فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۰۱ تا ۳٬۳۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
263 - 292
حوزههای تخصصی:
با وجود مزایای شهرهای الکترونیک، تحقق آن امری دشوار و با چالش های متعددی مواجه بوده اس ت. ب ه هم ین دلی ل، بس یاری از شهرهای ایران ازجمله شهر آبدانان در پیاده سازی مؤلفه های شهر الکترونیک ناموفق بوده ان د. در این راستا، پژوهش حاضر در پی شناسایی و تحلیل موانع و چالش های تحقق پذیری شهر الکترونیک در شهر آبدانان است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، به شیوه کیفی-کمی انجام شده است. در بخش کیفی، اطلاعات از روش مصاحبه با 5 نفر خبره که به شکل هدفمند انتخاب شده بودند، به اشباع نظری رسید و روش تحلیل مضمون چهار شاخص (فردی، هنجاری-اجتماعی، تکنولوژیکی و سازمانی) شناسایی شد. طی نمونه گیری هدفمند، 50 نفر از کارشناسان و خبرگان این موضوع انتخاب شده و با استفاده از مدل سازی ساختاری-تفسیری ISM به اولویت بندی زیرمعیار پرداخته شده است. نتایج حاصل از مدل سازی ساختاری تفسیری نشان داد که از بین موانع اثرگذار بر پیاده سازی تحقق پذیری شهر الکترونیک در شهر آبدانان ، موانع هنجاری-اجتماعی در بالاترین سطح و موانع تکنولوژیکی در پایین ترین سطح قرار دارد که بیشترین و کمترین تأثیر را پیاده سازی تحقق پذیری شهر الکترونیک در شهر آبدانان داشته اند. همچنین، نتایج نشان داد که همه زیرمعیارهای موانع، جزء متغیرهای پیوندی هستند که از قدرت نفوذ و وابستگی بالایی برخوردارند. برای تحقق پذیری شهر الکترونیک در شهر آبدانان، ابتدا آموزش های کاربردی با استفاده از ظرفیت های رسانه، برگزاری سیمنارها و همایش های مختلف در سطح شهر، توسعه اتوماسیون های مراکز دولتی، ارتقای پهنای باند و پایین آوردن هزینه های اینترنت رایانه برای شهروندان پیشنهاد می شود.
طراحی الگوی پارادایمی توسعه کارآفرینی گردشگری پایدار روستایی با تأکید بر نقش جهت گیری استراتژیک و سرمایه فکری سبز (مورد مطالعه: روستاهای شهرستان شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
161 - 192
حوزههای تخصصی:
واحدهای کارآفرین در حوزه گردشگری روستایی به دلیل نداشتن جهت گیری مناسب و استفاده نامطلوب از سرمایه های فکری در حفظ قابلیت های خود در کسب مزیت رقابتی و مقابله با رقبا، با مشکلاتی مواجهند. عوامل متعددی بر دستیابی واحدهای کارآفرین گردشگری به مزیت رقابتی تأثیرگذار است که از مهمترین این عوامل می توان به شناخت نیاز بازار گردشگری و خواسته های گردشگران و پاسخگویی مناسب و به موقع به این نیازها و خواسته ها با توجه به منابع موجود اشاره کرد. بر این اساس سرمایه های نامشهود جهت گیری استراتژیک و سرمایه فکری در این زمینه بسیار کاربردی هستند. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگو و تبیین نقش پیشایند جهت گیری استراتژیک و سرمایه فکری بر کارآفرینی گردشگری پایدار روستایی در روستاهای شهرستان شاهرود انجام گرفته است. روش پژوهش، ماهیت اکتشافی دارد و ازنظر هدف، بنیادین است. جامعه آماری مورد مطالعه، 15 نفر از خبرگان و فعالین حوزه کارآفرینی گردشگری روستایی در شهرستان شاهرود است. نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تئوری داده بنیاد و برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق استفاده شد. یافته های تحقیق عبارت است از شناسایی ابعاد آینده گرایی، بازارگرایی، هزینه گرایی، یادگیری گرایی، رسمیت گرایی، برندگرایی، نوآوری گرایی، کارآفرینی گرایی و در نهایت سلطه گرایی. براساس یافته های پژوهش، مقوله آینده گرایی درزمینه شرایط علی، مقوله بازارگرایی، درزمینه پدیده اصلی و مقوله هزینه گرایی و یادگیری گرایی در رابطه با شرایط مداخله گر شناسایی شد. مقوله رسمیت گرایی در بخش بستر حاکم و مقوله های برندگرایی، نوآوری گرایی و کارآفرینی گرایی در رابطه با راهبرد اصلی شناسایی شدند. لازم به ذکر است که سلطه گرایی در بازار، پیامد اصلی این الگو بود.
Explanation of the feasibility of the ecological city model (biocity) with an emphasis on the role of a renewable gray urban infrastructure.(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Ecological cities seek to create a sustainable balance between human activities and the environment. Based on the objective, this is applied-developmental research. In the qualitative section, grounded theory and MAXQDA software were used for qualitative data analysis. Interpretive-structural modeling and a structural self-interaction matrix were used to provide the initial model. In the quantitative analysis section, the partial least squares technique, structural equation modeling with PLS software, was used. The location and case study are the city of Qazvin. The characteristics and dimensions related to the ecological city in the community, geographical dimension, physical boundary, and sphere of influence with eco-urban dimensions have been studied and analyzed. The results seek to raise awareness and assist in generalizing to similar societies and expanding its application. The statistical population in the qualitative section includes experts, university professors, and urban management specialists. The sampling method combines two methods: purposive non-probability sampling and theoretical sampling. The questionnaire includes 15 main factors and 60 items. Using the power analysis rule at a 95% confidence level, with an effect size of 0.15 and a statistical power of 80%, the minimum sample size was estimated to be 145 people. For greater certainty, 150 questionnaires were collected. The relationships of the constructs affecting the model were investigated and identified. After identifying the sequence of constructs, they were classified in the MICMAC diagram based on the power of influence and the degree of dependence.
