مطالب مرتبط با کلیدواژه
۷۴۱.
۷۴۲.
۷۴۳.
۷۴۴.
۷۴۵.
۷۴۶.
۷۴۷.
۷۴۸.
۷۴۹.
۷۵۰.
۷۵۱.
۷۵۲.
۷۵۳.
۷۵۴.
۷۵۵.
۷۵۶.
۷۵۷.
۷۵۸.
۷۵۹.
۷۶۰.
ذهن آگاهی
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
199 - 218
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ادراک خطر و عود مصرف مواد در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک پرداخت. روش: این مطالعه توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک در شهر سمنان در سال 1403-1402 بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری هدفمند 368 نفر تعیین شد. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه شامل مقیاس پیش بینی عود مصرف، شاخص ادراک خطر، و پرسش نامه ذهن آگاهی پنج عاملی بودند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها: ادراک خطر و ذهن آگاهی ارتباط مستقیم منفی معناداری با عود مصرف مواد داشتند. به هر حال، ذهن آگاهی در رابطه بین ادراک خطر و عود مصرف مواد نقش میانجی معناداری نداشت. نتیجه گیری: با توجه به ارتباط بین ادراک خطر و ذهن آگاهی و ارتباط مستقل ادراک خطر و ذهن آگاهی با عود مصرف مواد در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک، پیشنهاد می شود که مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی و بالا بردن و آموزش ادراک خطر جهت کاهش عود مصرف مواد مورد توجه قرار گیرد.
مدل یابی گرایش به عود مصرف مواد براساس ذهن آگاهی با نقش میانجی خودمهارگری و شفقت به خود در افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
219 - 243
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودمهارگری و شفقت به خود در رابطه بین ذهن آگاهی با گرایش به عود مصرف مواد در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر افراد وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شاهرود بود. از این میان، 312 نفر با توجه به ملاک های ورود و خروج به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش، شرکت کنندگان مقیاس گرایش به عود مصرف مواد، پرسش نامه پنج وجهی ذهن آگاهی، مقیاس خودمهارگری و پرسش نامه شفقت به خود را تکمیل کردند. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: ذهن آگاهی با گرایش به عود مصرف مواد رابطه منفی مستقیم و معناداری داشت و خودمهارگری و شفقت به خود در این رابطه نقش واسطه ای معنادتری داشتند. در مجموع، نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه ظرفیت درمانی مداخلات ذهن آگاهی و خودشفقت ورزی را در پیشگیری از عود مصرف مواد برجسته می کنند. ذهن آگاهی با ارتقای خودمهارگری و خودشفقت ورزی و کاهش تمایل به عود به عنوان یک عامل محافظتی در مدیریت چالش های مرتبط با اختلالات مصرف مواد عمل می کند. گنجاندن مداخلات متمرکز بر ذهن آگاهی در برنامه های توانبخشی اعتیاد می تواند خودمهارگری و شفقت به خود را افزایش داده و گرایش به عود و وسوسه مصرف مواد را کاهش دهد.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سرمایه روان شناختی، بازداری و فعال سازی رفتار دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
93 - 102
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سرمایه روان شناختی، بازداری و فعال سازی رفتار دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی در شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ بود. در این راستا، ۳۰ نفر از دانش آموزان به صورت هدفمند انتخاب و به دو گروه ۱۵ نفره آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه سرمایه های روانشناختی (PCQ، لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷) و پرسشنامه سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری (BIS/BAS، کارور و وایت، ۱۹۹۴) استفاده شد. گروه آزمایش در ۸ جلسه تحت مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفت و پس از آن از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. تحلیل داده ها با استفاده ازتحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون سرمایه ی روان شناختی و بازداری و فعالسازی رفتاری در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح ۰۱/۰>pوجود دارد؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت که این نوع درمان تأثیر قابل توجهی بر سرمایه روان شناختی ، بازداری و فعال سازی رفتار دانش آموزان دارد.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان فراتشخیصی یکپارچه- نگر بر نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
181 - 190
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان پسر مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز مشاوره در منطقه 3 شهر تهران در سال 1402-1401 بود. حجم نمونه شامل 45 نفر (هر گروه 15 نفر) بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (2005) بود. گروه درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی 8 جلسه 2 ساعته و گروه درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر نیز 12 جلسه یک ساعته مداخله دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون هر دو مولفه نگرانی از تصویر بدن با پس آزمون و پیگیری معنادار است (05/0>P) ولی بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). همچنین نتایج نشان داد برای هر دو مولفه تفاوت گروه های آزمایش با گروه گواه معنادار است (05/0>P) ولی بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<P). نتایج بیانگر این بود که هر دو مداخله پژوهش حاضر احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پایه مداخلات ذهن-بدن (تمرینات ورزش تایچی) بر پرخاشگری و حساسیت در روابط متقابل مددجویان کانون اصلاح و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
241 - 250
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پایه مداخلات ذهن-بدن (تمرینات ورزش تایچی) بر پرخاشگری و حساسیت در روابط متقابل مددجویان کانون اصلاح و تربیت انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را مددجویان کانون اصلاح و تربیت استان بوشهر در بازه زمانی بهمن 1402 تا خرداد 1403 تشکیل دادند. 22 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (11 نفر) و کنترل (11 نفر) به روش تصادفی ساده قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از چک لیست نشانه های بیماری 90 سوالی تجدید نظر شده (SCL-90-R؛ داراگتویس، 1992) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 60 دقیقه ای یک بار در هفته شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پایه مداخلات ذهن-بدن (تمرینات ورزش تایچی) را به صورت گروهی دریافت کردند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. تحلیل داده ها با آزمون آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین نمرات پس آزمون پرخاشگری و حساسیت در روابط متقابل در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. در مجموع می توان نتیجه گرفت که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پایه مداخلات ذهن-بدن (تمرینات ورزش تایچی) نقش موثری بر پرخاشگری و حساسیت در روابط متقابل در مددجویان کانون اصلاح و تربیت داشته است.
نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین سبک های دلبستگی و نوموفوبیا در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
53 - 62
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین سبک های دلبستگی و نوموفوبیا در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این تحقیق متشکل از دانشجویان دانشگاه تبریز در سال 1403 بود که تعداد 220 نفر به روش نمونه گیری دردسترس، مشارکت داشتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q؛ یلدریم و کوریا، 2015)، مقیاس ذهن آگاهی (MAAS؛ ریان و براون، 2003) و پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ؛ هازان و شاور، 1987) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج اثرات مستقیم نشان داد که سبک های دلبستگی اضطرابی و اجتنابی به صورت مثبت و معنادار و سبک دلبستگی ایمن به طور منفی و معنادار بر نوموفوبیا اثر داشتند (05/0>P). همچنین ذهن آگاهی به طور منفی و معنادار بر نوموفوبیا اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج دیگر گویای این بود که دلبستگی های اضطرابی و اجتنابی به طور منفی و دلبستگی ایمن به طور مثبت بر ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشتند (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که دلبستگی های اضطرابی، اجتنابی و ایمن به طور معنادار با نقش میانجی ذهن آگاهی بر نوموفوبیا اثر غیر مستقیم داشتند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که سبک های دلبستگی به صورت غیر مستقیم و با نقش میانجی ذهن آگاهی بر نوموفوبیا اثر دارند.
مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
75 - 86
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر لاهیجان در سال 1403 بود که از بین آن ها، 52 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه خوش بینی (اسچنن- موران و همکاران، 2013، AOS) بود. همچنین جهت مداخلات، درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و روان درمانی مثبت گرا، هر کدام 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار و به صورت گروهی اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که نمرات پیش آزمون خوش بینی تحصیلی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین بین دو گروه مداخله برای این متغیر، تفاوت معنادار وجود نداشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت اثربخشی هر دو مداخله بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی از تفاوت معناداری برخودار نبود.
نقش واسطه ای ذهن آگاهی در پیش بینی اختلالات خوردن بر اساس اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
109 - 118
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در پیش بینی اختلالات خوردن براساس اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش توصیفی _ همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی قم در سال 1401، بودند که از بین آنها به صورت در دسترس 200 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های اضطراب اجتماعی کونور و همکارانSPI) ، 2000)، پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ FMI-SF) ، 2001)، پرسشنامه تشخیصی اختلالات خوردن استیک و همکاران EDDS) ، 2001) بود. درنهایت از روش تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد مدل از براش مناسبی برخوردار است. بین اضطراب اجتماعی با مولفه های پرخوری عصبی و اختلال پرخوری در دانشجویان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0>p). اما بین اضطراب اجتماعی با مولفه بی اشتهایی عصبی در دانشجویان رابطه معناداری مشاهده نشد (05/0<p). همچنین بین مولفه ترس، اجتناب، ناراحتی فیزیولوژی، اضطراب اجتماعی با ذهن آگاهی در دانشجویان رابطه منفی و معنادار وجود داشت (01/0>p). اما بین ذهن آگاهی با مولفه های بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و اختلال پرخوری در دانشجویان رابطه معناداری وجود نداشت (05/0<p). همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که ذهن اگاهی در ارتباط اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن دانشجویان دانشگاه آزاد قم نقش واسطه ای ندارد. یافته های پژوهش نشان داد ذهن آگاهی نقش میانجیگری بین اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن نداشت.
پیش بینی تحمل پریشانی مادران دارای فرزند معلول جسمی حرکتی براساس احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
243 - 252
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی تحمل پریشانی مادران دارای فرزند معلول جسمی حرکتی براساس احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش مادران دارای فرزند معلول جسمی حرکتی مراجعه کننده به مراکز بهزیستی شهر اهواز در سال 1403 با تعداد 950 نفر بود که جهت گزینش نمونه پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس 265 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه ی تحمل پریشانی (DTS؛ سیمون و گاهر، 2005)، عاطفه خودآگاه (TOSCA_2؛ تانگنی و تریسی ، 1989)، مقیاس شفقت به خود (SCS؛ نف، 2003) و پرسشنامه ذهن آگاهی (MAAS؛ براون و ریان، 2003) گردآوری شدند. داده ها با استفاده از روش آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش همزمان تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین احساس گناه با تحمل پریشانی رابطه منفی و معنادار و بین شفقت به خود و ذهن آگاهی با تحمل پریشانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (۰۱/0>p). نتایج حاکی از آن بود که احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی 56/0 می توانند تحمل پریشانی را پیش بینی کنند. با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گرفت از آنجا معلولیت جسمی و حرکتی فرزندان می تواند تحمل پریشانی را در مادران تحت تأثیر قرار دهد می توان با تمرکز بر متغیرهای روانشناختی احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی در مادران موجب بهبود تحمل پریشانی در این گروه آسیب پذیر و افزایش کیفیت رابطه مادر فرزند شد.
مراقبه و ذهن آگاهی: کاهش دفاع های آنی و درنگیده در برابر اندیشۀ مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
16 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش ها همبستگی منفی ذهن آگاهی با واکنش های دفاعی به یادآوری/اندیشه مرگ را نشان داده اند و هدف پژوهش کنونی این بود که با روش آزمایشی، اثر مراقبه و ذهن آگاهی بر این واکنش ها را روشن کند. فراخوان شرکت در پژوهش به 30 هزار مشترک همراه اول و ایرانسل شهر تهران پیامک شد و با روش دسترس، 127 نفر از آنها (53 مرد) با میانگین سنی 37 سال برای شرکت در این پژوهش گزینش و به گونه تصادفی به چهار گروه مراقبه-اندیشه مرگ، مراقبه-بدون اندیشه مرگ، بدون مراقبه-اندیشه مرگ، و بدون مراقبه-بدون اندیشه مرگ گمارده شدند. پس از آموزش مراقبه تنفس ذهن آگاهانه بودایی و اندازه گیری ذهن آگاهی با مقیاس ذهن آگاهی تورونتو، اندیشه مرگ با روش بورک و همکاران (2010) در آزمودنی ها به وجود آمد و آنگاه فرونشانی اندیشه مرگ به عنوان یک دفاع آنی با روش آرنت و همکاران (1997) یک بار پس از به وجود آوردن اندیشه مرگ و یک بار پس از یک درنگ، و دفاع از جهان بینی خویش به عنوان یک دفاع درنگیده با روش گرینبرگ و همکاران (1990) پس از یک درنگ اندازه گیری شد. تحلیل های واریانس نشان دادند که مراقبه، ذهن-آگاهی را افزایش داده و توانسته است از اثر اندیشه مرگ بر فرونشانی اندیشه مرگ و دفاع از جهان بینی خویش جلوگیری کند. پس مراقبه می تواند با افزایش ذهن آگاهی، واکنش های دفاعی به اندیشه و اضطراب مرگ، که اثرهای زیان بار این واکنش ها برای فرد و جامعه ثابت شده است، را کاهش دهد.
تدوین مدل علی شکوفایی بر اساس معنای زندگی و ذهن آگاهی با نقش واسطه ای کیفیت زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
249 - 267
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین معنای زندگی و ذهن آگاهی با شکوفایی و نقش میانجی کیفیت زندگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 1402-1401 در دانشگاه بوعلی سینا همدان بودند. گروه نمونه که شامل 379 نفر بود با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. و به پرسشنامه معنای زندگی (استیگر و همکاران، 2006)، پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ، (والاچ و همکاران،2006)، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، (1996) و پرسشنامه شکوفایی (داینر و همکاران،2010) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد.یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم معنای زندگی و ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و شکوفایی مثبت و معنادار بودند (01/0p< ). همچنین اثر کیفیت زندگی بر شکوفایی نیز مثبت و معنادار بود (01/0p< ). طبق نتایج اثرات غیر مستقیم معنای زندگی و ذهن آگاهی بر شکوفایی نیز مثبت و معنادار بود (01/0p< ). بر اساس این یافته ها می توان اینگونه استنتاج کرد که معنی زندگی و ذهن آگاهی با واسطه گری کیفیت زندگی بر شکوفایی تأثیر می گذارند. افرادی که سطوح بالایی از ذهن آگاهی را دارا هستند و در زندگی برای خود معنایی یافته اند؛ کیفیت زندگی بهتری داشته و ارتقاء کیفیت زندگی نیز به سهم خود منجر به شکوفایی و بالندگی در فرد می شود.
مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بر تعامل والد- فرزند و انعطاف پذیری شناختی مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (دی) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۴
275 - 295
حوزههای تخصصی:
زمینه: داشتن فرزند با نیازهای خاص بر عقاید، باورها، افکار و احساسات آن ها تأثیر قابل ملاحظه ای دارد، تا جایی که مادران چنین کودکانی احساسات مختلفی از جمله سردرگمی، تلخ کامی، تکذیب و انکار، افسردگی، ناامیدی و بسیاری از احساسات منفی متفاوت را تجربه می کنند که این خود بر میزان تاب آوری و رفتار سرسختانه آن ها تأثیر منفی می گذارد، بررسی راهبردهای مؤثر برای تقویت سازگاری شناختی و روابط عاطفی، به منظور ارتقای کیفیت زندگی و کاهش تنش های مادران ضروری است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بر تعامل والد- فرزند و انعطاف پذیری شناختی و مادران دارای کودکان مبتلابه کم توانی ذهنی خفیف انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری پنج ماهه سه گروهی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف مراجعه کننده به مدارس استثنایی شهر سمنان در سال تحصیلی 1403 بودند. از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. شرکت کنندگان 30 نفر بودند که به صورت تصادفی در سه گروه 10 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. همه آن ها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال، ۲۰۱۰) و مقیاس رابطه والد-فرزند (پیانتا، 1994) را تکمیل کردند. از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر به کمک نرم افزار آماری SPSS22 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تأثیر آموزش تنظیم هیجان و ذهن آگاهی بر بهبود انعطاف پذیری شناختی و تعامل والد-فرزند و مؤلفه های آن ها در پس آزمون و پیگیری معنادار بود. اثر تعامل زمان و گروه برای انعطاف پذیری شناختی (001/0 =p، 635/66 =F)، نزدیکی (001/0 =p، 883/59 =F)، وابستگی (001/0 =p، 756/36 =F)، تعارض (001/0 =p، 428/25 =F)، رابطه مثبت کلی والد فرزند (001/0 =p، 973/39 =F) معنی دار بود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد هر دو مداخله تنظیم هیجان و ذهن آگاهی در بهبود کلی انعطاف پذیری شناختی و تعامل والد-فرزندمؤثرند، اما این اثربخشی در سطح مؤلفه های خاص محدود است. این یافته ها لزوم ترکیب روش های آموزشی و هدف گذاری مؤلفه های خاص در مطالعات آتی را پررنگ می کند.
تأثیر ذهن آگاهی و نشخوار فکری بر اضطراب اجتماعی با میانجی گری همجوشی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (اسفند) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۶
201 - 217
حوزههای تخصصی:
زمینه: اضطراب اجتماعی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی است که می تواند عملکرد تحصیلی، شغلی و اجتماعی افراد را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. با وجود توجه فزاینده پژوهش ها به نقش متغیرهای درون روانی مانند ذهن آگاهی، نشخوار فکری و همجوشی شناختی در شکل گیری یا کاهش اضطراب اجتماعی، هنوز روابط میان این متغیرها به ویژه نقش میانجی گرانه همجوشی شناختی به طور کامل روشن نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ذهن آگاهی و نشخوار فکری بر اضطراب اجتماعی با در نظر گرفتن نقش میانجی همجوشی شناختی در بین دانشجویان بود. روش: این مطالعه از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی بود که نمونه ای به حجم ۳۰۸ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از سیاهه فوبیای اجتماعی (کونور و همکاران، 2000)، مقیاس ذهن آگاهی (براون و ریان، 2003)، مقیاس نشخوار فکری (نولن-هوکسیما و مورو، 1991) و پرسشنامه همجوشی شناختی (گیلاندرز و همکاران، 2014) گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS و SPSS نسخه 24 و از روش های ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری و تحلیل بوتسترپ انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که ذهن آگاهی با اضطراب اجتماعی رابطه منفی معنادار دارد و نشخوار فکری با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت معنادار (05/0 P<) دارد. همچنین، همجوشی شناختی نقش میانجی معناداری در رابطه بین ذهن آگاهی و اضطراب اجتماعی و نیز در رابطه بین نشخوار فکری و اضطراب اجتماعی (05/0 P<) ایفا می کند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نقش مهم فرایندهای شناختی و تنظیم هیجانی را در تجربه اضطراب اجتماعی برجسته می کند. تقویت ذهن آگاهی و کاهش همجوشی شناختی و نشخوار فکری می تواند به عنوان راهبردهایی مؤثر در مداخلات روانشناختی برای کاهش اضطراب اجتماعی به کار گرفته شود.
مرور سیستماتیک بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: ذهن آگاهی، به عنوان رویکردی از موج سوم روانشناسی، با تمرکز بر آگاهی لحظه ای و پذیرش تجربه های ذهنی، نقش مهمی در بهبود عملکرد روانشناختی و کیفیت زندگی دارد. در ورزش حرفه ای، به ویژه میان ورزشکاران ملی، این رویکرد می تواند اضطراب رقابتی را کاهش داده و آمادگی ذهنی را تقویت کند. با وجود شواهد موجود، مرور نظام مند مطالعات اخیر برای بررسی جامع اثرات ذهن آگاهی بر عملکرد و سلامت روان ورزشکاران ضروری است. هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی مرور سیستماتیک بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی بود. روش: این پژوهش به صورت مرور سیستماتیک با هدف بررسی اثرات ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مقالات علمی منتشرشده بین سال های 2020 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی SID، Magiran، Springer، Scopus، PubMed، ScienceDirect و Google Scholar بود. جستجوی مطالعات با استفاده از کلیدواژه های مرتبط همچون «ذهن آگاهی»، «عملکرد روانشناختی»، «کیفیت زندگی»، «بهزیستی روانی»، «ورزشکاران ملی»، «ورزشکاران نخبه»، «درمان پذیرش و تعهد»، «پروتکل ذهن آگاهی-پذیرش-تعهد»، «کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی» و «ارتقاء عملکرد ورزشی مبتنی بر ذهن آگاهی» انجام شد. نمونه گیری به روش هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج از پیش تعریف شده صورت گرفت و در نهایت 15 مقاله واجد شرایط وارد مطالعه شدند. داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار اکسل طبقه بندی، خلاصه سازی و به صورت تحلیل توصیفی گزارش گردید. یافته ها: نتایج نشان داد مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی موجب بهبود معنادار عملکرد ورزشی، ارتقاء شاخص های روانشناختی (جریان ذهنی، استحکام و خودکارآمدی، تاب آوری)، کاهش اضطراب رقابتی، افسردگی، استرس و خستگی روانی شدند. این اثرات در ورزشکاران سطح بالا و برنامه های بیش از ۷ هفته پایدارتر بود. همچنین، تغییرات مثبت در شاخص های عصبی (افزایش امواج تتا، آلفا، SMR و بتا و بهبود تمرکز و تنظیم هیجان) گزارش شد، هرچند اثرات فیزیولوژیک و بیوشیمیایی کمتر پایدار بودند. کیفیت شواهد متوسط تا پایین و تنوع پروتکل ها، فقدان استانداردسازی و وابستگی به ابزارهای خودسنجی از چالش های اصلی بودند. نتیجه گیری: نتایج این مرور نظام مند نشان داد مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی، به ویژه برنامه های طولانی مدت و ساختارمند، موجب بهبود عملکرد ورزشی، ارتقاء شاخص های روانشناختی و کاهش اضطراب رقابتی در ورزشکاران ملی و نخبه می شوند. این رویکرد با تقویت تمرکز، خودتنظیمی و تاب آوری روانی، به ارتقاء کیفیت زندگی ورزشکاران کمک می کند. با این حال، محدودیت های روش شناختی و تنوع پروتکل ها، ضرورت انجام مطالعات آینده با طراحی دقیق تر و استفاده از شاخص های عینی را برجسته می سازد.
بررسی اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی و فشار خون و اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: مسمومیت یارداری، شایع ترین عارضه بالینی دوران بارداری است و از عوارض مهم آن، آسیب به آنزیم های کبدی، فشار خون و اضطراب است. علی رغم وجود درمان های متعدد جهت کاهش عوارض زیستی و روانی مسمومیت بارداری، در مورد بررسی اثربخشی آموزش ترکیبی سبک زندگی سالم و ذهن آگاهی در اصلاح عوارض زیستی و روانی زنان مبتلا به این بیماری شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی، فشار خون و اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک و نیم ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به مسمومیت بارداری در سال 1403 بود که بعد از فراخوان مرکز طلوع سلامت تهران به این کلینیک مراجعه کرده و تمایل خود را برای همکاری اعلام کرده بودند. برای انتخاب نمونه آماری با روش نمونه گیری هدفمند از بین آن ها، ۳۰ نفر انتخاب شدند. سپس این افراد به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) گمارده شدند. داده های پژوهش نیز با استفاده از پرسشنامه اضطراب سلامت (سالکوسیس و وارویک، 2002) جمع آوری شدند. هم چنین سطح آنزیم های کبدی از طریق آزمایش خون ناشتا و فشار خون نیز با استفاده از دستگاه فشارسنج جیوه ای یا دیجیتال زیر نظر دکتر متخصص زنان انجام شد. گروه آزمایش، تحت برنامه آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی (یک برنامه 8 جلسه ای، هر جلسه 90 دقیقه) قرار گرفتند. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی و فشار خون و کاهش اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری مؤثر بود (05/0 P<). هم چنین نتایج پژوهش حاکی از آن بود که اثر مداخله آموزشی مورد استفاده در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی مانده بود (05/0 P<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی آموزش سبک زندگی به همراه ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی و روانی بر زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری بود. با توجه به یافته های مطالعه حاضر پیشنهاد می شود که آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی به عنوان بخشی از مراقبت های روانشناختی برای زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری در نظر گرفته شود.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، تعیین اثربخشی آموزش ذهن آ گاهی بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان بود. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون _ پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی کودکان سنین 7 تا 9 سال با اختلال لکنت زبان شهرستان رشت بود که در سال تحصیلی 1401 - 1402 به مرا کز گفتاردرمانی مراجعه کرده بودند. از این جامعه آماری، برحسب شرایط ورود و خروج افراد نمونه به صورت در دسترس، 22 نفر انتخاب شدند و سپس به 2 گروه آزمایشی و گواه به طور تصادفی جایدهی شدند. در این مطالعه، مقیاس سنجش شدت لکنت زبان رایلی ) 2009 ( جهت تعیین میزان علائم اختلال لکنت زبان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون روی هر 2 گروه اجرا شد. گروه آزمایشی برنامه آموزش ذهن آ گاهی کودک محور را طی مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای هر هفته دریافت کردند، ولی گروه گواه بجز برنامه درمانی لکنت زبان توسط گفتاردرمان، درمان دیگری دریافت نکردند. در پایان، داده های به دست آمده با روش های آماری تحلیل کواریانس تک متغیره و چند متغیره بررسی شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که مداخله ذهن آ گاهی کودک محور موجب بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان شد ) 05 / .)P>0 نتیجه گیری: آموزش ذهن آ گاهی کودک محور با فنونی همچون آرامش آموزی و کاهش اضطراب می تواند در کنار درمان های گفتاری به عنوان روش مؤثر روان شناختی در بهبود کودکان با اختلال لکنت زبان عمل کند.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودانتقادی و شایستگی والدینی مادران کودکان با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی بر خودانتقادی و شایستگی والدی نی مادران کودکان با ا ختلال طیف اُُتی سم انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم شهر بوشهر در سال 1402 به تعداد 182 نفر بود. پس از اجرای پیش آزمون، تعداد 30 نفر از مادرانی که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند و همچنین تمایل به همکاری داشتند، به صورت دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایشی و گواه به نسبت برابر 15 نفر در هر یک از گروه ها قرار گرفتند. سپس گروه آزمایشی، طی 8 هفته و در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی در مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی که توسط پژوهشگر در یک مرکز خدمات روان شناختی صورت گرفت، شرکت کردند و طی این مدت گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات مداخله، پس آزمون، توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. مقیاس های مورد استفاده در این پژوهش شامل خودانتقادی و شایستگی والدینی بود. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزیه وتحل یل قرار گرفت ند. نتایج: یافته ها نشان داد، بین گروه های آزمایشی و گواه از نظر خودانتقادی و شایستگی والدینی تفاوت معنا داری وجود دارد ) 001 / p>0 (. به عبارت دیگر، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی باعث کاهش خودانتقادی و افزایش شایستگی والدی نی مادران کودکان با ا ختلال ط یف اُُتی سم شد. نتیجه گیری: منطبق با یافته های این پژوهش می توان مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی را به عنوان یک روش کارا جهت کاهش خودانتقادی و افزایش شایستگی والدینی مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم پیشنهاد داد.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ذهن آگاهی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
266 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ذهن آگاهی تحصیلی بود. روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و اعتباریابی آزمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان در سال تحصیلی 1404-1403 بود. برای تعیین حجم نمونه، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 413 نفر از دانشجویان انتخاب شدند و پرسشنامه ذهن آگاهی تحصیلی (نادری پور و همکاران، 2024)، مقیاس سازگاری تحصیلی (اندرسون و همکاران، 2016)، و پرسشنامه جهت گیری منفی به مشکل (رابی چاوود، داگاس، 2005) را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بررسی داده ها در تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که هر 20 گویه بار عاملی قابل قبولی دارند و یافته ها بیانگر پنج عامل (شفقت به خود، پذیرش بدون قضاوت، حضور در لحظه، انجام وظایف همراه با آگاهی و گوش دادن با توجه کامل) بودند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد که پرسشنامه برازش قابل قبولی دارد. علاوه بر این، نتایج بیانگر آن بود که بین ذهن آگاهی تحصیلی با سازگاری تحصیلی و جهت گیری منفی به مشکل رابطه ای معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه از وضعیت قابل قبولی برخوردار است. با توجه به یافته های پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که پرسشنامه ی ذهن آگاهی تحصیلی روایی و پایایی مناسبی دارد. بنابراین، این ابزار می تواند اطلاعات علمی مفیدی درباره ی محیط های تحصیلی، فرد و یادگیری در اختیار پژوهشگران قرار دهد و زمینه را برای برنامه ریزی صحیح به منظور کاهش مشکلات در محیط های تحصیلی و یادگیری فراهم کند.
بازشناسی مفهومی مؤلفه های روانشناختی ذهن آگاهی در نهج البلاغه؛ پاسخی به کم معناسازی ذهن آگاهی غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۸
155 - 179
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در سال های اخیر، ذهن آگاهی به عنوان یکی از مفاهیم محوری روان شناسی سلامت و درمان های موج سوم جایگاه ویژه ای یافته است. این مفهوم به معنای آگاهی فعال و بی قضاوت از لحظه حال تعریف می شود و در کاهش استرس، ارتقای تاب آوری و بهبود سلامت روانی مؤثر شناخته شده است؛ با این حال، بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که رویکرد غالب به ذهن آگاهی در روان شناسی غربی، ماهیتی سکولار و فردگرایانه دارد و از ریشه های معنوی و اخلاقی خود فاصله گرفته است. چنین نگرشی ابعاد وجودی، اخلاقی و اجتماعی ذهن آگاهی را کم رنگ کرده و آن را به ابزاری برای خودتنظیمی تقلیل داده است. در نقطه مقابل، سنت اسلامی و به ویژه نهج البلاغه امام علیj ظرفیت های غنی برای بازتعریف ذهن آگاهی در چارچوبی معنوی، اخلاقی و الهیاتی دارد. این پژوهش با هدف بازشناسی مؤلفه های روان شناختی ذهن آگاهی در نهج البلاغه و بررسی هم راستایی آن با ادبیات علمی معاصر انجام شد. انتظار می رود نتایج این تحقیق زمینه ساز تدوین چارچوبی بومی برای طراحی مداخلات روان شناختی مبتنی بر آموزه های اسلامی و تلفیق روان شناسی مدرن با میراث دینی شود. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مفهومی انجام گرفت. در گام نخست، مرور نظام مند منابع علمی حوزه ذهن آگاهی صورت پذیرفت و پنج مؤلفه کلیدی شامل توجه آگاهانه به لحظه حال، پذیرش بدون قضاوت، مشاهده گری ذهنی، خودآگاهی هیجانی و شفقت نسبت به خود و دیگران شناسایی شد. این مؤلفه ها چارچوب تحلیلی مطالعه را تشکیل دادند. سپس متن نهج البلاغه (ترجمه دشتی و شهیدی) با روش تحلیل محتوای قیاسی بررسی و بخش های مرتبط کدگذاری شد. هر عبارت هم راستا با مؤلفه های ذهن آگاهی علامت گذاری و در جداول تطبیقی ثبت شد. برای افزایش اعتبار درونی، تحلیل ها با نظر متخصصان روان شناسی اسلامی و علوم قرآنی بازبینی و اصلاح گردید. این فرایند موجب شفافیت مفهومی، انسجام نظری و جلوگیری از سوگیری شخصی شد. درنهایت داده های کدگذاری شده مورد تحلیل تفسیری و مقایسه ای قرار گرفتند تا وجوه اشتراک و تمایز میان آموزه های علوی و ادبیات روان شناسی مدرن آشکار شود. نتایج: یافته ها نشان دادند که مؤلفه های پنج گانه ذهن آگاهی با آموزه های نهج البلاغه کاملاً هم راستا هستند. امام علیj در حکمت ها و نامه های مختلف به حضور آگاهانه در لحظه اکنون، درنگ پیش از واکنش های هیجانی، مشاهده گری بی طرفانه نسبت به حالات درونی، خودآگاهی اخلاقی و شفقت نسبت به خویشتن و دیگران تأکید کرده است؛ برای نمونه در حکمت ۲۷۹ بر اهمیت بهره گیری از فرصت حال تأکید شده که با حضور ذهنی و توجه به اکنون در روان شناسی مدرن همخوانی دارد. همچنین در نامه ۳۱، امام علیj به خودآگاهی هیجانی و معیار قرار دادن نفس برای تنظیم روابط اجتماعی اشاره می کند؛ افزون بر این، مفاهیم دیگری همچون تذکر، مراقبه، تقوا و احسان نیز در متن نهج البلاغه برجسته است که ابعاد اخلاقی و الهیاتی ذهن آگاهی را غنی تر می سازد؛ ابعادی که در رویکردهای سکولار کمتر دیده می شوند. بدین ترتیب ذهن آگاهی در سنت علوی نه صرفاً یک فن روان شناختی، بلکه سلوکی اخلاقی و معنوی می باشد که مسئولیت پذیری، رشد درونی و پیوند با امر قدسی را دربرمی گیرد. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان دادند که نهج البلاغه افزون بر پوشش مؤلفه های شناخته شده ذهن آگاهی در روان شناسی مدرن، ابعاد الهیاتی و اخلاقی تازه ای به آن می افزاید؛ از این منظر، ذهن آگاهی در سنت اسلامی تنها به کاهش استرس یا بهبود تمرکز محدود نمی شود، بلکه به مثابه شیوه ای از زیست معنوی و مسئولانه مطرح است. این تفاوت، فرصت ارزشمندی برای طراحی الگوهای بومی ذهن آگاهی فراهم می آورد؛ الگوهایی که هم اثربخشی روان شناختی دارند و هم با بافت فرهنگی و اعتقادی جوامع اسلامی سازگارند. چنین رویکردی می تواند در تربیت معنوی، آموزش مهارت های زندگی و مداخلات روان شناختی مبتنی بر ارزش های اسلامی به کار گرفته شود؛ با این حال، محدودیت هایی همچون تفسیری بودن تحلیل مفهومی و استفاده از تنها یک متن دینی وجود دارد که ضرورت پژوهش های تکمیلی با متون دیگر مانند قرآن و صحیفه سجادیه را برجسته می سازد. درمجموع، این پژوهش گامی نخست برای پیوند میان روان شناسی نوین و معارف اسلامی است و می تواند زمینه ساز توسعه مدل های نظری و کاربردی ذهن آگاهی اسلامی گردد. تعارض منافع: نویسنده اعلام می دارد که هیچ تعارض منافعی در این پژوهش وجود ندارد.
بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس آگاهی چند بعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ زامستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
107 - 128
حوزههای تخصصی:
استفاده مناسب از لحظه حال و آگاهی از افکار و احساسات نقش بسیار مهمی در سلامت روان دارد؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس آگاهی چندبعدی (MAS) در جامعه ایرانی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع مطالعات روانسنجی بود. جامعه آماری شامل تمامی شهروندان شهر تهران بود که تعداد 200 نفر با روش نمونه-گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها نسخه فارسی مقیاس آگاهی چندبعدی، پس از طی مراحل ترجمه و بازترجمه به همراه پرسشنامه تجربه ها (EQ) به صورت مجازی در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل عاملی تائیدی، همبستگی پیرسون و آلفای کرونباخ در نرم افزارهای SPSS 24 و AMOS انجام شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی با توجه به شاخص های استاندارد، نشان داد مقیاس سه عاملی آگاهی چندبعدی از برازش مطلوبی برخوردار است. روایی همگرا مقیاس آگاهی چندبعدی با پرسشنامه تجربه ها معنادار بود (43/0r=). همچنین شاخص میانگین واریانس استخراج شده برای هر عامل فراآگاهی، آگاهی غیرمتمرکز و آگاهی محیطی به ترتیب 50/0، 54/0 و 51/0 بود. پایایی کل مقیاس با استناد به ضریب آلفای کرونباخ نیز 71/0 به دست آمد. بنابراین میتوان گفت که این مقیاس در جامعه ایرانی برازش، اعتبار و روایی نسبتاً مطلوبی دارد و می تواند برای سنجش میزان آگاهی افراد با توجه به تفاوت های فردی آن ها در زمینه های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار بگیرد.