مطالب مرتبط با کلیدواژه
۸۱.
۸۲.
۸۳.
۸۴.
۸۵.
۸۶.
۸۷.
۸۸.
۸۹.
۹۰.
۹۱.
۹۲.
۹۳.
۹۴.
۹۵.
۹۶.
۹۷.
۹۸.
فناوری های نوین
منبع:
مدیریت شهری دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۳۹۱ شماره ۲۹
۲۳۴-۲۱۳
حوزههای تخصصی:
صنعت ساختمان و پروژه های عمرانی به گواهی آمار و ارقام، از لحاظ سرمایه و حجم نیروی انسانی درگیر، بزرگ ترین صنعت در کشور می باشد. رشد سریع جمعیت و افزایش تقاضا، نیاز به کاهش زمان تحویل پروژه های عمرانی و کاهش زمان برگشت سرمایه سرمایه گذاران و عواملی از این قبیل باعث شده اند تا ضرورت ایجاد تحول در شیوه های سنتی صنعت ساختمان روزبه روز بیشتر شود. نیاز به بهره گیری از تکنولوژی های ساخت متناسب با رشد هر جامعه و بهره گیری از فناوری در سایر صنایع و توانایی های اجرای آن جامعه متغیر است. چنین نیازهایی است که بعضاً به نوآوری ها و یا انتقال فناوری می انجامد. وسعت عظیم بافت های فرسوده با معضلات فراوان و نبود استراتژی های روشن درخصوص برنامه ریزی و مدیریت طرح و اجرا در نوسازی این گونه بافت ها، سبب شده تازمینه های تحقق قوانین و مصوبات هر چند اندک موجود نیز فراهم نشود و بافت های فرسوده شهری با روندی افزایشی به مهم ترین چالش شهر تهران تبدیل شود. مباحث مربوط به زلزله و مدیریت بحران در وهله نخست و ابعاد اجتماعی، اقتصادی و کیفیت های قابل ارتقا کالبدی و کارکردی – فضایی این بافت ها در مراتب بعدی، نیاز به رویکردهای ویژه جهت نوسازی آنها را اجتناب ناپذیر می نماید. در این مقاله سعی شده است تا ضمن تعریف دقیقی از تکنولوژی های نوین ساختمانی، به اهمیت علل عدم گسترش فناوری های نوین در صنعت ساخت و ساز و شناسایی ریسک های ناشی از استفاده از این فناوری ها در پروژه های نوسازی بافت های فرسوده پرداخته شود و در ادامه ضمن دسته بندی و مشخص نمودن هریک از این عدم قطعیت ها به ریشه یابی علل بروز مهم ترین این عوامل پرداخته خواهد شد.
طراحی مدل مطلوب مدیریت آموزش از دور در نظام آموزش عالی با تاکید بر عامل محیطی و فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۴ بهار و تابستان ۱۳۹۴ شماره ۷
164 - 178
حوزههای تخصصی:
پیشرفت و رکود اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی به میزان برنامه ریزی و عملکرد مثبت و یا منفی آموزش عالی بستگی دارد. نظام های آموزشی به دنبال رویکردهای نوینی هستند که آنها را در مواجهه با تحولات گسترده جهان یاری دهد. برای دستیابی به هدفهای توسعه ، توجه به روشهای جدید آموزشی و اجرای برنامه هایی از قبیل آموزش نیمه حضوری ، آموزش باز و از راه دور و آموزش مجازی بسیار ضروری است. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مطلوب مدیریت آموزش از دور با تاکید بر عامل محیطی و فناوری های نوین که با بکارگیری مدل سازی ساختاری تفسیری در کنار مدل سازی معادلات ساختاری می باشد. روش انجام پژوهش ترکیبی می باشد. جامعه آماری این تحقیق 4250 نفر که از این جامعه با استفاده از جدول کرجسی مورگان وفرمول کوکران تعداد 636 نفر بعنوان نمونه انتخاب شدند. در مرحله اول جمع آوری اطلاعات از روش دلفی که از متخصصین آموزش از دور، مولفه های اصلی استخراج گردید و در مرحله کمی پس از جمع آوری نظرات خبرگان و تعیین روایی و پایایی، پرسش نامه در اختیار آزمون شوندگان قرار گرفت. به منظور بسط مفهوم مدیریت آموزشی از دور، پرسش و پژوهش با استفاده از تحلیل عاملی و آلفای کرونباخ بررسی و استاندارد گردید یافته های تحقیق نشان داد که مولفه های اصلی مدیریت آموزشی از دور با تاکید بر عامل محیطی و عامل فناوری های نوین را به عنوان ابعاد و مفهوم مدیریت آموزشی از دور معرفی می کند که عامل محیطی نقش بسزایی در مدیریت آموزشی از دور دارد و مدیران نظام آموزش عالی باز باید به عوامل محیطی و فناوری های نوین نسبت به سایر عوامل، جهت دستیابی به اثربخشی و کارایی توجه بیشتری نمایند.
راهکارهای فناورانه برای مدیریت و بازیافت پسماند در شهرها
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی و تحلیل راهکارهای نوآورانه در مدیریت و بازیافت پسماند در محیط های شهری، با تمرکز بر کاربرد فناوری های جدید، مشارکت شهروندان، و تلاش های مشترک انجام شده است. از یک طرح تحقیق کیفی استفاده شد، که در آن مصاحبه های نیمه ساختاریافته به عنوان اصلی ترین روش جمع آوری داده ها به کار رفت. شرکت کنندگان شامل کارشناسان، مدیران شهری، فعالان محیط زیست، و افرادی با تجربه و دانش در زمینه مدیریت پسماند و فناوری های مرتبط بودند. تجزیه و تحلیل محتوا برای شناسایی مضامین اصلی، مضامین فرعی و مفاهیم مرتبط انجام شد. تحلیل داده ها پنج مضمون اصلی را آشکار ساخت: فناوری های نوین در بازیافت، مشارکت شهروندان، مدیریت پایدار پسماند، اقتصاد چرخشی، و فرهنگ و اجتماع. این مضامین شامل زیرمجموعه هایی مانند هوش مصنوعی، رباتیک، اینترنت اشیاء برای فناوری های نوین در بازیافت؛ آموزش و فرهنگ سازی، پاداش و تشویق، و ابتکارات جامعه برای مشارکت شهروندان؛ و سیاست های دولتی، زیرساخت ها، و استراتژی های کاهش تولید پسماند برای مدیریت پایدار پسماند بودند. این مطالعه بر اهمیت به کارگیری رویکردهای چندبعدی در مدیریت پسماند تأکید دارد که شامل تکنولوژی، مشارکت جامعه، و همکاری های میان بخشی است. این تحقیق پتانسیل فناوری های نوآورانه و مشارکت شهروندان را در بهبود فرآیندهای بازیافت و ترویج توسعه پایدار شهری برجسته می سازد.
استفاده از فناوری های نوین برای بهبود فرآیندهای لجستیک و توزیع در کسب وکارهای خرده فروشی
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه بررسی چگونگی به کارگیری فناوری های نوین برای بهبود فرآیندهای لجستیک و توزیع در کسب وکارهای خرده فروشی است که منجر به افزایش کارایی، کاهش هزینه ها و افزایش رضایت مشتریان می شود. این تحقیق از طراحی کیفی استفاده کرده و بر مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مدیران و کارکنان بخش های لجستیک و توزیع در کسب وکارهای خرده فروشی مختلف متمرکز بود. شرکت کنندگان بر اساس معیارهایی از پیش تعیین شده برای تأمین تنوع در تجربیات و دیدگاه ها انتخاب شدند. چهار مقوله اصلی شناسایی شد: فناوری های نوین، بهبود فرآیندها، تأثیرات اجتماعی-اقتصادی، و چالش ها و راهکارها. هر مقوله شامل زیرمقوله ها و مفاهیم خاصی بود که شامل سیستم های مدیریت انبار، پلتفرم های تجزیه و تحلیل داده، راهکارهای ارتباطی، بهینه سازی توزیع، مدیریت موجودی، افزایش رضایت مشتری، تأثیر بر اشتغال، پایداری زیست محیطی، توسعه اقتصادی، موانع فناورانه، مقاومت سازمانی، و مسائل حقوقی و امنیتی می شود. این مطالعه به این نتیجه رسید که استفاده استراتژیک از فناوری های نوین در لجستیک و توزیع خرده فروشی می تواند به طور چشمگیری به افزایش کارایی و پایداری عملیاتی کمک کند. با این حال، برای غلبه بر چالش های پیاده سازی، تمرکز بر توسعه مهارت ها، تطبیق فرهنگ سازمانی و برنامه ریزی استراتژیک ضروری است.
