فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۴۱ تا ۳٬۱۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
53 - 63
حوزههای تخصصی:
ادبیات یک جامعه بخشی از فرهنگ مکتوب آن به شمار می روند که دربر دارنده عادات، رسوم و بسیاری از عناصر فرهنگ مهم جامعه و مشکلات آن بوده و حتی جامعه آرمانی نویسنده یا شاعر را نشان می دهند. هدف این پژوهش فهم رد پای کنشگر سبز در شعر "آب را گل نکنیم" سهراب سپهری، یکی از شاعران نام آشنای ایران زمین است. در بررسی رد پای "کنشگر سبز"، از توسعه پایدار، حفاظت جمعی از محیط زیست، مکتب محیط زیست گرایان رادیکال، نظریه جامعه مخاطره آمیز و زیست بوم گرایی سخن به میان آمده است. در این مقاله شعر منتخب سهراب به روش هرمنوتیک که به معنای هنر تفسیر کردن است، مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش ذیل مفاهیم «حال و آینده سبز»، «شیطان سبز؛ مصنوع انسان»، «رهایی بخشی کنش جمعی؛ باهم بودگی سبز» و «همان بودگی زمین؛ همان بودگی انسان» می گنجد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعر سهراب، آیینه تمام نمای توسعه پایدار و توجه به آیندگان است. این شعر، در عین همگانی دانستن دفاع از محیط زیست، متذکر پیامدهای سیاهی می شود که خود کنشگران می توانند آن را به وجود بیاورند. در بوران این سیاهی، سهراب در پی کنشگر سبز، کنشگری از جنس خود طبیعت است.
واکاوی موانع توسعه کارآفرینی زنان روستایی (مطالعه موردی: روستاهای گردشگرپذیر یاسوج)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در جامعه ایران، زنان نقش مهم و در حال گسترشی در زمینه کسب و کارها ایفا کرده ولی همیشه یکسری موانع برای فعالیت زنان به ویژه در جوامع روستایی در ایران وجود داشته است. لذا، این پژوهش به دنبال شناسایی موانع توسعه کارآفرینی زنان روستایی- در روستاهای گردشگرپذیر یاسوج بوده است.روش بررسی: پژوهش حاضر بر مبنای نوع تحقیق، کاربردی و روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است. جهت گردآوری اطلاعات و داده ها از روش های کتابخانه ای و میدانی مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش زنان روستاهایی گردش پذیر یاسوج (بخش مرکزی) می باشند برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار SPSS 26 و Minitab استفاده شد. برای بررسی ویژگی های پاسخ دهندگان (زنان روستاهای گردشگرپذیر یاسوج) از آمار توصیفی (درصد، فراوانی) و برای بررسی موانع کارآفرینی زنان روستاهای گردشگرپذیر یاسوج از آمار استنباطی (t تک نمونه ای) و برای تعیین تفاوت اثراگذاری موانع کارآفرینی در این روستاها از آزمون ANOVA استفاده شد.یافته ها و نتیجه گیری:نتایج نشان از تأثیرگذاری هریک از شاخص های مورد بررسی (فرهنگی-اجتماعی، فردی-خانوادگی، اقتصادی، مدیریتی-ترویجی و محیطی-زیرساختی) دارد. نتایج مقایسه میانگین ها نشان می دهد که نتایج آزمون معنی دار بوده و تفاوت معنی داری بین شاخص های موانع کارآفرینی زنان روستایی (فرهنگی-اجتماعی، فردی-خانوادگی، اقتصادی، مدیریتی-ترویجی و محیطی-زیرساختی) در روستاهای گردشگرپذیر یاسوج وجود دارد.
تحلیل شاخص های مستعد رویکرد CPTED درفضاهای شهری (مورد پژوهی: اراضی شرق بازار تاریخی ارومیه)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مبادرت به جرم بعنوان مغلق اجتماعی، علیرغم تراکم و انسجام اجتماعی در ایجاد فضاهای اجتماع گریز در پی حضور فضاهای بی دفاع و رها شده در ادراک کاربران فضاهای عمومی رخنه نموده است. از این حیث، مقوله ایجاد حس امنیت در طراحی محیطی با رویکرد CPTED در فضاهای عمومی شهری بلاخص حرایم بافت های تاریخی شایان توجه می باشد. در این میان، بازارهای تاریخی که بعنوان یکی از مراکز تعاملات و تقابلات شهروندان قراردارند، بایستی در زمره سیاست های شهری در راستای بهسازی و بازآفرینی فضاهای امن قرار گیرند.روش بررسی: در این راستا پژوهش حاضر، با رویکردی کاربردی با روش آمیخته (کیفی-کمی) و با هدف پاسخ به پرسش اصلی" بهره وری از فرآیند (CPTED) در احساس امنیت کاربران فضاهای حریم شرق بازار تاریخی ارومیه به چه میزان است؟" به بررسی اراضی شرق بازار تاریخی شهر ارومیه پرداخت. بدینسان با توزیع پرسشنامه در جامعه آماری 110 نفر از کنشگران بطور تصادفی، پاسخ 86 نفر را مطابق فرمول کوکران مورد پذیرش قرار می دهد.یافته ها و نتیجه گیری: تحلیل های صورت پذیرفته در نرم افزار SPSS از سنجه های رویکردهای نسل اول CPTED گویای تاثیر متغیر قلمروگرائی با مقدار 0.625 در بالاترین درجه و مدیریت و نگهداری با مقدار 0.194 در پایین ترین درجه می باشد. بنابراین نتایج حاکی از آنست که، نگرش به تئوری پنجره های شکسته و نظریه مکان-جرم در بهسازی اراضی شرق بازار تاریخی ارومیه در ایجاد فضاهای امن اجتماع پذیر حائز توجه خواهد بود. بدین گونه، پیشنهادهای راهگشای پژوهش های آتی را ارائه می نماید.
بررسی عوامل موثر بر کاهش مصرف انرژی شهری برای پایداری کلانشهرهای هوشمند (نمونه موردی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آینده نزدیک، عملکرد خودکار و هوشمند بودن شهرها به عنوان یک نیاز حیاتی برای بهبود رفاه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی شهروندان تبدیل خواهد شد. فناآوری های هوشمند شهری، سهم مهمی در توسعه پایدار شهرها دارند و شهرهای هوشمند را به یک واقعیت تبدیل می کنند. در این مفهوم، پایداری انرژی شهرها به یک نگرانی جهانی تبدیل شده است، و طیف گسترده ای از تحقیقات و چالشها را با خود به همراه داشته است که بسیاری از جنبه های زندگی مردم را تحت تاثیر قرار می دهد. ساختمان ها که یک زیرسیستم شهری را تشکیل می دهند در واقع، ساختمان ها سنگ بنای انتشار دی اکسید کربن در مقیاس جهانی هستند. از این رو تحقیق حاضر به دنبال شناسایی عوامل موثر بر کاهش مصرف انرژی شهری برای پایداری کلانشهرهای هوشمند می باشد. تحقیق حاضر بصورت توصیفی-تحلیلی و پیمایشی بوده، حجم نمونه هم 15 نفر از مدیران شهری، مدیران و اساتید فناوری اطلاعات و ارتباطات است. تجزیه و تحلیل داده ها به روش معادلات ساختاری (SEM) با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS بدست آمد. نتایج نشان می دهد که بیشترین تأثیرگذاری بر کاهش مصرف انرژی در راستای پایداری شهری را در کلانشهر تبریز مربوط به شاخص کالبدی (PH)، شاخص رضایت و آسایش شهروندان (SA) و ﻣﺪیﺮیﺖ ﻣﺼﺮف اﻧﺮژى و کﺎﻫﺶ ﻣﺼﺮف آن. (CM) به ترتیب با ضرایب استخراج شده بر اساس مدل ساختاری تحقیق 965/0، 960/0 و 902/0 می باشد. بنابراین برای کاهش مصرف انرژی برای پایداری در کلانشهر شهر تبریز بکارگیری روشهای توسعه شهری هوشمند به همراه پیش بینی ساختمانهای هوشمند بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
اثر مسئولیت اجتماعی هتل ها بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی تصویر برند، تعهد و رضایت مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۱)
59 - 75
حوزههای تخصصی:
با توجه به تعداد تأسیسات اقامتی موجود و شمار گردشگران، هتل ها برای جذب هرچه بیشتر گردشگران باید با هم رقابت کنند. افزایش رقابت، تنوع در سلیقه و نیازهای مشتریان و ظهور فنّاوری های جدید هتل ها را ملزم به ارائه خدمات و تجربیات متمایز برای جذب و حفظ مشتریانشان کرده است، زیرا مشتریان وفادار بر عملکرد هتل ها اثری مثبت خواهند گذاشت. یکی از عوامل ایجاد ارزش برای مشتریان هتل ها توجه به ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎعی است. هدف از این پژوهش بررسی اثر مسئولیت اجتماعی هتل ها بر وفاداری مشتریان براساس نقش میانجی تصویر برند و تعهد و رضایت مشتری است. نمونه آماری دربردارنده مهمانان هتل های چهار و پنج ستاره شهر تهران است که به صورت در دسترس نمونه گیری شده است. برای سنجش ارتباط بین متغیرها از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مسئولیت اجتماعی هتل ها در متغیرهای تصویر برند، تعهد، رضایت و وفاداری تأثیری مثبت می گذارد؛ بنابراین، هتل ها می توانند با پرداختن به مسئولیت های اجتماعی، از طریق بهبود تصویر برند و تعهد و رضایت مشتری، باعث وفاداری و تکرار اقامت آن ها در هتل شوند و عملکرد خود را بهبود بخشند.
شناسایی عوامل مؤثر بر بازاریابی گردشگری ورزشی در ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
103 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر بازاریابی گردشگری ورزشی در ایران بود. روش تحقیق حاضر، کاربردی از نوع تحقیقات کیفی با روش تحلیل تماتیک است. جامعه آماری تحقیق شامل اساتید مدیریت ورزشی، اساتید گردشگری و گردشگری ورزشی، مدیران فدراسیون های ورزشی، مدیران و کارشناسان خبره وزارت ورزش و جوانان و پژوهشگران دکتری مدیریت ورزشی و گردشگری بودند و نمونه آماری از بین اعضای جامعه با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق مصاحبه نیمه ساختار یافته با 16 نفر از متخصصان تحقیق که تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت، روایی تحقیق توسط متخصصان مربوطه مورد تأیید قرار گرفت و پایایی تحقیق با استفاده از روش توافق درون موضوعی 73 درصد به دست آمد. نتایج نشان داد، تحقیق حاضر دارای 79 تا مضامین اولیه، 15 تا مضامین فرعی و شش تا مضامین سازمان دهنده هستند که این مضامین اصلی؛ شامل ویژگی های فردی بازاریابان گردشگری ورزشی، پویایی اقتصادی، مدیریت مقاصد گردشگری، مدیریت برند، ماهیت نوآورانه ایده ها، توسعه پایدار گردشگری می باشند؛ بنابراین برای ارتقای جایگاه گردشگری ورزشی در ایران، نیاز به بهبود مهارت ها و ویژگی های بازاریابان، مدیریت مؤثر برند و مقاصد و حمایت از ایده های بازاریابی و پایداری مقاصد گردشگری ورزشی است؛ از این رو، می توان با اجرای استراتژی های بازاریابی هدفمند و سیاست های حمایتی، زیرساختی قوی برای توسعه گردشگری ورزشی فراهم کرد و این صنعت را به عنوان یک منبع ارزشمند اقتصادی و فرهنگی در کشور معرفی کرد.
جغرافیای تاریخی اردبیل (از ورود اسلام تا تأسیس حکومت صفویه)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
560 - 573
حوزههای تخصصی:
شهر اردبیل جایگاه ویژه ای در تحولات ایالت آذربایجان و کشور ایران داشته است. اردبیل در سده های اولیه هجری مرکز ایالت آذربایجان بود، به همین خاطر موردتوجه جغرافی دانان جهان اسلام قرارگرفته و آن ها به جنبه های مختلف جغرافیای تاریخی این شهر اشاره کرده اند. مقاله حاضر بر آن است تا جغرافیای تاریخی اردبیل را با استفاده از متون جغرافیایی بر پایه روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای بررسی و تبیین کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که شهر اردبیل یکی از قدیمی ترین شهرهای آذربایجان است و نه تنها در دورهای پیش از اسلام، بلکه در دوره های بعد از اسلام نیز به عنوان یکی از بزرگ ترین و مهم ترین شهرهای منطقه آذربایجان به حساب می آمده و نقش مرکزیت را در این منطقه ایفا می کرده است. همچنین با بررسی شرایط طبیعی حاکم بر اردبیل ازجمله آب وهوا، مشخص گردید که نوع آب وهوای غالب در اردبیل که آب وهوایی سرد و خشک بوده و این منطقه را به یکی از سردترین نقاط ایران تبدیل کرده بود در کنار موقعیت جغرافیایی بر جنبه های مختلف زندگی در این شهر تأثیر گذاشته و نقش مهمی در حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر داشت.
شناسایی و مدل سازی چالش های گردشگری خلاق در شهر نائین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
173 - 194
حوزههای تخصصی:
امروز گردشگری خلاق به عنوان یکی از مهمترین راه های ارتقاء وضعیت اقتصادی شهرها می باشد، اما توسعه این مدل از گردشگری با چالش های متعددی رویرو است. در این راسنا شهر نائین از جمله نقاط شهری است که با وجود بهره مندی از اشکال متنوعی از گردشگری و اختصاص سهمی از اقتصاد شهر به این فعالیت، جهت تحقق گردشگری خلاق با چالش هایی در ابعاد مختلف مواجه است، لذا پژوهش حاضر بر آن است تا با شناسایی و مدلسازی چالش های گردشگری خلاق ، موانع تحقق گردشگری خلاق را رفع نماید. قلمرو مکانی پژوهش، شهر نائین می باشد. نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه انجام توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را دو سطح شامل مدیران شهری، فعالان حوزه گردشگری شهرو متخصصین و صاحب نظران دانشگاهی تشکیل می دهد. روش نمونه گیری، هدفمند است و حجم نمونه برای گروه اول بر اساس اشباع نظری، 17 نفر در قالب مصاحبه نیمه ساختار یافته و برای گروه دوم، 10 نفر در قالب پرسشنامه انتخاب شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز از طریق تحلیل تماتیک و ISM، انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد از بین 9 چالش اصلی شناسایی شده، مهم ترین چالش، فقدان مدیریت خلاق و همگرا امی باشد که پیامد آن ناتوانی مدیران اجرایی در بالفعل نمودن ظرفیت های موجود شهر در حوزه گردشگری است، لذا شناسایی مدیران شایسته، برگزاری دوره های آموزشی در زمینه مهارت های حل مساله، مدیریت تصمیم گیری، فنون مذاکره، خلاقیت و کارگروهی برای جلوگیری از چالش های شناسایی شده در حوزه گردشگری خلاق شهر نایین ضروری است.
ارزیابی و تحلیل مؤلفه های مؤثر بر توسعه درونی بافت های فرسوده شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
215 - 238
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی- توسعه ای و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری شامل متخصصین حوزه مربوطه (شهرداری، بنیاد مسکن و راه و شهرسازی) می باشد که به روش دلفی دومرحله ای 30 نفر از آن ها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه، اسنادی و میدانی گردآوری شده است. جهت تحلیل اطلاعات از آزمون های آماری تی تک نمونه ای، رگرسیون و SWARA استفاده شده است. نتایج حاصل نتایج حاصل از آزمون تی تک نمونه ای نشان می دهد که توسعه درونی بافت های فرسوده شهر زاهدان دارای میانگین 2/45 می باشد که از حد مبنای (3) پایین تر است. بنابراین توسعه درونی بافت-های فرسوده شهر زاهدان دارای وضعیت مناسب و مطلوب نمی باشد. نتایج رگرسیون نشان می دهد که از بین ابعاد مؤثر بر توسعه درونی بافت های فرسوده شهر زاهدان، بعد اجتماعی بامقدار ضریب بتای 0/544 دارای بیشترین تأثیر و بعد دسترسی با مقدار بتای 0/224 درای کمترین تأثیر می باشد. نتایج تکنیک تصمیم گیری سوارا حاکی از آن است از بین ابعاد توسعه درونی، بعد اقتصادی با وزن نهایی 0/237 در رتبه اول، کالبدی با0/202در رتبه دوم، دسترسی با 0/173در رتبه سوم، اجتماعی با 0/149 در رتبه چهارم، زیست محیطی با 0/128 در رتبه پنجم و نهایتاً بعد اداری –قانونی با وزن نهائی 0/111 در رتبه آخر قرار گرفته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت ظرفیت های توسعه درونی بافت های فرسوده شهر زاهدان از منظر اجتماعی، دسترسی، کالبدی، زیست محیطی و ... نیازمند تدوین قوانین، ضوابط، استانداردها، تسهیلات و اعتبارات است تا بتوان کیفیت مسکن را بهبود بخشید.
مدل سازی و پیش بینی اثر الگوهای مختلف توسعه پیراشهری بر دمای سطح زمین (مورد: جلگه گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوهای مختلف توسعه سکونتگاهی اثر مستقیمی بر شکل گیری جزایر گرمایی شهری دارند و استفاده از مدل های مکانی نقش مهمی در بهبود درک این اثرات ایفا می کند. ازاین رو در مطالعه حاضر، از مدل سلول های خودکار برای پیش بینی توسعه مناطق سکونتگاهی آینده در شمال ایران (جلگه دشت گیلان) برای سال های 2035 و 2050 تحت سه سناریوی رشد اقتصادی (BAU)، حفاظت از محیط زیست (ENV) و رشد فشرده (COM) استفاده شد. لایه های دمای سطح زمین مناطق سکونتگاهی از سه تصویر ماهواره لندست در سال های 2002، 2012 و 2022 با مقادیر میانگین 14/33، 38/36 و 78/34 درجه سانتی گراد بازیابی شد. نتایج تحلیل های آماری نشان داد که قطعات طیفی مستخرج از تحلیل شی گرای تصاویر ماهواره ای، پیش بینی دقیق تری از میانگین دمای سطح زمین ارائه می دهند. با استفاده از مساحت قطعات طیفی و درصد مرز مشترک آن ها با قطعات مجاور، یک مدل رگرسیونی برای پیش بینی دمای سطح زمین مناطق سکونتگاهی پیش بینی شده برای سال های 2035 و 2050 ساخته شد (617/0=R2). بالاترین میانگین دمای سطح زمین تحت سناریوی COM (88/33 درجه سانتی گراد) در سال 2050 به دست آمد، درحالی که کمترین مقدار میانگین دمای سطح زمین تحت سناریوی ENV در سال 2050 (23/31 درجه سانتی گراد) مشاهده شد. با توجه به نتایج این مطالعه، میانگین دمای سطح زمین مناطق سکونتگاهی به اندازه و پیکربندی فضایی قطعات طیفی سکونتگاهی در مقیاس محلی و الگوهای گسترش مناطق سکونتگاهی (سناریوها) در سطح منطقه ای وابسته است.
ارزیابی آسیب پذیری مناطق ساحلی نسبت به افزایش سطح آب دریا تحت تاثیر سناریوهای تغییر اقلیم (مطالعه موردی: منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناطق ساحلی مهمترین و حساس ترین مناطق به اثرات ناشی از تغییر اقلیم بویژه افزایش سطح آب دریا می باشند که پیامد های وخیم و آسیب های ناشی از آن را با درجه اطمینان بالاتری تجربه می کنند. هدف از این تحقیق ارزیابی آسیب پذیری مناطق ساحلی واقع در محدوده منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس (عسلویه و کنگان) نسبت به افزایش سطح آب خلیج فارس است. داده های مورد استفاده در این تحقیق شامل داده های جزر و مدی ایستگاه های کنگان، بوشهر و امام حسن، مدل رقومی ارتفاعی، داده های ارتفاعی و تصاویر ماهواره ای سنتینل 2 به منظور ساخت ترکیب رنگی حقیقی با اندازه تفکیک مکانی 10 متر می باشد. نقشه آب گرفتگی منطقه مورد مطالعه در صورت افزایش نیم، یک و دو متری سطح آب دریا تهیه شد. نتایج نشان داد که بیشترین آسیب پذیری افزایش سطح آب دریا مرتبط با مجتمع های پتروشیمی نزدیک به ساحل می باشد. منطقه پارس جنوبی یک در نواحی رویش جنگل های مانگرو و صنایع پایین دستی در معرض بیشترین آسیبپ پذیری قرار دارد به طوری که حتی با نیم متر افزایش سطح آب دریا اراضی قابل توجهی به زیرآب خواهد رفت. عدم توجه به خطر بالا آمدن سطح آب دریا می تواند در آینده خسارت اقتصادی هنگفتی را به شرکت های پتروشیمی و صنایع مرتبط همچنین به اکوسیستم های حساس و شکننده ساحلی وارد سازد. بنابراین استراتژی مدیریتی منطقه ای برای کاهش این آسیبپ پذیری امری ضروری است. یکی از راه های مقابله با این آسیبپ پذیری، ساخت تپه های رگه ای و استفاده از موج شکن های معلق در زیر آب به همراه گرون های T شکل در سواحل تحت خطر آب گرفتگی است.
ارزیابی تأثیر عناصر و عوامل اقلیمی مؤثر بر کشت محصول انگور با روش های ARAS، AHP و WLC، مطالعه موردی: (منطقه مشگین شهر)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
606 - 623
حوزههای تخصصی:
ارزیابی مناطق مستعد به کشت محصولات کشاورزی بر اساس استعدادهای بالقوه اقلیمی و طبیعی در طراحی و برنامه ریزی آمایش سرزمین نقش مؤثر دارد؛ بنابراین، پژوهش حاضر باهدف ارزیابی عناصر و عوامل مؤثر بر کشت محصول انگور با روش های تصمیم گیری چند معیاره انجام شد. با استفاده از معیارهای دما (متوسط، کمینه و بیشینه)، بارندگی، درصد شیب، ارتفاع از سطح دریا و عمق خاک نسبت به ارزیابی و پهنه بندی کشت محصول انگور اقدام شد. در این تحقیق، از روش های فرایند سلسله مراتبی (AHP)، روش آراس (ARAS) و روش ترکیب خطی وزنی (WLC) با بهره گیری از نیازهای مطلوب اقلیمی برای کشت محصول انگور، ارزیابی تأثیر عناصر و عوامل اقلیمی به منظور کشت انگور در منطقه مشگین به عمل آمد. نتایج تحقیق با سه روش موردمطالعه نشان داد که نواحی شرقی و جنوبی مشگین شهر، دوست بیگلو و مشیران که در مسیر رودخانه قره سو و پایین دست سایر رودخانه ها واقع هستند برای کشت انگور مناسب می باشند. ارزیابی انجام شده با روش AHP، نشان داد که، کاربری اراضی، ارتفاع، ساعات آفتابی، بارندگی و دما در بین معیارهای موردمطالعه به ترتیب بیشترین تأثیر را در کشت محصول انگور در منطقه دارند. بر اساس نقشه های استخراج شده از روش WLC در محیط GIS حدود 34 درصد از مساحت منطقه مشگین شهر بسیار مناسب، 28 درصد مناسب، 22 درصد کمی مناسب و 16 درصد نامناسب برای کشت محصول انگور می باشند.
شبیه سازی و پیش بینی امواج گرمایی آینده ایران بر پایه مدل های گردش عمومی جو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
169 - 184
حوزههای تخصصی:
در قرن بیست ویکم، تغییر اقلیم به خصوص تغییر در مقادیر حدی عناصر اقلیمی به عنوان یک تهدید بزرگ برای جوامع بشری و محیط طبیعی مطرح است. هدف اصلی پژوهش حاضر، شبیه سازی و پیش بینی امواج گرمایی ایران بر پایه مدل های گردش عمومی است. برای شناسایی امواج گرمایی، از «شاخص روزانه بزرگی موج گرما» (HWMId) بر پایه دماهای حداکثر روزانه 44 ایستگاه سینوپتیک کشور در یک دوره 31 ساله (1985 تا 2015) استفاده شده است. همچنین برای پیش بینی امواج گرمایی آینده کشور با این شاخص بین سال های 2015 تا 2045، داده های مدل CanESM2 تحت سناریوی RCP4.5 توسط مدل SDSM ریزمقیاس نمایی شده است. نتایج تحقیق نشان داد که در مجموع، انطباق مناسبی بین نقشه های دیدبانی و شبیه سازی شده وجود دارد. میانگین فراوانی امواج پیش بینی شده سالانه در مناطق مختلف کشور بین 2 تا 12 رخداد است که هسته بیشینه آنها بر روی ایستگاه های شیراز، شهرکرد و امیدیه قرار می گیرد. بیشترین و بزرگ ترین امواج گرمایی در آینده ابتدا برای فصل تابستان و سپس با فاصله برای فصول زمستان و بهار پیش بینی می شود. الگوهای متفاوتی از توزیع مکانی امواج گرمایی پیش بینی شده در ایران مشاهده می شود. در فصول بهار و تابستان، و همچنین در مقیاس سالانه، بیشینه «بزرگی» و «تعداد» امواج گرمایی شبیه سازی شده، بر روی جنوب غرب و نیمه غربی ایران و ایستگاه گرگان متمرکز است. در فصل پاییز مرکز بیشینه بر روی مناطق داخلی ایران قرار می گیرد و به صورت یک بیضی از شمال غرب تا جنوب شرق کشور کشیده می شود. از نظر ارتباط با عوامل جغرافیایی، در فصل تابستان با حرکت به عرض های جغرافیایی بالاتر و در فصل بهار با حرکت به سمت شرق کشور، شاهد کاهش معنی دار امواج گرمایی هستیم. تعداد و بزرگی امواج گرمایی کشور در مقیاس های سالانه و فصلی تا سال 2045 افزایش می یابد که بیشترین نرخ افزایشی متعلق به فصل تابستان است. بیشترین تعداد امواج گرمایی برای سال 2043 با 5/10 واقعه پیش بینی شده است.
تحلیل عوامل تاثیرگذار بر گسترش فیزیکی منطقه پیراشهری کلان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۲)
85 - 100
حوزههای تخصصی:
گسترش شهری، یکی از الگوهای رشد شهری است که باعث انبساط هسته مرکزی شهر به سوی مناطق پیراشهری شده و نابودی اراضی کشاورزی، باغات و منابع طبیعی و اثرات منفی محیط زیست را به دنبال دارد. هدف این پژوهش بررسی الگوی گسترش کالبدی- فضایی شهر شیراز و تحلیل شناسایی عوامل مؤثر بر گسترش آن بوده است. بنابراین ازجمله تحقیقات کاربردی به شمار می رود که از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی استفاده کرده است. داده و اطلاعات موردنیاز از طریق اسنادی و کتابخانه ای و نیز تحقیقات میدانی جمع آوری گردیده و برای سنجش رشد کالبدی شهر، از دو مدل کمی هلدرن و آنتروپی شانون استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که کلان شهر شیراز رشد نامناسب و زیادی داشته است که می توان الگوی رشد پراکنده را برای آن متصور شد. براساس مدل هلدرن، حدود ۵۹ درصد از رشد فیزیکی شهر، مربوط به رشد جمعیت و ۴۱ درصد آن مربوط به رشد افقی و اسپرال شهر بوده است. همچنین شاخص آنتروپی برای سال های ۱۳۶۵ و ۱۳۹۵ به ترتیب ۳/۲ و ۹۵/۲ می باشد که نشان از رشد افقی آن دارد. این رشد افقی بر روی زمین های کشاورزی و باغات صورت گرفته و درنتیجه باعث کاهش فعالیت های تولیدی و نابودی اراضی زراعی و باغات مولد در مناطق پیراشهری گردیده است. لذا لازم است که برای حفظ فضاهای طبیعی و منابع باقیمانده، چاره اندیشی شود.
ارزیابی داده های بازتحلیل ERA5 به منظور تحلیل روند پارامترهای اقلیم در سیستان و بلوچستان، ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به منظور ارزیابی عملکرد داده های بازتحلیل ERA5 برای بررسی روندهای ماهانه میانگین دما و رطوبت نسبی در استان سیستان و بلوچستان در طول دوره 1980 تا 2020 انجام شد. در این مطالعه، از داده های ایستگاه های سینوپتیک زابل، زاهدان، خاش، سراوان، ایرانشهر و چابهار به عنوان داده های مرجع استفاده شد. همچنین از داده های ماهانه دما و رطوبت نسبی ERA5 با تفکیک مکانی 25/0 درجه در 25/0 درجه استفاده شد. برای تطبیق مکانی داده ها، پیکسل های ERA5 انتخاب شدند که با موقعیت ایستگاه های سینوپتیک همپوشانی داشته باشند. برای ارزیابی تطابق داده های ERA5 با داده های ایستگاه های سینوپتیک از معیارهای ضریب تعیین (R2)، ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و میانگین خطای مطلق (MAE) استفاده شد. روند تغییرات دما و رطوبت نسبی با استفاده از آزمون من-کندال بررسی شد. نتایج نشان داد که همبستگی مثبتی بین داده های مشاهداتی و ERA5 در ایستگاه های مورد مطالعه وجود دارد. برای نمونه مقدار بیشترین و کمترین R2 دمای ماهانه به ترتیب در ایستگاه زاهدان با مقدار (97/0) و در ایستگاه چابهار با مقدار (88/0) است. تجزیه و تحلیل روند نشان داد که روند غالب در این استان گرم شدن در اکثر فصول، به ویژه در زمستان و بهار است. دمای متوسط زمستان در این ایستگاه ها با سرعت حدود 3/0 درجه سانتیگراد در هر دهه در حال افزایش بوده است. این مطالعه نشان داد که داده های بازتحلیل ERA5 برای بررسی روندهای ماهانه میانگین دما و رطوبت نسبی در سیستان و بلوچستان قابل اعتماد است. بطوری که مقادیر RMSE و MAE در ایستگاه سینوپتیک زاهدان برای دمای متوسط ماهانه به ترتیب برابر 8/5 و 54/5 است. با این حال، به دلیل پیچیدگی های الگوهای آب و هوایی و وجود پراکندگی در داده ها، احتیاط در تفسیر نتایج ضروری است. گرم شدن زمستان ها در این منطقه نگران کننده است و نیاز به تحقیقات بیشتر برای درک پیامدهای آن برای سیستم های طبیعی و انسانی وجود دارد.
ارزیابی و پهنه بندی خطر وقوع سیلاب با استفاده از مدل MFFPI (مطالعه موردی: حوضه آبخیز شفارود، استان گیلان)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
871 - 821
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و پهنه بندی خطر وقوع سیلاب با استفاده از مدل MFFPI در حوضه آبخیز شفارود، استان گیلان می باشد. در این راستا جهت دستیابی به اهداف پژوهش از 6 پارامتر مدل MFFPI شامل پارامترهای انحناء دامنه، شیب، تراکم جریان، بافت خاک، نفوذپذیری سنگ و کاربری اراضی استفاده شد. بدین منظور جهت استخراج و تهیه نقشه های عامل از تصاویر ماهواره ای لندست 8، نقشه توپوگرافی با مقیاس 1:50000، زمین شناسی 1:100000 شهرستان رضوانشهر (اخذ شده از سازمان منابع طبیعی) استفاده گردید. در گام بعد در محیط Arc Map اقدام به تولید نقشه های مذکور گردید. در نهایت براساس جدول امتیازدهی مدل MFFPI به هریک از نقشه های استخراج شده با استفاده از افزونه Raster Calculator وزن مربوط به کلاس طبقه بندی ها داده شد و لایه های وزنی پارامترهای انحناء دامنه، شیب، تراکم جریان، بافت خاک، نفوذپذیری سنگ و کاربری اراضی تولید شدند. در گام آخر نیز با تلفیق 6 پارامتر مدل مورد مطالعه، نقشه نهایی پهنه بندی سیلاب ناگهانی برای حوضه آبخیز شفارود در 5 کلاس (خطر خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد) تهیه و تولید شد. نتایج پهنه بندی نهایی سیلاب نشان داد که مناطق بخش های جنوب و جنوب غربی حوضه از پتانسیل خطر خیلی زیاد و زیاد برخوردار بود و در مقابل قسمت های مرکزی حوضه نیز از پتانسیل خطر متوسط و کم را به خود اختصاص داد. نتایج این پژوهش می تواند مدیران و مسئولان ذیربط را در جهت شناسایی و مقابله با خطرات احتمالی سیلاب در آینده به خصوص مناطق دارای پتانسیل خطر سیلاب خیلی زیاد یاری نماید تا با اتخاذ تصمیمات صحیح مانع خسارات مالی و جانی برای منطقه مورد مطالعه گردد.
آینده پژوهی توسعه فضایی - راهبردی گردشگری شهری جزیره کیش با رویکرد توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرها به علت دارا بودن جاذبه های طبیعی، تاریخی و فرهنگی از مقاصد مهم گردشگری محسوب می شوند. توسعه گردشگری شهری آثار مثبت و منفی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی به دنبال دارد، این موضوع به خصوص در ارتباط با توسعه پایدار بیش تر اهمیت می یابد. در حال حاضر، توسعه گردشگری پایدار آنچنان در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها نقش دارد که اقتصاد دانان آن را به عنوان موتور توسعه کشور تلقی می نمایند. توسعه گردشگری در دنیا، به کارآمدی نظام مدیریتی، تقویت زیر ساختها و بهبود ظرفیت های لازم نیاز دارد. یکی از مهمترین عوامل موثر در توسعه گردشگری در هر منطقه، چگونگی مدیریت آن است. هدف این پژوهش، آینده پژوهی توسعه فضایی - راهبردی گردشگری شهری جزیره کیش با رویکرد توسعه پایدار و مقایسه روش سناریونویسی، تحلیل SWOT و مدل استراتژیک SOAR است. روش تحقیق از نوع اکتشافی و توصیفی تحلیلی می باشد که با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و میدانی حاصل از مصاحبه و پرسشنامه (در دو مرحله به روش دلفی) انجام گرفته است. حجم نمونه این تحقیق 54 نفر از مسئولین و کارشناسان گردشگری، برنامه ریزی شهری و توسعه و عمران سازمان منطقه آزاد کیش و اساتید و متخصصین سایر رشته های مرتبط با حوزه شهری و گردشگری و ۱۰۰ نفر از گردشگران و ساکنین را شامل می شود. برای تحلیل داده های پرسشنامه از نرم افزار SPSS و آزمون T تک نمونه ای و ANOVA استفاده شده است. برای تعیین پیشرانهای توسعه و عوامل کلیدی، ابتدا ۴۵ مورد از شاخص هایی که بالای ۶۰ درصد عدم قطعیت را نشان می دادند، انتخاب شدند و سپس با تشکیل پنل کارشناسان ۳۰ مورد به عنوان عوامل تاثیرگذار شناسایی شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل اثرات متقابل در نرم افزار MicMac استفاده شد. نتایج تحقیق نشاندهنده وضعیت ناپایداری متغیرها در سیستم می باشد و بعد از مشخص شدن عوامل تاثیرگذار، دو وجهی، مستقل و تاثیر پذیر، سه سناریو برای وضعیت توسعه پایدار جزیره کیش، براساس عوامل تاثیرپذیر شامل مدیریت کارآمد در گردشگری، مشارکت مردمی و اشتغال زایی و درآمدزایی نوشته شد و سناریوهای بدست آمده با تدوین استراتژی حاصل از تحلیل SWOT و مدل استراتژیک SOAR مقایسه شده است. در آخر برای تحلیل فضای گردشگری جزیره کیش از روش تراکم نقطه ای در نرم افزار GIS استفاده گردیده است.
برنامه ریزی راهبردی و الویت بندی راهبردهای توسعه طبیعت گردی پایدار در جنگل های مانگرو خمیر و قشم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبیعت گردی پایدار، مناسب ترین شکل گردشگری در زیست بوم های طبیعی است که می تواند منجر به حفاظت از طبیعت و بهبود در وضعیت معیشت ساکنین محلی شود. بدین ترتیب برنامه ریزی برای توسعه طبیعت گردی باید به گونه ای صورت گیرد که کمترین آسیب را در منطقه و تنوع زیستی آن به دنبال داشته باشد. در مطالعه حاضر با هدف توسعه طبیعت گردی پایدار در جنگل های مانگرو خمیر و قشم به برنامه ریزی راهبردی و اولویت بندی راهبردهای ارائه شده در این منطقه، با استفاده از مدل SWOT-PESTLE پرداخته شد. مطابق نتایج، از بین عوامل درونی و بیرونی، فرصت ها بالاترین وزن را به خود اختصاص داده اند. همچنین عوامل بیرونی (فرصت ها و تهدید ها) دارای امتیاز بیشتری نسبت به عوامل درونی (قوت ها و ضعف ها) می باشند. نسبت راهبردهای به دست آمده در هر یک از حوزه های راهبردی حاکی از آن است که راهبردهای " توسعه مشارکتی طبیعت گردی ( WO ) " با 32 درصد دارای بالاترین مقدار در بین راهبردهای مورد بررسی در این منطقه می باشد. در این راستا برنامه ریزان و مدیران باید به بهبود و ارتقاء فرصت ها و کاهش ضعف ها در این منطقه بپردازند. بر اساس اولویت بندی راهبردها، راهبرد پهنه بندی و توسعه فعالیت های تفرجی متناسب در منطقه (در حوزه SO ) دارای بالاترین اولویت و راهبرد مدیریت اثربخش زیرساخت های جاده ای و شبکه دسترسی به پسکرانه منطقه (در حوزه ST ) دارای کمترین اولویت است. بنابراین برنامه ریزی راهبردی توسعه طبیعت گردی پایدار در رویشگاه های منحصربه فرد مانگرو خمیر و قشم، ایجاب می کند تا در چارچوب طرح مدیریت، مبتنی بر زون بندی رویشگاه، خدمات اکوسیستمی آن برنامه ریزی شود و توسعه فعالیت های طبیعت گردی در این منطقه، در چارچوب محدوده های مدیریتی و حفاظتی، محور توجه و برنامه ریزی قرار گیرد.
بررسی خطرپذیری سیلاب در محدوده شهری مشهد با استفاده از تکنیک های GIS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۶)
229 - 251
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی میزان خطرپذیری سیلاب در محدوده شهری مشهد و نقش کانال های سیلابی هنگام وقوع سیلاب است. برای رسیدن به این هدف از روش AHP در محیط نرم افزار ArcGIS استفاده شد. پارامترهای شامل فاصله از رودخانه، شیب، تراکم کانال ها، فاصله از کانال ها، بارش، پوشش گیاهی، جاده و راه ارتباطی، طبقات ارتفاعی، تراکم زهکشی، فاصله از مسیل ها و کاربری اراضی بود. سپس با تهیه لایه های مورد نیاز محدوده شهر، اقدام به تعیین وزن هر لایه براساس میزان اهمیت آن، زمان بروز سیلاب شد. پس از وزن دهی نهایی، لایه ها به صورت دو به دو (AHP) با نرم افزار Expert Choice مقایسه و ماتریس حاصل از این مقایسات به نرم افزار Idrisi منتقل و ضریب نهایی برای هر لایه تعیین شد. درنهایت با اعمال این ضرایب از طریق منوی Weighted Overlay در نرم افزار ArcGIS نقشه پهنه بندی خطر سیلاب در محدوده شهری مشهد مشخص شد. بنابر نتایج، از کل مساحت محدوده شهری مشهد، درمجموع 32/6 کیلومتر مربع دارای خطر سیلاب خیلی کم، 82/23 کیلومترمربع خطر کم، 06/260 کیلومترمربع خطر متوسط، 88/41 کیلومترمربع خطر زیاد و 04/2 کیلومترمربع خطر خیلی زیاد است. حدود 1% از کل محدوده شهری دارای خطر خیلی کم، 7% دارای خطر کم، حدود 77% از کل محدوده شهری دارای خطر متوسط، 12% دارای پتانسیل زیاد و 3% از محدوده شهری مشهد دارای پتانسیل خیلی زیاد است. نتایج نشان می دهد که شیب های 0 تا 3 درجه که بیشتر، کاربری شهری دارند مکان مناسبی برای استحصال هستند. بنابراین مناطق با استحصال خیلی خوب، مناطقی هستند که ازلحاظ شیب و پوشش، شرایط مناسب تری دارند. با توجه به نقش کانال های سیلابی در سیلاب، مشخص شد در نقاطی که تراکم کانال ها بیشتر بوده، احتمال وقوع سیلاب کمتر است.
ارزیابی عناصر سرزندگی فضا در پیاده راه جهانشهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور در فضاهای فیزیکی سرزنده و نشاط آور و تعاملات چهره به چهره برای سلامت روانی و اجتماعی شهروندانی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند، ضروری بوده و این یکی از هدف های احداث پیاده راه هاست. در پژوهش حاضر پیاده راه جهانشهر کرج از نظر شاخص های سرزندگی فضاهای عمومی ارزیابی شده است. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده های مشاهده ای و پیمایشی است. ابزار مشاهده، سیاهه ارزیابی و ابزار پیمایش پرسشنامه بوده است. نمونه آماری متشکل از270 نفر از استفاده کنندگان فضا بوده است که به طور تصادفی در زمان های مختلف برگزیده شده اند. تحلیل داده ها در نرم افزار EXCEL و با اجرای یک مدل ابداعی انجام شده است. یافته ها نشان داد که به طور کلی سرزندگی فضای مطالعه شده در سطح خوب و در رقم 666/4 (از دامنه ارزیابی 5-0) قرار دارد. پیاده راه جهانشهر بیشتر به لحاظ شاخص های بُعد اجتماعی مثل مشاهده نمادهای فرهنگی، برگزاری جشنواره و آیین های جذب کننده مردم به فضا، وجود عناصر جذاب برای کودکان با کاستی رو به روست. در مقابل، قوت بیشتر مربوط به شاخص های بُعد اقتصادی چون کسب و کارهای جذب کننده خانوارها برای تفریح و گذراندن اوقات فراغت، تنوع کاربری های اوقات فراغت و پرجنب و جوش بودن لبه هاست که شایسته است برای ارتقا سرزندگی فضا، حفاظت و توسعه فضای سبز، متناسب سازی بیشتر فضا برای حضور کودکان، تقویت و غنی سازی نمادها و عناصر هویتی و فرهنگی، تعبیه سرویس های بهداشتی در جای جای مسیر و دسترسی مطلوب به بانک و خدمات حضوری آن بیشتر توجه شود.