ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۱۶۰۱.

ارائه چارچوب و تحلیل کارکردهای نهادهای میانجی دولتی در گذارهای فنی-اجتماعی: مطالعه موردی ستاد توسعه زیست فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف مقاله حاضر ارائه چارچوب و تحلیل کارکردهای ستاد توسعه زیست فناوری به عنوان نهاد میانجی در هدایت و تسریع گذار فنی-اجتماعی در بخش سلامت (داروهای زیستی) و کشاورزی (کودهای زیستی) است. قلمرو موضوعی تحقیق حاضر اقدامات و فعالیت های ستاد توسعه زیست فناوری و قلمرو زمانی آن از سال 1387 و هم زمان با آغاز تاسیس ستاد است. جامعه آماری این تحقیق سیاستگذاران و کارشناسان باسابقه و کلیدی ستاد توسعه زیست فناوری هستند. داده های اولیه این پژوهش با 15 مصاحبه نیمه ساختار یافته و داده های ثانویه از اسناد، گزارش های عملکرد و سایر مستندات موجود گردآوری شده و با تحلیل محتوا از طریق کدگذاری محوری تحلیل می شود. براساس یافته های این پژوهش، ستاد توسعه زیست فناوری در اکثر کارکردهای میانجی های سیستمی گذار فعالیت داشته است. با این حال ستاد در گذار داروهای زیستی با حمایت های مختلف از ابتدا تا انتهای زنجیره ارزش در تسریع و تسهیل گذار نقش میانجی سیستمی را ایفا کرده است. در حالی که در گذار از کودهای شیمیایی به زیستی، ستاد عمدتاً نقش یک میانجی کنام را ایفا نموده است و عمده فعالیت های انجام شده محدود به سطح پژوهشی و پروژه های کوچک مقیاس بوده است. بنابر این نقش نهادهای میانجی در گذار فناورانه باید با توجه به زمینه خاص هر حوزه، ساختار نهادی، مأموریت ها و ظرفیت های اجرایی آن ها تحلیل شود. این نقش نباید به یک الگوی واحد و کلی تقلیل یابد؛ بلکه لازم است تنوع عملکردی و ساختاری این نهادها متناسب با نیاز خاص هر حوزه فناورانه در نظر گرفته شود.
۱۶۰۲.

هوش مصنوعی در بستر تحول دیجیتال: بازتاملی آسیب شناختی در درک مفاهیم و کاربردها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف : هدف اصلی مقاله، یافتن پاسخ دقیق و ارائه مبنایی متقن جهت درک هرچه عمیق تر مفاهیم و کاربردهای هوش مصنوعی در بستر تحول دیجیتال است که از طریق پاسخ به پرسش هایی در خصوص مفهوم هوشمندسازی و تفاوت آن با پیاده سازی هوش مصنوعی، نسبت اتوماسیون با این مقولات، مراحل کلی و تقدم و تاخرهای پیاده سازی مدل های هوشمند و در نهایت چیستی تحول دیجیتال از منظر نسبت با هوش و هوشمندسازی، حاصل خواهد گشت. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد:  تحقیق این پژوهش، بر اساس روش «تحلیل کیفی محتوا» انجام شده که به عنوان چارچوبی برای تحلیل داده ها مورد بهره برداری قرار می گیرد. این روش در مقاله حاضر، با برخورداری از سازوکار نظام مند ولی انعطاف پذیر خود، با تاکید بر پی رنگ پدیدارشناسی های اجتماعی شکل گرفته، بر استخراج مضامین، الگوها و مفاهیم پنهان در داده های متنی متمرکز می باشد. این روش به طور کلی، بر آن است تا با نگاهی تفسیری به مقولات اجتماعی، به فهم زمینه و بافتار، نیات پنهان و ساختارهای معنایی درون اسناد بپردازد. داده های متنی این تحقیق، بر اساس بررسی مجموعه ای شامل بیش از 50 کتاب، مقاله، گزارش و متون علمی و تخصصی در رابطه با مقوله تحول دیجیتال، هوشمندسازی و هوش مصنوعی و درک مفاهیم و نوع کارکرد آنها و با بهره گیری تکمیلی از نرم افزار MAXQDA بدست آمده است. یافته های پژوهش: مقاله در بخش یافته های خود، نگاهی از دو زاویه را به پدیده تحول دیجیتال، حل ابهامات و بازتبیین مفاهیم، جایگاه ها، کارکردها و برخی ویژگی های اساسی آن، ارائه نموده است: ابتدا سیر تطور فنی و سپس سیر تطور صنعت. تطور نوع اول، با آغاز تدقیق در سیر تحول دیجیتال، از پیش زمینه آن در انقلاب صنعتی اول، یعنی «مکانیزاسیون»، به بازشناسی «اتوماسیون»، «هوش مصنوعی» و «هوشمندسازی» اختصاص یافته و خلاصه ای از مسیر رشد تاریخی و ویژگی های هریک و نیز نقاط ظریف مربوط به برخی تفاوت های میان آنها را پیش روی نهاده و در واقع، بیشتر ناظر بر فهم ویژگی های فنی مراحل تحول دیجیتال به پیش می رود. اما تطور دوم، متمرکز بر تحلیل تغییرات فرایندها، نه از جنس رخدادهای فنی، بلکه از جنس تحولات مکانیزم ها و قابلیت های حاصل شده در کسب کارها و صنایع است که به تبیین موجز مراحلِ رقومی سازی تا تحول دیجیتال می پردازد. این دو زوایه نگاه، به نحوی روشن، به صورت مکمل یکدیگر در ارائه تصویری صحیح نسبت به مقولات تعریف شده، عمل می نماید. محدودیت ها و پیامدها : یکی از محدودیت های حاکم بر پیشبرد این پژوهش، محدودیت زمانی با توجه به حجم ادبیات و دغدغه های مرتبط با مسئله هدف مقاله بود که طبعا مانع از انجام یک پژوهش همه جانبه و ارائه یک چارچوب ایده ال مفهومی می گشت. لذا اولویت بندی مفاهیم، از منظر پرداخت به مباحث بنیادین این حوزه، در دستور کار قرار گرفت و همان گونه که در بخش انتهایی مقاله نیز قابل مشاهده است، کاوش وسیع تر و امتداد پژوهش به لایه های پیچیده تر قلمرو بحث، به طور جدی برای تعریف گام های آتی، پیشنهاد گردیده است. محدودیت جدی بعدی، با توجه به ماهیت تحلیل کیفی پژوهش که مبتنی بر تحلیل داده های محتوایی انجام می گشت، دسترسی به متن کامل برخی مستندات و مقالات بود که در عمل، منجر به عدم بهره گیری مطلوب از جزئیات و لایه های تفصیلی برخی نظریات می گشت. با این حال تلاش پژوهش حاضر بر این بوده که از ظرفیت منابع موجود، استفاده حداکثری گشته و به موازات آن، ارتباط گیری با برخی از همکاران پژوهشگر در دانشگاه های مطرح جهان، جهت امکان دسترسی به برخی از منابع، در دستور کار قرار گیرد. پیامدهای عملی : باور تیم پژوهشی مقاله بر این است که خروجی این تحقیق، می تواند منجر به ساختاربندی مجدد و نظم بخشی به لایه های ادراکی در خصوص برخی مفاهیم بنیادین مرتبط هوش مصنوعی و تحول دیجیتال، برای مخاطبان کشور، در هر سه سطح حکمرانی، دانشگاهی و صنعتی گردد. بدیهی است که این مهم، زمینه همگرایی بیشتر فکری و پی ریزی موثرتر برنامه های توسعه ای و ترویجی در قلمرو هدف را فراهم خواهد نمود. ابتکار یا ارزش مقاله : تمرکز بر فهم عمیق تر، از رهاورد توجه به ساده سازی و نظم بخشی به تصویر سازوکار بسیار پیچیده برخی مفاهیم بنیادین حوزه هوش مصنوعی و تحول دیجیتال را می توان به عنوان ابتکار این مقاله برشمرد. نوع مقاله: مقاله پژوهشی
۱۶۰۳.

شناسایی مولفه های پیاده سازی نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد در بخش عمومی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۱۲
پیاده سازی نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد در بخش عمومی در ایران رویکردی است که در دهه اخیر با رواج استقرار نظام بودجه ریزی مبتنی برعملکرد در دستگاههای اجرایی و ظرفیت قانونی ایجاد شده در بودجه سنواتی، از سوی دستگاههای اجرایی مورد توجه قرار گرفته است که بواسطه نو بودن این تجربه در کشور اثربخشی این شیوه از پرداخت در بخش عمومی با ابهام مواجه است و نیاز است برای حل چالش ها و موانع استقرار آن و همچنین پیاده سازی کارا و اثر بخش این شیوه از پرداخت در بخش عمومی مولفه های کلیدی آن شناسایی شود. در این مقاله مستخرج از نتایج یک پژوهش کیفی در دو گام نسبت به شناسایی مولفه های مذکور اقدام شد.در گام نخست با بهره گیری از رویکرد کیفی فراترکیب مؤلفه های نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد شناسایی و در گام بعدی مؤلفه های شناسایی شده مبتنی بر نظرات پانزده نفر از متخصصان و خبرگان و بهره گیری از شیوه دلفی نهایی شد. خبرگان و متخصصان انتخاب شده از میان مدیران ارشد حوزه ICT بوده و به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. در نهایت با برآیند دو فاز و سنجش پایایی مؤلفه های به دست آمده با نظرات متخصصان و خبرگان و بهره گیری از شاخص کاپا شش مولفه شامل مؤلفه های "آمادگی سازمان"، "تعامل و ارتباط موثر"، "رویه های قانونی"، "رویه های شفاف" ، "رویه های مستند" و "طراحی سیستم منصفانه" بعنوان مولفه های اصلی در طراحی نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد شناسایی گردید.
۱۶۰۴.

الگوی کیفیت زندگی کاری کارکنان شهرداری، مورد مطالعه: شهرداری زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۱
این پژوهش با هدف طراحی و تبیین الگوی کیفیت زندگی کاری کارکنان شهرداری زنجان با بهره گیری از نظریه زمینه بنیاد انجام شد تا از یک طرف به تعلق خاطر و از طرف دیگر به افزایش سطح عملکرد آنها توجه جدی شود. داده ها به صورت کیفی و با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با 16 نفر از کارکنان و مدیران شهرداری زنجان که حائز شرایط معیارهای عمومی و اختصاصی پژوهش بودند، گردآوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کد گذاری انتخابی انجام شد. در نهایت 54 مفهوم در قالب 14 مقوله جدید به نام «شایسته سالاری»، «غنی سازی شغلی»، «فرصت پیشرفت»، «توسعه حرفه ای»، «قانون مداری»، «مدیریت عملکرد»، «همبستگی»، «مدیریت فرایند»، «محیط کار استاندارد»، «عدالت پرداخت»، «شفافیت و ثبات مالی»، «منابع و امکانات»، «اداره سالم»، «شایستگی و مسئولیت اجتماعی» برای ساخت الگوی کیفیت زندگی کاری کارکنان شهرداری زنجان به دست آمد. نتایج نشان داد که «شایسته سالاری» موضوعی محوری در بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان شهرداری زنجان است.
۱۶۰۵.

پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت در حوزه تجارت الکترونیک: مقایسه فرصت ها، تهدیدها، نقاط ضعف و قوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۶
در عصر حاضر، هوش مصنوعی نقش مهمی در حسابداری مدیریت ایفا می کند که دارای مزایا و مخاطراتی است. هدف این پژوهش، بررسی پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت شرکت های حوزه تجارت الکترونیک از منظر ماتریس S.W.O.T است. پژوهش حاضر از طریق راهبرد تحلیلی و با استفاده از صورت های مالی سال 1402، اطلاعات موجود در سایت و مفاهیم حسابداری مدیریت به ارائه مصداق های عملی و پیامدهای این فناوری در حسابداری مدیریت شرکت های این صنعت پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نقاط قوت هوش مصنوعی پیامدهایی همچون بهینه سازی موجودی، جذب مشتری و کاهش هزینه ها از طریق پیش بینی تقاضا را به ارمغان می آورد. پیامدهای ناشی از نقاط ضعف این فناوری شامل شکست در تصمیم سازی به دلیل نظرات ساختگی کاربران، داده های ناقص و سوگیری است. پیامدهای ناشی از فرصت های هوش مصنوعی شامل بهبود فرآیند قیمت گذاری و افزایش رضایت مشتریان از طریق جمع آوری داده های رقبا، پیش بینی تقاضای بازار، ارائه پیشنهاد بر اساس تاریخچه خرید مشتری و هم چنین بهبود جایگاه حرفه ای حسابداران مدیریت از طریق بهبود تحلیل ها است. پیامدهای ناشی از تهدیدهای این فناوری نیز شامل غفلت از تغییرات ناگهانی بازار، افشای اطلاعات محرمانه، از دست رفتن جایگاه پرسنل در بازار کار و تاثیر منفی بر جو سازمان است. لذا علی رغم پیامدهای مثبت، هوش مصنوعی می تواند پیامدهای منفی را نیز برای حسابداری مدیریت در شرکت های حوزه تجارت الکترونیک به همراه داشته باشد. یافته های این پژوهش به ادراک حسابداران مدیریت شرکت های حوزه تجارت الکترونیک نسبت به پیامدهای به کارگیری این فناوری افزوده است.
۱۶۰۶.

بررسی کارایی رویکردهای رگرسیون و یادگیری عمیق برای کشف تقلب صورت های مالی با تمرکز بر ابعاد فشار/ انگیزه و فرصت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر عملکرد حسابرسی داخلی و بررسی عملکرد روش های رگرسیون و یادگیری عمیق برای کشف تقلب صورت های مالی با تمرکز بر ابعاد فشار/انگیزه و فرصت انجام شده است. در این پژوهش، فرضیات اصلی شامل شناسایی عوامل مؤثر بر فشار/انگیزه و فرصت در کشف تقلب صورت های مالی از طریق مدل های رگرسیون و یادگیری عمیق و مقایسه عملکرد این دو رویکرد در شبیه سازی این عوامل و شناسایی تقلب است. قلمرو مکانی این پژوهش، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی، سال های بین 1391 تا 1400 است. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز برای انجام این پژوهش، از روش کتابخانه ای استفاده شد. در بخش بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد حسابرسی داخلی از روش رگرسیونی استفاده شد. در بخش کشف تقلب نیز از یادگیری عمیق و شبکه عصبی پیشخور استفاده گردید. نتایج نشان داد که مدل های یادگیری عمیق و شبکه عصبی پیشخور در مقایسه با روش های رگرسیونی عملکرد بهتری در شبیه سازی و پیش بینی تقلب صورت های مالی داشتند. به ویژه، یادگیری عمیق توانست ارتباط بهتری بین ابعاد فشار/انگیزه و ابعاد فرصت شناسایی کند و نسبت به مدل های رگرسیونی عملکرد بالاتری از خود نشان داد. در این راستا، این روش ها توانستند ویژگی های پنهان بیشتری را در داده ها شبیه سازی کرده و عوامل پیچیده تری را شناسایی کنند که مدل های سنتی قادر به آن نبوده اند. پژوهش حاضر به طور ویژه به ارزش استفاده از تکنیک های یادگیری عمیق در شناسایی تقلب در صورت های مالی پرداخته است و نشان داده که این تکنیک ها می توانند ابعاد پیچیده تری از فشار/انگیزه و فرصت ها را که پیش تر کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، شبیه سازی و شناسایی کنند. این تحقیق به پر کردن شکاف موجود در مدل های سنتی پیش بینی تقلب کمک کرده و همچنین در شناسایی عوامل کلیدی که بر عملکرد حسابرسی داخلی تأثیر می گذارند، گامی مؤثر برداشته است. بدین ترتیب، استفاده از یادگیری عمیق می تواند دقت و اثربخشی روش های پیش بینی تقلب صورت های مالی را به طور قابل توجهی افزایش دهد. این تحقیق با بررسی عملکرد یادگیری عمیق در کشف تقلب صورت های مالی، به ویژه با تأکید بر ابعاد فشار/انگیزه و فرصت ها، به غنای علمی در حوزه حسابداری و حسابرسی افزوده است. این پژوهش اولین مطالعه ای است که از این تکنیک ها برای شبیه سازی و شناسایی روابط پیچیده و پنهان در داده های صورت های مالی استفاده کرده و بدین ترتیب می تواند به محققان و حرفه ای های حسابرسی کمک کند تا ابزارهای جدید و مؤثرتری برای شناسایی تقلب ارائه دهند.
۱۶۰۷.

شناسایی پیشران های تأثیرگذار بر آینده نظام مالیاتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۳
نظام مالیاتی به عنوان یکی از ارکان اساسی هر کشور، نقش مهمی در تأمین منابع مالی دولت و تحقق اهداف اقتصادی ایفا می کند. در ایران، نظام مالیاتی با چالش ها و مسائل متعددی روبه روست که به بازنگری و اصلاحات اساسی نیاز دارد. این مقاله به شناسایی کلان روندها و آینده پژوهی نظام مالیاتی ایران از منظر اقتصادی می پردازد. در این تحقیق، روش پژوهش برمبنای هدف، کاربردی؛ بر مبنای روش جمع آوری داده، توصیفی- پیمایشی و بر مبنای نوع داده، ترکیبی است و پیشران های آینده ساز تأثیرگذار بر حوزه نظام مالیاتی ایران در 20 سال آینده با استفاده از روش های گروه خبرگی خبرگان، پرسش نامه باز، مصاحبه و دلفی فازی در سال 1402 شناسایی شدند. برای انتخاب افراد خبره از میان استادان و دانشجویان دکتری رشته حسابداری، کارکنان سازمان امور مالیاتی، اعضای جامعه حسابداران رسمی و متخصصان حرفه حسابداری مالیاتی، از روش های نمونه گیری قضاوتی و گلوله برفی استفاده شد. این فرآیند تا زمانی که اشباع نظری حاصل گردید ادامه یافت. نتایج پژوهش، با بهره گیری از نظرات کارشناسان، نشان داد که عواملی نظیر گسترش شرکت های کوچک و متوسط، توسعه شرکت های دانش بنیان و استارت آپ ها، افزایش جذب سرمایه گذاری خارجی، سیاست ها و مشوق های مالیاتی مرتبط با سرمایه گذاری های خارجی و اصلاح نظام نظارتی بانکی همراه با بهبود ساختار اقتصادی، از مهم ترین مؤلفه های تاثیرگذار بر شکل دهی آینده محسوب می شوند. همچنین در اولویت های بعدی، مواردی مانند جهانی شدن و رفع تحریم ها، خصوصی سازی مالکیت شرکت های بزرگ و کاهش نقش دولت، توسعه بورس های داخلی و بین المللی، سرمایه گذاری در زیرساخت ها، رشد تجارت بین المللی و پیشرفت در زمینه های ارزشیابی و پیچیدگی تجارت قرار گرفته اند.
۱۶۰۸.

تعیین تأثیر رهبری معنوی و رهبری اخلاقی بر عملکرد وظیفه ای، رفتارهای اشتراک گذاری دانش و رفتارهای نوآورانه کارکنان (مورد مطالعه: اداره کل گمرک تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۸
هدف: هدف اصلی انجام پژوهش حاضر، تعیین تأثیر رهبری معنوی و رهبری اخلاقی بر عملکرد وظیفه ای، رفتارهای اشتراک گذاری دانش و رفتارهای نوآورانه کارکنان می باشد. روش پژوهش:  این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر اداره گمرک شهر تهران می باشد. در این پژوهش برای تعیین حجم نمونه از نرم افزار G*Power استفاده گردید. بر اساس نتایج این نرم افزار، حجم نمونه برابر با 201 نفر تعیین شد. تعداد 250 پرسشنامه در بین کارکنان اداره گمرک تهران توزیع شد که از میان آنها 218 پرسشنامه قابل قبول برای تجزیه وتحلیل در دست پژوهشگر قرار گرفت. از این رو، نرخ بازگشت پرسشنامه 87.2% است. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. جمع آوری داده ها به دو روش کتابخانه ای و میدانی انجام شد. برای تنظیم پرسشنامه از مقاله های معتبر، رهبری معنوی (فرای و همکاران، 2016)، رهبری اخلاقی (براون و همکاران، 2005)، عملکرد وظیفه ای (فن و ژنگ، 1997)، رفتارهای اشتراک گذاری دانش (روان، 1997)، رفتارهای نوآورانه (اسکات و بروس، 1994) استفاده گردید. روایی پرسشنامه در دو مرحله با کمک 7 نفر از خبرگان جامعه آماری بررسی شد. در مرحله اول با استفاده از شاخص روایی محتوایی (CVI [1] ) و در مرحله دوم با استفاده از ضریب نسبی روایی محتوا (CVR [2] ) به تحلیل پرسشنامه ها پرداخته شد و پرسشنامه نهایی تنظیم گردید. پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ در یک مطالعه اولیه با مشارکت 30 نفر از جامعه آماری، بررسی و مورد پذیرش قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS26 (برای آمار توصیفی) و نرم افزار Smart-PLS3 استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد «رهبری معنوی» بر «عملکرد وظیفه ای کارکنان»، «رفتارهای اشتراک گذاری دانش کارکنان» و «رفتارهای نوآورانه کارکنان» تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، «رهبری اخلاقی» بر «عملکرد وظیفه ای کارکنان»، «رفتارهای اشتراک گذاری دانش کارکنان» و «رفتارهای نوآورانه کارکنان» تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید می کند که پیاده سازی رهبری معنوی و اخلاقی می تواند به بهبود کارایی و خلاقیت کارکنان کمک کند و در نهایت به ارتقاء عملکرد کلی اداره گمرک تهران منجر شود. بنابراین، توجه به این نوع رهبری ها در فرآیندهای مدیریتی و توسعه منابع انسانی می تواند راه کار مؤثری برای بهبود عملکرد سازمانی باشد.
۱۶۰۹.

بررسی تاثیر کلان داده بر ویژگی های کیفی گزارش های مالی و ایفای مسئولیت پاسخگویی در بخش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۳
موضوع و هدف مقاله: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر کلان داده بر ویژگی های کیفی گزارش های مالی و ایفای مسئولیت پاسخگویی در بخش عمومی است. روش پژوهش:جامعه آماری مورد بررسی شامل اساتید دانشگاه در حوزه حسابداری و کلان داده و همچنین افراد شاغل در سطوح مختلف مشاغل حسابداری و حسابرسی در سازمان های بخش عمومی می باشد. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه محقق ساخته به روش گلوله برفی از تعداد 176 پرسشنامه طی زمستان سال 1403 جمع آوری و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد در بخش عمومی کلان داده تأثیر مثبت و معناداری بر ویژگی های کیفی گزارش های مالی مرتبط با محتوا و ارائه اطلاعات دارند. همچنین اثر غیرمستقیم کلان داده بر مسئولیت پاسخگویی از طریق ویژگی های کیفی ارائه اطلاعات معنادار است. اما اثر غیرمستقیم کلان داده بر مسئولیت پاسخگویی از طریق ویژگی های کیفی محتوای اطلاعات معنادار نیست. به علاوه اثر کل (ترکیبی از اثر مستقیم و غیرمستقیم) کلان داده، تأثیر مثبت و معناداری بر مسئولیت پاسخگویی دارد. از سویی مشاهده شد ویژگی های کیفی محتوای اطلاعات رابطه معناداری با مسئولیت پاسخگویی ندارند، لیکن ویژگی های کیفی ارائه اطلاعات بر مسئولیت پاسخگویی تأثیر مثبت و معناداری دارند. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: یافته های این پژوهش نشان داد، با توجه به مزایا و تاثیرات کلان داده بر کیفیت گزارش های مالی و ایفای مسئولیت پاسخگویی در بخش عمومی، دولت ها بایستی جهت بهره برداری حداکثری از مزایا آن نسبت به برنامه ریزی، سرمایه گذاری، ایجاد زیرساخت های مناسب و آموزش کارکنان اقدام نمایند.
۱۶۱۰.

مدل انتخاب نمونه حسابرسی با استفاده از تکنیک های داده کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۲
از آنجائی که انتخاب نمونه حسابرسی تأثیر بسزائی در کارایی و اثربخشی فرآیند حسابرسی دارد، این پژوهش با هدف معرفی مدلی جهت انتخاب نمونه حسابرسی با استفاده از تکنیک های داده کاوی سعی در ارائه راهکاری برای افزایش اثربخشی و کارایی حسابرسی دارد. در این پژوهش ابتدا طی مصاحبه هایی با حسابرسان، نیازمندی ها و دانش آنان از تکنیک های داده کاوی مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس پایگاه های داده های مالی 35 شرکت-سال (شامل 12 شرکت برای سال های 1399 تا 1401) که پرونده های حسابرسی آنان در اختیار است، از طریق تکنیک های مختلف داده کاوی ارزیابی شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تکنیک های داده کاوی خوشه بندی، درخت تصمیم جنگل تصادفی و نمونه گیری بوت استرپینگ می توانند به عنوان مدل مناسبی برای انتخاب نمونه حسابرسی مورد استفاده قرار گیرند. این نتایج نشان می دهد نمونه های انتخاب شده علاوه بر پوشش 65 درصدی نمونه های انتخاب شده به روش های دیگر، می توانند با ارائه نمونه های مرتبط تر، اثربخشی فرآیند حسابرسی را افزایش دهند. از طرف دیگر بیش از 63 درصد حسابرسان علاقمند بودند تا نمونه انتخاب شده از طریق تکنیک های داده کاوی را با نمونه های انتخاب شده به روش های سنتی جایگزین نمایند.
۱۶۱۱.

Impact of Social Customer Relationship Management (SCRM) on Consumer Behavior: an Empirical Study on SMEs in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۹
Purpose : This study investigates the impact of Social Customer Relationship Management (SCRM) on consumer behavior in small and medium-sized enterprises (SMEs) in Iran. It specifically examines the influence of SCRM key consumer behavior variables: satisfaction, loyalty, engagement, retention, and word-of-mouth (WOM). Method : The research employed an applied and descriptive survey design. Data were collected through an online questionnaire distributed to consumers of SMEs in Khuzestan province, Iran, using convenience sampling method. The questionnaire included 25 items measuring six constructs: SCRM, satisfaction, loyalty, engagement, retention, and WOM. Structural equation modeling (SEM) was employed via Smart-PLS3 software to analyze the data and test the hypotheses. Findings : The results indicate that SCRM exerts a significant positive impact on all five consumer behavior dimensions. Path coefficients were high and statistically significant: satisfaction (β = 0.848, p < 0.01), loyalty (β = 0.827, p < 0.01), engagement (β = 0.871, p < 0.01), retention (β = 0.901, p < 0.01), and WOM (β = 0.914, p < 0.01). The model fit indices (GOF = 0.68) confirmed the robustness of the research model. Conclusion : The study concludes that SCRM is a powerful tool for enhancing consumer behavior outcomes in SMEs. By leveraging social media technologies, SMEs can improve customer interactions, personalize services, and foster long-term relationships, leading to increased satisfaction, loyalty, engagement, retention, and positive word-of-mouth. These findings highlight the importance of adopting SCRM strategies to gain a competitive advantage and achieve sustainable business growth in the digital era.
۱۶۱۲.

