بررسی و تحلیل نظام هندسیِ حاکم بر ساختار غزل حافظ (براساس رویکرد جامعه شناسیِ دیالکتیکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
45 - 66
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی دیالکتیکیِ ادبیات را میتوان رویکردی تاریخی و کارکردگرا تلقی کرد که به دنبال اثبات تاثیر رخدادهای اجتماعی و طبقاتی جامعه بر ساختار آثار ادبی برجسته است. این رویکرد کل نگر و تعادل گراست به این معناکه نه متن ادبی را اصل میداند و نه تاریخ اجتماعی و طبقاتی را؛ بلکه به دنبال نشاندادن دیالکتیک این دو برهم است. با کاربست جامعه شناسی دیالکتیکِ تاریخی، میتوان غزلهای حافظ را یک سند تاریخی دانست و گفت که ساختار گسسته نمای غزلهای حافظ حاصل پریشانی طبقاتی دوران شاعر است. طنز حافظ نیز محصول بن بست های سیاسی، مطلق گرایی همچنین مطالبه مردم است؛ به این معنا که در جوامع استبداد زده استفاده از طنز رواج بیشتری پیدا میکند. همچنین صورخیال غزل حافظ – تشبیه عکس، بدل بلاغی، استعاره، تناقض نمایی و ...- نیز نتیجه جابجایی و تحریف ارزش های اجتماعی و طبقاتی است. تلقیق غزل عاشقانه و عارفانه، ایهام، ابهام در غزل حافظ نیز به ریاکاری و نقاق گسترده و عمومی برمیگردد. جفت های متقابل در ساختار غزلها نیز نشان دهنده خصومت، ستیز و ناسازگاریهای آشکار طبقاتی و اجتماعی است. در این مقاله با روش نظری و بررسی کیفی، تاثیر جامعه و ساختارهای هنری، ادبی حافظ، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.