فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۴۱ تا ۲٬۱۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
752 - 773
حوزههای تخصصی:
غنی سازی برنامه های فراغت یکی از راهکار های شایان توجّه در راستای سلامت جسمانی، اعتلای سلامت روان و تحقق نشاط اجتماعی است. غنی سازی برنامه های فراغت می تواند از مجاری متعددی صورت پذیرد که یکی از آن ها به کار گیری مقولات فرهنگی در برنامه های فراغتی است. بازی های بومی-محلی یک نمونه بارز و ارزنده از مقولات فرهنگی اند که طی سال های اخیر از میزان بهره برداری از آن ها در ایّام فراغت کاسته شده است. این در حالی است که به کارگیری این بازی ها در خلال اوقات فراغت ایرانیان می تواند ضمن غنی سازی فراغت به تقویت هویّت و همبستگی ملی منتج شود. بدین ترتیب لازم است احیای این دست بازی/ ورزش ها در دستور کار سازمان ها و نهاد های مرتبط قرار گیرد. صدا و سیما یکی از سازمان های مرتبط، مطمئن و کارآمد در نیل به این هدف است. بدین ترتیب و با عنایت به اهمیّت پرداختن به این موضوع، در پژوهش پیش رو تلاش شده است به مطالعه نقش صدا و سیما در غنی سازی اوقات فراغت با تکیه بر بازی-های بومی-محلی پرداخته شود. روش پژوهش حاضر کیفی و ابزار گردآوری داده های آن مصاحبه نیمه-ساختار یافته است. همچنین به منظور تحلیل داده ها از روش زمینه ای بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش گویای آن اند که تشویق، آگاهی بخشی، گفتمان سازی و تحریک نهاد های سیاستگذار به منظور بسترسازی از جمله مواردی اند که صدا و سیما با اتخاذ آن ها قادر به نقش آفرینی در راستای غنی سازی فراغت با محوریت احیای بازی/ ورزش های بومی محلی است.
تحلیل و ارزیابی آسایش حرارتی در فضاهای باز شهر رشت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۹
86 - 102
حوزههای تخصصی:
فضاهای باز موفق و مطلوب، مردم را تشویق به گذراندن وقت خود جهت انواع فعالیتهای فرهنگی، ورزشی، تجاری و تردد در این مکانها می نمایند. لذا توجه به معیارهای کیفی در برنامه ریزی و طراحی این فضاها اهمیت زیادی دارد. جریان باد نقش مهمی در کیفیت و پایداری فضاهای باز شهری و همچنین عاملی مهم و تأثیرگذار روی تبادل گرما، رطوبت، انتقال ذرّات و تهویه محیط شهری جهت برقراری آسایش حرارتی است. هدف این پژوهش، تحلیل و ارزیابی اثر اقلیم بر شرایط آسایش و راحتی فیزیولوژیک انسان در فضاهای باز شهری است. پژوهش از نوع کاربردی است که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده های مورد استفاده شامل متوسط حداقل، حداکثر و ماهانه پوشش ابر، ساعت آفتابی، دما و سرعت باد در دوره آماری40 ساله (2019-1979) است. ابزارهای اصلی تحلیل نیز شامل شاخصهای پن واردن، برودت باد و بیکر و نرم افزارهایExcel ، Arcgis و Autocad است. محدوده مورد مطالعه در این تحقیق شهر رشت در استان گیلان است. یافته ها نشان می دهد که وزش بادهای مطلوب از سمت شمال شرقی و بادهای نامطلوب بیشتر از جهت های غرب و شمال غربی است و روند روبه رشد افزایش تغییرات آن از میانگین سالانه به خصوص در دهه اخیر مشهود و قابل توجه است. عدم آسایش سرمایی فقط در دو ماه ژانویه و فوریه دیده می شود. مقدار کالری از دست رفته روزانه و ساعتی در ماه فوریه دارای بیشترین مقدار و در ماه جولای دارای کمترین مقدار است. همچنین مقدار کالری رسیده از تابش آفتاب نیز در ماه دسامبر کمترین و در ماه جولای بیشترین مقدار است. روزهای چهار ماه جولای، آگوست، ژوئن و سپتامبر نه تنها به سایه بلکه به جریان هوای طبیعی جهت برقراری آسایش حرارتی نیاز دارند و دوره گرم سال بین ساعات 11صبح تا 17 عصر دو ماه جولای و آگوست بوقوع می پیوندد. با توجه به ﺟﻬﺖ وزش ﺑﺎد در ﻓﺼﻞ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎن، ﺷﺒﮑﻪ ارﺗﺒﺎﻃﯽ ﺷﻬﺮ رﺷﺖ ﺑﺮای ورود اﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺷﻤﺎﻟﯽ و ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ با ورود اﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎﻧﻬا ﺑﺎﻋﺚ ایجاد کوران، ﺗﻠﻄﯿﻒ ﻫﻮا و ﮐﺎﻫﺶ رﻃﻮﺑﺖ ﺑﺎﻻی ﺷﻬﺮ ﺷﻮد. اما این ﺑﺎدﻫﺎ با برخورد ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺖ و ﺳﺎزﻫﺎی وﺳﯿﻊ و ﺑﺎ ارﺗﻔﺎع زﯾﺎد که بدون برنامه ریزی مناسب در قسمت ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺷﻬﺮ ایجاد شده اند دﭼﺎر ﻣﺸﮑﻞ ﺷﺪه و از ورود ﻣﻨﺎﺳﺐ آن ﺑﻪ داﺧﻞ ﺷﻬﺮ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی می شود.
تعیین مناسب ترین ایام تحصیلی دانش آموزان شهر اهواز بر اساس نتایج شاخص مشاور اقلیم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
آموزش و تعلیم و تربیت فرآیند بسیار پیچیده می باشد. در نتیجه عوامل و عناصر متعددی در شکل گیری آن دخالت دارند. محیط فیزیکی یکی از عناصر مهم در یک آموزش مطلوب می باشد. در صورت تامین یک محیط فیزیکی مناسب، دانش آموز با شرایط روحی و روانی و آرامش بیشتری به یاد گیری خواهد پرداخت. در این تحقیق با استفاده از نرم افزار مشاور اقلیم شرایط زیست – اقلیمی شهر اهواز مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج این شاخص ها در مجموع بین 12 تا 15 درصد از ساعات دوره آموزش، در شرایط آسایش زیستی قرار داشت.در 45 تا 50 درصد از ساعات دوره تحصیل، شرایط اقلیمی برای دانش آموزان گرم و نامطوب و در 30 تا 35 درصد از ساعات ایام تحصیل دمای هوا در زیر آستانه آسایش قرار داشته است. بنابراین در بیش از 80 تا 85 درصد از ایام حضور دانش آموزان در مدرسه شرایط دمایی و اقلیمی مطلوب یادگیری و آسایش آنان نیست. در این دوره 7 تا 8 ماهه، تعداد روزها یا ساعات گرم مزاحم و ساعات سرد مزاحم تقریباً همسان می باشد. ولی چون میزان نامطلوبیت سرد و دوری از شرایط عدم آسایش از شرایط نامطلوبی گرم کمتر می باشد، و هزینه گرمایش کمتر از هزینه سرمایش است، توصیه می شود دوره تحصیل در ماه های خنک تا سرد پاییز و زمستان متمرکزشود. بر اساس نتایج حاصل از شاخص مشاور اقلیم شرایط زیست – اقلیمی در 15 تا 20 روز مهر ماه و از اواسط اردیبهشت ماه شرایط گرمایی خارج از آستانه تحمل دانش آموزان قرار دارد، و ممکن است سلامت دانش آموزان به خطر بیفتد، بهتر است این دوره از تقویم تحصیلی حذف شود. ولی در سایر ماه های دوره تحصیل با رعایت استراتژیهای مناسب درطراحی و احداث مدارس نامطلوبی های اقلیمی این دوره را بر طرف کرد.
تحلیل عوامل مؤثر بر شکل گیری الگوهای جاری رفتار در قرارگاه های رفتاری (نمونه موردی: میدان آزادی شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
236 - 252
حوزههای تخصصی:
امروزه فضاهای عمومی شهری مهم ترین بخش یک شهر را تشکیل می دهند. در این فضاها بیشترین تعاملات بین شهروندان اتفاق می افتد. این فضاها از این جهت که نقش محوری در توضیح رفتار انسان دارند، اهمیت زیادی در شکل گیری قرارگاه های رفتاری دارند. مقاله حاضر به تحلیل عوامل اثرگذار در شکل گیری الگوهای جاری رفتار در میدان آزادی شهر کرمانشاه پرداخته است. علی رغم نقش ارتباطی این میدان، کارکرد اجتماعی آن در سطح پایینی قرار دارد. روش پژوهش این مقاله از نوع توصیفی و پیمایشی بوده است. برای گردآوری داده ها از تکنیک مشاهده و عکس برداری و ثبت حضوری وقایع و حضور فیزیکی در قلمرو مورد مطالعه استفاده شده است. مصاحبه ها بخشی از منابع داده ای بودند که در این تحقیق از آن استفاده شده است. انتخاب مصاحبه شوندگان به طور تصادفی بسته به میزان حجم جریان پیاده ها در منطقه مورد مطالعه انتخاب شده اند. هر مصاحبه به طور متوسط حدود ۱۲ دقیقه طول کشیده است. تحلیل نقشه های الگوهای رفتاری در محدوده میدان آزادی کرمانشاه نشانگر عدم انطباق فرم، فضا و عملکردهای میدان است. در این مکان فعالیت های پویا و ایستا به طور قابل ملاحظه ای ماندگاری اندکی داشته اند. ترکیب جزییات میدان به صورت بی هدف مانع از بیان بصری آن شده است. ضعف بعد انسانی میدان سبب افت کیفیت آن برای انجام برخی فعالیت ها مانند ملاقات کردن، ورزش و بازی کردن، نشستن و توقف کردن و یا حتی راه رفتن بوده است. به طور کلی می توان گفت کیفیت میدان آزادی کرمانشاه به گونه ای نبوده است که تمامی نیازهای کارکردی افراد در آن به طور متقاعدکننده ای قابل برآورده شدن باشد. از اینرو توجه به رابطه درونی الگوهای جاری رفتار و محیط ساخته شده که این تحقیق به دنبال شناسایی آنها بوده است می تواند به طراحان در بهبود کیفیت محیطی کمک شایانی نماید.
بررسی و ارزیابی عوامل مؤثر بر تخریب محوطه های باستانی در ارتفاعات جنوب غربی ایران: محوطه های پیش از تاریخ در شهرستان لاران استان چهارمحال و بختیاری
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
817 - 839
حوزههای تخصصی:
محوطه های باستانی یکی از مؤلفه های مهم تاریخ فرهنگی هر منطقه هستند که منابع محدود و تجدیدناپذیری هستند که در طول زمان در معرض تهدید مداوم نیروهای محیطی و انسانی قرار دارند. هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل جغرافیایی و انسانی در تخریب محوطه های پیش از تاریخ در منطقه لاران می باشد. روش تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی و شامل 27 سایت می باشد که با استفاده از نرم افزار Arc GIS و Spss و با استفاده از روش تحلیل آماری همبستگی پیرسون و میزان همبستگی تخریب سایت ها بر اثر عوامل جغرافیایی و انسانی مورد بررسی قرار گرفته است. و مشخص شد که از بین عوامل جغرافیایی و بین عوامل انسانی و تخریب محوطه های باستانی همبستگی بالایی وجود دارد. علاوه بر این، تحلیل رگرسیون چند متغیره در مورد تخریب محوطه های باستانی توسط عوامل انسانی و جغرافیایی نیز انجام شد و مشخص شد که متغیرهای انسانی 93 درصد و عوامل جغرافیایی 78 درصد از تخریب محوطه های باستانی را توضیح می دهند. در مرحله بعد، با استفاده از روش تحلیل آماری TOPSIS، مکان های ماقبل تاریخ اولویت بندی/رتبه بندی شدند تا مشخص شود کدام مکان بیشتر در معرض خطر است یا بیشتر تخریب شده است. و نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که منطقه خلک در رتبه اول، قندیل دره 1 در رتبه دوم، قخمیش چشمه در رتبه سوم قرار دارند و این مناطق بیشتر در معرض انواع تخریب هستند.
بررسی تأثیر مؤلفه های کالبدی بر ارتقاء سلامت روان شهروندان در فضاهای شهری (نمونه مورد مطالعه: عینالی و ائل گولی شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۷
446 - 422
حوزههای تخصصی:
سلامت روان در دهه های اخیر یکی از عوامل اساسی در زندگی شهروندان در کشورهای توسعه یافته می باشد. توجه به این موضوع که بخش اعظمی از زمان شهروندان در فضاهای شهری سپری می شود، توجه به مؤلفه های کالبدی فضای شهری که منجر به ارتقا سلامت روان شهروندان شود حائز اهمیت است. بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر مؤلفه های کالبدی بر مؤلفه های ارتقاء سلامت روان شهروندان در فضاهای شهری تبریز (عینالی و ائل گولی) است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی است که به روش تحلیل همبستگی انجام شده است. ابتدا مؤلفه های پژوهش در دو دسته مؤلفه های سلامت روان و مؤلفه های کالبدی فضاهای شهری براساس مبانی علمی معتبر استخراج و سپس به منظور ارزیابی تأثیر مؤلفه های کالبدی بر سلامت روان پرسشنامه طراحی شد. در این مقاله جامعه آماری شهروندان شهر تبریز است که از دو فضای شهری مذکور به عنوان مهم ترین فضاهای جمعی استفاده می کنند بر این اساس طبق فرمول کوکران تعداد 384 نفر تعیین حجم نمونه شد، که پس از سنجش روایی و پایایی (870/0) پرسشنامه، اقدام به تکمیل پرسشنامه ها شد و نهایتا با استفاده از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمون در قالب نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. مؤلفه های کالبدی فضاهای شهری شامل تنوع فضایی، انعطاف پذیری فضا، مسائل زیست محیطی، آسایش اقلیمی، امکانات محیط، حریم خصوصی، خوانایی و زیبایی بصری و مؤلفه های سلامت روان شامل احساس آرامش، امنیت فردی، ارزش و تصورات ذهنی، تأمین نیازها، شادمانی، حس تعلق و تعاملات اجتماعی می باشد. بیشترین همبستگی به مؤلفه تنوع فضایی با مؤلفه تامین نیازها (478/0) و کمترین همبستگی به مؤلفه آسایش اقلیم با مؤلفه امنیت فردی (104/0) تعلق دارد. با توجه به یافته های مقاله حاضر، همبستگی میان بیش از 90 درصد از مؤلفه های کالبدی و روانی به صورت قوی یا متوسط می باشد و این نتیجه نشان می دهد که مؤلفه های کالبدی فضاهای شهری در دو فضای شهری مذکور تأثیر بالایی بر سلامت روان شهروندان دارد.
الگوی مکان یابی و سکونت گزینی خانواده های زندانیان قبل و بعد از حبس (مورد مطالعه: زندان قزلحصار کرج)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
319 - 336
حوزههای تخصصی:
اهداف و زمینه: پژوهش حاضر به الگوی مکان یابی و سکونت گزینی خانواده های زندانیان قبل و بعد از حبس؛ در مورد زندان های مجموعه قزلحصار و ندامتگاه کرج پرداخته است، تا میزان تبعیت خانواده های زندانیان حاضر در این زندان ها را در ارتباط با حوزه پیرامون زندان مورد بررسی و سنجش قرار دهد.روش شناسی: این تحقیق که از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، پیمایشی است، برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری شامل زندانیان موجود در زندان های منطقه قزلحصار شامل ندامتگاه قزلحصار و ندامتگاه مرکزی کرج می باشد که از این بین، زندانیانی را که خانواده آنها دارای سابقه سکونت در استان البرز بودند به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته است. جهت تحلیل داده ها از آزمون ویلکاکسون در قالب نرم افزار SPSS و از دستورات تحلیل فضایی در نرم افزار GIS استفاده شده است. یافته ها: خروجی آزمون ویلکاکسون نشان داد که از 259 خانواده مورد بررسی، سکونت گزینی 202 خانواده زندانیان در دوره پیش از زندان و بعد از زندان یکی بوده و تنها در 4 مورد شاهد تغیر محل سکونت بوده ایم.نتیجه گیری: در حالت کلی نتایج نشان می دهد که هیچ گونه شواهدی دال بر اثرپذیری محیط سکونتگاهی اطراف زندان از موقعیت مکانی زندان های قزلحصار صورت نگرفته است.
بررسی رضایتمندی شهروندان از فضاهای سبز شهری، مطالعه موردی منطقه 6 کلانشهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۰
45 - 21
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت فضاهای سبز شهری در افزایش زیست پذیری و رقابت پذیری و نقش آن ها در تفریح و گذران اوقات شهروندان، ضروری است درک صحیحی از مولفه هایی که میزان رضایتمندی شهروندان را تحت تاثیر قرار می دهد صورت بگیرد. بر این اساس، هدف مطالعه حاضر، تبیین رضایتمندی شهروندان از فضاهای سبز شهری و ارزیابی میزان رضایتمندی مراجعه کنندگان از وضعیت فضاهای سبز شهری منطقه 6 کلانشهر تبریز می باشد. روش تحقیق حاضر توصیفی –تحلیلی و ماهیت آن کاربردی می باشد. جامعه آماری مورد مطالعه، شامل 30 پارک موجود در منطقه 6 شهرداری کلانشهر تبریز می باشد که از این تعداد، 12 پارک به عنوان حجم نمونه و به صورت هدفمند، جهت مطالعه دقیق انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری اطلاعات، اسنادی و میدانی می باشد. جهت مشخص شدن میزان رضایتمندی شهروندان از فضاهای سبز، تعداد 320 پرسشنامه محقق ساخته در اختیار مراجعه کنندگان به پارک ها قرار داده شد رضایتمندی شهروندان از وضعیت فضاهای سبز شهری، توسط شاخص های کیفیت خدمات، ایمنی و امنیت، پویایی، همدلی و همراهی مورد سنجش قرار گرفته است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون آماری t و برای تعیین تاثیر شاخص ها بر رضایت استفاده کنندگان از رگرسیون چند متغیره استفاده گردید است. نتایج خروجی آزمون رگرسیون نشان می دهد که شاخص کیفیت خدمات پارک ها بیشترین تاثیر و شاخص قابلیت اعتماد و امنیت پارک کمترین تاثیر را بر رضایت استفاده کنندگان از پارک های منطقه 6 شهرداری تبریز دارند. میانگین رضایتمندی کلی از فضاهای سبز شهری منطقه 6 شهرداری کلانشهر تبریز، 25/3 به دست آمد و با توجه به فاصله میانگین به دست آمده با معیار میانگین، از نظر استفاده کنندگان از پارک های مورد مطالعه، این پارک ها از وضعیت متوسطی از نظر شاخص های مورد مطالعه برخوردار هستند. تفاوت معناداری از نظر کیفیت خدمات و ایمنی و امنیت پارک های مورد مطالعه وجود ندارد اما از نظر مولفه پویایی و همدلی تفاوت در بین فضاهای سبز مورد مطالعه معنادار می-باشد
بازشناسی مدل مفهومی بازآفرینی هسته مرکزی شهرها مبتنی بر فرهنگ جامعه محلی با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
73 - 98
حوزههای تخصصی:
هسته مرکزی شهرها به عنوان میراثی ارزشمند و معرف هویت شهر، امروزه با مسائل متعددی مواجه هستند. به دنبال تحولات در زمینه های تکنولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی و نیز جابجایی جمعیت و فعالیت ها، هسته مرکزی شهرها با کاهش کیفیت فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی مواجه شده و این روند موجب کاهش پویایی محلات و ایجاد بافت های مسئله دار شهری شده است. درنتیجه اندیشیدن به ابعاد گوناگون اجتماعی، فرهنگی و هویتی و نیز یافتن پیوندی مناسب میان آن ها با بعد کالبدی و فضایی در هسته مرکزی شهرها امری ضروری است. هدف پژوهش حاضر، بازشناسی زمینه های تحقق پذیری توسعه فرهنگ جامعه محلی در بازآفرینی هسته مرکزی شهرها با مرور نظام مند مطالعات به روش فراترکیب است، به نحوی که با فراهم آوردن نگرش سیستماتیک برای محققان از طریق ترکیب پژوهش های کیفی انجام شده به کشف موضوعات و استعاره های جدید و اساسی در ارتباط با موضوع پژوهش پرداخته شود. این مقاله سعی براین است که با روش فرا ترکیب از مطالعات انجام شده مبتنی بر توسعه فرهنگ جامعه محلی و بازآفرینی فرهنگ مبنا با استفاده از روش هفت گانه ساندوسکی و باروسو ارائه شود. نتایج نشان می دهد که توسعه فرهنگ جامعه محلی، یکی از شاخص های اصلی خودباوری جامعه است به نحوی که با برنامه ریزی های فرهنگی و اجتماعی به نیازهای معنوی و مادی افراد جامعه خود پاسخ دهد.
ارزیابی توانمندی های ژئوتوریسم روستای توریستی بیله درق شهر اردبیل با استفاده از مدل پریرا
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه صنعت گردشگری به عنوان یکی از منابع اصلی درآمد و ایجاد اشتغال در سطح بین المللی درآمده است. شناسایی توان های ژئوتوریستی و جاذبه های گردشگری هر منطقه به همراه برنامه ریزی صحیح می تواند به توسعه این صنعت و جذب گردشگر کمک نماید. روستای توریستیبیله درق علی رغم داشتن قابلیت های بالا گردشگری، به علت عدم رسیدگی و سرمایه گذاری، تبلیغات ناکافی و ... ناشناخته مانده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی توانمندی های اکوتوریستی روستای بیله درق با مدل پریرا بوده است.روش شناسی: این منطقه به لحاظ دارا بودن جاذبه های طبیعی ( اکوتوریستی و ژئوتوریستی) زیاد همواره مورد توجه گردشگران بوده است. این پژوهش به بررسی و تجزیه و تحلیل توانمندیهای ژئوتوریسم و اکوتوریستی روستای بیله درق با مدل پریرا پرداخته است. به این منظور با بهره مندی از نظرات کارشناسان، افراد محلی و گردشگران سوالات طراحی شده مربوط به مدل پریرا ( به تعداد 40 پرسشنامه) انجام و تجریه و تحلیل شد.. یافته ها و نتیجه گیری: پس از انجام محاسبات داده ها با مدل پریرا، عیار ژئومورفولوژیکی منطقه برابر 3/7 که از شاخص های ارزش علمی برابر 25/4 و شاخص های ارزش مکمل برابر 05/3 به دست آمد. در ضمن عیار مدیریتی منطقه مورد تحقیق برابر 7/6 که از محاسبه شاخص های ارزش حفاظتی برابر 05/2 و شاخص های ارزش کاربردی برابر 65/4 حاصل شد. در نهایت روستای گردشگری بیله درق امتیاز 14 را از حداکثر 20 امتیاز در مجموع ارزش ها کسب کرده است که بیانگر بالا بودن توانمندیهای اکوتوریستی می باشد. با وجود این، جاذبه های ژئوتوریستی منطقه به علت عدم سرمایه گذاری و تبلیغات کافی، ناشناخته مانده است. نتایج این پژوهش می تواند مدیران و برنامه ریزان حوزه گردشگری را در جهت برنامه ریزی صحیح و توسعه صنعت گردشگری و جذب گردشگر با پشتیبانی علمی و با توجه به توانمندیهای ژئوتوریسم منطقه یاری نمایند
مدل مکانی توزیع هتل ها در سه راس مثلث گردشگری ایران (اصفهان، شیراز، یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
193 - 213
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: از مهم ترین مسائل در حوزه جغرافیای گردشگری، توزیع فضایی اماکن مرتبط با فعالیت گردشگری است. هتل ها شاید تنها جنبه محصول گردشگری شهری باشند که گردشگران عملاً تنها مصرف کنندگان آن هستند. هدف این مقاله کشف الگوهای فضائی و بررسی مدل های توزیع و ساختار فضایی هتل ها در شهرهای گردشگری و تاریخی اصفهان، شیراز و یزد است.
