درخت حوزه‌های تخصصی

باستان شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۲٬۲۹۹ مورد.
۲۲۶۱.

واکاوی و گونه شناسی مفهوم هویت در آثار فرهنگی-تاریخی با نگاهی به اسناد یونسکو و ایکوموس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت آثار فرهنگی - تاریخی یونسکو ایکوموس اسناد بین المللی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۱
«هویت» ازجمله مفاهیمی است که دارای گستره معنایی وسیعی در علوم انسانی است. موضوع هویت در سال های اخیر در تقابل با جهانی سازی اهمیت بیشتری یافت؛ از این رو هویت آثار فرهنگی-تاریخی با مفاهیم مختلف موضوع بسیاری از اسناد بین المللی ازجمله سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد یونسکو و شورای بین المللی ابنیه و محوطه ها ایکوموس بوده است. این که در اسناد بین المللی مرتبط با میراث فرهنگی مانند یونسکو و ایکوموس مفهوم هویت چگونه موردتوجه بوده است، پرسشی است که این پژوهش به آن می پردازد. برهمین اساس در پژوهش حاضر ویژگی های و ابعاد مفهوم هویت در این اسناد مطالعه شد و مفاهیم مرتبط با آن استخراج و تحلیل شدند. به این منظور هویت در اسناد مذکور از چارچوب علوم اجتماعی موضوع مطالعه شد. مطالعات مربوط به علوم اجتماعی به روش تفسیری انجام شد و برای مطالعه اسناد بین المللی از روش تحلیل محتوا استفاده شد. در تحلیل محتوا پس از مطالعه دقیق متون جملات کلیدی و کدها استخراج شد و در سه مقوله اصلی و 10 زیرمقوله طبقه بندی شد؛ مقوله های اصلی شامل: هویت، ویژگی های هویت و ابعاد هویت است. ازطریق تحلیل نتایج به دست آمده، الگویی برای مطالعه هویت یک اثر فرهنگی-تاریخی را تبیین شد. براساس این الگو گونه های اثر یکی از هفت نوع گونه های هویتی است که شامل سه نوع گونه های تک بُعدی، سه نوع گونه دوبُعدی و یک نوع گونه سه بُعدی است. این الگو در شناخت ابعاد و وجوه هویتی اثر کمک کننده است. اهمیت این الگو در همه جانبه بودن شناختی است که در ارتباط با اثر به دست می آید؛ زیرا همه جانبه بودن شناخت اثر باعث می شود در برای مواجه با آن مناسب ترین شیوه در پیش گرفته شود.
۲۲۶۲.

روند شکل گیری حکومت مادها بر اساس کتیبه های آشورنو در سده های نهم و هشتم پیش از میلاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: م‍اد آشور حکومت ماد مادهای قرن نهم پ.م مادهای قرن هشتم پ.م

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۳
چالش برانگیزترین پژوهش ها در تاریخ ایران باستان، مربوط به پژوهش در دوره ماد و ریشه های آن می باشد. محقق تاریخ، ناگزیر استفاده از منابع و گزارش های هم عصر غیر مستقیم و در بیشتر موارد دشمن، که تقریبا منحصر به کتیبه های آشورنو هست، می باشد. احتیاجات بازرگانی و تجارت مردمان دنیای شرق و غرب در آن روزگار از جاده خراسان بزرگ تامین می شده است و این مهم، خود عامل اصلی یورش آشوریان برای تسلط بر شاهراه های تجاری می باشد. در سالیان اخیر توسط برخی پژوهشگر، به وجود اقوام حکومتگر مادها تشکیک گردیده است. این پژوهش با بررسی مجدد کتیبه های آشوری، به دنبال حضور و گستره اقوام ماد و روند شکل گیری حکومت ایشان در این دو سده می باشد. تدقیق در این منابع به لحاظ اهمیت موضوع و تاباندن روشنایی به دانش تاریخی خود در این برهه، ایجاب می نماید، از زوایای مختلف منابع در دسترس را بررسی نموده تا بتواند حکومت مادها و سیر تحول ایشان را به عنوان پایه گذار شاهنشاهی ایرانی، مورد ارزیابی قرار داده و بر دانش خود در این مقطع از تاریخ مملو از ابهام ماد، بیافزاید. به جهت نوع داده های اشاره شده، روش پژوهش در این مقاله، توصیفی و تحلیلی و در جمع آوری اطلاعات نیز بر روش کتابخانه ای تکیه گردیده است.
۲۲۶۳.

قواخ تپه (قباق تپه) کوزران؛ محوطۀ کلیدی دوران تاریخی در شمال ماهیدشت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ماهیدشت قواخ تپه (قباق تپه) آشورنو پاشنه در سنگی سکه آتنی اسکندر مازه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
پژوهش های باستان شناختی پیشین در منطقه ماهیدشت بیشتر متمرکز بر دوره پیش ازتاریخ منطقه بوده و به رغم اهمیت این دشت بزرگ و مهم، تقریباً اطلاعاتی از دوره تاریخی آن در دست نیست. سرتاسر دشت ماهیدشت و به ویژه بخش شمالی آن پر از تپه های بزرگ و کوچک دوره پیش ازتاریخ و دوره تاریخی است که درمیان این زیستگاه های باستانی قواخ تپه به واسطه وسعت، توالی استقرار و اهمیت یافته های سطحی، شایسته توجه ویژه است؛ از این رو، در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تاریخی تلاش می شود قواخ تپه و یافته های سطحی آن مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و درنهایت به این پرسش ها پاسخ داده شود که: 1. قواخ تپه دارای بقایای چه دوره هایی است و روند گسترش محوطه به چه شکلی بوده است؟ 2. یافته های شاخص قواخ تپه درخصوص کارکرد محوطه، چه اطلاعاتی ارائه می دهند؟ نتایج مطالعه یافته های سطحی نشان می دهد که قواخ تپه استقرار با اهمیتی است که حداقل از دوره مفرغ و احتمالاً پیش از آن شکل گرفته و در عصر آهن III و دوره اشکانی به اوج رونق و آبادانی خود رسیده است. درمیان یافته های سطحی، پاشنه در آشوری به دست آمده از محوطه، حاکی از وجود ساختمانی به سبک دوره آشورنو در محوطه است که با توجه به متون میخی مرتبط با وضعیت سیاسی زاگرس مرکزی در این دوره، احتمالاً سرنخی از وجود یک بنای دوره آشور نو در این محوطه است. کشف گنجینه سکه های به دست آمده از محوطه علاوه بر نشان دادن اهمیت محوطه در دوره سلوکی/ اشکانی، احتمالاً سرنخی از ارتباطات تجاری دور بُرد ساکنان این محوطه به عنوان یکی از مهم ترین استقرارهای باستانی امتداد جاده خراسان بزرگ در دشت ماهیدشت-کوزران است.
۲۲۶۴.

بررسی روشمند نواحی جنوبی استان قم: الگوی استقراری محوطه های باستانی دوران تاریخی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: دشت قم بررسی باستان شناسی الگوی استقراری دوران تاریخی اشکانی ساسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۰
بررسی روشمند باستان شناسی با هدف تحلیل محوطه ها و محیط پیرامون آن ها می تواند در حصول درک و شناختی جامع از توالی فرهنگی و روند جمعیتی یک ناحیه ثمربخش باشد. این پژوهش، حاصل تحلیل داده های حاصل از یک بررسی میدانی روشمند در نواحی جنوبی دشت قم است که با هدف شناسایی الگوهای استقراری دوران تاریخی (اشکانی و ساسانی) انجام شده است. در این پروژه، محدوده ای به وسعت تقریبی ۳۳۰ کیلومتر مربع مورد پیمایش قرار گرفت که به شناسایی ۵۴ محوطه باستانی منجر شد؛ از این میان، ۴۱ محوطه دارای شواهد فرهنگی متعلق به دوران اشکانی و ساسانی بودند. نتایج نشان می دهد که به دلیل محدودیت های محیطی و آسیب پذیری زیست محیطی منطقه، الگوی استقراری غالب بر یک نظام معیشتی نیمه یکجانشین مبتنی بر دامداری و کشاورزی محدود استوار بوده است. تحلیل گاه نگاری محوطه ها آشکار می سازد که اوج تراکم استقراری و شکوفایی فرهنگی در این ناحیه، در اواخر دوره اشکانی و اوایل دوره ساسانی رخ داده است. این بازه زمانی با دوره بهینه اقلیمی رومی هم پوشانی دارد که نشان دهنده نقش تعیین کننده شرایط اقلیمی در شکل گیری و تداوم الگوهای استقراری در جنوب دشت قم است.
۲۲۶۵.

مطالعه پتروگرافی آجر و سفال های اشکانی محوطه شهرتپه درگز، خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهرتپه درگز دوره اشکانی منشآیابی پتروگرافی مواد سیلیسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۷
شهرستان درگز در شمال شرقی استان خراسان رضوی، در مجاورت کشور ترکمنستان واقع شده است. همجواری این منطقه با ترکمنستان و نسا به عنوان یکی از اولین مناطق گسترش و نفوذ اشکانیان، نشان دهنده اهمیت این منطقه در تاریخ اشکانیان، خصوصاً در اولین دهه های شکل گیری و گسترش این حکومت است. در بین 85 محوطه اشکانی شناسایی شده در دشت درگز، شهر تپه با 70 هکتار وسعت، مهم ترین محوطه درگز محسوب می شود. در سال 1395 دو فصل کاوش در این محوطه انجام گرفته که ظروف سفالی و آجرهای منقوش از جمله یافته های به دست آمده از این کاوش ها است. بررسی یافته های سفالی محوطه شهرتپه و مقایسه آن ها با نسا، نشان می دهد شباهت زیادی بین یافته های باستان شناسی این دو محوطه وجود دارد که همین امر منشأیابی سفال های شهرتپه را حائز اهمیت و ضروری می نماید. به همین دلیل در این پژوهش با مطالعه پتروگرافی 18 نمونه شامل: سفال ساده، لعاب دار، تغییر شکل و آجر منقوش به تعیین منشأ آن ها پرداخته شده است. در روش پتروگرافی و استفاده از میکروسکوپ، به مطالعه بافت و ترکیبات مواد هر یک از نمونه ها پرداخته شده است. نتایج مطالعه داده های شهرتپه نشان داد که بیشتر سفال های محوطه در محل ساخته شده اند و شماری از سفال ها که لعاب دار هستند احتمالاً از مکانی دیگر به این محوطه وارد شده اند که نشان دهنده ارتباط فرهنگی و تجاری این محوطه با محوطه های هم دوره خود است. نتایج حاصل اهمیت محوطه شهرتپه را به عنوان یکی از اولین شهرهای مهم اوایل دوره اشکانی را در منطقه خراسان نمایان می سازد.
۲۲۶۶.

سال یابی قطعات سفالین به دست آمده از محوطه های باستانی کول تپه گرگر و دوه گزخوی به روش آرکئومگنتومتری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باستان مغناطیس کول تپه دَوَه گُز تیتانو مگنتیت سال یابی شمال غرب ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۸
دیرینه مغناطیس یکی از رشته های بین دانشی علوم ژئوفیزیک و باستان شناسی است که به بررسی تغییرات میدان مغناطیسی کره زمین در طول دوره تاریخ حیات بشر می پردازد. در این روش محققان از تغییرات دوره ای میدان مغناطیسی زمین و ویژگی برخی از آثار باستانی که توانایی آشکار ساختن مؤلفه های جهت و شدت میدان مغناطیسی زمین را دارند بهره می گیرند تا امکان تعیین سن نسبی آثار باستانی را فراهم کنند. نمونه های مورد مطالعه در این پژوهش از سفال های محوطه باستانی کول تپه جلفا و محوطه دَوَه گُز خوی انتخاب گردید. نمونه ها در رده های سنی مختلف از دوره نوسنگی تا دوره کورا ارس II (2638-5215 ق.م) قرار دارند که قبلاً سن آن ها با روش مطلق C 14 تعیین شده است. هدف از این مطالعه، ترسیم نمودار شاخص از تغییرات دوره ای زاویه میل مغناطیس باستان و تهیه یک ابزار سال یابی نسبی برای تخمین سن مجهولی است که منسوب به بازه زمانی مورد مطالعه است. در همین راستا از روش های آزمایشگاهی اندازه گیری پذیرفتاری مغناطیسی جرمی با دستگاه کاپابریج، تشخیص حضور کانی های سوپر پارا مغناطیس به روش پذیرفتاری مغناطیسی وابسته به فرکانس با استفاده از دستگاه بارتینگتون و کانی شناسی مغناطیسی توسط دستگاه پذیرفتاری سنج (Multi-Function Kappabridge) اندازه گیری می گردد. برای از بین بردن مغناطیس ثانویه و تعیین مغناطیس اصلی به روش مغناطیس زدایی حرارتی استفاده گردید. نتایج حاصل نشان می دهد که مغناطیس هر دو منطقه نزدیک به هم بوده و نمونه های هر دو محوطه میزان پذیرفتاری مغناطیسی تقریباً مشابهی داشته اند. حامل اصلی مغناطیسی در همه نمونه ها مگنتیت و تیتانو مگنتیت بوده و برگشت ناپذیر بودن منحنی های نمودارهای مغناطش – دما نشان از ناکافی بودن پخت نمونه ها است. مقایسه نمودار منحنی شاخص ترسیم شده از تغییرات زوایای میل مغناطیس باستان برای بازه زمانی مورد مطالعه با نتایج مناطق مجاور (بالکان) و با دوره زمانی مشابه تطابق نسبتاً خوبی داشته است.
۲۲۶۷.

تأملی بر شناسایی امپراتوران رومی بر نقش برجسته های پیروزی شاپور اوّل ساسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: نقش برجسته های ساسانی شاپور اول امپراتوران رومی گردیانوس سوم فیلیپ عرب والریانوس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۸
نقش برجسته های برجای مانده از دوره ساسانیان، به ویژه نقوش پیروزی شاپور اول بر رومیان، در کنار کتیبه ها و منابع تاریخی از مهم ترین آثار برای تحلیل رخدادهای تاریخی و مناسبات ایران و روم در این دوران هستند. پنج نقش برجسته بزرگ صخره ای در پی پیروزی های شاپور اول بر رومیان در فاصله سال های ۲۴۴ تا ۲۶۰میلادی در استان فارس ایجاد شدند. این نقوش شامل سه نقش برجسته در بیشاپور(بیشاپور ۱، ۲ و ۳)، دارابگرد/ داراب و نقش برجسته نقش رستم است. تعیین هویت امپراتوران رومی نمایش داده شده بر این نقش برجسته ها همواره با اختلاف نظرهایی بین پژوهشگران همراه بوده است. در دیدگاه های مختلف امپراتوران رومی بر نقش برجسته ها شامل: گردیانوس سوم، فیلیپ عرب، والریانوس، ماریادس یا سیریادس انطاکیه ای، بالبینوس و پوپینوس معرفی شده اند. در پژوهش حاضر تلاش شده، ضمن معرفی دیدگاه های مختلف پژوهشگران درباره امپراتوران رومی بر این پنج نقش برجسته شاپور اول، با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر شواهد سکه شناختی، داده های باستان شناختی و اطلاعات منابع تاریخی نسبت به تعیین هویت امپراتوران رومی نمایش داده شده بر این نقوش تلاش شود و نظرات نهایی که مورد توافق بیشتری است ارایه گردد.
۲۲۶۸.

جغرافیای تاریخی شهر نراق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نراق جغرافیای تاریخی راه های ارتباطی ساختار فضایی شهر تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۹
شهرهای تاریخی به عنوان بازتابی از تعامل نیروهای طبیعی و انسانی در دوره های گوناگون، همواره بستری برای مطالعه ساختارهای کالبدی و تحولات فضایی به شمار می آیند. با این نگاه، شهر تاریخی نراق با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص در مسیر راه های ارتباطی کاشان به غرب ایران و برخورداری از منابع طبیعی و عناصر کالبدی ، تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است . موضوع اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل نقش عوامل جغرافیایی طبیعی و انسانی در شکل گیری ساختار فضایی و تحولات کالبدی شهر نراق در بستر تاریخ است که تاکنون به صورت جامع و نظام مند بدان پرداخته نشده است. ضرورت پژوهش از آن روست که شناخت این عوامل، نه تنها در فهم روند توسعه شهر مؤثر بوده، بلکه در تدوین سیاست های حفاظتی و برنامه ریزی معاصر نیز کاربردهای اساسی خواهد داشت. این پژوهش با رویکرد توصیفی -تاریخی و برمبنای روش گردآوری داده های اسنادی و میدانی صورت گرفته است. در مرحله نخست، منابع مکتوب تاریخی شامل: متون جغرافیایی، سفرنامه ها، وقف نامه ها و اسناد محلی تحلیل شده و سپس داده های حاصل از پیمایش میدانی و مشاهده ساختار کالبدی شهر با اطلاعات متون تطبیق یافته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که استقرار نراق در مسیر شاهراه های ارتباطی و بهره مندی از منابع آبی، به همراه شرایط توپوگرافی خاص منطقه، در دوره های تاریخی صفویه و قاجار نقش محوری در رونق اقتصادی و شکل گیری الگوی فضایی خطی شهر ایفا کرده است؛ هم چنین، انقطاع این مسیر ارتباطی و تغییرات اقتصادی در دوره معاصر منجر به اُفت کارکردهای شهری و گسست فضایی میان هسته تاریخی و توسعه های جدید شهری شده است. پژوهش بر لزوم تدوین راهبردهای حفاظتی و بازآفرینی فضایی مبتنی بر احیای ارتباط میان عناصر تاریخی و ساختار معاصر شهر تأکید می کند.
۲۲۶۹.

بازخوانی بینامتنی ساختار فرمی شهرسازی اشکانی با تأکید بر ابعاد شناخت شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: ساختار فرم های شهر دوره اشکانی بینامتنیت معماری تکوین فضایی شهرسازی اشکانی پیش متن و پسا متن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۹
در تاریخ شهرسازی ایران، دوره اشکانی نقطه ای تکوینی و الگویی فضایی مستقل است که میان نظام تشریفاتی–شاهی هخامنشی و ساختار آیینی–تمرکزگرای ساسانی قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت عمیق فرم های شهری ایران در دوره اشکانی از طریق تحلیل ابعاد شناخت با رویکرد بینامتنی و بررسی نمود این ابعاد در فرم شهری است. در راستای شناخت جامع شهرسازی این دوره، در ابتدا به واکاوی گفتمان فضایی دوره های هخامنشی و سلوکی به عنوان پیش متن دوره اشکانی پرداخته شده است. سپس، ابعاد شناخت دوره اشکانی به عنوان متن شهرسازی تحلیل و در نهایت فرم شهرسازی دوره ساسانی به عنوان پسامتن بررسی شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و بر پایه روش تحلیل بینامتنی است و با اتکا بر ابعاد شناخت حاصل از داده های باستان شناسی و پلان های شهری، به بازخوانی چگونگی شکل گیری نظام شهری این دوره می پردازد. یافته ها نشان می دهد که شهرهای اشکانی، برخلاف الگوی کاخ محور پیشین، بر اساس چندکانونی بودن، عملکردگرایی و ترکیب کاربری ها سازمان یافته اند. نقش جاده ابریشم به عنوان شریان اصلی تمدنی، در پیوند فضایی این شهرها با شبکه بین المللی، نقشی کلیدی ایفا کرده است. در مجموع، شهرسازی اشکانی الگویی بومی و پویا و نقطه زایش اندیشه فضایی تلفیقی و زمینه مند محسوب می شود؛ الگویی که نه تقلیدی صرف از پیشینیان است و نه گسستی کامل، بلکه تداومی خلاق در منظومه شهر ایرانی به شمار می آید. دوره اشکانی در تطور شهرسازی ایرانی، نقشی کلیدی در گذار از ساختارهای سلطنت محور و مرکزگرای هخامنشی به الگوهای فضایی بومی، چندمرکزی و عملکردگرا ایفا کرده است. با اتکا به رویکرد بینامتنیت، ساختار فضایی این دوره نه تنها به مثابه حلقه واسط میان پیش متن هخامنشی–سلوکی و پسامتن ساسانی عمل کرده، بلکه بازآفرینی خلاقی از فرم، معنا و کارکرد را در کالبد شهر رقم زده است. نمودهای فرمی چون چیدمان مدور، سازمان ارگانیک و لایه بندی عملکردی، گواهی بر شکل گیری گفتمانی نو در شهرسازی ایران پیش از اسلام هستند.
۲۲۷۰.

شماره گذاری نوین و تحلیل یازده نقش برجسته ساسانی در محوطه «نقش رستم»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: ساسانیان (باستان متأخر) نقش برجسته های صخره ای محوطه «نقش رستم» نقوش آیینی- سلطنتی یازده نقش برجسته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۷
محوطه «نقش رستم»، با دارا بودن بیشترین تعداد نقش برجسته های صخره ای از دوره ساسانی (۲۲۴- ۶۵۱م.)، یکی از مهم ترین مکان های آیینی-سلطنتی این دوره به شمار می آید. تنوع موضوعی نقش ها و تعدد شاهان ساسانی به تصویر درآمده در این محوطه، اهمیت آن را در مطالعات هنر و «ایدئولوژی» دوره ساسانی دو چندان کرده است. مطالعه دقیق نقش برجسته های این محوطه، حاکی از آن است که تقسیم بندی کلاسیک مبتنی بر هشت نقش برجسته دیگر نمی تواند جوابگوی پژوهش های پیش رو باشد. نتیجه مطالعات بر مبنای دو چهارچوب: میدانی و نظری و تحلیل داده ها براساس دو روش «رهیافت تاریخی» و «رهیافت باستان شناسی» نشان می دهد که یازده نقش برجسته کاملاً جداگانه در این محوطه حجاری شده اند.«نقش رستم I»: دیهیم ستانی «اردشیر پاپکان» (۲۲۴-۲۴۲ م.) به شکل سواره از مظهر «اهورامزدا»/ «نقش رستم II»: نقش برجسته «بهرام دوم» (۲۷۶-۲۹۳ م.) در کنار خاندان سلطنتی و سه تن از ساتراپ های حکومتی/ «نقش رستم III»: نقش برجسته شماره یک جنگ سواران «بهرام چهارم» (۳۸۸-۳۹۹ م.)/ «نقش رستم IV»: نقش برجسته جنگ سواران «هرمزد دوم» (۳۰۲-۳۰۹ م.)،«نقش رستم V»: نقش برجسته محو شده/ «نقش رستم VI»: نقش برجسته پیروزی «شاهپور یکم» (۲۴۲-۲۷۲ م.)؛«نقش رستم VII»: نقش برجسته نیم تنه «موبد کرتیر»/ «نقش رستم VIII»: نقش برجسته جنگ سواران «بهرام دوم»؛«نقش رستم IX»: نقش برجسته شماره دو جنگ سواران «بهرام چهارم»/ «نقش رستم X»: دیهیم ستانی «نرسه» از «بانوی سلطنتی»/«نقش رستم XI»: نقش برجسته نیمه تمام. بیشترین تعداد نقش برجسته های صخره ای به صورت متمرکز از دوره ساسانی و استحکاماتی برای حفظ و حراست آنان اثبات می کند محوطه «نقش رستم» به همراه محوطه های «نقش رجب»و شهر تاریخی «اصطخر» مهم ترین اماکن آیینی- سلطنتی ساسانیان در منطقه مذکور هستند؛ نقش برجسته های «نقش رستم»، برای القای مشروعیت زمینی و تقدس آسمانی شاهان ساسانی به شکل دیهیم ستانی و بازنمایی پیروزی های شکوهمند شاهان ساسانی در قالب صحنه های نبرد و جنگ سواران، همراه با حضور آنان در کنار اعضای خاندان سلطنتی، تجسمی تصویری از بازآفرینی ساختار پادشاهی و مشروعیت سلطنت در دوره ساسانی است.
۲۲۷۱.

تحلیل انطباق پذیری اقلیمی و تمهیدات گرمایشی و سرمایشی معماری هخامنشی (مطالعۀ موردی: مجموعۀ تخت جمشید)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باستان شناسی محیطی معماری هخامنشی مجموعه تخت جمشید آسایش حرارتی انطباق پذیری اقلیمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۰
مطالعه انطباق پذیری اقلیمی معماری حال و گذشته با بهره مندی از علوم باستان شناسی، معماری، جغرافیا، اقلیم شناسی کاربردی و دیرین اقلیم شناسی امکان پذیر است. انجام چنین مطالعاتی در ارتباط با مجموعه تخت جمشید در دشت مرودشت متعلق به دوره هخامنشی، اطلاعات نوینی به گستره دانسته هایمان از معماری دوره مذکور می افزاید. پژوهش حاضر به دنبال ارزیابی سه پرسش اصلی است؛ 1) مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه تخت جمشید به منظور انطباق پذیری آن با شرایط اقلیمی چه بوده است؟ 2) میزان اثربخشی این مؤلفه ها در راستای موضوع مذکور در چه حد بوده است؟ و 3) تمهیدات گرمایشی یا سرمایشی غیرکالبدی مجموعه چه بوده است؟ اطلاعات لازم به روش های کتابخانه ای و میدانی و تحلیل های چهار نرم افزار اتوکد، کلایمت کنسالتنت، اکوتکت و دیزاین بیلدر در حوزه انرژی و معماری گردآوری و به روش توصیفی-تحلیلی پردازش شده است. مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه شامل جهت گیری آن به سمت جنوب با کشیدگی شمال غربی-جنوب شرقی، تراکم و ارتفاع زیاد بناها و ایجاد معابر با عرض کم، استفاده از خشت در ساخت دیوارها و ایجاد پوشش مسطح تیر چوبی، تعبیه درگاه ها و پنجره های جانبی در دیوارهای جنوبی در اغلب بناها، ساخت ایوان ستون دار در ورودی اغلب بناها است. این مؤلفه ها در استفاده از حرارت تابشی خورشید جهت گرمایش ساکنان در برخی ساعات در محدوده زمانی اواسط مهر تا اواسط فروردین مؤثر است. اما به کارگیری این راهکارها از اواسط آبان تا اواسط اسفند (درمجموع 1632 ساعت) کافی نیست و به تولید گرما نیاز بوده است. به احتمال، ساکنان جهت دست یابی به آسایش حرارتی، در برگزاری گردهمایی ها مدیریت زمانی داشته و از تمهیدات گرمایشی غیرکالبدی مشابه منقل های آتش قابل حمل مکشوف از کاخ های امپراتوری آشور استفاده می کرده اند؛ درنهایت، انطباق پذیری اقلیمی مجموعه با دشت مرودشت و اتخاذ تمهیدات گرمایشی و سرمایشی مناسب در آن باعث تأمین آسایش حرارتی ساکنان می شده است.
۲۲۷۲.

گاه سنجی یافته های معماریِ محوطه ساحلی در بافت تاریخی شهر قصر شیرین با روش ترمولومینسانس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گاه سنجی ترمولومینسانس قصر شیرین دوره ایلخانی دوره تیموری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۴
کاوش های باستان شناسی در بافت تاریخی شهرها همواره یکی از چالش های مهم در حوزه مطالعات میراث فرهنگی است. شهر مرزی قصر شیرین در غرب استان کرمانشاه امروزی از اهمیت فراوانی در دوران ساسانی و اسلامی بهره مند بوده است. بناهای کنونی شهر حاکی از شکوه و جایگاه مهم آن در تقسیمات شهری دوره ساسانی داشته است؛ با این حال اگرچه از بناهای دوره اسلامی شهر قصر شیرین اثر چندانی برجای نمانده است، اما به نظر می رسد آثار بیشتر بناهای دوره اسلامی، در زیر بافت شهری و اطراف کاروانسرای مربوط به دوره صفوی تمرکز یافته باشد. ساخت وسازهای چند دهه اخیر منجر به نمایان شدن بقایای پراکنده معماری در زیر بافت کنونی به ویژه محدوده موسوم به خیابان ساحلی و خیابان شهداء در ضلع جنوبی شهر شده است. در این راستا و طی دومین فصل کاوش گسترده بافت تاریخی در شهریور و مهر 1401 نگارندگان در تلاش برای شناسایی کاربری و گاهنگاری آثار معماری مکشوفه با استفاده از علوم میان رشته ای برآمدند. بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش پیش رو تعیین گاه سنجی بقایای معماری تاریخی یافته شده از قصر شیرین به کمک تحلیل های باستان شناختی و استفاده از روش سالیابی ترمولومینسانس است. از میان ترانشه های چهارگانه کاوش، دو نمونه آجر از ترانشه های I و III با رعایت شرایط برداشت، انتخاب و به منظور سالیابی ترمولومینسانس به پژوهشکده حفاظت و مرمت ارسال شدند. نتایج پژوهش حاکی از آنست که بقایای معماری مکشوفه ترانشه های I و III (به ویژه سازه آجری محکم و برجای ترانشه I) به قرون 8 9 ه .ق (دوره های ایلخانی و تیموری) تعلق دارند؛ اما با توجه به ناقص و شکسته بودن تمامی مصالح آجری دیوار مستحکم ترانشه III و عجله در ساخت آن، به نظر می رسد از مصالح آجری قدیمی تر در ساخت دیوار بلند و جدیدتر ترانشه بهره گرفته اند. به این معنی احتمالاً دیوار ترانشه III در دوره قاجار ساخته و یا مجدداً استفاده شده؛ اما مصالح آن مربوط به قرون میانی اسلام است.
۲۲۷۳.

مطالعۀ تطبیقی ساختار معماری آرامگاه های با گنبد مضرسی دورۀ ایلخانی-تیموری (نمونۀ موردی: آرامگاه های دوگنبدان کوخرد بستک هرمزگان، میرمحمد خارگ و بابامنیر نورآباد فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بناهای آرامگاهی گنبد مضرس عصر ایلخانی - تیموری سبک معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۷۳
بناهای آرامگاهی با گنبد مضرسی از شاخصه های معماری مذهبی مناطق جنوبی ایران از دوره ایلخانی تا صفوی است. فرم اصلی گنبد مضرس، مخروطی است که چیدمان اجزای مکعبی آن با اشکال هندسی متفاوت و متنوع، حالت دندانه و یا پله ای دارند. پژوهش هایی که تاکنون انجام شده بیشتر توصیفی و کلی نگرانه است؛ از این رو،مهم ترین هدف پژوهش حاضر مطالعه تفاوت ها و مشابهت های معمارانه چهار آرامگاه در مناطق جنوبی ایران از عصر ایلخانی-تیموری و تأثیرپذیری شان از سبک های گوناگون معماری دوره های یاد شده با عنوان سبک حکومتی (شامل حوزه مرکزی حاکمیت ایلخانان) و محلی (شامل: ویژگی های معماری و هنری خاص مناطق جنوبی ایران است. پژوهش حاضر بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که، چه رابطه شکلی و تزئینات معناداری در بناهای آرامگاهی با گنبد مضرس مردم نهاد/بومی و سازه های حکومتی وجود دارد؟ نتیجه پژوهش حاکی است که آرایه های معماری به کار رفته در آرامگاه «میرمحمد حنفی»، به ویژه طاق نماهای بلند و عمیق در گنبدخانه و استفاده از آجر در تارک نار خیاره دار گنبد آن از تأثیرات سبک حکومتی است. ساده تر بودن فرم آرامگاه و کاربرد مصالح محلی، ساخت تارک نار مخروطی در بناهای بابامنیر و دوگنبدان و بنا نهادن گنبدهای مضرسی متقارن در آرامگاه های مطالعه شده، متأثر از معماری بومی مناطق مذکور است. در برخی از آرامگاه های مطالعه شده، نوعی هم زیستی بین سبک معماری بومی و حکومتی نیز دیده می شود. رویکرد نظری پژوهش حاضر مطالعات تاریخ فرهنگی با ابزار گردآوری اطلاعات به شیوه میدانی و اسنادی (مطالعات کتابخانه ای) و به روش توصیفی-تحلیلی است.
۲۲۷۴.

بازنمایی دیو در ساختار روایت تصویری آثار سلطان محمد نگارگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سلطان محمد نگارگر دیو نگارگری ایرانی شاهنامه تهماسبی مکتب تبریز دوم تصویر اسطوره ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۸
بازنمایی دیو در نگارگری ایرانی، به ویژه در آثار نگارگران دوره صفوی، بازتابی از تلفیق اسطوره، تخیل و جهان بینی فرهنگی دوران است. در این میان، سلطان محمد نگارگر، به عنوان یکی از چهره های شاخص مکتب دوم تبریز، تصویرگری دیو را از سطح تکرار روایت های بصری گذشته فراتر برده و به بازآفرینی خلاقانه ای از این موجودات اسطوره ای دست زده است. مقاله حاضر با هدف تحلیل ساختار بصری و مفهومی بازنمایی دیو در آثار سلطان محمد، به این پرسش پاسخ می دهد که ویژگی های تصویری دیوها در آثار وی چگونه با لایه های اسطوره ای، زیبایی شناختی و گاه عرفانی گره خورده اند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و نمونه نگاری از نگاره های شاهنامه تهماسبی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که دیوها در آثار سلطان محمد واجد فرم هایی ترکیبی، آناتومی های اغراق آمیز، رنگ پردازی های نمادین و حرکاتی پویای انسانی اند؛ عناصری که در کنار طنز، خشونت، و فانتزی، دلالت های چندلایه ای از نگرش نگارگر به مفهوم شر، تقابل نیروهای متافیزیکی و خیال پردازی تصویری ارائه می دهند. این بازنمایی نه تنها جنبه ای تزئینی یا داستان پردازانه، بلکه بُعدی اندیشمندانه و خلاق در پیوند سنت و نوآوری در نگارگری صفوی دارد.
۲۲۷۵.

کاربرد روش های آزمایشگاهی در بررسی برونداد صوتی سازهای زهی تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازهای موسیقی تاریخی حفاظت و مرمت آکوستیک موسیقی روش های آزمایشگاهی برونداد صوتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۶
سازهای موسیقی، با توجه به برخورداری از ارزش ها و وجوه ارتباطی متنوع، تفاوت های عمده ای با سایر آثار فرهنگی و تاریخی دارند. با وجود اشتراکاتی که در مباحث فن شناسی و آسیب شناسی در حوزه ی حفاظت و مرمت سازها با سایر اشیاء فرهنگی-تاریخی وجود دارد، به واسطه ی ارتباط این آثار با تولید صوت موسیقایی، آگاهی از ویژگی های صوتی هر یک از مواد به کار رفته در ساختمان ساز در جهت ایجاد برونداد صوتی بسیار ضروری است. با وجود گستره ی بسیار وسیع در طبقه بندی سازها (خانواده ی سازهای زهی، بادی، کوبه ای و...)، استفاده از مواد مختلف به کار رفته در ساخت هر یک از سازها (چوب، فلز، استخوان، پوست و غیره) محققان این حوزه را با چالش های جدی مواجه می سازد. تغییرات مکانیکی هر بخش از ساز در زمان نواختن، باعث تولید و انتشار ارتعاشات فیزیکی به عنوان وجه ملموس برونداد صوتی شده و در ادامه نیز وجه ناملموس برونداد صوتی با تاثیرگرفتن از شرایط زیبایی شناسی موسیقی در ذهن نوازنده و مخاطب تکامل می یابد. این پژوهش با هدف آگاهی بخشی پژوهشگران حوزه ی باستان سنجی و حفاظت و مرمت سازهای فرهنگی و تاریخی به نقش و تاثیر روش های آزمایشگاهی در مطالعه ی ساختار و رفتار آکوستیکی اجزای متشکله در بدنه ی سازهای زهی تاریخی، در جهت شناخت بهتر وجه ملموس برونداد صوتی این آثار انجام گرفته است. بدین منظور، به معرفی و بررسی روش های آزمایشگاهی با در نظر گرفتن مفاهیم مرتبط با برونداد صوتی و بیشتر حول محور شناخت مواد به کار رفته در بدنه ی سازها (به ویژه چوب به عنوان ماده ی اصلی در ساخت بدنه ی اکثر سازهای زهی تاریخی) پرداخته شده است. در نتیجه ، با به کارگیری از این روش های آزمایشگاهی، ضمن تقویت داده های مربوط به فن شناسی مواد در ساختمان سازها، موجب اتخاذ تصمیمات بهینه در مسیر حفاظت و مداخلات مرمتی با استفاده از مواد و روش های متناسب با هر یک از آنها در جهت برونداد صوتی شده و همچنین باعث تقویت داده ها در حوزه ی مطالعات باستان سنجی این آثار خواهد بود.
۲۲۷۶.

مناقشات سیاسی و نظامی شاپور دوم ساسانی با رومیان با تأکید بر مؤلفه های جغرافیایی و استراتژیک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: ساسانی شاپوردوم جنگ های ایران و روم آیین مسیحیت دین زرتشتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
روابط سیاسی شاپور دوم ساسانی و رومیان با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده است. شاپور دوم (۳۰۹-۳۷۹م) برای احیای اقتدار سیاسی ایران در برابر امپراتوری مقتدر روم، اقدام به یک سری جنگ های متوالی کرد و موفق به دست یابی به اهداف مورد نظر شاهنشاهی ساسانی شد. سوال اصلی مقاله این گونه مطرح شده است که چه عواملی در ایجاد و تداوم مناقشات سیاسی، نظامی شاپور دوم ساسانی با رومیان در بازه زمانی ۳۰۹ تا ۳۷۹م تاثیرگذار بود؟ که این فرضیه مطرح شده است که مولفه های دینی، اختلافات مرزی و رقابت های تاریخی که به عنوان میراثی از دوره اشکانیان ریشه در مسأله سلطه بر سرزمین ارمنستان بوده، از اصلی ترین عوامل مناقشات سیاسی، نظامی با رومیان در دوران شاپور دوم ساسانی بوده است. رقابت تاریخی این دو قدرت جهانی در سده چهارم میلادی رنگ مناقشات دینی هم به خود گرفت. عواملی چون سیاست توسعه سرزمینی، افزایش قدرت نظامی ساسانیان با اتحاد با خیون ها در شدت بخشیدن به درگیرهای نظامی تاثیرگذار بود. یافته های مقاله نشان می دهد که در دوران شاپور دوم ساسانی عامل ایدئولوژی و دینی نقش برجسته ای را در مناسبات سیاسی و نظامی ایرانیان و رومیان ایفا کرده است. از سوی دیگر، به واسطه این که این دو کشور از قدرت های مهم قرن چهارم بوده اند همواره رقابت های تاریخی بسیاری میان این دو شکل گرفت که باعث شد تا درگیری های نظامی و سیاسی دو طرف گسترده شود.
۲۲۷۷.

ویژگی های ساختاری و ظاهری کاغذهای دو نسخه خطی قرن 5 هجری قمری متعلق به کتابخانه و موزه ملی ملک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاغذ تاریخی قالب کاغذسازی ویژگی های ساختاری کاغذ ویژگی های ظاهری کاغذ الیافِ کاغذ پرکننده معدنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
نخستین کاغذهای تاریخی در ابتدایی ترین شکل، اطلاعات ارزشمندی را از فنّاوری ساخت خود حاصل می آورند و همچنان مورد تحقیق و بررسی اند. هدف این پژوهش بررسی ویژگی های ساختاری و ظاهری کاغذهای دو نسخه خطی اولیه متعلق به قرن 5 ه.ق است. برای این منظور مطالعات کتابخانه ای، اطلاعات توصیفی پیرامون کاغذهای تاریخی را فراهم آورد و از طریق آزمون های میکروسکوپی نوری و پلاریزان، میکروشیمیایی و دستگاهی SEM_EDX ماهیت وجودی مواد آلی و معدنی تعیین گشت. ویژگی بصری و ظاهری کاغذها با استفاده از دستگاه های رنگ سنجی و صفحات نوری بررسی شد. نتایج نشان می دهند که الیاف گیاهان کتان و شاهدانه الیاف پایه ای و سلول های همراه آنان فیبرهای جانبی ماده سازنده در کاغذهای این نسخ خطی هستند. وجود سلول های همراه گیاهی همچون آوندها و پارانشیم ها در این کاغذها مؤید استفاده از خود گیاه در تهیه کاغذهای این نسخ خطی است. مواد معدنی در تصاویر SEM و در تطبیق با داده های EDX وجود کربنات کلسیم (آهک) و احتمالاً گل سفید و یا ماده قلیایی شُخار را نشان می دهند که ساختاری متفاوت از شکل کریستال های گیاهی ستاره ای اگزالات کلسیم شاهدانه دارند. پراکندگی غیریکنواخت الیاف در خمیر کاغذهای این دو نسخه خطی، عدم وجود خطوط زنجیره ای و حضور خطوط موازی ناشی از اثر خطوط قالب کاغذسازی که از راستای مستقیم منحرف شده اند و با فاصله زیاد از یکدیگر قرار گرفته اند مبیّن اولین قالب های کاغذسازی هستند. ضخامت کاغذها در مقطع عرضی نسبتاً زیاد است و پوشش سطحی هر دو کاغذ از آهار نشاسته گندم و برنج برخوردار است. کاغذ نسخه خطی 5922 تیره تر از نسخه خود رنگ 345 است و دارای لکه های آهن دار است و از میزان کم آهار نشاسته برنج بهره مند شده است.
۲۲۷۸.

پیشنهاد کلی برای تعیین محدوده عرصه و حریم بافت تاریخی ثبت شده میبد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: میبد عرصه و حریم باستان شناسی میراث فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
شهر میبد یکی از شهرهایی است که تا حدودی اصالت بافت تاریخی خود را حفظ کرده است. ویژگی های شاخص این بافت شامل استخوان بندی منظم، پیوستگی فضایی در عین گسستگی بافت ها و ارتباط میان عناصر کلیدی مانند بازار، کاروانسرا، مسجد جامع و ارگ حکومتی است. تعیین محدوده ی عرصه و حریم این شهر، ابزاری حیاتی برای مدیریت حفاظت از بافت تاریخی و پیشگیری از تأثیرات مخرب عوامل انسانی و طبیعی به شمار می آید و می تواند به تقویت مدیریت یکپارچه آن کمک کند. این مطالعه با روش تحقیق کیفی و ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و میدانی، با هدف ارائه پیشنهادهایی برای تعیین عرصه و حریم، اهمیت آن را به عنوان ابزار مدیریت مؤثر بافت تاریخی بررسی می کند. کارکرد اصلی تعیین محدوده، صیانت از ارزش های برجسته بافت تاریخی است. هرچند مفهوم حریم در ایران به طور گسترده به کار گرفته شده، اما اغلب توجهی به سودمندی آن برای جامعه محلی نشده است؛ این بی توجهی می تواند به نارضایتی ساکنان و ناکامی اهداف حفاظت منجر شود. با توجه به گسترش بافت تاریخی میبد و تهدیدات ناشی از توسعه شهری و تغییرات کاربری، این پژوهش سه سناریوی پیشنهادی برای تعیین محدوده عرصه و حریم ارائه می دهد تا فرآیند تصمیم گیری و برنامه ریزی حفاظت بافت تاریخی تسهیل شود و تمامی اجزای ارزشمند شهری در قالب یک سیستم یکپارچه مورد توجه قرار گیرند.
۲۲۷۹.

آنالیز PIXE سفال گورستان های استرک جوشقان، سیلک و صرم به منظور بازسازی نظام معیشتی و پیوندهای فرهنگی اجتماعات عصر آهن منطقۀ مرکز فلات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سفال عصر آهن II-I استرک جوشقان صرم گورستان های سیلک آنالیز عنصری پیکسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
یکی از مهم ترین ویژگی های عصر آهن ایران، وجود گورستان هایی بدون ارتباط با استقرارگاه است. دلیل یافت نشدن استقرارگاه در نزدیکی اغلب این گورستان ها می تواند در ارتباط با کوچ نشین بودن جوامع عصر آهن و یا وجود استقرارگاه های موقتی که تاکنون آثاری از آن ها کشف نشده است، توضیح داده شود. ویژگی مهم این گورستان ها، فراوانی زیاد سفال های تدفینی است که مشخص نیست چگونه و در کجا ساخته شده اند. سفال های گورستان های نسبتاً نزدیک شباهت زیادی به هم دارند. از زمان گیرشمن پرسش های مهمی در این خصوص مطرح بوده است: آیا سفال های با شباهت بسیار زیاد در یک کارگاه خاص تولید می شدند و سپس بین جوامع توزیع می گردیدند یا هر جامعه با توجه به اینکه هنوز استقرارگاه و کوره های تولید سفال در پیرامونش یافت نشده است، تولیدکننده سفال خودش بوده است؟ در این پژوهش، به منظور پاسخگویی به پرسش های مذکور، جمعاً ۲۲ نمونه تصادفی از سفال های عصر آهن سه محوطه گورستانی استرک جوشقان و سیلک در کاشان و صرم در قم مورد آنالیز عنصری PIXE قرار گرفت و داده های حاصل به روش آماری PCA تحلیل شدند. بر طبق خروجی ها، هیچ گونه همبستگی بین سفال ها مشاهده نشد. همچنین، با وجود همپوشانی در بعضی از اکسیدهای اصلی، اما مقدار اکسید منیزیم به طور معناداری در سفال های هر سه محوطه متمایز بود. این تحقیق باستان سنجی نشان می دهد که نمونه سفال های عصر آهن گورستان های استرک جوشقان، سیلک و صرم از منابع خاک جداگانه ای ساخته شده اند ولی سفال های محوطه های مذکور از نظر شکلی، شباهت زیادی با هم دارند که به احتمال زیاد، نشان دهنده وجود روابط فرهنگی، جابجایی جمعیتی و یا تقلید سبکی است، نه به دلیل تولید متمرکز در یک یا چند مکان محدود و توزیع آن ها از طریق تجارت؛ بنابراین، نتایج پژوهش از فرضیه کوچ نشین یا نیمه یکجانشین بودن جوامع عصر آهن منطقه فرهنگی شمال مرکزی ایران پشتیبانی می کند.
۲۲۸۰.

مطالعه باستان شناختی محوطه مراشِ(6): شواهدی از استقرار اشکانی در ماه نشانِ زنجان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مَراش کاوش نجات بخشی باستان شناسی اشکانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۷
محوطه باستانی مراشِ۶ نخستین بار در سال ۱۳۹۳ در جریان برنامه بررسی و شناسایی باستان شناسی حوضه آبگیر سد مراش در شهرستان ماه نشان از توابع استان استان زنجان، شناسایی شد. این محوطه به عنوان یکی از شانزده محوطه باستانی مجموعه مراش توسط کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان شناسایی و بر اساس شواهد سطحی به عصر آهن و نیز دوره اشکانی نسبت داده شده بود. در سال ۱۳۹۸ پس از وقف ه ای پنج ساله، پژوهش های باستان شناسی در این منطقه با انجام کاوش نجات بخشی در محوطه مراش۶ توسط نگارنده پیگیری شد. این محوطه با توجه به موقعیت آن نسبت به تراز نرمال دریاچه سد، دوره فرهنگی و امکان دسترسی به آن در فصل زمستان برای کاوش انتخاب شد. در این راستا در مجموع سه ترانشه و یک گمانه در این محوطه ایجاد شد که به دنبال آن، بقایای معماری متعلق به دوره اشکانی در سطحی به مساحت حدود ۱۳۲ مترمربع آشکار و مستندنگاری شد. این یافته ها شامل چهار فضای معماری ساخته شده از قلوه سنگ و ملات گل، کف های کوبیده و سنگ فرش شده و دو اجاق بود. همچنین یافته های فرهنگی به دست آمده از این محوطه شامل قطعات سفال های مصرفی روزمره، ابزارهای سنگی نظیر سنگ ساب و هاون و بقایای استخوان های حیوانات اهلی است. انتساب این داده ه ها به دوره اشکانی بر پایه مطالعات گونه شناختی سفال ها و نتایج آزمایش ترمولومینسانس انجام شده بر روی نمونه های سفالی به دست آمده از محوطه، تایید شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان