مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۲۱.
۶۲۲.
۶۲۳.
۶۲۴.
۶۲۵.
۶۲۶.
۶۲۷.
۶۲۸.
۶۲۹.
۶۳۰.
۶۳۱.
۶۳۲.
۶۳۳.
۶۳۴.
۶۳۵.
۶۳۶.
۶۳۷.
۶۳۸.
۶۳۹.
۶۴۰.
هوش مصنوعی
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های پیشرفته عصر دیجیتال، نقش مهمی در بهبود کارایی و سرعت بخشیدن به فرآیندهای مالی و اقتصادی ایفا می کند. با افزایش استفاده از این فناوری در سیستم مالی اسلامی، بررسی جنبه های حقوقی و کیفری آن به ویژه از منظر تطابق با اصول شرعی اهمیت بیشتری یافته است. هدف از این مطالعه، بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در نظام مالی اسلامی و تحلیل فرصت ها و چالش های کیفری و حقوقی آن است. این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند ابزاری قدرتمند برای تشخیص و پیشگیری از جرائمی مانند کلاهبرداری، پول شویی و تأمین مالی تروریسم باشد، درحالی که استفاده نادرست از آن، می تواند منجر به چالش های قانونی نظیر نقض حریم خصوصی، تقلب الگوریتمی و تلاعب در بازارهای مالی شود. همچنین، به منظور جلوگیری از سوءاستفاده های احتمالی، ضرورت تنظیم گری دقیق و تدوین قوانینی که مسئولیت ها و محدودیت ها را در چارچوب شریعت تعیین کنند، مورد تأکید قرار گرفته است. یافته های این تحقیق می تواند به نهادهای مالی اسلامی کمک کند تا ضمن بهره گیری از هوش مصنوعی، از پیامدهای منفی و جرائم مالی مرتبط با آن جلوگیری کنند.
مطالعه تطبیقی مبانی فلسفه غرب از هوش مصنوعی در حقوق فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق عمومی تطبیقی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
26 - 41
حوزههای تخصصی:
فلسفه حقوق به بحث از معنا و مبنای الزام آور بودن قواعد حقوقی و تمایز قواعد مزبور با اخلاق و مذهب دارد. ترکیب فلسفه با حقوق، علمی بودن حقوق را نوید می دهد. فلسفه به عنوان مادر علوم، مبانی فکری و زیربنای حوزه علمی را غنا می بخشد. در بررسی تطبیقی حاضر، سه دیدگاه فلسفی در رابطه با حقوق فناوری های نوین و واقعیات مسلم جامعه معاصر، با رویکردی انتقادی- تحلیلی مورد بحث است: 1. فناوری به مثابه نیرویی مستقل که مقتضیات جامعه را تعیین می دارد؛ 2. فناوری به مثابه سازه مصنوع دست بشر که می تواند از طریق ارزش های شکل گرفته انسانی ایجاد شود؛ 3. دیدگاه تکاملی و مشترک در مورد ارتباط فناوری و جامعه که واقعیات و ارزش های نوظهور را تسریع می دارد. بررسی تطبیقی حاضر این سه دیدگاه را مورد واکاوی قرار می دهد و ضمن آن استدلال می شود که همچنان سه رویکرد فوق، در خصوص تغییرات فناوری و تأثیر آن بر جامعه انکارناپذیرند. این مسئله در مورد هوش مصنوعی و حقوق حاکم بر آن نیز صادق است. از آنجا که رابطه حقوق و فناوری، امری پیچیده و چندوجهی است، ظهور هوش مصنوعی چالش های حقوقی بی شماری را سبب گردیده که ابعاد فلسفی این رابطه، سه نوع رویکرد عمل گرایانه را برای تنظیم قواعد حقوقی میان افراد جامعه تبیین داشته که مهم ترین آن تأثیرات فناوری در تغییر زندگی امروز بشر است که تغییرات حقوق نوین و قواعد نوظهور را به سبب آن می طلبد.
بررسی رابطه میزان استفاده از هوش مصنوعی در ارزیابی عملکرد مدیران ورزشی
منبع:
فناوری اطلاعات و ورزش دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
125 - 137
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی عملکرد مدیران ورزشی نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در ورزش انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه مدیران ورزشی بخش خصوصی و دولتی استان مازندران در سال 1403تشکیل دادند که برای انجام این پژوهش تعداد 70 نفر به شیوه دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه هوش مصنوعی مدیریت چن و همکاران (2022) و پرسشنامه تاثیر هوش مصنوعی در ارزیابی عملکرد کومبار (2022) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات، از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون) با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 انجام شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین مولفه های تصمیم گیری مبتنی بر هوش مصنوعی، مهارت های هوش مصنوعی، تمایل به هوش مصنوعی و نمره کل هوش مصنوعی مدیریت با نمره کل تاثیر هوش مصنوعی در ارزیابی عملکرد ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد (001/0>sig).
بررسی و تحلیل نوآوری های فناورانه در حوزه مدیریت ورزش
حوزههای تخصصی:
نوآوری های فناورانه در دهه های اخیر تحولات عمده ای در صنعت ورزش ایجاد کرده است. مدیریت ورزش، به عنوان یک حوزه پیچیده و چندبعدی، برای مواجهه با چالش های جدید و بهینه سازی عملکرد، به فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، داده کاوی، اینترنت اشیاء و واقعیت افزوده وابسته است. هدف این پژوهش تحلیل تأثیر این نوآوری ها در بهبود فرآیندهای مدیریتی، ارتقای عملکرد ورزشکاران و ارتقای تجربه تماشاگران است. روش تحقیق کیفی و تحلیل اسنادی به کار گرفته شد و مطالعات علمی معتبر از سال 2020 به بعد به عنوان منابع داده تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی با تحلیل داده های بزرگ، تصمیم گیری های مدیریتی را بهبود داده و عملکرد ورزشکاران را ارتقا می دهد. همچنین، داده کاوی الگوهای رفتاری ارزشمندی را برای تدوین استراتژی های کارآمد ارائه می کند. اینترنت اشیاء از طریق نظارت لحظه ای بر وضعیت ورزشکاران، از آسیب های جدی جلوگیری کرده و مدیریت منابع را بهینه تر می سازد. علاوه بر این، واقعیت افزوده و مجازی با ایجاد تجربه های تعاملی برای تماشاگران و شبیه سازی شرایط مسابقه برای ورزشکاران، افق های جدیدی را گشوده اند. در عین حال، چالش هایی همچون هزینه های بالا، نیاز به نیروی متخصص، و مقاومت نسبت به تغییر، موانعی بر سر راه پیاده سازی این فناوری ها هستند. این مقاله بر اهمیت سرمایه گذاری در آموزش و پذیرش فرهنگ فناوری تأکید دارد و استفاده صحیح از این ابزارها را گامی مؤثر در جهت توسعه پایدار صنعت ورزش می داند.
تولیدات علمی هوش مصنوعی در ایران: با تاکید بر رشته های موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
101 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت تولیدات علمی هوش مصنوعی در ایران به تفکیک حوزه های موضوعی بود.
روش : روش پژوهش، از نوع توصیفی- کاربردی و با رویکرد علم سنجی بود. 804 رکورد مرتبط با حوزه هوش مصنوعی نمایه شده در پایگاه استنادی آی.اس.سی.، بین سال های 1381-1402 بررسی شدند. به منظور نمایه سازی موضوعی مقالات با رویکرد کمّی از فنون علم سنجی، و برای تییین اصطلاحات موضوعی از نمایه سازی نیمه خودکار استفاده شد. 357 کلمه کلیدی که نمایانگر موضوعات تحقیقات بودند و در جامعه آماری 2807 بار تکرار شده بودند، شناسایی گردید.
یافته ها: تولیدات علمی در شش حوزه موضوعی کلی علوم انسانی (285 مقاله)، فنی و مهندسی (182 مقاله)، علوم کشاورزی (125 مقاله)، علوم پزشکی (102 مقاله)، محیط زیست و منابع طبیعی (62 مقاله)، علوم پایه (48 مقاله) انجام شده است. پر بسامدترین موضوعات در حوزه علوم انسانی: بورس، توسعه اقتصادی و برنامه ریزی، پول و موسسات مالی، مدیریت مالی، حسابداری، حسابرسی و حقوق، اقتصاد، مدیریت اطلاعات و مدیریت منابع انسانی؛ در حوزه فنی و مهندسی: سازه، سازه های هیدرولیکی، حمل و نقل، فناوری اطلاعات، سازه های دریایی، زلزله و کنترل؛ در حوزه علوم کشاورزی: کشاورزی- مدیریت، آب، منابع، آبیاری، خاکشناسی، زهکشی، مدیریت پسماند، محیط زیست، خاک- حفاظت و مکانیزاسیون و مکانیک ماشین های کشاورزی؛ در حوزه علوم پزشکی: پزشکی- کلیات، پزشکی- بیماری ها، پزشکی- علوم پایه، بهداشت، زیست فناوری، روانپزشکی، روانشناسی بالینی، پاتولوژی، فیزیولوژی و علوم اعصاب؛ در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی: آبخیزداری، بوم شناسی، خاک- حفاظت، جنگل و جنگلداری و بیابان؛ در حوزه علوم پایه: زمین شناسی- کلیات، ژئوشیمی، چینه شناسی، رسوب شناسی، ریاضی کاربردی، علوم- جنبه های اجتماعی، علوم، ژئوفیزیک، علم و فناوری و زمین شناسی کاربردی پراهمیت ترین موضوعات مورد تاکید تولیدات علمی هوش مصنوعی شناخته شدند. حوزه های علوم انسانی و فنی مهندسی از نخستین حوزه هایی بوده اند که از سال 1381 آثار علمی در زمینه هوش مصنوعی در پایگاه استنادی آی.اس.سی. داشتند. از سال 1387 حوزه های علوم پایه و علوم کشاورزی در پایگاه استنادی آی.اس.سی. در زمینه هوش مصنوعی اثر منتشر کرده اند. حوزه محیط زیست و منابع طبیعی نیز از سال 1388 در زمینه هوش مصنوعی موفق به تولید علمی معتبر شده است. حوزه علوم پزشکی در مقایسه با سایر حوزه های کلان پژوهشی با تأخیر بیشتری به حوزه هوش مصنوعی گام نهاده و نخستین تولیدات آن مربوط به سال 1390 است. در همه حوزه های کلان پژوهشی کشور روند تولیدات علمی هوش مصنوعی رو به رشد است. اما حوزه علوم انسانی به عنوان با قدمت ترین حوزه کشور و حوزه پزشکی به عنوان جوان ترین حوزه، نمودار رشد بهتری را نسبت به سایرین داشته اند. مجلات «مهندسی منابع آب» و «مهندسی عمران امیرکبیر» با بیشترین انتشار مقاله در حوزه هوش مصنوعی (12 مقاله) سرآمدترین نشریات این حوزه در کشور شناخته شدند. مجله «پردازش علائم و داده ها» و «دانش آب و خاک» با انتشار 11 مقاله در رتبه دوم جای گرفتند و مجله «پژوهش های حفاظت آب و خاک» با انتشار 10 مقاله در حوزه هوش مصنوعی رتبه سوم را کسب نمود. دانشگاه تهران با بیشترین تولیدات علمی هوش مصنوعی در حوزه های علوم انسانی، محیط زیست و منابع طبیعی و علوم پایه برجسته ترین دانشگاه ایران شناخته شد و دانشگاه تبریز رتبه اول تولیدات علمی هوش مصنوعی را در حوزه های فنی و مهندسی و علوم کشاورزی کسب نمود. دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در حوزه علوم پزشکی بالاترین جایگاه تولیدات علمی هوش مصنوعی را کسب کرد. رویا دارابی با انتشار 8 مقاله، چهره برجسته حوزه علوم انسانی؛ وحید نورانی با انتشار 8 مقاله، چهره برجسته حوزه فنی و مهندسی؛ کیومرث روشنگر، با انتشار 4 مقاله، چهره برجسته حوزه علوم کشاورزی؛ جواد حدادنیا با انتشار3 مقاله، چهره برجسته حوزه علوم پزشکی؛ جمشید پیری، با انتشار 3 مقاله چهره برجسته حوزه محیط زیست و منابع طبیعی؛ عطاءالله ندیری، با انتشار 5 مقاله چهره برجسته حوزه علوم پایه در تولیدات علمی هوش مصنوعی شناخته شد.
نتیجه گیری: تجزیه و تحلیل حاصل از رصد تولیدات علمی هوش مصنوعی ایران در پایگاه استنادی آی.اس.سی. نه تنها برای متخصصان هوش مصنوعی، بلکه برای سایر پژوهشگران و عموم مردم نیز مورد توجه است؛ زیرا با شناسایی برجستگان حوزه هوش مصنوعی در ایران، مسیر توسعه همکاری های بین رشته ای و تعاملات جدید فراهم شده و امکان دستیابی به پربارترین نتایج در زمینه هوش مصنوعی میسر خواهد شد.
بررسی نقش هوش مصنوعی در آموزش با استفاده از رویکرد ره نگاشت فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
111 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: با توسعه سریع علم و فناوری، به ویژه هوش مصنوعی، استفاده از این فناوری در زمینه های مختلف ازجمله آموزش به سرعت افزایش یافته است. هوش مصنوعی توانایی بهبود و بهینه سازی فرآیندهای یادگیری و تدریس را دارد و می تواند مدیریت کلاس را کارآمدتر کند. همچنین، حق ثبت اختراع در توسعه هوش مصنوعی در آموزش مهم است؛ زیرا از حقوق مالکیت فکری مخترعان محافظت می کند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی در آموزش با تمرکز بر تحلیل ثبت اختراعات است.
روش: این تحقیق یک مطالعه علم سنجی است که از روش تحلیل استنادی استفاده کرده است. برای جمع آوری داده ها، تمامی اختراعات ثبت شده در موضوع کاربرد هوش مصنوعی در آموزش بدون محدودیت زمانی از پایگاه داده لنز جمع آوری شدند. در مجموع 1267 اختراع ثبت شده مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان می دهند که تعداد ثبت اختراعات مرتبط با هوش مصنوعی در آموزش، به ویژه در سال های اخیر، به طور پیوسته در حال افزایش است. میزان استناد به این اختراعات نیز افزایش یافته و نشان دهنده تأثیرگذاری بیشتر آنها در تحقیقات مرتبط است. همچنین بخش قابل توجهی از این اختراعات به منابع علمی ارجاع داده اند که نشان دهنده ارتباط قوی بین تحقیقات دانشگاهی و پیشرفت های تکنولوژیکی در این حوزه است. شاخص های پیوند با علم و فناوری و قدرت فنی نیز نشان دهنده سطح بالایی از نوآوری و تازگی در این زمینه است.
نتیجه گیری: تعداد ثبت اختراعات هوش مصنوعی در آموزش به طور مداوم در حال افزایش است و این اختراعات به طور فزاینده ای مورد استناد قرار می گیرند، که نشان دهنده تأثیر آنها بر تحقیقات و توسعه های بیشتر است. ثبت اختراعات، ارتباطات قوی بین تحقیقات علمی و پیشرفت های تکنولوژیکی را نشان می دهند و سطح بالایی از نوآوری و تازگی فنی در این حوزه به چشم می خورد. هوش مصنوعی نقش مهمی در تغییر چشم انداز آموزشی دارد، به ویژه در زمینه هایی مانند یادگیری شخصی سازی شده، ارزیابی تطبیقی و سیستم های آموزشی هوشمند. ادغام هوش مصنوعی در آموزش می تواند فرآیندهای یاددهی و یادگیری را دگرگون کند، مشارکت دانش آموزان را افزایش دهد و تجربیات آموزشی شخصی سازی شده را بهبود بخشد. با این حال، برای استفاده بهینه و کاهش خطرات بالقوه، ضروری است که ملاحظات اخلاقی مانند حفظ حریم خصوصی داده ها و جلوگیری از سوگیری رعایت شود. در نتیجه، هوش مصنوعی پتانسیل بسیار بالایی برای متحول کردن آموزش به روشی مؤثرتر و شخصی تر دارد و باید از آن به شکلی مسئولانه و اخلاقی استفاده شود تا به توانمندسازی دانش آموزان و تقویت یادگیری مادام العمر کمک کند.
ترسیم نقشه علمی هوش مصنوعی در برونداد پژوهشگران دانشگاه های شهر تهران: تحلیل بیبلیومتریک بروندادهای علمی منتشر شده در پایگاه استنادی اسکوپوس در بازه 2015-2025(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
55 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه، ترسیم نقشه علمی حوزه هوش مصنوعی در برونداد پژوهشگران دانشگاه های شهر تهران در پایگاه استنادی اسکوپوس است.
روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده و با استفاده از روش مطالعه توصیفی- تحلیلی و تکنیک کتابسنجی انجام شده است. برای ترسیم نقشه های علمی، از ابزارهایی مانند نرم افزار VOS viewer استفاده شد. در این مطالعه، داده های علمی مرتبط با هوش مصنوعی که توسط پژوهشگران دانشگاه های تهران در پایگاه استنادی اسکوپوس منتشر شده اند، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. داده های مورد استفاده شامل مقالات منتشر شده در زمینه هوش مصنوعی در بازه زمانی 10 ساله (2015-2025) بودند.
یافته ها: پژوهشگران ایرانی در زمینه هوش مصنوعی به طور عمده در حوزه های یادگیری ماشین، شبکه های عصبی و پردازش زبان طبیعی فعال هستند و همکاری های بین المللی چشمگیری با پژوهشگران کشورهای مختلف دارند. همچنین، بیشترین تعداد مقالات مربوط به این حوزه از سوی دانشگاه های بزرگ و معتبر ایران منتشر شده است.
نتیجه گیری: در سال های اخیر، رشد چشمگیری در تولید مقالات علمی در زمینه هوش مصنوعی در دانشگاه های شهر تهران مشاهده می شود و این روند در آینده نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و پژوهشگران کمک کند تا به بهبود استراتژی های تحقیقاتی و همکاری های علمی در این حوزه بپردازند.
بازپژوهی مفهوم مسئولیت کیفری هوش مصنوعی (مطالعه موردی خودروهای خود ران) در حقوق اسلام، ایران، آمریکا و آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه هوش مصنوعی در کالبد ربات های ساخت بشر دمیده شده و نقش ربات ها با کاربردهای مختلف نظامی، درمانی و غیره در زندگی انسان ها رو به افزایش است. همین مسئله سبب شده تا مسائل و مشکلاتی در حوزه حقوق کیفری کشورها به وجود آید. مهم ترین مبحث حقوق کیفری در مورد هوش مصنوعی به خصوص خودروهای خودران، بحث مسئولیت کیفری آن ها در صورت بروز حوادث رانندگی در حالت رانندگی خودکار است. برای مشخص شدن مبانی مسئولیت کیفری هوش مصنوعی در حقوق اسلام و کشورهای ایران، آمریکا و آلمان ابتدا باید دریافت که مفهوم مسئولیت کیفری در نظام حقوقی آن ها چیست؟ همچنین در مواقع ارتکاب جرم توسط هوش مصنوعی چه کسی مسئول است؟ و اینکه آیا می توان مبانی مسئولیت کیفری سنتی که انسان ها را مورد خطاب قرار می دهد را به هوش مصنوعی نسبت داد؟ روش این تحقیق بر اساس اکثر پژوهش های حقوق کیفری به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ شیوه اجرا توصیفی تحلیلی و ابزار گرداوری اطلاعات و داده ها اسنادی و کتابخانه ای است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که علی رغم و جود شباهت ها و تفاوت ها میان اصول حاکم بر مسئولیت کیفری در اسلام و کشورهای مورد مطالعه، نمی توان مبانی مسئولیت کیفری سنتی را به هوش مصنوعی تسری داد. زیرا هوش مصنوعی قابلیت درک اعمال خود و نتایج آن را ندارد، لذا اخلاقاً و قانوناً نمی توان آن را مجازات کرد. ضمن اینکه هوش مصنوعی درکی نسبت به مفهوم مجازات نیز ندارد؛ لذا می بایست در جرایم ارتکابی توسط آن ها با توجه به شرایط جرم، سازنده، برنامه ریز یا مالک را مسئول دانست و مجازات کرد.
امکان سنجی استفاده از دفاع اضطرار توسط برنامه نویس خودروی خودران بر اساس مبانی حقوق کیفری ایران و رویه های مربوط به قتل ناشی از اضطرار در کامن لا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت در صنعت حمل و نقل و علوم رایانه موجب تولید خودرویی شده است که نیاز به راننده انسانی ندارد و در عوض هوش مصنوعی رانندگی را انجام می دهد. در این حالت برنامه نویس باید شرایطی که امکان تصادف در آن وجود دارد را از قبل پیش بینی کند و هوش مصنوعی را در راستای نشان دادن واکنش منطبق بر قانون آموزش دهد. در برخی از فروض احتمالی که ممکن است در هنگام رانندگی پیش آید، تشخیص واکنش منطبق بر قانون یک چالش اساسی محسوب می شود که باید توسط حقوقدانان حل وفصل گردد تا برنامه نویس با الگو قرار دادن پیشنهاد حقوقدانان، الگوریتم های خودروی خودران را طوری تنظیم کند که تصادفات احتمالی، منجر به تحمیل مسئولیت کیفری بر او نشود. با عنایت به این موضوع، در مقاله حاضر، با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روشی توصیفی-تحلیلی به ترسیم فرض های احتمالی از جمله مواردی که خودروی خودران باید بین کوبیدن به دو گروه انسانی یکی را انتخاب کند پرداخته شده است. در نهایت با توجه به مبانی حقوق داخلی و رویه های مربوط به قتل ناشی از اضطرار در نظام کامن لا در صدد یافتن پاسخ برای این چالش ها هستیم. بدین ترتیب تلاش شده است تا چهارچوب نظری لازم در جهت آمادگی نظام حقوقی کشور برای ورود خودران ها و کاهش ریسک فعالیت طراحان و سرمایه گذاران در این حوزه از طریق رفع مسئولیت کیفری ناشی از تصادف خودران ها با انسان بر مبنای قاعده اضطرار ارائه گردد.
مسئولیت مدنی راجع به کشتی های خودران در حقوق ایران و اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشتی های خودران با چالش های حقوقی همراه خود، اکنون آینده ای از صنعت حمل ونقل دریانوردی هستند. ازجمله چالش های حقوقی این پدیده ها، مسئولیت مدنی ناشی از تولید و مالکیت و بهره برداری این کشتی ها است. ازآنجایی که حضور دریانوردان در عرشه، پیش نیاز صریح برای شمول عنوان «کشتی» نیست، کشتی خودران نیز، مشمول تعریف کشتی قرار دارد. مسئولیت مدنی در قلمرو کشتی های خودران، از عوامل متعددی تأثیر می گیرد. قابلیت دریانوردی کشتی، سطح خودمختاری کشتی بدون سرنشین، میزان دخالت پذیری کشتی از عوامل انسانی، از این جمله اند. به علاوه، گونه شناسی تعهد اشخاص درگیر در تولید و بهره برداری و نیز نوع مسئولیت های مبتنی بر این تعهدات بر نحوه شناسایی اشخاص مسئول و نیز نحوه تقسیم مسئولیت سهم بسزایی دارد. صرف نظر از اختلاف هایی که در کنوانسیون های مختلف و حقوق عرفی برخی سیستم های حقوقی وجود دارد، بر اساس یافته های پژوهش حاضر، در مبنای مسئولیت مدنی کشتی های خودران باید از مبنای تقصیر، به دلیل دشواری طرح دعوا و نیز حرفه ای بودن تولیدکنندگان و بهره برداران و نیز از مسئولیت مطلق به دلیل سخت گیری بیش ازحد و عدم ضرورت این حد از حمایت، باید صرف نظر کرد. پذیرش مبنای پیشنهادی تعهد به ایمنی و مسئولیت محض، چه در تولید و چه در بهره برداری، یا دست کم فرض تقصیر، ثبوتاً و اثباتاً، مزیت های بیشتر و معایب کمتری دارد. به علاوه، در صورت توارد اسباب و استناد زیان به عوامل متعدد طولی، امکان استقرار ضمان نسبت به پاره ای عوامل زیان بار، ازجمله افرادی که تقصیر در بهره برداری منسوب به آن هاست، قابل بررسی است.
گستره فناوری بلاکچین: یک مطالعه فراترکیب از کاربردها، مزایا، چالش ها و فناوری های مرتبط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
245 - 300
حوزههای تخصصی:
هدف: بلاکچِین در ابتدای ظهور مکانیزمی برای ارائه رمزارز بیت کوین بود، ولی به زودی از هدف اولیه خود فاصله گرفت و اکنون صنایع گوناگونی را درنوردیده است. هدف پژوهش حاضر شناسایی کاربردها، مزایا، چالش ها و فناوری های مرتبط با بلاکچین است. روش : این تحقیق از نوع مرور نظام مند است. ابتدا 295 منبع شناسایی شد و سپس در چهار مرحله و با حذف منابع غیر مرتبط، تعداد 90 منبع معتبر بین سال های 2014 تا 2021 تحلیل شده و محورهای مرتبط با بلاکچین استخراج گردید. نتایج: حوزه های کاربرد بلاکچین در 26 محور طبقه بندی شد که بیشترین فراوانی به ترتیب در حوزه قرارداد هوشمند، مدیریت زنجیره تأمین، بهداشت و سلامت، مالی، الزامات قانونی حاکمیت و دولت، انرژی، آموزش، شهر هوشمند، رمز ارزها، حمل و نقل عمومی و کشاورزی بوده است. همچنین فناوری های مرتبط با بلاکچین به ترتیب فراوانی شامل اینترنت اشیاء، رایانش ابری، هوش مصنوعی و کلان داده است. مزایای بلاکچین در 23 محور شناسایی شد که ایجاد شفافیت، محافظت از حریم خصوصی، ایجاد اعتماد، تغییر ناپذیری، عدم تمرکزگرایی، صرفه جویی در هزینه، بیشترین فراوانی را دارند. همچنین چالش های استفاده از بلاکچین در 18 مورد شناسایی شد که مقیاس پذیری، مصرف انرژی، فقدان مقررات و پیچیدگی در این عرصه بیشترین فراوانی را دارند. نتیجه گیری: بلاکچین اصلی ترین فناوری صنعت 4.0 است. یافته ها نشان داد که بلاکچین یک فناوری چند بعدی، پیچیده و پرکاربرد است. مساعدت نظری پژوهش حاضر، کمک به شناخت جامع از گستره و حیطه بلاکچین است.
بررسی قابلیت های شرکت های داخلی دارای محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی با قابلیت استفاده در حوزه فعالیت های کتابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به قابلیت های رو به گسترش فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی، هدف اصلی این پژوهش بررسی قابلیت استفاده از محصولات/ نرم افزارهای ایرانی مبتنی بر هوش مصنوعی در کتابخانه ها و نرم افزارهای کتابخانه ای می باشد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش کمّی است که به روش تحلیلی و توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه پژوهش، کلیه شرکت های ثبت شده رسمی در ایران بوده که نمونه پژوهش شامل 21 شرکت فعال در زمینه تولیدات نرم افزاری هوش مصنوعی هستند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش چک لیست محقق ساخته است که شامل دو بخش، اطلاعات دموگرافی شرکت ها و سوالات پژوهش بوده و پایایی آن با آلفای کرونباخ 84/0، تایید گردید. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که بیشترین حوزه های فعالیت شرکت های مورد بررسی پردازش متن، تصویر و صوت بوده است و محصولات این شرکت ها قابلیت کاربرد در نرم افزارهای کتابخانه ای را دارند. شرکت های عصر گویش پرداز و سرزمین هوشمند، از قدیمی ترین شرکت ها در این حوزه هستند که از سال 1384تاکنون مشغول فعالیت می باشند. شرکت عامر اندیش هوشمند با داشتن 30 کارمند، دارای بیشترین تعداد کادر متخصص می باشد. نتیجه گیری: بهره گیری از هوش مصنوعی در نرم افزارهای کتابخانه ای در ایران علمی نوپا است و شرکت های مرتبط با این حوزه برای طراحی و تولید نرم افزارهای بومی سازگار با زبان رسمی کشور، در حال طی مسیرهای پیشرفت و توسعه هستند. کتابخانه ها و کتابداران نیز به استفاده از فناوری های جدید در کتابخانه ها علاقمند بوده، هرچند که نیازمند آموزش هایی برای استفاده از آن ها باشند.
توسعه الگوریتم درخت تصمیم برای تشخیص سریع بیماری کووید 19 برپایه اینترنت اشیاء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
387 - 422
حوزههای تخصصی:
هدف: چالش های بهداشتی بدون شک مهم ترین موانع توسعه پایدار جهانی است و با مشکلات اجتماعی و اقتصادی مختلف و ناکافی بودن منابع رشد می کند. در مقابل سلامت جامعه به توسعه اقتصاد ملی و جهانی کمک کرده و بنابراین در شکل گیری ثبات و رفاه یک ملت یا منطقه، نقش زیادی دارد. امروزه با توجه به مهم بودن مسئله سلامت در حوزه بیماری های واگیر، وجود سیستمی به منظور پیش بینی و کنترل همه گیری ها لازم است؛ زیرا با پیشگیری از شیوع همه گیری، می تواند علاوه بر ارزش بالای انسانی در جوامع، سودآوری اقتصادی نیز برای نظام های سلامت داشته باشد. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف توسعه الگوریتم هوش مصنوعی بر پایه ویژگی های بدست آمده از اینترنت اشیاء برای تشخیص سریع کووید19 انجام شده است. روش: روش پژوهش حاضر از نظر پارادایم، تفسیری و از لحاظ استراتژی اکتشافی است. همچنین براساس نوع گردآوری داده ها از نوع پژوهش های کیفی بوده و با توجه به توسعه الگوریتم، روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر علم طراحی است. رویکرد تحقیق آینده نگر است، به طوری که مکانیزم انتقال بیماری و ویژگی های تاثیرگذار آن، ما را قادر به پیش بینی هایی در مورد بیماری و در نتیجه طرح استراتژی های کنترل بیماری و مراقبت های بهداشتی می نماید. این پژوهش در یک فرآیند 7 مرحله ای انجام شد. ویژگی های اینترنت اشیاء در پژوهش حاضر با نظر خبرگان استخراج گردید و ویژگی های بدست آمده در آزمایش الگوریتم «درخت تصمیم» بر روی داده ها، برای تعیین بهترین مدل ایجاد شد. یافته ها: نتایج مرور سیستماتیک رشد سریع مستندات از سال 2015 را نشان داد که می تواند نشان دهنده کاربردی شدن حوزه های مختلف فناوری اطلاعات مانند اینترنت اشیاء و یادگیری ماشین در زمینه سلامت عمومی و پیش گیری از بیماری های واگیر باشد. در الگوریتم مقادیر K از 1 تا 20 همسایگی محاسبه شد و بهترین دقت در K برابر 2 بدست آمد. بنابراین، برای پیش بینی بیماری کووید19، دقت الگوریتم بالاتر از 98 درصد است. پس از محاسبه دقت، تحلیل ماتریس ابهام نشان داد در K برابر 2، حساسیت 99 درصد و ویژگی 92 درصد است. نتیجه گیری: مقایسه نتایج الگوریتم نشان می دهد که علاوه بر دقت، حساسیت و ویژگی بدست آمده، بالاتر از روش های سنّتی تشخیص بیماری های واگیردار است. همچنین به دلیل نداشتن ویژگی های پیچیده غیرضروری که صرفاً زمان پیاده سازی مدل را افزایش می دهند، الگوریتم در چند دقیقه ران شده و بنابراین سرعت تشخیص بسیار بالا است. حساسیت بالای 99 درصد که نشان دهنده کم ترین موارد منفی کاذب است، در این پژوهش بدست آمد و بنابراین الگوریتم پیشنهادی برای شناسایی حداکثر افراد مبتلاء به کووید19 بسیار مناسب و کاربردی است.
بررسی پیشایندها و پیامدهای هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی در متاورس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
196 - 161
حوزههای تخصصی:
هدف: هوشمندی فروش به مفهوم انجام عملیات فروش در بستر بلاک چین، با استفاده از قراردادهای هوشمند و عامل های هوشمند هوش مصنوعی با نظارت مستقیم تمام اعضای شبکه است. هوشمند سازی فروش و استفاده از داده های مؤثر، در فضای اقتصادی متاورس می تواند یک قدم مؤثر در جلب اعتماد و وفادارسازی مشتریان باشد. استفاده از روش های نوآورانه و هوشمند برای فروش در متاورس، می تواند باعث افزایش سود، بالا رفتن میزان تعامل با مشتری و ایجاد روابط پایدار با آنها شود. مشکل اصلی فروش در متاورس جعل هویت وعدم اطمینان از شرکت ها و کاربران فعال در آن فضا است. استقرار سیستم های هوشمند، توکن های غیرقابل معاوضه، بلاکچین، بازاریابی دیجیتال هوشمند و عامل های هوشمند فروش هوش مصنوعی می تواند اعتماد واطمینان را در بین کاربران افزایش داده و منجر به فروش موثر وسودآوری گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی در متاورس است.
روش : پژوهش حاضر از نوع کیفی است. بدین جهت از دو روش مرور سیستماتیک و داده بنیاد به صورت ترکیبی استفاده شد. جامعه آماری در روش داده بنیاد، خبرگان رشته های مدیریت بازرگانی، مدیریت اطلاعات و کامپیوتر بودند. حجم نمونه این جامعه با اشباع نظری به تعداد 13 نفر، با استفاده از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، به صورت ترکیبی مشخص شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا 20 استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها در روش مرور نظام مند مطالعات کتابخانه ای، و در روش داده بنیاد، مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق با خبرگان بود. از معیار کیفی قابلیت اعتماد گوبا و لینکن و دو معیار کمّی کاپای کوهن و ضریب هولستی، برای سنجش روایی و پایایی تحقیق استفاده گردید. با توجه به اینکه ادبیات و پیشینه پژوهش مورد مطالعه جهت تکمیل الگوی پارادایمی، از غنای لازم برخوردار نبود، ابتدا با استفاده از روش مرور سیستماتیک و نظام مند، پیشایندها و پدیده مرکزی الگو شناسایی گردید. در ادامه تحقیق، برای شناسایی عوامل مداخله گر، عوامل زمینه ای، راهبردها و پیامدها از روش داده بنیاد، با بهره گیری از نظر خبرگان استفاده شد. در مجموع، تعداد 269 مقاله با توجه به موضوع تحقیق شناسایی شد که پس از غربال گری، 11 مقاله فارسی در فواصل زمانی 1399-1401 و 20 مقاله انگلیسی در بازه زمانی 2022-2023 از نظر موضوع و محتوا طبق نظر اساتید دانشگاهی، مناسب تشخیص داده شدند. پس از جستجوی مقالات فارسی و انگلیسی، عملیات غربال گری مقالات انجام شده و پس از مطالعه کامل مقالات به روش مرور سیستماتیک، مقوله های پیشایند و هوشمندی فروش، شناسایی شدند. در ادامه، با استفاده از روش داده بنیاد و براساس کدگذاری های باز، محوری و انتخابی، نسبت به تکمیل الگو اقدام شد. پس از طراحی سوالات پرسشنامه کیفی و تایید پرسشنامه توسط اساتید راهنما و مشاورین و برخی از خبرگان دانشگاهی، نسبت به جمع آوری داده ها اقدام گردید. برای افزایش روایی پژوهش در حین مصاحبه، به همراه یادداشت برداری، از دستگاه ضبط صوت نیز استفاده شد. پس از جمع آوری داده های کیفی طی کدگذاری باز، داده ها به بخش های مجزا خُرد شده و برای به دست آوردن رویه ها، مشابهت ها و تفاوت هایشان مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا در مرحله کدگذاری باز، مقوله ها شناسایی شدند. سپس در مرحله دوم تجزیه و تحلیل، از کدگذاری محوری استفاده شد. هدف این مرحله، برقراری رابطه بین مقوله های شناسایی شده در مرحله کدگذاری باز بود. این کدگذاری، به این دلیل محوری نامیده شد که کدگذاری حول محور یک مقوله رخ می دهد. در این مرحله، متغیر هوشمندی فروش، طبق روش مرور سیستماتیک تحت عنوان پدیده محوری در مرکز فرایند، مورد کاوش قرار داده شد و تلاش شد تا ارتباط سایر مقوله های تولید شده با آن مشخص گردد.
یافته ها: نتایج بدست آمده به شناسایی 109 کدگذاری باز، 33 کد محوری و 6 کدگذاری گزینشی منجر شد. در نهایت، ارائه الگوی پارادایمی با عنوان هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی ارائه گردید. با استفاده از روش مرور سیستماتیک، مقوله های ریسک درک شده، انگیزه لذت جویانه، تعاملات جذاب، کاتالوگ سه بعدی واقعیت افزوده، محتوای دیجیتال واقعیت افزوده، تبلیغات دیجیتال واقعیت افزوده، اپلیکیشن های واقعیت افزوده، لید جنریشن واقعیت افزوده، برندینگ واقعیت مجازی، ری برندینگ واقعیت مجازی، توکن های غیرقابل معاوضه و قرارداد هوشمند فروش، به عنوان پیشایندهای موثر بر هوشمندی فروش، با تاثیرگذاری مثبت شناسایی شدند. با استفاده از روش داده بنیاد و نظر خبرگان، مقوله های بهبود متریک های دیجیتال مارکتینگ، محصولات دیجیتال، ارتقای شبکه اجتماعی، فرصت کارآفرینی مجازی، توسعه کسب وکار، پلتفرم محصول و بهبود تجاری سازی، به عنوان پیامدهای اجرای راهبرد شناسایی گردیدند. تاثیر راهبرد بر تمامی پیشایندها، مثبت ارزیابی گردید. با استفاده از روش داده بنیاد، مقوله های فراداده، فضای ابری، کلان داده، رایانش لبه ای، هوش مصنوعی بازاریابی دیجیتال و اینترنت اشیاء، به عنوان عوامل زمینه ای تاثیرگذار مثبت بر راهبرد شناسایی شدند مقوله های شکاف دیجیتالی، نقض حریم خصوصی، هک هویت، امنیت داده و اطلاعات، جرایم سایبری و ابهام قوانین و مقررات، به عنوان عوامل زمینه ای، با تاثیرگذاری منفی بر راهبرد شناسایی شدند.
نتیجه گیری: براساس نتایج بدست آمده، 109 کدگذاری باز، 33 کد محوری و 6 کدگذاری گزینشی شناسایی شدند. همچنین الگوی پارادایمی با عنوان هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی ارائه شد.
شناسایی مولفه های هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
351 - 390
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت دانش به مجموعه ای از فرایندها گفته می شود که داده ها و اطلاعات سازمان را به دانشی ارزشمند تبدیل می نمایند. برای پیاده-سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش در سازمان ها عوامل متعددی موثر هستند که هوش مصنوعی یکی از این عوامل می باشد. پژوهش حاضر به منظور شناسایی مؤلفه های هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش صورت گرفته است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات جزو تحقیقات کتابخانه ای است که از تکنیک های میدانی نیز استفاده شده است. این پژوهش از نظر روش، جزو پژوهش های توصیفی – ترکیبی است که از طریق پیمایش دلفی و تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 40 نفر اساتید رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی تهران و دانشجویان مقطع دکتری است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی (میانگین و درصد) و همچنین به منظور تحلیل داده های آماری از نرم افزار spss 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های به دست آمده در پژوهش حاضر نشان داد که مؤلفه های هوش مصنوعی شامل مؤلفه عملکرد هوش مصنوعی که شامل 6 گویه که مهم ترین گویه، گویه ی تشخیص الگو و بازنشانی الگو برای پاسخگویی به مسائل براساس دانش قبلی؛ مؤلفه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری شامل 14 گویه که مهمترین گویه، گویه ها ی امکانات برقراری ارتباط و گفتگو برخط (آنلاین) و نرم افزاری نوشتاری؛ مؤلفه نگرش افراد سازمان شامل 6 گویه که مهمترین گویه، گویه ی نقش مهم عامل انگیزه در پیشرفت افراد در کار با رایانه؛ مؤلفه سنجش میزان مهارت افراد سازمان شامل 13 گویه که مهمترین گویه، آشنایی با نرم افزارهای آفیس؛ مؤلفه عوامل اقتصادی دارای 7 گویه که مترنی آن گویه ی هزینه تجهیز سازمان به سخت افزارها ، مؤلفه عوامل فرهنگی شامل 6 گویه که مهمترین گویه، اعتماد؛ مؤلفه فناوری اطلاعات شامل 7 گویه که مهمترین گویه ها ، امنیت و بهینه سازی و گویه خودکارسازی فرآیندها؛ مؤلفه محتوای دانشی شامل 2 گویه که مهمترین گویه های دانش های آشکار و نهان؛ مؤلفه زیرساخت سازمانیشامل 7 گویه که مهمترین گویه، پهنای باند متناسب با شبکه؛ مؤلفه دستورالعمل و بخشنامه ها دارای 2 گویه که مهمترین آن، گویه بخشنامه های مبنی بر هوشمندسازی سازمان؛ مؤلفه سیستم های یکپارچه که شامل 3 گویه و مهمترین گویه، گویه همکاری و تعامل علمی و آموزشی با سایر سازمان های هوشمند؛ مؤلفه فرآیندهای مدیریتی و مدیران ارشد شامل 6 گویه که مهمترین آنها، گویه های تنظیم اولویت های استراتژیک برای مدیریت دانش، ایجاد یک مخزن دانش، و مدیریت نوآوری؛ مؤلفه مزایا و کاربردهای هوش مصنوعی شامل 13 گویه که مهمترین گویه ها، گویه های تسهیل به اشتراک گذاری و بازیابی دانش، سهولت انتقال دانش؛ مؤلفه پردازش تصویر شامل 3 گویه که مهمترین ان نویسه خوان نوری؛ مؤلفه پردازش متن شامل 15 گویه که مهمترین انها، گویه های استخراج کلمات کلیدی و گروه بندی متون مشابه؛ مؤلفه پردازش گفتار شامل 3 گویه و مهمترین گویه گدیه ی مترجم های صوتی؛ و در نهایت مؤلفه اهداف به کارگیری هوش مصنوعی که شامل 13 گویه و مهمترین گویه ها گویه های انتقال مهارت ها و دانش کارکنان زبده و اندیشمند به سیستم های خبره و ارتقا توانایی ها و قابلیت های فردی و تربیت نیروی انسانی متفکر از نظر خبرگان (اعضای پنل دلفی) شناسایی شدند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده در این پژوهش نشانگر آن است که به کارگیری هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش می تواند نقش موثری را داشته باشد و همچنین هوش مصنوعی باعث تسهیل امر اشتراک و انتقال دانش و همچنین تسریع فرایند بازیابی می شود. با تمرکز بر این مؤلفه های شناسایی شده هوش مصنوعی و به کارگیری و تمرکز بر آن ها می توان در پیشروی و پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سازمان ها اقدام کرد.
واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسب و کارهای نوپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
205 - 232
حوزههای تخصصی:
هدف: در چند سال گذشته، جهان شاهد ظهور تعداد زیادی از محصولات و خدمات هوشمند، در دسترس بودن تجاری آنها و تأثیرات اجتماعی- اقتصادی آنها است. استفاده از هوش مصنوعی می تواند سطح عملکرد کسب وکارهای نوپا را افزایش دهد. با توجه به نقش و تاثیر هوش مصنوعی در سرعت بخشیدن به کارآفرینی و توسعه کسب وکارهای نوپا، هدف پژوهش حاضر واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسب وکارهای نوپا است.
روش: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی بوده، و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند، به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش تحلیل مضمون پرداخته است. جامعه آماری شامل خبرگان و صاحب نظران و کارآفرینان در حوزه کسب وکارهای نوپا هستند که از بین آنها ۱۲نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. به منظور حصول اطمینان از روایی تحقیق، تلاش شد نمونه آماری از افرادی باشند که از دانش و تخصص لازم در زمینه تحقیق برخوردار بوده و همچنین مداخله محققین در تحقیق را به حداقل برسانند. برای محاسبه پایایی از شیوه توافق درون موضوعی یا دو کدگذار استفاده شده، که برابر با 79 درصد است. با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از 60 درصد است، پایایی کدگذاری تأیید شد و می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است. پژوهش حاضر چند ایده در مورد چگونگی انطباق فرصت ها و عملکردها با فناوری های نوظهور هوش مصنوعی ارائه می دهد که عبارتند از: حفاظت از داده های کارکنان، ایجاد داده های واقعی همراه با کیفیت و حجم داده ها، نهادینه کردن مرحله آموزشی مناسب برای یادگیری، شناسایی و اصلاح الگوها، جلوگیری از ورودی داده های مغرضانه.
یافته ها: در تحقیق حاضر با نگاهی نو به نقش هوش مصنوعی در رشد کارآفرینی و توسعه کسب و کارهای نوپا، به اهمّ نقش های آن نسبت به توسعه کارآفرینی و کسب وکارهای نوپا پرداخته شد. با توجه به نتایج حاصل از مصاحبه های انجام شده با خبرگان و فعالان، نقش هوش مصنوعی را می توان در دو مضمون فرصت ها و چالش ها و 10 مضمون سازمان دهنده برای رونق و ارتقاء کارآفرینی و توسعه کسب وکارها طبقه بندی کرد. فرصت ها با 5 مضمون سازمان دهنده شامل قابلیت شبکه سازی برای کسب وکارهای نوپا، همگرایی تکنولوژی با اهداف کارآفرینان، مشتری محوری جهانی، ارزش آفرینی شغلی، تاب آوری کسب وکارهای نوپا شناسایی شدند. چالش ها نیز در قالب 5 مضمون سازمان دهنده شامل شکاف استعدادها، حریم خصوصی و امنیتی کارآفرینان، تعمیر و نگهداری مداوم، عدم قابلیت های یکپارچه سازی و کاربردهای ثابت و محدود، دسته بندی شده اند. در نهایت براساس تحلیل های صورت گرفته روی داده های کیفی، مدل پارادایمی نقش هوش مصنوعی در توسعه کارآفرینی و کسب وکارهای نوپا ارائه گردید.
نتیجه گیری: توصیه می شود هنگام استقرار سرویس های هوش مصنوعی، احتیاط شود. برای مدیریت موثر و کارآمد سیستم های هوش مصنوعی، بینش مناسب مورد نیاز است. امروزه سازمان ها با شرایط در حال تغییر اقتصادی، فنی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی مواجه اند که بقاء آنان در چنین شرایط رقابتی و بسیار پیچیده، به هوشمندی و پاسخ به موقع و مناسب به این تغییرات بستگی دارد. در حوزه کسب وکارهای نوپا، سیستم های هوش مصنوعی برای حل این مشکلات طراحی شده اند و می توانند وظایف را به خوبی اجرا کنند. با این حال، آنها قابلیت های محدودی دارند. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن هوش مصنوعی مفید واقع گردد. این مطالعه با داشتن دو بازبین مستقل مسئول انتخاب مطالعه و استخراج داده ها، با توافق بسیار بالا در هر دو فرآیند، سوگیری انتخاب را به حداقل رساند.
سواد هوش مصنوعی: ضرورت تحول در برنامه های درسی و نقش کتابداران در آموزش آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، سواد هوش مصنوعی به عنوان یک مهارت ضروری برای همه افراد مطرح است. سواد هوش مصنوعی فراتر از دانش فنی است و درک پیامدهای اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی این فناوری را شامل می شود. این سواد به افراد کمک می کند تا با هوش مصنوعی به صورت انتقادی تعامل کرده و از آن به شکلی مسئولانه استفاده کنند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین ضرورت تحول در برنامه های درسی بر اساس سواد هوش مصنوعی و نقش کتابداران در آموزش آن است. این مطالعه به صورت کیفی، و به روش تحلیل مفهوم و کاربرد الگوی شش-مرحله ای Levac, Colquhoun & O’Brien (2010) انجام شده است. همچنین برای انتخاب صحیح مقالات در مرحله سوم الگوی مذکور، از فرایندِ انتخابِ مقالات Silva (2015) استفاده شده است. جامعه آماری متونی را شامل می شود که به زبان انگلیسی در پایگاه های «اسکوپوس» و «وب آوساینس» نمایه شده اند. پس از جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی و بازیابی 912 مقاله، به پاکسازی و غربالگری مقالات پرداخته شد و سرانجام، 34 مقاله مرتبط باقی ماند. مرور متون حاکی از عدم ادغام سواد هوش مصنوعی در برنامه های درسی مدارس و دانشگاه هاست. در ضمن، هنوز رویکردی جامع و یکپارچه برای آموزش آن وجود ندارد. در این بین، کتابداران می توانند نقش مهمی در ترویج سواد هوش مصنوعی ایفا کنند. کتابداران با توجه به دانش و مهارت های خود در زمینه جست وجو و ارزیابی اطلاعات می توانند به عنوان راهنما و مشاور در زمینه هوش مصنوعی عمل کنند. آن ها می توانند به کاربران کمک کنند تا اطلاعات دقیق و قابل اعتمادی در مورد هوش مصنوعی پیدا کنند، از ابزارهای هوش مصنوعی به طور مؤثر استفاده نموده، و درک درستی از محدودیت ها و چالش های این فناوری به دست آورند. با این حال، برای اینکه آن ها بتوانند این نقش خود را به خوبی ایفا کنند، نیاز به آموزش و توانمندسازی در زمینه هوش مصنوعی دارند. همچنین، کتابخانه ها باید به منابع و ابزارهای لازم برای ارائه خدمات مرتبط با هوش مصنوعی مجهز شوند. در مسیر توسعه سواد هوش مصنوعی، چالش هایی نیز وجود دارد؛ از جمله فقدان منابع آموزشی جامع و به روز در زمینه سواد هوش مصنوعی؛ مسائل اخلاقی مرتبط با هوش مصنوعی مانند سوگیری، حریم خصوصی و شفافیت؛ سرعت بالای تغییرات در حوزه هوش مصنوعی و نیاز به به روزرسانی مداوم دانش و مهارت ها؛ و عدم آگاهی و مقاومت در برابر تغییرات و پذیرش فناوری های جدید. بنابراین، برای تحقق جامعه ای هوشمند و مبتنی بر دانش باید به طور جدی به آموزش سواد هوش مصنوعی در همه سطوح توجه شود. با توجه به چالش های موجود، نیاز به همکاری و تعامل بین همه بهره داران از جمله دولت ها، مؤسسات آموزشی، کتابخانه ها و بخش خصوصی برای توسعه و ترویج سواد هوش مصنوعی احساس می شود. در این راه، توسعه برنامه های آموزشی جامع، حمایت از تحقیقات، ترویج همکاری های بین کتابخانه ها، مدارس، دانشگاه ها و سایر نهادها، ایجاد زیرساخت های لازم، و توجه به ابعاد اخلاقی پیشنهاد می شود. با به کارگیری این اقدامات، انتظار می رود به جامعه ای دست یافت که در آن افراد توانایی درک، ارزیابی، و استفاده مسئولانه از فناوری های هوش مصنوعی را داشته باشند.
تحلیل و بررسی مزایا و چالش های اخلاقی مدل های زبانی بزرگ در سپهر پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدل های زبانی بزرگ چه کاربست هایی دارند و این کاربست ها به چه مزایا و چالش هایی به ویژه در سپهر پژوهش می انجامند؟ در این مقاله به تحلیل و بررسی مهم ترین مزایا و چالش های اخلاقی این مدل های زبانی خواهیم پرداخت. خواهیم دید که در کنار مزایایی همچون رفع موانع زبانی برای نویسندگان غیرانگلیسی زبان، کاهش هزینه آماده سازی، صرفه جویی در زمان، افزایش کیفیت نگارش، ترویج راحت تر دانش، و کمک به پژوهشگران دارای شرایط خاص، چالش های مهمی نظیر توهم ، مسئولیت پذیری و مؤلف بودن، مشابه نویسی و سرقت ادبی، سوگیری، امنیت و حریم خصوصی، ایمنی و توان آسیب رسانی، شفافیت و توضیح پذیری، مسائل زیست محیطی، بیکاری و بهره کشی نیز وجود دارد. با تحلیل این مزایا و چالش ها و گریز از رویکردهای کاملاً خوشبینانه یا بدبینانه نسبت به این فناوری، نشان خواهیم داد که برای رفع یا کمینه کردن شدت برخی از چالش ها، به ویژه چالش های خاصی که مدل های زبانی در سپهر پژوهش ایجاد می کنند، نیاز به کارهای نظری، سیاستی، آموزشی و فنی وجود دارد.
بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کارکنان: نقش میانجی تسهیم دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
123 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کتابداران پزشکی: نقش میانجی تسهیم دانش در بین مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانه های علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران است. روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و براساس هدف، کاربردی است. جامعه آماری مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانه های علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران بوده و به دلیل محدود بودن حجم جامعه آماری، همه جامعه با استفاده از روش سرشماری لحاظ گردیده است که 176 نفر به کار گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش برای جهت سنجش هوش مصنوعی از پرسش نامه چن و همکاران (۲۰22) که حاوی 22 گویه ای که طیف گسترده ای از ابعاد هوش مصنوعی را در بر بگیرند، استفاده شد. جهت سنجش عملکرد کارکنان از پرسش نامه استیفن (2005) که حاوی 12 گویه، همچنین جهت سنجش تسهیم دانش از پرسش نامه داماج و همکاران (2016) که حاوی 12 گویه، استفاده شد؛ که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استنباطی و روش مد ل سازی معادلات ساختاری با Smart PLS انجام شد. یافته ها نشان داد، هوش مصنوعی بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنی داری دارد و همچنین هوش مصنوعی بر تسهیم دانش تأثیر مثبت دارد. تسهیم دانش بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنی داری دارد. نتایج نشان داد تسهیم دانش به عنوان یک میانجی کامل در رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کارکنان عمل می کند.
نقش میانجی هوش مصنوعی در رابطه بین جو سازمانی و رفتار خلاقانه کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش میانجی هوش مصنوعی در رابطه بین جو سازمانی و رفتار خلاقانه در کتابخانه های علوم پزشکی شهر تهران است. روش پژوهش : پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل مجموعه مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانه های علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران بودند که همه جامعه با استفاده از روش سرشماری لحاظ گردیده است، که 176 نفر به کار گرفته شدند. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش جهت سنجش هوش مصنوعی، جو سازمانی، و رفتار خلاقانه کارکنان، پرسشنامه استاندارد است. برای سنجش میزان بهره گیری از هوش مصنوعی، از پرسشنامه چن و همکاران (2022) شامل 22 گویه استفاده گردید که به دلیل جامعیت مفهومی و پوشش مناسب ابعاد مختلف هوش مصنوعی انتخاب شده است. برای سنجش جو سازمانی، از پرسشنامه جو سازمانی لایل ساسمن و سام دیپ (1989) شامل 20 سؤال در پنج مؤلفه اثربخشی ارتباطات، رضایت و توافق بر روی رویه ها، رضایت از پاداش، وضوح نقش و وضوح اهداف استفاده شد. همچنین، برای ارزیابی رفتار خلاقانه کارکنان با استفاده از پرسشنامه ژو و جورج (2001) شامل 13 گویه استفاده شد. که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استباطی و روش مد ل سازی معادلات ساختاری با SmartPLS انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد جو سازمانی بر رفتار خلاقانه کتابداران تأثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین جو سازمانی بر هوش مصنوعی تأثیر مثبت دارد. هوش مصنوعی بر رفتار خلاقانه تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی نقش میانجی کامل در رابطه بین جو سازمانی و رفتار خلاقانه کتابداران ایفا می کند؛ به این معنا که جو سازمانی به تنهایی بر رفتار خلاقانه تأثیر نمی گذارد، مگر آنکه در کتابخانه ها زیرساخت ها و قابلیت های هوش مصنوعی به طور مؤثری به کار گرفته شود. این یافته حاکی از آن است که صرف وجود یک جو سازمانی مطلوب، بدون بهره گیری از ابزارهای نوین فناورانه، نمی تواند به ارتقای خلاقیت کارکنان منجر شود. کتابخانه های علوم پزشکی به عنوان محیط هایی تخصصی، با ماهیت خدماتی-آموزشی و نیاز بالا به نوآوری، در صورتی می توانند از ظرفیت های خلاقیت کارکنان بهره مند شوند که زمینه های فناورانه از جمله استفاده مؤثر از هوش مصنوعی تقویت گردد. بنابراین، توسعه هوش مصنوعی در کتابخانه ها نه تنها یک عامل فناورانه، بلکه یک عامل واسط سازمانی برای پرورش خلاقیت نیروی انسانی محسوب می شود. این نتیجه می تواند راهگشای سیاست گذاری مدیران کتابخانه ها برای ارتقای نوآوری سازمانی از مسیر دیجیتال سازی هوشمند باشد.