فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
وجود فرافکن های طبقه نما و کمیت نما در گروه حرف تعریف و یا در ساخت بخشی از دهه (1980) میلادی بعد از قائل شدن ویژگی های جمله ای برای گروه حرف تعریف، مورد توجه دستوریان زایشی قرار گرفته است. با این حال، همچنان فرافکن تلقی کردن یا نکردن آن ها در زبان های زیادی از جمله زبان فارسی بحث برانگیز است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی فرافکن های طبقه نما و کمیت نما در زبان فارسی با تأکید بر ساخت بخشی بر پایه انگاره برون اسکلتی بورر (2005) پرداخته است. مساله بنیادی این انگاره قائل شدن بورر (2005) به فقدان هر گونه اطلاعات نحوی هم چون مقوله های دستوری در واژگان است. نتایج تحلیل برون اسکلتی فرافکن طبقه نمای زبان فارسی نشان داد که داده های پژوهش حاضر وجود این فرافکن را در زبان فارسی تائید می کنند و همچنین، ارزش گذارهای ارزش باز این طبقه (DIV) در زبان فارسی هسته مشخصه انتزاعی و طبقه نماها هستند. از طرفی، نتایج پژوهش حضور فرافکن کمیت نما و ارزش گذاری ارزش باز این فرافکن (#) توسط اعداد، کمیت نماها و صفت های اشاره ای را در گروه حرف تعریف و ساخت بخشی زبان فارسی تائید کرد.
بررسی مفهوم سازی های استعاری در بردارنده حوزه مبدأ بالا/پایین در سینمای ایران: مطالعه موردی فیلم های رقص در غبار و چهارشنبه سوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور گسترده استعاره های مفهومی در زندگی روزمره انسان ها، همواره مورد توجه پژوهشگران حوزه زبان شناسی شناختی بوده است. اثر حاضر با بهره گیری از نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (a۱۹۸۰)، نظریه استعاره های تصویری و چندوجهی فورسویل (۲۰۰۶، ۲۰۰۸ و ۲۰۱۶) و همچنین آرای کوچش (۲۰۲۰) در خصوص استعاره های تصویری، حوزه مبدأ بالا/ پایین در یک رسانه چندوجهی مانند سینما را بررسی کرده است تا از این طریق بتواند چگونگی به کارگیری استعاره های جهتی با این حوزه مبدأ استعاری را علاوه بر کلام در وجه تصویری نیز مطالعه کند. بدین منظور، فیلم های بلند سینمایی فارسی زبان «رقص در غبار» و «چهارشنبه سوری» بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که فیلم ساز با نمایش تصویری مفاهیم بالا/ پایین، از آن ها به عنوان حوزه مبدأ استعاری استفاده می کند تا مفاهیم انتزاعی را در قالب استعاره های مفهومی به بیننده منتقل کند. در هر دو فیلم در موقعیت های مختلف این استعاره ها اغلب صرفاً در وجه تصویری به کار گرفته شده است تا درک ناخودآگاه مخاطب از موقعیت انتزاعی شخصیت ها را تضمین کند. حضور گسترده استعاره های مفهومی مرتبط با این حوزه مبدأ در فیلم های فارسی زبان نشان می دهد که این استعاره ها به قدری در ذهن مخاطب ایرانی بدیهی و اولیه هستند که کارگردان به وفور از آن ها برای شخصیت پردازی و پیش برد داستان استفاده می کنند. بدین ترتیب منظور مورد نظر خود را انتقال می دهد و مخاطب نیز احتمالاً به صورت ناخودآگاه آن را درک می کند.
تأثیر مهریشت بر دو سرود مانوی پارتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برخی از سرودهای مانوی، ایزدانی چون پدر بزرگی، مهریزد و نریسه یزد، با سبکی حماسی و استفاده از برخی آرایه های ادبی،غالباً صفت های هنری، ستوده شده اند. از میان آنها، سرودهای ستایشی فرستاده سوم (نریسف یزد) که به زبان پارتی سروده شده، فرستاده سوم شبیه به میترا توصیف شده و برخی صفت هایی که به او نسبت داده شده صفت های مهری است که در مهریشت و منابع پهلوی دیده می شود. از بین سرودهای ستایشی نریسف یزد که در مجموعه دست نوشته های مانوی کتابخانه موزه برلین نگهداری می شود دو سرود با شناسه M 67 و M 77، بیش از بقیه دارای اشاراتی است که از باورهای رایج در جامعه پارتی و جامعه زرتشتی ساسانی آن دوره تأثیر گرفته است. این گفتار، نخست به نقش میترا و نریوسنگ، در شکل گیری شخصیت نریسف یزد می پردازد، سپس دو سرود پارتی از نظر تأثیراتی که اوستا، مهریشت و منابع پهلوی بر آنها گذاشته مورد نقد و بررسی قرار می گیرند.