عدالت محیط زیستی و توسعه پایدار
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۶
336 - 352
حوزههای تخصصی:
عدالت محیط زیستی یک مفهوم چالش برانگیز در ارتباط با روند توسعه است به این دلیل که منافع اجتماعی و محیط زیستی در تضاد با رشد اقتصادی است. با توجه به اینکه محیط طبیعی، بین همه موجودات مشترک می باشد، عدالت محیط زیستی با مفهوم رعایت انصاف مرتبط می باشد. از طرفی نیز صلح و سعادت جهانی در سایه تفاهم میان کشورها دست یافتنی می باشد. البته بر این مبنا که حفاظت از محیط زیست و پایداری آن به معنای احترام به حقوق محیط زیست است. بنابراین پایه گذاری تلاش های مرتبط با توسعه پایدار بر اساس عدالت محیط زیستی می تواند در این راستا کمک کننده باشد. در این مقاله با تشریح مفهوم عدالت زیست محیطی، به این موضوع پرداخته شده که تلاش برای پیشرفت و دستیابی به تکنولوژی های جدید برای استفاده اقشار مختلف، نباید در سایه پایمال کردن حقوق افراد ضعیف و قشر آسیب پذیر جوامع باشد. حال این نادیده گرفتن حقوق چه در سطح یک محله از یک شهر و یا چه در سطح یک کشور جهان سوم باشد. برای محقق شدن این مسئله نیاز به تدوین و اجرای یک سری قوانین در سطح ملی و بین المللی است. در این راستا چندین نمونه از نابرابری عدالت زیست محیطی در ایران بحث شده است.
تبیین شاخص های تأثیرگذار بر توسعه پایدار اجتماعی با تأکید بر رویکرد خیابان های کامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۶
1 - 19
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر با توجه به افزایش جمعیت شهری و رشد افسارگسیخته شهرنشینی و شهرگرایی، تلاش های بسیاری برای ایجاد شهرهای زیست پذیر با تأکید بر جایگاه فضاهای باز عمومی پایدار صورت گرفته است. خیابان ها یکی از مهم ترین اجزای فضاهای عمومی هستند که در سال های اخیر توجه ویژه ای به طراحی و برنامه ریزی این فضاها معطوف گردیده است. یکی از اصول مهم شهرهای زیست پذیر، توجه خاص به مباحث مربوط به حوزه اجتماعی آن ها است که خیابان های شهری با توجه به جایگاهشان می توانند فضاهای ایده آلی را برای افزایش تعاملات اجتماعی و توسعه پایداری اجتماعی فراهم نمایند. در دو دهه گذشته رویکرد خیابان های کامل بر پایه طراحی خیابان های پایدار در جهان مطرح گردیده است که نگاهی جدید در طراحی و برنامه ریزی را برای خیابان ها ارائه می نماید. در این راستا، هدف اصلی مقاله حاضر، شناسایی شاخص های تأثیرگذار بر توسعه پایدار اجتماعی در خیابان های شهری با تأکید بر رویکرد خیابان های کامل است. روش تحقیق مورداستفاده در این پژوهش در قالب پارادایم تفسیری، از میان روش های تحقیق کیفی بر پایه روش مرور دامنه ای آرکسی و اومالی است. در این پژوهش تلاش شده است با بررسی دقیق مطالعات موجود بر پایه روش مرور دامنه ای به سؤالات مطرح شده پاسخ داده شود. درنهایت با توجه به نتایج کسب شده، می توان شاخص های شناسایی شده را در گروه هایی شامل شاخص های کالبدی، ایمنی و امنیت، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی دسته بندی نمود. با توجه به شاخص های شناسایی شده پیشنهاد هایی برای تقویت توسعه پایدار اجتماعی در خیابان های شهری با تأکید بر رویکرد خیابان های کامل ارائه شده است.
ارزیابی توان اکولوژیک و تعادل سنجی توسعه کلان کاربری ها در مجموعه شهری تهران-البرز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
37 - 57
حوزههای تخصصی:
ارزیابی توان اکولوژیک برآوردی از قابلیت ها و محدودیت های سرزمین برای توسعه کلان کاربری ها است که با سنجش ویژگی های اکولوژیک سرزمین، استقرار کاربری ها را تعیین و درجه بندی می کند. در مطالعه حاضر به سنجش ارزیابی توان اکولوژیک و تعادل سنجی 11 کلان کاربری (شامل توسعه شهری و روستایی، توسعه صنعتی، توسعه کشاورزی آبی و دیم، توسعه مرتع داری، توسعه آبزی پروری سرد آبی و گرم آبی، توسعه گردشگری متمرکز (گردشگاه) و گسترده (طبیعت گردی) و توسعه جنگل کاری) در مجموعه شهری تهران-البرز مبتنی بر معیارهای اکولوژیک و شاخص های فضایی بر اساس سوابق مطالعاتی موجود، پرداخته شد. سپس ضمن تدوین مدل حرفی برای کاربری ها، شاخص های مکانی در قالب مدل های ریاضی با منطق جبر بولین تلفیق و لایه های هر شاخص در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی ( GIS ) نقشه سازی و تلفیق شد. مطابق نتایج، پهنه های دارای توان برای توسعه طبیعت گردی (گردشگری گسترده)، بیشترین وسعت (17/72 درصد) از سطح منطقه را به خود اختصاص دادند. علاوه بر این، بر اساس پراکندگی مناطق تحت حفاظت، 28 درصد از منطقه دارای محدودیت بوم شناختی برای توسعه کاربری ها است. همچنین با توجه به ملاحظات حفاظتی، 81936 هکتار از سطح منطقه دارای ممنوعیت توسعه فیزیکی و 1850080 هکتار دارای محدودیت توسعه فیزیکی است. نتایج به دست آمده از ارزیابی توان اکولوژیک در این منطقه، می تواند به عنوان بستری برای توسعه متعادل کاربری ها و ابزاری برای شناسایی بی تعادلی های موجود به سنجش ظرفیت ها و محدودیت های اکولوژیک منطقه برای توسعه کلان کاربری ها، امکان بهره برداری چندگانه از ظرفیت های قابل برنامه ریزی، شناسایی ملاحظات مخاطرات طبیعی و حساسیت محیط در توسعه کاربری ها، و همچنین برآوردی از توان توازنی کاربری ها در محدوده موردمطالعه کمک نماید. .
