مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۸۱.
۶۸۲.
۶۸۳.
۶۸۴.
۶۸۵.
۶۸۶.
۶۸۷.
۶۸۸.
۶۸۹.
۶۹۰.
۶۹۱.
۶۹۲.
۶۹۳.
۶۹۴.
۶۹۵.
۶۹۶.
۶۹۷.
۶۹۸.
۶۹۹.
۷۰۰.
تحلیل مضمون
منبع:
حقوق فناوری های نوین دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
159 - 181
حوزههای تخصصی:
امروزه تنظیمگری اقتصاد دیجیتال درحال تبدیل شدن به یکی از مهم ترین اولویت های اکثر کشورهاست. در این راستا، دولت ها و قانون گذاران در تشویق نوآوری دیجیتال و ایجاد انگیزه برای توسعه فنّاوری های دیجیتال به نفع جامعه نقش کلیدی ایفا می کنند. آن ها می توانند منافع گسترده عمومی و مصرف کننده را تقویت کنند و با ارائه قوانین کلی، که ارزش ها و اولویت های اجتماعی را منعکس می کنند، هرگونه پیامدهای منفی ناخواسته بالقوه این تحولات را محدود کنند. هدف از این پژوهش کیفی، تحلیل راهبردهای کلان تنظیمگری اقتصاد دیجیتال اتحادیه اروپا و کشورهای منتخب چین و عربستان سعودی و ارائه مؤلفه های کلان تنظیمگری اقتصاد دیجیتال برای کشور با بهره گیری از روش تحلیل مضمون است. با توجه به این که اتحادیه اروپا و این کشورها به دنبال تدوین و اجرای برنامه ای جامع با مشارکت سایرین در راستای تنظیم مقررات و کنترل اقتصاد دیجیتال اند و تلاش می کنند با پذیرش پیشرفت های فنّاوری در تمام بخش های زندگی اجتماعی و اقتصادی و تنظیم آن در راستای حفظ حقوق کاربران گام بردارند؛ درنتیجه پیشنهاد می شود در ایران، تمام بخش ها و ذی نفعان با هم همکاری کنند و راهبردی جامع و اجرایی تدوین کنند.
اثرات نابهنجار اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر سلامت روانی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثرات مضر اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر سلامت روانی دانش آموزان و شناسایی عوامل مرتبط با این پدیده بود. روش شناسی: این پژوهش به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از اساتید دانشگاهی در حوزه های روان شناسی تربیتی، مشاوره و علوم تربیتی جمع آوری شد. نمونه گیری به روش هدفمند و با رعایت معیار اشباع نظری انجام شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا استفاده شد و مضامین اصلی و فرعی از داده ها استخراج گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که اعتیاد به شبکه های اجتماعی تأثیرات منفی گسترده ای بر سلامت روانی دانش آموزان دارد. این تأثیرات در چهار مقوله اصلی شامل آسیب های شخصی، آسیب های ارتباطی، آسیب های آموزشی و آسیب های رفتاری و هشت مقوله فرعی شامل مشکلات جنسی، تعارض فرهنگی، انزوای فردی و اجتماعی، ناسازگاری، افت تحصیلی، اهمال کاری تحصیلی، مسخ شخصیت و نابهنجاری اجتماعی شناسایی شد. نتیجه گیری: اعتیاد به شبکه های اجتماعی می تواند منجر به مشکلات روانی و رفتاری جدی در میان دانش آموزان شود. این پژوهش نشان دهنده نیاز به مداخلات موثر در جهت کاهش اثرات منفی شبکه های اجتماعی بر سلامت روانی و بهبود آگاهی دانش آموزان و والدین درباره این موضوع است. همچنین، نتایج این پژوهش می تواند راهنمایی برای سیاست گذاران در تدوین راهکارهای موثر برای مدیریت و کاهش اعتیاد به شبکه های اجتماعی باشد.
شناسایی شاخص های الگوی خودتنظیمی معلمان بر اساس خودکارآمدی، تاب آوری و هوش معنوی در مدارس متوسطه دوره دوم دخترانه استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخص های الگوی خودتنظیمی معلمان بر اساس خودکارآمدی، تاب آوری و هوش معنوی در مدارس متوسطه دوره دوم دخترانه استان آذربایجان غربی است. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۱۵ نفر از متخصصان حوزه علوم تربیتی، روان شناسی و برنامه ریزی درسی بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری و سپس طی سه مرحله کدگذاری باز، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به استخراج ۱۰۱ کد اولیه (مضامین پایه) گردید که در قالب ۳۰ مؤلفه محوری (مضامین سازمان دهنده) طبقه بندی شدند. این مؤلفه ها در نهایت در ۸ مضمون فراگیر شامل خودارزیابی، خودرهبری، خودمدیریتی، خودآموزی، خودکنترلی، خودانگیزشی، خودنظارتی (نظم دهی) و خودقضاوتی سازمان دهی شدند که به عنوان ابعاد اصلی خودتنظیمی معلمان در بافت آموزشی مورد بررسی شناخته شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که خودتنظیمی معلمان پدیده ای چندبعدی است که از تعامل مؤلفه های شناختی، هیجانی، رفتاری، انگیزشی و معنوی شکل می گیرد. درک این ابعاد می تواند مبنای طراحی برنامه های توانمندسازی حرفه ای و سیاست گذاری های آموزشی مؤثر در راستای ارتقاء کیفیت عملکرد معلمان باشد.
فهم جوانان از دگرخواهی در روابط اجتماعی ( پژوهشی در میان دانشجویان جوان شهر تهران ) .(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف فهم تفسیری از معنای دگرخواهی و همینطور زمینه های تاثیر گذار بر دگرخواهی در روابط اجتماعی میان جوانان به روش کیفی با تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. گردآوری داده ها به روش گلوله برفی با تعداد 41 نفر از جوانان در رشته های مختلف با مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام گردید. پس از بررسی متون مصاحبه ها و تحلیل مضمون 8 مضمون اصلی که عبارتند از: مسئولیت پذیری، مدارای اجتماعی، تعلق اجتماعی، برابری فرصتها، تکثرفرهنگی، میهن پرستی، امید اجتماعی و شایسته محوری حاصل شد. فقط مضمون میهن پرستی در حد بالا و اینکه حس دگرخواهی در روابط اجتماعی در حد نازل می باشد .اهمیت دگرخواهی و توجه به آن موجب افزایش انسجام اجتماعی و حیات اجتماعی سازنده می گردد و برای بهبود و افزایش دگرخواهی در حوزه ساختاری نیازمند تشخیص و همکنشی میان خواسته های جوانان و مراکز تصمیم گیری در سطوح کلان و ایجاد شرایط برای پاسخ دهی به نیازهای زمانه و آینده نگری هستیم.
بررسی عناصر تأثیرگذار در جذب حداکثری زنان و دختران جوان در مساجد فعال شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
181 - 205
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین عوامل در رونق مساجد حضور بانوان است که امروزه به دلایل گوناگون کم رنگ شده است. هدف این پژوهش آن است که نشان دهد مساجدی که در این زمانه توانسته اند زنان و دختران جوان را جذب کنند، چه ویژگی هایی داشته اند تا از این رهگذر بتواند این عناصر را به سایر مساجد پیشنهاد دهد. این پژوهش از نوع کیفی است و سعی کرده به روش تحلیل مضمون از مصاحبه های نیمه ساختاریافته از مسئولین مساجد، عناصر مهم جذب زنان و دختران جوان به مسجد را به دست آورد. نتایج نشان داد که عناصر تأثیرگذار در جذب حداکثری زنان و دختران جوان در مساجد فعال شهر تهران در سه دسته فراگیر فعالیت های فرهنگی (حضور در فعالیت های قرآن محور، مشارکت های فرهنگی و هنریو...)، اجتماعی (حضور در برنامه های مشاوره و خانواده محور، تعاملات اجتماعی و ارتباط محلیو...) و سیاسی (جلسات سخنرانی و هم اندیشی، حلقه های مباحثه و حضور در جلسات عقیدتی و...) قابل تقسیم است.
تحلیل مضمون «تربیت جهادی و ارادی» بر اساس آیات قرآن کریم؛ مطالعه کیفی
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
۱۶۴-۱۴۳
حوزههای تخصصی:
جهاد اراده به روح و جسم قدرت می بخشد و از اصول مهم تأثیرگذار در زندگی دنیوی و اخروی انسان مسلمان است. هدف تحقیق، بررسی سؤال اساسی چیستی، چگونگی و چرایی تربیت جهادی و قدرت بخشیدن قوای ارادی از نگاه قرآن و ارائه یک الگوی مفصل در این زمینه است. در این جستار که پژوهشی بنیادی از نوع توصیفی- اکتشافی است، برای کاوش نمونه تربیت جهادی و تقویت قوای ارادی از شیوه تحلیل مضمون استفاده شد. برای جمع آوری و شناخت مفاهیم مرتبط جهاد، ابتدا مبانی نظری، صاحب نظران بازبینی شد. آنگاه با بررسی جامع قرآن کریم، مضمون های مربوط بیرون کشیده و کدگذاری شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد در اسلام تقویت قوای ارادی زمانی ارزشمند است که در جهت نزدیکی به پروردگار و رضای خالق یگانه باشد و با ویژگی هایی مانند باور، امانت داری، پرهیزگاری، علم، عقل همراه باشد. الگوی به دست آمده دارای 5 مفهوم غالب، 18 مضمون فراگیر و سازمان دهنده و 125 مضمون پایه بود.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های الگوی بهزیستی روانشناختی براساس هیجان های مثبت، تعامل، روابط، معنا و موفقیت در زنان سرپرست خانوار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد و مؤلفه های الگوی بهزیستی روانشناختی براساس مؤلفه های مدل پرما (هیجان های مثبت، تعامل، روابط، معنا و موفقیت) در زنان سرپرست خانوار بود. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی بوده و درصدد بود با استفاده از بررسی متون مصاحبه به تدوین الگو در حیطه بهزیستی روانشناختی زنان سرپرست خانوار اقدام نماید. از این رو، از روش تحلیل مضمون، بر پایه مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ تن از متخصصان حوزه روان شناسی، مشاوره، جامعه شناسی، بهداشت حرفه ای و سنجش و اندازه گیری بهره گرفت و الگوی تدوین شد. اعتبارسنجی آن نیز با گروه های کانونی با کاربست روش دلفی فازی بررسی گردید. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به شناسایی ۱۰۶ مولفه مرتبط با بهزیستی روانشناختی شد که در قالب ۵ بعد اصلی مدل پرما و ۱۵ مؤلفه سازمان دهنده طبقه بندی شدند. در ادامه، مدل مفهومی حاصل از این تحلیل طراحی و با استفاده از تکنیک دلفی فازی توسط ۱۰ نفر از خبرگان مورد اعتبارسنجی قرار گرفت. نتایج نشان داد که میزان توافق خبرگان با ابعاد و مؤلفه های الگو بالاتر از ۸۰٪ بوده و میانگین نمرات نیز در سطح ۴ از ۵ قرار داشت که نشان دهنده اعتبار مطلوب مدل است. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه تأکید می کند که مدل پرما می تواند چارچوبی جامع برای سنجش و ارتقاء بهزیستی روانشناختی زنان سرپرست خانوار فراهم آورد. بر این اساس، پیشنهاد می شود طراحی برنامه های توانمندسازی روانی و اجتماعی این قشر، با تأکید بر مؤلفه های کلیدی این مدل صورت گیرد.
تبیین مضامین رهبری اخلاقی حسابرس با رویکرد رهبری کوانتومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی همه مؤسسات حسابرسی افزایش کارایی و اثربخشی است. نیروی انسانی شامل مجموعه ای از افراد با نیازهای بی شمار است. رهبری کوانتومی سبکی از رهبری بوده که اعتماد، امنیت، ارتباط پویا، یادگیری میان رهبران و اعضاء وجود دارد و از ارتباطات عمودی کاسته و به ارتباطات افقی افزوده می شود. در رویکرد کوانتومی مدیران (شرکای حسابرس) برای افزایش اثربخشی عملکرد، نیازمند رویکردی جدید نسبت به انسان، فرایندها و اشیاء هستند. رهبری کوانتومی دیدگاه رهبران را از بالا به پایین و از درون به بیرون سازمان منتقل می کند. همچنین در فرایندی از تعامل دوطرفه، رهبری اخلاقی با اعمال شخصی و برقراری روابط بین فردی، به دیگران الهام می بخشد، تا رفتارهای اخلاقی را به نمایش بگذارند. در این نوع رهبری ارزش های اخلاقی پذیرفته شده برای همه نظیر عدالت، انصاف، صداقت و درستی، محور تمرکز و توجه هستند. روش: پژوهش حاضر به لحاظ رویکرد از نوع کیفی و به صورت تحلیل مضمون، و به لحاظ هدف از نوع توسعه ای می باشد. جامعه آماری شامل مدیران موسسه های حسابرسی بوده و جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها از طریق مصاحبه با خبرگان حرفه حسابرسی ایران در سال 1403 انجام شده است . روش نمونه گیری در این مطالعه نمونه گیری مبتنی بر هدف بوده و به شیوه گلوله برفی انجام شده است. بنابراین ، در گام نخست یک نفر از مدیران موسسه های حسابرسی که فعالیت حرفه ای فعال داشته و از دانش و تجربه کافی در این خصوص برخوردار است، به عنوان مشارکت کننده اول انتخاب شد. سپس از نفر اول خواسته شد تا نفرات دیگری که واجد شرایط برای انجام مصاحبه هستند را برای مشارکت در پژوهش معرفی نماید. روند معرفی نفرات بعدی توسط مشارکت کنندگان و انجام مصاحبه تا زمان اشباع نظری به تعداد 15 نفر ادامه یافت . قضاوت ذهنی پژوهشگر مبنای رسیدن به اشباع نظری ، کفایت جمع آوری داده ها را نشان می دهد. در این مرحله از تحقیق، ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان بود. در این پژوهش از حداقل دو نفر برای انجام مصاحبه به صورت جداگانه، اما موازی با یکدیگر و مقایسه یافته های دو و یا چند پژوهشگر جهت بررسی پایایی استفاده شد و کلیه مراحل توسط دو نفر انجام گرفت. کدگذاری مجدد بخشی از داده های حاصل از مصاحبه ها توسط پژوهشگر دوم به این شرح بود: برای این کار حدود 20 درصد از مصاحبه ها (4 مصاحبه) در اختیار پژوهشگر دوم آشنا با روش تحقیق کیفی و آگاه از موضوع تحقیق قرار گرفت و درصد توافق کدگذاری محاسبه شد. این شاخص، توافق درون موضوعی بین دو کدگذار مختلف را نشان می دهد.
طراحی مدل تعالی سازمان تنظیمی در مجتمع های قضایی شهر تهران با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات توسعه و مدیریت منابع دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
13 - 24
حوزههای تخصصی:
باتوجه به اینکه مجتمع های قضایی یکی از مراکز فعالی است که نقش مهمی در جامعه ایفا می کند، هموارکردن راه مجتمع های قضایی برای پیشرفت و رسیدن به تعالی حیاتی است تا بتواند در دنیای رقابتی کنونی حرفی برای گفتن داشته باشد؛ از این رو، هدف پژوهش حاضر طراحی مدل تعالی سازمان تنظیمی در مجتمع های قضایی شهر تهران است. پژوهش از نظر هدف توسعه ای- کاربردی، از نظر رویکرد نظریه پردازی، استقرایی- قیاسی و از نظر شیوه جمع آوری داده ها در زمره تحقیقات کیفی قرار دارد. در این پژوهش ضمن بررسی اسناد، از طریق نمونه گیری هدفمند به مصاحبه نیمه ساختاریافته با 11 نفر از قضات و کارکنان صاحب نظر مجتمع های قضایی شهر تهران و نهادهای زیر مجموعه آن پرداخته شد. داده های حاصله با استفاده از روش تحلیل مضمون و رویکرد شش مرحله ای براون و کلارک (2006) که یک رویکرد نظام مند و پیشرفته ای از تحلیل مضمون است تجزیه و تحلیل گردید. جهت ارزیابی کیفیت نتایج کیفی، از روش ارزیابی لینکلن و گوبا استفاده شد. برای این منظور، بر اساس این روش چهار معیار، اعتبارپذیری، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری در نظر گرفته شد. مدل برآمده از پژوهش دارای 38 کد اولیه، 17 مضمون فرعی و 4 مضمون اصلی عوامل رفتاری، عوامل سازمانی، عوامل مدیریتی و عوامل محیطی بود. تفسیر و تحلیل داده های پژوهش نشان داد مدیران سازمان می توانند با ایجاد فرهنگ متناسب با سازمان، اعطای مسئولیت پذیری به کارکنان، تدوین مدل مدون و شفاف، مشارکت سازی امور و پیگیری و نظارت بر اجرای فرایندها، تدوین قوانین تسهیل گر و همکاری با مراکز تحقیقاتی تعالی سازمان تنظیمی در مجتمع های قضایی را تسهیل کنند.
ارائه الگوی علّی موانع توسعه حسابداری پایداری و گزارشگری مالی: رویکرد تحلیل مضمون و دیمتل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
49 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش ارائه یک الگوی علّی به منظور شناسایی و تحلیل موانع توسعه حسابداری پایداری و گزارشگری مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش شناسی: روش شناسی این پژوهش از رویکرد ترکیبی کیفی-کمی بهره می برد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۱۵ نفر از خبرگان و اساتید دانشگاهی در سال ۱۴۰۳ گردآوری شد. در مرحله نخست، با استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین کلیدی مرتبط با موانع توسعه حسابداری پایداری شناسایی شده اند. برای اعتبارسنجی یافته ها، از روش دلفی استفاده شده و نظرات خبرگان گردآوری و تأیید گردیده است. در مرحله کمی، به منظور تحلیل روابط علّی میان مؤلفه های موانع، روش دیمتل به کار گرفت ه شده است. این رویکرد ترکیبی امکان ارزیابی جامع و دقیق عوامل اثرگذار بر توسعه حسابداری پایداری را فراهم می کند. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که موانع اصلی شامل سه مضمون فراگیر (چالش های اقتصادی و قانونی، چالش های زیست محیطی و پایداری و چالش های اجتماعی و فرهنگی)، هفت مضمون سازمان دهنده و بیست وهشت مضمون پایه هستند. همچنین نتایج بخش کمی نشان داد که ضعف در قوانین و زیرساخت ها و تبعیت ناکافی از استانداردها و پروتکل ها به عنوان عوامل کلیدی تأثیرگذار شناسایی شدند، در حالی که کمبود منابع مالی و مسائل اخلاقی و اجتماعی به عنوان مؤلفه های تأثیرپذیر طبقه بندی شدند. دانش افزایی: این پژوهش با ارائه الگویی علّی و نظام مند، موانع توسعه حسابداری پایداری و گزارشگری مالی را در بستر نهادی و فرهنگی ایران شناسایی و تحلیل می کند. این مدل به مدیران و سیاست گذاران کمک می کند تا با اولویت بندی موانع، راهکارهای بهبود گزارشگری پایداری را طراحی و اجرا کنند.
تمایزشناسی روایت خط مشی های دولت ایران در مرحله مواجهه با بحران کرونا بر اساس تحلیل روایی خط مشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
رویکردهای نو در مدیریت دولتی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
137 - 180
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: همه گیری ویروس کرونا بزرگ ترین چالش و بحران جهان در سال2020 بود. این همه گیری باعث اختلالات شدید اجتماعی و اقتصادی در جهان و ایران شده که اثرات اقتصادی و اجتماعی زیادی نیز در پی داشته است. این اختلالات، خط مشی گذار را وادار کرد تا داستان های خط مشی متفاوتی را روایت کند. هدف پژوهش تمایزشناسی روایت خط مشی های دولت ایران در مرحله مواجهه با بحران کرونا بر اساس تحلیل روایی خط مشی است. روش: پژوهش از منظر روش شناسی تحلیل کیفی روایت و هدف تحلیلی- توصیفی و استراتژی آن تحلیل مضمون است. برای تحلیل داده ها، متن مجموعه مستندات روایت خط مشی های دولت استخراج و در نرم افزار اکسل ثبت و با استفاده از روش تحلیل مضمون در سه سطح کدهای اولیه، مضمون اصلی و فرعی کدگذاری شدند و سپس اجزای روایت خط مشی های مرحله مواجهه با بحران کرونا مشخص شدند. یافته ها: با تحلیل مضمون داده ها و برچسب روایتی، روایت متمایز خط مشی های مرحله مواجهه با بحران کرونا شامل (1- خط مشی پیشگیرانه و ایمنی جمعی، تغییر خط مشی. 2- خط مشی قرنطینه، ضرورت کاهش فعالیت ها و تغییر خط مشی. 3- خط مشی فاصله گذاری اجتماعی، ضرورت تداوم فعالیت های محدود و اصلاح خط مشی. 4- خط مشی تعارض منافع کاسبان، بازنده و برنده بحران کرونا. 5- خط مشی ضد تحریمی، دیپلماسى سلامت و رسانه اى. 6- خط مشی تولید و اقتصاد دانش بنیان) شناسایی و مؤلفه های روایت خط مشی ها متمایز و هر روایتی به پیشنهاد ها و استفاده متفاوتی منتج شده است. نتیجه گیری: خط مشی های دولت در موقعیت بحران ویروس کرونا را می توان به خوبی در چارچوب روایت خط مشی تبیین کرد و مؤلفه های روایتی را از آن ها استخراج نمود. این پژوهش با تعیین ابعاد ساختاری و محتوایی روایت خط مشی ها، چارچوب مفهومی جدیدی را ارائه کرده که می تواند روایت خط مشی ها را به شکل جامع تری توصیف و تحلیل کند. نتایج پژوهش تأثیر روایت ها در فرایند سیاست گذاری را به خوبی مشخص کرده است.
مولفه های تربیتی مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی در منظومه بیانات امام خامنه ای (تحلیل مضمون)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تشریح مولفه های تربیتی مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی با تاکید بر پیام مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت شهید سلیمانی است. این نوشتار از نوع پژوهش های کیفی با هدف اکتشاف است. قلمرو پژوهش مبتنی بر پیام بر پیام مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت شهید سلیمانی و دیگر بیانات معظم له حول محور شهید سلیمانی راجع به مولفه های تربیتی مکتب شهید سلیمانی است. داده ها به روش فیش برداری و اسنادی، جمع آوری شده است. جهت کشف مضمون ها از روش تحلیل مضمون طی مسیر شده است. جهت استخراج مضامین پایه ای، مضامین فراگیر متن پیام رهبری و دیگر بیانات حول محور شهید مورد بررسی واقع شد. مطالب با روش "تحلیل مضمون" مورد بررسی واقع شدند. در نتیجه این بررسی، 104 مضمون پایه ای، 16 مضموم سازمان دهنده که عبارتند از : اخلاص، شجاعت، صدق، زهد، معنویت، تشرع، تخصص، بلند همتی، تربیت مکتبی، دگرسازی، خستگی ناپذیر، درایت، تدبیر، پایبندی به آرمانها، دشمن شناسی و استکبار ستیزی و 3 مضمون فراگیر که عبارتند از مولفه های تربیتی اخلاقی، مولفه های تربیتی مهارتی و مولفه های تربیتی مکتبی استخراج شد.
شناسایی و رتبه بندی چالش ها و راهبردهای تاب آوری تحصیلی بزرگسالان بر مبنای تلفیق تحلیل مضمون و خانۀ کیفیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاب آوری تحصیلی به سطح بالای انگیزش، پیشرفت و عملکرد، با وجود حوادث و شرایط استرس زایی اشاره دارد که دانش آموزان، دانشجویان و سایر فراگیران در محیط آموزشی با آن مواجه هستند. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های تاب آوری تحصیلی سوادآموزان گروه سنی 49-60 سال و بر آن اساس، تدوین و اولویت بندی راهبردهای بهبود تاب آوری تحصیلی برای این رده سنی انجام شده است. در راستای نیل به این هدف، چالش هایی که ارتباط قوی با تاب آوری تحصیلی در این رده سنی داشتند، از طریق مصاحبه های عمیق با مدرسان منتخب و با استفاده از روش تحلیل مضمون شناسایی و در سه مضمون فراگیر (عوامل فردی، محیطی و سازمانی) و 15 مضمون پایه دسته بندی شدند و درجه اهمیت هر یک از آن ها با استفاده از تکنیک بهترین بدترین محاسبه شد. نتایج تعیین وزن نشان داد چالش «مشکلات خانوادگی سوادآموزان» بیشترین تأثیر را در کاهش تاب آوری تحصیلی آنان داراست. سپس، مهم ترین راهبردهای برطرف کردن موانع تاب آوری در چهار مضمون فراگیر (توجه و انگیزه، یادگیری و حافظه، فرهنگ و زمینه، سازمان و زیرساخت) در قالب 11 بسته ارتقای تاب آوری شناسایی و با استفاده از ماتریس خانه کیفیت رتبه بندی شدند و در اختیار قرار گرفتند. نتایج نشان داد بسته تاب آوری «مشاوره خانوادگی و توان بخشی سوادآموزان» دارای بیشترین درجه تأثیر در افزایش تاب آوری تحصیلی این دسته از سوادآموزان است.
یادگیری تحول آفرین و بازسازی هویت: مطالعه پدیدارشناختی دانشجو مادران ایرانی
حوزههای تخصصی:
زمینه: تحولات فزاینده اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در کنار تعدد نقش ها، تغییر شیوه های تربیتی، تغییر نوع مشارکت زنان به خصوص مادران و بسیاری عوامل دیگر، باعث تعدد و تکثر منابع هویت ساز مادران شده است و اهمیت واکاوی مسیر یادگیری تحول آفرین آن ها در جریان هویت سازی را آشکارتر ساخته است. یک مادر در فرآیند مادری و تحصیل خود، تجاربی دارد که نوع یادگیری از این تجارب زیسته می تواند به رشد و تحول او و در نهایت ساخت هویتش کمک کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی مسیر یادگیری تحول آفرین مادران در جریان تحصیل دانشگاهی و نقش مادری و بر هم کنش آن بر بازسازی هویت آنان طراحی و اجرا شد. روش: این پژوهش به صورت کیفی و به روش پدیدارشناسانه توصیفی با روش نمونه گیری هدفمند صورت پذیرفت. جامعه مورد مطالعه، 20 مادر- دانشجوی ایرانی در حال تحصیل در یکی از مقاطع کاردانی تا دکتری بودند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. متن مصاحبه ها با روش تحلیل محتوای کیفی و به شیوه تحلیل مضمون، بازنگری و تجزیه و تحلیل شدند، مصاحبه ها تا حد اشباع داده ها ادامه یافت. صحت پژوهش با استفاده از دو روش درگیری بلندمدت، پرسش از همکاران و بررسی پایایی از طریق روش بازبینی مشارکت کننده بررسی شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر، منجر به تولید 51 مضمون پایه، 6 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر شد. مضامین فراگیر شامل یادگیری مستمر و بازبینی در نقش ها، تجارب و روابط بود. یافته های پژوهش نشان دادند که مادر- دانشجویان با شوق یادگیری بالا، جستجوی مستمر دانش، بازبینی چالش ها و موانع، برخورداری از حمایت بیرونی، بازبینی در نقش مادری و کسب تجارب جدید و معنادار می توانند در بازسازی هویت خود، نقش فعال و مؤثری داشته باشند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، رهیافت هایی برای پرورش کاران و سیاست گذاران به منظور آماده سازی بستر مناسب هویت سازی مادران ایرانی دارد. مادران دارای هویت خودساخته می توانند نقش مؤثری در جامعه، خانواده و فرزندپروری داشته باشند.
عوامل شناختی مؤثر در تاب آوری از منظر قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
زمینه: در طول زندگی، انسان با فشارها و استرس های زیادی مواجه می شود که ممکن است به نگرش منفی و احساس پوچی منجر شود بنابراین، داشتن سرمایه ای برای مقابله با این مشکلات اهمیت زیادی دارد. این سرمایه می تواند شامل مهارت های شناختی، روانی، اجتماعی و فرهنگی باشد که به فرد کمک می کند تا از چالش ها عبور کند. هدف: هدف این پژوهش، شناسایی عوامل شناختی مؤثر بر تاب آوری از منظر قرآن کریم است؛ بنابراین این پژوهش به دنبال شناسایی عواملی است که در آیات قرآن کریم به فراوانی از آن ها بیان شده است و می تواند از عوامل شناختی مؤثر در تاب آوری باشد. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) انجام شد. داده های پژوهش تمامی آیات قرآن کریم است. به این صورت که آیات مرتبط با تاب آوری در بُعد شناختی شناسایی شد و به کمک نرم افزار جامع قرآن کریم مفاهیم آیات استخراج گردید. جهت کشف الگوی تاب آوری در قرآن کریم داده ها کدگذاری و در قالب شبکه مضامین دسته بندی شد. یافته ها: در فرآیند کدگذاری داده ها 99 کدباز استخراج شد؛ که با حذف موارد تکراری و ادغام موارد مشابه 7 کد محوری به دست آمد. در نتیجه مفاهیم مرتبط با عوامل شناختی تاب آوری در چهار حوزه اصلی شناسایی شد: 1. در حوزه دنیاشناسی، هدف اصلاح جهت گیری غایت نگرانه انسان است تا سطح چالش پذیری انسان ارتقاء یابد. 2. تعمیق توحیدباوری در جهت تقویت اعتماد به نفس و امیدبخشی در مواجهه با چالش ها تأکید دارد. 3. معادباوری: به عنوان عاملی که به فرد امید به جبران می دهد، می تواند به افزایش تاب آوری فرد کمک کند. 4. قضا و قدر: به پذیرش حوادث و تقدیر الهی اشاره می کند. این مفاهیم نشان دهنده تأثیر اساسی باورهای دینی در ارتقاء تاب آوری فردی و اجتماعی است. نتیجه گیری: با توجه به مفاهیم کشف شده در این پژوهش، می توان با تبیین و عملیاتی کردن این مفاهیم، به تقویت مهارت تاب آوری در افراد جامعه، به ویژه در میان کسانی که دچار مشکلات جدی هستند پرداخت. این رویکرد می تواند به افراد کمک کند تا با درک بهتر از عوامل شناختی و دینی مرتبط با تاب آوری، بهبود قابل توجهی در توانمندی های خود برای مقابله با چالش ها و سختی های زندگی به دست آورند.
سنخ شناسی مشارکت مادران کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در آموزش فرزندان
حوزههای تخصصی:
زمینه: مشارکت مادران در آموزش کودکان دارای اختلال رشدِ عقلانی گونه های متنوعی دارد. این تنوع روش ها، نشان دهنده دغدغه مادران نسبت به تکمیل وظایف مادری است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی گونه های مشارکت مادران کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در آموزش فرزندان بود. روش: در این پژوهش از روش کیفی از نوع تحلیل مضمون و کدگذاری مضمونی برای تحلیل و سنخ شناسی داده های پژوهش استفاده شد. جامعه آماری مادرانِ کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در مدرسه کودکان با نیاز ویژه (آموزشگاه دکتر خزائلی) شهر رشت در سال تحصیلی 1401-1402 بود. شرکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. با در نظر گرفتن معیار اشباع نظری برای تعیین حجم نمونه، مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع ادامه یافت و در پایان تعداد شرکت کنندگان به 20 نفر رسید. در پایان مصاحبه، برای اعتبار پژوهش، موافقت مصاحبه شوندگان از محتویات اظهاراتشان دریافت شد. یافته ها: نتایج مصاحبه ها پس از استخراج، در 5 مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی طبقه بندی شد. مضامین اصلی، پیرامون انواع مشارکت مادران شامل رجوع به مدرسه، تمسک به مؤسسات خصوصی، تسکین توسط جادو، مقابله های مذهبی تفویضی و انفعال بود. هر یک از این مضامین، از طریق تحلیل و ترکیب چند زیرمضمون حاصل شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که مادران از روش های گوناگون و گاهی ترکیبی برای جبران کاستی های آموزشیِ فرزندان خود استفاده می کنند. این یافته ها می تواند پیامدهای کاربردیِ مهمی برای کارگزارانِ آموزشِ کودکان با نیاز ویژه، متخصصان تعلیم و تربیت، معلمان و مشاوران داشته باشد؛ از جمله به کارگیریِ مؤثر مشارکت والدین به منظورِ ارتقای آموزش کودکان دارای اختلال رشد عقلانی.
نوع شناسی متقاعدسازی در تبلیغات بر مبنای رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
145 - 169
حوزههای تخصصی:
مطالعات پژوهشگران برای دستیابی بیشتر به اقناع، به عنوان یک شکل رایج از نفوذ اجتماعی در انسان، به طور روزافزون ادامه دارد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که انواع شیوه های متقاعدسازی در تبلیغات بر مبنای رویکرد شناختی کدامند؟ حوزه پژوهش، تمامی مقاله های مرتبط با رویکرد شناختی به اقناع در تبلیغات را در پایگاه های اطلاعاتی معتبر مانند ابسکو، امرالد، ساینس دیرکت، الزویر و پروکوئست در بر می گیرد. پس از خوشه بندی، ۷۷ مضمون کلیدی، ۵ مضمون یکپارچه کننده و ۲ مضمون کلان حاصل شد. این مضامین کلان، ابعاد ماتریس نوع شناسی را تشکیل دادند و با عنوان های "اقناع شناختی" (مشتمل بر مخاطب شناختی، پیام شناختی و شناخت احساسی) و "اقناع احساسی" (مشتمل بر مخاطب احساسی و پیام احساسی) شناسایی شدند. در انتها، چهار نوع اقناع با نام های مزدایی، ایستایی، چیستایی و پذیرا معرفی شد. نتایج ضریب قابلیت اعتماد هولستی نشان داد که قابلیت اعتماد مضامینِ مستخرج، 962/0 است. پس ازآن، شاخص ها و گونه های استخراج شده در اختیار خبرگان حوزه تبلیغات، برند، رسانه و بازاریابی قرار داده شد تا قابلیت اعتبار و اعتماد آن ارزیابی شود. به منظور ارزیابی ثبات درونی مقوله ها از آلفای کریپندورف و برای ارزیابی اجماع، از نسبت روایی محتوایی لاوشه استفاده شد. صحت و قابلیت ثبات نام گذاری ها به روش دلفی در دو مرحله تأیید شد.
تئاتر به مثابه ابزار ارتباطی در خدمت آموزش بهداشت و سلامت؛ بررسی دیدگاه صاحب نظران حوزه ارتباطات و تئاتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
221 - 247
حوزههای تخصصی:
هدف: تئاتر به مثابه یک «ابزار ارتباطی» به دلیل ماهیت آن، نقش موثری در انتقال معنا و مفاهیم دارد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، شناخت وجوه نظری و عملی تئاتر آموزشی و امکان سنجی آن برای آموزش بهداشت و سلامت به مثابه یک رسانه است.روش پژوهش: برای نیل به این هدف، محققان از روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیل مضمون استفاده کرده اند. جهت رسیدن به پاسخ پرسش های پژوهش با 12 نفر از متخصصان و صاحب نظران عرصه ارتباطات سلامت و تئاتر آموزشی مصاحبه های نیمه عمیق انجام شده است.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که با «اصلاح سیستم آموزشی و آموزش و پرورش»، در نظر گرفتن «تئاتر به مثابه رسانه آموزشی در توسعه» و «توانمندسازی و توسعه شناخت و آگاهی افراد جامعه» می توان آن را در راستای اهداف توسعه بخشی دولت ها در نظر گرفت. همچنین تئاتر می تواند با «کمک و جراحی بحران های مختلف از طریق انتقال تجربه»، «ترغیب مخاطب به مشارکت در حل بحران»، «فرهنگ سازی و پیشگیری از بحران» و «ابزار نقد در بحران ها» به کار گرفته شود.نتایج: در بحران کرونا نیز تئاتر می تواند با «آموزش پیام های بهداشت و سلامت در ناخودآگاه مخاطبان»، «آموزش خودمراقبتی و پیشگیری از بیماری ها در میان کودکان و نوجوانان» و «ابزار آموزشی برای رفتارهای ماندگار بهداشتی و سلامت» تسهیل کننده باشد. بر مبنای پژوهش اگر تئاتر را به مثابه یک رسانه در نظر بگیریم، «ارتباطات بهداشتی» مقوله ای است که باید مدنظر مسئولان و دست اندرکاران حوزه بهداشت و سلامت قرار بگیرد. آﻣﻮزش ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎ ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن ﺳﻄﺢ دانش و ﻣﻬﺎرت های افراد ﺑﺎیﺪ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ کﻤک کﻨﺪ ﺗﺎ در ﻣﻮرد ﺳﻼﻣﺖ ﺧﻮد، ﺧﺎﻧﻮاده و ﺟﺎﻣﻌﻪای کﻪ در آن زندگی می کنند، قادر به تصمیم گیری شوند.
مدل آمادگی سازمانی برای تحول دیجیتال در بخش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نحوه آمادگی سازمانی برای تحول دیجیتال، به موضوع اصلی بحث در محافل دانشگاهی و سازمانی تبدیل شده است ودرک آن یکی از چالش ها و اولویت های اصلی در نظریه و عمل می باشد. بر همین اساس، هدف این پژوهش، توسعه یک مدل است که اجزاء سازنده آمادگی سازمانی برای تحول دیجیتال و پیشایندها و پیامدهای آن را مفهوم-سازی کند. برای رسیدن به این هدف، از روش پژوهش آمیخته اکتشافی (تحلیل مضمون- مدلسازی معادلات ساختاری) استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، مدیران و کارشناسان سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران می باشد. برای گردآوری داده ها در بخش کیفی، بر اساس منطق نمونه گیری نظری، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مدیران ارشد و میانی در سازمان انجام شد. در بخش کمی نیز، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه محقق ساخته بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها بصورت متوالی و در دو مرحله انجام شد: در بخش کیفی، از دستور العمل براون و کلارک در تحلیل مضمون برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. در بخش کمی نیز، از روش مدلسازی معادلات ساختاری بر مبنای حداقل مربعات جزئی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد، آمادگی سازمانی برای تحول دیجیتال از چهار بعد افراد، ساختار، فرایندها و تعاملات و حکمرانی داده تشکیل شده است. یافته ها همچنین بیانگر این است که آمادگی سازمانی نقش میانجی را در رابطه میان محیط دیجیتال و سازمان دیجیتال را ایفا می کند. در نهایت، رهنمودهای نظری و مدیریتی مورد بحث قرار گرفت و پیشنهاداتی برای پژوهشگران آتی ارائه شد.
طراحی الگوی سه وجهی شایستگی های مدیریتی در نظام اداری از منظر نهج البلاغه: با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فقدان کارایی نظام اداری و پاسخگو نبودن آن، معلول علت هایی است که یکی از مهم ترین آنها، بی توجهی به معیارهای شایستگی عمومی، اخلاقی و تخصصی توامان در نظام اداری است. هدف ما در پژوهش حاضر، شناسایی و طراحی الگوی سه وجهی شایستگی های مدیریتی در نظام اداری از منظر سیره علوی در نهج البلاغه می باشد و تبیین این معیارها در یک نظام یکپارچه ست. این پژوهش بر اساس هدف بنیادی و از حیث روش کیفی بوده و دارای رویکرد استقرایی می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مطالعه متون و برای طراحی الگوی نهایی از تکنیک تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. این پژوهش منجر به طراحی الگوی سه وجهی شایستگی های مدیریتی در نظام اداری از منظر نهج البلاغه گردید. این الگو دارای 3 مقوله اصلی و 33 مقوله فرعی می باشد که 3 مقوله اصلی تشکیل دهنده آن عبارتند از: معیارهای درون فردی، معیارهای عمومی و معیارهای تخصصی. شمای این الگو با محوریت کلیت مدیریت امور اداره و پرتوهای آن، معیارهای مدیریتی می باشد که از چارچوب ولایت امیرالمونین (ع) احصاء و منعکس شده است. نتایج این پژوهش بر این موضوع تاکید دارد که تجهیز مدیران و مسئولان کشور به مفاهیم شناسایی شده و توسعه توانمندی آنها در این عرصه ها بصورت تلفیقی می تواند دستاوردهای مهمی را در عرصه مدیریت اسلامی به ارمغان آورد.