مجاز نمونه اولیه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجاز از مهمنرین آرایه های ادبی و زبانی است که همراه با استعاره از دیرباز در زبان های مختلف و از منظرادبیات، علم بیان و بلاغت، فلسفه و کلام و زبان شناسی و در دو دهه اخیر به خصوص در زبان شناسی شناختی و معنی شناسی مورد پژوهش و مطالعه قرار گرفته است. مجاز در برابر معنی حقیقی مطرح تعریف می شود و در علم بیان استفاده از لفظ در غیرمعنی حقیقی است. مجاز علاوه بر کابرد ادبی در زبان روزمره نیز کاربرد گسترده ای دارد و گویندگان یک زبان به طور خودکار از این ابزار زبانی بهره می برند اما این نوع مجاز غالبا بیشتر در قالب کاهش قابل بررسی است و مجاز نمونه اولیه نیست. فرضیه اصلی پژوهش حاضر عبارتست از اینکه هر کاهشی بر روی محور همنشینی مجاز نیست اما در هر مجازی کاهش مشاهده می شود. هنگامی کاهش منجر به مجاز در معنی واقعی آن می شود که مجاز نمونه اولیه باشد و بر مخاطب تاثیر خاصی داشته باشد یا واکنشی احساسی را در وی برانگیزاند. در واقع هدف از پژوهش حاضر، مطالعه و بازتعریف مجاز با توجه به تاثیرگذاری بر مخاطب است. طرح مجاز نمونه اولیه دستاورد اصلی پژوهش حاضر است.
تقابل استعاری کتاب و فضای مجازی در کارتون های شهروندی: رویکرد زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف بررسی نقش استعاره های تصویری در انتقال پیام کارتون های شهروندی به رشته تحریر درآمده است. بدین منظور، در قالب مطالعه ای موردی، تعداد چهار کارتون با موضوع تقابل بین کتاب و فضای مجازی که در وبگاه های فارسی زبان داخلی منتشر شده اند به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند و در چارچوب نظریه استعاره مفهومی (لیکاف و جانسون، 1980، 1999؛ لیکاف، 1993) و نظریه استعاره چندوجهی (فورسویل، 1996، 2008، 2009) مورد تحلیل قرار گرفته اند. پرسش پژوهش این است که برای بیان تقابل بین کتاب و فضای مجازی در کارتون های شهروندی از کدام استعاره های تصویری استفاده شده است و حوزه های مبدأ و مقصد در این استعاره ها کدامند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که کارتونیست ها برای بیان تقابل بین کتاب و فضای مجازی از استعاره های تصویری مبتنی بر قطار، دریا و تعارض فیزیکی بین انسان ها بهره برده اند و در حوزه مبدأ یا مقصد این استعاره ها از مجاز مفهومی نیز استفاده شده است. بنابراین، استعاره و مجاز در تعامل با یکدیگر معنای مورد نظر کارتونیست را خلق می کنند و آن را براساس نوعی استدلال قیاسی به مخاطبان خود منتقل می سازند. همچنین مشخص شد که استعاره های تصویری به کاررفته در این کارتون ها از نوع آمیخته و بافتی هستند.
بررسی زبان شناسی سلسله مراتب افعال در روایت های وهمناک با تکیه بر نظریه زبانی زنو وندلر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبانشناخت سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۹)
317-337
حوزههای تخصصی:
هر روایت به مثابه ترکیبی از زنجیره های روایی به هم پیوسته و ساخته شده از اجزای کوچکی چون اسم، فعل و حرف است؛ به طوری که بنیاد و زیربنای روایت ها در کوتاه ترین وجه ممکن به این عناصر ختم می شود. در زبان شناسی فعل ها را پدیده هایی پویا، قابل تصریف و زمان بنیاد می دانیم که عمل کنشگر را نشان می دهد؛ اما در علم روایت شناسی قدرت خارق العاده افعال و بسامد آن ها زمانی آشکار می شود که بدانیم هر ژانر بسته به مضمون، موضوع و پی رنگ، سلسله مراتبی از افعال را در زیر بنای خود دارد. بر همین اساس در پژوهش حاضر تلاش کرده ایم تا فرایند ارتباط شکل گیری پی رنگ و سلسله مراتب افعال در روایت های روان شناسانه و وهمناک را نشان دهیم و فرایند کنش در این گونه داستان ها را از افعال وضعیتی تا دست آوردی در یک سیر علمی دقیق و حساب شده ترسیم نماییم. نتایج نشان می دهد که در روایت های روان شناسانه و وهمناک شاهد یک سلسله مراتب منظم از افعال به صورت: وضعیتی، پویشی، انجامی و دست آوردی هستیم و این سلسله مراتب به نحوی بسیار دقیق با پی رنگ این گونه روایت ها در ارتباط است.
EFL Teachers’ Perceptions of Pluralistic Teacher Effectiveness: Iranian Teachers in Focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۹, Summer ۲۰۲۴
11 - 22
حوزههای تخصصی:
Seeking to promote multicultural and multi-linguistic interaction and peaceful co-existence, pluralistic education is a democratic construct that encompasses diversity in language, culture, mindset, understanding, socio-cultural orientation, and communicative styles. Moreover, teacher effectiveness is a crucial factor in English as a Foreign Language (EFL) teaching/learning. Combining the two concerns, this study aimed at exploring EFL teachers’ perceptions of pluralistic teacher effectiveness. It benefited from a basic interpretive design. A group of 30 Iranian male and female EFL instructors participated in the present study, selected through convenient sampling from State and Azad universities in Iran. A one-on-one semi-structured interview was used to collect data. The data were analyzed using thematic analysis. Data analysis revealed the following perceptions of pluralistic teacher effectiveness among EFL teachers : Building Verbal Relations with all Students, Identifying Learning Styles of all Students, Mastery over Content in Different Fields, Teaching through Different Teaching Methods or Strategies, Showing Care and Support to all Students, Teaching Reflectively, Being Accountable, Generating a Friendly Class Environment, Using Technology, Having Motivational Skills, Using Diverse Assessment Methods, and Enacting Classroom Fairness. The findings have some implications for EFL teachers, teacher educators, and teacher education curriculum planners.
The Effect of Virtual Interactions in Pairs and Groups on the Development of Speaking Ability of Iranian EFL Learners
منبع:
Research in English Education Volume ۹, Issue ۱ (۲۰۲۴)
84 - 101
حوزههای تخصصی:
The current study set out to examine the effect of pair and group virtual interaction in online classrooms on the development of speaking abilities of Iranian intermediate EFL learners. This investigation was based on the quantitative data collected based on quasi-experimental design. In order to do so, 45 students were chosen based on their scores on the CEFR placement test. These students were then divided into two experimental groups, namely group work and pair work as well as a control group who worked individually. Students had to participate in the IELTS Speaking test twice as pre-test and post-test. The course was held on the Skype platform for five weeks. Each session consisted of 45 minutes of speaking practice using the Talk a Lot textbook and 20 minutes of discussion. In order to compare the means of three independent groups, Kruskal-Wallis Test was used to compare pre-test and post-test results. The Post hoc test was used for multiple comparisons and the mean differences of groups. The findings indicated that there is a significant difference between the experimental groups and the control group regarding the effect of group and pair work in online classrooms on the speaking ability of EFL learners. According to the study findings, students who participated in pair and group work training in online classrooms had greater speaking performance than those who only received individual learning.
ترجمه مفاهیم ناهنجار در سه ترجمه فارسی رمان ماتیلدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال ۵۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
37 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی روش هایی است که مترجم های ایرانی برای ترجمه ناهنجاری های اجتماعی در آثار ادبی کودک و نوجوان از انگلیسی به فارسی به کار برده اند. در این پژوهش از سه ترجمه فارسی رمان ماتیلدا (۱۹۸۸) اثر رولد دال تشکیل شد. تمرکز این پژوهش بر ترجمه ناهنجاری های اجتماعی در سطح جمله است. در ابتدا بر اساس پیکره و ناهنجاری های موجود در متن، جملات ناهنجار اجتماعی به دو دسته کلامی و رفتاری تقسیم شد. دسته کلامی به بی ادبی، تهدید و دروغ گویی و دسته رفتاری به کودک آزاری جسمی، کودک آزاری ناشی از غفلت، انتقام و پرخاشگری رفتاری تقسیم شد. در مرحله دوم مدل کارکردگرا و پویای مولینا و هورتادو آلبیر (۲۰۰۲) برای دسته بندی های ناهنجاری های اجتماعی به کار گرفته شد تا از طریق آن متن مبدأ با معادل هایش در ترجمه های فارسی بررسی شود. نتایج نشان داد که رویکرد مترجم ها، ترجمه تحت اللفظی است. ترجمه ها بومی سازی نشده اند و تکنیک های متفاوتی برای آن ها به کار رفته است.
بررسی ساختار زبان شناختی فرسته های جعلی تبلیغاتی در پیام رسان های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی اخبار جعلی، دیرینه ای بس طولانی، تقریباً به قدمت تاریخ رسانه دارد و در سالیان اخیر، مجدداً به کانون توجه پژوهشگران بازگشته و از آنجا که ماده خام تمام اخبار، محتوای زبانی است، ویژگی های اخبار جعلی از منظر زبانی نیز در سالیان اخیر مورد توجه زبانشناسان قرار گرفته است. در این پژوهش که از نظر روش شناختی از نوع توصیفی-تحلیلی و از منظر جمع آوری داده ها از نوع کتابخانه ای است، مبتنی بر چارچوب پیشنهادی گریو و وودفیلد (2023)، به بررسی ویژگی های زبانشناختی اخبار جعلی، در پیکره ای متشکل از 100 پیام متنی منتشر شده در صفحات فارسی پیام رسانهای اجتماعی تلگرام و اینستاگرام در پاییز و زمستان 1402 پرداخته ایم. هدف از انجام این پژوهش، بررسی مولفه های زبانشناختی فرسته ها و پیام های تبلیغیِ دروغ رسان، در پیام رسانهای اجتماعی است. پیکره مورد بررسی شامل پیام هایی است که به طور محرز درچارچوب دروغ رسانی در برابر غلط رسانی قرار می گیرند. پیکره پژوهش حاضر که شامل 7330 واژه می باشد، دربرگیرنده پیامهایی است که ظاهراً به نیّت اطلاع رسانی و تبلیغ، اما در اصل برای فریب مخاطب در صفحات و کانال های پیامرسان های اجتماعی پرمخاطب منتشر شده است. نتایج نشان داد که این گونه از پیام ها به لحاظ تراکم اطلاعات از نوع پیام های کم تراکم اما از نظر ویژگی قطعیت از نوع متن هایی با قطعیت بالا هستند. یافته های این پژوهش می تواند هم به عمق بخشی بینش زبانشناسان از سازوکارهای زبانی خبر جعلی (به ویژه از نوع دروغ رسانی) منجر شود و هم در نهایت به افزایش آگاهی مخاطبان این رسانه ها و پیام رسانها بیانجامد.
نقش ابهام آفرینی در خلق کاریکلماتورهای زبان فارسی بر پایه نظریه شناختی «آمیختگی مفهومی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
153-180
حوزههای تخصصی:
کاریکلماتور، سبکی در نوع ادبی طنز است که مطلبی فکاهی، جدی یا حکیمانه را در قالب جمله ای کوتاه انتقال می دهد. هدف این نوشتار، مطالعه ساختاری دسته ای از کاریکلماتورهاست که از طریق ابهام آفرینی بوجود می آیند. از جمله تکنیک های دخیل در خلق کاریکلماتور، ابهام آفرینی است که در بافت های گفتمانی متفاوت و به کمک کلمات همنام یا چندمعنا در سطح واژگان، و عبارت های اصطلاحی در سطح جمله، بوجود می آید. تحلیل ارائه شده در این مطالعه، مبتنی بر نظریه شناختی «آمیختگی مفهومی» فوکونیه و ترنر می باشد. در قالب شبکه تلفیقی که ساخت معنا را به تصویر می کشد، بافت های گفتمانی متفاوت، در فضاهای عام متمایز نمود می یابند و فضاهای عام متمایز، زمینه نگاشت های میان-فضایی متنوعی را بین عنصر موجود در فضای دروندادی اول و عناصر موجود در فضای دروندادی دوم فراهم می کنند و بدین ترتیب معانی مختلفی در فضاهای آمیخته شکل می گیرد. وجود فضاهای عام متفاوت و به تبع آن نگاشت ها و فرافکنی های متمایز را ناگزیر، بوسیله ترسیم دو شبکه تلفیقی متفاوت برای هر کاریکلماتور باید به تصویر کشید. وجود دو شبکه تلفیقی مجزا، با فضای دوندادی اول یکسان اما فضاهای دروندادی دوم، فضاهای عام و فضاهای آمیخته و نگاشت های میان-فضایی متفاوت، توجیه گر معانی متفاوتی است که بطور همزمان در یک کاریکلماتور نمود پیدا می کند.
بررسی اثربخشی استفاده از سامانده های ترسیمی در آموزش درک مطلب زبان فارسی به فارسی آموزان غیرایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
181-208
حوزههای تخصصی:
خواندن و درک مطلب یکی از اهداف آموزشی هر برنامه درسی است که راهبردهای مختلفی برای تدریس آن به کار گرفته می شوند. سامانده های ترسیمی، یکی از این راهبردها هستند که ریشه در نظریه طرحواره ها دارند و هدف آنها سازماندهی و ارائه دانش است. پژوهش حاضر، به منظور تعیین تأثیر راهبرد سامانده های ترسیمی بر پیشرفت مهارت خواندن و درک مطلب فارسی آموزان خارجی انجام گرفت. این پژوهش از نوع کمی و شیوه گردآوری اطلاعات آن نیز به صورت میدانی است. آزمودنی های این پژوهش شامل 15 نفر از فارسی آموزان سطح میانی و فوق میانی بود که در نیمسال دوم سال تحصیلی 98_97 در مقطع کارشناسی ارشد رشته آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان در دانشگاه علامه طباطبایی مشغول به تحصیل بودند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش متون آموزشی، آزمون های درک مطلب و سامانده های ترسیمی بود. برای اجرای این پژوهش، ابتدا یک متن فارسی به روش سنتی به آزمودنی ها تدریس شد و سپس آزمون درک مطلب از آنها گرفته شد. پس از آشناسازی آزمودنی ها با راهبرد سامانده های ترسیمی، متن دوم، که سطح دشواری آن مشابه متن اول بود، با استفاده از این سامانده ها به آنها تدریس شد و آزمون درک مطلب برای بار دوم از آنها گرفته شد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون t زوجی تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از آزمون t زوجی نشان داد که تفاوت معناداری بین میزان درک مطلب فارسی آموزان در روش سنتی و روش سامانده های ترسیمی وجود دارد؛ به بیان دیگر هنگام استفاده از سامانده های ترسیمی زبان آموزان درک مطلب بهتری از متن داشتند.
مقایسه تکیه کلمه در فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تفاوت های رده شناختیِ جایگاه تکیه کلمه را در دو زبان فارسی معیار گفتاری و عربی معیار جدید بررسی می کنیم. در اینجا ابتدا براساس مطالعات رده شناختی نشان می دهیم که هر دو زبان فارسی و عربی جزو زبان هایی هستند که محل تکیه کلمه در آنها براساس ملاحظات واجی قابل پیش بینی است. این زبان ها درمقابلِ زبان هایی چون انگلیسی و روسی قرار دارند که محل تکیه کلمه اشان صرفاً براساس ملاحظات واجی قابل پیش بینی نیست و برای تعیین محل تکیه در آنها علاوه بر اطلاعات واجی به اطلاعات صرفی و واژگانی و تاریخی نیز نیاز است. سپس بحث می کنیم که در زبان هایی که جایگاهِ تکیه کلمه در آنها قابلِ پیش بینی است، تکیه نمی تواند تقابل دهنده باشد، یعنی در این زبان ها صرفاً با تغییر محل تکیه در کلمه، معنای کلمه تغییر نمی کند و جفت های کمینه تکیه ای پدید نمی آید؛ در این معنا تکیه کلمه هم در فارسی و هم در عربی غیر تقابل دهنده است. آنگاه نشان می دهیم که گرچه هر دو زبان فارسی و عربی دارای تکیه کلمه قابل پیش بینی و غیر تقابلی هستند، تفاوت عظیمی بینشان وجود دارد و آن این که محل هجای تکیه بر در فارسی گفتاری همواره روی هجای پایانی کلمه است و وزن هجاهای کلمه هیچ تأثیری بر محل تکیه ندارد، اما محل هجای تکیه بر در کلمات عربی معیار جدید بسته به وزن هجاهای کلمه فرق می کند. دراین معنا زبان فارسی از حیث تکیه کلمه، زبانی غیر حساس به کمّیت با تکیه ثابت است، اما زبان عربی زبانی حساس به کمّیت با تکیه آزاد است. در این مقاله پس از معرفی ویژگی های رده شناختی فوق به بررسی و معرفی این ویژگی ها در دو زبان فارسی گفتاری و عربی معیار جدید می پردازیم.
بررسی تطبیقی ترمیم در مکالمات گویش اهوازی زبان عربی و زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش تعاملی ترمیم در مکالمات از دیرباز مورد توجه مکالمه کاوان بوده است. هدف این پژوهش مطالعه انواع ترمیم و راهبردهای آن در مکالمات گویش اهوازی زبان عربی و زبان فارسی است. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۰۰ شرکت کننده (۵۰ گویشور اهوازی و ۵۰ فارسی زبان) است که از افراد ۲۰ تا ۵۰ ساله ساکن اهواز و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. پس از ضبط مکالمات روزمره شرکت کنندگان، داده ها آوانگاری شده و با توجه به الگوی پژوهش موارد ترمیم در آنها شناسایی شدند. یافته های حاصل از 283 دقیقه مکالمه زبان فارسی و 240 دقیقه مکالمه زبان عربی نشان از بسامد زیاد کاربرد خودترمیمی-خودآغاز در مکالمات هر دو گروه دارد. همچنین، مشاهده شد شرکت کنندگان هر دو زبان برای شروع ترمیم خود عمدتاً از آغازگر غیرواژگانی در قالب انقطاع گفتار استفاده کرده اند. به علاوه، یافته ها نشان داد عرب زبانان هفت راهبرد جایگزینی، جستجو، بازیابی، حذف، درج، پرانتزسازی و پرش توالی را در مکالمات استفاده کردند، در حالی که فارسی زبانان نه راهبرد جایگزینی، جستجو، بازیابی، حذف، درج، پرانتزسازی، قالب بندی مجدد، مرتب سازی مجدد و پرش توالی را به کار برده اند. در هر دو زبان راهبردهای جایگزینی، بازیابی و جستجو با فراوانی بالا و راهبرد پرش توالی کمترین کاربرد را داشته است. یافته های پژوهش حاضر به این امر صحه می گذارد که اصول کلی ترمیم جهانی هستند، اما در زبان های مختلف مشاهده تفاوت در جزئیات آن دور از انتظار نیست.
The Predicative Role of Metacognitive Awareness in Teachers’ Cognition on Noticing Concept(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Linguistics Inquiry (ALI), Vol ۲, No ۱, Spring ۲۰۲۴
123 - 134
حوزههای تخصصی:
Teachers’ cognition, as an important entity in determining the level of efficient teaching, has been the target of recent studies. Metacognitive awareness is also claimed to be the manifestation of the underlining cognition. Therefore, this study took a new move in the area of teacher cognition research. It integrated teaching experience, one of the main factors of cognitive/metacognitive building blocks, in language noticing. It also managed to perceive the relation between teachers’ cognition and metacognitive awareness, taking experience into account. For this, at first, Noticing Concept Inventory (NCI) was given to 60 experienced and novice teachers, then the same teachers took teacher metacognitive awareness Inventory (MALT). The independent sample t-test confirmed the role of teaching experience in conceptualizing noticing; in the next statistical step, Pearson Correlation Coefficient and Multiple Regression Analysis detected the relation between teachers’ cognitive status and metacognitive awareness. Experienced teachers were found to be more metacognitively aware hence holding up higher level of noticing cognition. In the final step, the ANOVA pertained the procedural knowledge, as a metacognitive component, actively involved in the teachers’ noticing cognition. Findings illustrated the key role of teaching experience in forming and modifying teachers’ cognition on noticing.
Visibility of Iranian Fansubbers of K-pop Music Videos
حوزههای تخصصی:
Audiovisual translation has been the subject of substantial scholarly inquiry, with fansubbing being recognized as a unique mode within this field. Fansubbing involves translating and subtitling of foreign videos such as films into another language by fans, rather than by licensed translators. Performing a kind of play labor, fansubbers typically do not receive monetary remuneration for their efforts. Instead, they are motivated by their fandom’s satisfaction, gaining visibility and receiving likes. The concept of visibility has been subject to varying interpretations, with the first and most prominent example being Venuti's notions of visibility and invisibility. The advent of digital platforms provided translators with an opportunity to establish a digital presence and voice, which has opened up new avenues for enhancing the notion of translator's visibility. Adopting a quantitative strand of research, this study examines a corpus of 200 K-pop (Korean pop) music video subtitles translated by Iranian fansubbers, focusing on different aspects of translator's visibility across textual, paratextual, and extratextual domains. As per the study results, fansubbers exhibit a higher degree of visibility in the paratextual domain (47%), followed by the textual domain (26%) and the extratextual domain (17%). The most commonly employed strategy for enhancing visibility was mentioning social media ID before or after the subtitle content. Many other strategies were overlooked by fansubbers, either due to a lack of awareness or restrictions imposed by superiors. Different aspects of visibility identified in this study donate valuable insights for subtitlers seeking to enhance their visibility and engagement with respective communities.
تحقیق در واژه های دیریابِ نسخه ای مشکول از السّامی فی الاسامی (مورّخ 537 ه .ق.) با تأکید بر واژه های سیستانی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۹) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
92 - 131
حوزههای تخصصی:
یکی از فرهنگ های کهنِ عربی به فارسی که در پژوهش های لغویِ زبان فارسی اهمّیت بسیاری دارد السّامی فی الاسامی نوشته ابوالفضل احمد بن محمّد المیدانی (وفات: ۵18 ه .ق.) است. از این متن نسخه های کهنِ بسیاری برجای مانده است که کهن ترینِ آن ها مورّخ ۵37 هجری قمری است و در موزه آسیایی آکادمی علوم اتّحاد جماهیر شوروی (سابق) نگهداری می شود. ویژگی مهمِ این نسخه حرکت داشتنِ واژه های فارسیِ آن است؛ بنابراین به یاریِ آن می توان از تلفّظ های رایج آن زمان آگاه شد که البتّه برخی از آن ها ویژه محل تولّد یا زندگی کاتب بوده است. اهمّیت دیگر نسخه وجود برخی برابرهای سیستانی است که کاتب برای واژه های عربی برگزیده است. این واژه ها در نسخه های دیگرِ متن به کار نرفته اند و تنها در متون سیستانی به ویژه مهذّب الاسماء یافت می شوند. همچنین به سیستانی بودنِ بعضی از آن ها در کتاب الصّیدنه تصریح شده است. بنابراین می توان گفت برخی واژه های دیگرِ نسخه که در منابع دیگر یافته نشده است، به احتمال بسیار از منطقه سیستان است. این احتمال زمانی قوی تر گشت که تعدادی از این واژه ها در فرهنگ های سیستانی معاصر نیز به نظر رسید. با توجه به اینکه متون سیستانیِ نسبتاً اندکی از گذشته برجای مانده است وجود چنین نسخه هایی و تحقیق در آن ها اهمّیتی بسیار می یابد. همچنین این نسخه، به دلیلِ کهن، درست، کامل و مشکول بودن ضمن اینکه در تصحیح اثر، نسخه اساس واقع می شود، بهره مندی از آن نیازمند احتیاط است؛ به ویژه در مواردی که برابرهایی متفاوت با برابرهای دیگر نسخه ها دارد.
کیفیت بازنمایی کنشگران گفتمان در شعر آرش کمانگیر با تکیه بر الگوی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
197 - 226
حوزههای تخصصی:
فرایند بازنمایی شخصیت در روایت، دارای نمودهای گوناگونی از صورت بندی های مبتنی بر گفتمان است. پژوهش حاضر، برای توصیف عاملان و کنشگران گفتمان، آرای ون لیوون (Van Leeuwen, 1996) در باب گفتمان و کنشگران را در شعر حماسی آرش کمانگیر سروده سیاوش کسرایی به کار گرفته است. کنشگران اجتماعی در شعر آرش کمانگیر مشتمل اند بر آرش، ایرانیان و تورانیان (لشکر دشمن). راوی، در بازنمایی کنشگران اجتماعی –که سه دسته از شخصیت های شعر (آرش، ایرانیان و تورانیان) هستند- رویکرد دوگانه غیرانسان نمایی و انسان نمایی و فروعات این دو رویکرد را به کار گرفته است تا نسبت هایی از قبول و طرد را مبتنی بر مشروعیت و عدم مشروعیت طرح کند. در این میان، قبول و مشروعیت آرش و لشکر ایرانیان، به عنوان فرهنگ «خود» و با دو روش غیرانسان نمایی و انسان نمایی و فروعات این دو انتخاب، اعم از مشخص سازی، تمایزگذاری، نام دهی، مقوله بندی، ارزش گذاری مثبت و طبقه بندی، بازنمایی شده است. در مقابل، طرد و عدم مشروعیت لشکر دشمن به عنوان فرهنگ «غیر و بیگانه» با رویکرد طبقه بندی و ارزش گذاری منفی بازنمایی شده است.
بررسی تطبیقی گرایش های طبیعت گرایانه در آثار صادق چوبک و جک لاندن از دیدگاه نقش گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
11 - 38
حوزههای تخصصی:
مکتب طبیعت گرایی مدعی است که هنر و ادبیات باید جنبه علمی داشته باشند و تلاش می کند روش تجربی و جبر علمی را در ادبیات رواج دهد. در ایران، صادق چوبک یکی از نویسندگانی است که گرایش های طبیعت گرایانه مشهودی در آثار خود بروز می دهد. مشابه چنین تصوری، در ادبیات آمریکا برای جک لاندن وجود دارد. بااین حال، ادعای تعلق لاندن در ادبیات آمریکا و چوبک در ادبیات معاصر ایران به مکتب طبیعت گرایی موردبحث پژوهشگران ادبی بوده است. پژوهش حاضر بر آن است با بهره گیری از برخی اصول دستور نقش گرای نظام مند هلیدی، تحلیلی از داستان های «مردی در قفس» و «افروختن آتش» داشته باشد تا براین اساس میزان تعلق دو نویسنده به گرایش های طبیعت گرایانه را مورد سنجش قرار دهد. در مرحله نخست، فراوانی رخداد متغیرهای مقوله فرایندهای فرانقش اندیشگانی و مقوله های وجه نمایی و زمان داری فرانقش بینافردی تعیین شدند. سپس، براساس ساختار بند و اصول دستور نقش گرای نظام مند، تحلیلی آماری از میزان فراوانی مؤلفه های موردنظر ارائه شده و با استناد به متن دو داستان تبیینی کیفی از میزان گرایش های طبیعت گرایانه دو نویسنده ارائه شده است. یافته های پژوهش در پیوند با مؤلفه فرآیندهای فرانقش اندیشگانی نمایانگر آن است که سه فرایند مادی، رابطه ای و رفتاری در هر دو اثر بالاترین فراوانی را دارند که این خود تأییدکننده بازنمایی ویژگی های طبیعت گرایی در این آثار است. همچنین، فراوانی پایین فرایندهای کلامی و وجودی در هر دو اثر نشان از نگاه واقع گرا و طبیعت گرایانه نویسندگان دارد. افزون براین، مقایسه داده های به دست آمده از بررسی وجوه بندهای دو داستان نیز نشان می دهد که وجه خبری با اختلاف چشمگیری نسبت به دیگر وجه ها در بالاترین جایگاه قرار دارد که این ویژگی، قابل تعمیم به بیشتر آثار روایی است. گفتنی است که فراوانی رخداد دیگر وجه ها ناچیز بوده و نتیجه گیری بر مبنای آن ها پشتوانه محکمی نخواهد داشت. اگرچه به نظر می رسد فراوانی کم وجه هایی همچون شرطی و آرزویی در دو اثر را می توان ناشی از نگاه خالی از ناامیدی نویسندگان دانست. یافته های مربوط به مقوله زمان داری نیز نشان داد که در هر دو داستان زمان گذشته بالاترین میزان رخداد زمان دستوری را دارا است که با توجه به ماهیت روایی داستان های کوتاه، تأییدکننده این حقیقت است که نویسنده روایت گر وقایع طبیعی در زمان گذشته است. افزون براین، به نظر می رسد بتوان درصد پایین فراوانی کاربرد زمان آینده در دو داستان را نشانه ای از نامیدی به عنوان نماد بارزی از ویژگی های مکتب طبیعت گرایی دانست.
تحلیل فرایند شکل گیری معنا از طریق نظام های گفتمانی نشانه معناشناختی در داستان زال و رودابه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه معناشناسی گفتمانی علمی است که به مطالعه فرآیندی زبان می پردازد. این علم نشانه را به عنوان مبدأ و معنا را مقصد کار خود در نظر می گیرد. نشانه معناشناسی گفتمان را به عنوان حوزه کاری خود برمی گزیند. ازآنجایی که ادبیات از نمونه های گفتمان های پویاست، نشانه معناشناسی گفتمانی با بررسی عناصر دخیل در این گفتمان ها و روابط بین این عناصر، به کشف فضاهای معنایی مخفی می پردازد. پژوهش حاضر در پی بررسی فرآیند تولید معنا و نظام های گفتمانی مؤثر در این فرآیند در عناصر داستانی زال و رودابه شاهنامه فردوسی بر اساس رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی است. در بررسی این روایت مشخص شد که سوژه کنشی به جهت کسب ارزش و رفع نقصان خواهان داشتن فرزند است؛ اما رفع این نقصان باعث اولین تنش و چالش در سیر روایت می شود. سوژه با طرد نوزاد سپیدموی که مغایر با هنجارهای اجتماعی است، سعی در رفع چالش دارد، اما طرد فرزند چالش های بیشتری را پیش روی کنشگر اصلی و حتی دیگر کنشگران روایی قرار می دهد. در واقع، طرد فرزند در این روایت امکان اضمحلال معنا را فراهم می سازد. دراین بین، آنچه جریان معناسازی را تداوم می بخشد تبدیل شدن سوژه کنشی به سوژه شوشی و تغییر فضای روایت به فضایی حسی-ادراکی است. در واقع، حکیم فردوسی با استفاده از راهکارهای عاطفی و بهره بردن از نظام های معنایی از قبیل کنش، شوش، بوش، تخیل و اسطوره جریان معناسازی را تداوم می بخشد.