روش شناسی: در این پژوهش از داده های مکانی هتل ها و روش های آمار فضایی همچون شاخص موران جهانی (GMI) و شاخص موران محلی (LMI) استفاده شده است.
یافته ها: علی رغم اینکه توزیع فضایی هتل ها از مدل های مختلفی پیروی می کند، نتایج این پژوهش نشان می دهد که سه شهر گردشگرپذیر ایران از مدل توسعه تاریخی و مرکز تجاری شهر پیروی می کند و اکثر هتل ها در این بخش از شهرها متمرکز شده اند. به لحاظ آمار فضائی نیز با استفاده از شاخص GMI، الگوی فضایی توزیع هتل مورد آزمون قرار گرفت؛ نتایج آزمون نشان داد الگوی فضایی هتل به صورت خوشه ای است. همچنین نتایج شاخص LMI نشان می دهد خوشه های فضائی با الگوی بالا-بالا در بافت تاریخی و تجاری شهر متمرکز شده است.
نتیجه گیری و پیشنهادها: این الگوی فضایی، باعث ایجاد مزیت هایی برای سایر هتل ها در مجاورت یکدیگر می شود. با توجه به این توزیع خوشه ای هتل ها، برنامه ریزی مناسب برای سامان دهی خدمات گردشگری و مدیریت تقاضا، ممکن است بهبود قابل توجهی در تجربه مسافران و ارتقای صنعت گردشگری شهرهای تاریخی و گردشگرپذیر داشته باشد.
نوآوری و اصالت: در این پژوهش با در نظرگرفتن جنبه های ابعاد فضائی برای نخستین بار درکشور به کشف و بررسی ساحتار فضائی هتل ها در شهرهای گردشگرپذیر و تاریخی پرداخته شده است.
تحلیل و واکاوی میزان رضایت شهروندان از وضعیت زیست پذیری شهری، مورد مطالعه: شهر خرم آباد
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
163 - 177
حوزههای تخصصی:
شهر خرم آباد به عنوان مرکز استان لرستان با روند توسعه بی برنامه و افزایش جمعیت شهرنشین بدون توجه به مؤلفه های اساسی زیست پذیری شهری مواجه شده است و در ابعاد مختلف زیست شهری(کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی) با چالش هایی مواجه است، به گونه ای که موجب نارضایتی برخی شهروندان شده است، در این راستا، پژوهش حاضر با هدف؛ میزان رضایت شهروندان از وضعیت زیست پذیری شهری خرم آباد، تدوین شده است. در این پژوهش نیز سعی شده موضوع زیست پذیری شهری با توجه به شاخص های اقتصادی، فرهنگی، کالبدی- محیطی، سلامت و بهداشت، حمل و نقل، آموزشی و خدماتی از نقطه نظر شهروندان و میزان رضایت آنان بررسی شود تا بتوان به نسبت نتایج به دست آمده جهت تصممیات و برنامه های آینده گام هایی موثر برداشت. برای بررسی میزان رضایت مندی ساکنان شهر خرم آباد از شاخص های زیست پذیری از آزمون تی تک نمونه ای استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که میانگین نظرات پاسخگویان در ارتباط با میزان رضایت مندی از شاخصهای (اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، کالبدی- محیطی، سلامت و بهداشت، حمل و نقل، آموزشی و خدماتی) در شهر خرم آباد کمتر از مقدار میانگین می باشد و همچنین با توجه به معناداری برآورد شده ادعا نمود که میزان رضایت مندی ساکنان شهر خرم آباد از شاخصهای مذکور پایین تر از حد متوسط می باشد.
ریشه یابی علل حاشیه ای شدن ارائه درس شناخت محیط ز یست در آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر، ریشه یابی علل حاشیه ای شدن ارائه درس شناخت محیط زیست است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی، به روش نظریه داده بنیاد و با حضور جمعی از خبرگان صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل معاونان آموزشی کلیه دانشکده های دانشگاه فردوسی مشهد، استادان تخصصی درس و مسئولان اجرایی اداره کل حفاظت محیط زیست استان خراسان رضوی بودند. از طریق نمونه گیری هدفمند، با جامعه آماری هدف مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. مصاحبه ها تا زمان دستیابی به حد اشباع نظری ادامه یافت و پس از ضبط، پیاده سازی و کدگذاری، مضامین اصلی و فرعی احصاء شد. یافته ها نشان داد شرایط علی حاشیه ای شدن ارائه درس شناخت محیط زیست، «اجباری نبودن ارائه»، «تعارض منافع میان مدعیان ارائه»، «عدم پایش کمیت و کیفیت ارائه این واحد»، «عدم مرتبط سازی محتوای این واحد برای گروه رشته های مختلف» و «ضعف در اطلاع رسانی و تبیین اهمیت ارائه این درس» بود. شرایط زمینه ای شامل «گذار مدیریتی و تعارض دیدگاه مدیران آموزشی» و «عدم اطلاع و کنشگری دانشجویان»، شرایط مداخله گر شامل «نداشتن کتاب درسی و عدم شفافیت برنامه درسی» و «مقاومت در مقابل محتواها و مدرسان جدید» بود. هم چنین راهبردهای مقابله با این موضوع، «ایجاد مرجعیت ارائه و نظارت بر ارائه این درس در سطح وزارت عتف»، «اجباری شدن ارائه درس»، «تهیه کتاب درسی، تنظیم برنامه درسی و گروه تخصصی مدرسان» و «برنامه ریزی برای تلفیق آموزش های نظری با بازدیدهای میدانی» بود. پیامدهای ارائه اثربخش این درس نیز «آموزش همگانی و آگاهی افزایی محیط زیستی»، «تقویت روحیه کنشگری محیط زیست در میان دانشجویان» و «ساماندهی آموزش محیط زیست و تجربه طبیعت در سطح آموزش عالی» پیش بینی شد. یافته ها نهایتاً در قالب مدل پارادایمی ارائه شدند تا رهیافتی جامع فراروی سیاست گذاران قرار دهند.
ارزیابی نقش برند مکانی بر انتخاب و توسعه فضایی مقصد گردشگری؛ مطالعه موردی: روستای تاریخی-گردشگری پالنگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۸۷
۹۴-۸۳
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف برندسازی ایجاد رابطه ای بین آنچه شهر ارائه می دهد (هویت) و تصویر ذهنی ادراک شده افراد از شهر است. به طوری که جان لنگ تصویر ذهنی مثبت را لازمه ماندگاری شهرها در رقابت جهانی قلمداد می کند و راهبرد برندسازی مکانی را در این راستا مهم می داند. همچنین بین برندسازی و تصویر ذهنی رابطه ای مستقیم در نظر می گیرد. درواقع مفهوم برندسازی به عنوان مجموعه اقداماتی با ابزارهای مختلف در راستای به دست آوردن مزیت های رقابتی میان شهرها با هدف جذب سرمایه و گردشگر و تقویت هویت محلی و شناساندن شهر به شهروندانش و نهایتاً بهبود تصاویر داخلی و خارجی معرفی شده است. برند مکان به عنوان مجموعه اقداماتی تعریف می شود که با ابزارهای مختلف در راستای به دست آوردن مزیت های رقابتی میان مکان ها یا شهرها با هدف جذب سرمایه، گردشگر، تقویت هویت محلی و شناساندن شهرها و مکان ها به شهروندانش و نهایتاً بهبود تصاویر داخلی و خارجی معرفی شده است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی نقش برند مکان بر توسعه گردشگری روستای تاریخی گردشگری پالنگان است که ازلحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی-تحلیلی است. روش پژوهش: جهت گردآوری اطلاعات از روش اسنادی-کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. در شیوه اسنادی، شاخص های موردبررسی استخراج شده اند و این شاخص ها در قالب پرسش نامه تنظیم شده و درنهایت به صورت پیمایش، پرسش نامه 45 سؤالی بر اساس طیف پنج گزینه ای لیکرت در بین جامعه نمونه توزیع شد. یافته ها: جامعه آماری تحقیق را گردشگرانی که تابستان و پاییز سال 1402 روستای پالنگان را مقصد گردشگری خود قرار داده اند، تشکیل می دهد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش نشان داد که معیارهای کالبدی–زیست محیطی، اجتماعی–فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی به ترتیب در رتبه اول تا چهارم درجه اهمیت ازنظر گردشگران قرار دارند.
مرور کتاب شناختی مولفه های موثر بر پیاده روی زنان در فضاهای شهری (بازه زمانی 2024-2014)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای فضا و مکان در شهر سال ۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
123 - 143
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل تأثیرگذار بر پیاده روی زنان در فضاهای شهری نه تنها به ارتقای سلامت و کیفیت زندگی آن ها کمک می کند، بلکه گامی اساسی در جهت طراحی شهرهای فراگیر، امن و پاسخگو به نیازهای جنسیتی است. هدف از این مطالعه، مروری کتاب شناختی بر مطالعات انجام شده در زمینه پیاده روی زنان در فاصله سال های 2014 تا 2024 است. بدین منظور پس از جست وجوی مقالات در پایگاه استنادی اسکوپوس 4153 مقاله یافت شدند که پس از اعمال فیلترهای مد نظر، 130 مقاله حاصل شدند. تجزیه وتحلیل داده های استنادی نشان می دهد که کشورهایی نظیر ایالات متحده آمریکا، ژاپن، انگلستان، آمریکا، استرالیا و ایران بیشترین تعداد مقالات را در این حوزه ارائه داده اند. همچنین بیشترین تعداد مقالات مربوط به سال های 2021 و 2017 و کمترین تعداد مقالات مربوط به سال های 2014 و 2015 است. علاوه براین، عملکرد نویسندگان و نشریات و سازمان ها نیز بررسی شده است. بر اساس یافته های پژوهش، مطالعات انجام شده در این حوزه به چهار دسته تقسیم می شوند: پژوهش هایی که نقش عوامل محیطی و طراحی شهری را بر پیاده روی زنان بررسی کرده اند؛ مطالعاتی که به بررسی تأثیر احساس ایمنی و امنیت بر پیاده روی زنان توجه داشته اند؛ پژوهش هایی که تأثیر عوامل اجتماعی فرهنگی بر پیاده روی زنان را مورد بررسی قرار داده اند و مطالعاتی که رفتار پیاده روی زنان و مردان را مقایسه کرده اند. یافته های این پژوهش نه تنها به شناسایی روندهای پژوهشی و شکاف های تحقیقاتی در ادبیات موجود یاری می رساند، بلکه بستری برای توسعیه چهارچوب های نظری یکپارچه و سیاست گذاری های آگاهانه در ایجاد فضاهای شهری که به نیازهای زنان پاسخ دهند، فراهم می کند.
تحلیل اثرات استخراج معادن سنگ بر مناطق روستایی نمونه موردی: شهرستان خرم بید
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
358 - 376
حوزههای تخصصی:
معدن کاری و استفاده از مواد معدنی با توجه به شواهد موجود، قدمت هزاران ساله دارد، در گذشته، معدن کاری نیاز به دانش و تخصص خاصی نداشت، اما امروزه حرفه ای بسیار پیچیده و پر هزینه است. چرا که اکنون لایه های غنی معادن، تهی تر و عیار فلز کانه ها کمتر شده است. با توجه به غنی بودن سازند های تشکیل دهنده پوسته زمین به ویژه در مناطق خاصی از کشور و نیز ارزش اقتصادی ناشی از معدنکاری، فعالیت های مربوط به معادن مانند معادن مس، طلا، سرب، روی، زغال سنگ و کانی های مختلف فلزی و غیر فلزی و معادن مصالح ساختمانی در جای جای اکوسیستم های ایران انجام گرفته است که منجر به تاثیرات منفی بر محیط زیست شده است. پژوهش حاضر به بررسی و تجزیه و تحلیل اثرات مثبت و منفی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی استخراج معادن سنگ بر مناطق روستایی شهرستان خرمبید واقع در استان فارس، پرداخته شده است. روش انجام این پژوهش توصیفی تحلیل و مبتنی بر روش میدانی و پرسشنامه ای می باشد. در این پژوهش پس از شناخت بخش های مختلف پروژه های استخراج معادن، با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و جمع آوری اطلاعات از منابع مختلف، اجزا و عناصر محیط زیست منطقه تحت اثر، به تفکیک چهار محیط فیزیکی_شیمیایی، بیولوژیکی_اکولوژیکی، اجتماعی_فرهنگی و اقتصادی_عملیاتی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین جامعه آماری این پژوهش شامل14 روستا از شهرستان خرمبید می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش ماتریس ارزیابی سریع اثرات و نرم افزار RIAM بهره گیری شد. نتایج نشان داد که فعالیت های معدن کاری در منطقه مورد مطالعه اثرات مثبت چندانی نداشته ولی اثرات منفی آن بسیار چشمگیر بوده است، بدین صورت که محیط فیزیکی و بیولوژیکی منطقه مورد مطالعه در کلیه روستاها تاثیرپذیری منفی از فعالیت های معدن کاری داشته است، تنها موردی که در برخی روستاها نظیر مظفرآباد، سرتم، آقا چشمه، قاضیان، قصر یعقوب تاثیر مثبتی داشته، محیط اجتماعی اقتصادی آن هم در مقوله اشتغال است.
پهنه بندی بوم شناختی و تعیین الگوی فضایی کشت محصولات زراعی و باغی در سطح منطقه 3 آمایش کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پهنه بندی بوم شناختی کشاورزی، فرآیندی است که یک منطقه جغرافیایی با توجه به شاخص های اقلیمی و زمینی به نواحی یا پهنه های همگن برای کشاورزی تقسیم می شود. درواقع، پهنه بندی بوم شناختی کشاورزی به معنی به کارگیری اصول بوم شناختی جهت مدیریت یک نظام کشاورزی پایدار است. وجود تنوع محیط جغرافیایی در یک منطقه، ضرورت پهنه بندی بوم شناختی را بیشتر نمایان می سازد. هدف اصلی پژوهش حاضر پهنه بندی بهینه بوم شناختی و تعیین الگوی فضایی کشت محصولات زراعی و باغی در سطح حوزه های آبریز منطقه 3 آمایش کشور است. نوع پژوهش حاضر، کاربردی- توسعه ای و روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. داده های مربوطه از شرکت مدیریت منابع آب ایران، سازمان زمین شناسی کشور و سازمان هواشناسی کشور جمع آوری شده و جهت تحلیل از سیستم اطلاعات جغرافیایی و تحلیل سلسله مراتب استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد منطقه 3 کشور ازنظر شاخص های بوم شناختی بسیار متنوع است. این منطقه به لحاظ بوم شناختی دارای پهنه های مختلفی بوده و این پهنه ها دارای ویژگی های خاصی است که هرکدام را از دیگری به لحاظ محدودیت ها و فرصت های فعالیت های باغداری و زراعت مجزا می کند. این پهنه ها عبارت اند از "پهنه تغییر الگوی غالب کشت و سیستم آبیاری"، "پهنه تثبیت گیاهان صنعتی و باغات"، "توسعه غلات، حبوبات و باغات دیم"، "توسعه دانه های روغنی و باغات گرمسیری" و "توسعه اگریتوریسم و باغات ارگانیک". به طورکلی می توان چنین نتیجه گیری کرد که مناطقی که دارای تنوع طبیعی و محیطی زیادی هستند بهترین روش برای بهره برداری از منابع طبیعی و کاهش اثر فعالیت های باغداری و زراعت، تعیین پهنه های بوم شناختی و تعیین الگوی فضایی کشت است؛ به طوری که تعیین الگوهای فضایی کشت در تعیین کشت نوع محصولات غالب باغی و زراعی در هر پهنه کمک شایانی می کند.
ارزیابی پتانسیل آب زیرزمینی در دشت خرم آباد بر اساس شبکه های عصبی کانولوشن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۸
18 - 1
حوزههای تخصصی:
امروزه به دلیل افزایش جمعیت، توسعه صنعتی، بهره برداری بی رویه، خشکسالی ها بهره برداری از آب های زیرزمینی چندین برابرشده است. بنابراین تشخیص مناطق دارای آب زیرزمینی به عنوان یکی از منابع مهم برای تأمین آب آشامیدنی، کشاورزی، صنایع مختلف به خصوص از موارد مهم و ضروری در مدیریت منابع آب محسوب می شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی و پهنه بندی مناطق دارای آب زیرزمینی در دشت خرم آباد واقع در استان لرستان با استفاده از روش شبکه عصبی کانولوشن است. بدین منظور ابتدا از طریق بازدیدهای میدانی، نقشه های زمین شناسی و توپوگرافی و با مرور منابع قبلی و بررسی شرایط منطقه، نه عامل طبقات ارتفاعی، شیب، جهت شیب، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، بارش، لیتولوژی و کاربری اراضی، خاک به عنوان عوامل مؤثر بررسی و انتخاب شدند و نقشه آن ها در محیط ArcGisتهیه شدند. درروش کانولوشن تعداد نمونه ها به عنوان نسبت بین مجموعه آموزشی و مجموعه آزمایشی70:30 تعیین شد و چارچوب شبکه عصبی کانولوشن به عنوان 2 لایه کانولوشن و 2 لایه ادغام، 2 اتصال کامل استفاده شد. لایه ها و در نهایت لایه sigmoid برای در طبقه بندی از هسته کانولوشن 3 3، تابع Relu به عنوان تابع فعال سازی و تابع آنتروپی متقاطع به عنوان تابع زیان استفاده شد. نقشه های به دست آمده در 5 کلاس طبقه بندی شد. هم چنین برای اعتبارسنجی نتایج مدل از ماتریس کانفیوزن استفاده شد.30 درصد از داده های واقعی برای ارزیابی استفاده شد که منجر به دقت کلی92 درصد شد، یعنی مدل توانسته 92درصد داده ها را آب زیرزمینی و93درصد عدم آب زیرزمینی رو به درستی تشخیص دهد. تجزیه و تحلیل نقشه پتانسیل آب زیرزمینی مدل شبکه عصبی کانولوشن نشان می دهد که حدود 57 درصد منطقه در شرایط کم آب زیرزمینی و43درصد منطقه در شرایط خوب آب زیرزمینی قرار دارد.
تحلیل فضایی وضعیت زیست پذیری مناطق سه گانه شهر گرگان بر اساس شاخص کالبدی-فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
21 - 40
حوزههای تخصصی:
رشد جمعیت شهری و شهرنشینی قبل از فرآیند برنامه ریزی شهری، در کنار معضلات و مشکلاتی نظیر مهاجرت به سوی شهرها و در پی آن توزیع نامتوازن جمعیت، اسکان غیررسمی، کمبود سرانه های شهری و غیره موجب تنزل کیفیت زیست پذیری شهرهای ایران شده است. شهر گرگان نیز از این امر مستثنی نیست؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی و ارزیابی وضعیت زیست پذیری مناطق سه گانه شهر گرگان بر اساس شاخص کالبدی-فضایی می باشد. پژوهش حاضر با توجه به ماهیت خود، کاربردی و ازنظر روش توصیفی-تحلیلی با به کارگیری ترکیبی از مدل های کمی می باشد. داده های موردنیاز از روش مطالعات کتابخانه ای، تکنیک مشاهده و میدانی (پرسشنامه محقق ساخت در قالب 6 شاخص و 24 گویه) به دست آمده است. از نرم افزار SPSS و آزمون های تی، آنووا، رگرسیون چند متغیره و فریدمن جهت تجزیه وتحلیل داده ها و بررسی متغیرها استفاده شده است. نتایج به دست آمده از آزمون تی نشان می دهد که منطقه یک شهر گرگان ازنظر زیست پذیری کالبدی در وضعیت کاملاً مطلوب و نرمال، منطقه سه در وضعیت متوسط و منطقه دو در وضعیت ضعیف تری نسبت به دیگر مناطق قرار دارند. نتایج آزمون آنووا نشان می دهد که شرایط و وضعیت متغیرهای کالبدی در تمامی نقاط مناطق سه گانه یکسان نیست و تفاوت معناداری در بین سه منطقه موردمطالعه دیده می شود. نتایج رگرسیون حاکی از اثرگذاری متغیرهای پژوهش و نتایج آزمون فریدمن نیز نشان داد که متغیر مسکن در رتبه یک و متغیر آلودگی در رتبه آخر در ارتباط با اثرگذاری بر شاخص کالبدی-فضایی زیست پذیری در شهر گرگان قرار دارند؛ بنابراین به دلیل وجود تنوع فرهنگی و قومیتی و هم چنین شرایط زیستی متفاوت؛ زیست پذیری متفاوتی ازنظر شاخص های کالبدی-فضایی در سطح مناطق و محلات شهر گرگان قابل مشاهده می باشد.
سنجش و ارزیابی شاخص های بلندمرتبه سازی شهری شهر اهوازبا استفاده از مدل تصمیم گیری چندمعیار مارکوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱
117 - 142
حوزههای تخصصی:
بلندمرتبه سازی و توسعه فضایی در ارتفاع، محصول رشد جمعیت، افزایش شهرنشینی و کمبود زمین مناسب برای ساخت وساز است که در دهه های اخیر رواج یافته است. شکل گیری این گونه ساختمان ها با توجه به ویژگی های آن، در کنار آثار مثبت، محدودیت ها، تهدیدها و مشکلاتی عدیده را به همراه دارد. در این راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی شاخص های بلندمرتبه سازی شهری در شهر اهواز از دیدگاه خبرگان و صاحب نظران انجام گرفته است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش شناسی به شیوه کیفی-کمی انجام شده است. در بخش کیفی اطلاعات از طریق مصاحبه با 5 نفر خبره که به شکل هدفمند انتخاب شده بودند به اشباع نظری رسید و روش تحلیل مضمون شش شاخص (اجتماعی، کالبدی، اقتصادی، زیرساختی، زیست پذیری و محیطی) شناسایی شد. طی نمونه گیری هدفمند، 30 نفر از متخصصین این موضوع و خبرگان و صاحب نظران انتخاب شده است. سپس در بخش کمی با استفاده از تصمیم گیری چندمعیاره MARCOS و وزن معیارها با روش تحلیل سلسله مراتبی محاسبه شده است. نتایج حاصل از مدل مارکو نشان داد که از بین شاخص های تأثیرگذار بر بلندمرتبه سازی شهری، شاخص اقتصادی با امتیاز 727/0، شاخص محیطی با امتیاز 716/0 ، شاخص زیرساختی با امتیاز 709/0 رتبه اول تا سوم را به خود اختصاص دادند که بیشترین تأثیر را بر بلندمرتبه سازی شهری داشته اند شاخص اجتماعی با امتیاز-636/0در پایین ترین سطح قرار که کمترین تأثیر را در بلندمرتبه سازی شهری شهر اهواز داشته اند که نتایج حاکی از آن است که مدل مارکوس در برابر تغییرات احتمالی در اهمیت معیارهای تصمیم گیری حساس بوده و پایداری روش در انتخاب مهم ترین شاخص های بلندمرتبه سازی شهری شهر اهواز نشان داده شده است. و درنهایت پیشنهاد می شود جهت تحقق بلندمرتبه سازی شهری شهر اهواز به 6 شاخص به دست آمده در این تحقیق بالاخص شاخص های اقتصادی و محیطی نگاه ویژه ای داشت