظر وضعیت مطلوبی دارند. نتیجه گیری: شاخص های تئوری حق به شهر در سطح کلانشهر تبریز  اثرات متنوعی در تحقق حکمروایی خوب شهری از دیدگاه شهروندان  دارد. چنانچه، شاخص های پذیرش تفاوت و تضادهای شهری با مقدار 242/0 و آزادی فعالیت در فضای شهری با مقدار 145/0 بیشترین تأثیرگذاری در تحقق حکمروایی خوب شهری در کلان شهر تبریز داشته اند. لذا، می توان گفت در فرایند حکمروایی خوب شهری در متروپلیس های ایران توجه به تئوری حق به شهر و حقوق شهروندی از ضروریات توسعه پایدار شهری است.
۶۴۰۳.

بررسی قابلیت ها و تنگناهای محیطی توسعه فیزیکی شهر اقلید با استفاده از تصاویر ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۶۲
«توسعه فیزیکی» شهر، فرایندی پویا و پیوسته است که در اثر آن، بستر فیزیکی شهر در جهات عمودی و افقی به لحاظ کمی-کیفی دچار افزونگی می شود. در عصر کنونی، توسعه فیزیکی غیراصولی وناسنجیده یکی از مسائل و چالش های برنامه ریزی و مدیریت شهری در کشورهای توسعه نیافته است. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی و تعیین امکانات و محدودیت های محیط طبیعی جهت گسترش فیزیکی شهر اقلید. انجام شده است. محدوده مورد مطالعه شامل پهنه ای دایره ای شکل به شعاع 10 کیلومتر از مرکز شهر اقلید بود. متغیرهای محیطی شامل نوع اقلیم، همبارش، همدما، ارتفاع از سطح دریا، شیب زمین، لیتولوژی، فاصله از گسل، تیپ ناهمواری، فاصله از رودخانه، تراکم چاه، تراکم قنات، نوع کاربری و پوشش زمین بود که داده های آن ها از طریق منابع مختلف کتابخانه ای مانند نقشه های اسکن شده، مدل رقومی ارتفاع (DEM) و سالنامه های آماری گردآوری شد. آماده سازی، مدیریت و تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام گرفت. جهت آگاهی از اوضاع مساعد و نامساعد طبیعی در قبال توسعه فیزیکی شهر از درجه بندی تناسب هر یک از متغیرهای محیطی برای توسعه فیزیکی شهر استفاده شد. در نهایت، هم پوشانی تمامی لایه های مکانی مربوط به متغیرهای محیطی جهت تعیین جهات بهینه توسعه فیزیکی آتی شهر مدنظر قرار گرفت. نتایج حاصل از تفسیر تصاویر ماهواره ای طی 30 سال اخیر نشانگر خزیدگی و گسترش شهر در یک راستای شمال شرقی - جنوب غربی بوده است. تحلیل هم پوشانی در قالب نقشه نهایی تناسب اراضی برای توسعه فیزیکی شهر نشان داد که شهر اقلید از جهات شمال و شرق و تاحدودی جنوب، با تنگناهای جدی برای توسعه فیزیکی خود روبرو بود، به طوری که 40 درصد از اراضی محدوده مورد مطالعه به لحاظ توسعه فیزیکی شهر در وضعیت نامساعدی قرار داشت. در مقابل، 25 درصد از مساحت محدوده اقلید از شرایط مناسبی برای توسعه فیزیکی برخوردار بود که عمدتا جهات مختلف غربی (شمال غرب، غرب و جنوب غرب) را دربرداشت. در بین عوامل مورد بررسی، عامل ناهمواری و ژئومورفیک نقش مهم و آشکاری در گذشته و حال شهرنشینی اقلید داشته و در آینده نیز تعیین کننده سمت و سوی توسعه آن خواهند بود.
۶۴۰۴.

تحلیلی بر مکان یابی محل دفن زباله در شهر اهواز در راستای کاهش آسیب های محیط زیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۳۳۱
مدیریت پسماند به کلیه برنامه ریزی ها و فعالیت هایی گفته می شود که در حوزه پسماند و به منظور کاهش، جابه جایی، تبدیل، بی خطرسازی یا امحا پسماند صورت می گیرد. سیستم مدیریت زباله از بخش های مختلفی تشکیل می شود. این سیستم را می توان به زنجیری تشبیه کرد که در صورت فقدان یک حلقه از آن، زنجیر ازهم گسیخته می شود. بنابراین عملکرد هر یک از بخش های مدیریت پسماند بر سایر قسمت ها تأثیرگذار خواهد بود. سایت دفن پسماند اهواز در نزدیکی روستای «صفیره» در بخش غیزانیه این شهرستان، از سال 1391 با تعطیل شدن مدفن قدیمی پسماند در منطقه «برومی» راه اندازی شده است. روزانه یک هزار تن زباله شهر به سایت پسماند اهواز منتقل می شود. طبق آخرین آمار اعلام شده میزان جمع آوری زباله در ۲۴ ساعت نزدیک ۸۰۰ تن است که با وجود زباله گردها و جمع آوری زباله های خشک توسط آن ها این میزان کمتر شده است. با توجه به موضوع تحقیق، روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. در این راستا ابتدا با استفاده از نرم افزار GIS به بررسی وضعیت دفن پسماند در شهر اهواز پرداخته شده است. سپس توزیع جغرافیایی مکان های مناسب در دفن پسماند در این شهر مورد بررسی قرار گرفته است. برای انجام کارهای تحلیلی، نقشه هایی که به صورت پلی گون هستند تبدیل به رستر و نقشه هایی که به صورت عوارض نقطه ای و خطی بوده اند با استفاده از فاصله اقلیدسی میزان اهمیت آن ها نسبت به مکان دفن پسماند مشخص شده است. در نهایت با استفاده از روش FAHP نقشه پایانی شامل بررسی موقعیت کنونی محل دفن پسماند شهر اهواز و مکان های پیشنهادی به دست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل های آماری و گرافیکی در محیط GIS و SPSS استفاده شده است. نتایج تحقیق مشخص نمود از لحاظ مکانی و محیطی سایت دفن پسماند صفیره در وضعیتی مناسبی قرار دارد و مشکلات شهر اهواز در رابطه با دفن پسماند مربوط به مدیریت صحیح آن است.
۶۴۰۵.

نقش فناوری های جغرافیایی در مسیریابی راه های ارتباطیِ بین شهری با تأکید بر الگوریتم دایکسترا (نمونه موردی: جاده اردبیل–سرچم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۵۵
درنظرگرفتن معیارهای صحیح در تعیین مسیر جاده ها می تواند نقش عمد ه ای در کاهش هزینه های اقتصادی، افزایش ایمنی و دسترسی به جاده ها در کنار حفظ محیط زیست ایفا کرده و زمینه رشد و شکوفایی منطقه را فراهم کند. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و با هدف شناسایی مسیری کم هزینه و ایمن برای ارتباط شهر اردبیل با مرکز کشور ازطریق آزادراه تبریز-زنجان انجام شده است. داده های مورد نیاز برای انجام پژوهش که شامل نقاط ارتفاعی به دست آمده از تصویر Google Erath و تصویر ماهواره OLI Landsat-9 است، جمع آوری شد. مدل رقومی ارتفاع، نقشه توپوگرافی، نقشه شیب از تصویر گوگل ارث و نقشه کاربری اراضی از تصویر ماهواره ای لندست استخراج شد. سپس مسیر جاده فعلی اردبیل-سرچم از تصویر گوگل ارث رقومی شده و وضعیت جاده از منظر شیب بررسی و شیب های خطرناک در آن شناسایی شده اند. در مرحله آخر با استفاده از مدل بیلدر سیستم اطلاعات جغرافیایی و با بهره گیری از الگوریتم دایکسترا، کم هزینه ترین مسیر از اردبیل به سرچم با درنظرگرفتن عامل شیب و سپس با درنظرگرفتن همزمان دو عامل شیب و کاربری اراضی منطقه شناسایی شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که مسیر پیشنهادی نسبت به مسیر فعلی اردبیل به سرچم، هم از لحاظ طول جاده و هم از لحاظ شیب جاده و کاربری اراضی، وضعیت به مراتب بهتر و ایمن تری دارد به طوری که طول جاده 25 کیلومتر کم شده و 15 کیلومتر از مسیر که دارای شیب تا 10 درصد و خطرناک بود، به 6/8 کیلومتر کاهش یافته و این کاهش باعث کم شدن هزینه های اقتصادی، ایمنی بیشتر برای مسافران و ساکنان بومی منطقه خواهد شد. همچنین در مسیر پیشنهادی عبور جاده از مراتع درجه یک کاهش یافته و از 36 کیلومتر به 22 کیلومتر رسیده است، عبور از مزارع آبی مسیر که قبلاً 26 کیلومتر را پوشش می داد، در مسیر پیشنهادی بهینه به 13 کیلومتر کاهش یافته است و این تأثیر مهمی در حفظ محیط زیست خواهد داشت.
۶۴۰۶.

تحلیلی بر نقش شورایاری ها و جوامع محلی بر ارتقاء و توسعه کارکردهای شهری با بهره گیری از روش دلفی فازی مورد پژوهی: شهر ماهشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۸۷
محیط شهری دارای کارکردهای متنوعی است که بدون توجه به مشارکت و حضور فعال مردم در فرآیند اداره و مدیریت شهرها به نحو مطلوب قابل دستیابی نخواهند بود؛ در این بین شورایاری ها به عنوان یکی از مصادیق مشارکت مردم در اداره و مدیریت شهرها و حلقه اتصال بین محلات و مدیریت شهری، در صورت بکارگیری مناسب می توانند ضمن کاهش هدرروی منابع، تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های شهری را سمت و سو دهند و موجبات توسعه کارکردهای شهری را فراهم سازند. بدین منظور، هدف از پژوهش حاضر، شناسایی نقش شورایاری های و جوامع محلی در توسعه کارکردهای شهری می باشد. روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجراء توصیفی- پیمایشی است؛ جامعه آماری این پژوهش را به تعداد 25 نفر از صاحبنظران دانشگاهی(اساتید جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه) و متولیان اجرایی حوزه مدیریت و برنامه ریزی شهری (کارمندان شهرداری، شورای شهر، اداره راه و شهرسازی) که به شکل غیرتصادفی و هدفمند انتخاب شده اند، تشکیل می دهند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته است که روایی پرسش نامه با روش محتوایی و پایایی آن از روش ضریب آلفای کرونباخ با مقدار 93/0 تایید شد؛ با توجه به ماهیت این پژوهش، جهت تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده به کمک روش دلفی فازی، Excel  و Spss  بررسی شد و کلیدی ترین و مهم ترین عوامل موثر شناسایی شده اند. یافته های این پژوهش نشان دهنده آن است که عدم وقوف مسئولان و مدیران شهری به جایگاه و نقش مهم شورایاری ها و جوامع محلی با نمره  3/8 : Defuzzy ، حائز بالاترین اولویت در میان مجموعه عوامل عدم شکل گیری این نهاد محسوب شده است و همچنین در نهایت بر اساس محاسبه شاخص های اجماع، اهمیت و اولویت در فرایند تکنیک دلفی، رضایت اجتماعی ساکنان محلات از مدیریت شهری و ایجاد انگیزه در میان مردم محلی در جهت مشارکت در طرح های توسعه محلات با نمره 1/8 :  Defuzzy، از مهم ترین تاثیرات شورایاری بر توسعه کارکردهای شهری محسوب می شوند. از این رو به منظور تقویت مشارکت های مردمی و توسعه کارکردهای شهری؛ فراهم نمودن زمینه های مشارکت مردم در تصمیم گیری ها باید به عنوان یک اصل اساسی مورد توجه جدی مدیران شهری قرار گیرد.
۶۴۰۷.

تحلیل عوامل ریخت شناسانه ی شبکه ی دسترسی در ارتقای کارکرد نمادین مساجد محلی (منطقه دو و سه شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۳۴
تحلیل ریخت شناسی یا ساختار شکل شهر الگوی پخشایش کاربری و نظام دسترسی را تفسیر و فرایند توسعه در سطح خرد یعنی شبکه ی درون محلات شهری را سمت وسو می دهد. تحلیل نظام دسترسی مبتنی بر هم خوانی فرم و کارکرد است. به این معنا که نحوه اثرگذاری شکل شبکه بر ارتقای کارکرد مکان ها مطلوبیت الگوهای ریخت شناسی را مورد ارزیابی قرار می دهد. در این راستا پژوهش حاضر با هدف تحلیل کیفیت اثرگذاری عوامل ریخت شناسانه ی نظام دسترسی های شهری بر ارتقای کارکرد نمادین مساجد محلی انجام گرفته است. سؤال تحقیق آن است که شیوه پیکربندی شبکه ی دسترسی چه اثرات مثبت یا منفی بر کارکرد نمادین مساجد محلی دارد. کدام عوامل ریخت شناسانه در شبکه ی دسترسی محلی بر کارکرد نمادین ابنیه ی شاخص (مساجد) مؤثر است. روش تحقیق شامل ترکیبی از راهبرد کیفی به صورت تحلیل و تفسیر اطلاعات کتابخانه ای پیرامون شاخص های رویکرد ریخت شناسی شهری و کیفیات دسترسی و نیز راهبرد کمی/کیفی و نرم افزاری برمبنای مطالعه ی موردی است که به صورت مشاهده و تحلیل با ابزار Space Syntax و نرم افزار تخصصی UCL Depthmap جهت بررسی چیدمان فضایی هشت نمونه بافت شهری منتخب و متمایز به لحاظ شکلی، درون دو منطقه از شهر قزوین (منطقه 2و3) انجام گرفته است. نوع داده ها با توجه به مشاهدات میدانی و تحلیل نرم افزاری از دو نوع کمی و کیفی و خروجی تحلیل شامل نقشه های شبیه سازی و مقادیر عددی است. عوامل ریخت شناسانه ی شبکه ی دسترسی مؤثر بر ارتقای کارکرد نمادین مساجد محلی از طریق بررسی تطبیقی و روش استدلال منطقی ارزیابی و استنتاج شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که از بین 4 گونه شبکه ی دسترسی مورد مطالعه ی هندسه آزاد، شبکه متراکم و انسداد معابر فرعی متعدد منجر به حداقل مقادیر شاخص های نمایانی و درمقابل، هندسه نسبتاً منظم و معابر مستقیم و متوالی منشعب از محور اصلی موجب بالاترین حد خوانایی و نفوذپذیری خواهد بود. همچنین جهت گیری و هندسه معابر بافت زمینه و تعداد گذرهای ارتباطی بین میدان و بافت، عامل تعیین کننده در مقادیر شاخص هاست.
۶۴۰۸.

تأثیر کیفیت های محیط مصنوع بر سرزندگی و انسجام اجتماعی (نمونه موردی: محلات شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۲۳۰
هدف اصلی این پژوهش بررسی ارتباط بین کیفیت های محیط مصنوع، سرزندگی و انسجام اجتماعی است. انسجام اجتماعی دربرگیرنده پویایی بین فردی و احساس ارتباط بین افراد است. الگوی ساخت کالبدی و مولفه های کیفیت محیط مصنوع نیز از راه های دستیابی و ارتقای انسجام و همبستگی اجتماعی در سطح محلات است و تعاملات اجتماعی موجود در محلات مؤثر ترین عامل در جهت افزیش انسجام اجتماعی است. این در حالی است که اهمیت این موضوع و نقش آن در توسعه و همچنین تأثیرگذاری کالبدی محلات شهری سهم به سزایی در شکل گیری روابط اجتماعی دارند و تبیین نقش آن به عنوان یکی از عوامل مؤثر در ارتقای توسعه است. روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی تحلیلی و از نوع کاربردی است. داده های این پژوهش به دو روش مطالعات کتابخانه ای و پرسش نامه تهیه شده اند. جامعه آماری این پژوهش 383 نفر از ساکنین 28 محله مختلف شهر سنندج است. برای تجزیه وتحلیل داده ها، آزمایش مدل مفهومی تحقیق و رسیدن به هدف پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری و AMOS استفاده شده است. نتایج کلی نشان داده اند که فاصله از مرکز شهر، سرزندگی شهری ارتباط مستقیمی با کیفیت های محیط مصنوع نظیر تراکم، دسترسی به خدمات و تسهیلات، دسترسی به فضاهای سبز دارد. در نهایت راهبرد ها و سیاست های اجرایی در جهت ارتقای کیفیت ساختار کالبدی و افزایش انسجام اجتماعی در سطح محلات ارائه شده است.
۶۴۰۹.

توسعه ادواری کلانشهر کرمانشاه و تحلیل آسیب پذیری زلزله از منظر پدافند غیر عامل با استفاده از مدل های تاپسیس و آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۸۷
شهرها به عنوان کانون های جمعیتی و مراکز اجتماعی متناسب با شرایط سیاسی و موقعیت اقتصادی، ارتباطی مسیر رشد و توسعه را پیش گرفته اند و پذیرای جمعیت از اقصی نقاط محدوده و فرامحدوده خود می شوند و همین امر توسعه فیزیکی شهر را در ادوار مختلف تاریخی دست خوش تغییر و تحولات انسانی و طبیعی نموده است، عموما با گسترده ترین دخالت های نسنجیده انسانی در محیط طبیعی از جمله ساخت و سازهای بی رویه در حریم گسل، عدم توجه به مباحث پدافند غیرعامل در برنامه ریزی شهری، فقدان و یا بی توجهی به ضوابط و استانداردهای ساخت و ساز نیز تشدید می شود. کاهش آسیب پذیری شهرها در برابر زلزله، به عنوان یکی از اهداف اصلی برنامه ریزی شهری و طراحی شهری محسوب می گردد. لذا ضرورت توجه به توسعه شهری کارآمد و لزوم توجه به اندیشه های جدید شهرسازی و برنامه ریزی دفاعی شهر، برای رسیدن به اهداف پدافند شهری بسیار مهم به نظر می رسد. نتایج ارزیابی آسیب شناسی از پهنه های لرزه خیز در فضای سرزمینی حاکی از تمرکز قابل توجهی از فضاهای سکونتی به ویژه شهرها است. از سوی دیگر تجارب مدیریت بحران ناشی از مخاطرات زلزله در کشورهای مختلف و به ویژه ایران نیز نشانگر ناکارآمدی در آسیب شناسی و حفاظت از فضاهای شهری و کاهش خسارات اقتصادی و انسانی بوده است. در بسیاری از پژوهش های اخیر موضوع کاهش خسارات ناشی از زلزله در قلمرو حوزه کالبدی_ فضایی به منظور افزایش مقاومت بنا در برابر زلزله بوده است. در حالیکه این پژوهش با شناخت مولفه های محیطی، کالبدی_ فضایی، اجتماعی، اقتصادی و شاخص های اثرگذار در هر مولفه، آسیب شناسی و پهنه های خطرپذیر ناشی از زلزله را به صورت جامع و مطلوب تعیین و بر اساس آن استراتژی های کاهش خطر را باز تعریف ساخته است. در مقاله حاضر با بررسی های بنیادی و ارائه مبانی نظری در ارتباط با موضوع و محدوده مورد مطالعه نسبت به تشکیل پایگاه اطلاعاتی مورد نیاز در محیط نرم افزاری ArcGIS اقدام گردید و سپس با هدف ارزیابی میزان آسیب پذیری مناطق شهرداری کلان شهر کرمانشاه، متناسب با شرایط محدوده مورد مطالعه پرداخته شده است که در نهایت آسیب پذیری مناطق شهرداری کلانشهر کرمانشاه با توجه به اصول پدافندغیرعامل و معیارهای کمی و کیفی با استفاده از نرم افزار ArcGIS و مدل آنتروپی شانون در شناسایی مولفه های تاثیرگذارتر و همچنین مدل تاپسیس جهت شناسایی مناطق شهرداری با آسیب پذیری بیشتر به صورت نقشه پهنه آسیب پذیر مشخص گردید و به ترتیب مناطق8 و 4 و ... دارای کمترین آسیب پذیری شناخته شدند (منطقه 8 رتبه اول، منطقه 4 در رتبه دوم، منطقه 1 در رتبه سوم، منطقه 3 و 2 به طور مشترک رتبه چهارم، منطقه 5 رتبه پنجم، منطقه 6 رتبه ششم و منطقه 7 رتبه هفتم) و در ادامه با ارائه راهکارهایی سیر توسعه ادواری شهر و جهات توسعه کالبدی کلان شهر کرمانشاه براساس موقعیت مکانی محدوده با رویکردی به ملاحظات پدافندغیرعامل بررسی و ارائه راهکار صورت پذیرفته است.
۶۴۱۰.

تحلیل فضایی تغییر اقلیم ایران از دیدگاه شار گرمای محسوس و شار گرمای نهان به روش باون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۳۰۶
شار گرمای محسوس و شار گرمای نهان از جمله متغیرهایی هستند که وابستگی زیادی به دما دارند و از طرفی اکثر متغیرهای هواشناسی وابسته به دما می باشند. لذا در این پژوهش قصد داریم با بررسی سیر تغییرات شار گرمایی محسوس و گرمای نهان و نسبت بین این دو به بواکاوی و آشکارسازی تغییرات اقلیمی ایران بپردازیم. بدین منظور از داده های باز تحلیلی NCEP/NCAR شامل شار گرمای محسوس و نهان طی دوره 1948-2020 در محدوده ایران استفاده شد. از نسبت این دو شار گرمایی، میزان ضریب باون محاسبه شد. برای تحلیل فضایی زمانی – مکانی آنها از روش های درون یابی استفاده شد. ضمن اینکه با بهره گیری از روش های ناپارامتریک من کندال و شیب سن تغییرات فضایی و زمانی نیز بررسی شد. بخش اوّل نتایج نشان داد که به لحاظ مکانی میزان ضریب باون تابعی از عرض جغرافیایی و ناهمواری ها می باشد. و به لحاظ زمانی کمترین مقدار مربوط به ماه ژانویه و بیشترین مقدار مربوط به ماه ژوئیه است. نتایج بخش دوّم بیانگر این مطلب است که ضریب باون در طول زمان دارای سیر و روندی مثبت است. سیر صعودی آن بیانگر افزایش ضریب خشکی کشور است. به طوری که این وضعیت در روند مثبت و افزایش دما قابل مشاهده است.
۶۴۱۱.

ارزیابی مؤلفه های تاب آوری محلات شهری در برابر سیلاب (مورد مطالعه: محلات واقع بر مسیر رودخانه ها در مناطق 1، 2، 3، 5 و 22 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۲۷۹
تاب آوری در سال های اخیر به یک مفهوم ثابت در تحلیل سیستم های پویا تبدیل شده است. همچنین این مفهوم به طور گسترده ای در سیستم های مکانی پویا نظیر شهرها به کار می رود. با توجه به اینکه محلات شهری واقع شده در مسیر رودخانه ها همواره مورد تهدید مخاطره سیلاب بوده است؛ لذا هدف مقاله حاضر بررسی تاب آوری محلات مناطق 1، 2، 3، 5 و 22 شهرداری تهران واقع شده بر مسیر رودخانه ها در برابر سیلاب است. مقاله حاضر از نوع اکتشافی است، که با روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است، برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه و برای سنجش تاب آوری محلات منتخب از تکنیک تحلیل عاملی و آزمون آماری T-Test با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بالاترین میزان میانگین 59/3 مربوط به بعد اقتصادی و کمترین میزان میانگین 20/3 مربوط به بعد کالبدی است. در ضمن میزان میانگین کلی تاب آوری محلات واقع شده بر مسیر رودخانه ها در مناطق 1، 2، 3، 5 و 22 شهرداری تهران 39/3 است که عددی پایین تر از میانگین نظری (4) را نشان می دهد؛ همچنین یافته های پژوهش حاکی از آن است که از ترکیب 46 متغیر، ده عامل شناسایی شده است که درمجموع 15/70 درصد از واریانس عوامل مؤثر در تاب آوری محلات واقع شده بر مسیر رودخانه ها در مناطق 1، 2، 3، 5 و 22 شهرداری تهران را تبیین می کند. از میان این ده عامل استخراج شده، عامل اقتصادی و مالی به عنوان مهم ترین و اولین عامل بوده که با مقدار ویژه 65/8 توانسته است به تنهایی 81/18 درصد واریانس تحقیق را تبیین کند؛ در نهایت نتیجه مقاله حاضر نشان می دهد که بعد کالبدی در تاب آوری محلات واقع شده بر مسیر رودخانه ها در مناطق 1، 2، 3، 5 و 22 شهرداری تهران از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ چراکه شش عامل از میان عوامل ده گانه یعنی عامل برنامه ریزی و آمادگی، بازیابی و خودسازمان دهی، رعایت اصول و قوانین، زیرساخت های حیاتی، استحکامات و آسیب پذیری و عامل دسترسی به فضاهای باز و امن و مراکز مرتبط با مدیریت بحران از بعد کالبدی هستند، این شش عامل، روی هم نزدیک به نیمی (60/49 درصد) از کل عوامل مؤثر در تاب آوری محلات واقع شده بر مسیر رودخانه ها در مناطق 1، 2، 3، 5 و 22 شهرداری تهران را تبیین و تفسیر می کنند.
۶۴۱۲.

مدل سازی روابط بین مؤلفه های هوشمند سازمانی برای توسعه تعاونی های تولیدی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۹ تعداد دانلود : ۳۱۶
هوشمندکردن تعاونی های تولیدی روستایی برای مقابله با تغییرات شدید محیط کسب وکار و به منظور توسعه اقتصادی بسیار پراهمیت است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و مدل سازی روابط بین مؤلفه های هوشمند سازمانی برای توسعه تعاونی های تولیدی روستایی است. تحقیق از منظر هدف، کاربردی و ازلحاظ ماهیت داده ها، آمیخته (کیفی-کمّی) است و در سال 1400 انجام شده است. بیست مؤلفه در بخش کیفی با روش داده بنیاد و کدگذاری از طریق ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استخراج و سپس با روش دلفی فازی انتخاب شدند. روابط و سطح بندی مؤلفه ها در بخش کمی با روش مدل سازی تفسیری-ساختاری انجام شد. جامعه تحقیق، خبرگان شامل مدیران وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و وزارت جهاد کشاورزی بودند که با روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند و تکنیک گلوله برفی به تعداد دوازده نفر تا اشباع نظری انتخاب شدند. یافته های تحلیل داده ها نشان داد که مؤلفه های هوشمند سازی در دوازده سطح در مدل قرار داشتند. مؤلفه های «قوانین»، «حمایت ها و مشوق های دولت»، «رقابت» و «ساختار» در هوشمندی سازمانی بیشترین قدرت هدایت را داشتند که در نهایت موجب بهبود «توسعه بازار» و «توسعه رقابت» در تعاونی های تولیدی روستایی خواهند شد. بنابراین، می توان با برنامه ریزی مناسب برای بهبود مؤلفه های دارای قدرت هدایت بیشتر، به اهداف توسعه تعاونی های تولیدی روستایی دست یافت. 
۶۴۱۳.

ارزیابی و تبیین چارچوب شایستگی های کارآفرینانه زنان تسهیلگر روستایی (مطالعه ای در استان های همدان، قم و مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۳۲۴
تحقیق حاضر با هدف ارزیابی شایستگی های کارآفرینانه زنان تسهیل گر روستایی و ارائه چارچوبی برای تبیین مجموعه شایستگی های کارآفرینانه آن ها در سه استان همدان، قم و مرکزی انجام شد. این تحقیق، نوعی تحقیق کاربردی و توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق 473 نفر از زنان تسهیل گر در این سه استان بودند که بر اساس فرمول کوکران 212 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه بود که روایی آن توسط متخصصین تأیید و برای ارزیابی پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای ارزیابی چارچوب شایستگی ها از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. بر مبنای نتایج تحقیق، برخورداری زنان تسهیل گر از تمامی مؤلفه های مرتبط با شایستگی های کارآفرینانه در حد متوسط تا زیاد بوده و در بین شایستگی های مورد نظر، مؤلفه های مرتبط با شایستگی اخلاقی، شایستگی شخصی و شایستگی فنی به ترتیب در اولویت های اول تا سوم قرار داشتند. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که مؤلفه های دوازده گانه شایستگی از دقت لازم برای ارزیابی و پیش بینی شایستگی های کارآفرینانه زنان برخوردار بوده و چارچوب مورد نظر مورد تأیید قرار گرفت. در مجموع، زنان تسهیل گر از تنوع مطلوبی از شایستگی های کارآفرینانه مشتمل بر ویژگی های شخصی و اخلاقی، دانش و توانمندی های مرتبط و نیز هنجارها و نگرش های مناسب برخوردار بوده و می توان انتظار داشت توانمندی و ظرفیت لازم در زنان تسهیل گر برای ایفای نقش مؤثر در فرایند توسعه کارآفرینی و اشتغال زنان روستایی وجود داشته باشد.
۶۴۱۴.

شناسایی و تبیین ابعاد و مؤلفه های توانمندسازی زنان روستایی استان لرستان با استفاده از پژوهش روش های آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۹۰
زنان روستایی از پتانسیل قابل توجهی برای مشارکت در فعالیت های اجتماعی-اقتصادی برخوردار هستند و ارتقای توانمندسازی آن ها، موجب حرکت به سمت توسعه می شود. هدف از این پژوهش، شناسایی و تبیین ابعاد و مؤلفه های توانمندسازی زنان روستایی استان لرستان با رویکرد اکتشافی و استفاده از پژوهش روش های آمیخته کیفی- کمّی متوالی است. جامعه آماری مراحل کیفی (تحلیل داده بنیاد) و کمّی بعدی مطالعه شامل زنان روستایی شرکت کننده در برنامه های آموزشی- ترویجی سازمان جهاد کشاورزی استان لرستان و کارشناسان حوزه زنان روستایی استان لرستان در سال 1399 است. داده ها از طریق مرور منابع، اجرای مصاحبه گروه متمرکز و پیمایش پرسش نامه ای جمع آوری شد. روایی صوری و محتوایی و پایایی ابزار سنجش با کسب نظر اصلاحی کارشناسان حوزه زنان روستایی و انجام آزمون های مربوطه تأیید شد. یافته ها نشان داد که پنج بعد آموزش جامع، ویژگی های فردی- روان شناختی، اقتصادی، ساختاری و اجتماعی- فرهنگی در توانمندسازی زنان روستایی استان لرستان نقش دارند. 52 گویه نیز برای مؤلفه nهای این ابعاد تبیین شد. بنابراین، توصیه می شود که این ابعاد و مؤلفه های توانمندسازی برای بهبود کیفیت اجرای پروژه ها و برنامه های ویژه زنان روستایی استان لرستان مورد توجه قرار گیرد.
۶۴۱۵.

تعیین اثرگذاری هیدروپلیتیک کشورهای حوضه آبریز کورا- ارس بر امنیت زیست محیطی ایران با استفاده از روش مکتور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۳۰۷
رودها در تامین امنیت آب کشورها و فرایند امنیت ثبات و توسعه و به فراخور نقش و کارکردشان در جهت دهی به مناسبات هیدروپلیتیک آنها نقش آفرین هستند و رود ارس طی دو دهه گذشته در کانون توسعه و مناسبات هیدروپلیتیک کشورهای واقع در این حوضه آبریز قرار گرفته است. پژوهش حاضر بر این پرسش استوار است که مواضع بازیگران کلیدی در مناسبات هیدروپلیتیک کشورهای حوضه آبریز کورا- ارس بر امنیت زیست محیطی ایران چه بوده است؟ برای این منظور از روش مکتور برای استفاده از مواضع بازیگران و سنجش قدرت آن استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد در مناسبات هیدروپلیتیک کشورهای حوضه آبریز کورا- ارس کشورهای ترکیه و ارمنستان بیشترین اثرگذاری و کشورهای ایران اثرپذیری بسیار بالا و آذربایجان اثرگذاری بسیار پایینی نسبت به از کشورهای بالادست حوضه آبریز کورا- ارس دارند. در این میان، ترکیه بازیگر مسلط مناسبات هیدروپلیتیک این حوضه آبریز است. نتایج حاصل گویای آن است رشد جمعیت، صنایع، سدسازی های بی رویه کشورهای بالادستی، تغییر اقلیم، آلودگی رودخانه، تغییر اقلیم و ناپایداری آن، برداشت های بی رویه از رودخانه و تغییر الگوی کشاورزی از عوامل محدودکننده آب رودخان های کورا- ارس  و به دنبال آن باعث تنش در این حوضه  می شود  و از این رو سرانه آبی این حوضه آبریز کاهش پیدا کرده  که بر تشدید کمبود آب می افزاید و ادامه این باعث بحران هیدروپلیتیکی که می تواند پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی خود امنیت ملی به ویژه ایران را به مخاطره افکند.
۶۴۱۶.

بندر بزرگ فاو، کدی جدید در ژئوپلیتیک کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۰۹
کشورهای جهان برای تقویت حوزه های ثبات ، قدرت زایی و تقویت موقعیت بین المللی خود اقداماتی را برای شناسایی و استفاده از فرصت های ژئوپلیتیک انجام می دهند که «بنادر و کریدورهای اقتصادی» نقشی تعیین کننده در این رابطه ایفا می کنند. در محیط پیرامونی ایران بنادر مهمی از جمله بندر «دقم» در عمان، بندر «گوادر» در پاکستان و بندر «فاو» در عراق در حال توسعه هستند که توسعه آنها موجب ارتقاء جایگاه ژئوپلیتیکی کشورهای دارنده خواهد شد. در میان این بنادر، طرح توسعه «بندر بزرگ فاو» نه تنها تاثیرات عمیق و برترسازی برای عراق خواهد داشت؛ بلکه با توجه به وجود زمینه های رقابت برانگیز، موجب تشدید رقابت بین عراق با ایران شده و چالش ها یا تاثیرات محدودکننده ای را نیز به ویژه در حوزه اقتصاد متوجه ایران خواهد نمود. بر این مبناست که خنثی سازی و حتی المقدور تبدیل این تهدید به یک فرصت کاربردی مستلزم بررسی جامع و شناسایی راهکارهای موثر می باشد.پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با اتکاء به منابع کتابخانه ای، مستندات در اختیار و... در پی بررسی آثار متعدد این طرح بر روابط ژئوپلیتیکی عراق و ایران می باشد. مهم ترین نتایج اجرای این طرح را می توان «خلق یک ارزش ژئوپلیتیکی جدید در منطقه»، «ارتقاء جایگاه ژئوپلیتیکی عراق» و «تاثیر این طرح بر موقعیت کشورهای همسایه عراق به ویژه ایران» به حساب آورد. تلاش این مقاله پس از پرداختن به تعاریف، سوابق و کلیات طرح مذکور، به بررسی میزان اثرگذاری اجرای این طرح بر کشور عراق و دیگر کشورها، منجمله ایران و سپس ارائه پیشنهادات مرتبط معطوف می گردد.
۶۴۱۷.

جغرافیای سیاسی مناقشات در دریای چین جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۳۶
دریای چین جنوبی، به عنوان یکی از مهم ترین و بحث برانگیزترین منابع آبی جهان، در فضای پیچیده ژئوپلیتیکی به شمار می رود. این دریا اغلب، در معرض سوء تفاهمات و در برخی موارد تبلیغات جهت دار (پروپاگاندا)، بوده است. هدف این مقاله(چشم انداز)، فراهم سازی پس زمینه و اطلاعات اساسی درباره مناقشه در دریای چین جنوبی (که در واقع یک سری اختلافات است)، از منظر جغرافیای سیاسی، یعنی از منظر کشورهای ساحلی یا کشورهای که در یک پهنه آبی هم مرز است؛ و ادعاهای سرزمینی مربوطه آن ها بر سر فضاهای دریای چین جنوبی است(Agnew and et al,2015:4). به طور مشخص، این مقاله به مبانی مربوط به جغرافیای فیزیکی دریای چین جنوبی، و منشاء و توسعه ادعاهای مربوطه کشورهای ساحلی در مورد بخش هایی از دریای چین جنوبی، از جمله جزایر، صخره ها و ارتفاعات جزر و مدی[1]  متمرکز خواهد بود.
۶۴۱۸.

آستانه های هیدرولوژیک حوضه آبی ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۲۷۳
فضا، قلمرو چندبُعدی و بی حدومرزی است که موقعیت نسبی پدیده ها در آن منعکس می شود. در طی چند دهه اخیر سطح آب دریاچه ارومیه به عنوان یک دستگاه جغرافیایی و سیستم پیچیده متأثر از برخی از عوامل طبیعی و انسانی، به شدت کاهش پیدا کرده است. درجهت بررسی آستانه ذخیره آب سدها در کاهش تراز آب دریاچه ارومیه، ابتدا بانک داده های مورد نظر تهیه شد: (DEM حوضه، داده های ایستگاه های کلیماتولوژی، دبی ایستگاه های هیدرومتری و اطلاعات سدها). روابط خطی بین ارتفاع و دما و بارش و ارتفاع در نرم افزار SPSS برآورد شد، با درنظرگرفتن ایستگاه های کلیماتولوژی و سدها به عنوان نقطه خروجی، زیرحوضه های متعددی استخراج شد و حجم ورودی آب به داخل حوضه های فاقد ایستگاه هیدرومتری، با استفاده از روش جاستین برآورد شد. همچنین درصد دبی سالانه نسبت به بارش سالانه و تغییرات حجم ذخیره آب سدها تجزیه وتحلیل شد. نتایج دال بر این است که حجم مخزن 46 سد در 12 زیرحوضه (68/1628 میلیون مترمکعب) حدود 21 درصد از حجم کل رواناب حوضه را به خود اختصاص داده اند، این عدد تا سال 1996 سدها 13 درصد بوده و در سال 2013 به 8/21 درصد رسیده است. در سال 1970 با ساخت سد مهاباد با حجم مخزن 8/197 میلیون مترمکعب، حجم مخزن سدها از آستانه محیطی گذشته و کاهش تراز آب دریاچه، غیرقابل بازگشت به گذشته شده است. بررسی حجم مخزن سد باتوجه به  حجم آبگیری و حجم بارش حوضه ای سدها بیان کننده این است که از مجموع 41 سد، مخزن 28 سد متناسب با پتانسیل بارشی حوضه ساخته شده است. نسبت حجم مخزن به حجم بارش 33 سد، شرایط خیلی مطلوب و 6 سد، شرایط مطلوب دارند.
۶۴۱۹.

تحلیل راهبردی کشاورزی فراسرزمینی ایران با استفاده از مدل SWOT و QSPM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۳۱۹
کشاورزی فراسرزمینی به خرید یا اجاره قطعات زمین در مقیاس بزرگ و بهره برداری از آن ها در کشورهای دارای ظرفیت مناسب از نظر امکانات و منابع تولید گفته می شود. در طول چند سال اخیر اقداماتی در زمینه کشاورزی فراسرزمینی ایران صورت گرفته است؛ با این حال بررسی ها نشان می دهد اطلاعات زیادی در این زمینه در دسترس نیست. با وجودگذشت چندین سال از مطرح شدن بحث کشاورزی فراسرزمینی در کشور، هنوز از ارائه یک چشم انداز بلند مدت و نیز اجرای برنامه ریزی استراتژیک شفاف خبری نیست؛ بنابراین در این مطالعه با استفاده از دو مدل SWOT و QSPM، تحلیل راهبردی کشاورزی فراسرزمینی کشور ایران انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش از نوع متوالی اکتشافی بود. برای تعیین قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدهای کشاورزی فراسرزمینی، برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه استراتژی به منظور رفع نقاط ضعف و کاهش اثرات تهدیدها و همچنین برای تقویت نقاط قوت و سودمند شدن از فرصت های موجود از مدل SWOT استفاده شد. استراتژ ی های ارائه شده نیز براساس ماتریس کمی برنامه ریزی استراتژیک (QSPM) به منظور ارتقای کیفیت کاری و مدیریت زمان بررسی و اولویت بندی شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که با توجه به امتیازات کسب شده توسط ماتریس عوامل داخلی (013/2 از 4) و ماتریس عوامل خارجی (454/2 از 4)، استراتژی های مناسب برای کشاورزی فراسرزمینی ایران استراتژی های الگوی تدافعی است. در میان استراتژی های مختلف الگوی تدافعی، استراتژی WT3 مربوط به اجرایی و عملیاتی کردن آیین نامه و سیاست گذاری های کشاورزی فراسرزمینی به منظور افزایش کارآمدی سازمان های متولی، دارای بیشترین امتیاز و اولویت اول شناخته شد.  
۶۴۲۰.

آسیب پذیری اقلیمی و راهبردهای پایداری منابع آب در حوضه کارون شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۷۲
حوضه آبی کارون شمالی در تأمین پایدار منابع آب جنوب غرب و فلات مرکزی ایران مؤثر است. رخداد خشکسالی های حوضه به کاهش 50% آبدهی و افت سطح ایستابی آبخوان ها منجر شده است. زیاد بودن ضریب تغییرات آبدهی حوضه (63%) بیانگر آسیب پذیری منابع آب است. برای تحلیل شاخص آسیب پذیری اقلیمی (2020-1990) از روش تحلیل مؤلفه های مبنا  و برای رتبه بندی عامل از شاخص مقدار ویژه استفاده شد. یافته های آماری نشان داد، مهم ترین عامل های مؤثر در آسیب پذیری اقلیمی(CVI) حوضه کارون شمالی، تغییرپذیری دبی (W=1.987)، فراوانی خشک سالی (W=1.658)، آب کشاورزی (W=1.33) و کسری مخزن آبخوان (W=1.09) هستند. زیرحوضه های بهشت آباد، ونک و لردگان دارای ضریب آسیب پذیری بحرانی و زیاد هستند و بازفت و کوهرنگ کمترین آسیب پذیری را دارند. برای آینده نگری حوضه از شرایط اقلیمی (2040-2020) و مبتنی بر تغییر اقلیم در سناریوهای SSp4.5,SSp 8.5 گزارش ششم و پیشران های منفی و مثبت برنامه های توسعه حوضه در افق 1420 استفاده شد. یافته ها نشان داد، با ادامه روند فعلی دما و رخداد خشک سالی ها و اجرای پروژه های انتقال آب و عمرانی در چارچوب پیشران های منفی، شدت شاخص آسیب پذیری بیشتر می شود، اما با انتخاب راهبردهای مبتنی بر پیشران های مثبت سازگاری با تغییر اقلیم، اصلاح الگوی مصرف و تعدیل میزان آب قابل انتقال (از 770 به 212) شاخص آسیب پذیری اقلیمی در چشم انداز (2040-2020) کاهش می یابد؛ تداوم وضع موجود به افزایش شاخص آسیب پذیری، تنش های اجتماعی و مهاجرت های اقلیمی منجر خواهد شد؛ ازاین رو بازنگری در راهبردهای بهره برداری، تعدیل برنامه های توسعه، انتخاب راهبردهای سازگاری تغییر اقلیم و اصلاح الگوی مصرف آب مبتنی بر توان اکولوژی به افزایش تاب آوری و پایداری منابع آب کمک می کند.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان