تحلیل انتقادی دیدگاه اسماعیلیه درباره سرنوشت ابدان بعد از مرگ
حوزههای تخصصی:
اعتقاد به اصل معاد میان مسلمانان مشترک است، اما تفسیر و تبیین کیفیت و مراتب آن در میان فرق اسلامی مورد اختلاف می باشد. این از آن روست که تفکر دینی از آغاز تا کنون شاهد افراط و تفریط در ظاهر گرایی و باطن گرایی بوده است. در این راستا می توان معارف فرقه اسماعیلیه را آمیزه ای از دین و فلسفه و از مصادیق باطن گرایی در معارف دینی قلمداد کرد که در ابعاد مختلف عملی و اعتقادی از جمله معاد بروز نموده است. اشتمال معارف بر ظهور و بطون، امکان تأویل و معرفی لایه های باطنی و مقاصد شریعت، به ویژه برای اهل آن و به شرط همراهی با ظاهر، مورد انکار نیست، اما اختلاط بی پروا، باطنی گری افراطی و تأویل بی ضابطه و خارج از مبانی فهم متعارف و قواعد حجیت ظواهر، مردود و باطل است. مسأله این تحقیق تبیین سرنوشت ابدان بعد از مرگ از منظر فرقه اسماعیلیه و نقد اجمالی آن است. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی به تحلیل انتقادی و نقد و بررسی دیدگاه آن ها در این مسأله پرداخته و در نهایت نشان داده است که این تبیین به جهت تنافی با ظواهر قرآن کریم، تهافت در معنای رجوع و بازگشت، ناسازگاری با قوانین طبیعی، تعارض با مبنای اصالت روح و تأثیرپذیری از نحله های بیگانه، قابل قبول به نظر نمی رسد.








