فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۱٬۱۴۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اجرای یک نظام مدیریت دانش در سازمان، یک حرکت جمعی و سازمانی است که همه ی افراد در رده های مختلف باید درگیر آن شوند. هدف از این پژوهش، شناسایی میزان تأثیر عوامل مؤثر (استراتژیهای سازمان، فن آوری اطلاعات، مدیریت منابع انسانی و ارتباطات فراسازمانی) بر پیاده سازی مدیریت دانش در بیمارستان های خصوصی شهر اصفهان بود.
روش بررسی: روش تحقیق توصیفی- پیمایشی، از گروه میدانی و از نوع کاربردی بود. جامعه ی آماری تحقیق، شامل کلیه ی مدیران و سرپرستان سه بیمارستان خصوصی سینا، سعدی و بهارستان شهر اصفهان (142 نفر) در سال 1389 بود؛ که با استفاده از جدول Kerjcie و Morgan، تعداد نمونه 104نفر به دست آمد و به شکل تصادفی طبقه بندی شده از جامعه ی مورد نظر انتخاب گردیدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ای محقق ساخته با 35 سؤال بسته بود که جهت سنجش روایی آن از روایی محتوایی و صوری استفاده شد و ضریب پایایی آن از طریق شاخص Cronbach's alpha معادل 95/0 برآورد گردید. در بخش تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی مانند میانگین، انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از آزمون های One sample t test، Independent t test، Tukey، One way anova و t2 Hotteling با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شد.
یافته ها: از میان عوامل مؤثر بر پیاده سازی مدیریت دانش، تنها تأثیر عامل استراتژیهای سازمانی در بیمارستان های خصوصی بالاتر از سطح متوسط بود و تأثیر بقیه ی عوامل کمتر از سطح متوسط بود.
نتیجه گیری: استراتژیهای سازمانی بیمارستان های منتخب خصوصی شهر اصفهان، نسبت به سه مؤلفه ی دیگر تحقیق، نقش بالاتری در پیاده سازی مدیریت دانش در این سازمان ها، ایفا مینماید و به پیاده سازی مدیریت دانش در آن ها کمک میکند.
شرکت های فروشنده ی نرم افزار سیستم اطلاعات بیمارستانی و نیاز کاربران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نظر به اهمیت نقش کاربران در موفقیت یا شکست یک سیستم اطلاعات بیمارستانی و همچنین سهم شرکت های نرم افزاری به عنوان عرضه کننده ی «خدمات سیستم های اطلاعاتی» نه فقط «فروشنده ی محصولات»، این مطالعه با هدف ارزیابی سیستم های اطلاعات بیمارستانی بر اساس نیازهای کاربران در ایران انجام شده است.
روش بررسی: از طریق یک مطالعه ی توصیفی، 5 شرکت که بیشترین نقش را در عرضه ی نرم افزارهای سیستم اطلاعات بیمارستانی در مراکز آموزشی درمانی داشتند، انتخاب شدند. نرم افزارهای HIS (Hospital Information System) با استفاده از چک لیست و از طریق مشاهده در 8 بیمارستان بر اساس معیارهای تعیین شده، مورد ارزیابی قرار گرفتند. چک لیست اولیه بر اساس نوشته جات و کاتالوگ/بروشور شرکت های عرضه کننده ی نرم افزار HIS تهیه شد و طبق دیدگاه کاربران و متخصصین، مورد ویرایش قرار گرفت. جهت تأمین پایایی چک لیست، مطالعه ی پایلوتی انجام شد تا نرم افزارهای HIS را مورد ارزیابی قرار دهد. جهت تعیین روایی چک لیست نیز از شیوه ی آزمون- بازآزمون استفاده شد. داده ها از طریق مشاهده ی مستقیم، مصاحبه با کاربر و مسؤول واحد IT بیمارستان جمع آوری شد و به وسیله ی آمار توصیفی و نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نرم افزار شرکت طراحان بوعلی با 67 درصد، بیشترین نیاز کاربران را برآورده نموده است. هر چند همین شرکت انتظارات کاربران را به صورت متناسب تأمین نمیکرد؛ مدارک پزشکی (5/74 درصد)، داروخانه (6/58 درصد)، آزمایشگاه (5/74 درصد)، پرستاری (3/23 درصد) و مالی (4/65 درصد). حداقل نیاز کاربران (29 درصد) توسط شرکت نرم افزار میکرو افزار قشم برآورده شده است. اگر چه بیشترین نیاز کاربران در بخش های داروخانه (6/58 درصد)، آزمایشگاه (69 درصد) و پرستاری (60 درصد) توسط همین شرکت تأمین شده است.
نتیجه گیری: هیچ یک از نرم افزارهای مورد ارزیابی، نیاز کاربران را به طور کامل در کلیه ی بخش ها برآورده نمیکنند. شکست در برآوردن انتظارات کاربران در این سیستم ها را میتوان به مشارکت ضعیف کاربران در طراحی این سیستم ها نسبت داد؛ شاید بتوان اذعان داشت که طراحی سیستم های اطلاعاتی در کشورمان هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد. از این رو با توجه به اهمیت نقش کاربر در موفقیت سیستم اطلاعاتی، به کارگیری رویکرد های جامع جهت طراحی این سیستم ها بر اساس اهداف و فرایندهای سازمان و نیاز کاربر ضرورری به نظر میرسد.
جذب، اشتغال و آموزش مدارک پزشکی در استان اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شاخص پذیرش دانشجو به طور اساسی به نیازهای جامعه در خصوص تخصص خاص و بستر مناسب آموزشی از قبیل تعداد استادان، فضای آموزشی، منابع آموزشی و تسهیلات آموزشی برای آن رشته ی تحصیلی بستگی دارد. بنابراین این مقاله حاصل پژوهشی است که با هدف تعیین شاخص پذیرش دانشجو، اشتغال و آموزش در مقاطع مختلف رشته ی مدارک پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1385 انجام گردیده است.
روش بررسی: این مطالعه از دسته ی مطالعات تحلیلی بوده است. جامعه ی پژوهش شامل کلیه ی دانشجویان پذیرفته شده، دانش آموختگان، مدرسین گروه مدارک پرشکی و شاغلین واحدهای مرتبط با مدارک پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از بدو تأسیس دانشکده ی مدیریت و اطلاع رسانی (یعنی از سال 1368 تا سال 1385)، مؤسسات و سازمان های مختلف در استان اصفهان تا سال 1385 بود. ابزار جمع آوری داده ها، چک لیستی بود که بر اساس اهداف پژوهش طراحی و روایی آن به وسیله ی متخصصان تأیید شد. یافته ها به کمک آمار توصیفی و تحلیلی و نرم افزار SPSS تحلیل گردید.
یافته ها: از سال 1368 تا پایان سال 1385، 586 دانشجو در مقاطع کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد پذیرفته شده اند و در نهایت تا پایان سال 1386 تعداد 526 دانشجو در مقاطع ذکر شده دانش آموخته شده اند. بیش از نیمی از شاغلین در واحدهای مدارک پزشکی استان اصفهان دارای مدرک تحصیلی دیپلم و کمتر هستند که هیچگونه سنخیتی با شغل آنها ندارد. نتایج آزمون Chi-Square نشان داد که پست های سازمانی مدارک پزشکی اشغال شده با تخصص افراد مطابقت نداشت. اما از شاخص های مربوط به پذیرش دانشجو، شاخص تخصیص منابع و امکانات به دانشجویان در حد خیلی خوب و شاخص تعداد هیأت علمی در حد مطلوب بود.
نتیجه گیری: نسبت شاخص های مربوط به پذیرش به تخصیص منابع و امکانات برای دانشجویان در حد خیلی خوب بوده است. اما با توجه به افزایش جذب دانشجو در دوره ی کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی و از طرفی پیوسته شدن دوره ی کارشناسی، و از طرفی اشغال بیش از نیمی از مشاغل مربوط توسط غیر متخصصین در این رشته شایسته است بین سیاستهای جذب دانشجو و اشتغال دانش آموختگان با وزارتخانه مرتبط برای احداث دوره، تعداد پذیرش دانشجو و دفتر امور استخدامی در استانداری، کارگزینی و سایر سازمانهای مربوط، هماهنگی و تدابیری صورت و اصلاحاتی در این خصوص منظور گردد.
تأثیر فن آوری های اطلاعاتی بر استفاده ی کاربران از خدمات مرجع: از دیدگاه کتابداران مرجع کتابخانه های مرکزی دانشگاه های ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بخش مرجع در کتابخانه ها از مهم ترین بخش ها و خدمات مرجع، نمود عینی کلیه ی تلاش هایی است که در یک کتابخانه به عمل میآید. با توجه به این که هدف عمده ی تأسیس کتابخانه ها، خدمت به استفاده کنندگان از کتابخانه و برآوردن نیازهای اطلاعاتی آن ها و در نتیجه، تأمین رضایت استفاده کنندگان می باشد، آگاهی از تأثیر این فن آوری ها بر خدمات مرجع مهم و ضروری است. تعیین تأثیر فن آوری های اطلاعاتی بر استفاده ی کاربران از خدمات مرجع کتابخانه های دانشگاهی، مهم ترین هدف این پژوهش بود.
روش بررسی: این پژوهش به صورت پیمایشی در سال 1387 انجام شد. جامعه ی پژوهش شامل همه ی کتابداران کتابخانه های مرکزی تحت پوشش وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری (66 نفر) بود. اطلاعات مورد نیاز به وسیله ی پرسش نامه ی محقق ساخته گردآوری گردید. روایی به وسیله متخصصان کتابداری واطلاع رسانی تأیید گردید و سنجش پایایی آن نیز از روش هم سانی درونی (Cronbach's alpha) با ضریب 96/. به دست آمد. فن آوری هایی، که در این تحقیق تأثیر آن ها مورد بررسی قرار گرفت، عبارت از فهرست های رایانه ای (اپک)، پایگاه های اطلاعاتی، پست الکترونیکی و وب بودند. خدمات مرجعی، که تأثیر فن آوری های پیش گفت بر روی آن ها سنجیده شد، عبارت از آموزش فردی، آموزش گروهی، مشاوره ی خوانندگان، کتاب درمانی، راهنمایی تحقیقات درسی، اشاعه ی گزینشی اطلاعات، پاسخ گویی به پرسش های مرجع فوری، بررسی کتابشناختی، امانت بین کتابخانه ای، خدمات ارجاعی و پاسخ گویی به پرسش های پژوهشی بودند. از نسخه ی نرم افزار آماری 5/11SPSS و به کارگیری آزمون های آماری اندازه گیری مکرر و آزمون t وابسته به تجزیه و تحلیل داده ها جهت پاسخ گویی به سؤالات تحقیق استفاده شد.
یافته ها: از دیدگاه کتابداران مرجع کتابخانه های مرکزی دانشگاهی، استفاده ی کاربران از فن آوری های اپک، پایگاه های اطلاعاتی، پست الکترونیکی و وب، آن ها را از هیچ یک از خدمات مرجع، بی نیاز نمی کند. یافته های دیگر پژوهش حاکی از وجود تفاوت معنی داری بین تأثیر فن آوری های اپک و پایگاه اطلاعاتی، اپک و وب، پایگاه های اطلاعاتی و وب و نیز پست الکترونیکی و وب؛ و نبود تفاوت معنی دار بین تأثیر اپک و پست الکترونیکی و نیز پایگاه های اطلاعاتی و پست الکترونیکی بود. همچنین از میان فن آوری های اطلاعاتی، وب بیشترین تأثیر و اپک، کمترین تأثیر را بر خدمات مرجع داشتند.
نتیجه گیری: دیدگاه کتابداران مرجع کتابخانه های دانشگاهی، استفاده ی کاربران از فن آوری های اطلاعاتی اپک، پایگاه های اطلاعاتی، پست الکترونیکی و وب، آن ها را از هیچ یک از خدمات مرجع کتابخانه های دانشگاهی به طور کامل بی نیاز نمی کند. مواردی از قبیل نداشتن سواد رایانه ای کافی، عدم شناخت کافی پست الکترونیکی و نیاز به برقراری رابطه ی رو در رو با کتابدار مرجع را می توان در نیاز کاربران به خدمات مرجع در عین دسترسی به پست الکترونیکی دخیل دانست.
رابطه ی رهبری معنوی و کیفیت زندگی کاری کارکنان در مرکز آموزشی درمانی شهید هاشمی نژاد شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه نوع جدیدی از مفهوم رهبری مطرح است که بر ارایه ی خدمت به دیگران، دیدگاه کلی نسبت به کار، توسعه ی فردی و تصمیم گیری مشترک تأکید دارد که تحت عنوان «رهبری معنوی» نامیده می شود. نهضت رهبری معنوی شامل مدل های خدمت گزاری رهبری، مشارکت دادن کارکنان و توانمندسازی آنان می باشد که بر اساس فلسفه ی رهبری خدمت گزار بنا نهاده شده است. هدف این پژوهش، شناسایی رابطه ی رهبری معنوی و ابعاد آن با کیفیت زندگی کاری کارکنان در بیمارستان آموزشی- درمانی شهید هاشمی نژاد شهر تهران بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نظر نتایج کاربردی بود که به صورت مقطعی در سال 1388 انجام گرفت. نمونه ی پژوهش شامل 111 نفر از پرسنل شاغل در بیمارستان شهید هاشمی نژاد بود. داده ها با استفاده از پرسش نامه ی رهبری معنوی Fry و نیز پرسش نامه ی کیفیت زندگی کاری Casio جمع آوری و به وسیله ی نرم افزار SPSS و آزمون Spearman تحلیل شد.
یافته ها: بین رهبری معنوی و هفت بعد آن (چشم انداز سازمانی، عشق به نوع دوستی، ایمان به کار، معنی داری در کار، عضویت در سازمان، تعهد سازمانی و بازخورد عملکرد) با کیفیت زندگی کاری کارکنان در مرکز آموزشی درمانی هاشمی نژاد رابطه ی معنی دار و مثبت وجود داشت (001/0 > P).
نتیجه گیری: رهبری معنوی با فراهم نمودن زمینه های مساعد و حمایت کننده برای کارکنان، شرایطی را فراهم می سازد تا با تلاش در جهت تحقق اهداف سازمان، نیازها و اهداف خود را برآورده کنند و توانایی های بالقوه ی خود را آشکار سازند.
بررسی جنبه های مختلف پیاده سازی سیستم های اطلاعات بالینی و میزان آگاهی مدیران اطلاعات بهداشتی و درمانی از این موارد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: استفاده از سیستم های اطلاعاتی کارآمد در ارایه خدمات سلامتی برای تحقق اهداف کارآیی، اثربخشی و کیفیت خدمات ضرورتی انکار ناپذیر به شمار می رود. این مطالعه سعی دارد به صورت سازمان یافته به بررسی جنبه های مختلف سیستم های اطلاعات بالینی و میزان آگاهی مدیران اطلاعات بهداشتی و درمانی از این موارد در بیمارستان ها بپردازد.روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی و در دو مرحله طی سال های 1388 و 89 صورت گرفته است.در بخش اول به صورت مطالعه مروری منظم و با استفاده از منابع اطلاعاتی قابل دسترس در فاصله سال های 1997 تا 2008 جنبه های مختلف پیاده سازی سیستم های اطلاعات بالینی مورد بررسی قرار گرفت و در بخش دوم به بررسی میزان آگاهی مدیران اطلاعات بهداشتی و درمانی بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران پرداخته شد. روایی محتوایی سوالات پرسش نامه از طریق پانل نخبگان تأیید شد و پایایی پرسش نامه نیز با ضریب آزمون- بازآزمون 78 درصد تأیید گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار Excel مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: سیستم اطلاعات بالینی با ماموریت بهبود کیفی و کمی ارایه مراقبت های سلامتی شامل اجزایی همچون سیستم های مستندسازی بالینی، مدیریت دارو، پاتولوژی و ... می باشد. مطالعات نشان داد موانعی از قبیل مسایل مالی، رفتاری و فنی بر سر راه اجرای این گونه سیستم ها وجود دارد. نتایج حاصل از قسمت دوم مطالعه نشان داد که میانگین آگاهی مدیران اطلاعات بهداشتی و درمانی مورد مطالعه، از جنبه های مختلف پیاده سازی سیستم های اطلاعات بالینی، 53 درصد بوده است.نتیجه گیری: برای اثر بخش بودن یک سیستم اطلاعات بالینی باید قبل از هر اقدامی، به بررسی عوامل موثر در اجرای آن و همچنین ریسک فاکتورهای به کارگیری آن پرداخت تا از تکرار اشتباهات و غفلت از مواردی که اجرای موفق پروژه را تهدید می کنند، جلوگیری شود. توجه به عنصر آموزش می تواند به عنوان یک عامل کلیدی برای ارتقای میزان آگاهی کاربران اصلی سیستم های اطلاعات بالینی از جنبه های مختلف این نوع سیستم ها مورد تاکید قرار گیرد.
تأثیر نابرابری درآمدی بر سلامت افراد در کشورهای منتخب با استفاده از داده های تابلویی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ پاییز ۱۳۹۰ شماره ۴۵
۸۶-۷۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رابطه بین موقعیت سلامتی در اجتماع و نابرابری درآمدی در خلال دو دهه گذشته بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اما یکی از سئوالاتی که در جواب به آن توافق عمومی وجود ندارد این است که آیا تغییرات در نابرابری اقتصادی، منتهی به تغییرات در شاخص های سلامت جامعه خواهد شد؟ روش کار: برای پاسخ به این سئوال از امید به زندگی و نرخ مرگ و میر به عنوان شاخص های سلامت و از ضریب جینی به-عنوان شاخص نابرابری درآمدی استفاده شده است. در این تحقیق، رابطه بین نابرابری درآمدی و سلامتی جامعه طی سال-های 2007-1995 در 125 کشور جهان با استفاده از داده های تابلویی بررسی شده است. یافته ها: به هنگام استفاده از داده های تابلویی باید ناهمگنی و تفاوت های غیر قابل مشاهده کشورها در قالب اثرات ثابت نیز در نظر گرفته شود. به کارگیری روش Panel data و با در نظر گرفتن اثرات ثابت و ناهمگنی مقاطع، رابطه بین نابرابری و سطح سلامت جامعه از نظر آماری بی معنی حاصل می شود. بحث: با افزایش درآمد، امید به زندگی افزایش و نرخ مرگ و میر کاهش می یابد اما برخلاف بسیاری از مطالعات که بیشتر با استفاده از داده های سری زمانی صورت گرفته اند، رابطه معنی داری بین نابرابری درآمدی و شاخص های سلامت وجود ندارد.
گزارش موردی: تأثیر نظام آراستگی سازمانی (5S) بر خدمات بیمارستانی در مرکز آموزشی درمانی 515 تخت خوابی امام رضا(ع) کرمانشاه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه بسیاری از سازمان ها از جمله بیمارستان ها دریافته اند که به کارگیری مدل ها و سیستم های مدیریت کیفیت بهترین راه رقابت، بقا و توسعه ی آن ها است. در این راستا، در بیمارستان 515 تخت خوابی امام رضا(ع) با اجرای نظام آراستگی در سه بخش مدارک پزشکی، تغذیه و بخش بستری جراحی، تأثیر مدل 5S بر خدمات واحدهای مختلف ارایه ی خدمات بیمارستانی مورد سنجش قرار گرفت.
روش بررسی: این پژوهش به روش نیمه تجربی و به صورت بررسی قبل و بعد، در مرکز آموزشی درمانی امام رضا(ع) کرمانشاه در سال 1389 صورت گرفت. جامعه ی پژوهش، کلیه ی کارکنان سه بخش تغذیه، جراحی و مدارک پزشکی (در مجموع 81 نفر) بودند. ابتدا با استفاده از چک لیست ارزیابی نظام آراستگی و همچنین پرسش نامه ی رضایت سنجی بیماران، کارکنان بخش های مورد مطالعه و کارکنان سایر بخش ها از عملکرد واحدهای پیش گفت، که روایی آن با نظرسنجی از متخصصان و پایایی آن از طریق تکرار آزمون (Test retest)تأیید شده بود، اقدام به انجام پیش آزمون گردید. سپس با آموزش کارکنان و اجرای 5S و استقرار آن در این واحدها، تغییرات لازم طی دو ماه اعمال گردید و پس از آن به کمک ابزارهای ذکر شده جهت جمع آوری اطلاعات، پس آزمون انجام شد. نتایج حاصل از مطالعه قبل و بعد از اجرای نظام آراستگی به کمک جداول و نمودارهای توصیفی ارایه گردید و تغییرات ناشی از اجرای 5S با استفاده از آمار تحلیلی (t مزدوج و Wilcoxon) به وسیله ی نرم افزار 15SPSS تحلیل شد.
یافته ها: استقرار نظام آراستگی نقش مؤثری در ارتقای کیفیت خدمات و عملکرد سه واحد تغذیه، مدارک پزشکی و بخش بستری جراحی داشت؛ به طوری که میزان رضایت مندی کارکنان و بیماران در قبل و بعد از اجرای 5S در هر سه بخش تفاوت معنی داری را نشان داد (برای هر سه بخش 00/0 = P). همچنین تفاوت قبل و بعد از وضعیت آراستگی سازمانی (شامل سامان دهی، نظم و ترتیب و پاکیزه سازی محیط)، از نظر آماری برای بخش تغذیه با مقادیر 000/0 = P برای S1، 000/0 = P برای S2، 011/0 = P برای S3؛ و در بخش مدارک پزشکی 001/0 = P برای S1، 000/0 = P برای S2، 009/0 = P برای S3 و همچنین برای جراحی نیز به ترتیب مقادیر 001/0 = P برای S1، 003/0 = P برای S2 و 033/0 = P برایS3 معنیدار بود.
نتیجه گیری: نظام آراستگی سازمانی، مدلی مؤثر و پایه ای در ارتقای کیفیت خدمات در بین بخش های مورد مطالعه بود و تأثیر این مدل همانند توفیق آن در بخش های صنعتی، تأیید می شود. بنابراین، پژوهشگران به کارگیری این نظام را در کلیه ی بخش های بیمارستانی و واحدهای ارایه دهنده ی خدمات بهداشتی درمانی پیشنهاد می کنند.
مقاله مروری: مدیریت بررسی، چاپ و انتشار مقالات علمی در حوزه ی سلامت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مجلات علمی محملی را برای بررسی، چاپ و انتشار نتایج اکتشافات و یافته های نوین علمی فراهم می آورند که هیچ محمل دیگری نمی تواند جایگزین آن گردد. با توجه به نقش بسیار مهم نشریات علمی در انتشار دانش، مدیریت آن ها از اهمیت بسزایی برخوردار می گردد. مدیریت صحیح در مجلات علمی تنها با توجه به مسؤولیت های گوناگون و متعدد افراد از جمله نقش سردبیر، نویسندگان، داوران و خوانندگان مقالات امکان پذیر خواهد بود. هدف مقاله ی حاضر، بحث پیرامون وظایف و نقش های گوناگون افراد فوق در مدیریت مجلات علمی در حوزه ی سلامت بوده است.
وضعیت تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی همدان در پایگاه های اطلاعاتی Web of science و Scopus(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در ارزیابیهای علم سنجی، اصلیترین معیار برای تعیین جایگاه علمی و رتبه بندی کشورها، مراکز علمی و به ویژه دانشگاه ها، میزان مشارکت در تولید علم، نوآوری، فن آوری و به طور کلی مشارکت در روند توسعه ی علم جهانی عنوان شده است. در این پژوهش با بهره گیری از روش های علم سنجی، به مطالعه ی میزان تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی همدان در طی 11 سال پرداخته شده است.
روش بررسی: این مطالعه، پیمایشی- مقطعی و از نوع کاربردی بود. کلیه ی تولیدات علمی نمایه شده ی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی همدان در پایگاه های استنادی Scopus و Web of science (WOS) در فاصله ی زمانی 2008-1998 (472 رکورد)، جامعه ی این پژوهش را تشکیل داد. برای گردآوری اطلاعات، از جست وجوی پیشرفته ی هر دو پایگاه با محدودیت زمانی 11 ساله استفاده گردید. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای تحلیل گر ISI و Scopus.exe و آمار توصیفی استفاده شد.
یافته ها: بیشترین تعداد تولیدات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان مربوط به سال 2008 (61 مدرک در WOS و 79 مدرک در Scopus) بود. فعال ترین نویسنده ی این دانشگاه، آقای مهرداد حاجیلویی (با 17 مقاله در WOS و 17 مقاله در Scopus) بود. دانشگاه علوم پزشکی تهران بیشترین همکاری (23 مدرک در WOS و 51 مدرک در Scopus) را با دانشگاه علوم پزشکی همدان در تولید علم داشته است. مجله ی Saudi medical journal با 9 مدرک در WOS و مجله ی Iranian biomedical journal با 13 مدرک در Scopus، انتشار بیشترین تعداد تولیدات علمی این دانشگاه را به خود اختصاص داده اند. حوزه های موضوعی علوم اعصاب (با 26 مقاله در WOS) و پزشکی عمومی (با 196 مقاله در Scopus) فعال ترین حوزه های پژوهشی در تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی همدان بوده اند.
نتیجه گیری: هر چند تولید علم دانشگاه علوم پزشکی همدان نسبت به دانشگاه های تیپ یک علوم پزشکی کشور کمتر است، اما در کل با روند به نسبت مطلوبی در حال افزایش است که ادامه ی این روند، وابسته به عوامل مختلفی همچون تعامل پژوهشگران دانشگاه با دانشمندان و دانشگاه های داخلی و خارجی، افزایش بودجه ی پژوهشی دانشگاه، برگزاری دوره های آموزشی شیوه های نگارش مقالات علمی به زبان انگلیسی و ... میباشد.
بررسی میزان انطباق چکیده ی فارسی پایان نامه های دوره ی دکتری عمومی دانشگاه علوم پزشکی اراک با استانداردهای چکیده نویسی (214 ISO)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به ضرورت یکدستی و هماهنگی در ساختار چکیده ها و افزایش دقت، صحت و جامعیت آن ها، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان رعایت استاندارد چکیده نویسی (214 ISO) در چکیده های فارسی پایان نامه های دوره ی دکتری عمومی دانشگاه علوم پزشکی اراک در سال های 87-1378 صورت گرفت.
روش بررسی: روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی از نوع کاربردی است و ضمن بررسی دقیق پایان نامه های ثبت شده در کتابخانه ی مرکزی دانشگاه علوم پزشکی اراک، در مجموع 328 پایان نامه به منزله ی جامعه ی آماری مورد بررسی واقع شد. جهت تهیه ی استانداردهای مورد نیاز و بررسی میزان انطباق آن ها با استاندارد چکیده ها، متن اصلی استاندارد بین المللی ISO در چکیده نویسی و متن ترجمه ی فارسی این استاندارد مورد بررسی قرار گرفت. برای گردآوری داده ها از چک لیست تهیه شده بر اساس استاندارد بین المللی ISO در چکیده نویسی بهره جویی شد و سیاهه ی وارسی از نظر روایی محتوا تحت نظر صاحب نظران ارزیابی شد و مورد تأیید قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد و با کمک فراوانی، درصد و شاخص های 2χ به شرح یافته های پژوهش اقدام گردید.
یافته ها: ذکر اطلاعات کتاب شناسی با رعایت در 48 چکیده (4/16 درصد) در سال 1384 بیشترین میزان فراوانی و درصد را به خود اختصاص داد، در حالی که بیان یافته ها و نتایج فرعی و ثانویه در هیچ چکیده ای ذکر نشده بود و این مورد کمترین میزان فراوانی و درصد را به خود اختصاص داده بود. یافته های 2χ نشان داد که به جز هدف در بقیه ی موارد تفاوت معنی داری بین میزان رعایت استانداردها بر اساس سال های مختلف وجود دارد.
نتیجه گیری: در چکیده های تحت بررسی، استانداردهای چکیده نویسی (214 ISO) در مواردی که به صورت صوری و شکلی بودند، مانند نتایج پژوهش، حفظ اطلاعات اصلی پایان نامه و ...، به میزان قابل قبولی رعایت شده است. در حالی که در مواردی که به صورت محتوایی بودند مانند هدف، بیان یافته ها و ...، به میزان نازل تری استانداردها رعایت گردیده است.
تأثیر طرح پزشک خانواده بر شاخص های بهداشتی مادر و کودک جمعیت روستایی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی مشهد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ بهار ۱۳۹۰ شماره ۴۳
۳۶-۲۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: طرح بیمه روستایی و پزشک خانواده از سال1384 به منظور اصلاح نظام سلامت و بهبود ارائه خدمات بهداشتی درمانی به طور همزمان در سراسر کشور به اجرا درآمد که عملکرد آن در هیچ یک از ابعاد مورد بررسی مدون قرار نگرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر پزشک خانواده بر بهداشت مادران و کودکان جمعیت روستایی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی مشهد بود. روش کار: به منظور انجام این مطالعه میانگین هشت شاخص مرتبط با بهداشت مادران و کودکان قبل و بعد از اجرای طرح پزشک خانواده با استفاده از آزمون آنالیز واریانس مورد مقایسه قرار گرفتند. شاخص ها مربوط به سال های 1380 لغایت 1386 بود که میانگین چهار سال قبل از اجرای طرح (80 الی 83) با میانگین سه سال بعد از اجرای طرح (84 الی 86) با هم مقایسه شدند. اطلاعات مربوط به شاخص های فوق الذکر مربوط به مناطق روستایی 19 شهرستان تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد (استان خراسان رضوی) بودند که از دفاتر مرکز بهداشت استان با مراجعه حضوری پژوهشگر استخراج گردید. اطلاعات مذکور توسط بهورزان مناطق روستایی جمع آوری و در زیج حیاتی خانه های بهداشت گزارش می گردد که در پایان سال به مرکز بهداشت استان ارسال می شود که محقق جهت جمع آوری اطلاعات به مرکز فوق الذکر مراجعه نموده و داده های مورد نظر را در پایان سال 1386 استخراج نموده است. در این مطالعه تنها یک گروه تجربی در نظر گرفته شد و به دلیل آنکه در زمان مطالعه، طرح در همه روستاها اجرا می گردید دستیابی به گروه کنترل امکان پذیر نبود و میانگین شاخص ها قبل و بعد از اجرای طرح برای گروه تجربی مقایسه گردیده است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که اجرای طرح پزشک خانواده هیچگونه تأثیر معنی داری بر بهبود شاخص های بهداشت مادر و کودک نداشته است. بررسی روند این شاخص ها از سال 80 الی 86 نشان داد که اجرای برنامه پزشک خانواده تأثیر مثبتی بر تمامی شاخص های مورد مطالعه در این پژوهش بجز میزان مرگ و میر مادران داشته است. هر چند که در این پژوهش نتایج تحلیل واریانس میانگین های شاخص های سال های قبل و بعد از اجرای برنامه تفاوت معنی داری را نشان نداد، ولی بررسی روند تغییرات این شاخص ها در طی هفت سال مورد مطالعه تأثیر مثبت برنامه را بر آن ها را تأیید می کند. بحث: بعد از گذشت سه سال از اجرای برنامه پزشک خانواده بهبودی در شاخص های بهداشت مادر و کودک دیده می شود و همچنین نیروی بالقوه ای برای بهبودی بیشتر سلامت مادران و کودکان روستایی. بر گرفته از: پایان نامه دانشجویی مقطع کارشناسی ارشد
الگوی استقرار سازمان یادگیرنده برای بیمارستان های عمومی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیمارستان های امروزی، برای هم سویی با تحولات جهانی ناچارند خود را به ابزارهایی همچون یادگیری و ایجاد بیمارستان یادگیرنده تجهیز نمایند. در همین راستا، این پژوهش با هدف طراحی الگوی استقرار سازمان یادگیرنده برای بیمارستان های عمومی ایران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نظر فرآیند انجام پژوهش از نوع کیفی بود، که به شیوه ی تطبیقی و به صورت مقطعی در سال های 1388 و 1389 انجام پذیرفت. ابتدا الگوهای سازمان یادگیرنده در سه بخش حوزه ی نظری عمومی، تجارب موجود در حوزه های خارج از بهداشت و درمان و تجارب موجود در حوزه ی بهداشت و درمان، گردآوری و سپس در قالب جداول تطبیقی، تنظیم و الگوی اولیه استخراج گردید. برای تعیین اعتبار الگوی فوق و طراحی الگوی نهایی، از تکنیک دلفی استفاده شد. این تکنیک در طی دو مرحله و در بین 26 نفر از صاحب نظران علوم مدیریت، مدیران بیمارستان های عمومی و خبرگان حوزه ی سازمان یادگیرنده انجام گرفت. برای اخذ نظرات در دلفی از ابزار پر سش نامه استفاده شد که روایی آن توسط صاحب نظران مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن نیز با ضریب Cronbach's alpha 94 درصد تأیید گردید.
یافته ها: در این پژوهش، برای استقرار بیمارستان یادگیرنده دو بعد اصلی یعنی، تعالی فرد و تعالی سازمان مورد شناسایی قرار گرفت. بر این اساس، تعالی فرد مقدم بر تعالی سازمان بود و محور های تعالی شخصی با 5، تعالی ذهنی با 4 و تعالی حرفه ای نیز با 4 جزء به عنوان زیرمجموعه های آن طبقه بندی گردیدند. همچنین، یادگیری سازمانی، چشم انداز مشترک، فرهنگ یادگیرنده، فن آوری، ساختار و رهبری به عنوان محورهای تعالی سازمانی مورد شناسایی قرار گرفت و برای هر یک از آن ها به ترتیب 5، 3، 4، 2، 3، 2 زیرمجموعه تعیین گردید.
نتیجه گیری: هر گونه تلاش در راستای یادگیرنده شدن بیمارستان های عمومی کشور، مستلزم تعالی فرد و سازمان می باشد. از یک سو، کارکنان باید برای رسیدن به تعالی شخصی، ذهنی و حرفه ای تلاش نمایند و از سوی دیگر، گردانندگان بیمارستان نیز باید با خلق چشم انداز مشترک، فرهنگ یادگیری سازمانی را در بیمارستان اشاعه دهند و ضمن تغییر در ساختار و استفاده از فن آوری های مناسب، بیمارستان را در مسیر افزایش کیفیت و بهره وری خدمات درمانی رهبری نمایند. در این راستا، مدیران بیمارستان باید ترتیبی اتخاذ نمایند تا درک روشنی از فرآیند یادگیری به وجود آید و تمام فعالیت های بیمارستان به عنوان مبنایی برای یادگیری بهبود بهره وری، سامان دهی شود.
بررسی کارکرد هزینه های بهداشتی و آموزشی دولت در بهبود شاخص های توسعه انسانی: مطالعه موردی کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ پاییز ۱۳۹۰ شماره ۴۵
۱۶-۱۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در اقتصاد مدرن امروز، پیگیری اهداف توزیع عادلانه در اقتصاد مهمترین هدف دخالت دولت در اقتصاد به شمار می رود؛ این سیاست های توزیعی تنها مربوط به توزیع نتایج نهایی اقتصاد (مانند درآمد و غیره) نیست و مواردی چون آموزش، بهداشت و خدمات اجتماعی را نیز در بر می گیرد. این موضوع سبب شده است تا تأمین بخشی از نیازهای بهداشتی و آموزشی جامعه نیز به دولت محول شود. روش کار: در مطالعه حاضر، به منظور بررسی میزان تأثیرگذاری هزینه های دولت، بر متغیرهای کمّی دو بخش بهداشت و آموزش در کشورهای منتخب عضو سازمان کنفرانس اسلامی، روش های اقتصادسنجی متداول و مدل ساختار کواریانس با استفاده از داده های دوره زمانی سال های 1991 تا 2005 مورد استفاده قرار گرفته است. یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از تأثیر مثبت و معنی دار هزینه های دولت بر متغیر های مختلف اجتماعی می باشد. در نظر گرفتن مشکلات روش های اقتصادسنجی در تخمین معادلاتی که متغیرهای مکنون و چند بعدی (مانند آموزش و بهداشت) را شامل می شوند، ایجاب می نماید تا با استفاده از مدل «ساختار کواریانس»، نتایج به دست آمده از تخمین های اقتصادسنجی مورد بازبینی قرار گیرد. بحث: استفاده از روش های آماری مختلف نشان می دهد که هزینه های آموزشی و بهداشتی دولت، بیش از آنچه که تخمین های اقتصادسنجی نشان می دهد بر متغیرهای واقعی این دو بخش تأثیر دارند. از این رو، نیل به اهداف توسعه هزاره، نیازمند توجه جدی به کارایی و اثربخشی هزینه های دولت در دو بخش آموزش و بهداشت خواهد بود.
تأثیر فن آوری اطلاعات در ارتقای نظام سلامت از دیدگاه کارکنان بیمارستان شهید بهشتی کاشان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شناخت تأثیرات بالقوهی فن آوری اطلاعات در صنعت خدمات سلامت از قبیل اثر بر فرایند درمان، سرعت و سهولت بازیابی اطلاعات و در دسترس قرار دادن این اطلاعات برای اتخاذ تصمیمات بالینی مبتنی بر موقعیت و فعالیت های مدیریتی، آموزشی و پژوهشی، میتواند مبنای برنامه ریزیهای استراتژیک به منظور ارتقای دستاوردهای نظام سلامت مبتنی بر فن آوری و در نهایت، ارتقای سطح سلامت جامعه گردد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف سنجش نگرش کارکنان بیمارستان شهید بهشتی کاشان، که مهم ترین کاربران سیستم فن آوری اطلاعات در حیطهی بهداشت و درمان هستند، انجام گردید تا میزان آمادگی آنان برای پذیرش این گونه سیستم ها سنجیده شود.
روش بررسی: این مطالعه ی توصیفی- مقطعی در نیمه ی اول سال 1388 انجام گردید و در آن دیدگاه 301 نفر (به روش نمونه گیری طبقه ای) از کارکنان بیمارستان شهید بهشتی کاشان نسبت به تأثیر فن آوری اطلاعات در نظام بهداشت و درمان، با استفاده از پرسش نامه ای محقق ساخته، شامل سؤالاتی درباره ی تأثیر فن آوری اطلاعات بر فرایندهای درمانی، آموزشی، پژوهشی و اداری مورد بررسی قرار گرفت. برای سنجش پایایی پرسش نامه، از روش Split half استفاده شد و ضریب همبستگی 97 درصد به دست آمد. روایی پرسش نامه نیز با بهره گیری از نظرات چند تن از استادان مدارک پزشکی سنجیده شد. سپس داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و تحلیلی با کمک نرم افزار 15SPSS تحلیل شد.
یافته ها: نگرش کلی جامعه ی پژوهش که 9/34 درصد آنان را زنان و 1/65 درصد را مردان در کلیه ی گروه های بالینی و اداری تشکیل میدادند، با میانگین امتیاز 5/367 نسبت به تأثیر فن آوری اطلاعات بر ارتقای سطح سلامت مثبت بود. همچنین جامعه ی پژوهش، تأثیر فن آوری اطلاعات را بر افزایش بهره وری، کاهش هزینه ها و تسریع در روند تشخیص و درمان به ترتیب با میانگین امتیازات 1/464، 3/311 و 2/434 مطلوب ارزیابی نمود.
نتیجه گیری: مثبت بودن نگرش جامعه ی پژوهش مبین این است که بستر و زمینه ی مناسب برای اجرا و توسعه ی فن آوری اطلاعات در بیمارستان مورد مطالعه، مهیا می باشد و باید گام هایی را جهت اجرای HIS و رسیدن به پرونده ی الکترونیک سلامت بیمار برداشت که در این راستا، باید موانع و مشکلات کاربرد این فن آوری ها شناسایی گردد و اقداماتی در جهت بودجه بندی صحیح و توسعهی استانداردها و پروتکل ها برای تسهیل و توسعه ی شبکهی اطلاعات سلامت صورت گیرد.
بررسی تأثیر شاخص های سلامت بر رشد اقتصادی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۴ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴۶
۷۰-۵۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرمایه گذاری در نیروی انسانی و ارتقاء کیفیت آن بیشترین نقش را در افزایش رشد اقتصادی دارد. همچنین سلامت و بهداشت مناسب موجب بهبود و افزایش توان نیروی کار می شود؛ که متعاقباً منجر به افزایش تولید و رشد اقتصادی می گردد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر شاخص های سلامت بر رشد اقتصادی ایران است. روش کار: این مقاله با استفاده از مدل گسترش یافته سولو و سیستم معادلات همزمان و روش حداقل مربعات سه مرحله ای (TSLS) با استفاده از نرم افزار Eviews7.0، به بررسی تأثیر سلامت سرمایه انسانی بر نرخ رشد درآمد سرانه در ایران در فاصله زمانی 1361 تا 1386پرداخته است. یافته ها: نتایج نشان داد موجودی سلامت سرمایه انسانی (امید به زندگی) و سرمایه گذاری در سلامت سرمایه انسانی (مخارج بهداشتی) به ترتیب در سطوح معنی داری 99 و 90 درصد به طور مثبت بر نرخ رشد درآمد سرانه تأثیر گذار می-باشند. هر یک درصد افزایش در موجودی و سرمایه گذاری در سلامت سرمایه انسانی به ترتیب منجر به افزایش 0.16 و 0.22 درصد نرخ رشد درآمد سرانه می شود بحث: موجودی سلامت سرمایه انسانی بر نرخ رشد درآمد سرانه در شکل درجه دوم آن تأثیر می گذارد بدین معنی که آثار نهایی موجودی سلامت سرمایه انسانی در سطوح بالای آن نزولی است و افزایش در موجودی سلامت سرمایه انسانی نرخ رشد درآمد سرانه را با نرخ کاهشی افزایش می دهد.
بررسی وضعیت سیستم اطلاعات پاتولوژی آناتومیکال در بیمارستان های آموزشی، درمانی تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تاکید بر حقوق اساسی انسان در مراقبت های بهداشتی به ویژه حفظ شان بیمار به عنوان یک انسان زمانی اهمیت می یابد که آسیب پذیری بیمار، او را به آسانی در معرض تخلفات و نقاط ضعف نظام بهداشتی و اجتماعی قرار می دهد. این پژوهش به منظور مقایسه حقوق بیمار در چند کشور پیشرفته و ارایه الگو برای ایران انجام گرفت.روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی بود که به صورت مقطعی در سال 1387 انجام گردید. جامعه پژوهش عبارت از""سیستم اطلاعات آزمایشگاه پاتولوژی آناتومیکال در بیمارستان های آموزشی و درمانی تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی"" (مشتمل بر 13 مرکز) بود. حجم نمونه مطابق حجم جامعه بود. گردآوری داده ها از طریق مشاهده و به وسیله ابزارهای فهرست وارسی و پرسش نامه انجام گردید. اعتبار ابزار پژوهش از طریق تعیین اعتبار محتوا سنجیده شد که بر اساس مطالعه متون معتبر و دریافت نظرات استادان راهنما و مشاور و دیگر صاحب نظران مرتبط با موضوع پژوهش انجام گردید. برای تعیین پایایی پرسش نامه مربوط، از روش آزمون مجدد (Test re-test) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی انجام گردید.یافته ها: اکثر سیستم های اطلاعات پاتولوژی آناتومیکال تحت مطالعه (77.8 درصد) از نوع نیمه مکانیزه بودند. در 88.9 درصد سیستم های پاتولوژی آناتومیکال تحت مطالعه، طبقه بندی آماری داده ها با استفاده از سیستم طبقه بندی ICD-O و تنها در 11.1 درصد آن ها با استفاده از سیستم طبقه بندی 10ICD- انجام می گردید، در حالی که سایر انواع پردازش ها از جمله طبقه بندی آماری داده ها با استفاده از سیستم نام گذاری منتظم پزشکی (NOMED یا Systemized Nomenclature of Medicine)، محاسبه نسبت منفی کاذب نتایج آزمایش ها در سیتوپاتولوژی و تجزیه و تحلیل خودکار نمونه های بافتی انجام نمی گردید.نتیجه گیری: استفاده از سیستم های اطلاعات الکترونیک باعث تسهیل، ترویج و پیشرفت حرفه پاتولوژی می گردد. تجزیه و تحلیل خودکار (دیجیتال) نمونه های بافتی می تواند مزایای بسیاری از جمله کاربرد داده های دیجیتال جهت انجام مشاوره از راه دور، تهیه اسلایدهای مجازی و تدریس داشته باشد.
مطالعه ی علم سنجی برون دادهای علمی نویسندگان تأثیرگذار در حوزه ی بیماری Multiple Sclerosis (MS) و دیداری سازی ساختار علمی این حوزه در سال های 2008-1999(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بررسی برون دادهای علمی نویسندگان با استفاده از شاخص های علم سنجی ابزاری مؤثر برای درک فرایند تحقیقات علمی است. هدف از پژوهش حاضر، دیداری سازی (Visualizing) ساختار علمی بیماری MS در سال های 2008-1999 بود. ضمن اینکه با استفاده از شاخص های علم سنجی به مطالعه و تحلیل میزان انتشارات علمی تولید شده در این حیطه در پایگاه Web of Science پرداخته شد.
روش بررسی: این پژوهش به روش پیمایشی و با رویکرد دیداری سازی اطلاعات، که یکی از روش های علم سنجی است، انجام شد. داده ها در تاریخ 25/9/1388 به تعداد 17737 پیشینه در قالب مقالات مجلات در سال های 2008-1999 به صورت فایل های متنی از پایگاه Web of Science استخراج و در رایانه ی شخصی ذخیره گردید. سپس با استفاده از آمار توصیفی و نرم افزارهای ISI.exe، HistCite و Excel مورد تجزیه و تحلیل های لازم قرار گرفتند.
یافته ها: از تعداد 17737 مقالات مجلات، بیشترین تعداد (2279)، مقالاتی بود که در سال 2008 منتشر شده بودند (85/12 درصد). ضریب همکاری نویسندگان از 71/0 در سال 1999 به 76/0 در سال 2008 رسیده بود. تعداد مقالات دارای 2 تا 6 نفر نویسنده 10749 عدد و برابر با 6/60 درصد بود که دارای بیشترین فراوانی بودند. با محاسبه ی قاعده ی Lotka مشخص شد که در این پژوهش نیز این قاعده صادق است. 10 دانشگاه و مؤسسه، در تولید حدود 63/15 درصد مقالات مشارکت نموده اند. ایالات متحده ی آمریکا با تولید 6370 مقاله (36 درصد) در رتبه ی نخست و انگلستان، آلمان و ایتالیا در رتبه های دوم تا چهارم قرار داشتند. میانگین تعداد استنادها در میان 100 مقاله ی اثرگذار برابر با 324 استناد بود.
نتیجه گیری: در کل، 10 کشور بیش از 97 درصد مقالات را منتشر کرده اند. دانشگاه Harvard بیشترین فراوانی را در این زمینه داشت. 10 مجله ی برتر 4845 مقاله (30/27 درصد) از کل تولیدات را منتشر نموده اند. میانگین ضریب همکاری بین نویسندگان برابر با 739/0 به دست آمد که بر رشد صعودی همکاری نویسندگان این حوزه دلالت دارد. با استفاده از نرم افزار HistCite نقشه ی علمی نیز ترسیم شد و نویسندگان تأثیرگذار و خوشه های موضوعی مشخص و معرفی شدند.