شهرهای هوشمند و چالش های اخلاقیِ مکانیکی شدن روابط انسانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۵ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
133-149
حوزههای تخصصی:
فناوری های آینده ، زندگی بشر را دستخوش تغییر کرده و شهرها را به شهرهای هوشمند مبدّل می سازند. شهرهای هوشمند ، به رغم زمینه سازی برای ارتقای کیفیت زندگی و سلامت همگانی ، سبب بروز برخی از معضلات اخلاقی نیز می شوند که باید برای رفع آنان چاره ای اندیشید. مکانیکی شدن روابط انسان ها یکی از این معضلات است که در اثر کاهش روابط انسانی و افزایش روابط انسان و ماشین پدید می آید. در این پژوهش ، به روش تحلیلی ، به معضلات اخلاقی ناشی از مکانیکی شدن روابط انسانی و به ویژه کاهش میزان شفقت ورزی و نوع دوستی ، کاهش عبرت آموزی اخلاقی ، از بین رفتن قدرت تصمیم گیری و کمرنگ شدن نقش اسوه های اخلاقی پرداخته شده و با نیم نگاهی به آموزه های اخلاقی اسلام ، برای رفع وحل آنها راهکارهایی چون تلاش برای افزایش سواد رسانه ای ، تقویت عزتمندی و کرامت در نسل جدید ، افزایش ارتباطات انسانی ، ارائه شده است.
ارائه مدلی جهت پیاده سازی فین تک های نوین در صنعت بانکداری (وام دهی همتا به همتا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت پیاده سازی فین تک های نوین در صنعت بانکداری (وام دهی همتا به همتا) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش مدیران، سرپرستان و کارکنان حوزه مالی و فناوری بانک ها، خبرگان و صاحبن ظران حوزه فینتک در کشور بوده که طبق اصول و قواعد آماری جامعه نامحدود 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. گرد آوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. در تجزیه وتحلیل داده های بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده های کیفی پژوهش به صورت زیر دسته بندی شد: در همین راستا مقولات استخراجی به صورت زیر دسته بندی شد: شرایط علّی: یادگیری سازمانی، نگرش سیستمی وفناوری اطلاعات. شرایط محوری: سرمایه ارتباطی، سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری. بستر حاکم: بانک های همکار، نظریه پردازان خارجی، دولت و شرایط محیطی. شرایط مداخله گر: موانع و چالشها شامل، عوامل سازمانی، شرایط جامعه، عوامل فردی و عدم آموزش و پژوهش. راهبردها: خط مشی گذاری، برنامه استراتژیک و رضایت و وفاداری کارکنان. پیامد: خط مشی گذاری دانش محور، مدیریت دانش، نوآوری، خلاقیت و ایده وسازمان دانش محور. نتایج بخش کمی نشان داد که شاخص های برازش مدل بیانگر تأیید مدل در سطح اطمینان ۹۹ درصد می باشد.
نظریه پلیس هوشمند جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر بعد فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مفاهیم جدید برای ایجاد تحول در سازمان ها، هوشمندی سازی است و به همین منظور شکل گیری پلیس هوشمند توجه بسیار زیادی را در کمتر از یک دهه اخیر در برنامه ریزی های کلان نهاد انتظامی کشور و حتی در سطح ملی به خود جلب کرده است. داشتن تصویری روشن و کلان از هوشمندی پلیس (نظریه پردازی شده) در قالب یک الگوی مفهومی، در جهت افزایش درک مشترک و مفاهمه حول پلیس هوشمند، بسیار مهم و موثر است.روش: نوشته حاضر به لحاظ هدف، توسعه ای و به لحاظ ماهیت و گردآوری داده ها، از نوع کیفی و توصیفی بوده و دارای دو جامعه آماری اسنادی و خبرگی است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه نیمه ساختاریافته است که با جامعه آماری شامل مدیران عالی پلیس و سایر نیروهای مسلح، خبرگان سازمانی و نخبگان علمی آشنا به موضوع از مرکز ملی فضای مجازی، اساتید دانشگاهی و سازمان های مرتبط به تعداد 20 نفر به صورت تمام شمار و به شرط اشباع نظری بوده است. نتایج در پانل گروهی ارائه و با تشکیل گروه کانونی، اعتبار سنجی شده است.یافته ها: مطابق با خاستگاه های نظری و تجربی فناوری، پلیس هوشمند، ابعاد، مؤلفه ها و لایه های مهم و کلیدی، عوامل هوشمندی فناوری پایه، عملیات انتظامی هوشمند مشخص شد.نتایج: براساس نتایج این پژوهش، هوشمندی فناوری پایه پلیس، شامل زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات، مولد و هسته تولید هوش است که در چارچوب یک فرآیند، با عنوان «عملیات و خدمات انتظامی هوشمند» هوش عملیاتی و خدماتی را در ابعاد درونی (فرماندهی و مدیریت، نظام ها و فرآیندها، سرمایه های انسانی، حقوقی، پایش و صیانت، آموزش، فناوری و مانند آن) و ابعاد بیرونی پلیس (انتظامی، سایبری، اطلاعاتی، امنیتی، اجتماعی، مرزی و مانند آن) وارد می کند.
طراحی مدل کاربست فناوری های نوین در توسعه ورزش همگانی ایران: یک نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش طراحی مدل کاربست فناوری های نوین در توسعه ورزش همگانی ایران بود. این تحقیق حاضر از نوع کاربردی و کیفی مبتنی بر داده بنیاد با رویکرد استراوس و کوربین بود. جامعه آماری شامل اساتید منتخب مدیریت ورزشی دانشگاه ها و مدیران ادارات کل ورزش و جوانان و فدراسیون های ورزشی بودند. نمونه گیری به روش هدفمند با دو نمونه اولیه انجام و حجم آن بر اساس اشباع اطلاعاتی، 15 نفر تعیین شد. روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق از نوع میدانی و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و برای تحلیل داده ها از کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری، گزینشی) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل علی کاربست فناوری های نوین در توسعه ورزش همگانی ایران عبارت اند از سبک زندگی، جامعه مخاطب و نیاز ورزش همگانی به فناوری نوین، عوامل زمینه ای آن شامل عوامل زیرساختی، مدیریتی، فرهنگی و جغرافیایی، عوامل مداخله گر آن شامل عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی-فرهنگی و راهبردهای آن شامل راهبردهای آموزشی، راهبردهای مدیریتی، فرهنگ سازی، راهبردهای پژوهشی و راهبردهای مالی است که در نهایت موجب پیامدهایی اعم از توسعه ورزشی، توسعه دانشی، توسعه اقتصادی، توسعه بهداشتی و توسعه بین المللی می شود. بنابراین بکارگیری اصولی و مناسب فناوری های نوین و توجه به عوامل موثر، از جهات مختلف موجب توسعه ورزش همگانی می شود.
الگو بهینه بکارگیری مصالح نوین در طراحی ساختمانهای بلند مرتبه تهران با ضایعات صفر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۲
79 - 105
حوزههای تخصصی:
باتوجه به بحران انرژی و ماده در قرن حاضر، تلاش برای استفاده از راهکارهای مناسب جهت کمینه شدن مصالح و هزینه ها در حوزه های مختلف از جمله ساخت و ساز در دنیا آغاز شده است. یکی از راهکارهای مناسب بهره بردن از مصالح و فناوری های نوین است. استفاده از مصالح و فناوری های نوین در معماری ایران نسبت به دنیا روند کندتری داشته است. جلوگیری از هدررفت سرمایه ملی در حوزه مصالح در ساخت و سازها، نیازمند بازنگری در رویکردها و بهره بردن از راهکارهای نوین است. این پژوهش به دنبال چگونگی محقق ساختن این هدف در صنعت ساختمان است، به همین دلیل پیدا کردن شاخص های مؤثر در جلوگیری از ایجاد ضایعت در ساختمان ضروری می نماید. روش انجام پژوهش به صورت ترکیب روش کیفی و کمی می باشد، از روش دلفی با گلوله برفی متخصصین انتخاب و مورد سؤال قرار گرفته اسند. در چهار مرحله شاخص ها استخراج شده و با استفاده از پرسشنامه داده ها تکمیل شده است. نتایج نشان می دهد شاخص های «هماهنگی در بعاد ساختمان» و «بهره وری اندیشیده از فناوری و مصالح نوین» اثرگذاری زیادی در جلوگیری از تولید ضایعات ساختمان دارد.
مطالعه ی اسناد سازمان های بین المللی در تدوین رویکردهای طراحی میان بافت تاریخی در دوران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
۸۹-۶۶
حوزههای تخصصی:
اهداف: افزودن ساختار جدید به بافت تاریخی از روش های حفاظت شهری است که با مداخلات شدیدتری همراه و در نتیجه نیازمند توجّه بیشتری است. در این راستا، سازمان های بین المللی در تدوین اسناد خود به این موضوع پرداخته اند. بررسی این اسناد از آن جایی که مبنای تدوین استانداردها و دستورالعمل های طراحی اند، اهمّیّت دارند. با این وجود، تا به حال، کمتر به طور دقیق مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. بر این اساس، در این پژوهش، به منظور صورت بندیِ موضع مطرح در این اسناد در قالب رویکردهای طراحی، چیستی شان پیگیری شد. روش ها : بدین منظور، با مطالعه ی اسناد، داده های مورد نیاز گردآوری، بر اساس مضمون و ساختار رویکرد طراحی کدگذاری و برای دستیابی به تصویر کلّی، کدهای حاصل به کمک مقایسه ی تطبیقی و همچنین با کمّی سازی و به کمک نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: داده های گردآوری شده نشان می دهند که در موضع سازمان های بین المللی در مورد حفاظت به روش افزودن به بافت تاریخی، دو نگرشِ قابل تفکیک مطرح است. منشور ونیز (1964) منشور واشنگتن (1987)، منشور اصول بررسی، حفاظت و مرمت ساختاری میراث معماری (2003) و منشور نیوزلند (2010) و منشور بورا (2013) قائل به ارجحیّت سندانگاری بر بافت شهری انگاریِ بافت تاریخی هستند. ولی سایر اسناد، هر دو نگرش را توآمان مطرح می کنند. با این تفاوت که در بیانیّه ی تلاکسکالا (1982) و بیانیّه ی سن آنتونیو (1996) این نگرش متآثر از نگاهی سنّت گرا و در باقی موارد بر مبنای نوگرایی است که نشان از غالب بودن این نگرش در اسناد دارد. برخاسته از همبستگیِ نگرش و رهیافت، در منشور ونیز، واشنگتن، اصول بررسی، بورا و نیوزلند، اجتناب از تغییر بر ضرورت تغییر ارجح است. سایر اسناد قائل به مدیریت تغییرند. با این تفاوت که در دو سند تلاکسکالا و سن آنتونیو این مدیریت در معنای سنتّی آن مطرح است و در باقی اسناد مدیریت با پذیرش گذر از عصر سنّت و آغاز عصر مدرن توصیه شده است. بنابراین رهیافت آخر، رهیافت غالب در اسناد است. متأثر از رهیافت، منشور ونیز، واشنگتن، اصول بررسی، بورا و نیوزلند به همانندی طرح پیشنهادی با بافت تاریخی توصیه کرده اند و باقی اسناد قائل به هماهنگیِ طرح به کمک ارجاع به ویژگی های بافت تاریخی هستند که برخاسته از تفاوت در نگرش و رهیافت، در بیانیّه های تلاکسکالا و سن آنتونیو هماهنگی در معنای تبعیّت از سنّت های طراحی در معماری و شهر است. ولی سایر و اغلب اسناد، هماهنگی در معنای طرحی متأثر از ویژگی های بافت تاریخی و در صورت سازگاری، با بیانی معاصر به کار برده شده است. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت در حالت کلّی، سه رویکرد طراحی در بافت تاریخی در اسناد سازمان های بین المللی مطرح شده است.
نگاهی نو به افزایش کیفیت پروژه های دولتی در ایران با استفاده از فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
41 - 56
حوزههای تخصصی:
اهداف: صنعت ساختمان یکی از بزرگترین صنایع جهان و از مهمترین ارکان اقتصادی یک کشور به شمار می رود. در طول تاریخ مشکلات موجود در این حوزه، جوامع بشری را به یافتن راه حل هایی نوین سوق داده است. از جمله مشکلات امروزین این حوزه می توان به هدر رفت مصالح و انرژی، هزینه های بسیار بالا و عدم تکمیل به موقع پروژه ها اشاره کرد که این مشکل به ویژه در پروژه های بزرگ دولتی به نحو بارزی مشهود است.
روش ها: از نظر روش شناختی، این پژوهش ماهیتی کیفی دارد که در آن با استفاده از روش کیفی استفاده می شود. نتایج اصلی پژوهش با بهره بردن از ابزار مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با خبرگان، به ثمر رسیده است.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از فناوری ها و روش های نوین ساخت و ساز می تواند گامی موثر در ارتقای کیفیت محصول معماری بردارد. پژوهش حاضر با شناخت و استخراج کیفیت های کمیت پذیر در تولید محصول معماری، روشی برای ارتقاء صنعت ساختمان ارائه می دهد. بدین منظور تلفیق فناوری های نرم افزاری و سخت افزاری، برای صنعتی سازی و ساخت صنعتی، مورد تاکید قرار دارد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد، ادغام فناوری مدل سازی اطلاعات و پیش ساخته سازی، گامی موثر برای بهینه سازی پروژه های دولتی است. با کاهش زمان و کاهش هزینه های ساخت و ساز، موجبات افزایش رضایت کاربران و افزایش ایمنی فراهم آمده، و در نهایت، به بهبود کیفیت محصول معماری کمک شایانی می شود.
نقش طبیعت در سازگاری محیط با مخاطب در فضاهای اداری شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
57 - 98
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدفِ اصلی این پژوهش ایجاد هم آوایی و همگامی طراح با طبیعت و هوشِ زیستی آن و تعریف یک تعامل صحیح و عمیق بین خالق اثر با طبیعت و هدفِ کاربردی آن ارتقاء سازگاری انسان و محیط با حضور طبیعت در فرآیند تولید اثر معماری و استفاده هوشمندانه از زیست افزارها در طراحی محیط های اداری بود.
روش ها: این پژوهش از بُعد هدف، پژوهشی کاربردی و از بُعد ماهیت پژوهشی توصیفی بود، ماهیت داده ها کیفی و کمی، روش گردآوری اطلاعات به دو روش کتابخانه ای (فیش برداری) و میدانی (پرسشنامه)، تحلیلِ نتایج درنرم افزار spss صورت گرفته است. جمعیت هدف، کارمندان ادارات دولتیِ شهر همدان بوده و جمعیتِ مورد مطالعه، 350 نفر از جمعیتِ هدف بود که تعداد آن به روش کوکران و به روش طبقه ای انتخاب گردید.
یافته ها: بیشترین سازگاری محیط با مخاطب در فضاهای اداری با استفاده از طبیعت، "ایجاد فضای داخلی با تاکید بر درخت (گیاه) در فضای تراس" با امتیاز 2/131، جایگاه دوم "فضای داخلی با تاکید بر درخت در فضای اتاق" با امتیاز 8/98 و جایگاه سوم "فضای داخلی با تاکید بر صرفاً منظر طبیعی" با امتیاز 2/97 بود.
نتیجه گیری: تاثیر طبیعت در قالبِ زیست افزار بر سازگاری محیط و مخاطب در فضای اداری دارای تفاوتی معنادار با دیگرِ روش های استفاده از طبیعت، مانند الگو برداری، الهام و . . . داشت، اگر از پتانسیل های موجود در طبیعت و هوش زیستی ارگانیزم های طبیعی در مقام یک زیست افزار در حوزه طراحی معماری استفاده نماییم شاهد ارتقاء سازگاری انسان و محیط در فضاهای اداری خواهیم بود.
پابند الکترونیک به عنوان شیوه نوین اجرای کیفر حبس؛ از سیاست تقنینی تا قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوقی دادگستری سال ۸۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲۶
193 - 220
حوزههای تخصصی:
نظارت الکترونیکی محکومان به عنوان یکی از روش های جایگزین حبس سنتی، در سیاست کیفری ایران جایگاه ویژه ای یافته است. اگرچه این شیوه، که نخستین بار در ماده 62 قانون مجازات اسلامی معرفی شد، به دلیل کمبود زیرساخت های اجرایی کمتر مورد استفاده قرار می گرفت، اما با تصویب قانون کاهش مجازات حبس تعزیری و گسترش تدریجی امکانات، به یکی از اولویت های نظام کیفری تبدیل شده است. اجرای سنتی مجازات حبس علاوه بر تحمیل هزینه های سنگین بر دولت و جامعه، پیامدهای منفی اجتماعی، بهداشتی، اخلاقی و جرم شناختی را به دنبال دارد؛ از جمله انزوای اجتماعی زندانیان، گسست خانوادگی و مشکلات بازگشت به جامعه. در راستای کاهش این اثرات و با بهره گیری از یافته های کیفرشناسی و فناوری های نوین، سیاست گذاران کیفری با تغییر رویکرد به سمت حبس زدایی، استفاده از نظارت الکترونیکی را به عنوان راهکاری مؤثر برای مدیریت زندان و بازاجتماعی کردن محکومان پیشنهاد کرده اند. مساله اصلی این پژوهش، ارزیابی ظرفیت ها و چالش های نظارت الکترونیکی در جایگزینی حبس سنتی و تأثیر آن بر سیاست های حبس زدایی است. یافته ها نشان می دهد که این روش با کاهش هزینه های دولتی، کاهش خشونت مجازات و تسهیل بازاجتماعی کردن محکومان، ابزاری مؤثر برای مدیریت زندان و اجرای سیاست حبس زدایی محسوب می شود. با این حال، موفقیت کامل این رویکرد مستلزم توسعه زیرساخت های اجرایی، آموزش قضات و سایر نهادهای مرتبط و تصویب قوانین جامع تر برای نظارت الکترونیکی است.
مدیریت و نظارت هوشمند با استفاده از هوش مصنوعی: راهکارهایی نوین برای نیروی انتظامی
منبع:
دانش انتظامی سمنان دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۱
115 - 127
در دنیای امروز، هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیشرفته ترین فناوری ها محسوب میشود و نقشی حیاتی در توسعه و بهبود عملکرد نیروی انتظامی ایفا می کند. با افزایش پیچیدگی جرایم و چالش های امنیتی، نیروی انتظامی نیازمند راهکارهای هوشمند و کارآمد میباشد ، تا بتواند به تهدیدات جدید پاسخ دهد. در این مقاله به بررسی کاربردهای متنوع هوش مصنوعی در نیروی انتظامی میپردازیم، از جمله پیش بینی جرایم، نظارت بر ترافیک، و استفاده از سیستم های تشخیص چهره. هوش مصنوعی با توانایی های خود در پردازش داده ها، شناسایی الگوها و تحلیل اطلاعات، به نیروی انتظامی کمک می کند تا به شیوه ای مؤثرتر و سریع تر به تهدیدات پاسخ دهد. به عنوان مثال، راه حل هایی که یادگیری ماشین به ما میدهد،میتواند الگوهای جرمی را شناسایی کرده و به نیروی انتظامی کمک کنند تا در مناطق پرخطر حضور بیشتری داشته باشد. اما این فناوری نوین با چالش هایی نیز همراه است؛ از جمله مسائل حریم خصوصی، دقت الگوریتم ها و نیاز به زیرساخت های مناسب. دراین مقاله به تحلیل این چالش ها و کاربردها میپردازیم و راهکارهایی برای بهره برداری بهینه از هوش مصنوعی در نیروی انتظامی ارائه میدهیم. با توجه به اهمیت این موضوع، انتظار می رود نتایج و پیشنهاداتی که مطرح کردیم در این مقاله، راهگشای مسئولین و تصمیم سازان نیروی انتظامی در جهت ارتقای امنیت و نظم عمومی و بهبود کارایی سازمانی باشد. و در نهایت، با استفاده از هوش مصنوعی، نیروی انتظامی می تواند به نحو مؤثری به ارتقاء نظم و امنیت جامعه کمک کند و به چالش های امنیتی جدید پاسخ دهد.
در جستجوی تدوین الگوی تضمین کیفیت برای آموزش عالی افغانستان با تمرکز بر نقش فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین الگوی تضمین کیفیت برای آموزش عالی افغانستان با تمرکز بر نقش فناوری های نوین بود. در این پژوهش از روش کیفی و رویکرد نظریه داده بنیاد استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده و تا رسیدن به اشباع نظری با 16 تن از اعضای کمیته های تضمین کیفیت دانشگاه های دولتی شهر کابل مصاحبه عمیق انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند بود و افراد به روش گلوله برفی انتخاب شد. بر اساس تحلیل یافته ها 487 کد اولیه، 187 مفهوم و 31 مقوله فرعی در مرحله کد گذاری باز شناسایی گردید، سپس در مرحله کد گذاری محوری ، مقوله های فرعی و مفاهیم باهم ارتباط داده شد و درنهایت کد گذاری گزینشی در قالب الگوی پارادایمی اشتراوس و کوربین انجام شد. مؤلفه های مسئولیت پذیری، رقابت پذیری، تحول علوم انسانی، بومی سازی، عوامل اقتصادی و تضمین کیفیت فرایند ارزشیابی به عنوان عوامل علّی ؛ ساختار اهداف و برنامه آموزشی، ظرفیت اعضای هیئت علمی، توانایی دانشجویان، فضای حاکم دانشگاه و تجهیزات ذیل شرایط زمینه ای ؛ کمبود منابع مالی، منابع مطالعاتی، بروکراسی اداری، وضعیت استاد/دانشجو، فناوری اطلاعات و الگوی بومی تضمین کیفیت به حیث عوامل مداخله گر ؛ ارزشیابی مستمر، برنامه ریزی درسی، توانمند سازی اعضای هیئت علمی، ارتباطات مؤثر، تحکیم روابط دانشگاه با جامعه و صنعت به مثابه راهبردها و پیامد های فردی، سازمانی و فراسازمانی به عنوان پیامد ها طبقه بندی شدند. درنهایت نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که موضوع تضمین کیفیت در آموزش عالی افغانستان بستگی به موجودیت افراد متخصص، تخصیص منابع موردنیاز، حمایت هیئت رهبری و میزان استقلال دانشگاه ها دارد.
هوش مصنوعی در آموزش و پرورش: چیستی، چرایی، و چگونگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با گسترش فناوری های مدرن و پیشرفت های صورت گرفته،هوش مصنوعی با سرعت شگرفی در زمینه های مختلف از جمله آموزش و پرورش نفوذ کرده است. هدف پژوهش حاضر، پاسخگویی به سه پرسش چرایی، چیستی، و چگونگی استفاده از هوش مصنوعی در آموزش کودکان و فراگیران بوده است.تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بود و دامنه مطالعه را کلیه مقالات منشتر شده(2023-2010) تشکیل داد. بطور کلی نتایج این مطالعه نشان داد، در رابطه با اینکه یادگیری چه مواردی برای کودکان و دانش آموزان از همان ابتدای تحصیل از طریق هوش مصنوعی لازم است، یافته های نشان داد، مسائلی از قبیل املا، وتصحیح آن، تلفظ کلمات و تنظیم توانایی های دانش آموزان از ابعاد شناختی، عاطفی-هنری، و روانی-حرکتی مواردی می باشند که با فناوری هوش مصنوعی برای آنها ممکن پذیر است. در رابطه با چرایی یادگیری هوش مصنوعی، یافته ها نشان داد،از آنجایی که همه باید برای شهروندی دیجیتالی رشد یابند، و در آینده همه امور زندگی خود را با فناوری های مصنوعی انجام دهند، لذا یادگیری آنها از اوان کودکی ضرورت می یابددر پاسخگویی به چگونگی استفاده از هوش مصنوعی، یافته های نشان داد، تعامل کودکان و فراگیران با اسباب بازی ها، بازی های آموزشی یا ربات های هوشمند،راهبردهای یادگیری کارآمدی برای آنها بشمار می روند.
