مطالب مرتبط با کلیدواژه
۵۶۱.
۵۶۲.
۵۶۳.
۵۶۴.
۵۶۵.
۵۶۶.
۵۶۷.
۵۶۸.
۵۶۹.
۵۷۰.
۵۷۱.
۵۷۲.
۵۷۳.
۵۷۴.
۵۷۵.
۵۷۶.
۵۷۷.
۵۷۸.
۵۷۹.
۵۸۰.
هوش مصنوعی
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
49 - 72
حوزههای تخصصی:
با گسترش و پیچیده تر شدن مسائل اخلاقی در دنیای امروز، نیاز به مشاوره اخلاقی دقیق و کارآمد بیش از پیش احساس می شود. چت بات های مبتنی بر هوش مصنوعی با ویژگی های منحصربه فرد، ظرفیت های قابل توجهی برای ارائه مشاوره جهت حلِّ مشکلات و ارتقای سطح اخلاقی جامعه دارند. در این مقاله ضمن بررسی فرصت ها و چالش های به کارگیری هوش مصنوعی برای مشاوره اخلاقی به راهکارهایی برای استفاده مسئولانه از این فناوری اشاره شده است. بنا به یافته های پژوهش، هوش مصنوعی مزیّت های فراوانی برای مشاوره اخلاقی دارد، از جمله: افزایش دقت و کارآمدی مشاوره، تسریع در ارائه مشاوره، شخصی سازی مشاوره و توسعه ابزارهای نوین برای ارائه مشاوره. با این حال، استفاده از این فناوری چالش هایی چون سوگیری الگوریتمی، فقدان مسئولیت پذیری، عدم توجه به ظرافت های اخلاقی و سوءاستفاده از داده ها را نیز در بر دارد که تدوین چارچوب های اخلاقی، افزایش شفافیت و نظارت، آموزش و ارتقای آگاهی و مشارکت دادن ذی نفعان را ضروری می سازد. البته، اعتماد کامل به مشاوره اخلاقی ارائه شده از سوی هوش مصنوعی درست نیست و از هوش مصنوعی فعلاً تنها می توان به عنوان یک ابزار بهره گرفت و اتخاذ تصمیمات نهایی باید به عهده انسان باشد.
هوش مصنوعی در پزشکی: ارزیابی اخلاقی تحولات و مسائل(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی (AI) به عنوان فناوری تحول آفرین، تأثیرات عمیقی بر پزشکی معاصر داشته و موجب تغییرات اساسی در فرآیندهای تشخیصی، درمانی و مدیریتی گردیده است. این تحول، ضمن بهبود دقت و کارایی سیستم های بهداشتی، مسائل اخلاقی پیچیده ای نیز به همراه داشته است.پرسش های اساسی شامل تأثیر AI بر استقلال پزشکان، مسئولیت پذیری در خطاهای تشخیصی، حفاظت از حریم خصوصی بیماران و عدالت در دسترسی به فناوری های پیشرفته می باشد. در این پژوهش، چالش های اخلاقی مرتبط با به کارگیری AI در حوزه پزشکی بررسی شده است.یافته ها نشان می دهد علی رغم مزایای قابل توجه، نظیر افزایش دقت تشخیص و کاهش خطای انسانی، نگرانی های اخلاقی متعددی همچون سوگیری الگوریتمی، تضعیف اعتماد پزشک-بیمار، و خطرات امنیتی مرتبط با داده های سلامت وجود دارد.علاوه بر این، ورود AI به حوزه پزشکی موجب تغییرات بنیادین در رابطه پزشک-بیمار شده که ممکن است منجر به "دیجیتالی شدن اعتماد" و کاهش نقش پزشک در تصمیم گیری گردد.نتایج بیانگر آن است که برای استفاده اخلاقی از AI، تدوین چارچوب های نظارتی دقیق، الگوریتم های شفاف، رعایت عدالت در توزیع فناوری، و حفظ حقوق بیماران ضروری است. توسعه این فناوری ها باید با مشارکت پزشکان، بیماران و سیاست گذاران صورت پذیرد تا از چالش های اخلاقی پیشگیری شود
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
67 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه ی انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی در دانشجویان بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مطالعات روانسنجی بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل می دادند که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 318 نفر (187 پسر و 131 دختر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی یورت و کاسارجی (2024) و نگرش کلّی نسبت به هوش مصنوعی شپمن و رودوی (2020) استفاده شد. برای بررسی روایی پرسشنامه از روایی ملاکی (همزمان) با مقیاس نگرش کلّی نسبت به هوش مصنوعی و تحلیل عاملی تأییدی و برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش همسانی درونی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که این پرسشنامه برازش مناسب داشته و در نتیجه از روایی مطلوبی برخوردار است (97/0=CFI، 95/0=NFI، 96/0=NNFI و 059/0=RMSEA). نتایج حاصل از ضریب همسانی درونی (ضریب آلفای کرونباخ) نشانگر پایایی خوب پرسشنامه بود. به طوری که ضریب آلفای کرونباخ برای عامل انتظار 87/0، برای عامل دستیابی 86/0، برای عامل سودمندی 89/0، برای عامل ارزش ذاتی/بهره 82/0 و برای عامل هزینه 72/0 به دست آمد. بنابراین، می توان گفت که پرسشنامه ی انگیزههای استفاده از هوش مصنوعی برای سنجش این سازه در نمونه های دانشجویان ایرانی از روایی و پایایی کافی برخوردار است.
مرور نظام مند چالش های کاربست هوش مصنوعی در تدریس و یادگیری در سطح آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی و کاربردهای آن در حیطه آموزش، تدریس، و یادگیری با ظهور ابزارهایی همچون چت جی پی تی و دیگر ابزارهای پس از آن از سال ۲۰۲۲ به بعد، در حال شکوفایی و همچنین ایجاد چالش های جدیدی در عرصه تدریس و یادگیری است. ازاین رو هدف از این تحقیق، مرور نظام مند چالش های کاربست هوش مصنوعی در تدریس و یادگیری در سطح آموزش عالی است. در این تحقیق بر اساس سؤال و ماهیت تحقیق، از روش مرور نظام مند در بخش انتخاب و گزینش منابع و از روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن در بخش تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شده است. بر اساس این روش ها و با استفاده از پروتکل پریزما، ۸۵۱ منبع شناسایی و پالایش شدند و در نهایت ۳۹ منبع معتبر وارد جریان رفت و برگشتی تجزیه وتحلیل شدند. در بخش تجزیه وتحلیل نیز واحدهای معنایی، واحدها و کدهای فشرده، زیر طبقه ها و طبقه های اصلی چالش ها شناسایی و برچسب گذاری شدند. پس از تجزیه وتحلیل های مستمر و رفت و برگشتی بر روی منابع معتبر، ۱۲ زیر طبقه شناسایی شدند که در نهایت منجر به شکل گیری ۵ طبقه اصلی در ارتباط با چالش های هوش مصنوعی در تدریس و یادگیری در آموزش عالی شد. این تحقیق ۵ طبقه چالش کلیدی در استفاده از هوش مصنوعی را آشکار ساخت که شامل چالش اخلاقی، فنّی، خط مشی، طراحی آموزشی و سواد هوش مصنوعی بود. در آخر مقاله، پیشنهادهای کاربردی برای دست اندرکاران، سیاست گذاران، مدرسان و یادگیرندگان آورده شده و همچنین پیشنهادهای پژوهشی برای تحقیقات آینده موردبحث واقع شده است.
طراحی برنامه یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و بررسی اثربخشی آن بر مهارت حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۷
115 - 143
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف طراحی برنامه یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و بررسی اثربخشی آن بر مهارت حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی صورت گرفت. ازنظر هدف، پژوهش حاضر ازجمله ی پژوهش های توسعه ای با ماهیت اکتشافی است و انجام آن به شیوه ی نیمه آزمایشی با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه ی آماری مطالعه، شامل کلیه دانش آموزان مشکوک به اختلال یادگیری ریاضی پایه های چهارم تا ششم ابتدایی شهرستان ماهیدشت استان کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود؛ که پس از غربالگری با استفاده از مقیاس برایانت و هامیل (2000) تعداد 20 نفر که امکان دسترسی به آموزش آنلاین را داشتند، انتخاب و در دو گروه 10 نفری (10 نفر گروه آزمایش و 10 نفر گروه کنترل) قرار داده شدند. قبل از اجرای برنامه، آزمون مهارت حل مسئله برای دانش آموزان به شکل پیش آزمون اجرا و سپس برنامه ی طراحی شده به مدت 6 هفته ی آموزشی اجرا گردید. در پایان پس آزمون برای هر دو گروه اجرا و نتایج بر اساس مقیاس استاندارد مهارت حل مسئله احدیانتو و همکاران (2020) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که با به کارگیری هوش مصنوعی به شکل تلفیقی در برنامه ی آموزشی ریاضی، مهارت حل مسئله و خرده مهارت های مربوط به آن در دانش آموزان افزایش معناداری دارد.
بازاندیشی برنامه درسی در عصر هوش مصنوعی، از ابزار آموزشی تا بستر تمدنی: رهیافتی نو در جنبش چندبسترسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
31 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه برنامه درسی در تمدن هوش مصنوعی بود. این پژوهش به روش مرور نظامند انجام شد. جامعه آماری 109مقاله بین سال های 2020-2023 بود که 21 مقاله مرتبط به عنوان نمونه انتخاب شد. یافته ها نشان داد که رابطه برنامه درسی و هوش مصنوعی به دو صورت است: هوش مصنوعی به عنوان ابزاری در برنامه درسی، برنامه درسی به عنوان بخشی از تمدن هوش مصنوعی که شامل برنامه درسی ساخت هوش مصنوعی، هوش مصنوعی در آموزش های بالینی، تغییر در پارادایم یادگیری الکترونیکی، شبیه سازی محیط های آموزشی، هدایت یادگیری و تعیین مسیرشغلی، تغییر از سیستم های مدیریت یادگیری به پتلفرم های تجربه یادگیری، تلفیق هوش مصنوعی در محیط های کاری، شایستگی های منطبق با تمدن هوش مصنوعی مانند بوم شناسی فناوری و تعامل با هوش مصنوعی در ابعاد مختلف زندگی، تمرکز بر پرورش استعدادها در راستای فناوری هوش مصنوعی، یادگیری مبتنی بر واقعیت افزوده و تلفیق فناوری متاورس در برنامه درسی و محیط های آموزشی و یادگیری بدون محدودیت است.
استفاده از چت بات ها و مدل های زبانی در آموزش علوم
منبع:
پویش در آموزش علوم پایه دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۷)
101 - 122
حوزههای تخصصی:
استفاده از چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی در آموزش علوم، رویکردی نو تحول آفرین برای بهبود تجربه یادگیری در سطوح مختلف آموزشی محسوب می شود. پژوهش حاضر به بررسی استفاده از چت بات ها و مدل های زبانی در آموزش علوم پرداخته است. ای ن مطالع ه ب ه روش م رور نظام من د و ب ا فراین د هفت مرحل ه ا ی «رای ت» و هم کاران اج را ش ده اس ت. نتایج نشان داد با استفاده از تحلیل داده محور الگوهای یادگیری، چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی تعاملات آموزشی را برای دانش آموزان فراهم می کنند که منجر به افزایش مشارکت و درک بهتر مفاهیم پیچیده علمی می شود. بهبود فرایند یادگیری، تحلیل داده های آموزشی، تحلیل عملکرد فراگیران، پشتیبانی هوشمند و ارزیابی مداوم فراگیران از دیگر مزایای این فناوری است. بااین حال، ادغام چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی در رویکردهای آموزشی بدون چالش نیست. ملاحظات اخلاقی و امکان درز اطلاعات شخصی کاربران، پرسش های مهمی را درباره استفاده از این ابزارها در محیط های آموزشی مطرح می کند. علاوه بر این محدودیت های فناوری مانند قابلیت اطمینان محتوای ارائه شده و مشکلات زیرساختی، استفاده از این فناوری را با چالش مواجه ساخته است. همچنین فقدان مهارت معلمان در ادغام چت بات ها و مدل های زبانی هوش مصنوعی در رویکردهای آموزشی موجود از دیگر چالش های استفاده از این فناوری می باشد.
چالش ها و فرصت های تربیتی و حرفه ای در عصرهوش مصنوعی: الزامات و اقتضائات مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با مرور تحلیلی ادبیات و پژوهش های جدید به بررسی نقش هوش مصنوعی (AI) در شکل دهی به آینده مدارس، مزایا و معایب احتمالی آن، نقش در حال تحول مدارس و معلمان و پیامدهای ناشی از آن می پردازد. هدف این مطالعه ارائه یک درک جامع از تأثیر بالقوه بکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی در مدارس و ارائه پیشنهادهایی برای استفاده مؤثر از آن است. نتایج تحقیق نشان میدهد با به رسمیت شناختن هوش مصنوعی بعنوان یک واقعیت موجود و با درک نقش در حال تحول مدارس و معلمان،، هوش مصنوعی می تواند به طور موثری برای افزایش تجربیات یادگیری و آماده سازی دانش آموزان برای آینده به کار گرفته شود. بهبود برابری فرصت های آموزشی، بهبود یادگیری فردی متناسب با نیازهای ویژه و ارزیابی های دقیق شخصی سازی شده از جمله مزایای استفاده از هوش مصنوعی است. علاوه بر آن سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی می توانند حجم وسیعی از داده ها را برای متناسب کردن محتوای آموزشی تجزیه و تحلیل کنند و بازخورد فردی ارائه دهند، تعامل دانش آموز و نتایج یادگیری را افزایش دهند. با وجود مزایای بسیار زیاد، ابزارهای هوش مصنوعی با جمع آوری و تحلیل اطلاعات دانش آموزان نگرانی هایی در مورد حریم خصوصی و امنیت داده های دانش آموزان ومدارس بوجود می آورند. همچنین خطر اتکای بیش از حد به هوش مصنوعی که به طور بالقوه نقش تعامل انسانی و رویکردهای آموزشی شخصی سازی شده را کاهش می دهد، وجود دارد. توانمندسازی حرفه ای معلمان بهترین رویکرد در مواجهه با هوش مصنوعی و نحوه استفاده بهینه آن در مدارس است.
آموزش تاریخ و هوش مصنوعی (محاسن و معایب آن)
منبع:
پژوهش در آموزش تاریخ دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
28 - 41
حوزههای تخصصی:
امروزه هوش مصنوعی نقش بسیار مهمی در زندگی انسان دارد، آموزش، پایه و اساس نسل های آینده بشر را بنا می کند؛ بنابراین منطقی است از هوشمندانه ترین و پیشرفته-ترین فناوری ها برای این حوزه استفاده شود. کاربرد هوش مصنوعی در آموزش، مبحثی است که مورد توجه سیستم های آموزش قرارگرفته و کیفیت آموزش را بسیار بالا برده است. این ابزار مفید می تواند در بهبود روش های آموزشی، افزایش تاثیرگذاری تدریس، طراحی مسیر تدریس، و روش ارزیابی در کنار معلم باشد. ما در این مقاله سعی داریم به بررسی اثر هوش مصنوعی بر آموزش تاریخ، مزایای استفاده آن و حتی معضلات آن در آموزش تاریخ بپردازیم. با توجه به نتایج حاصل شده می توان گفت که هوش مصنوعی در آموزش بخصوص در آموزش تاریخ نقش یک مشاور همیشه همراه را ایفا می کند؛ بنابراین کاربرد هوش مصنوعی در اثربخشی آموزش تاریخ نقش به سزایی دارد و تا حدودی ازکاستی های تدریس سنتی، استرس و فشار کاری معلم و دانش آموز می کاهد اما هرگز نمی تواند جایگزین معلم شود؛ زیرا هوش مصنوعی وضعیت روانی و اجتماعی دانش آموز را درک نمی کند.
هوش مصنوعی در آموزش تاریخ؛ فرصت یا تهدیدی برای حافظه تاریخ
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تکیه بر چارچوب نظری بازنمایی فرهنگی (استوارت هال) و مکان های حافظه (پی یر نورا)، به بررسی تعارض میان روایت های تولیدشده توسط AI و حافظه فرهنگی دبیران تاریخ در مدارس ایران می پردازد. روش ها : روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون قیاسی استقرایی است. داده ها شامل تحلیل محتوای پاسخ های GPT به پرسش های تاریخی و مصاحبه با معلمان در پنج استان کشور (یزد، فارس، قم، خراسان، گیلان) است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که روایت های الگوریتمی، به دلیل اتکا به الگوهای آماری و منابع غالب، دارای ساختاری تقلیل گرا، بی زمینه و حافظه زدوده هستند. در مقابل، معلمان با بهره گیری از حافظه زیسته، روایت های چندصدایی، و بازاندیشی انتقادی، به مقاوم سازی آموزش تاریخ در برابر این محتواها می پردازند. این مقاومت ها در قالب کنش هایی چون چندروایتی سازی پرسش ها، بازخوانی محلی، و تلفیق روایت های خانوادگی با متن درسی شکل می گیرد. پژوهش نشان می دهد که نسبت میان تاریخ، حافظه و فناوری، عرصه ای گفتمانی است که نیازمند تحلیل فراتر از سطح ابزار است و نقش دبیر، همچنان به عنوان کنشگر حافظه ای، در خط مقدم این مواجهه باقی می ماند. نتیجه گیری: تحول فناوری های هوش مصنوعی، به ویژه مدل های زبانی نظیرChatGPT، نه تنها نظام های آموزشی را متأثر کرده؛ بلکه شیوه های روایت تاریخی را نیز دستخوش بازتعریف ساخته است. از این رو شرایط بکار بردن دانش این حوزه در آموزش بیشتر لحاظ کردد
نقش فناوری های نوین و هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای آموزشی: یک مطالعه مروری در آموزش ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: آموزش ابتدایی یکی از مهم ترین مراحل در فرآیند یادگیری و شکل دهی به توانایی ها و مهارت های پایه دانش آموزان است. در سال های اخیر، فناوری های نوین و به ویژه هوش مصنوعی (AI) نقش به سزایی در تحول و بهبود فرایند های آموزشی در مقطع ابتدایی ایفا کرده اند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش فناوری های نوین و هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای آموزشی در آموزش ابتدایی می باشد. روش ها: روش پژوهش حاضر کیفی و در قالب مروری توصیفی می باشد. برای گردآوری داده ها، از منابع معتبر علمی، اسناد موجود و مطالعات کتابخانه ای استفاده شد. این اطلاعات به صورت توصیفی، تحلیل و تفسیر شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که فناوری های نوین و هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای آموزشی در6 بعد نقش موثری دارد. این ابعاد شامل توانمند کردن دانش آموزان با و بدون چالش های فیزیکی و یادگیری، یادگیری عمیق تر و معتبر مسائل آموزشی توسط هوش مصنوعی، بهبود آمادگی دانش آموزان برای ورود به مقاطع بالاتر، آموزش معلمان و توسعه ی حرفه ای آنها، رفتار و مدیریت کلاس، بازخورد و امتیازدهی است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که توانمند کردن دانش آموزان با و بدون چالش های فیزیکی و یادگیری توسط هوش مصنوعی منجر به یادگیری عمیق تر و معتبر مسائل آموزشی شده و در راستای آن آمادگی دانش آموزان را برای ورود به مقاطع بالاتر بهبود می بخشد. همچنین عملکرد حرفه ای معلمان، رفتار و مدیریت کلاس توسط آنها و در نهایت بازخورد و امتیازدهی در توسعه ی روش های تدریس آموزشی از طریق هوش مصنوعی ارتقاء می یابد. نتایج به دست آمده از این مطالعه، اهمیت روزافزون فناوری های نوین و هوش مصنوعی در تحول نظام آموزشی ابتدایی را تأیید می کند و زمینه را برای استفاده هوشمندانه و بهینه از این ابزارها در جهت ارتقای کیفیت آموزش فراهم می سازد.
نقش هوش مصنوعی در طراحی برنامۀ درسی: مطالعه ای فراترکیب
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف : با توجه به اینکه یکی از کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش در طراحی برنامه درسی نهفته است، پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش هوش مصنوعی در طراحی برنامه درسی، انجام شده است. روش : این پژوهش ازنظر نحوه گردآوری داده ها و اطلاعات از نوع کیفی بوده که با استفاده از شیوه مرور سیستماتیک و با جستجوی کلمات کلیدی؛ طراحی، برنامه درسی، نقش و هوش مصنوعی و معادل آنها در انگلیسی در مقالات منتشر شده از سال 2000 تا 2024 موجود در پایگاه های اطلاعاتیGoogle Scholar، Springer،Magiran،SID scopus ,Science Direct، سیویلیکا و ایران داک انجام گرفته است که پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از پایگاه های مذکور، در مجموع از 103 منبع بدست آمده، تعداد 54 منبع پس از حذف منابع غیرمرتبط برای انجام بررسی نهایی انتخاب شدند. یافته ها : یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است؛ ادغام هوش مصنوعی در طراحی برنامه درسی شامل استفاده از فنّاوری های هوش مصنوعی برای طراحی، پیاده سازی و بهینه سازی برنامه های درسی است. معلمان در برنامه درسی با استفاده از قابلیت های هوش مصنوعی برای تجزیه و تحلیل داده ها، تولید محتوا و ارائه بازخورد مستمر، می توانند کیفیت آموزش را افزایش و نیازهای دانش آموزان خود را بهتر برآورده کنند. نتیجه گیری : بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت؛ برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی، تجربیات یادگیری شخصی تر، کارآمدترو قانع کننده تری ایجاد می کند و نقشی دگرگون کننده ای در طراحی برنامه درسی با شخصی سازی یادگیری، کارایی آموزشی، تصمیمات مبتنی بر داده، همسویی با استانداردهای آموزشی و بهبود مستمر یادگیری ایفا می کند.
چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی: از نگاه نو معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر که شاهد تحولات چشمگیری در عرصه فناوری هستیم، هوش مصنوعی به عنوان یکی از نوین ترین دستاوردهای بشر، توجه بسیاری از حوزه ها را به خود جلب کرده است. آموزش وپرورش به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه جوامع، از این تحولات بی نصیب نمانده است. هوش مصنوعی به عنوان ابزاری نوین، فرصت های جدیدی را برای ارتقای کیفیت آموزش در سطوح مختلف، به ویژه در آموزش ابتدائی که پایه یادگیری و شکوفایی استعدادها است، فراهم می کند . مقاله حاضر به بررسی چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی از دیدگاه نومعلمان می پردازد. روش پژوهش، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه مدنظر، نومعلمان ورودی سال 98 دانشگاه فرهنگیان تبریز به تعداد 260 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 155 نفر تعیین شد. از پرسشنامه محقق ساخته 32 سؤالی جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار 4افزار4 PLS و مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که نومعلمان باوجود آگاهی از مزایای بالقوه هوش مصنوعی در آموزش، چالش های متعددی را در استفاده از آن در کلاس درس مشاهده می کنند. این چالش ها شامل از دست دادن تفکر مستقل و خلاق، محدود بودن هوش مصنوعی در درک و پاسخ به نیازها، از دست دادن تعامل با انسان ها، چالش در تشخیص تقلب، نیاز به آموزش و توسعه حرفه ای مناسب، نیاز به دانش و تخصص در هوش مصنوعی و تولید محتوای نادرست و گمراه کننده است. بااین حال، نومعلمان همچنین فرصت های متعددی را برای استفاده از هوش مصنوعی در جهت ارتقای کیفیت آموزش ابتدائی قائل هستند. درنهایت، مقاله حاضر پیشنهاد هایی را برای غلبه بر چالش ها و استفاده مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ارائه می دهد.
عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری هوش مصنوعی در بین اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت سریع هوش مصنوعی، آموزش عالی دستخوش تحولاتی اساسی شده است. این فناوری با ارائه ابزارهای نوآورانه و تسهیل شخصی سازی فرآیند یادگیری، امکان دسترسی گسترده تر به منابع آموزشی و بهبود کیفیت تدریس را فراهم کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پذیرش و استفاده از فناوری هوش مصنوعی در میان اعضای هیئت علمی، بر اساس مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری (UTAUT)، انجام شد. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ است که از بین آن ها ۱۱۸ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه استاندارد و متناسب سازی شده گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 تحلیل شد. یافته ها نشان دادند که عملکرد مورد انتظار، تلاش مورد انتظار و تأثیر اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری(p<0.01) بر قصد رفتاری، و همچنین بر رفتار استفاده از هوش مصنوعی از طریق قصد رفتار دارند. در مقابل، شرایط تسهیلگر و ریسک ادراک شده تأثیر معناداری بر پذیرش این فناوری نداشتند. تحلیل متغیرهای تعدیلگر نشان داد که جنسیت، رابطه بین ریسک ادراک شده و قصد استفاده را تعدیل می کند، به طوری که در میان استادان زن، ریسک ادراک شده تأثیر منفی و معناداری بر قصد استفاده دارد. این نتایج بر اهمیت بهبود زیرساخت ها، افزایش آگاهی از مزایای هوش مصنوعی، تسهیل دسترسی و کاهش نگرانی های مرتبط با این فناوری تأکید دارد و می تواند راهنمایی برای سیاست گذاران و مدیران آموزشی در تسهیل پذیرش و ارتقای کیفیت کاربری مبتنی بر این فناوری در آموزش عالی باشد.
تأثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری مشارکتی و عملکرد یادگیری دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری مشارکتی و عملکرد یادگیری دانشجویان بود. روش تحقیق از نوع طرح پیش ازمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه بین المللی چابهار بودند که از بین آن ها 50 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (25 نفر گروه ازمایش و 25 نفر گروه کنترل) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه یادگیری مشارکتی چو و همکاران (2007) و عملکرد یادگیری یانگ، کلمز و مورفی (2003) بود. داده ها با روش تجزیه و تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری مشارکتی تاثیر دارد (05/0>p). ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر عملکرد یادگیری تاثیر دارد (05/0>p). نتایج نشان داد ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری مشارکتی و عملکرد یادگیری دانشجویان تاثیر دارد. می توان از ارزشیابی بازی وارسازی شده در دروس دیگر دانشجویان استفاده کرد.
پیش بینی رفتار نوآورانه کارکنان شرکت های فناور براساس کاربرد هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی نقش کاربرد هوش مصنوعی در رفتار نوآورانه کارکنان شرکت های فناور انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی با جامعه آماری شامل تمامی کارکنان شرکت های فناور استان ایلام به تعداد 716 نفر، که برای حجم نمونه لازم، با استفاده از جدول کرجسی و مورگان (1970)، تعداد 256 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد هوش مصنوعی چن و همکاران (2022، ترجمه فرجی و همکاران، 1402) و پرسشنامه رفتار نوآورانه کارکنان جنسن (2000) بود. یافته های توصیفی نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی و رفتار نوآورانه در بین کارکنان شرکت های فناور و مؤلفه های آنها در سطح بالاتر از متوسط قرار دارد. همچنین، نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون نیز نشان داد که در سطح معنی داری 05/0، بین کاربرد هوش مصنوعی و رفتار نوآورانه کارکنان شرکت های فناور رابطه معنادار و مستقیم وجود دارد. به همین ترتیب، نتایج مدل ساختاری پژوهش نشان داد که در نمونه پژوهش، مدل مفروض واسطه مندی نسبی تأثیر کاربرد هوش مصنوعی بر رفتار نوآورانه کارکنان شرکت های فناور با داده ها برازش مطلوبی دارد. افزون بر این، در مدل مفروض، تمامی ضرایب مسیر مدل از لحاظ آماری معنادار بودند و کاربرد هوش مصنوعی بر رفتار نوآورانه کارکنان شرکت های فناور به میزان اثر 823/0، تاثیر مثبت و مستقیم معناداری دارد. لذا، در تبیین عملکرد مطلوب کارکنان در رفتار نوآورانه، ضرورت و بررسی پذیرش هوش مصنوعی در کارکنان پیشنهاد می شود.
بررسی قابلیت های هوش مصنوعی در فرآیند شخصی سازی آموزش، ارتقای کیفیت یادگیری و توسعه مهارت های قرن بیست و یکم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
69 - 98
حوزههای تخصصی:
عصر فناوری اطلاعات و ظهور هوش مصنوعی بر ابعاد مختلف اجتماع تأثیر گذاشته است. یکی از این ابعاد، آموزش و یادگیری است. یادگیری هوشمند در جوامع مختلف نتایج چشمگیری داشته است. هدف این پژوهش، بررسی نقش هوش مصنوعی در شخصی سازی آموزش بود. بستر ارتقای کیفیت یادگیری و توسعه مهارت های قرن ۲۱ نیز بررسی شد. در این پژوهش از مطالعات فارسی و انگلیسی مرتبط استفاده شد. نتایج نشان داد هوش مصنوعی از الگوریتم های پیچیده استفاده می کند. این فناوری شیوه های ارزیابی و محیط یادگیری را تغییر می دهد. این تغییرات موجب بهبود شخصی سازی آموزش می شود. هوش مصنوعی محیط های یادگیری تعاملی ایجاد می کند و سکوهای یادگیری مشارکتی را ممکن می سازد و مهارت های قرن ۲۱ را در فراگیران توسعه می دهد. با توجه به یافته ها، استفاده از هوش مصنوعی در آموزش توصیه می شود. در این راستا، برنامه های مبتنی بر هوش مصنوعی باید تدوین شود و مهارت های فنی و سبک های یادگیری شخصی باید تقویت شود. علاوه بر این، پژوهش حاضر نشان می دهد که ادغام هوش مصنوعی در نظام آموزشی نیازمند زیرساخت های فنی مناسب است. همچنین، ایجاد دستورالعمل های اخلاقی برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و حفظ حریم خصوصی داده های فراگیران از ضروریات پیاده سازی موفق این فناوری در عرصه آموزش محسوب می شود چرا که تفکر انتقادی، خلاقیت، همکاری، و ارتباطات را بهبود بخشیده و رشد چندبعدی فراگیران را با توجه به برهه دیجیتال کنونی به همراه دارد.
چالش های آینده جنگ شناختی و ارائۀ راهبردهای دفاعی برای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
103 - 137
حوزههای تخصصی:
با رشد فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و تأثیر روزافزون رسانه های اجتماعی بر افکار عمومی، جنگ شناختی به ابزاری قوی برای تغییر در اذهان، نگرش ها و رفتارهای جمعی تبدیل شده است. درحقیقت این نوع جنگ به معنای استفاده از اطلاعات، روایت ها و روایت سازی ها برای شکل دهی به افکار عمومی، تغییر رفتار و تضعیف هویت اجتماعی و سیاسی دشمن است و بر خلاف جنگ های سنتی که تمرکز بر روی اقدامات فیزیکی و نظامی دارند، بیشتر به نهادهای اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی فرد و جامعه حمله می کند و از ابزارهای دیجیتال و رسانه های اجتماعی بهره می برد. بنابراین باتوجه به اینکه، جنگ شناختی چالش های متعددی را بر جنبه های مختلف امنیت ملی، انسجام اجتماعی و هویت فرهنگی کشور هدف، ایجاد می کتد، شناخت این چالش ها و ارائه راهبردهای دفاعی برای مقابله با آنها ضرورت دارد. از اینرو در این پژوهش درصدد هستیم مبتنی بر روش اسنادی به این پرسش پاسخ دهیم که جنگ شناختی چه چالش هایی را در آینده برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد خواهد کرد و چه راهبردهایی به منظور مقابله با این چالش ها باید اتخاذ گردد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که بواسطه افزایش نفوذ رسانه های اجتماعی، ظهورتکنولوژی های نوین، تأثیرات جهانی سازی و تغییرات اجتماعی و فرهنگی، جنگ شناختی در آینده چالش های متعددی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد خواهد کرد و راهبردهایی نظیر تقویت سواد رسانه ای، استفاده از فناوری های نوین برای مقابله با اطلاعات نادرست و همچنین تأکید بر هویت ملی و فرهنگی می تواند در مقابله با این چالش ها موثر باشد.
دیدگاه اساتید نسبت به بکارگیری هوش مصنوعی در تدریس در نظام آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
170 - 191
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی نقش حیاتی در بهبود روش یادگیری و فرآیندهای آموزشی ایفا می کند. با انجام پژوهش هایی در این زمینه کاربردهای هوش مصنوعی بیشتر آشکار می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف کلی دیدگاه اساتید نسبت به بکارگیری هوش مصنوعی در تدریس در نظام آموزش عالی ایران انجام شده است. روش شناسی: روش تحقیق در این پژوهش بصورت کیفی و جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه آماری پژوهش را 12 نفر(3 نفر زن و 9 نفر مرد) از اساتید دانشگاه های دولتی در تهران و کرج بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارmaxqda نسخه 22 انجام گرفت. اعتباریابی اطلاعات با استفاده از کنترل اعضا و چک کردن از طریق شرکت کنندگان و نیز بازرسی مجدد مسیر کسب اطلاعات و خودبازبینی محقق انجام شد. یافته ها: تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه ها منجر به شناسایی 4 مقوله اصلی یعنی(تسهیل در یادگیری و کسب مهارتها، تولید محتوای آموزشی هوشمند، شخصی سازی کردن آموزش، تسهیل در ارزشیابی آموزشی) و 56 زیر مقوله فرعی شد. نتیجه گیری و پیشنهادها: با توجه به کاربردهای مهم هوش مصنوعی در آموزش به اساتید دانشگاهها توصیه می شود که در تدریس خود از هوش مصنوعی استفاده کنند. چرا که استفاده ازهوش مصنوعی یک نیاز اساسی جهت به روز شدن دانشجویان از حیث مطالب آموزشی و کیفیت در یادگیری و همچنین دسترسی به مطالب آموزشی می شود. نوآوری و اصالت : بررسی همه جانبه استفاده از هوش مصنوعی در تدریس از دیدگاه اساتید در این تحقیق، رویکردی نو به شمار می رود. همچنین می تواند راه گشای اساتید در بهره مندی از هوش مصنوعی در تدریس و نیز هدایت پژوهش های آتی دراین زمینه باشد.
بررسی نقش هوش مصنوعی در پیش بینی روندهای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
191 - 210
حوزههای تخصصی:
هدف: اقدامات آموزشی و آکادمیک در زمان های اخیر در معرض پیشرفت های فن آوری مهم و گسترده ای قرار گرفته اند که مداخله اخیر هوش مصنوعی بهترین نمونه آن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در پیش بینی روندهای آموزشی انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی و با استفاده از راهب رد پدیدارشناس ی بود. در این پژوهش پدیده محوری، اساتید و کارشناسان در حوزه هوشمندسازی مدارس بود. جامعه آماری در این پژوهش کارشناسان هوش مصنوعی و استادان دانشگاه استان خوزستان بود که با تعداد 15 نفر به اشباع نظری رسید. در این پژوهش نمونه گیری به صورت هدفمند، گلوله برفی و غیراحتمالی بود. ابزار این پژوهش جهت جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و از نظر جمع آوری اطلاعات تک مقطعی بود. بدین صورت که سؤالاتی در جهت هدف پژوهش طراحی و از شرکت کنندگان پرسیده شد. برای تأمین روایی و پایایی مطالعه از روش ارزیابی لینکن و گوبا استفاده گردید. تحلیل داده با روش کلایزی انجام شد. یافته ها: در تحلیل یافته ها 85 کد شناسایی شد که با ادغام موارد مشابه و حذف موارد تکراری 33 معنی فرموله شده به دست آمد. عبارت های استخراج شده به چهار خوشه تقسیم شدند. به این ترتیب که محقق عبارت های استخراج شده با ماهیت موضوعی مشابه را شناسایی کرده و آنها را در درون یک خوشه قرار داد. این خوشه ها عبارتند از: توسعه ارزش های فرهنگی، ساختاردهی جدید به نظام ارتباطی انسان ها، اثربخشی تصمیمات و اقدامات انسانی و بهبود کیفیت یادگیری. نتیجه گیری و پیشنهادها: هوش مصنوعی در راه تکامل خود سرعت بسیاری دارد و هیچ روش مقابله ای با آن به جز همسو شدن وجود ندارد. یک پروژه فرهنگی موفق مبتنی بر هوش مصنوعی بیانگر آن است که چگونه هوش مصنوعی می تواند با فرهنگ تلاقی کرده و خلاقیت را تقویت کند و مرزهای همکاری فرهنگی را پیش ببرد. برای این منظور نیاز است که بین هوش مصنوعی و روش های سنتی تعامل به وجود آید. بنابراین، به کارگیری هوش مصنوعی در حوزه آموزش و فرهنگ عمومی مستلزم سرمایه گذاری قابل توجه در زیرساخت ها، تجهیزات و طراحان و صاحبان فناوری بسیار ماهر است. تحقیق و توسعه در این حوزه ادامه دارد و پیشرفت های نوین در برنامه ریزی و الگوریتم های بهینه سازی خودکار می تواند امکانات بیشتری را فراهم کند. نوآوری و اصالت : به درک وضعیت فعلی و چشم اندازهای در حال تحول آن در جهت تغییرات هوش مصنوعی در روندهای آموزش کمک می کند.