فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
129 - 144
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با رویکرد انتقادی شناختی و باهدف آگاهی رسانی و تکیه بر چهارچوب های نظری سعی دارد به وجود یک خلأ بزرگ و مورد غفلت واقع شده در حوزه آموزش زبان انگلیسی با اهداف دانشگاهی بپردازد که همان نبود رویکرد ارتباطی یا به طور دقیق تر نبود تمرینات ارتباطی در این کتاب ها است. ازاین رو این پژوهش به بررسی و مقایسه انواع تمرین ها در سه کتاب انگلیسی با اهداف دانشگاهی ایرانی و سه همتای بین المللی آن ها پرداخته است. همچنین نظرات اساتید ایرانی از طریق انجام مصاحبه مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان داد که در اکثر کتاب های درسی انگلیسی با اهداف دانشگاهی ایرانی تمرینهای ارتباطی وجود ندارد. از سوی دیگر در کتاب های همتای بین المللی تمرینهای ارتباطی به وفور و تنوع بالا دیده می شود. علاوه بر این نتایج ضمنی مطالعه نشان داد که کتاب های بین المللی حاوی تمرین های ارتباطی در حوزه مهارت های شناختی فرازبانی نیز بودند. تمامی مصاحبه شوندگان از نظر شناختی با یافته های حاصل از بخش اول این مطالعه موافق بودند. همچنین آن ها به موانع طراحی تمرینات ارتباطی و ارائه راهکار های مناسب اشاره کردند. پیشنهاد این مقاله این است که طراحی تمرین هایی در کتابها که ارتباط را بر می انگیزد می تواند در زمینه بهبود قدرت ارتباط دانشجویان در انگلیسی با اهداف ویژه بسیار راهگشا باشد. امید است این نتایج به عنوان یک ابزار شناختی باعث افزایش آگاهی در نویسندگان کتاب ها، اساتید و دانشجویان در شاخه انگلیسی با اهداف دانشگاهی شود.
پسایندسازی: آزمونی برای شناسایی سازه های نحوی در فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۶
65 - 83
حوزههای تخصصی:
یکی از واحدهای زبانی که در تحلیل دستوری و در پژوهش های مختلف بسیار مورد بررسی قرار گرفته، «سازه ها» هستند. تقریباً همه عملیات نحوی بر روی سازه ها اعمال می شود و شناسایی نکردن درست آن ها، افزون بر ایجاد ابهام نحوی، تحلیل عملیات نحوی را نیز در عمل ناممکن خواهد نمود. «آزمون های تعیین سازه» ابزارهایی هستند که در سنّت نحو ساختارگرا و در پی آن در کمینه گرایی برای شناسایی سازه ها و مرز بین آن ها معرفی شده اند. این در حالی است که در زبان فارسی به این موضوع کمتر از این دید توجه شده است. در پژوهش حاضر، پس از مرور آزمون های اشاره شده در منبع های گوناگون و بررسی ساخت سازه ای زبان فارسی، نخست، فرایند نحوی «پسایندسازی» را که در زبان فارسی بسیار رخ می دهد، تعریف کردیم. سپس، آن را با دیدی متفاوت و به عنوان آزمونی جدید برای شناسایی سازه ها که متناسب با نحو فارسی باشد، مورد تحلیل و بررسی قرار دادیم. در پایان، این نتیجه به دست آمد که می توان سازه های اصلی جمله، همچون گروه حرف تعیین، گروه حرف اضافه ای، گروه صفتی، گروه قیدی و گروه متمم نما را با موفقیت با استفاده از این آزمون شناسایی کرد. همچنین، به برخی محدودیت های این آزمون نیز در شناسایی بعضی سازه ها اشاره شده است.
گفتمانِ موکبانگ-کوکبانگ در جریان خلق تا هم آفرینی ارزشِ برندهای خوراکِ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان موکبانک، گونه ای از همگرایی برخط است که نمایانگر آماده سازی خوراک (کوکبانگ) یا خوردن خوراک (موکبانگ) به وسیله تأثیرگذار در جلوی دید کاربران است. این جریان به عنوان ابزاری برای ترویج غذاهای کره ای و بخشی حیاتی از هالیوا یا موج کره ای شناخته شده که در ایران و در جریان تعاملی غیرمستقیم و با واسطه تأثیرگذار با کاربران شبکه اجتماعی به شکل ویژه ای بازبافت سازی شده است. بی گمان، واکاوی ابعاد نهفته معناپردازِ موکبانگ در ایران، به کشف و شناسایی لایه های گفتمانی پنهان جریان هالیوا در پیوند با ارزش برندهای خوراک ایرانی منجر می شود که در این پژوهش برآنیم با رویکردی تفسیری و با ماهیتی چندروشی به آن بپردازیم. پیکره مورد بررسی، مشتمل بر موکبانگ هایی است که به روش هدفمند و با در نظر گرفتن ویژگی های معناپرداز رمزگان خوراک در گفتمان موکبانگ-کوکبانگ انتخاب شده اند. یافته های پژوهش با تحلیل پیکره پژوهش به روش تلفیقی نشان داد که رمزگان فرهنگی خوراک در گفتمان موکبانگ-کوکبانگ ایرانی، شکل ویژه ای در بازنمایی ارزش برندهای خوراک- در زمینه نوع خوراک، شیوه خوردن و آماده سازی خوراک- دارد: در پیوند با نوع خوراک، گفتمان تعاملی موکبانگ بومی ایرانی، خوردن برخی از خوراکی های غیربومی، همچون اختاپوس، هشت پا و کالاماری، را شامل می شود. در جریان بیناکنش مکتوب دنبال کننده ها، برخی با تضعیف سازه های فرهنگی بومی و تقویت عناصر موج جهانی هالیوا، افراد را به سوی پذیرش این جریان در میان کاربران ایرانی ترغیب کرده و برخی با ارجاع به مفهوم سنت از پذیرش آن پرهیز کرده اند. در گفتمان موکبانگ، شیوه خوردن اغلب با صدای تقویت شده به تحریک حسی کاربران پرداخته که با تکیه بر چالش های پرخوری و تندخوری- به صورت تک نفره یا دونفره- انجام می شود. گفتمان کوکبانگ ایرانی، به بازنمایی روش آماده سازی خوراک های روش های گوناگونی همچون آماده سازی خوراک های ملل به ویژه آسیای شرقی با ارجاع به منشأ آن، روش پختن فست فودهای مدرن همسو با جریان های جهانی مک دونالدسازی، بازبافت سازی خوراک های ایرانی سنتی با تکیه بر روایت های تاریخی و موارد مشابه می پردازد.
استعاره های مفهومی کرونا در زبان کردی سورانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۸
9 - 33
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تکیه بر دیدگاه چندسطحیِ استعاره، به بررسی استعاره های مفهومی کرونا از دیدگاهی شناختی پرداخته است. به این منظور، با استفاده از روشی پیکره بنیاد، ۹۳۲ عنوان خبری به دست آمده از عنوان های شبکه خبری کردپرس مابین سال های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ بررسی شدند. گفتنی است همه عنوان های خبری مورد بررسی دربرگیرنده واژه کرونا بودند. سپس، با بهره گیری از دیدگاه های کوچش در پیوند با استعاره مفهومی، حوزه های مبدأ هر یک از عنوان های خبری مشخص شد. در گام بعدی، با استفاده از دیدگاه چندین سطحی کوچش، نگاشت های بین دو حوزه مبدأ و مقصد در چهار سطح طرحواره تصویری، ماتریس حوزه، قاب حوزه و فضای ذهنی برای استعاره های کردی مشخص شد. این چهار سطح طرحواره تصویری، حوزه، قاب و فضای ذهنی با یک دیگر سلسله مراتبی از جزئیات درون خود را به صورت طرحواره در ذهن افراد تشکیل می دهند. سلسله مراتب به این صورت است که در بالاترین سطح طرحواره تصویری و در پایین ترین سطح فضای ذهنی قرار دارد. سطح های حوزه و قاب نیز به ترتیب از بالا به پایین، بین دو حوزه طرحواره و فضای ذهنی قرار دارند. ویژگی هایی که به صورت مشترک بین دو حوزه مبدأ و مقصد وجود دارد، سبب نگاشت بین مفاهیم انتزاعی و عینی می شود. در نهایت، حوزه هایی همچون بلا، عامل مرگ، حرکت، جنگ، رکوردزدن به عنوان مهم ترین حوزه های به کاررفته در استعاره های مفهومی مرتبط با بیماری کرونا در زبان کردی سورانی شناخته شدند. همچنین، با در نظر گرفتن تأثیر کلام بر نحوه نگرش افراد جامعه، به تحلیل نوع کاربرد های استعاره های بیان شده در عناوین خبری پرداختتیم.
بررسی خطاهای زبانی یک دانش آموز پایه سوم ابتدایی دارای سندرم داون براساس مفاهیم زبان شناسی شناختی: مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی، توصیف و تحلیل خطاهای زبانی یک مورد دانش آموز تک زبانه فارسی زبان مبتلا به سندرم داون که در پایه سوم ابتدایی تحصیل می کند، می پردازد. در واقع، هدف پژوهش حاضر به کارگیری مفاهیم زبان شناسی شناختی در تحلیل نمونه گفتار روایی این دانش آموز است. به همین منظور داده های پژوهش توسط آزمون زبانی نیلی پور و همکاران (1402) و ارزیابی های گفتار درمانگر به وسیله ضبط صدای آزمودنی گردآوری شدند. بعد از گردآوری داده ها، نگارندگان داده ها را آوانویسی کرده و بر حسب نوع خطاها در قالب جداولی دسته بندی کردند. بررسی ها نشان داد که این دانش آموز در ساختار خرد نحوی بیشتر از ساختار کلان نحوی دارای مشکل است. در واقع، این دانش آموز از آنچه که توماسلو (2003 ) از آن تحت عنوان طرح واره محوری و ساخت نحوی عنصربنیاد یاد می کند، استفاده می کند ولی طرح واره های پیشنهادی لیکاف (1987) در این دانش آموز شکل نگرفته است. همچنین این دانش آموز از واژگان انتزاعی در گفتارش استفاده نمی کند و کاربرد صحیح افعال و واژگانی که نشان گر روابط زمان دار هستند، نیز با مشکل روبرو است. پیشنهاد می شود در آموزش های گفتاردرمانی به این دانش آموز در کنار روش های فعلی آموزش، روش هایی مبتنی بر تقویت طرح واه های پیشنهادی لیکاف جهت بهبود ساختار کلان نحوی طراحی و انجام شود.
Inspecting Instrument-Based Variability: Effects of Enriching Willingness to Communicate Questionnaire - A Mixed Methods Approach(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۶, No.۳۲, Spring & Summer ۲۰۲۳
79 - 100
حوزههای تخصصی:
The purpose of this cross-sectional mixed methods sequential explanatory study was to find out the effects of enriching McCroskey's (1992) Willingness to Communicate (WTC) questionnaire using oral-visual role-play on EFL responses from comparing the responses of 117 pre-intermediate EFL learners to this instrument before and after the enriching act. This study relates to sociolinguistic research in order to develop more authentic data collection and assessment. The quantitative results indicated no statistically significant effect in average score of the responses, and a decrease in reliability from original to the enriched one, but individual and item internal changes. Then, it followed up with 12 purposefully selected typical respondents to explore those quantitative results in verbal protocol after each administration of original and enriched WTC questionnaire that detected source of variability due to purpose, place, visualization, age, gender, and personality of the interlocutors in the role-plays. The quantitative and qualitative findings from the two phases of the study are discussed with reference to the prior research. Finally, implications and recommendations for EFL instructors, supervisors, and language assessors are provided.
بررسی نشانه های معرفگی اسم در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر یک از نشانه های زبانی و از آن جمله نشانه های معرفگی در زبان می تواند در بافت های زبانی و غیرزبانی مختلف تعابیر متفاوتی داشته باشد. هدف از نگارش مقاله حاضر پاسخ به این پرسش است که آیا می توان در زبان فارسی به محض مشاهده نشانه های معرفگی یا نکرگی با یک اسم، معرفه یا نکره بودن آن را با قطعیت تعیین کرد. این بررسی در چارچوب نظری کتاب «معرفگی» نوشته کریستوفر لاینز (1999) صورت می گیرد و با همان رویکرد، ابتدا نشانه های صوری برشمرده شده برای معرفگی و نکرگی از تحقیقات پیشین گردآوری شده اند. سپس معرفگی هر یک از نمونه های دارای این نشانه ها، که از داده های تصادفی به دست آمده از پیکره «هم-بام» (1401) هستند، با مقایسه با نمونه های ساختگی در بستر گفتمان و با هدف کاربردشناختی بررسی می شود. نتیجه آنکه معرفگی مفهومی مطلق نیست و اسم در روند یک گفتمان، نسبت به وقوع های دیگر خود، معرفه تر یا نکره تر است. اسم جنس که به ارجاع ذهنی اشاره دارد، مطابق اطلاعات مشترک سرنمونه آن در ذهن گویشوران هر زبان به صورت خارج از بافت، دارای سطحی از معرفگی است، اما باید در بافت همراه به لحاظ برآرودن هدف گفتمان، از نظر معرفگی بررسی شود.
باهم آیی و ابهام واژگانی و مشکلات (نارسایی های) مربوط به معادل گزینی (سازی) آن ها در متون بانکی با استفاده از نظریۀ معنا شناسی ساختارگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و همچنین استفاده از دیدگاه زبان شناختی معناشناسی ساختارگرا سعی در بررسی موضوع باهم آیی و ابهام واژگانی در متون بانکی مربوط به اعتبار اسنادی از بانکداری بین الملل (مقررات و دستورالعمل ها) و مشکلات و نارسایی های مرتبط با معادل گزینی (سازی) فارسی آن ها با انتخاب پنج کتاب ترجمه شده مقابله ای دارد. یافته های پژوهش نشان می دهند که باهم آیی های موجود در بخش تخصصی این متون ویژگی هایی چون بافتی (واژگان و دستوری)، ساده، قابل انتظار، بی فاصله، پربسامد، واژه محوری، موقعیتی، معنایی و همنشین بودن را دارند که مترجمان این باهم آیی ها را گاه با چندین و گاه تنها با یک معادل ثابت به زبان فارسی برگردان نموده اند که گزینش و یا ساخت معادل ثابت برای این باهم آیی ها از برای یکسان سازی و ایجاد زبان خاص فنی فارسی در زمینه ی اعتبار اسنادی از بانکداری بین الملل بسیار مناسب به نظر می رسد. درخصوص ویژگی های مربوط به چندمعنایی (ابهام) های واژگانی موجود در این متون نیز این نتیجه حاصل گردید که در بخش تخصصی متون بانکی برگزیده واژه های بسیاری وجود دارند که اغلب به دلیل کاربرد ویژه و با به-کارگیری جدید آن ها در حرفه ی بانکداری همراه با ایجاد معنای جدید به وجود آمده اند و دلالت چندگانه معنایی دارند. اما این دلالت های چندگانه باتوجه به بافت زبانی (روابط دستوری و معنایی یک واژه با دیگر واژه های قبل و بعد خود) و باهم آیی های خاصی که واژه چندمعنا همراه با آن ها به کار می رود همچون واحدی تک معنا و بدون ایجاد ابهام عمل می کنند.
یادگیری تلفظ و اصول آواشناسی در کتاب های آموزش زبان آلمانی به غیر آلمانی زبان ها بر اساس نگاهی تحلیلی به اثرهای آموزشی نسل شش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و معرفی راهکارهای متداول در قلمرو یادگیری اصول آواشناسی و تلفظ در رویکرد عملگرا در کتاب های نسل شش آموزش زبان آلمانی به غیر آلمانی زبان ها انجام می گردد. به طور کلی، انتقال عادت های تلفظی نادرست از زبان مادری به زبان های خارجی هنگام یادگیری این زبان ها امری اجتناب ناپذیر تلقی می گردد. حال آن که نقش اثرهای آموزشی در حل این مسئله بسیار حائز اهمیت است. بنابراین، تمرکز روی تلفظ و آموزش اصول آواشناسی هنگام انتخاب اثر آموزشی مناسب برای کلاس از اهمیت بالایی برخوردار است. این مقاله نخست به تبیین معیارهای کارآمد در عصب شناسی آموزش و رویکرد عملگرا برای یادگیری اصول آوا شناسی و تلفظ در کتاب های آموزش زبان آلمانی به غیرآلمانی زبان ها می پردازد. سپس از نتایج خلاصه شده در این قسمت برای معرفی جدول تدوین شده توسط پژوهشگر برای انجام پژوهش های تحلیلی استفاده می گردد. این پژوهش ها با کمک دو کتاب Schritte plus Neu و Menschen از نسل نو اثرهای آموزشی در کشورهای آلمانی زبان در سطح A1 بر اساس چارچوب اروپایی مشترک برای زبان ها (GER) انجام خواهد شد. بعد از معرفی جدول معیارها، کلیه تمرین های مرتبط با یادگیری اصول آواشناسی آلمانی در این کتاب ها مورد ت بررسی دقیق قرار گرفته و پس از انجام مقایسات نشان داده خواهدشد که کدام اثر در ارائه نکات مرتبط با یادگیری قواعد آوایی موثرتر عمل کرده است. نتیجه این که، مدرسان زبان آلمانی می توانند با استفاده از جدول معیارها الف) در انتخاب اثر آموزشی با راهکارهای مناسب برای آموزش اصول آواشناسیبا دقت بیشتری عمل کنند و ب) همواره در کلاس های خود از شیوه های کارآمدتری برای یادگیری قواعد آوایی بهره مند شوند.
مقایسه استعاره مفهومی فضیلت اخلاقی راستی در متون فارسی میانه و فارسی دری (مقایسه موردی: مینوی خرد و گلستان سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده ، پاسخ به این پرسش است که مفهوم استعاره «راستی» در دو متن مینوی خرد و گلستان سعدی دارای چه حوزه های مبدایی بر اساس نظریه «استعاره معاصر» هستند و نتیجه مقایسه آن ها با یکدیگر چیست.. داده های تحقیق نشان می دهد که 5 نام نگاشت : شیء، عمل، مسیر، سخن و زیورآلات برای مفهوم «راستی» در دو متن مینوی خرد و گلستان سعدی یافت شده است. نام نگاشت های شیء وعمل با تفاوت بسامد، در هر دو متن مشترک بود. [راستی مسیر است] و [راستی سخن است] فقط در مینوی خرد و [راستی زیورآلات است] فقط در گلستان سعدی مشاهده شدند. از آنجا که گفتمان در دو وجه عملی (تمدن) و نظری (فرهنگ) بر ذهنیت ها اثر می گذارد، شاید بتوان گفت که [راستی زیورآلات است] به عنوان نشانی از وجه تمدنی گفتمان ، در گلستان بیشتر مورد تاکید بوده در حالیکه [راستی سخن است] و [راستی مسیر است] تاکید بر وجه فرهنگی گفتمان در مینوی خرد دارد، که البته هیچکدام از این دو وجه بر دیگری ارجحیتی ندارد و فقط نشان از آن دارد که در ایران پیش و پس از اسلام گفتمان «راستی» اهمیت داشته است.
رویکردی شناختی به نفی دوگانه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی نفی دوگانه در زبان فارسی در چارچوب زبان شناسی شناختی و براساس نظریه فضاهای ذهنی صورت گرفته است. مقوله نفی یکی از مقولات شناختی، عقلانی و زبانی مهم در ذهن بشر است که در زبان های مختلف دنیا به صورت های گوناگونی تجلی می یابد. این مقوله در زبان فارسی نیز توسط عناصر و ساختارهای منفی ساز متعددی تجلی پیدا می کند که آن ها را در یک تقسیم بندی کلی می توان به دو دسته نفی منفرد (ساده) و نفی چندگانه تقسیم کرد. داده های پژوهش مشتمل بر 921 جمله فارسی است که از شبکه اجتماعی اینستاگرام استخراج شده اند. نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد که هر جمله منفی دوگانه علاوه بر فضای ذهنی مربوط به خود، فضای ذهنی جمله مثبت و گاهی فضای ذهنی جمله منفی منفرد متناظرش را برمی انگیزد. همچنین درک معنای نفی دوگانه وابسته به شکل گیری این فضاهای ذهنی و ایجاد نگاشت های مفهومی بین آن ها براساس سه فرایند شناختی تخفیف، تشدید و خنثی سازی معنایی صورت می گیرد.
مطالعه جغرافیای تاریخی داستان رفتن بهرام گور به نخجیرگاه در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان رفتن بهرام گور به نخجیرگاه در شاهنامه فردوسی، یکی از داستان های مرتبط با شخصیت بهرام گور است که موقعیت جغرافیایی آن تاکنون به طور دقیق شناسایی نشده است. این پژوهش با هدف پاسخ به این سوال که: جغرافیای تاریخی این داستان بر اساس اسناد و مدارک مکتوب در کجا قرار دارد؟ انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی استفاده شده است. داده های تاریخی و ادبی با شواهد جغرافیایی و میدانی مقایسه شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهند که مکان هایی چون «برقوه» با شهر ابرقوه در استان یزد هم خوانی دارد و «جز» با منطقه جزستان در بزدیکی ابرقوه منطبق است. علاوه بر این، شواهد میدانی حاکی از آن است که نخجیرگاه بهرام گور در محدوده ای میان کاسه رود و کوه های مرزی ابرقوه و آباده قرار داشته است. این یافته ها با شواهد باستان شناسی، از جمله رباط شاه نشین و تل قصر بهرام، همخونی دارد. پژوهش حاضر تصویری دقیق از جغرافیای تاریخی این داستان ارائه می دهد و می تواند مبنای پژوهش های آینده در این حوزه باشد.
Self-Reflection Training: An Investigation of Iranian In-Service EFL Teachers’ Belief and Performance Development(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aims to investigate the effect of implementing self-reflection training on Iranian in-service EFL teachers’ beliefs and performance development. From all available participants teaching at the International College of Tehran University of Medical Sciences in Tehran, 20 in-service EFL teachers were involved in this study. The teacher’s belief questionnaire, observation checklist, and Skype app were used as the instruments to collect data. Before the training phase, the pre-tests, i.e., observation checklist and teacher’s belief questionnaire, were used for all the participants. The researchers utilized Skype App to instruct the participants in an online setting. During the training phase, participants were exposed to self-reflection practice. The instruction was done in 16 sessions twice a week for two months. After the training phase, the post-tests were run, i.e., the observation checklist and teachers’ belief questionnaire. The data analysis revealed that implementing the principles of self-reflective instruction had a statistically significant effect on Iranian in-service EFL teachers’ beliefs about their teaching practice efficacy and teaching performance development. This study has some implications that may help language teacher educators, English instructors, EFL/ESL learners, students, language curriculum program policymakers, and educational syllabus designers.
Assessing Cognitive Control in EFL Development: Online vs. In-Person Classes(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In recent years, there has been increasing interest in understanding how cognitive skills influence second language acquisition. Cognitive control, a set of mental processes that include attention, inhibition, and working memory, has been shown to play a significant role in language learning. This study examines the impact of cognitive control skills on language development among adult Iranian English learners, comparing it both in online and in person settings. Forty adult EFL learners were divided into two groups and underwent a 9-week instructional period, with cognitive control skills assessed using the Attention Network Task (ANT), working memory tasks, and a Raven’s IQ test. Data were analyzed using Pearson correlation, regression, and ANCOVA to determine relationships between variables. The results of the study revealed that while aspects of cognitive control like orienting and altering do not have a significant impact on language development, the more complex, controlling aspect exhibits a positive relationship (F=4.937, p=0.033). This relationship was contingent upon controlling for differences between post-examination and primary examination of ANT results, indicating that controlling attention is a stronger predictor of language outcomes. Furthermore, the study demonstrated that the mode of instruction—online or in-person—has no significant impact on this relationship (F=0.009, p=0.925), suggesting that cognitive control operates independently of teaching mode. The study’s findings suggest that educators and curriculum developers should emphasize activities targeting the controlling component of cognitive control in language learning, as this is linked to better language development. Additionally, since the mode of instruction does not significantly impact this relationship, effective language instruction can be delivered in both online and in-person settings, providing flexibility in course design.
دگرگونی تصویر هویّتِ ملّی در ترجمه: موردپژوهی نمایشنامه گزارش مردم گریز مولیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه می توان از ترجمه شناسی به عنوان یک ابزار به منظور تجزیه وتحلیل متون ادبی در حوزه تصویرشناسی استفاده کرد. در میان متون ادبی، نمایشنامه ها در ارائه تصویرِ هویّت ملّی هر کشور نقش مهمی دارند. مولیر به عنوان یکی از نمایشنامه نویسان برجسته فرانسوی آثار متعدّدی را خلق کرده و به طور غیرمستقیم تصاویری از شخصیت و آداب ورسوم فرانسویان در سده هفدهم ترسیم کرده است. مترجمان ایرانی نیز برخی از نمایشنامه های وی را به فارسی برگردانده و در اختیار خوانندگان قرار داده اند. در این پژوهش بررسی دگرگونی تصویر فراشخصی در ترجمه نمایشنامه گزارش مردم گریز مولیر به فارسی توسّط میرزاحبیب الله اصفهانی، هدف مورد نظر برای این تحقیق است. بدین منظور در تحلیل داده ها از روش توصیفی‑تحلیلی بهره گرفته خواهد شد و به طور خاص از دیدگاه دیتسه در حوزه تصویرشناسی و آراء اِتکین در حوزه ترجمه شناسی استفاده می شود. با تحلیل و مقایسه تصاویر متن مبدأ و متن مقصد، تغییرات به وجود آمده بررسی خواهد شد. این پژوهش نشان می دهد که مترجم برخی از تصاویر را خواسته یا ناخواسته تغییر داده است. ترجمه وی در دسته های ترجمه‑تقریب و ترجمه‑بازآفرینی مطابق با نظر اتکین قرار می گیرد.
Exploring the Efficacy of Process-Based Reflective Teacher Training: A Focus on Situational Role Plays, Video Analysis, and Scenario Evidence as Guided Reflective and Caring Practices for EFL Teacher Candidates(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current study aimed to explore the effectiveness of a process based reflective teacher training course that utilized situational role plays, video analysis, and scenario evidence as guided reflective and caring practices for EFL (English as a Foreign Language) teacher candidates. To this end, 45 teacher candidates at a teacher education university in Iran participated in a semi-structured interview (pre-intervention and post-intervention interview) and created process-oriented narrative journals documenting their reflective and caring practices. The findings of the study indicated that all the three groups of participants (role play group, scenario-based evidence group, and video evidence group) benefitted from the course and demonstrated improvement in various ways. The emerged themes from each group (role play group: 23 categories, video group: 17 categories, and scenario-based evidence group: 16 categories) illustrated how these strategies supported teacher candidates in developing their caring and reflective practices.
خوانش نمودی محمول های حصولی و غایتمند در حضور عبارت تداومی؛ رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقوله نمود یکی از مهم ترین ویژگی های ساختاری و معنایی فعل هاست. بحث عبارت تداومی و تأثیر آن بر خوانش نمودی انواع افعال نیز ازجمله مباحث مهم در بررسی نمود واژگانی به شمار می رود. هدف پژوهش حاضر این است که به بررسی خوانش نمودی محمول های حصولی و غایتمند، که هردو از نوع نهایت پذیرند، در حضور عبارت تداومی در زبان فارسی بپردازد تا مشخص شود که افزودن یک عبارت تداومی به جمله حاوی محمول حصولی یا غایتمند چه تأثیری بر خوانش نمودی آن خواهد داشت. نتایج این تحلیل که براساس رویکرد مک دونالد (2008) و در چارچوب برنامه کمینه گرا انجام شده است نشان داد که افزودن عبارت تداومی به محمول های حصولی تکرارشدنی و چرخه ای به خوانش «پایان زمان» منجر می شود، اما در کنار محمول های حصولی تکرارنشدنی اضمحلالی خوانش نهایت ناپذیر تک رویدادی به دست می دهد. بررسی تأثیر حضور عبارت تداومی بر خوانش نمودی محمول های غایتمند نیز نشان داد که خوانش نمودیِ این محمول ها هم مانند محمول های حصولی در حضور عبارت تداومی نه تنها به نوع مفعول (از لحاظ کمیت دار بودن یا نبودن) بستگی دارد، بلکه به ماهیت خود رویداد نیز بستگی دارد که آیا تکرارپذیر است یا تکرارناپذیر.
معرفی کتاب «کتاب شناسی تحلیلی زبان ها و ویش های ایرانی نو»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
281 - 283
حوزههای تخصصی:
معرفی کتاب شناسی تحلیلی زبان ها و گویش های ایرانی نو از لودویگ پاولدر میان کتاب های ارزشمند حوزه زبان شناسی زبان های ایرانی کتاب شناسی تحلیلی زبان ها و گویش های ایرانی نو با گنجینه ای شامل 3600 عنوان زبان شناسی و گویش شناسی زبان های ایرانی نو، قابل تقدیر و تأمل است.کتاب شناسی تحلیلی زبان ها و گویش های ایرانی نو که در سال 2022 توسط دکتر لودویک پاول (Ludwig Paul) و با همکاری پژمان فیروزبخش در آلمان به چاپ رسیده است، گنجینه ای گرانبهاست که در 444 صفحه طراحی شده است. این کتاب دربرگیرنده 3600 اثر از نویسندگان ایرانی و غیرایرانی است که از سال 1980 تاکنون در قابل کتاب و مقاله به چاپ رسیده است. خود نویسنده معتقد است که این اثر اولین گزارش جامع از تحقیقات ایرانی در این زمینه به شمار می آید و همچنین شامل آثاری است که به اصطلاحات محلی، همراه با مطالعات فولکلوریک درباره ادبیات گویشی نوشته شده است. وی همچنین بیان می کند که قابل توجه ترین مسئله درباره این کتاب، کمیتِ صِرف، کیفیت و جامعیت انتشارات فارسی در مورد زبان ها و گویش های ایرانی نو است که به ندرت کسی (از جمله نویسنده) انتظار وجود آن را داشت.دکتر پاول این کتاب را تقدیم می کند به یاد و خاطره ایرج افشار که علاقه و دانشش به امور ایرانی، دایره المعارف گونه بود و برجسته ترین و پرکارترین کتابشناس ایران بود.
نقش قدرت واجی در بروز فرایندهای تقویت در فارسی بر مبنای رویکردهای فولی و ونمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۶
213 - 231
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیشِ رو به نقش قدرتِ واجی در بروز فرایندهای در زمانیِ تقویت در زبان فارسی می پردازد. فرایندهای تقویت «انسدادی شدگی غلت»، «سایشی شدگی غلت»، «انسایشی شدگی غلت» و «دهانی شدگی» با توجه به مفاهیم «قدرت جایگاهی»، «قدرت همگون کننده» و «اصل توسعه ماندگاری» (Foley, 1977) و «قوانین بهینه ساخت هجا» (Vennemann,1988) تحلیل شده اند. داده ها در قالب واژه و با بهره گیری از واژه نامه های زبان های فارسی باستان و فارسی میانه گردآوری شده اند. برخی از یافته های پژوهش از این قرارند: نخست اینکه، در بروز هر چهار فرایند، عاملِ «قدرت جایگاهی» دارای نقش است. دوم آنکه، همخوان های /w/، /y/ و /h/ در جایگاه آغازه هجا و آغاز واژه، به منظور تقویت جایگاهی آغازه فارسی میانه و تحت تأثیر «قانون آغازه برتر» به ترتیب به همخوان های [b, Ɉ, v]،[ʤ] و [χ] تبدیل شده اند.
Undergraduate EFL Students’ Perceived Emotions in Assessment: Disclosing the Antecedents and Outcomes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۳, Issue ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۳
111 - 129
حوزههای تخصصی:
A bulk of research has revealed that emotions play a crucial role in different aspects of second/foreign language (L2) education. However, the emotions that English as a foreign language (EFL) students experience during assessment have been neglected, so far. Against this backdrop, this qualitative study intended to unveil the typologies, antecedents, and outcomes of assessment-related emotions of 24 Iranian EFL undergraduate students studying applied linguistics. To this end, a semi-structured interview and a narrative frame were employed. The results of the thematic analysis demonstrated that undergraduate EFL students experienced different positive and negative emotions before, during, and after assessment practices at the university. Furthermore, it was found that “teacher”, “tasks”, and “textbook” were the most frequent causes of the participants’ perceived emotions in assessment. Concerning the outcomes of assessment-induced emotions, the results demonstrated that “burnout”, “frustration”, “demotivation”, “stress”, and “self-doubt” were the most frequent negative outcomes, while “motivation”, “learning”, “pride”, and “excitement” were repeatedly posited as positive outcomes. Finally, the study enumerates some implications for L2 educators and researchers concerning the role of emotions in assessment processes and practices.