فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۸۲۰ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
303 - 327
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، طراحی و تدوین مدل ممیزی مدیریت منابع انسانی در شرکت پتروشیمی پارس است. روش پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته و از لحاظ هدف کاربردی است که در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده و در بخش کمّی به صورت میدانی انجام شده است. جامعه تحقیق در بخش کیفی، شامل تعداد 12 نفر از خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی بوده که با شیوه نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش کمّی، از کلیه چهارصد نفرکارکنان شرکت پتروشیمی پارس که با استفاده از فرمول کوکران، 196 نفر، نمونه انتخاب شدند. بر پایه نظرات خبرگان و بر اساس تکنیک دلفی تعداد 108 شاخص شامل بُعد سیاست (14 قلم)، بُعد فرآیند (19 قلم) و بُعد عملکرد (75 قلم) استخراج شده و بر اساس آن پرسشنامه محقق ساخته ارائه گردید که روایی آن از گروه دلفی تایید و پایایی آن (91/0=α) بدست آمد. داده ها با آزمون تحلیل چندمعیاره SAW، مقایسات میانگین تی-استودنت و نرم افزار SPSS و EQS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد سهم بُعد سیاست در تبیین ممیزی مدیریت منابع انسانی برابر با 60/0، بعد فرآیند 89/0 و بعد عملکرد 23/1 بود. همچنین برازش مدل پژوهش مناسب بوده و توان بالای آن را در تبیین روابط علّی- معلولی متغیرها تایید می نماید. با توجه به اینکه ممیزی مدیریت منابع انسانی، سازمان و منابع انسانی پیامدهایی چون بهره وری و افزایش عملکرد و کارایی را می تواند داشته باشد، پیشنهاد می شود مدیران سازمان با توجه به نتایج تحقیق به استقرار و ایجاد واحد ممیزی مدیریت منابع انسانی جزئی از سیستم مدیریت منابع انسانی در سازمان توجه نمایند.
شبیه سازی سناریوهای آینده پژوهی در مدیریت استراتژیک با هوش کوانتومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
7 - 24
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی تاثیر انواع حمایت های اجتماعی بر رفتارهای خلق ارزش مشترک با نقش میانجی اعتماد و تعامل اخلاقی و نقش تعدیلگری وضعیت سلامتی می پردازد. در این راستا، با استفاده از تحلیل مضمون (Content Analysis) و شبیه سازی سناریوهای آینده پژوهی، سعی بر شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر رفتارهای مشتریان و تصمیم گیری های استراتژیک با توجه به پیچیدگی های محیطی و اجتماعی دارد. الگوریتم های هوش مصنوعی، به ویژه شبکه های عصبی، به عنوان ابزارهای پیشرفته برای تحلیل رفتارهای انسانی و استخراج الگوهای رفتاری به کار گرفته شدند. همچنین، در این تحقیق ارتباطات میان اعتماد، تعامل اخلاقی و حمایت های اجتماعی در ایجاد ارزش مشترک بررسی شده و نتایج نشان می دهند که عوامل محیطی و وضعیت سلامتی نقش قابل توجهی در تصمیم گیری های استراتژیک دارند. در نهایت، پیشنهاداتی برای بهبود فرآیند پیش بینی رفتارها با بهره گیری از هوش کوانتومی و الگوریتم های هوش مصنوعی ارائه شده است.
تنظیم و طراحی مدل برنامه ریزی راهبردی سازمانی بر اساس قابلیت ها و ظرفیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵)
122 - 152
حوزههای تخصصی:
فرآیند برنامه ریزی استراتژیک و محصول آن، به عنوان یک برنامه مدون در هر حوزه ای بسترساز رشد، تنظیم کننده فعالیتها و حتی تنظیم کننده ضوابط و روابط می باشد. هدف پژوهش حاضر، طراحی و ارائه الگوی برنامه ریزی استراتژیک سازمان بر مبنای قابلیت ها و ظرفیت ها در شرکت قند اصفهان است. روش پژوهش از نظر نتیجه و فایده کاربردی، از نظر هدف، اکتشافی و از نظر نوع داده ها کیفی و کمی است و افق زمانی نیز تحقیق از نوع تحقیقات مقطعی می باشد است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مدیران (به تعداد 34 نفر) و کارشناسان ارشد(به تعداد 12 نفر) شرکت قند اصفهان می باشد. روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند، 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته باز جهت شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی و فرصت ها و تهدیدهای خارجی می باشد. روایی پرسشنامه ها، محتوایی است که توسط خبرگان تایید شد. داده ها توسط نرم افزار اکسل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که شرکت در زمینه عوامل داخلی ضعف دارد، در زمینه عوامل خارجی با تهدید مواجه است، همچنین موقعیت شرکت در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی خارجی در خانه شماره 5 تعیین شد لذا استراتژی حفظ و نگهداری یا ثبات برای شرکت توصیه شد در نهایت براساس نمره جذابیت در ماتریس QSPM هر یک از استراتژی ها به صورت زیر اولویت بندی گردید:1-توسعه کشت چغندر قند(منطقه ای و فرامنطقه ای)، 2- رسوخ در بازار و 3- توسعه سیستم های مدیریتی
طراحی الگوی رهبری شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
283 - 301
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش طراحی الگوی رهبری شرکت های دانش بنیان اصفهان و با بهره گیری از رویکرد ترکیبی و استفاده از طرح نظریه داده بنیاد در بخش کیفی است. به این منظور ضمن انجام مصاحبه باز با 17 نفر از مدیران ارشد شرکت های دانش بنیان و خبرگان دانشگاهی، مجموعه ای از مضامین اولیه طی فرآیند کدگذاری گردآوری و از دل آن ها مقوله هایی استخراج گردید. سپس پیوند میان این مقوله ها ذیل پارادایم کدگذاری تشریح و نظریه خلق شد. در بخش کمّی پژوهش بر اساس نتایج بخش کیفی پرسشنامه ای تدوین و 220 نفر از مدیران و کارکنان شرکت های دانش بنیان آن را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار ایموس و روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. بدین ترتیب یافته ها حاکی از آن است که افزایش حرفه ای گرایی، ماهیت دانشی شرکت دانش بنیان، حفظ بقا و تداوم، تقویت مزیت رقابتی و پویایی محیطی و قابلیت شرکت در انطباق با تغییرات محیطی عوامل علّی، هدایت یادگیری، نقش الگویی رهبر، ایجاد فضای دانشی و حمایت رهبری دانش مدار از یادگیری مؤلفه های پدیده محوری، بستر فناورانه و زیرساخت ها، بستر اشتراک دانشی و کارکنان دانشی، بستر فرهنگی، بستر اقتصادی، بستر ساختاری و کنترلی و بستر تعاملی و ارتباطی عوامل زمینه ای، عوامل اجتماعی فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل حقوقی و قانونی، دولت و نهادهای وابسته عوامل مداخله گر، راهبردهای انگیزش محور، جذب و نگهداشت نیروی انسانی شایسته، بهبود جوّ مشارکت، استفاده از ظرفیت های بالقوه برون سازمانی، دانش آفرینی و دانش اندوزی، راهبردهای زیرساخت محور، تأمین مالی و راهبردهای آموزش محور و فرهنگ ساز راهبردها و بهبود عملکرد و مزیت رقابتی، رضایت شغلی و بهبود کیفیت زندگی کاری، ماندگاری کارکنان دانشی و ثبات شرکت، تعلق سازمانی و درگیری ذهنی عاطفی کارکنان، بهبود و توسعه مهارت های کارکنان دانشی و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی پیامدهای الگوی رهبری دانش مدار بودند. سرانجام یافته های بخش کمّی نشان داد که الگو از برازش قابل قبول برخوردار بوده و تمامی روابط بین عوامل در این الگو مورد تأیید قرار گرفت.
شناسایی و اولویت بندی مسائل راهبردی کشور در حوزه علم و فناوری کسب و کار(استارت آپی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸)
151 - 176
حوزههای تخصصی:
ارائه تصویری جامع از وضعیت استارت آپ ها در یک کشور، می تواند به برنامه ریزی مطلوب در این حوزه، کمک نماید. تاکنون تحقیق جامعی در این حوزه انجام نشده است .در این پژوهش، با استفاده از روش تحقیق کیفی و براساس نظرات خبرگان حوزه های فناوری و نوآوری، حکمرانی فناورانه، فناوری استارتاپها و اقتصاد به بررسی موضوع پرداخته شده است. در این راستا جایگاه علم و فناوری استارتاپی در اسناد بالادستی شامل فرمایشات مقام معظم رهبری، اصول قانون اساسی، سیاست های کلی و سند الگوی پایه اسلامی ایرانی و ... مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش، شناسایی مسائل راهبردی و اولویت بندی آن است. در این راستا با استفاده از روش کیفی و بهره گیری از مصاحبه با 10 تن از خبرگان و مطالعه کتابخانه ای به شناسایی کدها(295 عدد) پرداخته شد و مسائل راهبردی استخراج شد. مسائل راهبردی بعد از انجام کدگذاری محوری احصا شدند که عبارتنداز: بسترسازی، چابک سازی، تعامل گرایی، نهادینه سازی، نیروی انسانی، نوآوری، کاربردسازی، سیاستگذاری، زیرساخت سازی، هماهنگ سازی، اعتمادسازی، آموزش، دسترس پذیری، انحصارگرایی، قانون محوری، امنیت محوری، فناوری محوری، حمایت گری و تامین مالی. سپس ظرفیت های بالفعل و بالقوه در این زمینه شناسایی شده و نهایتا با استفاده از روش تحقیق کمی(آزمون فریدمن) به رتبه بندی مسائل راهبردی پرداخته شده و اهم مسائل حوزه علم و فناوری در زمینه اقتصاد و کسب و کار و استارت آپ ها معرفی شدند. تهدیدات ناشی از تحریم های بین المللی و ضعف در برنامه ریزی مالی و ضعف اقتصادی با توجه به تورم حاکم من جمله مسائل مورد تاکید در تحلیل کیفی بودند. یافته های تحلیل کمی نیز نشان داد که در حوزه کسب و کارها از منظر اهمیت به ترتیب نوآوری، چابک سازی، کاربردسازی، زیرساخت سازی، سیاستگذاری، تعامل گرایی، بسترسازی، نیروی سازی و نهادینه سازی در رتبه های 1 تا 9 قرار می گیرند.
آسیب شناسی نرخ گذاری بیمه های درمان گروهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
65 - 83
حوزههای تخصصی:
دو عامل اصلی باعث افزایش ضریب خسارت بیمه درمان می شود. اول، تعیین نرخ های غیرفنی حق بیمه به دلیل کم بودن حق بیمه های دریافتی یا کاهش قیمت در بازار بیمه تکمیلی درمان و دوم، هزینه های بالای بیمه درمانی که می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. از چالش های خسارت بالای بیمه درمان در ایران در رابطه با قیمت گذاری می توان به عدم توانایی شرکت های بیمه در افزایش حق بیمه متناسب با افزایش تعرفه ها و غیر واقعی بودن حق بیمه در بیمه های درمان اشاره کرد. در واقع، قیمت ها باید هزینه های واقعی را منعکس کنند و اهداف نظام ارائه بیمه های درمان گسترده تر را در نظر بگیرند. در این راستا، شناسایی آسیب های نرخ گذاری بیمه های درمان گروهی اهمیت فراوانی پیدا می کند. روش تحقیق، از نوع آمیخته (کمی-کیفی) بوده، داده های تحقیق با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه گردآوری شد. جامعه تحقیق را مدیران و متخصصین درمان در صنعت بیمه کشور تشکیل داده که به روش نمونه گیری گلوله برفی با سؤالات باز تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه شد. بر اساس نتایج تحقیق، عمده چالش ها را می توان در سه دسته ارزیابی ریسک، برگزاری مناقصه و رقابت کاذب و قانونی و مقرراتی قرار داد که از این میان، نرخ شکنی شرکت های بیمه و ارائه نرخ های غیرفنی جهت جذب سهم بیشتر در بازار، سهم بالایی در چالش های مطروحه دارد. صنعت بیمه برای رفع چالش ها در بخش رگولاتوری، نهاد نظارتی می تواند سامانه ثبت مناقصات بزرگ را راه اندازی کند و تمامی درخواست های بیمه گذاران را بر اساس پوشش هایی که در آیین نامه ۹۹ شورای عالی بیمه ارائه می شود، نرخ های شرکت های بیمه را به منظور اطمینان از مناسب بودن نرخ ها ارزیابی کند. لذا نهاد ناظر می تواند سالانه نرخ هایی را حداقل نرخ پایه در بیمه های درمان گروهی تعیین و شرکت های بیمه را ملزم به اعمال این کف نرخ کند. در بخش ارزیابی ریسک، بیمه گران می توانند پایگاه های اطلاعاتی را برای نظارت بر رفتار بیمه گذاران خود تقویت کرده و پایه های ریسک را برای ارزیابی دقیق ریسک شناسایی و اعمال کنند.
تحلیل پدیدارشناختی مدیریت جهادی با بهره گیری مفاهیم و نظریه های مدیریت کسب و کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
129 - 156
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی مانند هر نظام دیگری دارای عناصر و مؤلفه هایی است که آن را از سایر نظام ها متمایز می کند. مدیریت جهادی یکی از این عناصر است. با این حال، مفهوم مدیریت جهادی برای پژوهش گران داخلی، هم چنان مبهم بوده و مناقشات بسیاری در راستای این مفهوم مطرح است. از این رو، این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی راهبردی از مدیریت جهادی با استفاده از مفاهیم مطرح در نظریه های مدیریت کسب وکار صورت پذیرفت. این پژوهش با استفاده از استراتژی پدیدارشناسی ذیل روش کیفی، در قالب پارادایم تفسیری انجام شده است. جامعه مورد مطالعه، مدیران ارشد سازمان ها، مدیران و رهبران گروه های جهادی و اساتید رشته مدیریت هستند. بدین منظور، اشباع نظری داده ها پس از مصاحبه با 12 نفر از خبرگان مدیریت و محققین حوزه مدیریت جهادی بدست آمد و از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد و جهت گردآوری داده ها، ابزار مصاحبه مورد استفاده قرار گرفت. با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی، مفاهیم استخراج و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، در نظریه های مدیریت کسب وکار تطبیق داده شد. نتایج نشان داد که در مدیریت جهادی، «تفکر حل مسئله بر پایه تفکر جانبی»؛ «تنظیم اثربخش اهداف بر پایه همگرایی ارزش ها»؛ «تنظیم مؤثر روابط بر پایه نظریه تبادل اجتماعی»؛ «تنظیم مؤثر فرآیندهای شناختی بر پایه نظریه هویت اجتماعی»، «بهبود فرآیندها بر پایه بهره گیری از تئوری بهبود مستمر»؛ «ارتقای بهره وری سیستم با بهره گیری از تئوری محدودیت» و «ایجاد مزیت های رقابتی پایدار، با بهره گیری از دیدگاه مبتنی بر منابع»، قابل بررسی است.
کارکردهای یادگیری استراتژیک در نوآوری سبز و عملکرد پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
299 - 316
حوزههای تخصصی:
رقابت و موفقیت در صنایع گوناگون با مفهوم پایداری عملکرد ترکیب شده است و حرکت به سوی عملکرد پایدار همواره چالش جدی و مقدمه ای جهت دستیابی به توسعه پایدار در سیستم اقتصادی هر کشور است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر نوآوری سبز بر عملکرد پایدار شرکت های تولیدی و صنعتی با تحلیل نقش میانجی یادگیری استراتژیک است. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و ازنظر جمع آوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل مدیران 197 شرکت کوچک و متوسط فعال در شهرک صنعتی بوعلی استان همدان بودند که تعداد 125 نفر از مدیران این شرکت ها با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. یافته ها حاکی از تأثیر مثبت نوآوری سبز بر یادگیری استراتژیک و عملکرد پایدار شرکت های تولیدی و صنعتی است. علاوه براین، یادگیری استراتژیک نقش میانجی بین نوآوری سبز و عملکرد پایدار دارد. نتایج نشان می دهند، نوآوری سبز و یادگیری استراتژیک از عوامل مهم اثرگذار بر عملکرد پایدار هستند. همچنین، نتایج در حوزه مباحث نوآوری سبز، یادگیری استراتژیک و عملکرد پایدار، نوآوری های نظری به همراه داشته و به مدیران و ذی نفعان صنایع گوناگون در درک چگونگی تأثیرگذاری نوآوری سبز بر عملکرد پایدار با تأکید بر یادگیری استراتژیک کمک می کند.
سازوکارها و کارکردهای مدیریت دانش مشتریان و مدیران صنعت در ارتقای عملکرد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
133 - 155
حوزههای تخصصی:
بنگاه های کوچک و متوسط نقش حیاتی در تولید صنعتی و توسعه اقتصادی کشورها دارند. از این رو پژوهش حاضر با بررسی تاثیر سه عامل سه گانه فناوری، انسانی و سازمانی بر عملکرد بنگاه های کوچک و متوسط حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات با میانجیگری مدیریت دانش مشتریان در دو گروه مدیران و مشتریان صورت گرفته است. سازمان ها سیستم های چند سطحی هستند. پژوهش های اخیر همواره به دنبال شناسایی تفاوت ها و پر کردن شکاف میان سطوح مختلف تحلیل رفتار انسان ها در سطح فردی، گروه و سازمان می باشند. در این پژوهش غیر از سنجش مدیریت دانش مشتریان و عملکرد سازمانی در یک سطح، سنجش رابطه رسانه اجتماعی و عملکرد سازمانی در جایگاه ساختاری چند سطحی بررسی شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 169 نفر از سرپرستان و مدیران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و 217 نفر از مشتریان است. تجزیه وتحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SmartPLS انجام گرفته است. براساس این نتایج به ترتیب عوامل فناوری، انسانی و سازمانی تاثیر مثبتی در جهت افزایش عملکرد سازمانی دارد. نوآوری تحقیق در اجرای این تحلیل به صورت چند سطحی می باشد . داده های چند سطحی به کمک نرم افزار تحلیل خطی سلسله مراتب، تحلیل شده اند. خروجی نرم افزار HLM 7 نشاندهنده روابط چندسطحی متغیر های پژوهش است. رسانه اجتماعی در سطح فراسازمانی اثری مثبت بر ضریب رگرسیون ، بر رابطه مدیریت دانش مشتریان بر عملکرد سازمان در سطح سازمانی دارد. لذا، هر چه سرمایه گذاری بر رسانه اجتماعی در سطح دوم (فراسازمانی ) بیشتر باشد، اثر آن در سطح پایین شدت بیشتری دارد و می توان عملکرد سازمانی را افزایش داد.
شناسایی و تبیین پیشایندها و پسایندهای تله های شایستگی در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
171 - 192
حوزههای تخصصی:
تله های شایستگی به گرفتارشدن در بَندِ شایستگی های ورافتاده اشاره دارد که کارکنان را چنان در باورهای زنگ زده، اندیشه های منجمد، سیاق ناصواب و اقدام های آشنای خود محبوس می کند که گویی تنها راه رسیدن به تعالی، روان شدن در آن گذر است و هر نگاهی به غیر از نگرش آنها محکوم به شکست است. از این رو، تحقیق بر آن است موشکافانه، پیشایندهای گرفتار شدن در تله های شایستگی را هویدا سازد و پسایندهای آن را از نظرگاه حاذقان نمایان کند. این تحقیق از ساحت ماهیت، آمیخته اکتشافی است و برای فهم پس ران ها و پیش ران ها، با کاربست روش نمونه گیری نوعی تا رسیدن به اشباع نظری به کاوش تجارب زیسته و اندیشیده شده تعداد 16 نفر از کارکنان سازمان های دولتی شهر ایلام پرداخته است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودی ای نسخه 2020 استفاده شد. طبق یافته ها سبک مدیریتی سنت گرا، فناوری هراسی و اجتماعی سازی اداری به ترتیب از بیشترین سهم در نشر و نمو تله های شایستگی از نظرگاه حاذقان برخوردار بودند. همچنین، پیامدهایی نظیر دیرینگی دانشی، روزمرگی شغلی و بسندگی در شغل به ترتیب به زعم خبرگان، از نقش پررنگ تری در اثر تله های شایستگی در کالبد سازمان های دولتی شهر ایلام برخوردارند. نتایج این تحقیق منجر به اکتشاف و تبیین پدیده کمتر شناخته شده تله های شایستگی در هندسه مطالعات مدیریت منابع انسانی در کشور می شود و به مدیران و سیاست گذاران نظام اداری در درک پدیده مذکور و چگونگی مواجهه با آن، نقشه راهی ارائه می دهد.
الگوی حکمرانی صنعت امنیت سایبری جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷)
127 - 152
حوزههای تخصصی:
حفظ وضعیت موجود در تحقق مأموریت صنعت امنیت سایبری در بخش دولتی و افزایش سود سهامداران در بخش خصوصی، آنها را از برنامه ریزی راهبردی و جامع برای این صنعت دور می سازد. تعریف یک چارچوب برای صنعت امنیت سایبری کشور که شامل استانداردها، راهبردها و اقداماتی برای بومی سازی تجهیزات مؤثر به منظور بهبود حفاظت از زیرساخت های حیاتی و افزایش قدرت ملی باشد، برای آن دسته از صنایعی که فعالیت های تحقیقاتی و تولیدی به منظور دستیابی به محصولات و خدمات امنیت سایبری را دارند، ضروری است. این چارچوب شامل تعیین زمین بازی، بازیگران، تصویب قوانین و دستورالعمل ها و نیز کنترل، ارزیابی و بازخوردهاست که از آن به عنوان حکمرانی یاد می شود.این پژوهش در ابتدا با ارائه تعاریف مرتبط و مبانی نظری به روش کتابخانه ای و مطالعه کشورهای متعدد، الگوی مفهومی اولیه و شش بُعد الگوی حکمرانی صنعت امنیت سایبری جمهوری اسلامی طراحی شد و برای پی ریزی ادامه کار، الگوی اولیه مورد بررسی برخی از خبرگان قرار گرفت. سپس با ابزار میدانی مصاحبه و تحلیل کیفی داده های به دست آمده با روش داده بنیاد، ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های الگو مشخص شدند. در ادامه و با رویکرد به کارگیری روش کمی، اقدامات طراحی، توزیع و جمع آوری 93 فقره پرسش نامه انجام شد و با نرم افزارهای SPSS و LISREL ارتباط بین ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های به دست آمد و در انتها نیز با استفاده از روش دیمتل فازی، اولویت بندی و تأثیر هر کدام از ابعاد مشخص شدند. الگوی به دست آمده در این تحقیق شامل 6 بُعد، 22 مؤلفه و 107 شاخص می باشد.
بررسی و آسیب شناسی قانون تأسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه گری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
49 - 73
حوزههای تخصصی:
صنعت بیمه که یکی از بخش های خدمت رسان به کلیه بخش های اقتصادی و مردم است، نقش مهمی در توسعه اقتصادی و ایجاد امنیت و رفاه کشور دارد. «قانون تأسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه گری »، اصلی ترین چارچوب قانونی حاکم بر فعالیت صنعت بیمه کشور و نهاد ناظر آن است. با توجه به گذشت بیش از نیم قرن از تصویب این قانون و الزامات جدیدی که هم از محیط درونی و هم فضای بین المللی بر صنعت بیمه تحمیل می شود، بازنگری در این قانون ضروری می نماید. هدف تحقیق، بازبینی قانون تأسیس بیمه مرکزی و بیمه گری برای شناسایی راهکارهای اداره صنعت بیمه در بعد قوانین و مقررات است. بر این اساس، نسبت به شناسایی خلأها و زمینه های نیازمند اصلاح قوانین اصلی صنعت بیمه اقدام شده و پس از آن، اصلاحات پیشنهادی از طریق انجام مصاحبه با خبرگان و در ادامه پیمایشی وسیع تر در سطح صنعت بیمه ارائه شده است. روش پژوهش از نوع آمیخته است. ابزار گردآوری داده در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق است. همچنین ابزار بخش کمّی، پرسشنامه محقق ساخته است. در انتها با تحلیل یافته ها، پیشنهادهایی برای رفع خلأها و چالش های مذکور و ارتقای بستر حقوقی حاکم بر صنعت بیمه ارائه می شود. استفاده از ظرفیت نهادهای تخصصی موجود در صنعت بیمه نظیر شورای عالی بیمه و افزایش استقلال نهاد ناظر صنعت بیمه با توجه به تخصصی بودن امر بیمه از جمله مهم ترین نتایج و راهکارهای پیشنهادی این تحقیق محسوب می شوند.
ارائه مدل جامع نوآوری باز در سازمان های دانش بنیان: ترکیب روش های کیفی و کمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
145 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق ارائه مدل جامع نوآوری باز در سازمان های دانش بنیان با استفاده از ترکیب روش های کیفی و کمی است. در دنیای کنونی، سازمان های دانش بنیان نیازمند یک رویکرد نوآورانه و پویا برای ایجاد و مدیریت فرآیندهای نوآوری هستند. در این تحقیق، پس از شناسایی کدهای فرعی و طبقه بندی آن ها به مضامین اصلی، الگوهای مؤثر در نوآوری باز به ویژه در ارتباط با فرهنگ سازمانی، فناوری های نوین، و فرآیندهای تصمیم گیری شناسایی شد. این تحقیق همچنین تأثیرات نوآوری باز بر رشد و توسعه سازمان های دانش بنیان و اهمیت همکاری های خارجی در ایجاد نوآوری های مؤثر را مورد بررسی قرار داد. استفاده از ترکیب روش های کیفی و کمی در تحلیل داده ها باعث شده تا مدل پیشنهادی با دقت و شفافیت بیشتری طراحی شود. در نتیجه، مدل جامع نوآوری باز به عنوان یک راهکار استراتژیک، می تواند به سازمان های دانش بنیان کمک کند تا از ظرفیت های بیرونی بهره برداری کرده و به طور مستمر فرآیندهای نوآوری را بهبود بخشند. این مدل با تأکید بر تعاملات میان سازمانی، به ویژه در بخش های تحقیق و توسعه، می تواند موفقیت های چشمگیری در افزایش بهره وری و رقابت پذیری سازمان های دانش بنیان به ارمغان آورد.
نگرش و تحلیل راهبردی مدیریت جهانی شبکه تحقیقات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷)
153 - 182
حوزههای تخصصی:
مدیریت راهبردی دارای حوزه های متفاوتی است. یکی از حوزه های مغفول در مدیریت راهبردی، مدیریت تحقیقات به ویژه در مقیاس جهانی است. هم اکنون «مدیریت جهانی شبکه تحقیقات» به صورت شبکه ای و با شیوه های نرم و نامحسوس به مدیریت جامعه علمی در سطح جهانی می پردازد. هدف این پژوهش شناسایی ابزار این مدیریت، تبیین و ارزیابی شیوه عملکرد آن ها و نشان دادن تاثیر آن بر جامعه علمی کشور (تحلیل راهبردی) از طریق تشکیل جلسات خبرگانی و با به کارگیری روش اسنادی و کتابخانه ای است. براساس یافته های این پژوهش، مراکز و موسساتی در سطح جهانی به عنوان ابزار «مدیریت جهانی شبکه تحقیقات» در ضمن ارائه خدمات مفید، با هدایت مسایل ، مدیریت اعتبار و منابع تحقیق و پروژه های علمی، در قالب هایی مانند شاخص های علم سنجی، معیارهای طبقه بندی دانشگاه ها و سایر مراکز علمی،همچنین قوانین مربوط به مالکیت معنوی و ... ، روند تحقیقات را در سطح جهان در جهت اهداف خاص مدیریت می کنند. بخش قابل توجهی از جامعه علمی کشور ایران نیز تحت این مدیریت راهبردی نامحسوس، عملا پژوهش های خود را در جهت اهداف «مدیریت شبکه جهانی تحقیقات» سامان می دهند.
ارزیابی وضعیت توانایی های شناختی در عملکرد کارکنان یک یگان نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷)
67 - 99
حوزههای تخصصی:
توانمندی های شناختی که مربوط به کارکردهای اجرایی مغز هستند بر مبنای چارچوب های نظری عمده در حوزه عصب روان شناسی توسط محققان مختلف تقسیم بندی های متفاوتی را دربرمی گیرد. در یکی از شناخته شده ترین چارچوب ها شامل هفت توانایی حافظه، توجه پایدار، برنامه ریزی، تصمیم گیری، کنترل مهاری و توجه انتخابی، شناخت اجتماعی و انعطاف پذیری شناختی است. با توجه به اصول موضوعه عصب روان شناسی از آنجایی که عملکردهای مغزی با رفتار ارتباط دارند؛ در نتیجه استنباط عصب روان شناسان بر این است که عملکرد مغز منجر به بروز توانمندی های مذکور می شود. بر همین مبنا هدف تحقیق حاضر شناسایی وضعیت توانمندی های شناختی هفت گانه در عملکرد کارکنان در یک یگان نظامی است. در همین راستا وضعیت هر یک از موارد مربوط به توانمندی های شناختی در عملکرد کارکنان مورد سؤال قرار گرفت. برای پاسخ گویی به هر یک از سؤالات، پس از بررسی و مطالعه مبانی نظری و سوابق پژوهشی و استفاده از پرسشنامه بومی شده توانمندی های شناختی که برای کارهای بالینی توسط نجاتی در ایران هنجاریابی شده بود؛ سعی گردید که ساختار کلی پرسشنامه با توجه به محیط کاری کارکنان یگان مدنظر و متناسب با مأموریت شغلی آنان مورد بازنگری قرار گیرد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی و اعتبار آن نیز از طریق آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت و ضریب آلفای (93.5.) به دست آمد. از جامعه آماری کل کارکنان با استفاده از روش مورگان کرجسی تعداد 197 نفر انتخاب شدند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده نشان داد که 94.4 درصد پاسخ دهندگان وضعیت حافظه ،80.7 درصد وضعیت توجه پایدار، 89.8 درصد وضعیت برنامه ریزی، 91.9 درصد وضعیت تصمیم گیری، 85.3 درصد وضعیت کنترل مهاری و توجه انتخابی، 63.5 درصد وضعیت شناخت اجتماعی و 89.8 درصد نیز وضعیت انعطاف پذیری شناختی را در عملکرد کارکنان یگان مدنظر در حد زیاد و خیلی زیاد ارزیابی کرده اند. نتایج تحلیل های استنباطی نیز نشان داد که تمامی آماره های محاسبه شده در سطحp<..01 معنی دار هستند. با توجه به نتایج به دست آمده در هر یک از مؤلفه های توانمندی های شناختی می توان چنین استنباط کرد که توانمندی های شناختی هفت گانه مذکور سبب ارتقای عملکرد کارکنان یگان مدنظر با توجه به موارد مرتبط با خود می شوند.
الگوی راهبردی ارزیابی بهبود عملکرد وضعیت جاری صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
171 - 191
حوزههای تخصصی:
ارزیابی عملکرد اقدامی مهم جهت بهبود عملکرد سازمان ها است. تحلیل پوششی داده ها یکی از کاربردی ترین روش ها در ارزیابی عملکرد و رتبه بندی صنعت بیمه است. مدل های اولیه تحلیل پوششی داده ها با وجود داشتن مزایای متعدد، اشکالاتی دارد. بی توجه به فرایند های داخلی، لحاظ نکردن نظرات کارشناسی و رتبه بندی ناقص واحدهای سازمان از جمله معایب اصلی این روش ها است. مدل تلفیقی تحلیل پوششی داده های دو مرحله ای و روش بهترین- بدترین، فرآیند داخلی و نظر کارشناسان را در نظر می گیرد، اما این مدل همواره قادر نیست تا رتبه بندی واحدها را به طور کامل انجام دهد. این پژوهش با اضافه نمودن یک واحد مجازی ایده آل به مدل تلفیقی تحلیل پوششی داده های دو مرحله ای و روش بهترین- بدترین به طور همزمان سه اشکال مذکور را رفع نموده و به توسعه مدل پرداخته است. افزودن واحد مجازی ایده آل، به مدل دو مرحله ای تلفیقی تحلیل پوششی داده ها موجب می شود تا رتبه بندی واحدها به طور کامل انجام شود و نتایج بهتر و منطقی تری ارائه گردد. در مطالعه موردی 36 نمایندگی شرکت بیمه منتخب در استان یزد با استفاده از نرم افزار گمز ارزیابی و رتبه بندی شدند و راهکارهای مدیریتی همچون برگزاری دوره های آموزشی مورد نیاز و انجام رویکردهای تنبیهی و تشویقی جهت بهبود عملکرد هر یک از نمایندگی ها بیان گردید. با هدف اعتبارسنجی مدل توسعه یافته، رتبه بندی با روش وزن دهی افزایشی ساده نیز انجام شد و ضریب همبستگی 94% بین نتایج این دو مدل، اعتبار مدل توسعه یافته را نشان داد. این پژوهش به لحاظ بهبود مدل تحلیل پوششی داده ها، توسعه ای و به دلیل پیاده سازی در صنعت بیمه، کاربردی است.
تاثیر همرنگی بر قصد خرید با نقش میانجی رفتار مشارکتی و رفتار شهروندی مشتری در بازاریابی از طریق اینفلوئنسرها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
33 - 88
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به پیشرفت علم در زمینه کسب و کار، اهمیت بازاریابی از طریق اینفلوئنسرها (بازاریابی از طریق تاثیرگذارها) در رسانه های اجتماعی به عنوان یکی از روش های نوین بازاریابی در حال افزایش می باشد. اهمیت این موضوع، پژوهش درباره بازاریابی از طریق اینفلوئنسرها (بازاریابی از طریق تاثیرگذارها) در رسانه های اجتماعی را دوچندان می کند. پژوهش حاضر به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه همرنگی بین تاثیرگذارها و مخاطبانشان بر رفتار هم آفرینی ارزش مشتری تاثیر گذاشته و منجر به قصد خرید می شود. پژوهش حاض ر از نظر روش، از نوع توص یفی تحلیلی و از نظر روش گردآوری اطلاعات میدانی و پیمایش ی اس ت. این پژوهش با توجه به حجم نمونه برای جامعه نامحدود با استفاده از فرمول کوکران به کمک ابزار پرسشنامه که توسط 393 پاسخ دهنده تکمیل شدند، انجام گرفت. آنچه یافته ها نشان می داد این بود که همرنگی بر رفتار هم آفرینی ارزش مشتری تأثیر مثبت می گذارد. همچنین همرنگی با قصد خرید همبستگی مثبت دارد. در ادامه یافته ها حاکی از آن بود که رفتار هم آفرینی ارزش مشتری نقش واسطه ای در رابطه بین همرنگی و قصد خرید را داراست. به طور کلی، با توجه به وجود عوامل تاثیرگذار دیگر از ویژگی های منبع به غیر از ویژگی همرنگی، این مطالعه پژوهش بیشتر در این حوزه از بازاریابی از طریق تاثیرگذارها را تشویق می کند و می تواند منبع خوبی برای متخصصان بازاریابی و تاثیرگذار ها باشد.
اهرم های کنترل استراتژیک بر مزیت رقابتی با نقش عملکرد نوآورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
287 - 300
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه تعیین تاثیر اجرای نظام های کنترل سایمونز (کنترل تشخیصی، کنترل تعاملی، کنترل اعتقادی و کنترل مرزی) بر مزیت رقابتی با واسطه عملکرد نوآورانه است. با توجه به اینکه اکثر پیشینه حول مزیت رقابتی و نوآوری متمرکزشده اند لذا خلا توجه به رابطه نظام های کنترل و مزیت رقابتی با نقش میانجی عملکرد نوآورانه به شدت احساس می شود. جامعه آماری این پژوهش مدیران و کارشناسان شرکت های بیمه استان اردبیل به تعداد 1200 نفر است که نمونه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و با استفاده از جدول مورگان تعداد 291 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ترکیبی از پرسش نامه های استاندارد و پرسشنامه های محقق ساخته ای که روایی صوری و محتوایی گروهی از صاحب نظران مورد بررسی و تائید قرار گرفت استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه ها با نرم افزار SMART-PLS و با استفاده از آزمون t و ضرایب مسیر نشان داد که نظام های کنترلی سایمونز بر عملکرد نوآورانه و مزیت رقابتی تأثیر مثبت و معنا داری دارد. همچنین عملکرد نوآورانه بر مزیت رقابتی تأثیر مثبت و معنا داری دارد. فرضیه اصلی این پژوهش مطابق تأثیر نظام های کنترل سایمونز بر مزیت رقابتی با متغیر میانجی عملکرد نوآورانه، تایید شد. بدان معنا که 46% از اثر کل نظام های کنترلی بر مزیت رقابتی از طریق متغیر میانجی عملکرد نوآورانه ایجاد شد. استفاده مؤثر از اهرم های کنترل استراتژیک به مدیران بیمه کمک می کند تا ابتکارات محیطی، اجتماعی و اقتصادی شرکت را هماهنگ کنند، که به نوبه خود، عملکرد سازمانی و مزیت رقابتی را بهبود می بخشد.
مدیریت استراتژیک اخلاق در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
105 - 120
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی نقش مدیریت استراتژیک اخلاق در عصر هوش مصنوعی می پردازد. با گسترش روزافزون فناوری های هوش مصنوعی، تصمیم گیری های استراتژیک در سازمان ها با چالش های جدیدی مواجه شده اند که در آن ها، مفاهیم اخلاقی اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است. این تحقیق با استفاده از روش های ترکیبی کیفی و کمی، سعی در تحلیل و شبیه سازی سناریوهای استراتژیک با بهره گیری از هوش مصنوعی و تحلیل های اخلاقی دارد. نتایج نشان می دهند که هوش مصنوعی می تواند به مدیران در پیش بینی دقیق تر سناریوها و اتخاذ تصمیمات استراتژیک کمک کند، اما استفاده از این تکنولوژی ها در پی خود مسائل اخلاقی متعددی نیز دارد که باید به طور مؤثری مدیریت شوند. همچنین، ترکیب هوش مصنوعی با اصول اخلاقی می تواند موجب بهبود فرآیندهای تصمیم گیری استراتژیک و کاهش خطرات احتمالی گردد. پیشنهادات تحقیق شامل ضرورت توجه به مباحث اخلاقی در توسعه هوش مصنوعی و آموزش مدیران برای استفاده از این فناوری در چارچوب های اخلاقی است.
بررسی تاثیر مسائل کلیدی منابع انسانی بر نتایج مدیریت منابع انسانی با نقش میانجی تصمیم گیری منابع انسانی و نقش تعدیل گری بلاکچین(مورد مطالعه: شرکت گلرنگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
109 - 160
حوزههای تخصصی:
این تحقیق بررسی تاثیر مسائل کلیدی منابع انسانی بر نتایج مدیریت منابع انسانی با نقش میانجی تصمیم گیری منابع انسانی و نقش تعدیل گری بلاکچین (مورد مطالعه: شرکت گلرنگ) باشد. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر چگونگی گردآوری اطلاعات توصیفی و از شاخه پیمایشی است. داده های تحقیق از طریق سوالات پنج گزینه ای لیکرت موجود در پرسشنامه تحقیق جمع آوری شده است. درپژوهش حاضر به منظورتجزیه وتحلیل داده های حاصل از پرسشنامه، متناسب با نیاز آماری از نرم افزار آماری SPSS.V24 و از نرم افزار معادلات ساختاری pls.V3 در قالب دو بخش آمارتوصیفی و استنباطی بصورت رگرسیون خطی و چندگانه استفاده گردیده است. جامع این تحقیق کارکنان شرکت گلرنگ می باشد که کل جامعه آماری بالغ بر 440نفرمی باشد. جهت محاسبه حجم نمونه موردنیاز برای پژوهش با استفاده از فرمول کوکران در سطح اطمینان 5 درصد برابر با 205نفر بدست آمده است.نمونه مورد مطالعه به روش در دسترس جمع آوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مسائل کلیدی منابع انسانی بر نتایج مدیریت منابع انسانی با نقش میانجی تصمیم گیری(473/0) نقش تعدیلگر بلاک چین بین مسائل کلیدی منابع انسانی و تصمیم گیری منابع انسانی (103/0) مقررات سازمانی بر مسائل کلیدی منابع انسانی(141/0) استخدام و انتخاب بر مسائل کلیدی منابع انسانی(135/0) پاداش و مزایا بر مسائل کلیدی منابع انسانی(233/0) آموزش و توسعه بر مسائل کلیدی منابع انسانی(368/0) شایستگی منابع انسانی بر مسائل کلیدی منابع انسانی(298/0) انطباق نرم افزار بر مسائل کلیدی منابع انسانی(385/0) فرهنگ بر مسائل کلیدی منابع انسانی(368/0) تصمیم گیری منابع انسانی بر مدیریت زمان و هزینه(409/0) تصمیم گیری منابع انسانی بر دیجیتالی شدن و تمرکززدایی(347/0) تصمیم گیری منابع انسانی بر اثربخشی و کارایی در عملکرد(211/0) در شرکت گلرنگ تأثیر مثبت دارد.