فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۸۲۰ مورد.
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
25 - 46
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی تأثیر استفاده از هوش کوانتومی در شبیه سازی سناریوهای آینده پژوهی در مدیریت استراتژیک می پردازد. با توجه به پیچیدگی و عدم قطعیت های موجود در محیط های تجاری، مدل های شبیه سازی که از هوش کوانتومی بهره برداری می کنند می توانند به مدیران در پیش بینی آینده های احتمالی و اتخاذ تصمیمات استراتژیک کارآمدتر کمک کنند. داده های تحقیق از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان در حوزه های هوش کوانتومی و مدیریت استراتژیک جمع آوری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که استفاده از الگوریتم های هوش کوانتومی به سازمان ها این امکان را می دهد تا سناریوهای مختلف آینده را با دقت بیشتری شبیه سازی کرده و استراتژی های مؤثرتری طراحی کنند. همچنین، این تحقیق چالش ها و فرصت های استفاده از این فناوری در تصمیم گیری های استراتژیک را شناسایی کرده و مدل هایی برای بهبود فرآیندهای شبیه سازی سناریوها ارائه می دهد.
روابط انسانی در منظومه فکری شهید سلیمانی (بازنمایی الگوی مدیریتی داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵)
52 - 81
حوزههای تخصصی:
شناسایی الگوی راهبری شهید سلیمانی و از همه مهمتر نظام فکری حاکم بر شکل گیری چنین الگویی می تواند به عنوان نسخه ای شفابخش در بهبود مدیریت روابط انسانی سازمان ها قلمداد شود. پژوهش کنونی به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش اساسی است که چه نوع نگرشی در مبانی فکری شهید سلیمانی حاکم بوده است که باعث شده سبک مدیریت روابط انسانی ایشان، مکتبی و ارزش زا تلقی شود. روش پژوهش، ماهیتی توصیفی- تحلیلی دارد. بدین منظور شناسایی نظام ارزشی حاکم بر اندیشه شهید سلیمانی در حوزه اصول و فنون مدیریت روابط انسانی به روش داده بنیاد و از طریق شناسه گذاری های باز، انتخابی و محوری، در بازه زمانی 1402 انجام شد. منبع اصلی گردآوری داده ها، پایگاه شهید حاج قاسم سلیمانی بود، چراکه شامل آلبومی جامع از آثار معتبر در مورد ایشان است. مطابق با یافته های حاصل از شناسه گذاری انجام شده، چهل وسه شناسه محوری و شش شناسه انتخابی در قالب شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله تسهیل گر، شرایط مداخله گر محدودکننده، پدیده محوری و پیامدها به دست آمد. پس از طراحی الگوی پارادایمی تحقیق و تأیید روایی و پایایی آن توسط خبرگان آگاه، روایت نظری این پژوهش بدین شرح جلوه گر شد: «مبانی ارزشی حاکم بر اندیشه شهید سلیمانی در حوزه روابط انسانی به صورت دایره ای به مرکزیت رهبری با سبک پدرانه و شعاعی بی کران به طول انسانیت و انسان دوستی این رهبر بوده است و اعضای این دایره همان انسان هایی هستند که از منظر شهید سلیمانی، حکم اعضای خانواده را دارند».
ارزیابی وضعیت توانایی های شناختی در عملکرد کارکنان یک یگان نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷)
67 - 99
حوزههای تخصصی:
توانمندی های شناختی که مربوط به کارکردهای اجرایی مغز هستند بر مبنای چارچوب های نظری عمده در حوزه عصب روان شناسی توسط محققان مختلف تقسیم بندی های متفاوتی را دربرمی گیرد. در یکی از شناخته شده ترین چارچوب ها شامل هفت توانایی حافظه، توجه پایدار، برنامه ریزی، تصمیم گیری، کنترل مهاری و توجه انتخابی، شناخت اجتماعی و انعطاف پذیری شناختی است. با توجه به اصول موضوعه عصب روان شناسی از آنجایی که عملکردهای مغزی با رفتار ارتباط دارند؛ در نتیجه استنباط عصب روان شناسان بر این است که عملکرد مغز منجر به بروز توانمندی های مذکور می شود. بر همین مبنا هدف تحقیق حاضر شناسایی وضعیت توانمندی های شناختی هفت گانه در عملکرد کارکنان در یک یگان نظامی است. در همین راستا وضعیت هر یک از موارد مربوط به توانمندی های شناختی در عملکرد کارکنان مورد سؤال قرار گرفت. برای پاسخ گویی به هر یک از سؤالات، پس از بررسی و مطالعه مبانی نظری و سوابق پژوهشی و استفاده از پرسشنامه بومی شده توانمندی های شناختی که برای کارهای بالینی توسط نجاتی در ایران هنجاریابی شده بود؛ سعی گردید که ساختار کلی پرسشنامه با توجه به محیط کاری کارکنان یگان مدنظر و متناسب با مأموریت شغلی آنان مورد بازنگری قرار گیرد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی و اعتبار آن نیز از طریق آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت و ضریب آلفای (93.5.) به دست آمد. از جامعه آماری کل کارکنان با استفاده از روش مورگان کرجسی تعداد 197 نفر انتخاب شدند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده نشان داد که 94.4 درصد پاسخ دهندگان وضعیت حافظه ،80.7 درصد وضعیت توجه پایدار، 89.8 درصد وضعیت برنامه ریزی، 91.9 درصد وضعیت تصمیم گیری، 85.3 درصد وضعیت کنترل مهاری و توجه انتخابی، 63.5 درصد وضعیت شناخت اجتماعی و 89.8 درصد نیز وضعیت انعطاف پذیری شناختی را در عملکرد کارکنان یگان مدنظر در حد زیاد و خیلی زیاد ارزیابی کرده اند. نتایج تحلیل های استنباطی نیز نشان داد که تمامی آماره های محاسبه شده در سطحp<..01 معنی دار هستند. با توجه به نتایج به دست آمده در هر یک از مؤلفه های توانمندی های شناختی می توان چنین استنباط کرد که توانمندی های شناختی هفت گانه مذکور سبب ارتقای عملکرد کارکنان یگان مدنظر با توجه به موارد مرتبط با خود می شوند.
مدیریت استراتژیک داده های ژرف: چگونه تحلیل داده های ناشناخته را به مزیت رقابتی تبدیل کنیم؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
85 - 104
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی کاربرد هوش کوانتومی در شبیه سازی سناریوهای آینده پژوهی و تأثیر آن بر تصمیم گیری های استراتژیک پرداخته است. در این راستا، از ترکیب روش های کیفی و کمی برای تحلیل داده های پیچیده استفاده شده است. الگوریتم های هوش کوانتومی با قابلیت پردازش موازی و حل مسائل پیچیده، به ایجاد مدل های دقیق تر در پیش بینی سناریوهای آینده کمک می کنند. نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از هوش کوانتومی می تواند ابزارهایی مؤثر برای مدیران استراتژیک فراهم آورد تا با دقت بیشتری به پیش بینی و شبیه سازی آینده های مختلف بپردازند. شبیه سازی سناریوهای مبتنی بر هوش کوانتومی، می تواند تصمیم گیری های استراتژیک را در مواجهه با پیچیدگی ها و عدم قطعیت ها بهبود بخشد. به طور کلی، این تحقیق نشان داد که هوش کوانتومی می تواند انقلابی در نحوه تحلیل و پیش بینی سناریوهای استراتژیک به وجود آورد.
مدیریت استراتژیک اخلاق در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
105 - 120
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی نقش مدیریت استراتژیک اخلاق در عصر هوش مصنوعی می پردازد. با گسترش روزافزون فناوری های هوش مصنوعی، تصمیم گیری های استراتژیک در سازمان ها با چالش های جدیدی مواجه شده اند که در آن ها، مفاهیم اخلاقی اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است. این تحقیق با استفاده از روش های ترکیبی کیفی و کمی، سعی در تحلیل و شبیه سازی سناریوهای استراتژیک با بهره گیری از هوش مصنوعی و تحلیل های اخلاقی دارد. نتایج نشان می دهند که هوش مصنوعی می تواند به مدیران در پیش بینی دقیق تر سناریوها و اتخاذ تصمیمات استراتژیک کمک کند، اما استفاده از این تکنولوژی ها در پی خود مسائل اخلاقی متعددی نیز دارد که باید به طور مؤثری مدیریت شوند. همچنین، ترکیب هوش مصنوعی با اصول اخلاقی می تواند موجب بهبود فرآیندهای تصمیم گیری استراتژیک و کاهش خطرات احتمالی گردد. پیشنهادات تحقیق شامل ضرورت توجه به مباحث اخلاقی در توسعه هوش مصنوعی و آموزش مدیران برای استفاده از این فناوری در چارچوب های اخلاقی است.
اهرم های کنترل استراتژیک بر مزیت رقابتی با نقش عملکرد نوآورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
287 - 300
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه تعیین تاثیر اجرای نظام های کنترل سایمونز (کنترل تشخیصی، کنترل تعاملی، کنترل اعتقادی و کنترل مرزی) بر مزیت رقابتی با واسطه عملکرد نوآورانه است. با توجه به اینکه اکثر پیشینه حول مزیت رقابتی و نوآوری متمرکزشده اند لذا خلا توجه به رابطه نظام های کنترل و مزیت رقابتی با نقش میانجی عملکرد نوآورانه به شدت احساس می شود. جامعه آماری این پژوهش مدیران و کارشناسان شرکت های بیمه استان اردبیل به تعداد 1200 نفر است که نمونه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و با استفاده از جدول مورگان تعداد 291 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ترکیبی از پرسش نامه های استاندارد و پرسشنامه های محقق ساخته ای که روایی صوری و محتوایی گروهی از صاحب نظران مورد بررسی و تائید قرار گرفت استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه ها با نرم افزار SMART-PLS و با استفاده از آزمون t و ضرایب مسیر نشان داد که نظام های کنترلی سایمونز بر عملکرد نوآورانه و مزیت رقابتی تأثیر مثبت و معنا داری دارد. همچنین عملکرد نوآورانه بر مزیت رقابتی تأثیر مثبت و معنا داری دارد. فرضیه اصلی این پژوهش مطابق تأثیر نظام های کنترل سایمونز بر مزیت رقابتی با متغیر میانجی عملکرد نوآورانه، تایید شد. بدان معنا که 46% از اثر کل نظام های کنترلی بر مزیت رقابتی از طریق متغیر میانجی عملکرد نوآورانه ایجاد شد. استفاده مؤثر از اهرم های کنترل استراتژیک به مدیران بیمه کمک می کند تا ابتکارات محیطی، اجتماعی و اقتصادی شرکت را هماهنگ کنند، که به نوبه خود، عملکرد سازمانی و مزیت رقابتی را بهبود می بخشد.
نگرش و تحلیل راهبردی مدیریت جهانی شبکه تحقیقات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷)
153 - 182
حوزههای تخصصی:
مدیریت راهبردی دارای حوزه های متفاوتی است. یکی از حوزه های مغفول در مدیریت راهبردی، مدیریت تحقیقات به ویژه در مقیاس جهانی است. هم اکنون «مدیریت جهانی شبکه تحقیقات» به صورت شبکه ای و با شیوه های نرم و نامحسوس به مدیریت جامعه علمی در سطح جهانی می پردازد. هدف این پژوهش شناسایی ابزار این مدیریت، تبیین و ارزیابی شیوه عملکرد آن ها و نشان دادن تاثیر آن بر جامعه علمی کشور (تحلیل راهبردی) از طریق تشکیل جلسات خبرگانی و با به کارگیری روش اسنادی و کتابخانه ای است. براساس یافته های این پژوهش، مراکز و موسساتی در سطح جهانی به عنوان ابزار «مدیریت جهانی شبکه تحقیقات» در ضمن ارائه خدمات مفید، با هدایت مسایل ، مدیریت اعتبار و منابع تحقیق و پروژه های علمی، در قالب هایی مانند شاخص های علم سنجی، معیارهای طبقه بندی دانشگاه ها و سایر مراکز علمی،همچنین قوانین مربوط به مالکیت معنوی و ... ، روند تحقیقات را در سطح جهان در جهت اهداف خاص مدیریت می کنند. بخش قابل توجهی از جامعه علمی کشور ایران نیز تحت این مدیریت راهبردی نامحسوس، عملا پژوهش های خود را در جهت اهداف «مدیریت شبکه جهانی تحقیقات» سامان می دهند.
مدل ارزیابی عملکرد سازمانی با استفاده از ابزارهای هوش تجاری (BI): مطالعه موردی بانک ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
73 - 92
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، ابزارهای هوش تجاری (BI) به عنوان یکی از ارکان اصلی ارزیابی عملکرد سازمان ها در بخش های مختلف از جمله بانکداری شناخته می شوند. این تحقیق به بررسی نقش هوش تجاری در ارزیابی عملکرد بانک ها پرداخته و تأثیر آن بر بهبود فرآیندهای تصمیم گیری و ارتقاء کارایی سازمان ها را بررسی کرده است. با استفاده از مدل های ارزیابی متوازن (Balanced Scorecard) و ابزارهای BI، بانک ها قادر به تحلیل داده های پیچیده و تصمیم گیری های استراتژیک می باشند. این تحقیق نشان داده است که پیاده سازی موفق BI در بانک ها می تواند باعث شفافیت بیشتر، تحلیل داده های دقیق تر و در نهایت بهبود عملکرد کلی سازمان ها گردد. با این حال، چالش هایی نظیر هزینه های پیاده سازی، نیاز به زیرساخت های مناسب و تغییرات فرهنگی در سازمان ها، از جمله موانع استفاده بهینه از این ابزارها به شمار می روند. تحقیق حاضر به شناسایی این چالش ها پرداخته و راهکارهایی برای رفع آن ها ارائه داده است.
تطبیق الگوی حکمرانی متعالی و فناوری نوین زنجیره بلوکی در صنعت فناوری مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
1 - 23
حوزههای تخصصی:
اساس شکل گیری علوم، حرکت جوامع و نظام های سیاسی به سوی رشد و از وضع موجود به وضع مطلوب است. توسعه پایدار در قالب تدوین و اجرای مدل های حکمرانی مانند حکمرانی متعالی تحقق می یابد. فناوری های نوظهور همانند زنجیره بلوکی نیز موجب تحول کسب وکارها به خصوص در صنعت فناوری مالی شده است. هدف پژوهش ارائه مدل کاربردی-توسعه ای برای تطبیق ابعاد حکمرانی متعالی و زنجیره بلوکی به صورت آمیخته است. با بررسی پیشینه پژوهش، تعداد 10 بُعد برای حکمرانی متعالی و 13 ویژگی برای زنجیره بلوکی احصا شدند. برای تأیید آنها بر اساس نظر 30 خبره، از روش دلفی فازی با پرسش نامه استاندارد استفاده شد و منجر به تأیید تعداد 9 بُعد برای حکمرانی متعالی و 13 ویژگی برای زنجیره بلوکی گردید. با روش تحلیل عاملی اکتشافی بر اساس نظر 217 خبره، از 13 ویژگی زنجیره بلوکی، تعداد 6 بُعد استخراج شدند و روایی ابزار را خبرگان و پایایی با مقدار بالای 7/0 برای هر بُعد تأیید کردند. ابعاد نهایی برای حکمرانی متعالی شامل فرایند، ساختار، شناخت و ارزش ها، قانون اساسی، سازمان و نهاد، مدیریت عملکرد، خط مشی گذاری، نیروهای بین المللی و جهانی، اخلاق-پاسخگویی- شفافیت و برای زنجیره بلوکی شامل ساختار، فرایند تشکیل شبکه، فرایند توسعه شبکه، تعامل درون شبکه، بهبود عملکرد و شفافیت-ایمنی است. روابط میان ابعاد نهایی حکمرانی متعالی و زنجیره بلوکی با روش مدل سازی ساختاری تفسیری تببین شدند و مدل نهایی تطبیقی به دست آمد. نتیجه آن که ابعاد فناوری زنجیره بلوکی با ابعاد حکمرانی متعالی منطبق و در ارتباط دوسویه هستند.
تدوین استراتژی و هدف گذاری استراتژیک بازاریابی درصنعت هوانوردی و فرودگاهی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
209 - 232
حوزههای تخصصی:
توسعه اقتصادی هر کشور تا اندازه ای به کارایی و میزان عملکرد صنعت هوانوردی و فرودگاهی و حمل ونقل هوایی وابسته است. هدف پژوهش، تبیین الگو در راستای تدوین استراتژی و هدف گذاری استراتژیک عملکرد بازاریابی و بازار صنعت هوانوردی فرودگاهی ایران است. با روش آمیخته، در ابتدا شاخص معیارهای فعلی مورد استفاده در ارزیابی صنعت فرودگاهی و هوانوردی کشور و جهان مورد غربالگری قرار گرفت. در بخش کیفی با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با کارشناسان و صاحبنظران صنعت حمل ونقل هوایی و فرودگاهی، شاخص های نهایی حاصل از بررسی پیشینه و مصاحبه ها به دست آمد. بررسی ها نشان داد که کمبود قابل توجه ای در رابطه با استراتژی های عملکرد بازاریابی و معیارهای مبتنی بر بازار در ارزیابی عملکرد در بخش هوانوردی و فرودگاهی کشور وجود دارد. از این رو، الگویی جهت ارزیابی عملکرد مبتنی بر بازار تبیین و ارائه شد تا بتوان به تصویر جامع تری از استراتژی عملکرد بازاریابی هوانوردی و فرودگاهی ایران دست یافت. نمونه آماری، 34 فرودگاه که از روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین 57 فرودگاه کشور انتخاب شده و با بهره گیری از الگوی ریاضی، فنون تحقیق در عملیات و نیز استفاده از مفاهیم و اصول تحلیل پوششی داده های شبکه ای، بخش کمّی انجام شد. شاخص های حاصل و نتایج حل مدل نشان دادند تنها 14فرودگاه در هر دو مرحله بطور کامل کارا بوده و دارای کارایی100% در ارزیابی استراتژی های عملکرد بازاریابی بوده اند و سایر فرودگاه ها بدلیل ضعف در خروجی و ازدیاد ورودی فرایندهایشان از مرکز کارایی جدا شده اند؛ بنابراین، برای بهبود وضعیت این فرودگاه ها لازم است اقدامات مستمری از طریق رویکرد تحلیل پوششی داده ها، در دستور کار قرار گیرد.
طراحی مدل حاکمیت شرکتی در نظارت اثربخش بر تسهیلات اعطایی بانک ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
279 - 298
حوزههای تخصصی:
بانک ها به دنبال این هستند تا بتوانند در چارچوب حاکمیت شرکتی، نظارت اثربخشی را بر تسهیلات اعطایی داشته باشند. زیرا یکی از مهم ترین آسیب های حال حاضر در نظام بانکی، عدم مصرف صحیح تسهیلات اعطایی است که منجر به انحراف تسهیلات می شود و هرگونه ضعف و کوتاهی در این خصوص باعث بلوکه شدن منابع بزرگی از بانک ها و کاهش سرعت پول می گردد. از این رو هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل حاکمیت شرکتی در نظارت اثربخش بر تسهیلات اعطایی بانک ها است که مطالعه موردی این پژوهش، بانک ملی ایران است. پژوهش حاضر از نوع کیفی می باشد. جامعه خبرگان مورد مطالعه، برخی مدیران ارشد بانک ملی ایران در شهر تهران می باشند. این خبرگان به روش نمونه گیری هدفمند، و به صورت گلوله برفی انتخاب و تا رسیدن به حد اشباع نظری با دوازده تن از آنان مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام پذیرفته است. روایی مدل با روش بازبینی توسط خبرگان و پایایی، با روش بازآزمون بررسی گردیده است و با استفاده از روش تحلیل مضمون، پنجاه مضمون فرعی، بیست و یک مضمون سازمان دهی شده و ده مضمون فراگیر شناسایی گردیده است. یافته های پژوهش نشان می دهد به کارگیری این مدل به بانک ملی کمک خواهد کرد تا با شناسایی دقیق مفاهیم حاکمیت شرکتی مرتبط با تسهیلات بانکی، نظارت اثربخشی بر پرداخت تسهیلات انجام دهند.
دیدگاه های صاحبان شرکت ها در استفاده از بازاریابی الکترنیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
151 - 169
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف، شناسایی دیدگاه های صاحبان شرکت ها در استفاده از بازاریابی دیجیتال با استفاده از تکنیک کاربست کیو در شرکت های تولیدی شهر کرمانشاه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، پژوهشی اکتشافی و از نظر نوع استفاده، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه خبرگان در شرکت های تولیدی شهر کرمانشاه است که تعداد آنها 650 شرکت فعال می باشد که در زمینه فناوری دیجیتال در زمینه بازاریابی نیز فعالیت دارند. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری هدفمند غیر احتمالی از نوع گلوله برفی می باشد. از بین این افراد تا رسیدن به اشباع نظری تعداد 15 انتخاب شدند و به روش مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند سوالات مصاحبه را جواب دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا برای کدگذاری باز و از SPSS 28 برای تحلیل عاملی استفاده شد. با توجه به مصاحبه های انجام شده، می توان گفت که 31 مفهوم از مصاحبه ها استخراج شد که با استفاده از تحلیل عاملی کیو سبب پیدایش دو عامل شدند. نتایج نشان داد دو الگوی ذهنی وجود دارد که شامل الگوی کاربرد محور، الگوی مدیریت و مشتری محور می باشد. پیشنهاد می شود مدیران شرکت ها فرصت های بازاریابی دیجیتال را با متخصصین این امر در شرکت خود ارزیابی نماند و با تست کردن آزمایشی این فرصت ها میزان موفقیت آنها را بسنجند و در صورت موفقیت با به کارگیری آن در سوددهی شرکت خود مفید واقع گردند.
واکاوی و اولویت بندی راهبردهای اساسی تولید دانش پاسداری از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه روزافزون انقلاب اسلامی و ظهور و بروز فرصت ها و تهدیدات نو، ابعاد متعدد و متفاوتی از پاسداری را فراوری جبهه انقلاب اسلامی قرار داده و این الزام را ایجاب کرده است تا ضمن استفاده از تجربیات متراکم گذشته با نوآوری و پیمودن راه های میان بُر، مرزهای دانش را شکسته و دانشی متناسب با افق های جدید علمی تولید کنند. هدف پژوهش کنونی، واکاوی و اولویت بندی راهبردهای اساسی تولید دانش پاسداری از انقلاب اسلامی می باشد. این تحقیق بر اساس هدف، کاربردی؛ از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های اکتشافی و از نظر ماهیت، توصیفی- پیمایشی بود. روش پژوهش، آمیخته و به صورت کیفی و کمی است. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان سازمانی سپاه پاسداران و نخبگان دانشگاهی و علمی سازمان های نیروهای مسلح است. نمونه آماری در بخش کیفی به روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی بر اساس جدول مورگان به تعداد ۳۰ نفر انتخاب شدند. در بخش کیفی پژوهش با بهره گیری از مطالعات اسنادی و روش گروه کانونی، داده های لازم استخراج شد و با روش شناسه گذاری تحلیل شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی نیز پرسش نامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوا و آزمون آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس تأیید شد. به علاوه در بخش کمی پژوهش، با استفاده از موقعیت یابی راهبردی و بر اساس روش swot و ماتریس کمی برنامه ریزی راهبردی QSPM، راهبردهای نهایی تدوین و اولویت بندی شدند. بر اساس نتایج پژوهش، 82 عامل تأثیرگذار بر تولید دانش پاسداری از انقلاب اسلامی در قالب 23 شناسه محوری و ۶ شناسه انتخابی با عناوین: عوامل کلیدی موفقیت، عوامل فیزیکی، عوامل فرهنگی، عوامل انسانی، عوامل تعاملی و عوامل راهبردی شناسایی شدند و با انجام موقعیت یابی راهبردی، راهبردهای اساسی تولید دانش پاسداری از انقلاب اسلامی مشتمل بر ۸ محور و به ترتیب اولویت به شرح: جبهه سازی علمی با رویکرد آرمانگرایی، انقلابی گری و اقدام جهادی؛ اسلامی سازی علوم انسانی با رویکرد تحولی؛ دستیابی به استقلال در اندیشه و تفکر؛ ایجاد و توسعه پایگاه استنادی دانش پاسداری از انقلاب اسلامی؛ نیازسنجی مبتنی بر عرصه های اولویت دار گام دوم انقلاب اسلامی؛ آمایش علمی سرزمینی و توسعه متعادل و متوازن قابلیت ها؛ ایجاد، یکپارچه سازی و روزآمدسازی نظامات و ایجاد نظام دیپلماسی و همکاری های علمی انقلاب اسلامی، ارائه شد.
آموزش های دانش بنیان به مثابه راهکار غلبه بر تهدیدها در حوزه اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
235 - 254
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله عرضه و نشر دانش جدیدی است که در فرایند تحقیق حاصل شده است. این دانش حاصل سال ها کار و مطالعه محققان در حوزه افراد مبتلا به اتیسم است. اختلال طیف اتیسم، اختلال عصبی است که بر نحوه تعامل افراد با دیگران، یادگیری و رفتار تأثیر می گذارد، علایم آن از حدود یک سالگی ظاهر شده و به تدریج در فرایند رشد کودک تاخیر ایجاد می کنند. بر اساس پنجمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، مبتلایان به اتیسم در سه گروه خفیف، متوسط و شدید دسته بندی می شوند. میزان علاقه مندی ها، مهارت ها و سطح آموزش پذیری، در هریک از این سطوح متفاوت است. در پژوهش حاضر با بررسی ۳۰ نفر از کودکان اتستیک مرکز اتیسم همدان، به بررسی علاقه مندی های آنها و ارتباط بین نوع علاقه مندی و سطح بیماری پرداخته شده است. به منظور ارزیابی جذابیت های دیداری و شنیداری برای کودکان اتیسمی و بررسی ارتباط بین علاقه مندی و شدت بیماری، میزان علاقه مندی کودکان به تماشای برنامه های تلویزیونی و همچنین شنیدن داستان سنجیده شد. میزان علاقه مندی آنها به محتواهای واقعیت مجازی مورد ارزیابی قرار گرفت. در گام بعد، ارتباط متقابل این علاقه مندی ها بر یکدیگر سنجیده شد. نتایج این پژوهش پیشنهاد می کند که با پیشرفت بیماری اتیسم، میزان علاقه افراد به داستان کاهش می یابد. لذا علاقه به فیلم، ارتباط معکوس با علاقه به کتاب و ارتباط مستقیمی با علاقه به واقعیت مجازی دارد. برای مبتلایان به درجات خفیف و متوسط اتیسم، فناوری واقعیت مجازی به خوبی قابل استفاده است. در بخش دیگر، میزان علاقه کودکان اتیسمی به بازی های رایج در بازار سنجیده شد. طبق دانش حاصل از نتایج این بخش، می توان اظهار داشت که علاقه به بازی های تمرکزی و آموزشی، بیشترین میزان محبوبیت را در بین همه سطوح اتیسم نشان می دهد و بازی های ساده یک نفره، مثل لگو و دومینو، در رتبه بعدی قرار دارند.
موانع شناسی رفتاری در پیاده سازی طرح های تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
55 - 71
حوزههای تخصصی:
موانع متعددی برای پیاده سازی طرح های تحولی وجود دارد. مهم ترین آن ها موانع رفتاری در سازمان ها است. بررسی موانع بیشتر قائم به فرایند، تهیه و تدوین، ابعاد فنی و توجیهی طرح های تحولی محوریت اصلی بوده امّا مراحل اجرا و پیاده سازی این طرح ها نادیده گرفته شده است. به همین منظور، هدف پژوهش شناخت موانع رفتاری مرحله پیاده سازی طرح های تحولی در بانک شهر است. پژوهش از نظر هدف توسعه ای و از نظر نوع روش توصیفی- اکتشافی است. راهبرد پژوهش نظریه داده بنیاد مبتنی بر رهیافت ظاهرشونده گلیزر است. مشارکت کنندگان در پژوهش، شامل مدیران ارشد و اعضای هیأت مدیره، مجریان و کارشناسان خبره بانک شهر است که با منطق اشباع نظری با 13 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. شیوه تحلیل داده ها کدگذاری باز، انتخابی و نظری بوده است. یافته های پژوهش بیان می کند که موانع رفتاری پیاده سازی طرح های تحولی در بانک شهر در سه دسته کلی موانع قبل برنامه ریزی، موانع حین برنامه ریزی و موانع زمان پیاده سازی برنامه ریزی قرار می گیرند که هر یک از مقولات، مفاهیم و کدهای مشخصی تشکیل شده اند. در پیاده سازی طرح های تحولی موانع شناسایی شده باید به دقت درنظر گرفته شوند.
تاثیر نویزهای محیطی بر قصد خرید مصرف کننده در بازاریابی رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
157 - 179
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه شناخت تمایل به خرید و مصرف شرطی مهم و اساسی در رونق کسب وکارها و بنگاه های اقتصادی است، هدف این پژوهش بررسی تاثیر نویزهای محیطی، همانند: نوع و ارزش محصول، محتوا و نحوه طراحی پیام بر قصد و رفتار خرید مشتریان در بازاریابی رسانه های اجتماعی می باشد. این تحقیق از بعد هدف کاربردی بوده و از لحاظ رویکرد تحقیق ابتدا کیفی و پس از آن کمی و دارای استراتژی توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه ی مشتریان فروشگاه های مواد غذایی تهران بوده و نمونه آماری این تحقیق شامل 384 نفر از مشتریانی بوده است که در زمان انجام تحقیق قصد خرید مواد غذایی از فروشگاه داشتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه می باشد و برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که نویزهای محیطی، همانند: نوع و ارزش محصول، محتوا و نحوه طراحی پیام اثر مثبت و معناداری بر رفتار مصرف کننده دارند، همچنین متغیرهای محتوا و نحوه طراحی پیام، نوع و ارزش محصول اثر مثبت و معناداری بر قصد خرید دارند ولی برخلاف تحقیقات انجام یافته متغیر پیام های ترغیب کننده اثر منفی بر قصد خرید دارد. رفتار مصرف کننده نیز اثر مثبت و معناداری بر قصد خرید دارد. نقش میانجی متغیر رفتار مصرف کننده برای روابط نوع و ارزش محصول و محتوا و نحوه طراحی پیام با قصد خرید مشتریان مورد تایید قرار گرفت.
پیشایندها و پسایندهای خودسانسوری کارکنان سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
233 - 256
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، شناسایی و رتبه بندی پیشایندها و پسایندهای خودسانسوری کارکنان سازمان های دولتی است. این پژوهش در حیطه پژوهش های آمیخته با رویکرد کیفی-کمّی در رهیافت استقرایی قیاسی است لذا از نظر هدف، کاربردی و ازحیث ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه پژوهش بخش کیفی اساتید رشته مدیریت و روانشناسی بوده که با نمونه گیری هدف مند به حجم 16 نفر است. جامعه آماری بخش کمّی مدیران میانی و ارشد سازمان های دولتی ارومیه هستند که با استفاده از نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس به حجم نمونه 32 نفر تعیین شد. در بخش کیفی پژوهش برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد که روایی و پایایی آن با استفاده از ضریب CVR و آزمون کاپای کوهن تأیید شد. علاوه بر این، در بخش کمی از پرسشنامه مقایسه زوجی استفاده شد و پایایی با آزمون مجدد و روایی با روایی محتوا مورد تایید قرار گرفت. برای کدگذاری داده ها از نرم افزار نسخه 2020 MAXQDA بهره گرفته شد که منجر به شناسایی پیشایندها و پسایندهای خودسانسوری شد. سپس با بهره گیری از فن دلفی فازی، رتبه بندی پیشایندها و پسایندهای خودسانسوری کارکنان انجام پذیرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که جوسازمانی، عدم امنیت شغلی و ترس از دست دادن موقعیت شغلی، مهم ترین عوامل به وجودآورنده خودسانسوری در کارکنان و آسیب های روحی، کارشکنی در تحولات، کاهش بهره وری سازمان و فلات یادگیری از جمله مهم ترین پیامدهای خودسانسوری است.
مدل توسعه رهبری هوشمند در عصر دیجیتال: استفاده از هوش مصنوعی در تصمیم گیری استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
111 - 126
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی مدل توسعه رهبری هوشمند در عصر دیجیتال با استفاده از هوش مصنوعی در فرآیند تصمیم گیری استراتژیک پرداخته است. با توجه به تحولات سریع در دنیای دیجیتال و ضرورت استفاده از فناوری های نوین در رهبری و مدیریت سازمان ها، این تحقیق به شناسایی چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در فرآیند تصمیم گیری استراتژیک می پردازد. در این راستا، با تحلیل کدهای رفتاری و کاربردی مختلف، مضامین اصلی استخراج شده به شبیه سازی فرآیندهای تصمیم گیری و بهینه سازی استراتژی ها پرداخته اند. نتایج تحقیق نشان می دهند که استفاده از هوش مصنوعی می تواند به رهبری هوشمند در سازمان ها کمک کرده و فرآیندهای تصمیم گیری را بهبود بخشد. همچنین، با بومی سازی و تطبیق این مدل ها با شرایط خاص سازمان ها و صنایع مختلف، می توان به بهبود استراتژی ها و عملکرد سازمان ها در دنیای دیجیتال دست یافت. این مدل ها می توانند به مدیران کمک کنند تا تصمیمات استراتژیک بهتری اتخاذ کرده و در نتیجه، پیشرفت و موفقیت سازمان های خود را تضمین نمایند.
مدل کنترل استراتژیک در صنعت کشتی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
209 - 231
حوزههای تخصصی:
شرکت های کشتی سازی برای موفقیت بر رقبای خارجی و داخلی خود علاوه بر تکیه بر مزیت های رقابتی، نیازمند دانش عمیق در حوزه کنترل استراتژیک در صنعت خود هستند. البته بیشتر آنها شناخت کافی از مباحث استراتژی، برنامه ریزی استراتژیک و کنترل استراتژیک در محیط رقابتی، متلاطم و پیچیده خود ندارند. تحقیق حاضر درصدد طراحی مدل خاص برای تبیین کنترل استراتژیک در صنعت کشتی سازی ایران بر اساس نظریه داده بنیاد است. داده های تحقیق با مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته از هشت نفر از مدیران و کارشناسان صنعت کشتی سازی گردآوری شده است. داده های حاصل از مراحل مصاحبه های باز و نیمه ساختار یافته با نرم افزار MAXQDA نسخه 12 تحلیل شد، پس از عبور از بخش تحقیق کیفی و دستیابی به طراحی مدل کنترل استراتژیک، بخش کمّی تحقیق آغاز شده و در این بخش از روش های دلفی و مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. با بهره گیری از مدل سازی ساختاری تفسیری مهمترین عوامل اثرگذار در کنترل استراتژیک و سطح اثرگذاری و اثرپذیری آن ها بر کنترل استراتژیک صنعت کشتی سازی تبیین شدند. لذا کنترل استراتژیک دربردارنده اهرم های کنترلی: کنترل تحدیدى،کنترل آگاهى هاى ویژه، کنترل تعهد به مشتری،کنترل اثربخشى، کنترل قابلیت هاى استراتژیک،کنترل رضایت مشترى، کنترل مهارت ها، کنترل محتوای استراتژی، کنترل سیاسى، کنترل وظیفه اى، کنترل فرهنگى، کنترل تعاملى، کنترل اجراى استراتژی است . کنترل اثربخش و رضایت مشترى جزو تاثیرگذارترین عوامل در شکل گیری کنترل استراتژیک صنعت کشتی سازی شناخته شدند.
طراحی و تبیین الگوی اجرایی تقویت صادرات غیر نفتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
265 - 281
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش طراحی و تبیین الگوی اجرایی در راستای تقویت صادرات غیرنفتی در استان گیلان به روش تحقیق آمیخته است. در بخش کیفی جامعه آماری شامل اساتید حوزه مدیریت بازرگانی بین الملل و مدیران دستگاه های اجرایی و در بخش کمّی شامل شرکت های صادرکننده محصولات غیرنفتی در استان گیلان است. با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند در بخش کیفی 17 نفر از خبرگان و روش نمونه گیری تصادفی 311 نفر از مدیران ارشد شرکت های تولیدی استان گیلان انتخاب شدند. متغیرهای پژوهش عبارتند از: عملکرد صادراتی، جهت گیری کارآفرینانه، جهت گیری بازاری، یادگیری سازمانی، نوآوری سازمانی و مزیت رقابتی. مطابق یافته های پژوهش جهت گیری کارآفرینانه (ضریب بتا: 288/0)، جهت گیری بازاری (ضریب بتا: 181/0)، یادگیری سازمانی (ضریب بتا: 125/0)، نوآوری سازمانی (ضریب بتا: 232/0) و مزیت رقابتی (ضریب بتا: 234/0) بر عملکرد صادراتی تأثیر دارند. همچنین، جهت گیری کارآفرینانه (ضریب بتا: 262/0)، جهت گیری بازاری (ضریب بتا: 146/0)، یادگیری سازمانی (ضریب بتا: 137/0) و نوآوری سازمانی (ضریب بتا: 36/0) بر مزیت رقابتی تأثیر دارند. جهت گیری کارآفرینانه (ضریب بتا: 387/0)، جهت گیری بازاری (ضریب بتا: 275/0) و یادگیری سازمانی (ضریب بتا: 203/0) بر نوآوری سازمانی تأثیر دارند. جهت گیری کارآفرینانه (ضریب بتا: 171/0) و جهت گیری بازاری (ضریب بتا: 198/0) بر یادگیری سازمانی تأثیر دارند. نتایج این تحقیق نشان داد عملکرد صادراتی محصولات غیرنفتی تابعی از روابط علّی بین جهت گیری کارآفرینانه، جهت گیری بازاری، یادگیری سازمانی، نوآوری سازمانی و ایجاد مزیت رقابتی است.