الگوی تهدیدات فناوری های نوین نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۶
58 - 77
حوزههای تخصصی:
زمینه: شناسایی، پیش بینی و ارزیابی تهدیدات فناوری های نوین با شاخص هایی همچون شناخت صحیح و دقیق تهدید، ارزیابی توان و ظرفیت تهدید برای حفظ منافع کشور عزیزمان در نبردهای آینده امری مهم و حیاتی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تهدیدات فناوری های نوین نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است.روش پژوهش: این تحقیق از نوع کاربردی- توسعه ای بوده که به روش توصیفی - تحلیلی دارای رویکردی آمیخته است. روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای و میدانی بوده، مصاحبه عمیق به روش هدفمند با خبرگان به تعداد 11 نفر و حجم نمونه 85 نفر انجام شده است. در بخش کیفی از طریق پالایش، تلخیص، نمایش داده ها و تحلیل محتوا انجام شد و در بخش کمی از آمار توصیفی، آمار استنباطی و نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها: به منظور دستیابی به طراحی الگوی موردنظر، گویه های مربوط به پرسشنامه محقق ساخته احصاء، تکمیل و به جامعه خبره و حجم نمونه ارائه گردید. که ماحصل آن سه مؤلفه (هوش مصنوعی، روبات ها و سربازان آینده/سایبری) و 10 شاخص در حوزه تهدیدات فناوری های نوین نزاجا احصاء گردید و تحلیل داده ها نیز در این حوزه در بخش کیفی تکمیل و ارائه شد تا زمینه تولید الگو فراهم شود. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که مؤلفه های هوش مصنوعی، روبات ها و سربازان آینده/سایبری با ترکیبی از 10 شاخص در حوزه تهدیدات فناوری های نوین نزاجا، اجزای تشکیل دهنده الگوی یادشده را فراهم آوردند که در ادامه در جهت اعتبارسنجی آن توسط جامعه خبره تحقیق تأیید شد.
شناسایی موانع فناوری های نوین در توسعه درس تربیت بدنی مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در ورزش تربیتی (دانشگاهی) بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
89 - 112
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی موانع فناوری های نوین در توسعه درس تربیت بدنی مدارس بود. روش پژوهش از نوع کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون (براون و کلارک،2006) انجام شد. مشارکت کنندگان شامل 16 نفر از متخصصان (9 نفر متخصص تربیت بدنی، 3 نفر متخصص فناوری ،3 نفر از اساتید دانشگاه و 1 نفر سردبیر مجله) بودند. انتخاب نمونه ها تا زمان دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار پژوهش مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته بود. برای بررسی روایی از بررسی با اعضا، بازرسی مجدد مسیر کسب اطلاعات، درگیری طولانی مدت و مقایسه مستمر و همچنین برای بررسی پایایی از پایایی باز آزمون استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، با استفاده از روش کدگذاری باز، مضامین محوری و مضامین اصلی، موانع فناوری های نوین در توسعه درس تربیت بدنی مدارس شناسایی و استخراج شدند. تمامی روند تجزیه وتحلیل داده ها در نرم افزارمکس کیو دی ای نسخه2020 انجام گرفت. درنهایت 5 مؤلفه به عنوان موانع توسعه درس تربیت بدنی در مدارس از طریق فناوری های نوین شناخته شدند که شامل موانع اقتصادی، فرهنگی، امکاناتی، نیروی انسانی و مدیریتی بودند. با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود معلمان و مربیان تربیت بدنی فن آوری های نوین را قبل از استفاده از آن ها در کلاس یاد بگیرند. با توجه به آنکه دستگاه های تکنولوژیکی مقرون به صرفه، در دسترس و قابل حمل هستند؛ مدیران مدارس باید بخشی از بودجه خود را به تأمین وسایل فناورانه اختصاص دهند. این کار باعث شکل گیری انگیزه درونی هم برای معلم و هم برای یادگیرنده می شود.