فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۲٬۲۹۹ مورد.
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
65 - 93
حوزههای تخصصی:
آسیب آثار فرهنگی پس از کشف، در اثر عوامل گوناگونی رخ می دهد. یکی از این موارد آسیب زا، رطوبت منشأ گرفته از آب های زیرزمینی است که به صورت رطوبت خاک ظاهر شده و در گذر زمان به علت فرآیند شیمیایی و املاح و یون های موجود در آب و هم چنین pH ناسازگار محیط با بافت و ساخت آثار فرهنگی موجب تشدید فرآیند تخریب می گردد. در راستای رسالت علم باستان سنجی به عنوان پلی میان علم باستان شناسی و سایر علوم، در این مطالعه از هیدروژئولوژی در راستای حفاظت از آثار باستانی استفاده می شود. موزه عصر آهن تبریز در محدوده مرکزی شهر و درمیان رسوبات جوان کواترنری که تشکیل دهنده سفره آب زیرزمینی آزاد تبریز هستند، واقع شده است. آب زیرزمینی از عوامل اصلی تحمیل فرسودگی و بروز واپاشی در استخوان های موجود در این سایت موزه به شمار می روند. این مطالعه با استفاده از داده های موجود در محدوده مطالعاتی که برگرفته از پروژه قطار شهری تبریز و داده های اخذ شده از شرکت آب منطقه ای آذربایجان شرقی است، صورت گرفت و با استفاده از روش های رایانه ای، مقادیر مناسب پمپاژ آب را باتوجه به اُفت بهینه سطح آب شبیه سازی کرده و محل قرارگیری استخوان ها را در موقعیت خشک تعریف می کند. استفاده از علوم جدید برای مقاصد باستان سنجانه هدف اصلی این مطالعه بوده و سعی بر این است تا با ایجاد این ارتباط به رفع معضل تخریب استخوان های باستانی پرداخته شود؛ نتایج نشان می دهند که با توجه به راهکارهای گوناگونی که در هیدرولوژی برای پایین انداختن محلی آب سفره ها وجود دارد، اما باتوجه به مختصات مکانی و ملزومات فنی محوطه مورد مطالعه، بهترین روش استفاده از پمپاژ آب زیرزمینی است. متأسفانه تخریب رطوبتی استخوان های کشف شده در موزه عصر آهن تبریز تاکنون باعث واردآمدن آسیب های جدی به این بقایای ارزشمند تاریخی شده و تاکنون اقدام اساسی برای ممانعت از ادامه این فرآیند صورت نگرفته است.
دیدگاه های نو درباره جوامع سغدیان در شمال چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۱۷۲-۱۵۵
حوزههای تخصصی:
از دوره هخامنشیان تاکنون، ایرانیان به عنوان حاکمان بخشی از مسیر تجارت راه ابریشم، نقش امنیتی و پشتیبانی مسیر را برای کسب سود اقتصادی و ارتباطات فرهنگی در داخل سرزمین حاکمیتی خود انجام داده اند و چین تا اروپا را به هم متصل می کرد ه اند. سغدیان، به عنوان بخشی از حاکمیت شرق ایران، دارای نقش تأثیرگذار از اواسط قرن سوم تا هشتم میلای، در تجارت و ارتباطات بین منطقه ای برعهده داشتند و به نوعی در کنار تجارت راه ابریشم، آن را به شکل حضور در سرزمین چین به دیپلماسی صلح ابریشم، برای حضور خودشان تبدیل کرده اند. بازرگانان سغدی به عنوان یکی از گروه های ایرانی شرقی، همواره گونه ای از دیپلماسی هم زیستی جاده ابریشم پیش بردند، که از یک سوی با شناخت قدرت اقتصادی تجارت راه ابریشم، با هدف کسب منفعت اقتصادی، و از سوی دیگر صلح و دوستی میان سرزمین چین و اقوام دیگر این مسیر استفاده کردند، تا جایگاه خود را تثبت کنند. یافته های باستان شناسی سغدیان از گذشته موردتوجه محققان غربی و شرقی قرار گرفته و به نوعی تاریخ هنر آن ها را معرفی کردند؛ در این میان یافته های جدید در دو دهه گذشته، شمال چین واقعیت حضور شایسته و دیپلماسی صلح ابریشم سغدیان را مورد تأکید قرار می دهد. در این میان یافته های به دست آمده از کاوش های باستان شناسی شمال چین -ازجمله یافته های قبور خانواده های سغدی- هرچند به صورت گزارش های اولیه، موردتوجه کاوشگران قرار گرفته است که می تواند با توجه به کتیبه ها، جنبه های هنری و معنوی، به ویژه نقاشی های دیواری، جایگاه سغدیان در سرزمین چین مورد بررسی قرار دهد. مهم ترین هدف این پژوهش شناساندن یافته های سغدیان در شمال چین برای مخاطبان ایران فرهنگی و به تصویر کشاندن اهمیت حضور آن ها در موقعیت جغرافیایی جدیدشان، در سرزمین چین است؛ در این راستا، پژوهش حاضر با روش تاریخی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای درصدد پاسخ به این پرسش ها است؛ حضور جوامع سغدی در شمال چین چگونه شکل گرفته است و چه ارتباطات فرهنگی را بین سرزمین ایران و چین نشان می دهد؟ نتایج پژوهش یافته های جدید سغدیان در شمال چین، حضور جوامع ابتداییِ بسته و سپس جامعه ای با تعامل فرهنگی با چینیان را مستند می نماید؛ به نظر می رسد آن ها به شکل خانواده های هنرمند، صنعتگر و بازرگان در سرزمین چین فعالیت خود را آغاز و به عنوان بخشی از خانواده های ایرانی نقش اقتصادی-فرهنگی خود را شکل دادند که در طی زمان می توان کنش فرهنگی مابین دو فرهنگ چین و سغدیان را به تصویر کشید.
پایان فردی در معادشناسی زرتشتی: چهار قاب از آرامگاهی سغدی در چانگ آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۲۱۰-۱۷۳
حوزههای تخصصی:
در سال ۲۰۰۳م. کشف آرامگاه سنگی «ویرکاک»، رهبر کاروان سغدی، و همسرش «ویوسی» در شهر چانگ آن چین، نمونه ای بی نظیر از تلاقی باورهای زرتشتی و سنت های تصویری سغدی-چینی را در قالب 11قاب سنگی نمایان ساخت. این پژوهش با تمرکز ویژه بر چهار قاب پایانی، که مراحل سفر روان پس از مرگ را بازنمایی می کنند، نخستین تفسیر منسجم و مبتنی بر منابع اصیل زرتشتی (اوستا و متون پهلوی) از این بخش از آرامگاه را ارائه می دهد. تحلیل با بهره گیری از چارچوب نشانه شناسی تصویری و رویکرد تطبیقی دین پژوهانه انجام شده است. پژوهش حاضر مفاهیم محوری پایان فردی در معادشناسی زرتشتی شامل: دئنا، داوری مینوی، عبور از پل چینود و رسیدن به گرودمان، را با ساختاری روایی، دقیق و وفادار به متون بررسی می کند و نشان می دهد که این تصاویر، بازتاب مستقیم باورهای زرتشتی هستند. برخلاف برخی تفاسیر پیشین که حضور عناصر مانوی را مطرح کرده اند، این پژوهش با استناد به منطق درون دینی زرتشتی، تلفیق این دو سنت را مردود می داند. در سطحی فراگیرتر، این مطالعه نه تنها به بازشناسی سغدیان به عنوان واسطه های انتقال دین زرتشتی به شرق می پردازد، بلکه آرامگاه ویرکاک را به مثابه گواهی تصویری از چگونگی بازنمایی مفاهیم دینی ایرانی در بستر فرهنگی چین سده ششم میلادی معرفی می کند. این تحلیل، گامی نو در بازخوانی هنر تدفینی زرتشتی و فهم تطبیقی دین و تصویر در تاریخ فرهنگی ایران و آسیای شرقی است.
Hyrcania and the Eastern Borders of Median Kingdom(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۸, January ۲۰۲۵
19 - 33
حوزههای تخصصی:
The Territorial conquests of the Medes, as Far East as Hyrcania, could be traced from the first half of the seventh century BC onwards. The first Median kings undertook far-flung campaigns to take control of the region and extend their territory. The existence of the fortified settlement in the Gorgān plain could prove the expansion of centralized Median kingdom as far as Hyrcania. The Assyrian sources of the 9th to 7th century BC are also in overall agreement with the results of the archeological studies in the western steppe of Gorgān plain (Hyrcania). As a result, the Median’s dominance over Hyrcania determined the strategies and political guidelines of the Median kingdom and set the foundations for its transformation from a confederation of tribes to a powerful trans-regional state. Accordingly, in the present paper, beside historical and literary sources, archaeological evidences have also been studied in order to determine the Median’s range of territory in the east of their homeland.
بازنمایی دیو در ساختار روایت تصویری آثار سلطان محمد نگارگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
191 - 202
حوزههای تخصصی:
بازنمایی دیو در نگارگری ایرانی، به ویژه در آثار نگارگران دوره صفوی، بازتابی از تلفیق اسطوره، تخیل و جهان بینی فرهنگی دوران است. در این میان، سلطان محمد نگارگر، به عنوان یکی از چهره های شاخص مکتب دوم تبریز، تصویرگری دیو را از سطح تکرار روایت های بصری گذشته فراتر برده و به بازآفرینی خلاقانه ای از این موجودات اسطوره ای دست زده است. مقاله حاضر با هدف تحلیل ساختار بصری و مفهومی بازنمایی دیو در آثار سلطان محمد، به این پرسش پاسخ می دهد که ویژگی های تصویری دیوها در آثار وی چگونه با لایه های اسطوره ای، زیبایی شناختی و گاه عرفانی گره خورده اند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و نمونه نگاری از نگاره های شاهنامه تهماسبی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که دیوها در آثار سلطان محمد واجد فرم هایی ترکیبی، آناتومی های اغراق آمیز، رنگ پردازی های نمادین و حرکاتی پویای انسانی اند؛ عناصری که در کنار طنز، خشونت، و فانتزی، دلالت های چندلایه ای از نگرش نگارگر به مفهوم شر، تقابل نیروهای متافیزیکی و خیال پردازی تصویری ارائه می دهند. این بازنمایی نه تنها جنبه ای تزئینی یا داستان پردازانه، بلکه بُعدی اندیشمندانه و خلاق در پیوند سنت و نوآوری در نگارگری صفوی دارد.
Rereading the Concept of Ecosophy in Architecture(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
This research provides a comprehensive exploration of ecosophy as a modern interdisciplinary concept in architecture, integrating ecological philosophy and psychology. The research problem focuses on examining how ecosophical principles can be effectively implemented in architectural design by emphasizing the interaction between humans and the environment. The central question is how ecosophy can transition from theoretical discourse to practical application in contemporary architecture. The study employs a descriptive-analytical method, utilizing both inductive and deductive reasoning. Key ecosophical attributes are identified through a literature review and the analysis of case studies that exemplify ecological, psychological, and socio-environmental harmony. The findings highlight the integration of cultural, psychological, and ecological elements in architectural design to enhance human-environment interactions. Furthermore, the research underscores the importance of incorporating natural elements such as daylight, greenery, and sustainable materials to promote physical and mental well-being. The study advocates for design strategies that align with ecological sustainability while respecting cultural and social contexts. By aligning ecosophical architecture with sustainability, environmental consciousness, and human well-being, this research moves beyond conventional functionalist approaches, positioning architecture as a medium for fostering meaningful and harmonious relationships between humans and nature. Ultimately, ecosophy offers innovative solutions in architecture that address contemporary environmental crises while enhancing spatial experience and ecological balance.
Parthian Earrings: Case Study Gold Earrings from the Jubon Site in Gilan (Iran)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Jewelry has been prevalent in human societies since ancient times. By studying these artifacts and analyzing the decorative styles and techniques employed in their creation, researchers can gain insights into the identities of the people who produced them. Archaeological excavations in Jubon cemetery in Gilan province have uncovered numerous Gurkani graves dating from the first millennium BC to the Sassanid period. Some of these graves were found gold earrings, now kept in the National Museum of Iran. This research aims to classify earrings found in the Juban cemetery and compare them with those from the North Caucasus to identify their manufacturing techniques and production workshops. The study employs a descriptive-analytical method with a comparative approach. The findings indicate that the earrings from the Jubon cemetery can be classified into two typological categories: The first type is gold earrings without precious stones and the second is gold earrings adorned with garnet decorations. The identified manufacturing techniques include relief, casting, hammering, inlaying, and wiring, which were prevalent among Greek and Scythian artisans during the Parthian period. The methods used in making Jubon earrings show similarities to earrings from the North Caucasus, but significant differences in the decoration of gold indicate local production.
Analysis of the Story "The Patient Stone" Based on Joseph Campbell's Hero’s(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
The main issue of the present study is the examination of the story "The Patient Stone" based on Joseph Campbell’s (1904-1987) Hero’s Journey theory. The value and significance of this research lie in the cultural and mythological importance of folk tales as well as the theoretical worth of Campbell’s theory. This interdisciplinary study is conducted using a descriptive-analytical method. Its main question is: How do the stages of the story "The Patient Stone" correspond to Campbell’s Hero’s Journey? The hypothesis is that, given the mythical nature of this story, although not all stages of the Hero’s Journey may be applicable, it certainly includes many of them. The outcome of the research is that in the story "The Patient Stone," the hero undergoes a perilous journey without receiving help from an external individual. The twelve stages of Campbell’s Hero’s Journey, including "The Call to Adventure," "Crossing the Threshold," "Difficult Trials," "Crisis," "Resurrection," and "Return to the Ordinary World," are present in this story; however, it lacks the stages of the hero’s refusal of the return, the magical flight stage, and the arrival of external help to bring the hero back, and he simply returns to the community.
The Sasanian Palace of Bandiān Dargaz, Iran
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
173 - 188
حوزههای تخصصی:
A series of architectural spaces were discovered from the excavation of Tepe C of Bandiān Dargaz, a site revealing both the Islamic and Sasanian periods. The surface layer is related to the Ilkhanid period followed with the layer of the Sasanian period, which further consists of two phases. The architecture of the first phase is the remains of a palace, which had probably been transformed into a set of industrial-production workshops in the second phase of architecture. The remains of the palace include a pillared hall, long halls, and a part that is probably a Mithraeum and was built during the reign of Yazdgerd I.
Analysis and study of Beveled Rim Bowls (BRB) based on their distribution in Iran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۴, Issue ۱ - Serial Number ۱۳, June ۲۰۲۵
31 - 44
حوزههای تخصصی:
From a temporal perspective, we observe the presence and distribution of beveled rim bowls in Iran and Mesopotamia from the mid-fourth millennium BC until the beginning of the Bronze Age. The large production and specific shape of this pottery, alongside its extensive distribution, have prompted many archaeologists to study this subject. Beveled rim bowls is categorized into two types: Uruk and proto Elamite, based on their shape and structure. The geographical conditions in Iran have differentiated the distribution of this pottery compared to Mesopotamia. During this period, the Uruk type gradually changed in structure and transformed into the proto Elamite type. The regions of Khuzestan, Central Zagros, and the Central Plateau have the highest density of sites and pottery in Iran, connecting these centers through intermediary areas. According to the studies conducted, this distribution in Iran has been exported to various other regions by local elites or specific groups of people. Perhaps, this group consisted of local merchants who, through migration, spread the proto Elamite culture in Iran, while the Uruk type of beveled rim bowl was produced and distributed for economic or political purposes in significant sites such as Susa, Chogha Mish, Tepe Yahya, Sefalin, and Godin Tepe.
پیشینه و سرچشمه: تکامل و گسترش جنگ شتر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاره های «جنگ شتر» در هنر صخره ای بازتابی از مراسم آئینی بوده است که می توان آن را به اواخر دوره پارینه سنگی تاریخ گذاری کرد؛ اعتقاد بر این است که سرچشمه آن به شمال غربی قزاقستان امروزی بازمی گردد. با وجود این و به گمانی، نگاره های رایج جنگ شتر در آثار هنری منقول می تواند ریشه از نواحی «کاراتائو و بایکونور» قزاقستان از دوران مفرغ سرچشمه گرفته باشد.به دلیل نزدیکی و موقعیت جغرافیایی، آئین جنگ شتر در اوایل به «سرماتی ها» در استپ های اورال معرفی شد؛ سپس از طریق سرماتی ها به «شیونگنو» در شمال و قوم «شی ایمو» در «سین کیانگ» چین و سپس به «کانگجو» گسترش یافت. جنگ شتر که در سنگ نگاره های «سولائک» در حوضه «مینوسینسک» نگاریده شده، باید ملهم از سبک هنری قرقیزها و سرچشمه آن نیز می تواند شیونگنو باشد. نگاره های جنگ شتران در گورگاه های «لولان» به گمانی از شی ایمو یا از شیونگنو سرچشمه گرفته باشند. با وجود این، نگاره های جنگ شتر در مینیاتورهای ایرانی از زمان تیموریان آغاز شد و نوعی سرگرمی برای درباریان سلطنتی بود. با آمدن تیمور، به اوایل دودمان «یوان»، با پیدایی نوعی جنگ شتر، به عنوان سرگرمی درباری، روبه رو می شویم. این موضوع نشان می دهد که نه تنها آئین جنگ شتر با آمدن مغولان گسترش یافت که نگاره های جنگ شتر در مینیاتور ایرانی نیز با آمدن مغولان به ایران درهم تنیده است.
The Achaemenid or Post-Achaemenid (?) Stone Column Bases and Slabs of Hannā Site in Semirom County, Esfahan Province, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۹, July ۲۰۲۵
51 - 76
حوزههای تخصصی:
Achaemenid architecture is distinguished by its columned halls and porticoes, which can be found in the empire’s major capitals, such as Pasargadae, Susa, and Persepolis. Column bases are one of the most essential parts of a column, and square and bell-shaped column bases were frequently used during the Achaemenid period. During a 2018 survey conducted in Hannā, Semirom County, Esfahan Province, the authors discovered two square-column bases that showed a striking resemblance to other column bases found in the Achaemenid Empire. The column bases, along with several partly carved slabs, were found by a bulldozer during the digging process. If these column bases and carved slabs are indeed from an Achaemenid period construction, it serves as a strong indication of the importance of the Hannā site in Semirom. An additional indication of the significance of these findings is the lack of palaces or buildings with columns from the Achaemenid period in the region of Esfahan. Furthermore, it is essential to take into account the continued use of square-column bases in post-Achaemenid structures, as well as the fact that the masonry tools employed during this period remained unchanged throughout the following centuries. By analyzing the presence of carved stone slabs and columned bases of pillared buildings and halls from the Achaemenid period and beyond, we may determine that we are dealing with a prestigious structure that is associated with the elite of society. After the decline of the Achaemenid Empire, pillared structures and this type of square and stepped column base were used.
بررسی احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار در سفالینه های نیشابور
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
53 - 86
حوزههای تخصصی:
ثبت نگاشته ها بر سفال علاوه بر تزیین، انتقال دهنده پیام و گزارشگر فرهنگ زمان تولید خود است. احادیث نیز ازجمله این نگاشته ها هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی سعی دارد به بررسی کتیبه ها با مضامین احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار (ع) بر سفالینه های نیشابور بپردازد. مضامین این کتیبه ها یا عیناً خود الفاظ حدیث معصومان بوده و یا اینکه برگرفته از معارف حدیثی معصوم هستند. وجود چنین مضامینی بر سفالینه ها بیانگر تأثیرگذاری احادیث معصومان و عالمان شیعی در قرن ۳ و ۴ در منطقه نیشابور است.
A Study of Stucco Decoration Techniques on the Tomb Tower of Semiran, Qazvin(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۴, Issue ۱ - Serial Number ۱۳, June ۲۰۲۵
43 - 54
حوزههای تخصصی:
Understanding the philosophy behind the stucco motifs in the tomb tower of Semiran, Qazvin, can provide insights into the cultural unknowns of northern Iran. This study examines these motifs through library-based and documentary evidence. It appears that the decorative stucco motifs of the Semiran tomb tower can be seen as a continuation of the stucco art styles from the Sasanian period and the early Islamic centuries. This research comparatively studies the remaining motifs and decorations in this tomb tower, seeking to revisit Iranian stucco art and its integration with religious and cultural concepts of northern Iran. Moreover, it aims to examine the artists’ decorative and functional techniques to meet the specific demands of rulers and the aristocracy. Findings indicate that the Semiran Citadel reached its peak of growth and prosperity between the fourth and eighth centuries of the Islamic era. The surviving structures, particularly the tomb towers, significantly reflect the historical prominence of this citadel city during the Islamic period. Additionally, archaeological evidence suggests a flourishing social and cultural life in the central part of the Semiran Citadel City during the Timurid and Safavid eras. Collectively, archaeological and historical evidence suggests the prosperity and expansion of the Semiran Citadel City during the early and middle Islamic periods, especially under the rule of the Musafirids, Seljuks, and Mongol Ilkhanates. Despite its historical significance, the Semiran Citadel gradually lost its vitality and eventually fell into decline and oblivion
پیشنهاد کلی برای تعیین محدوده عرصه و حریم بافت تاریخی ثبت شده میبد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
143 - 156
حوزههای تخصصی:
شهر میبد یکی از شهرهایی است که تا حدودی اصالت بافت تاریخی خود را حفظ کرده است. ویژگی های شاخص این بافت شامل استخوان بندی منظم، پیوستگی فضایی در عین گسستگی بافت ها و ارتباط میان عناصر کلیدی مانند بازار، کاروانسرا، مسجد جامع و ارگ حکومتی است. تعیین محدوده ی عرصه و حریم این شهر، ابزاری حیاتی برای مدیریت حفاظت از بافت تاریخی و پیشگیری از تأثیرات مخرب عوامل انسانی و طبیعی به شمار می آید و می تواند به تقویت مدیریت یکپارچه آن کمک کند. این مطالعه با روش تحقیق کیفی و ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و میدانی، با هدف ارائه پیشنهادهایی برای تعیین عرصه و حریم، اهمیت آن را به عنوان ابزار مدیریت مؤثر بافت تاریخی بررسی می کند. کارکرد اصلی تعیین محدوده، صیانت از ارزش های برجسته بافت تاریخی است. هرچند مفهوم حریم در ایران به طور گسترده به کار گرفته شده، اما اغلب توجهی به سودمندی آن برای جامعه محلی نشده است؛ این بی توجهی می تواند به نارضایتی ساکنان و ناکامی اهداف حفاظت منجر شود. با توجه به گسترش بافت تاریخی میبد و تهدیدات ناشی از توسعه شهری و تغییرات کاربری، این پژوهش سه سناریوی پیشنهادی برای تعیین محدوده عرصه و حریم ارائه می دهد تا فرآیند تصمیم گیری و برنامه ریزی حفاظت بافت تاریخی تسهیل شود و تمامی اجزای ارزشمند شهری در قالب یک سیستم یکپارچه مورد توجه قرار گیرند.
مطالعه و بررسی نقوش چهارپایان گِل مهرهای تپه بَردنَکون فارسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
141 - 164
حوزههای تخصصی:
نقش انواع مختلفی از جانوران، یکی از مضامینی است که روی گِل مهرهای ساسانی در تپه بَردنَکون مشاهده می شوند. طی دو فصل کاوش انجام شده در تپه بردنکون، شمار زیادی گِل مهر یافت شد که از این تعداد 150گِل مهر نقش جانوری دارند؛ در این پژوهش تنها نقوش چهارپایان مطالعه خواهند شد. این جانوران بنا به نوع سلیقه و یا کارکرد روی گِل مهرها نقش شده اند. بسیاری از چهارپایان واقعی هستند، تنها دو مورد به عنوان جانوران اسطوره ای دسته بندی شد. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل نقوش چهارپایان این گِل مهرها است؛ در این پژوهش، نقوش تفکیک و مفاهیم هر یک از این تصاویر مورد بررسی قرار خواهند گرفت. مطالعه نقوش جانوران، این که نقش چه جانورانی و با چه مفهومی روی گِل مهرها وجود دارد، پرسش اصلی این پژوهش است. گذشته از وظیفه عملی مُهرها، طرح های ایجاد شده روی آن ها دارای کارکرد های متفاوتی بود؛ برای مثال، می توان کاربرد زیبایی شناختی و یا اعتقادی را برای این دسته از نقوش درنظر گرفت. نقوش جانوران، داری معانی و مبانی مختلفی هستند و نمادهای متفاوتی از ایزدان دوره ساسانی را برای مردم آن زمان تداعی می کرد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از منابع مکتوب و مواد فرهنگی مکشوف، به اهداف و فرضیات مطرح شده پرداخته شود. با توجه به نتایج، گِل مهر نقش بسیار مهمی در بازسازی مناسبات تجاری و اداری داشته ، و نقوش روی گِل مهرها ارتباط زیادی با مفاهیم مذهبی، نجومی و اساطیری ایران دارد و اطلاعات مهمی نظیر تفکرات مذهبی و اساطیری مردم آن زمان را ارائه می دهند.
بررسی و مطالعۀ کارکرد ویژه در پل های تاریخی شهر اصفهان؛ مطالعۀ موردی: پل های شهرستان (جی)، الله وردی خان، شاهی (خوجو) و سعات آباد (جوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
241 - 265
حوزههای تخصصی:
معماران ایرانی، گاه در ساخت آثار به گونه ای عمل می کردند که دست ساخته های شان جدای از کارکرد اصلی، در عملکردهای دیگری نیز به کار آیند. این مهم بیش از هرچیز به اقلیم گرم و خشک ایران با تابستان های بلند بازمی گردد. در ساخت و پرداخت آثار معماری مرتبط با آب، این اندیشه بیشتر نمود یافت و بیش از هرجای دیگری در شهر اصفهان و بیش از هر بنای دیگری در ساخت چند پل تاریخی رخ داد. باوجود انجام پژوهش های بسیار در ارتباط با آثار معماری اصفهان، این موضوع در بررسی پل های تاریخی آن چنان که باید، موردتوجه قرار نگرفته است؛ از این روی در پژوهش پیشِ رو تلاش شده پل های «شهرستان/جی»، «الله وردی خان/سی وسه پل»، «خواجو/شاهی» و «جوبی/سعادت آباد» که کارکرد غیرارتباطی مهمی نیز داشته اند، از منظر دیگری بررسی شوند. یافته های تحقیق با مطالعات اسنادی گردآوری شده اند و برای تجزیه و تحلیل آن ها از رهیافت تاریخی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که باوجود قرارداشتن الگویی در معماری منظر ایرانی با نام «چشمه عمارت» و در شبه قاره، با نام «جال مَحَل»، نخستین بار است که در ایران از پل با وجه تشریفاتی استفاده می شود. روابط سیاسی و فرهنگی گسترده ایران با شبه قاره در دوره صفوی، باعث شد که این شیوه به معماری ایرانی نیز ورود کند. در پل شهرستان که ساختار کهن تری دارد، در دوره صفوی عمارتی با طرح «هشت بهشت» بر ابتدای آن افزوده شد. در ساخت پل های الله وردی خان، خواجو و جوبی این نشیمن (ها) از قبل پیش بینی شده بودند؛ در مقایسه نمونه های ایرانی با کوشک های واقع در آب شبه قاره، ضمن بیان این برگیری در شیوه ساخت و پرداخت چشم انداز، کارکردهای تقریباً برابری نیز یافتند. شاهان در هنگامه جشن آبریزان با دستگاه حکومتی در آن ها استقرار می یافتند و گاه با پذیرفتن سفرا و مهمانان خارجی و بزرگان کشوری و لشکری به نظاره مراسم آب پاسی، آتش بازی و قایق سواری در دریاچه ای می نشستند که گاه با تخته بند کردن پل خواجو شکل می گرفت. تعدیل هوا با انباشت آب و تغذیه سفره های آب زیرسطحی بهره ها ی دیگری بود که با ساخت این چشمه عمارت ها، حاصل می شد.
بازشناسی راه های باستانی جنوب استان تهران به قم در قرون متأخر اسلامی (با تکیه بر متون تاریخی و شواهد باستان شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
341 - 370
حوزههای تخصصی:
بی شک محدوده جنوب استان تهران که در طول زمان و به ویژه قرون متأخر اسلامی به استناد منابع تاریخی در اقلیم چهارم تشکیل می شده است؛ همواره از نقطه نظر موقعیت جغرافیایی و سیاسی برای حکومت های این دوران نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. یکی از دلایل پر اهمیت بودن این منطقه، قرارگیری آن بر سر سه مسیر مهم ارتباطی بود که تهران را به شهر قم متصل می نمود. پژوهش فوق با اهدافی چون بازشناسی و مستندسازی و هم چنین شناختِ شکل گیری و کارکرد تأسیسات وابسته در راه های باستانی واقع در جنوب استان تهران به قم انجام پذیرفته که در این بین دو پرسش نیز مطرح است؛ 1) مهم ترین راه های ارتباطی واقع در پهنه جنوبی استان تهران به سمت قم کدام مسیرهای ارتباطی هستند؟ و 2) شبکه راه های موردمطالعه عموماً از کدام الگو یا الگوهایی تبعیت می کرده است؟ بر این اساس و با تکیه بر منابع مکتوب تاریخی و مطالعات میدانی باستان شناسی می توان این فرضیات را پیشنهاد داد؛ سه مسیر مهم ارتباطی در منطقه موردمطالعه، از ابعاد منظرین راه (منظر اقامتی-رفاهی، هدایتی-حرکتی امنیتی) که به صورت یک مجموعه منسجم بودند، تبعیت می کردند. مسیرهایی که جدا از آن که کارکردهای «تجارتی و تأثیرات اقتصادی» بر جوامع ساکن در همجواری خود داشتند؛ تأثیرات بسیاری نیز بر «روابط فرهنگی و اجتماعی» این جوامع می گذاشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و تاریخی و بررسی های باستان شناسی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سه شبکه ارتباطی مهم: 1) دروازه عبدالعظیم ری-کنارگرد-دیرگچین-قم، 2) علی آباد-حوض سلطان-قم (متروکه)، و 3) علی آباد-منظریه-قم، در منطقه جنوب استان تهران به سوی قم به ترتیب زمانی واقع بود.
Tappeh Shah Qoli Beygi: Lapui Phase Settlement (4th Millennium BC) in Shiraz(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۴ - Serial Number ۱۲, March ۲۰۲۴
96 - 116
حوزههای تخصصی:
This study analyzes 26 pottery fragments from the Shah Qoli Beygi archaeological site, focusing on their typology, technology, and chronological significance within the Lapui phase of prehistoric Fars in the Shiraz Plain. The assemblage, dominated by red fine wares, also includes common wares and evidence of different from the preceding Middle and Late Fars (Bakun) Phase. Variations in color, texture, and manufacturing techniques, including both hand-made and wheel-made forms, are examined. Comparative analysis with other Lapui sites reveals regional trends in pottery production, including the shift towards red fine wares and the prevalence of specific vessel forms. The study highlights the transition and continuity of ceramic traditions during the Lapui phase, emphasizing the site's contribution to understanding the cultural dynamics of the fourth millennium BC in southern Iran.
بازخوانی بینامتنی ساختار فرمی شهرسازی اشکانی با تأکید بر ابعاد شناخت شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
65 - 85
حوزههای تخصصی:
در تاریخ شهرسازی ایران، دوره اشکانی نقطه ای تکوینی و الگویی فضایی مستقل است که میان نظام تشریفاتی–شاهی هخامنشی و ساختار آیینی–تمرکزگرای ساسانی قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت عمیق فرم های شهری ایران در دوره اشکانی از طریق تحلیل ابعاد شناخت با رویکرد بینامتنی و بررسی نمود این ابعاد در فرم شهری است. در راستای شناخت جامع شهرسازی این دوره، در ابتدا به واکاوی گفتمان فضایی دوره های هخامنشی و سلوکی به عنوان پیش متن دوره اشکانی پرداخته شده است. سپس، ابعاد شناخت دوره اشکانی به عنوان متن شهرسازی تحلیل و در نهایت فرم شهرسازی دوره ساسانی به عنوان پسامتن بررسی شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و بر پایه روش تحلیل بینامتنی است و با اتکا بر ابعاد شناخت حاصل از داده های باستان شناسی و پلان های شهری، به بازخوانی چگونگی شکل گیری نظام شهری این دوره می پردازد. یافته ها نشان می دهد که شهرهای اشکانی، برخلاف الگوی کاخ محور پیشین، بر اساس چندکانونی بودن، عملکردگرایی و ترکیب کاربری ها سازمان یافته اند. نقش جاده ابریشم به عنوان شریان اصلی تمدنی، در پیوند فضایی این شهرها با شبکه بین المللی، نقشی کلیدی ایفا کرده است. در مجموع، شهرسازی اشکانی الگویی بومی و پویا و نقطه زایش اندیشه فضایی تلفیقی و زمینه مند محسوب می شود؛ الگویی که نه تقلیدی صرف از پیشینیان است و نه گسستی کامل، بلکه تداومی خلاق در منظومه شهر ایرانی به شمار می آید. دوره اشکانی در تطور شهرسازی ایرانی، نقشی کلیدی در گذار از ساختارهای سلطنت محور و مرکزگرای هخامنشی به الگوهای فضایی بومی، چندمرکزی و عملکردگرا ایفا کرده است. با اتکا به رویکرد بینامتنیت، ساختار فضایی این دوره نه تنها به مثابه حلقه واسط میان پیش متن هخامنشی–سلوکی و پسامتن ساسانی عمل کرده، بلکه بازآفرینی خلاقی از فرم، معنا و کارکرد را در کالبد شهر رقم زده است. نمودهای فرمی چون چیدمان مدور، سازمان ارگانیک و لایه بندی عملکردی، گواهی بر شکل گیری گفتمانی نو در شهرسازی ایران پیش از اسلام هستند.