شناسایی عوامل موثر بر طراحی محصول در اقتصاد چرخشی و تحلیل روابط بین آنها با روش تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۹
نیاز به تغییر سیستم اقتصادی برای اطمینان از عبور نکردن آن از محدودیت های زیست محیطی، تلاش های زیادی را برای به پایداری ایجاد می کند. در این زمینه، مدل اقتصاد چرخشی در سطوح سیاسی و تجاری در حال گسترش است. بنابراین با توجه به اصول اقتصاد چرخشی و الزامات آن، شیوه های طراحی محصول نیز دستخوش تغییراتی می شوند و باید با اقتصاد چرخشی سازگار شوند. هدف این مقاله شناسایی عوامل موثر بر برای طراحی محصول در اقتصاد چرخشی و تبیین روابط بین عوامل در صنعت لوازم خانگی است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از تحلیل مضمون و به کمک ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته، به شناسایی عوامل موثر بر طراحی محصول چرخشی پرداخته شده و سپس روابط بین عوامل موثر، با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری تبیین شده است. برای گردآوری داده ها از روش مصاحبه و پرسشنامه بررسی روابط، استفاده شده است که مشارکت کنندگان 11 نفر از خبرگان اجرایی در حوزه اقتصاد چرخشی و خبرگان دانشگاهی بودند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شده است. بر اساس تحلیل یافته ها، تعداد زیادی از کدها و مضامین پایه تهیه گردیده و بر مبنای آنها 22 مضمون اصلی شناسایی شد و روابط بین آنها در چهار سطح تبیین گردید.
۱۶۱۳.

ارائه مدل رفتار مصرف کننده از ادراک ایمنی محصول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۱
هدف این تحقیق ارائه مدل رفتار مصرف کننده از ادراک ایمنی محصول (مورد مطالعه مصرف کنندگان لوازم خانگی در مشهد) می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده های پژوهش توصیفی از نوع آزمایشی، هم بستگی و پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل مصرف کنندگان لوازم خانگی به تعداد 384 نفر می باشد، که با روش نمونه گیری بصورت غیر احتمالی و در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه ساخته محقق استفاده شد. تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. با اطمینان 95 درصد برازندگی مدل ادراک از ایمنی استفاده کنندگان لوازم خانگیدر مشهد پذیرفته شد. نتایج نشان داد که جهت دهی مشتری و آموزش، عوامل مرتبط با فروشندگان، دستور العمل و لیبل، عوامل فرهنگی و اجتماعی، تبلیغات و بازاریابی، ویژگی جمعیت شناختی، دانش و آگاهی مشتری، عوامل مرتبط با محصول بر ادراک مصرف کنندگان از ایمنی محصول تاثیر دارد.
۱۶۱۴.

مدیریت انگیزش کارکنان در چهارچوب نظام ارزیابی عملکرد مبتنی بر نظریه انتظار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۵
هدف: هدف از این پژوهش، کاربست تئوری انتظار، در نظام ارزیابی عملکرد کارکنان، به منظورِ بهبودِ ارزیابی و دست یابی به راه کارهای عملیاتی، برای ایجاد انگیزش، در کارکنان است. طرح پژوهش/روش شناسی/رویکرد: پژوهش، بر اساسِ چهارچوب نظری شناختی/اجتماعی، با رویکرد رفتار سازمانی، مبتنی بر شواهد، به روش آمیخته، انجام شده است. در بخش کیفی از روشِ تحلیلِ مضمونِ بازتابی، و منابع علمی معتبر، استفاده شده است. در بخش کمی، برای اعتبارسنجی، از روش دلفی فازی و پرسش نامه، استفاده شده و جامعه آماری شامل 31 نفر از خبرگان بوده است. یافته ها: با بررسی و تحلیل 62 عنوان سند، از مجموع 573 بخش کدگذاری شده، 44 مضمون فرعی، هفت مضمون اصلی شاملِ راه کارهای عملیاتی، و یک مضمون فراگیر، با عنوان "مدیریت انگیزش کارکنان" استخراج شده است. با تایید 41 مضمون از مجموع 44 مضمون فرعی در دور دوم دلفی فازی، مضامین پژوهش، مورد تایید خبرگان، قرار گرفته است. ارزش/اصالت پژوهش: در این پژوهش، با ارائه راه کارهای عملیاتی، به گروهی از محدودیت های تئوری انتظار، مانند پیچیدگی و سختی بکارگیری، پاسخ داده شده است. کاربست تئوری انتظار، در قالبِ مضامین مستخرج، ضمن ایجاد انگیزش، زمینه را برای اثربخشی نظامِ ارزیابی عملکرد، فراهم می نماید. ایجاد تمایز عملکردی، و ادراکِ عدالت، از دیگر مزایای حاصل از پژوهش، محسوب می شود.
۱۶۱۵.

طراحی مدل اجتناب از نادانشی و ناآگاهی در خط مشی گذاری مدیریت آب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۹
هدف: هدف این پژوهش طراحی مدلی برای اجتناب از نادانشی و ناآگاهی در فرایند خط مشی گذاری مدیریت آب است. این مدل به منظور شناسایی موانع شناختی، اطلاعاتی و ارتباطی و ساختاری و سازمانی، در اتخاذ تصمیمات مؤثر در خط مشی گذاری مدیریت منابع آب طراحی شده است و به دنبال ارتقای کیفیت تصمیم گیری ها از طریق کاهش نادانشی وعدم آگاهی (جهل) در فرایندهای مدیریتی است. روش: پژوهش حاضر از نظر مبانی فلسفی، در چارچوب پارادایم تفسیری قرار دارد و رویکرد آن به صورت استقرایی قیاسی است. استراتژی این پژوهش از نوع نظریه داده بنیاد چندگانه (نسخه گلدکل و کرونهلم) انتخاب شده است. برای جمع آوری داده ها، از ابزار مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شده است. تعداد مشارکت کنندگان این پژوهش، بر اساس روش نمونه گیری نظری، ۱۹ نفر از خبرگان خط مشی گذاری و مدیران مطلع و باتجربه در صنعت آب انتخاب شده اند. در نهایت، برای ارزیابی کیفیت پژوهش، از سه شاخص مقبولیت استفاده شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که نادانشی و ناآگاهی در خط مشی گذاری مدیریت آب، به طور عمده از عواملی همچون کمبود اطلاعات دقیق و به روز، نبود سامانه های مؤثر جمع آوری و تحلیل داده ها، ضعف در تحلیل داده ها و تخصص محدود خط مشی گذاران و همچنین، ضعف در ارتباطات بین سازمان ها و ذی نفعان مختلف نشئت گرفته است. علاوه براین، عواملی مانند پیچیدگی های فنی و تکنولوژیکی، مشکلات اقتصادی و سیاسی نیز در بسیاری از موارد، موجب اتخاذ تصمیم های نادرست یا ناقص در زمینه مدیریت منابع آب می شوند. نتیجه گیری: مدل طراحی شده برای اجتناب از نادانشی و ناآگاهی در خط مشی گذاری مدیریت آب، می تواند در بهبود فرایندهای تصمیم گیری نقشی حیاتی ایفا کند. این مدل با شفاف سازی اطلاعات، تقویت تعاملات میان ذی نفعان، بهبود فرایندهای ارتباطی و تحلیلی و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای جمع آوری و تحلیل داده های مرتبط با منابع آب، به مدیریت بهتر منابع آب کمک خواهد کرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که یکی از مهم ترین مشکلات در مدیریت منابع آب، فقدان اطلاعات دقیق و به روز و استفاده ناکافی از ابزارهای نوین تحلیل اطلاعات است که در کنار موانع اقتصادی و گاه سیاسی کاری، به سیاست گذاری های ناکارآمد منجر می شود. از این رو، به کارگیری این مدل می تواند به کاهش این کمبودها کمک کند و فرایند تصمیم گیری را دقیق تر و مؤثرتر سازد. ضمن تأیید شرایط نامناسب اقلیمی و کاهش بارش که بر تمامی امور مدیریتی مرتبط با آب تأثیر دارد، استفاده از این مدل می تواند در کاهش نادانشی و ناآگاهی در خط مشی گذاری مدیریت آب نقش مهمی ایفا کند. این مدل همچنین در راستای حفظ منابع آب و بهبود پایداری آن ها در بلندمدت، به ویژه در مواجهه با چالش های تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت و افزایش تقاضا، اهمیت زیادی دارد. علاوه براین، به کارگیری این مدل نه تنها موجب بهبود کیفیت تصمیم گیری ها در زمینه مدیریت آب می شود، بلکه می تواند به ایجاد خط مشی های پایدار، جامع و بلندمدت کمک کند که در برابر تغییرات محیطی و اقتصادی، انعطاف پذیری لازم را داشته باشند.
۱۶۱۶.

بررسی نقش تعدیلگری مالکیت نهادی بر تاثیر اجتناب مالیاتی بر قدرت طلبی مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۸
توان و اختیار بالای مدیریت می تواند به کارایی بیشتر یا رفتار فرصت طلبانه منجر شود. همانطور که، در ادبیات مربوط به انگیزه های اجتناب مالیاتی بحث شده است، فرصت طلبی مدیریتی می تواند، از طریق فعالیت های اجتناب مالیاتی شرکت ها تشدید شود. بر این اساس، هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش تعدیلگری مالکیت نهادی بر تاثیر اجتناب مالیاتی بر قدرت طلبی مدیریت است. پژوهش حاضر از نظر رویکرد، خردگرایانه و از منظر هدف، کاربردی می باشد و در زمره پژوهش های توصیفی-همبستگی قرار دارد. همچنین روش پژوهش از نظر نوع استدلال قیاسی بوده و از نظر زمان نیز یک پژوهش گذشته نگر است. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده 120 شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که از صنایع مختلف با روش حذف سیستماتیک در بازده زمانی 1394 تا 1401 انتخاب شده و برای آزمون فرضیه های پژوهش، از مدل رگرسیون خطی چندگانه به شیوه داده های تابلویی با اثرات تصادفی و روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. نتایج تحقیق مبین آن است که، اجتناب مالیاتی بر قدرت طلبی مدیریت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر مثبت دارد. مالکیت نهادی بر تاثیر اجتناب مالیاتی بر قدرت طلبی مدیریت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران نقش تعدیلگری مثبت دارد.
۱۶۱۷.

تحلیل تأثیر تجارت الکترونیکی بر مهارت های کارآفرینی با نقش میانجی خودکارآمدی و ذهنیت کارآفرینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۲
هدف ازاین پژوهش تحلیل تأثیر تجارت الکترونیکی بر مهارت های کارآفرینی کارآموزان در آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای: نقش خودکارآمدی و ذهنیت کارآفرینیمی باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر روش در زمره پژوهش های توصیفی–پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری این پژوهش آموزشگاه های فنی حرفه ای در سطح شهر ساری می باشند که تعداد آنان 948 می باشد و حجم نمونه از طریق جدول مورگان 274 تعیین شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های استاندارد می باشد که با طیف 5 ارزشی لیکرت سنجیده شده است و به روش غیر احتمالی در دسترس در اختیار دانشجویان آموزشگاه قرارگرفته است و تعداد 274 پرسشنامه صحیح جمع آوری شده است. روایی محتوایی این پرسشنامه به تأیید خبرگان این حوزه رسیده و میزان پایایی آن نیز به کمک آزمون آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. آمار توصیفی از طریق نرم افزار SPSS و آمار تحلیلی از طریق روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرم افزار SmartPLS بررسی شده است. باتوجه به پژوهش های انجام شده یافته های پژوهش نشان می دهد که تمام فرضیات پژوهش تأیید شده اند و تجارت الکترونیک با ضریب تاثیر 0.69 بیشترین تاثیر را بر خودکارآمدی دارد.
۱۶۱۸.

شناسایی و ارائه چارچوب مفهومی شاخص های کلیدی مؤثر بر ایجاد شهرهای مرکز مالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۶
این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه‌های کلیدی تأثیرگذار بر شکل‌گیری شهرهای مرکز مالی انجام شد. در مرحله نخست، ۱۴۲ سند علمی شناسایی و پس از پالایش، ۲۱ مقاله به‌عنوان جامعه تحلیلی انتخاب گردید. برای اعتبارسنجی شاخص‌ها، نظر ۱۰ نفر از خبرگان حوزه مالی و اقتصاد شهری، مدیران و مشاوران مالی با روش نمونه‌گیری هدفمند اخذ شد. پژوهش به روش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون بوده و داده‌ها طی کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. نتایج چهار مضمون اصلی شامل زیرساخت‌های مالی و اقتصادی، چارچوب‌های قانونی و نظارتی، فناوری و نوآوری مالی و زیرساخت‌های ارتباطی و نیروی انسانی متخصص را نشان داد. چارچوب مفهومی حاصل می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری و توسعه شهرهای مالی، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، فراهم کند.
۱۶۱۹.

هم آفرینی ارزش: نقش مدیران در هم نوآوری خدمات در باشگاه های ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۰
هدف: نوآوری در خدمات از جنبه های مهم ایجاد ارزش برای باشگاه های ورزشی است. هدف از تحقیق حاضر شناسایی نقش مدیران در نوآوری خدمات باشگاه های ورزشی بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی، به لحاظ روش توصیفی_پیمایشی؛ از نظر محل جمع آوری داده ها میدانی و برحسب ماهیت داده ها کیفی است. این پژوهش در چهارچوب رویکرد کیفی با انجام مصاحبه های عمیق یک به یک و با به کارگیری روش تحلیل مضمون انجام گرفت. مصاحبه ها به شیوه گلوله برفی با مدیران باشگاه های ورزشی (16 شرکت کننده) در استان کرمانشاه انجام شد. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. مصاحبه ها به صورت کلمه به کلمه پیاده سازی و با روش تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت که به کدهای اولیه، مقوله های فرعی و مقوله های اصلی (طبقه ها) در نرم افزار مکس کیودا منتهی شد. یافته ها : از مصاحبه های مدیران باشگاه های ورزشی تعداد 29 مقوله فرعی به دست آمد که در 6 مقوله اصلی مدیریت و برنامه ریزی، آموزش و توسعه، نوآوری و خلاقیت، تسهیل و پشتیبانی، ارتباط و همکاری، طراحی و پیاده سازی در نوآوری خدمات باشگاه های ورزشی قرار گرفتند. اصالت/ارزش افزوده علمی: مطالعات اندکی به نقش مدیران در هم آفرینی ارزش از طریق خدمات ورزشی به ویژه با رویکرد کیفی پرداخته اند، بنابراین از نتایج حاصل می توان برای تکمیل مبانی نظری این حوزه سود برد. تحقیق حاضر نشان داد که مدیران می توانند فرآیند نوآوری مشترک را برنامه ریزی و تسهیل کنند. همچنین، نتایج این تحقیق می تواند برای سازمان های ذی ربط به صورت نقشه راه عمل کند تا نوآوری خدمات با اثربخشی بیشتری دنبال شود.
۱۶۲۰.

الگوی سیاست گذاری داده محور در صنایع استارت اپی با رویکرد تحول دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۹
توسعه تحول دیجیتال در کسب و کارها بر فرآیند های سیاست گذاری نیز تاثیر گذار بوده است. یکی از تحولات در این مفاهیم مرتبط با سیاست گذاری های مبتنی بر داده بوده است. هدف اصلی این مطالعه ارائه الگوی سیاست گذاری داده محور در صنایع استارت اپی با رویکرد تحول دیجیتال بوده است. روش این مطالعه از نوع کیفی و کمی بوده است و جامعه هدف در بخش کیفی خبرگان شامل مدیران، سیاست گذاران، و فعالان حوزه سیاست گذاری در صنایع استارت آپی بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی حجم نمونه در این بخش 18 نفر تعیین گردید. در بخش کمی نیز جامعه هدف شامل کلیه خبرگان انتخابی در مرحله قبل بوده است. در بخش کیفی به منظور شناسایی مولفه های مورد بررسی از روش تحلیل محتوی جهت دار و ابزار مصاحبه به منظور گردآوری داده ها استفاده شده است. در بخش کمی نیز از مدلسازی ساختاری تفسیری به منظور تعیین سطح مولفه های نهایی استفاده گردید. نتایج نشان می دهد که مؤلفه هایی همچون حکمرانی داده و استراتژی داده محور به عنوان پایه های اصلی سیاست گذاری در سطح اول قرار دارند. سطوح بعدی شامل عواملی نظیر تحول دیجیتال، مقیاس پذیری داده ها، منابع انسانی و داده، مشارکت در داده ها، تطابق با مقررات، تحلیل پیش بینی، اخلاق داده، تعامل با فناوری های نوین، ارزیابی عملکرد، یکپارچگی و خودکارسازی داده ها، مدل های کسب وکار و خدمات مشتری مبتنی بر داده، زیرساخت های فناوری اطلاعات، امنیت داده ها و در نهایت فرهنگ داده محور به عنوان بستر تحول سازمانی هستند. کلید واژه ها: سیاست گذاری، داده محوری، استارت اپ ها

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان