مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۸۱.
۲۸۲.
۲۸۳.
۲۸۴.
۲۸۵.
۲۸۶.
۲۸۷.
۲۸۸.
۲۸۹.
۲۹۰.
۲۹۱.
۲۹۲.
۲۹۳.
۲۹۴.
۲۹۵.
۲۹۶.
۲۹۷.
۲۹۸.
۲۹۹.
۳۰۰.
اینستاگرام
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
201 - 233
حوزههای تخصصی:
هدف: با نقش روزافزون رسانه های اجتماعی در رشد دیجیتال مارکتینگ، به عنوان یکی از روندهای بازاریابی بسیار مهم و پیش بینی ناپذیر امروزه، پلتفرم های خاصی مانند فیسبوک و اینستاگرام به ابزارهای ضروری در حوزه تبلیغات و بازاریابی تبدیل شده اند. این نشان می دهد که اینستاگرام از نظر پلتفرم های رسانه های اجتماعیِ پیشرو که توسط متخصصان بازاریابی و صاحبان برند استفاده می شود، پس از فیسبوک در رتبه دوم قرار دارد. حجم گسترده محتوای تبلیغاتی و بازاریابی تولید شده در شبکه های اجتماعی، باعث شده است که صاحبان کسب وکارها، این محتوا را به گونه ای تهیه کنند که برای مخاطبان هدف جالب توجه باشند و به این طریق میزان مشارکت را در صفحات کسب وکار خود افزایش دهند. از سوی دیگر، با توجه به افزایش چشمگیر تعداد دنبال کنندگان شبکه اجتماعی اینستاگرام طی سال های گذشته و همچنین، علاقه کاربران به دنبال کردن کسب وکارها در این پلتفرم، اهمیت مضاعف این شبکه برای متخصصان حوزه بازاریابی پوشیده نیست. با توجه به آنچه بیان شد، هدف این مطالعه بررسی تأثیر ویژگی های محتوای منتشرشده بر مشارکت مشتری در شبکه اجتماعی اینستاگرام است.
روش: با توجه به حجم عظیم محتوای تولید شده در شبکه های اجتماعی، یکی از روش های عالی برای تجزیه وتحلیل و شناسایی الگوهای موجود در این شبکه ها، تکنیک های داده کاوی است. بدین منظور، ویژگی های بصری و متنی ۴۹۰ محتوای منتشرشده در صفحات تجاری فراورده های آرایشی و بهداشتی، از برندهای سینره، لایسل، شون و بایودرما، گردآوری شد. سپس با استفاده از نرم افزار داده کاوی کلمنتاین و سه روش قوانین انجمنی، مدل اپریوری و درخت تصمیم، ویژگی های مؤثر بر رفتارهای مشارکت مشتریان از منظر لایک ها، کامنت ها و مکالمه ها شناسایی و چگونگی تأثیرگذاری آن ها ارزیابی شد.
یافته ها: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که ویژگی های بصری و متنی تعبیه شده در محتوای پیام های منتشر شده، بر رفتارهای مشارکت مشتریان تأثیر می گذارد. بر اساس این یافته ها استفاده از ویژگی های متنی ترغیب کننده، مانند مناسبت های رسمی و واقعیت های شایان توجه و همچنین، ویژگی های متنی آگاه ساز، مانند قیمت و مخاطبان هدف، بر میزان مشارکت مشتریان با صفحات کسب وکارها تأثیر می گذارد. افزون بر این، ویژگی های بصری آگاه ساز، مانند مرکزیت برند و مرکزیت محصول، در بازه های مقداری مشخصی، بر رفتار مشارکت مشتریان تأثیرگذار است.
نتیجه گیری: پژوهش های پیشین در شبکه اینستاگرام، به طور عمده روی لایک ها و کامنت ها، به عنوان رفتارهای مشارکت مشتریان تأکید کرده اند. پژوهش حاضر علاوه بر بررسی این دو رفتار، گفت وگوهای صورت گرفته در کامنت ها (مکالمه ها) را نیز ارزیابی کرده است. افزون بر این، پژوهش حاضر با در نظر گرفتن همه جنبه های محتواهای منتشر شده و معرفی ۱۳ ویژگی متنی و ۲ ویژگی بصری، درک عمیق تری از ویژگی های محتواهای تأثیرگذار بر رفتارهای مشارکت مشتریان فراهم می آورد و شکاف موجود مبنی بر چگونگی تولید محتوا به منظور افزایش مشارکت مشتریان را پُر می کند. نتایج این پژوهش به مدیران کسب وکارها و برندها، به ویژه در حوزه فراورده های آرایشی و بهداشتی کمک می کند تا استراتژی مشارکت مشتری کارآمد و مؤثری را در شبکه های اجتماعی بصری در پیش گیرند.
ارائه مدل و شناسایی ابعاد کلیدی رسانه های اجتماعی در رفتار خرید مجدد مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
546 - 569
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف ارائه مدل و شناسایی ابعاد کلیدی رسانه های اجتماعی، در ایجاد اعتماد و شکل دادن به رفتار خرید مجدد مشتریان در کاربران اینستاگرام انجام شده است.روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی J اکتشافی است. این پژوهش به روش آمیخته اجرا شده و در بخش کیفی پژوهش، از روش فراترکیب استفاده شده است. کدهای کلیدی با نرم افزار اطلس تی، استخراج شدند که به شناسایی ۶۳ کد منتهی شد. این کدها در قالب ۱۷ کد محوری و ۶ مقوله دسته بندی شدند و مدل پژوهش را شکل دادند. در بخش کمّی، روش جمع آوری داده ها، میدانی و ابزار آن، پرسش نامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری این بخش، کاربرانی بودند که حداقل دو بار از پلتفرم اینستاگرام خرید کرده اند. تعداد نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد ۳۶۵ نفر محاسبه شد. داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل واقع شدند.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که عوامل کلیدی مؤثر در رسانه های اجتماعی عبارت اند از: عوامل روان شناختی، عوامل مربوط به تجربه، عوامل مربوط به بازاریابی، عوامل مربوط به ویژگی های روان شناختی، اعتماد و وفاداری. این عوامل بر رفتار خرید مجدد مشتریان تأثیر بسزایی دارند.نتیجه گیری: اعتماد مشتری به برند، در ایجاد وفاداری و ترغیب به خریدهای مجدد نقش حیاتی و محوری دارد. اعتماد که از طریق تجربه های مثبت مشتری، تعاملات ارزشمند در رسانه های اجتماعی و ارائه محصولات و خدمات با کیفیت شکل می گیرد، زمینه ساز پیوند عمیق و معنادار بین مشتری و برند است. این پیوند عمیق، به سهم خود، به وفاداری مشتریان منجر می شود که نه تنها از طریق تکرار خریدها، بلکه از طریق توصیه های دهان به دهان، به اشتراک گذاری تجربه های مثبت با دیگران و دفاع از برند در برابر نقدهای منفی بروز پیدا می کند. وفاداری به عنوان یک عامل مستقل نیز، می تواند به طور مستقیم بر رفتار خرید مجدد تأثیر بگذارد؛ زیرا مشتریان وفادار تمایل دارند که به دلیل احساس رضایت و اطمینان از برند، خریدهای بیشتری انجام دهند. در نهایت، این چرخه مثبت اعتماد و وفاداری و خریدهای مجدد، اکوسیستمی پایدار ایجاد می کند که به رشد و پایداری بلندمدت برندها کمک می کند. شرکت ها برای تقویت این چرخه مثبت باید روی بهبود مستمر تجربه مشتری، ایجاد ارتباطات ارزشمند و معنادار با مشتریان و ارائه محصولات و خدماتی تمرکز کنند که واقعاً نیازها و توقع های مشتریان را برآورده می کنند.
واکاوی عناصر مؤثر معرفتی در تعیین گرایش های هیجانی ، معنوی جامعه عربی اسلامی (مبتنی بر تحلیل علل گرایش کاربران جهان عرب به دنبال کردن سه نمونه از صفحات اینستاگرامی)
حوزههای تخصصی:
تاثیر شبکه های اجتماعی بر زندگی مردم در یک بومزاد خاص اجتماعی، فرهنگی، ایدئولوژیک؛ گرچه می تواند به سبب مشهوریت صاحبان این صفحات باشد امّا مدّعای این مقاله که نوعی تحلیل روایی تصویری است، آن است که اقلیم های فرهنگی اجتماعی می تواند در سلیقه زیباشناختی مردمان یک ناحیه تغییر ایجاد کند. پژوهش حاضر با بررسی عناصر زیباشناسی مؤثر در سه صفحه اینستاگرامی پرمخاطب جهان عرب معتقد است نوستالژی فرهنگی جمعی، نوعی فرهنگ عربی اسلامی را در شبکه های مجازی بازسازی و بازنمایی می کند که در نمادگرایی های عربی اسلیمی نمود یافته است و همین نوستالژی جمعی یک فرهنگ اجتماعی مشترک میان مخاطبان این صفحات ایجاد می کند. عوامل مؤثّر بر ذوق هنری مخاطبان عرب بر اساس تحریک محتوایی، شکلی سه عنصر لذّت، هیجان و نوستالژی شکل می گیرد و هر پدیده هنری که بتواند این سه گانه را تحریک بیشتری بکند، می تواند در گرایش و ماندگاری دنبال کنندگان آن اثر هنری اثرگذارتر باشد. انسجام محتوا و قالب، تم و پیرنگ مشترک در مورد پستهای با مضمون یکسان، مسسائل فرمی مثل دانش قاب بندی، رنگ شناسی، افکت و حرکت، بافت و حجم شناسی و از سویی بهره برداری از محرّکهای ذوق و هیجان محتوایی مثل حسّ وطن گرایی و ناسیونالیسم، تحریک عنصر نوستالژی مشترک میان یک امّت و ذوق لذّت شناسی مشترک یک فرهنگ از علل موفقیت در جذب مخاطب توسط این صفحات هستند. در نهایت می توان این علل گرایش را به هیجانات شکلی و نوستالژی های معنوی تقسیم کرد.
مروری بر نقش اینستاگرام در بازاریابی ویروسی
منبع:
جامعه شناسی ارتباطات سال ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
89-108
حوزههای تخصصی:
بازاریابی ویروسی به عنوان یک روش نوآورانه و کارآمد برای افزایش دیدگاه و تعامل با برند شناخته شده است. با پیشرفت شبکه های اجتماعی، اینستاگرام به عنوان یک شبکه اجتماعی محبوب میان کاربران به دلیل ویژگی های منحصربه فرد خود یک محیط بسیار مناسب برای کمپین های بازاریابی ویروسی شده است. این مطالعه به بررسی نقش اینستاگرام و قابلیت های آن در بازاریابی ویروسی پرداخته است. در بررسی انجام شده چندین یافته کلیدی حاصل شد. نخست، ماهیت بصری اینستاگرام امکان تولید و اشتراک محتوای خلاقانه و جذاب را برای برندها فراهم می آورد که می تواند انگیزه اشتراک گذاری آن را در میان کاربران افزایش دهد. دوم، قابلیت هایی چون استوری ها با محدودیت زمانی 24 ساعته و امکانات تعاملی سبب ایحاد انگیزه اشتراک سریع و مشارکت در کاربران می شوند. همچنین هشتگ ها با قابلیت شاخص سازی محتوا، نقش مهمی در افزایش بازخورد کمپین ها دارند. سوم، قابلیت ریل ها با ارائه ویدیوهای کوتاه 15 تا 60 ثانیه ای که با الگوریتم ترجیحی اینستاگرام سازگاری دارند، پتانسیل جدیدی برای بازاریابی ویروسی ایجاد کرده اند. چهارم، همکاری با اینفلوئنسرها و حساب های محبوب، تولید مستمر محتوای جدید و خلاقانه از دیگر عوامل کلیدی برای موفقیت در بازاریابی ویروسی این پلتفرم شناخته شدند. یافته ها نشان داد به طور کلی اینستاگرام با قابلیت های یکپارچه خود، یک اکوسیستم بی نظیر برای راه اندازی کمپین های بازاریابی ویروسی مبتنی بر محتوای بصری، مشارکت کاربران و گسترش ویروسی محتوا را فراهم می کند که می تواند منجر به افزایش درگیری و وفاداری مخاطب شود.
شناسایی تأثیر شبکه اجتماعی اینستاگرام در تصویر برند ورزشکاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش سال ۸ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
32 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف: شبکه های اجتماعی، فناوری در حال رشدی برای ارتباط هواداران با تیم های ورزشی و ورزشکاران هستند. تحقیق حاضر با هدف شناسایی تأثیر استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام در تصویر برند ورزشکاران انجام شد.روش شناسی: تعداد نمونه 368 نفر از دانشجویان دانشگاه کردستان بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با توجه به نسبت جامعه به عنوان نمونه انتخاب شدند. پژوهش حاضر با روش تحقیق توصیفی - همبستگی انجام شد. از پرسشنامه های استاندارد، خود ارتباطی تاری و همکاران (2013)، رابطه فلتچر و همکاران (2000)، اصالت چانبرا و همکاران (2003)، وابستگی میل و آشفورس (1992) و تصویر برند ورزشکار آرائی و همکاران (2013) استفاده شد که روایی صوری و محتوایی آن به وسیله متخصصان و همسانی درونی آنها از طریق آلفای کرونباخ (به ترتیب، 75/0، 83/0، 74/0، 75/0، 87/0) تأیید و برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده گردید.یافته ها: یافته ها نشان می دهند، متغیرهای خود ارتباطی و رابطه بر وابستگی اثر معنادار دارند. همچنین متغیرهای وابستگی و اصالت با تصویر برند ورزشکار نیز رابطه معناداری داشته و مدل ارائه شده دارای برازش مناسبی است.نتیجه گیری: در صورتی که ورزشکاران نحوه استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام خود را مدیریت کنند، می توانند تصویر برند خود را توسعه داده و از مزیت های آن برخوردار شوند. بنابراین متغیرهای خود ارتباطی، رابطه، اصالت و وابستگی تبیین کننده مناسبی در جهت نقش استفاده از اینستاگرام در توسعه تصویر برند ورزشکار هستند.
برندسازی از طریق شبکه های اجتماعی (مورد مطالعه: صفحه اینستاگرام باشگاه استقلال تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش سال ۱۰ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۵)
112 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی این موضوع بود که تیم های ورزشی چگونه از ابزار شبکه اجتماعی اینستاگرام برای اهداف برندسازی خود استفاده می کنند و طرفداران این تیم ها به چه میزان نسبت به این برند از خود واکنش نشان می دهند.روش شناسی: ابتدا به حساب رسمی باشگاه استقلال تهران در صفحه اینستاگرام مراجعه شد و تعداد 500 پست مورد تحلیل محتوای کیفی و کمی قرار گرفت. سپس با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون شفه بررسی شد که کدام ویژگی برند تیم، مشارکت بیشتری را از طرفداران بر می انگیزد.یافته ها: باشگاه استقلال تهران از طریق صفحه اینستاگرام خود دو دسته ویژگی برند مشتمل بر عوامل مرتبط با محصول (موفقیت تیم، بازیکن ستاره و سرمربی) و عوامل غیرمرتبط با محصول (نشان تجاری، مدیریت، تاریخچه و سنت باشگاه، فرهنگ و ارزش های باشگاه، تصویر رویداد، حامی مالی و طرفداران) را به نمایش گذاشته بود. بیشترین فراوانی متعلق به ویژگی بازیکنان ستاره (47.6%) و کمترین فراوانی متعلق به ویژگی فرهنگ و ارزش های باشگاه (2.2%) بودند. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس حکایت از تفاوت معنی دار میان میانگین کامنت ها و میانگین لایک های هواداران بر حسب ویژگی های برند داشت. نتایج آزمون شفه نشان داد که دو مولفه بازیکنان ستاره و حامی مالی به ترتیب عامل ایجاد اختلاف معنی دار در میزان لایک هواداران و ارائه کامنت توسط آنها بودند.نتیجه گیری: شبکه اجتماعی اینستاگرام ابزار مناسبی جهت تداعی برند به واسطه محتوی پیام های تبادل شده بین هواداران و تیم های ورزشی است و می تواند در اهداف برندسازی باشگاه به کار برده شود.
اخلاق فضیلت و اینستاگرام: تحلیلی از مسئله شکوفندگی کاربر در تعامل تدریجی با فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۲)
165 - 188
حوزههای تخصصی:
آیا طراحی خوب فناوری برای ارزیابی اخلاقی آن کفایت می کند؟ در این مقاله، در چارچوب نظریه اخلاق فضیلت و با چشم انداز نظریِ مطالعات علم و فناوری، به این سؤال پاسخ منفی خواهیم داد. این بحث را طرح خواهیم کرد که تمرکز روی طراحی اخلاقی فناوری، این که مثلاً فناوری تبعیضی را علیه گروهی روا ندارد، حق هیچ گروهی را نقض نکند و پیامدهای پیش بینی پذیر نامطلوبی نداشته باشند، کافی نیست، بلکه باید به این مسئله نیز پرداخت که آیا این فناوری به شکوفایی کاربر کمک می کند یا برعکس، منجر به نهادینه شدن عاداتی می شود که کاربر را از شکوفندگی دور می کند. یک فناوری اخلاقاً خوب طراحی شده ممکن است به تدریج عادات مخربی را تقویت و ویژگی های والایی را تضعیف کند و در نتیجه دست کم از زاویه دید اخلاق فضیلت، مسیر شکوفندگی فرد را با مشکل مواجه سازد. توجه به این مسئله ما را به نگاه متفاوتی در ارزیابی اخلاقی ارتباط فناوری-کاربر می رساند. به عنوان یک مورد مطالعاتی، روی برخی از ویژگی های شبکه اجتماعی اینستاگرام متمرکز خواهیم شد. می کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که برخی از ویژگی های اینستاگرام چه نسبتی با شکوفندگی کاربر پیدا می کنند.
شناسایی و اولویت بندی چالش های فعالیت زنان ورزشکار حرفه ای ایرانی در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اینستاگرام یکی از محبوب ترین شبکه های اجتماعی در صنعت ورزش بوده و در میان ورزشکاران محبوبیت ویژه ای دارد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی چالش های فعالیت زنان ورزشکار حرفه ای ایرانی در این شبکه اجتماعی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر به صورت آمیخته و از نوع طرح متوالی اکتشافی است. فاز کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و فاز کمی با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند بود. در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته با 13 شرکت کننده تا اشباع نظری صورت گرفت و در بخش کمی نیز پرسشنامه مبتی بر یافته های بخش کیفی در میان 10 نفر از آنان توزیع شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از تکنیک کدگذاری و نرم افزار NVIVO10 و در بخش کمی از نرم افزار Expert Choice استفاده شد. نتایج نشان داد چالش های زنان ورزشکار ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام در دو مضمون اصلی چالش های ساختاری با 4 مضمون فرعی، به ترتیب وزن و اولویت، چالش فرهنگی (27/0)، چالش قانونی (25/0)، چالش جنسیتی (25/0)، چالش مذهبی (22/0) و چالش های فردی با 2 مضمون فرعی، به ترتیب وزن و اولویت، چالش تولید محتوی (46/0) و چالش روانشناختی (54/0) دسته بندی می شوند. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت در صورتی که شیوه استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام به زنان ورزشکار آموزش داده و مدیریت شود، آنان می توانند تا حدودی بر چالش های موجود غلبه کرده و از فرصت های فراهم شده در اینستاگرام نهایت بهره را ببرند.
بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به رزرو بوتیک هتل ها توسط دنبال کنندگان آن ها در صفحات رسانه های اجتماعی (مورد مطالعه: رسانه اجتماعی اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
164 - 180
حوزههای تخصصی:
امروزه تأثیر رسانه های اجتماعی در رفتار خرید مخاطبان آن ها را نمی توان انکار کرد. رسانه های اجتماعی، از طریق شکل دادن به نگرش متقاضیان رزرو اقامتگاه، تأثیرگذاری در اهداف رزرو آن ها و ایفای نقشی حیاتی در فرایند تصمیم گیری، در رفتار رزرو متقاضیان اقامتگاه ها تأثیر چشمگیری می گذارند. نوآوری این پژوهش متمرکز بودن بر رسانه اجتماعی اینستاگرام، به منزله رسانه ای تأثیرگذار در همه جوانب زندگی جوانان، و هدف آن بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به رزرو بوتیک هتل ها توسط دنبال کنندگان صفحات آن ها از طریق همین رسانه است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت کمّی، و راهبرد آن همبستگی است. قلمرو زمانی پژوهش بهار 1403 و جامعه آماری آن دربردارنده همه کاربران مجازی و دنبال کنندگان صفحات بوتیک هتل ها در رسانه اجتماعی اینستاگرام در ایران است و به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس و از طریق خود نرم افزار اینستاگرام انتخاب شده است. حجم نمونه لازم برای پژوهش با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد شده که با ابزار پرسش نامه از طریق خود رسانه اینستاگرام گردآوری شده است. برای تحلیل داده ها از آزمون رگرسیون چندگانه و برای انجام آزمون ها و تحلیل های آماری داده های گردآوری شده از نرم افزار اس پی اس اس استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که چهار متغیر مستقل «کارآمد بودن رسانه اجتماعی»، «اعتماد به رسانه اجتماعی برای رزرو»، «استفاده عمومی از رسانه اجتماعی» و «پذیرش پیشنهادها از طریق رسانه اجتماعی»، به ترتیب شدت، در متغیر «تمایل به رزرو بوتیک ها از طریق رسانه اجتماعی» تأثیر مثبتی دارند. این در حالی است که متغیر مستقل «سهولت استفاده از رسانه اجتماعی» بر متغیر وابسته گفته شده اثرگذار نیست.
نقش اینستاگرام در هویت سازی و سبک زندگی: مطالعه موردی دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر پرند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴شماره ۷۰
185 - 211
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به واکاوی ژرف کنش های هویت ساز وبازتولید هویت در بستر کنش گری نوجوانان در پلتفرم اینستاگرام پرداخته است. قلمرو این پژوهش زیست جهان دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر پرند است. داده های پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 15 کنشگر نوجوان و تحلیل مضمونی گردآوری و تحلیل شده است. یافته های پژوهش آشکار می سازد که اینستاگرام به مثابه یک کنشگر واسط و میانجی در فرآیندهای هویت سازی، نقشی چندوجهی و دیالکتیکی ایفا می کند. این پلتفرم رسانه ای، بستری برای بازتعریف مداوم هویت، کنش های خودبازنمایی و خودابرازی هویتی نوجوانان محسوب می شود. نوجوانان از این رسانه برای توسعه سرمایه های فرهنگی/اجتماعی، ارتقای مهارت های فردی و بازتولید مستمر هویت اجتماعی استفاده می کنند. فرآیندهای خودابرازی و الگوپذیری در این فضا، امکان نمایش خلاقانه خویشتن و کسب اعتبار اجتماعی را میسر می سازد. با این حال، مطالعه حاضر آسیب های بالقوه مصرف مفرط اینستاگرام را نیز آشکار می سازد. وابستگی به فضای مجازی می تواند منجر به گسست از زیست جهان واقعی، بحران هویتی و انزوای اجتماعی شود. نوجوانان در این فرآیند با خطر از دست دادن مرزهای هویتی و گرفتار شدن در چرخه بازنمایی های کاذب مواجه می شوند. پژوهش حاضر بر ماهیت چندلایه و متناقض اینستاگرام در فرآیندهای هویت سازی تأکید می ورزد. این پلتفرم هم زمان حامل ظرفیت های توانمندسازی و آسیب های بالقوه است که نیازمند مداخلات تربیتی/آموزشی هوشمندانه از سوی نهادهای خانوادگی و آموزشی می باشد. نتایج این پژوهش ضرورت رویکردی میان رشته ای برای درک پیچیدگی های هویت ساز در عصر رسانه های دیجیتال را آشکار می سازد و لزوم بازاندیشی مستمر در راهبردهای تربیتی متناسب با تحولات فناورانه را خاطرنشان می کند
تغییر اجتماعی و فرهنگی در عصر شهرت اینترنتی؛ مطالعه کیفی اقتصاد شهرت در بین اینفلوئنسرهای ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای کنونی فرهنگ شهرت و زیرساخت های اجتماعی آن، از طریق بازسازی به وسیله صنعت فرهنگ و رسانه های نوین، چرخه ای از اقتصاد و درآمدزایی جدید را برای افراد شناخته شده و تأثیرگذار به همراه دارد. این مقاله باهدف بررسی تأثیر تغییرات اجتماعی و فرهنگی اقتصاد شهرت در بستر شبکه اجتماعی اینستاگرام، به عنوان پربازدیدترین و تأثیرگذارترین شبکه اجتماعی در ایران با ۳۱میلیون کاربر فعال، انجام شده است و به طورخاص، به تحلیل چگونگی بهره برداری افراد مشهور این فضا از اقتصاد حاصل از شهرت اینفلوئنسرها در عصر شهرت اینترنتی می پردازد. این پژوهش به روش کیفی و بااستفاده از شیوه تحقیق تحلیل مضمون به بررسی و آنالیز، محتوای صفحات ۳۰اینفلوئنسر بنام با نظر کاربران با تعداد دنبال کنندگان بین 100تا600هزارنفر، در ۱۲دسته مختلف فعالیتی براساس روش لمپرت پرداخته و سبک های مختلف بهره برداری آنان از اقتصاد شهرت موردبررسی و تحلیل قرار داده است. نتایج حاکی از آن است که تغییرات اجتماعی و فرهنگی ناشی از شهرت، علاوه بر تأثیر در قشربندی اجتماعی، باعث فاصله گرفتن اینفلوئنسرها از شیوه های مرسوم درآمدزایی اقتصاد شهرت شده و با ایجاد روش های نوین منجربه عاملیت آنان در حوزه کارآفرینی، برندسازی تجاری و شخصی و تقویت حرکت های شبکه ای و گسترش فرهنگ و هنجارهای محلی در مقیاس جهانی شده است. آنچه تغییرات اجتماعی و فرهنگی نظام شهرت را در عصر شهرت اینترنتی برخلاف گذشته مشهودتر می کند اقتصاد محور بودن شخصی آن به جایی تأثیرگذاری و الگوسازی برای مخاطبان است.
بررسی تأثیر شبکه اجتماعی اینستاگرام بر موفقیت شغلی و برندسازی شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
199 - 228
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام بر موفقیت شغلی با نقش میانجی شایستگی های فردی و برندسازی شخصی انجام شده است. روش تحقیق، کمی پیمایشی و به لحاظ هدف، کاربردی است. گردآوری داده ها به دو روش کتابخانه ای و میدانی و با استفاده از ابزار پرسش نامه محقق ساخته صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل ۳۹۲ نفر از فعالان حوزه برندسازی شخصی در شبکه اجتماعی اینستاگرام است که به صورت در دسترس انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از برنامه آماری SPSS استفاده شده است. نتایج حاصل از یافته ها نشان داد بین متغیر شبکه اجتماعی اینستاگرام با شایستگی های فردی، برندسازی شخصی و موفقیت شغلی به ترتیب با ضرایب مسیر 895/0، 647/0 و 250/0 رابطه معناداری وجود دارد. همچنین شایستگی های فردی با ضریب مسیر 326/0 و 215/0 به ترتیب با متغیرهای برندسازی شخصی و موفقیت شغلی، و برندسازی شخصی نیز با ضریب مسیر 525/0 با موفقیت شغلی تأثیر معناداری دارد. نتایج نشان داد نقش میانجی شایستگی های فردی و برندسازی شخصی بین شبکه اجتماعی اینستاگرام و موفقیت شغلی مورد تأیید است. یافته ها در بخش مطالعات نظری و کتابخانه ای و برآیندی از روش میدانی تحقیق نیز نشان داد بهره گیری از فناوری نوینی نظیر هوش مصنوعی با قابلیت بهینه سازی برندها، کمک به هویت بصری لوگوها، ایجاد محتواهای جذاب، انگیزشی و تأثیرگذار، و شناسایی و تحلیل رفتار مخاطب، مصرف کنندگان و مشتریان می تواند تأثیر قابل توجهی بر روند موفقیت شغلی و برندسازی شخصی بر بستر شبکه اجتماعی اینستاگرام داشته باشد.
شناسایی و ارائه مدل عوامل خودسانسوری شهروندان تهرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
57 - 82
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به شناسایی و ارائه مدل عوامل خودسانسوری شهروندان تهرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام با تأکید بر رویکردهای ارتباطی، فرهنگی و حقوقی می پردازد. روش پژوهش، آمیخته اکتشافی و روش نمونه گیری در بخش کیفی، هدفمند و در بخش کمی، خوشه ای چندمرحله ای است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل ۱۱ نفر و در بخش کمی شامل ۳۸۴ نفر بود. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته است. برای بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، برای سنجش تأثیر هریک از عوامل از آزمون تی تک نمونه ای و برای تحلیل روابط بین متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.نتایج نشان داد که میان عوامل ارتباطی خودسانسوری شهروندان تهرانی شامل مؤلفه های ارتباطات تعاملی (ارتباطات بین فردی، گروهی و جمعی) و قدرت پیوند (جامعه آشنا و ناآشنا، تعامل با افراد مبتلا به افسردگی، اختلال شخصیت اسکیزوئید و اسکیزوفرنی، انزوای اجتماعی و صمیمت) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری برقرار است. همچنین، میان عوامل فرهنگی خودسانسوری با مؤلفه هایی چون فرهنگ معنوی و اخلاق استعلایی (دین، مذهب، آداب ورسوم و آموزش) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری مشاهده شد. به علاوه، میان عوامل حقوقی خودسانسوری با مؤلفه های امنیت فردی، نظام اجتماعی و وجدان (امنیت حقوقی، جانی و اقتصادی) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری یافت شد. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهای کاربردی برای بهره برداری مراکز ذی ربط ارائه شد.
تحلیل بازنمایی تصویری زنان در عکس های اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
85 - 111
حوزههای تخصصی:
حضور گسترده زنان معاصر ایران در عکس های ساخته و پرداخته شده اینستاگرام، نوعی از زیست رسانه ای را برای اکنون آنان رقم زده و پای مفهوم دگرمکان یا هتروتوپیای فوکو را به پژوهش باز کرده است. بازنمایی تصویری زنان، از سویی تحت قدرت انضباطی موجود در ساختار مکان مند رسانه قرار گرفته و ازسوی دیگر، با حرکت در میان انبوهی از تصاویر بی پایان، به آشکارگی هرچه تمامِ خود نزدیک شده و پژوهش را به حادواقعیت بودریار رسانده است. به این ترتیب، امر بازنمایی تصویری زنان در خوانشی هم زمان فوکویی-بودریاری پیش برده شده است. این مقاله با هدف روشن ساختن تصویر معاصر و رسانه ای زنان و در پی پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، که بر ارتباط ساختار فناورانه هتروتوپیای رسانه ای اینستاگرام ذیل اصل اول هتروتوپیا (هتروتوپیای انحرافی) با تصویر زنان معاصر ایران در حادواقعیت رسانه ای قرار گرفته است، به مشاهده عکس هایی از آنان در بازه زمانی دی ماه ۱۴۰۰ تا مرداد ۱۴۰۲ در میان صفحات کاربری عمومی این شبکه پرداخته و از راه بهره مندی از روش نمونه گیری هدفمند، ۶۰ داده را که در سطحی از افراط یا شدت تطابق با چارچوب نظری پژوهش قرار گرفته اند، انتخاب کرده و آن ها را ذیل پارادایم تفسیری - برساختی به روش تحلیل محتوای کیفی سپرده است. نتایج حاصله روشن می کند که قدرت جاری در ساختار انضباطی و گفتمان های رسانه ای هتروتوپیای انحرافی اینستاگرام، بدن-ابژه هایی حادواقعی و منقاد شده از زنان را به همراه داشته است که در قالب بدن هایی منفعل بازنمایی شده اند.
برجسته سازی شکاف های اجتماعی ایران در رسانه های فارسی زبان خارجی، مورد مطالعه بی بی سی فارسی در ناآرامی های شهریور - آبان 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه را یکی از اثرگذارترین مراجع فکری افکار عمومی در میان جوامع معاصر دانسته اند. اعتراضات سال 1401 به دلیل فوت مشکوک مهسا امینی بهانه و دستاویز مناسبی برای پرداخت محتوا متناسب با اهداف رسانه ای شبکه های معاند در جهت اثرگذاری بر افکار عمومی فراهم آورد. بررسی اجمالی محتوای تولیدات شبکه های فارسی زبان خارجی نشان دهنده تمرکز این رسانه ها بر شکاف های اجتماعی ایران و تشدید آن ها بوده است. برای روشن شدن مسیر شبکه های معاند در زمینه برجسته سازی شکاف های اجتماعی ایران، شبکه خبری بی بی سی فارسی برگزیده شده است. از آن رو که دسترسی به شبکه های اجتماعی آسان تر و عمومی تر از شبکه های ماهواره ای است، صفحه این شبکه خبری در شبکه اجتماعی اینستاگرام مورد بررسی قرار گرفته است. روش جمع آوری داده این پژوهش متن کاوی بوده و نمونه آن متناسب با 4 بازه زمانی مرتبط با نقاط عطف اعتراضات و جمعاً 141 پست انتخاب شده است. پست های منتخب با روش تحلیل مضمون مورد تحلیل کیفی قرار گرفته اند و 410 مضمون توصیفی اولیه، 36 مضمون توصیفی ثانویه، 10 مضمون تفسیری و 5 مضمون فراگیر استخراج شده است. در نتیجه مضامین موردتوجه ویژه این رسانه، عبارت اند از: تقابل و رویارویی مردم و حکومت، ناکارآمدی حکومت و بی کفایتی مسئولان، محرومیت و مظلومیت زنان در ایران و قبح زدایی از بی حجابی در جامعه ایرانی، که در ادبیات نظری پژوهش، عمدتاً ذیل شکاف سیاسی (دولت-ملت) قرار می گیرند.
تأملی انتقادی بر مکانیسم های فرهنگ سلبریتی در فضای اینستاگرام جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
49 - 87
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائل روز جامعه ایرانی که ذهن بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران را به خود مشغول کرده، مسئله فرهنگ شهرت در فضای اینستاگرام جامعه ایرانی است. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر نیز بررسی سازوکارهای فرهنگ شهرت در اینستاگرام جامعه ایرانی بوده است. این پژوهش، از نوع کیفی و فراترکیب بوده و با استفاده از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2003) انجام شده است. به همین منظور، پس از بررسی نتایج مطالعات صورت گرفته بین سال های 1393 تا 1403 با استفاده از کلیدواژه های مرتبط، تعدادی از مقالات مربوط، شناسایی و از میان 446 مقاله، در نهایت 95 مقاله با توجه به معیارهای روش فراترکیب انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار مکس کیودی اِی و به منظور بررسی کیفیت و پایایی یافته های پژوهش از روایی محتوایی و شاخص کاپا استفاده شده که نتایج آن، حکایت از کیفیت مطلوب یافته داشته است. یافته های حاصل از پژوهش حاضر به استخراج کدهای متفاوتی انجامید و پس از رفت و برگشت های مداوم 8 سرفصل نهایی در ارتباط با سازوکارهای فرهنگ سلبریتی در اینستاگرام مشخص شد که به ترتیب فراوانی عبارت اند از: ارزش ها و نگرش ها، گونه شناسی، آسیب شناسی، سیاست، تبلیغات و مصرف، سبک زندگی، هویت یابی، و دین. نتایج نشان داده است که فرهنگ سلبریتی در فضای اینستاگرام جامعه ایرانی، از طریق سازوکارهایی چون مهندسی عواطف و احساسات، سلبریتی زدگی سیاست، مصرفی شدن زندگی، تعمیق فردگرایی، سرمایه افزایی اجتماعی، مرجعیت سازی، نمایشی شدن زندگی روزمره، استانداردسازی بدن، دگرگونی روابط اجتماعی، خشونت نمادین و سلبریتیزه شدن دین، بر کاربران اینستاگرام اثر می گذارد و خود را مشروع جلوه می دهد.
چالش های تغییر سبک زندگی زنان محجبه در اینستاگرامی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه های اجتماعی نوپدیدی همچون اینستاگرام که برپایه ارتباطات تصویری و روایت زندگی روزمره قرار دارند، ارتباط زیادی با حوزه سبک زندگی کاربران پیدا کرده اند. مولفه محوری اینستاگرام تمرکز بر نمایش است که می تواند سبک زندگی نمایشی را گسترده کند. مسئله اصلی این مقاله، بازنمایی تعارض ها و چالش های بوجود آمده درسبک زندگی زنان محجبه چهره شده در اینستاگرام با عنوان حجاب استایل است. برای این کار با روش نشانه شناسی به تحلیل پیام آشکار و نهان پست های چهره های محجبه پرداخته و در نهایت با تحلیل مضمون به محورهای بازنمایی سبک زندگی ایشان دست یافتیم. با روش نمونه گیری هدفمند و نظری، 15 مورد انتخاب شد. یافته ها نشان می دهد، زنان محجبه فعال در اینستاگرام، با طی کردن سیر تحولی معنادار در حال تجربه تغییر سبک زندگی خود با عنوان فانتزی شدن، هستند که ذیل ده مولفه کلان قابل ردیابی است: حجاب و پوشش، عفاف در رفتار، حریم خصوصی، سیطره تفکرات فمینیستی، شهرت گرایی و سلبریتی شدن، رفاه و اشرافی گری، برجسته سازی سبک زندگی غربی، رقص و موسیقی، روزمره شدن و سرگرمی، دینداری فانتزی و ریاکارانه.
تحلیل عناصر مفهومی گفتمان «صنعت مهاجرت» در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر مبنای مسئله افزایش میل به مهاجرت در ایران حول مفهوم «رسانه ای شدن مهاجرت» به مطالعه مهاجرت در فضای مجازی پرداخته و سوال اصلی مبتنی بر این پرسش بوده که گفتمان صنعت مهاجرت چگونه در اینستاگرام مفهوم سازی، معناپردازی و برساخت می شود؟ روش تحقیق، کیفی اینترنتی و تکنیک مورد استفاده، تحلیل گفتمان بوده است. چهارچوب مفهومی شامل نظریه صنعت مهاجرت هانسن- سورنسن و نظریه انتقادی بوده و یافته ها نشان می دهد عاملان گفتمان صنعت مهاجرت در فضای مجازی -که شامل بلاگرها و موسسات مهاجرتی هستند-، با استفاده از مکانیزم هایی مانند «بازنمایی مهاجرت به مثابه موفقیت»، «برساخت دوگانه خارج و وطن» و در نهایت «تأکید بر راهکارهای ادغام در فرهنگ مقاصد مهاجرتی»، موجبات مهاجرت ذهنیِ بازماندگان از مهاجرت فیزیکی در یک سپهر خیالی را فراهم نموده، گفتمان صنعت مهاجرت را مفصل بندی کرده و به تولید سوژه آرزومند مهاجرت می پردازند. هژمونیک شدن گفتمان صنعت مهاجرت و تشدید سودای مهاجرت در بلندمدت، هر گونه امید و تلاش برای توسعه را در جامعه، ممتنع کرده و موجی از احساس انسداد و ناکامی فردی و جمعی رقم خواهد زد.
سلبریتیزه شدن جامعه ایرانی و گرایش به ارزش های نئولیبرال در بستر اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
131 - 178
حوزههای تخصصی:
در طول یک دهه اخیر، در نتیجه حضور پررنگ شبکه اجتماعی اینستاگرام در جامعه ایرانی، افراد عادی فرهنگ سلبریتی را دگرگون کرده اند. یکی از پیامدهای زیست افراد در بستر اینستاگرام و سلبریتیزه شدن جامعه، گرایش به ارزش های نئولیبرال است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سلبریتیزه شدن جامعه ایرانی در بستر اینستاگرام و گرایش به ارزش های نئولیبرال انجام شده است. روش به کاررفته برای انجام پژوهش نیز توصیفی و از نوع معادلات ساختاری و جامعه آماری آن، دربردارنده کاربران اینستاگرام است که به روش تصادفی ساده انتخاب شده و داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته سلبریتیزه شدن و ارزش های نئولیبرال گرد آوری شده است. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار سمپل پاور، 384 نفر انتخاب شده که برای اطمینان یابی، این تعداد به 400 نفر افزایش یافته است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اِس پی اِس اِس و برای ترسیم الگوی معادله ساختاری و معیارهای برازش مدل از نرم افزار اِیموس گرافیک استفاده شده است. برپایه یافته های پژوهش، سلبریتیزه شدن جامعه ایرانی در بستر اینستاگرام با گرایش به ارزش های نئولیبرال، رابطه مثبت و معناداری دارد؛ افزون براین، ابعاد شخصی سازی، تنوع یافتگی، و رسانه ای شدن از متغیر سلبریتیزه شدن بر گرایش به ارزش های نئولیبرال کاربران ایرانی اینستاگرام تأثیرگذار بوده اند. سرانجام، براساس یافته های پژوهش، گرایش عمومی به فرهنگ سلبریتی در بستر اینستاگرام در میان کاربران ایرانی، به گسترش ارزش های نئولیبرال انجامیده است و هرچه جامعه ایرانی در معرض سلبریتیزه شدن قرار گیرد و اِقبال عمومی به فرهنگ سلبریتی افزایش یابد، گرایش به ارزش های نئولیبرال نیز افزایش خواهد یافت. همچنین، نتایج پژوهش نشان می دهد که سلبریتی ها، به عنوان موتور پیشران سرمایه داری نئولیبرال در جامعه ایرانی، نقشی ساختاری در نهادینه کردن ارزش های نئولیبرال دارند.
معناسازی و گفتمان سازی هویت قومی در شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۷۲)
73 - 102
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی چگونگی بازنمایی هویت طلبی قومی ترک ها در فضای مجازی با تمرکز بر شبکه اجتماعی اینستاگرام پرداخته است. ضرورت تحقیق از آنجا ناشی می شود که شبکه های اجتماعی نوین، به ویژه اینستاگرام، با ظرفیت بالای خود در تولید و انتشار محتوا به محملی مهم برای تبلیغ گفتمان های قوم گرایانه بدل شده اند و می توانند انسجام ملی را تحت تأثیر قرار دهند. روش تحقیق کیفی بوده و بر مبنای نشانه شناسی بارت و پیرس و تحلیل محتوای هدایت شده انجام گرفته است. جامعه آماری شامل صفحات اینستاگرامی هواداران پان ترکیسم بود. از میان ده ها پروفایل موجود، سه صفحه با بیش از دو هزار دنبال کننده به روش هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مشاهده مستقیم و تحلیل نشانه ها گردآوری و سپس با رویکرد کدگذاری و طبقه بندی کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد محتوای صفحات مورد مطالعه به طور مستمر بر برجسته سازی هویت قومی و بازتولید گفتمان قوم گرایی متمرکز بوده است. تصاویر و متون با ارجاع به مؤلفه های فرهنگی و تاریخی، تلاش کرده اند انسجام درون گروهی ایجاد کرده و حس تعلق به جامعه قومی واحد را تقویت نمایند. تحلیل داده ها آشکار ساخت که برای اقناع مخاطبان، از شیوه های متنوع ارتباطی بهره گرفته شده است؛ از جمله برانگیختن احساسات، ایجاد حس نوستالژیک و استفاده از جاذبه های عاطفی و هیجانی. نتایج نشان می دهد اینستاگرام بستری مؤثر برای بازتولید هویت های مقاومتی و گفتمان های قومی است. این امر ضرورت توجه جدی به سیاست گذاری فرهنگی و مطالعات تطبیقی در سایر شبکه های اجتماعی و سنجش بازتاب آن در افکار عمومی را برجسته می سازد.