اثر تغییر اقلیم بر شرایط رویشی زیتون (مطالعه موردی: استان بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۹
281 - 260
حوزههای تخصصی:
کاهش بازدهی تولیدات باغی و زراعی، افزایش آفات و کاهش کیفیت محصولات کشاورزی و تهدید امنیت غذایی از پیامدهای تغییر اقلیم هستند. اثر گذاری تغییر اقلیم بر کشاورزی منجر به افزایش ریسک و ریسک پذیری در حوزه فعالیت های کشاورزی می شود. نتایج بررسی داده های مشاهداتی، رخداد تغییر اقلیم در استان بوشهر را تایید می نماید. آنومالی دمای سالانه استان بوشهر بیانگر افزایش فراوانی سالهای با دمای بیش از میانگین از 1996 تا 2021 است. براساس آزمونPettitts این افزایش حدودc˙ 2/1 می باشد. علاوه برآن روند افزایش معنی دار دما در سطح اطمینان 95% و مقادیر 2≥ Z رخداد تغییر اقلیم در استان بوشهر را تایید کرد. داده های برآوردی دوره آینده تداوم روند افزایشی آستانه های دمای زیتون برای دوره (2040-2021) را تایید می کند. یافته های تحقیق نشان داد با افزایش دمای حداقل در 20 سال آینده نیاز سرمایی درخت زیتون تامین نشده و فصل گلدهی بجای فروردین در اسفند رخ می دهد. همچنین پهنه های وسیع تری از استان بوشهر میانگین دمایی بیش از 26 درجه را تجربه خواهد کرد. لذا درآینده دوره توقف رشد زیتون از 90 روز به 150 روز می رسد. همچنین با افزایش فراوانی روزهای با دمای بیش از c˙ 40 سوختگی میوه بیشتر و کیفیت زیتون کمتر می شود. بنابراین مناطق نامناسب زیتون علاوه بر شهرستان عسلویه و دشتستان شهرستان های کنگان، جم، دیر و دشتی ، کوهپایه های شمال استان و بخش های از دیلم را نیز شامل می شود و قلمروهای مساعد کشت زیتون به سمت غرب استان جابجا خواهد شد.
تحلیل تأثیرگذاری سیاست های توسعه کشاورزی بر شاخص های توسعه پایدار روستایی (مطالعه موردی: شهرستان رودسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به نقش های متعددی که روستاییان در فرایند توسعه ملی به ویژه در زمینه تأمین مواد غذایی دارند، توسعه پایدار این نواحی اهمیت زیادی دارد. هدف: این پژوهش، با هدف بررسی میزان تأثیرگذاری اقدامات بخش کشاورزی در توسعه پایدار روستایی در شهرستان رودسر انجام شد. روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و مبنای روش آن توصیفی - تحلیلی است. در این پژوهش ابتدا میزان برخورداری 195 روستای نمونه از انواع سیاست های بنیادین و حمایتی به صورت کیفی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه ارزیابی شد. سپس وضعیت روستاهای نمونه براساس شاخص های توسعه پایدار بررسی گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر روستاهای دارای سکنه ی شهرستان رودسر است. مطابق با آخرین آمار جمعیتی استان گیلان در سال 1395، شهرستان رودسر دارای 395 روستای دارای سکنه است. بنابراین اندازه نمونه با استفاده از فرمول کوکران و در سطح خطای 5 درصد برابر با 195 روستا خواهد بود. این اندازه نمونه براساس سهم نسبی روستاهای هر دهستان توزیع شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی پژوهش حاضر شهرستان رودسر است. یافته ها: یافته ها نشان داد جامعه روستایی در شهرستان رودسر از لحاظ بعد اجتماعی نسبت به ابعاد اقتصادی و زیست محیطی با نمره میانگین 998/2 از پایداری بیشتری برخوردار است. براساس نتایج حاصل از مدلسازی رگرسیون خطی چند معیاره، در زمینه متغیر اشتغال، سیاست مکانیزاسیون کشاورزی با ضریب 456/0 بیشترین تأثیرگذاری را داشت. مکانیزاسیون کشاورزی، مدیریت منابع آب، بازاریابی و آموزش و ترویج بر اشتغال جامعه روستایی تأثیرگذار بودند. در خصوص متغیر وابسته درآمد، یکپارچه سازی اراضی روستا، مکانیزاسیون کشاورزی و قیمت گذاری محصولات کشاورزی به ترتیب بیشترین تأثیرگذاری را داشتند. یکپارچه سازی اراضی روستایی و مدیریت منابع آب کشاورزی به ترتیب 1/41 درصد و 9/28 درصد قدرت پیش بینی متغیر وابسته تولید را داشتند. قیمت گذاری، بازاریابی و آموزش و ترویج بیشترین تأثیرگذاری را بر متغیر پیوند با اقتصاد بازار داشتند. مکانیزاسیون کشاورزی تا حدود 54 درصد بر ثبات جمعیت روستایی تأثیرگذار بود. آموزش و ترویج تنها سیاست تأثیرگذار بر کیفیت محیط بود. یکپارچه سازی اراضی روستا، مدیریت منابع آب و توزیع نهاده های کشاورزی نیز بر منابع طبیعی روستا تأثیرگذار بودند. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که اتخاذ سیاست های مناسب روی بهره وری کل عوامل تولید بخش کشاورزی اثرات مثبت دارد. در واقع تعیین سیاست های مناسب و اثرگذار بنیادین و حمایتی در بخش کشاورزی، می تواند منجر به افزایش توان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان این بخش در تولید و مصرف محصولات کشاورزی گردد و بدین ترتیب می تواند بر بهره وری بخش کشاورزی تأثیرات مثبتی را بر جای گذارد و درنهایت توسعه پایدار اقتصادی را برای روستاها منجر خواهد شد.
Cross-Cultural Differences in Rural Landscape Assessment: Iran and Sweden(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
87 - 106
حوزههای تخصصی:
Purpose- This study explores cross-cultural differences in the assessment of rural landscapes among landscape architecture experts in Iran and Sweden. The research focuses on three key indicators of landscape aesthetics: diversity, naturalness, and sense of place, aiming to understand how cultural background influences the perception and valuation of these elements in rural environments. Design/methodology/approach- A quantitative survey approach was employed using a structured questionnaire based on a 7-point Likert scale. The sample included 31 landscape architecture experts—18 from Iran and 13 from Sweden—who were selected purposively and responded via email. To analyze the data, non-parametric statistical methods were used, including the Kolmogorov–Smirnov test for normality and the Mann–Whitney U test for comparing group differences. Findings-The results revealed that both groups valued vegetation diversity similarly, indicating a shared professional appreciation for diverse plant types. However, a significant divergence was noted in perceptions of naturalness: Iranian experts tended to associate cultivated and managed vegetation with higher natural value, while Swedish experts favored more untouched, wild natural elements. Regarding the sense of place, particularly the activity subcomponent, Iranian experts gave more weight to cultural infrastructure and traditional or religious events, reflecting the socio-cultural importance of communal and ritual activities in Iran. Practical Implications- These findings can guide rural landscape planning and design processes that are sensitive to cultural context, providing a basis for cross-cultural assessment tools tailored to differing aesthetic values. Originality/Value- The study contributes to the underexplored area of non-Western landscape perception research, offering fresh insights into how cultural frameworks shape aesthetic evaluations across distinct environmental and social settings.
ارزیابی عوامل مؤثر بر وفاداری به گردشگری در مقصد رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور مدیریت بهتر رقابت در بازار گردشگری، مهم است که وفاداری گردشگر نسبت به مقصد درک شود. هدف پژوهش، بررسی تأثیر میانجی رضایت بر اثر انگیزه رانشی و کششی بر وفاداری است. هدف پژوهش کاربردی و از نظر روش پیمایشی و بر اساس "مدل معادلات ساختاری" است. جامعه آماری، از گردشگران داخلی و خارجی تفریحی شهر رشت، تشکیل شده است. از نمونه گیری خوشه ای و از پرسشنامه برای جمع آوری داده استفاده شد. داده های پژوهش با رویکرد حداقل مربعات جزئی و با روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های تحلیل عاملی اکتشافی عوامل قابل توجهی را تعیین کرد، از جمله هشت عامل انگیزه سفر رانشی و ده انگیزه سفر کششی تحلیل های عاملی قابل قبول ارائه کردند. شاخص های نیکویی برازش نشان دادند که مدل اندازه گیری کلی، قابل قبول است و مدل پیشنهادی بر داده های جمع آوری شده با حجم نمونه تناسب دارد. رضایت و وفاداری مقصد به طور همزمان نیز نتایج قابل قبول ارائه کرده اند. این مطالعه قابلیت قابل توجهی برای ایجاد کاربردهای دقیق تری در رابطه با رفتار مقصد، به ویژه در مورد انگیزه، رضایت و وفاداری به مقصد ارائه می کند. بنابراین، پیشنهاد می شود که مدیران گردشگری مقصد، پیامدهای عملی متغیرهای انگیزشی را در نظر بگیرند، زیرا می توانند عوامل اساسی در افزایش رضایت از خدمات و محصولات مقصد و همچنین افزایش وفاداری مقصد را ارتقاء دهند.
ارائه مدلی برای توسعه پایدار بوم گردی عشایری (مورد مطالعه: عشایر استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بوم گردی عشایری از اشکال گردشگری پایدار، با ارائه منبع جایگزین معیشت به جامعه بومی منجر به حفاظت از محیط زیست و ایجاد منافع اجتماعی و اقتصادی برای جوامع محلی می شود.
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای توسعه پایدار بوم گردی عشایری در استان کرمانشاه انجام شد.
روش شناسی تحقیق: در این پژوهش از رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) از نوع اکتشافی استفاده شد. جامعه هدف در فاز کیفی شامل کارشناسان ارشد و مدیران سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و سازمان امور عشایری استان کرمانشاه بودند که بعد از انجام مصاحبه با ده نفر اشباع نظری حاصل شد. پس از شناسایی محورهای اصلی؛ در فاز کمی، پرسشنامه ایی تهیه شد و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ایی با انتساب متناسب از میان جامعه آماری که شامل کارکنان و کارشناسان دو سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و سازمان امور عشایری استان کرمانشاه، بین 148 نفر توزیع شد.
قلمروجغرافیایی پژوهش: قلمرو مورد مطالعه این پژوهش عشایر استان کرمانشاه بوده است.
یافته ها و بحث: محورهای اصلی شناسایی شده در فاز کیفی شامل بهره گیری از پتانسیل های طبیعی منطقه، بهره گیری از امکانات، عوامل اجتماعی-فرهنگی، عوامل آموزشی و ترویجی، سیاست گذاری ها و رشد اقتصادی و درآمدی بود. در فاز کمی میانگین متغیرها حدود 45/3 تا 18/4 بود که نشان می دهد وضعیت متغیرها از متوسط تا خوب متغیر است. نتایج بخش تحلیل عاملی ضمن تأیید برازش مدل نشان داد که بهره گیری از امکانات، سیاست گذاری ها، عوامل اجتماعی-فرهنگی و رشد اقتصادی و درآمدی، بهره گیری از پتانسیل های طبیعی منطقه، و عوامل آموزشی و ترویجی به ترتیب با بار عاملی 65/0، 63/0، 58/0، 57/0، 59/0 و 62/0. بیشترین اهمیت را به ترتیب در تبیین مدل توسعه پایدار بوم گردی عشایری داشتند و می توانند این مدل را تبیین نمایند.
نتایج: با این باور که افزایش توان اقتصادی، حفظ منابع زیست محیطی و حفاظت از میراث فرهنگی-اجتماعی سنگ بنای شکل گیری گردشگری پایدار است که رسالت اصلی آن دستیابی به توسعه پایدار است.؛ بوم گردی های عشایری یکی از مهم ترین حوزه های این رویکرد است. بر این اساس پژوهش حاضر با ارائه مدلی، مسیرهای اصلی توسعه بوم گردی های عشایری در استان کرمانشاه را شناسایی کرده است. بنابراین نتایج حاصل از این پژوهش می تواند مبنای تصمیم گیری سیاست گذاران برای دستیابی به توسعه پایدار بوم گردی های عشایری باشد.
تحلیل عوامل مؤثر بر تشدید فرسودگی بافت های شهری در رابطه با کاهش ارزش های اجتماعی و اقتصادی فضاهای عمومی (مطالعه موردی: منطقه 20 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهندسی جغرافیایی سرزمین دوره ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
105 - 122
حوزههای تخصصی:
مقدمه: فضاهای عمومی عرصه ملاقات با دیگران است و افراد از قشرها و صنف های مختلف بدون هیچ محدودیتی می توانند باهم تعامل داشته باشند و جامعه مدنی بطور سلسله مراتبی از کوچه، پیاده رو، خیابان، پارک، میدان و غیره شروع می شود. یکی از معضلات به وجود آمده در اکثر بافت های شهری، تحولات فرسودگی با گذشت زمان است که فضاهای عمومی نیز قسمتی از بافت های شهری هستند. عدم وجود تأسیسات و تجهیزات شهری مناسب، عدم وجود مبلمان های نوین شهری، کمبود کاربری های خدماتی و فراغتی، ریزدانگی بافت، ترافیک، نسبت کم سطح پیاده رو به سواره رو، سیمای نامطلوب بافت و... باعث پیچیدگی و ناپایداری فضاهای شهری منطقه شده است. هدف: این تحقیق با هدف تحلیل اثرات عوامل موثر بر تشدید فرسودگی بافت منطقه ۲۰ تهران در کاهش ارزش های اجتماعی و اقتصادی فضاهای عمومی منطقه انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری شهروندان ساکن در محدوده مورد مطالعه و حجم نمونه 384 نفر می باشند. روش نمونه گیری تصادفی ساده بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل ساختاری و نرم افزار Lisrel استفاده شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: مطالعه موردی این پژوهش منطقه 20 شهر تهران (شهرری) می باشد. یافته ها و بحث: در ابتدا عوامل تشدید کننده بافت فرسوده در منطقه ۲۰ شناسائی شد و سپس میزان اثر هر یک از عوامل تشدید کننده بر کاهش ارزش های اقتصادی و اجتماعی فضاهای عمومی مورد سنجش قرار گرفت. یافته ها نشان داد که همه عوامل و ابعاد دارای اثرگذاری و معناداری بالا در تشدید فرسودگی منطقه و کاهش ارزش های اقتصادی و اجتماعی فضاهای عمومی منطقه ۲۰ شهر تهران هستند. نتیجه گیری: فضاهای عمومی متعلق به همه ی مردم و یک بستر مشترک و پیونددهنده اعضای جامعه است. فضاهای عمومی شهری در زندگی اجتماعی شهروندان تجلی می یابد چون بیشتر تعامل انسان در این فضاها انجام می شود و محل تبادل اطلاعات و افکار است و به عبارتی صحنه ی نمایش زندگی اجتماعی است و ارزش دهی به این فضاها بر افزایش هویت جمعی، عزت نفس شهروندان، ارتقاء مشارکت اجتماعی و ... تاثیر می گذارد..
Smart City Development: Analyzing the Feasibility of Smart Water Supply Systems in Qazvin(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
This study investigates the feasibility and implications of implementing smart water supply systems as an integral component of the broader smart city initiative in Qazvin, Iran. As cities worldwide face growing challenges related to urbanization, resource management, and sustainability, smart infrastructure—particularly in water supply—has emerged as a critical area of innovation. The primary aim of this research is to analyze the relationship between smart water systems and overall urban smartness, assessing the extent to which intelligent water management can contribute to more efficient, resilient, and citizen-centered urban development. Employing a mixed-methods research design, this study integrates qualitative insights gathered through in-depth interviews with urban planning experts, and quantitative data obtained from structured surveys distributed among municipal managers and water authority officials. The results indicate that the integration of smart technologies in water systems has the potential to significantly improve the efficiency of water distribution, enhance leak detection, reduce resource wastage, and foster greater public awareness and participation in water conservation efforts. Despite these advantages, several obstacles impede the successful adoption of such systems. Key challenges identified include limited financial resources, inadequate technological infrastructure, a shortage of skilled personnel, and the absence of cohesive regulatory and policy frameworks. The findings emphasize the importance of coordinated planning, capacity building, and multi-stakeholder collaboration to address these barriers effectively.
شناسایی و اولویت بندی عوامل اجرای فنّاوری بلاک چین در توسعه صنعت گردشگری استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
105 - 124
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش «شناسایی و اولویت بندی عوامل اجرای فنّاوری بلاک چین در توسعهٔ صنعت گردشگری استان تهران» است. جامعهٔ مورد مطالعه، در بخش کیفی، خبرگان و استادان صنعت گردشگری و، در بخش کمّی، گردشگران اماکن گردشگری استان تهران هستند. حجم نمونهٔ مورد مطالعه در بخش کیفی 10 خبره و در بخش کمّی 384 نفر تعیین شد. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش، از مصاحبهٔ نیمه ساختاریافته در بخش کیفی و پرسش نامه در بخش کمّی استفاده شده است که روایی آن به صورت روایی محتوا توسط خبرگان با کمک تکنیک دلفی و روایی سازه و ساختار توسط تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزار SmartPls و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS تأیید شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، در بخش کیفی از کدگذاری و در بخش کمّی از آزمون های کولموگروف اسمیرنوف برای تست نرمال و از آزمون تحلیل عاملی تأییدی و مدل یابی معادلات ساختاری برای تأیید مؤلفه ها و ارائهٔ مدل در نرم افزار SmartPls استفاده شد. نتایج نشان داد عوامل اجرای فنّاوری بلاک چین در توسعهٔ صنعت گردشگری استان تهران به ترتیب اولویت شامل نتایج و پیامدها، کاربرد های فنّاوری، فنّاوری بلاک چین در گردشگری، نیازهای اطلاعاتی و مدیریت زنجیرهٔ تأمین هستند.
بررسی تطبیقی تأثیر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی بازارچه میلک بر کیفیت زندگی شهروندان زابل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بازارچه مرزی واقع در نقاط مرزی و در جوار گمرکات مجاز می توانند فضایی را در اختیار شهروندان دو سوی خط مرزی قرار دهند تا معاملات خود را با رعایت مقررات به انجام برسانند. تاثیرات چنین بازارچه هایی نه تنها بر نقاط همجوار تاثیر گذار است بلکه می تواند از جنبه های منطقه ای بر کیفیت شهروندان تاثیرگذار باشد.هدف: هدف این مقاله بررسی تطبیقی تاثیرات ابعاد اقتصادی ،اجتماعی وکالبدی بازارچه میلک بر سطح کیفیت زندگی شاغلین در شهر زابل است. سوال اصلی اینگونه است که آیا بازارچه مرزی میلک بر کیفیت زندگی ساکنان تاثیرگذاشته است؟ و در صورت تاثیرگذاری کدام ابعاد بیشترین میزان را دارند؟روش شناسی: رویکرد غالب تحقیق از نظر (ماهیت و روش)، توصیفی–تحلیلی می باشد. جهت سنجش تأثیرگذاری بازارچه میلک بر روی کیفیت زندگی شاخص و گویه ها با توجه به سؤال و اهداف تحقیق در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی تعیین شده است که هر کدام به گویه های جزیی تری تقسیم شدند و در مجموع پانزده گویه مورد سنجش و بررسی قرار گرفت. از نرم افزار SPSS برای تحلیل داده ها استفاده شده است. جامعه آماری مشتمل بر سرپرستان خانوار شاغل در بازارچه میلک به تعداد 1298 نفر می باشد که حجم نمونه این پژوهش با استفاده از فرمول کوکران 254 نفر تعیین گردید.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی شامل شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان می باشد .یافته ها و بحث: نتایج پژوهش نشان می دهد که عملکرد بازارچه میلک به میزان یکسانی شاخص های مورد بررسی را تحت تاثیر قرار نداده است. نتایج رگرسیون در زمینه رتبه بندی تأثیر بازارچه میلک حاکی از آن است که متغییر اقتصادی با 45% و متغییر اجتماعی با 37% و متغییر کالبدی با 22% به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار تأثیرپذیری را تبیین می نمایند. بازارچه ملیک در ایفای تأثیرگذاری بر بهبود سطح کیفی زندگی در ابعاد اقتصادی موفق عمل کرده است زیرا سطح معنی داری محاسبه شده کمتر از آلفای 05.0 می باشد.نتیجه گیری: در سال های اخیر شاهد اجرای بازارچه های مرزی در مقیاس های متفاوت بوده ایم که هر کدام اثرات و پیامدهای متفاوتی را بر محیط های جغرافیایی بر جای گذاشته اند. پژوهش حاضر می تواند معیار قابل استنادی در اختیار برنامه ریزان منطقه ای بخصوص در نقاط مرزی بگذارد. به این منظور پیشنهاداتی نیز در انتها ارائه گردیده است.
مدل سازی مبتنی بر یادگیری عمیق توزیع مکانی دوزیستان برای ارزیابی اثر بخشی مناطق تحت حفاظت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنالیزگپ مبتنی بر مدل سازی توزیع گونه ای (SDMs)، ابزاری کلیدی برای ارزیابی عملکرد مناطق تحت حفاظت و شناسایی گپ های حفاظتی است. بنابراین بهبود دقت و اعتبار SDMs می تواند به تحقق استراتژی های چارچوب جهانی حفاظت از تنوع زیستی کمک کند. هدف از این مطالعه، ارتقاء روش های آنالیزگپ با استفاده از مدل سازی برپایه هوش مصنوعی با استفاده از یادگیری عمیق و رفع برخی از محدودیت های روش های سنتی مدل سازی در آنالیزگپ با استفاده از رویکرد فازی در محاسبه درجه مطلوبیت زیستگاه و نهایتاً ارزیابی کارایی آنالیزگپ در شناسایی گپ های حفاظتی می باشد. لذا از روش CNN-SDM، مبتنی بر یادگیری عمیق، برای شناسایی روابط پیچیده بین توزیع مکانی گونه ها و شرایط محیطی استفاده شد. داده های اقلیمی WorldClim و حضور 45 گونه دوزیست در جنوب غرب آسیا از پایگاه GBIF برای کالیبره کردن مدل استفاده شد. پس از تولید نقشه مطلوبیت زیستگاهی، گونه ها براساس درجه تهدید در فهرست سرخ IUCN وزن دهی شدند و نقشه غنای گونه ای وزنی ایجاد شد. برای رفع محدودیت های داده های باینری، از مقیاس گذاری فازی استفاده شد که تغییرات کیفیت زیستگاه را پیوسته در بازه ای بین 0 و 1 نمایش می دهد. برای پیش بینی آینده، سناریوهای اقلیمی SSP126 و SSP585 برای سال های ۲۰۶۰ و ۲۱۰۰ بررسی شدند. مقایسه نقشه های غنای گونه ای وزنی و رویهم گذاری مرسوم نشان داد که 43% از زیستگاه های دوزیستان در معرض تهدید در روش رویهم گذاری نادیده گرفته می شود. نتایج تایید کرد در بدترین سناریو اقلیمی، اگرچه 85% از زیستگاه های مطلوب در مناطق تحت حفاظت حفظ می شود اما میانگین ارزش پیکسل های مطلوب در این مناطق به طور معناداری کاهش می یابد بطوریکه مطلوبیت زیستگاهی فازی برای 97% از گونه ها کاهش خواهد یافت. مدل CNN-SDM نشان داد با AUC برابر با 94/0و TSS برابر با 89/0دقت بالایی در پیش بینی توزیع گونه ها دارد. این مطالعه تأکید بر ارتقاء روش های آنالیزگپ و رفع محدودیت های روش های سنتی دارد.
مکان یابی مراکز فرهنگی در سطح شهر خرم آباد با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
290 - 311
حوزههای تخصصی:
مراکز فرهنگی در شهرها از اهمیت ویژه ای برخوردارند و به دلیل بازدید زیاد شهروندان، باید مورد توجه برنامه ریزان شهری قرار بگیرند. مکان قرارگیری مراکز فرهنگی و چگونگی پراکندگی آنها در سطح شهرها، بر میزان استفاده شهروندان از این مراکز تأثیر می گذارد. در دهه های اخیر، سامانه اطلاعات جغرافیایی به عنوان یک فنّاوری رایانه محور، توجه بسیاری از متخصّصان رشته های مختلف را به خود جلب کرده است. این فناوری حتی توانسته است در زمینه مکان یابی خدمات شهری در نقاط مختلف کشور نقش موثری ایفا نماید و پژوهش های متعدّدی به همین منظور انجام شود. شهر خرم آباد در مرکز استان لرستان، توزیع مناسبی از مراکز فرهنگی ندارد. هدف این تحقیق، بررسی وضعیت فعلی مراکز فرهنگی شهر خرم آباد از نظر مکان یابی و شناسایی مکان های مناسب برای ساخت مراکز فرهنگی جدید است. روش تحقیق به این صورت است که ابتدا عوامل موثر در مکان یابی مراکز فرهنگی شناسایی می شوند. سپس، این عوامل در قالب لایه های اطلاعاتی تهیه می شوند و وزن دهی می شوند. در نهایت، مکان های مناسب برای ساخت مراکز فرهنگی با جمع بندی وزن های لایه های اطلاعاتی تعیین می شوند.. تمامی مراحل فوق با استفاده از نرم افزار Arc GIS انجام گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که مراکز فرهنگی در شهر خرم آباد به طور مناسبی توزیع نشده اند. با استفاده از قابلیت های فناوری اطلاعات جغرافیایی و در نظر گرفتن عوامل موثر در مکان یابی مراکز فرهنگی، می توان مکان های مناسبی برای ساخت مراکز فرهنگی جدید تعیین کرد.
بررسی عوامل مؤثر بر نگرش کشاورزان دهستان صیدون جنوبی نسبت به کشاورزی ارگانیک
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
485 - 497
حوزههای تخصصی:
کشاورزی ارگانیک یک نظام مدیریت تولید است که منجر به توسعه پایدار در کشاورزی و اطمینان از تولید مواد غذایی سالم و بی ضرر می گردد. به بیان دیگر کشاورزی ارگانیک، نگرش علمی و نوین به کشاورزی سنتی است که اجداد ما به آن عمل می نمودند. نگرش مثبت کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک، اهمیت زیادی در حفاظت از محیط زیست، بهبود کیفیت محصولات و دستیابی به بازارهای پرسود دارد. این نگرش می تواند الهام بخش برای استفاده بیشتر از روش های ارگانیک و تحولات سازنده در کشاورزی باشد که درنهایت به بهبود مستمر و توسعه پایدار کشاورزی منجر می شود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر نگرش کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک در دهستان صیدون جنوبی می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع و ماهیت، توصیفی – تحلیلی می باشد. نتایج تحقیق نشان داده است. نشان داد که گویه های حمایت سازمان ها (میانگین 4.2) و دولت (میانگین 4.3) در بُعد حمایتی-آموزشی و مدیریت مؤثر (میانگین 4.4) در بُعد مدیریتی، اهمیت بالایی دارند. همچنین چالش های اقتصادی نظیر گرانی محصولات (میانگین 3.5) و کمبود تقاضا (میانگین 4.1) بیشترین تأثیر را بر نگرش کشاورزان دارند. نتایج می توانند به تدوین سیاست های پشتیبانی از این نوع کشاورزی و تحقق اهداف محیطی و اقتصادی در منطقه کمک کنند.
تبیین مفهومی و اعتبارسنجی شاخصهای بازساخت در نواحی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۹)
225 - 245
حوزههای تخصصی:
اصطلاح بازساخت روستایی به تغییر شیوه های فرآیندهای مختلف اجتماعی- اقتصادی و یا دگرگونی فرایندهای اقتصادی- اجتماعی نواحی روستایی یا به نوعی به تغییر س اختار کل ی شکل سازمانی، نهادهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در اثر عوامل بیرونی و درونی بسیاری اشاره نماید. با توجه به پیشینه محدود در این خصوص، تحقیق حاضر به دنبال شناسایی و اعتبارسنجی شاخص های بازساخت روستایی از دیدگاه متخصصان و صاحب نظران این حوزه می باشد. در این راستا 5 بعد و 77 شاخص از طریق پرسشنامه محقق ساخته در قالب طیف لیکرت توسط 40 متخصص و خبره در حوزه مطالعات روستایی مورد ارزیابی قرار گرفت. به منظور اولویت بندی شاخص ها بر اساس نظر کارشناسان در خصوص اهمیت ابعاد پنج گانه، آماره های میانگین میانه، مد و ضریب تغییرات آن ها محاسبه گردید. جهت ارزیابی میانگین نظرات اعضای هیئت علمی و کارشناسان از آزمون تی تک نمونه ای استفاده گردید که نتایج بیانگر اهمیت بیشتر بعد فضایی بازساخت با میانگین 14/4 درصد است. برای اعتبارسنجی و دستیابی به اجماع نظر متخصصان از تکنیک ویکور و برای مقایسه دیدگاه های دو گروه اعضای هیئت علمی و کارشناسان نیز از آزمون من ویتنی استفاده شد. بدین ترتیب که 23 شاخص از 77 شاخص، نامناسب تشخیص داده شدند. همچنین جهت مقایسه بین نظرات دو گروه اعضای هیئت علمی و کارشناسان در خصوص شاخص های بازساخت آزمون تی دو نمونه مستقل در سطح ابعاد و شاخص ها گرفته شد که نتایج بیانگر تفاوت سازه بازساخت هم در سطح ابعاد و هم در سطح شاخص ها در بین این دو گروه است. در نهایت پس از انجام مراحل مختلف محاسبات، شاخص ها رتبه بندی شدند. در این راستا، شاخصی که بیشتر در بازساخت نواحی روستایی موردتوجه خبرگان بوده است، «بهبود رابطه اقتصادی روستا با شهرهای اطراف» مربوط به بعد فضایی است.
پهنه بندی توده های جنگلی مستعد زوال بلوط زاگرس با استفاده از روش های یادگیری ماشین (جنگل بلوط بلند در استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
91 - 106
حوزههای تخصصی:
جنگل های زاگرس به عنوان یکی از زیست بوم های ارزشمند ایران به شمار می آیند که زیستگاه جانوران و گیاهان متنوعی هستند. بحران های اخیر مانند گرم شدن کره زمین، خشکسالی و طوفان های گرد و غبار این زیست بوم را به خطر انداخته و باعث ضعیف شدن تک درختان یا گروه هایی از درختان منطقه شده است. زوال به عنوان یک اختلال و چالش مهم، درختان بلوط در منطقه زاگرس را تهدید می کند. هدف این مطالعه بررسی امکان پهنه بندی درختان مستعد زوال با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین است. منطقه مورد مطالعه 101 هکتار از جنگل های زاگرس میانی موسوم یه منطقه "بلوط بلند" واقع در استان چهارمحال و بختیاری را در بر می گیرد. آماربرداری زمینی به منظور برداشت وضعیت سلامت درختان در 37 عدد قطعه نمونه 1000 مترمربعی انجام شد. علاوه بر این نقشه واقعیت زمینی به صورت موردی بر اساس بررسی درخت به درخت در 11 درصد از سطح منطقه تهیه شد. پس از انجام تحلیل تفکیک پذیری سه طبقه شامل "طبقه 1 خشکیدگی" با میزان خشکیدگی کمتر از 50 درصد، "طبقه 2 خشکیدگی" با میزان خشکیدگی بیش از 50 درصد و طبقه "سایر" شامل خاک لخت، جنگل تنک، جاده و بیرون زدگی سنگی برای طبقه بندی انتخاب شدند. در این مطالعه قابلیت چهار روش یادگیری ماشین شامل حداکثر احتمال، شبکه عصبی، جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان مقایسه شد. نتایج نشان داد که روش حداکثر احتمال می تواند بیشترین صحت کلی و ضریب کاپا را به ترتیب معادل 87/0 درصد و 73/0 ارائه دهد. همچنین در طبقه دوم مساحت خشکیدگی زیادتر است و بیانگر این است که میزان خشکیدگی منطقه رو به رشد است. پیشنهاد می شود با مطالعه مستقیم رفتار طیفی درخت در فرایند خشکیدگی و معرفی شاخص های طیفی مناسب، نسبت به شناسایی زود هنگام توده های در معرض خشکیدگی اقدام نمود.