ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۲۱ تا ۲٬۲۴۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۲۲۲۱.

شناسایی و تبیین مؤلفه های کلیدی در توسعه و تعالی کیفیّت خدمات انتظامی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه و هدف: خدمات انتظامی ازجمله مهم ترین و اساسی ترین خدمات موردنیاز جوامع است. هرچه این خدمات به نحو مطلوب و مؤثری به جامعه ارائه شود، مزایا و منافع آن هم برای نهاد ارائه کننده و هم برای جامعه بیشتر خواهد شد. از همین رو، هدف اصلی تحقیق حاضر، شناسایی و تبیین عوامل و مؤلفه های کلیدی در توسعه و تعالی کیفیّت خدمات انتظامی هوشمند بود. روش: تحقیق حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق آن، روش گروه کانونی ازجمله مهم ترین روش های کیفی است. جامعه آماری تحقیق متشکل از خبرگان حوزه مدیریت دولتی، مدیریت کیفیّت، خدمات عمومی، مدیریت انتظامی، خدمات انتظامی، مدیریت فناوری اطلاعات می باشند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند شناسایی و مورد مصاحبه قرار گرفتند. مطابق با قاعده اشباع نظری، تعداد شانزده مصاحبه گردآوری و تحلیل شد. ابزار اصلی مورداستفاده در پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته است که در دو پنل تخصصی گروه کانونی از خبرگان به عمل آمد. شیوه کدگذاری در این روش، رویکرد کینگ و هاروکز (2010) می باشد که مؤلفه ها و شاخص ها را در سه دسته بندی کلیدی، یکپارچه کننده و کلان قرار می دهد. یافته ها: با بررسی مصاحبه های گردآوری شده درنهایت، 137 گزاره خام، 76 کد کلیدی، 32 کد یکپارچه کننده و 5 کد کلان حاصل شدند که 5 کد کلان تحت عناوین «شفافیت و سلامت اداری؛ قابلیت و امکان تعامل؛ پاسخگویی عمومی؛ قابلیت ارائه خدمات؛ سرعت و دقت» به عنوان مؤلفه های کلیدی و 32 کد یکپارچه کننده به عنوان عوامل کلیدی در توسعه و تعالی کیفیّت خدمات انتظامی هوشمند در نظر گرفته شد. نتیجه گیری: درنهایت، می توان نتیجه گرفت که توسعه و تعالی خدمات انتظامی هوشمند، پایداری و حتی سرمایه اجتماعی و رابطه ای را هم در فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا) و هم در جامعه ارتقا می دهد که به خدمات انتظامی مدرن، مترقی و معاصر منتج می شود.
۲۲۲۲.

توصیف شبکه یادگیری سازمانی و تبیین عوامل موثر بر شکل گیری آن با استفاده از روش تحلیل شبکه (مورد مطالعه: شرکت برق منطقه ای خراسان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۸۰
در سازمان های معاصر که بقا و رشد آن ها به چابکی و توانایی انطباق با تغییرات محیطی بستگی دارد، تسهیل فرآیند یادگیری و پیوند آن با فعالیت های روزمره کارکنان به چالشی اساسی برای رهبران تبدیل شده است. عدم اثربخشی فرآیندهای آموزش رسمی و ضرورت توجه به تعاملات اجتماعی کارکنان برای تسهیل یادگیری، نیاز به رویکردهای نوآورانه در زمینه یادگیری سازمانی را تقویت می کند. این پژوهش درصدد تبیین ساختار شبکه یادگیری سازمانی و شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری آن در شرکت برق منطقه ای خراسان است. برای دستیابی به این هدف با اتخاذ رویکردی کمی و به کارگیری شاخص های روشمند تحلیل شبکه اجتماعی در جایگاه روش پژوهش ساختار کلی شبکه یادگیری بر مبنای شاخص های توصیفی تحلیل شبکه اجتماعی احصا و موقعیت کنشگران در آن تبیین شد. جامعه آماری در این پژوهش متشکل از 327 از کارشناسان و مدیران شرکت برق منطقه ای خراسان می باشد. گردآوری داده های رابطه ای دراین جامعه با استفاده ازپرسش نامه تحلیل شبکه اجتماعی انجام شد. در این پژوهش از نرم افزار VOSviewer برای تحلیل داده های رابطه ای و طیف گسترده ای از شاخص های آماری تحلیل شبکه اجتماعی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از یافته های این پژوهش، شبکه یادگیری سازمانی شرکت برق منطقه ای خراسان پراکنده و از انسجام کافی برخوردار نمی باشد. درصد زیادی از کنشگران در موقعیت-های پیرامونی این شبکه قرار دارند و در جایگاه مصرف کنندگان دانش موجود ایفای نقش می کنند. همچنین نتایج حاکی از تحلیل عوامل موثر نشان داد که همسانی معاونت، جنسیت، تحصیلات و سابقه کاری کنشگران از متغیرهای مهم در شکل گیری شبکه یادگیری سازمانی به شمار می آیند، این در حالی است که اثر آموزش های سازمانی که با شیوه های مرسوم و سنتی در سازمان ها برنامه ریزی و اجرا می شود، در شکل گیری شبکه یادگیری سازمانی معنی دار نمی باشد. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش پیشنهاد می شود که رهبران سازمان با تقویت ارتباطات میان حوزه ای، توسعه فرهنگ اشتراک دانش، ایجاد و توسعه اجتماعات کاری حرفه ای در قالب کمیته و کارگروه های تخصصی، زمینه سازی برای برقراری پیوند میان هادیان جریان یادگیری با سایر کنشگران، گامی اساسی در تقویت پیوند های مبتنی بر اشتراک دانش و تسهیل فرآیند یادگیری در سازمان بردارند.
۲۲۲۳.

واکاوی نقش دانشگاه فرهنگیان در توسعه ایده آموزشی مایکل کانلی با عنوان«مدارس به عنوان مکان های عملی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی اولویت های آموزشی دانشگاه فرهنگیان در بسط ایده مدارس به عنوان مکان های عملی در چارچوب اندیشه های فکری مایکل کانلی انجام گرفت. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای استقرایی با تاکید بر ماهیت موضوعی آن بود. در این راستا 12 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1404-1403 با استفاده از مصاحبه های کانونی از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع مطلوب مورد مطالعه قرار گرفتند. برای اعتبارپذیری داده ها از روش خود بازبینی محقق و کنترل مشارکت کنندگان و برای تاییدپذیری داده ها از روش مقایسه نظام مند استفاده شد. یافته ها نشان داد که 7 مولفه زیست پذیری آموزشی، تلفیق برنامه درسی، دانش پروری، تعامل گرایی، فرهنگ معلم عملی، خودکاوی آموزشی و کارآفرینی کدهای اصلی هستند که با 18 کد محوری و 97 کد اولیه چارچوب مدارس با کارکرد عملی را از طریق آموزش های دانشگاهی فراهم می سازند. نتایج نشان می دهد که دانشگاه فرهنگیان باید مدارس را به عنوان بستر فعالیت های آموزشی دانشجو معلمان با درجه آزمایشی در نظر بگیرد. به عبارت دیگر مدارس با شبیه سازی تفکرات دانشجویان در قالب مدارس آزمایشگاهی معیار تصمیم گیری های آموزشی تلقی شده و شاخصی برای برآورد تحقق اهداف دانشگاه فرهنگیان به شمار آید. .
۲۲۲۴.

الگوی مدیریت بهسازی منابع انسانی بر اساس آموزه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: هدف تحقیق، شناسایی مؤلفه های مدیریت بهسازی منابع انسانی بر اساس آموزه های نهج البلاغه بود که با روش تحلیل محتوا استقرایی بر پایه تحلیل خطبه ها، نامه ها و حکمتهای نهج البلاغه بود. روش: روش تحلیل داده ها، کدگذاری سه مرحله ای، شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی بود. در نهایت برای درک بیشتر نتایج، مدل نهایی تحقیق بر اساس الگوی کوربین و استراوس طراحی شد. یافته ها: یافته های تحقیق شامل 155 مفهوم، 42 مؤلفه و چهار بُعد بود. مؤلفه های شناسایی شده، شامل بهسازی فنی، بهسازی رفتاری، بهسازی نگرشی و بهسازی ارتباطی بود. نتیجه گیری: بهسازی فنی و بهسازی رفتاری در دسته عوامل اصلی، بهسازی نگرشی در دسته عوامل میانجی و بهسازی ارتباطی در دسته عوامل زمینه ای قرار گرفتند. همچنین شخصیت پروری، تفکر انتقادی و آموزش چندجانبه، به عنوان راهبردها و اثربخشی سازمانی؛ محبوبیت سازمانی و انعطاف پذیری سازمانی نیز به عنوان پیامدهای آن شناسایی شدند.
۲۲۲۵.

شناسایی و اولویت بندی چالش های سیاستگذاری عمومی در بخش حکمرانی آب استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۸
هدف: امروزه سیاستگذاری عمومی در حوزه حکمرانی آب با چه چالش های مواجه است ، آنها چقدر برای حکمرانی آب مؤثر هستند و چگونه می توان آن چالش ها را برطرف کرد، موضوع قابل توجهی برای دولت ها می باشد. از همین رو، هدف از انجام این پژوهش شناسایی و اولویت بندی چالش های سیاستگذاری عمومی در بخش حکمرانی آب استان مازندران است. روش پژوهش: روش این پژوهش مبتنی بر تحلیل اثرات متقابل ساختاری (Structural MICMAC) است که امکان تحلیل روابط علی و ساختاری میان چالش های سیاست گذاری را فراهم می سازد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که چالش های نبود نظارت دولتی بر دستگاههای اجرایی ، مدیریت توزیع آب، سد سازی غیر اصولی، نابودی و تخریب زیست بوم های آبی،عدم انسجام دستگاههای درگیر به ترتیب رتبه های نفوذ ۱ تا ۵ را به خود اختصاص دادند و مدیریت پساب و فاضلاب و کاهش آب های تجدید پذیر در رتبه های آخر قرار گرفتند. نتیجه گیری: شناسایی چالش ها و رسیدگی به حل آنها به ترتیب الویت می تواند به سیاستگذاران حوزه آب مازندران کمک کند تا با مشارکت و همکاری با سایر ارگان ها و ذینفعان مختلف دولتی و غیردولتی برای مقابله با چالش های حکمرانی آب در سطوح شهرستانی، استانی و بین حوضه ای اقدامات موثری را انجام دهند.
۲۲۲۶.

تجزیه و تحلیل پویایی بازار کارمزد در چرخه عمر شبکه بیت کوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: بیت کوین از زمان آغاز به کار خود در سال ۲۰۰۹، از نظر پذیرش عمومی به عنوان قدیمی ترین ارز دیجیتال، رشد فوق العاده ای را تجربه کرده است؛ با این حال، تحول آن از یک ارز دیجیتال آزمایشی، به یک شبکه پرداخت مالی اصلی، چالش های جدیدی را در رابطه با مقیاس پذیری و ظرفیت ایجاد کرد. این مطالعه به دنبال بررسی چگونگی پاسخ کارمزد تراکنش بیت کوین به عوامل مالی و فنی درون شبکه در دوره های مختلف عمر آن است. این پژوهش دیدگاه نوینی درباره پویایی یک ارز و بلوغ شبکه پرداخت غیرمتمرکز ارائه می دهد. روش: داده های شبکه بلاکچین بیت کوین از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۳ جمع آوری و در سه دوره، شامل دوره پذیرش اولیه (۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴)، دوره سوداگرانه (۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸) و دوره چالش مقیاسپذیری (۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳) تفکیک و تحلیل شده است. مدل سازی ARDL برای تحلیل روابط کوتاه مدت و بلندمدت استفاده شده است. متغیر وابسته کارمزد تراکنش و متغیرهای توضیحی، شامل قیمت بیت کوین، متوسط ارزش تراکنش ها به بیت کوین، اندازه بلاک، سختی شبکه و حجم تراکنش است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که در دوره پذیرش اولیه که قیمت و کارمزد روز قبل در دوره کوتاه مدت بر کارمزد تراکنش مؤثر است، قیمت نیز در بلندمدت بر کارمزد تراکنش تأثیر می گذارد. در دوره سوداگرانه، حجم تراکنش ارسالی، اندازه بلاک و کارمزد روز قبل در کوتاه مدت و در بلندمدت سختی شبکه، بر کارمزد تراکنش اثرگذاری معناداری دارد. در دوره چالش مقیاس پذیری، در کوتاه مدت کارمزد تراکنش روز قبل، قیمت بیت کوین، متوسط ارزش تراکنش ها به بیت کوین، اندازه بلاک، سختی شبکه و حجم تراکنش و در بلندمدت سختی شبکه و سایز بلاک بر کارمزد اثر معناداری دارد. همچنین در دوره چالش مقیاس پذیری، کارمزد روز قبل اثرگذاری بالایی بر کارمزد روز جاری دارد؛ به طوری که نوعی چسبندگی را ایجاد کرده است که تا پایان دوره ادامه می یابد. به طور کلی، کارمزدها در طول دوره ها از طریق یادگیری عوامل مؤثر بر آن تثبیت می شوند؛ زیرا رفتار کاربران و استخراج کنندگان پیرامون محدودیت های بلاک و انگیزههای پاداش استخراج، بهینه شده اند. در طول دوره پذیرش اولیه، کارمزد تراکنش ها به دلیل نوپا بودن بیت کوین و استفاده محدود، نوسان های بالایی داشت. همان طور که ارزهای دیجیتال به طور فزاینده به عنوان سازوکار پرداخت در دوره سوداگرانه مورد استفاده قرار گرفت، پارامترهای فنی اثرگذار بر اندازه بلاک و ظرفیت پردازش باعث شد که کارمزدها بیشتر منعکس کننده تقاضای در شبکه باشند. ظهور محدودیت های مقیاس پذیری که بلاکچین در دوره چالش مقیاس پذیری با آن مواجه است، باعث شد که پویایی کارمزدها به معیارهای بیشتری مرتبط شود که به عنوان نماینده هایی برای سطح فعالیت و استفاده از شبکه عمل می کنند. نتیجه گیری: همان طور که بیت کوین در مفهوم جدید به شبکه پرداخت تبدیل شد، کارمزدها به جای نوسان تصادفی در دوره پذیرش اولیه، با تقاضا و انگیزه های مشارکت کنندگان شبکه در دوره چالش مقیاس پذیری هم سو شده است. تفکیک داده های شبکه بیت کوین به سه دوره زمانی، دیدگاه نوینی از چگونگی کارکرد شبکه های غیرمتمرکز و عوامل مؤثر بر بازار کارمزد در دوره های مختلف بلوغ شبکه را فراهم می کند.  
۲۲۲۷.

آسیب شناسی فرآیند استانداردگذاری رفع تعهد ارزی در ایران از منظر حسابداری و گزارشگری مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۳
در سال‌های اخیر، سیاست رفع تعهد ارزی به‌عنوان ابزار کنترلی بانک مرکزی برای مدیریت منابع ارزی کشور در دستور کار قرار گرفته است. با این حال، فقدان استانداردهای شفاف حسابداری و عدم انسجام نهادی در اجرای این فرآیند، چالش‌های متعددی را برای شرکت‌های صادرکننده، حسابرسان و نهادهای ناظر به‌وجود آورده است. این چالش‌ها منجر به کاهش شفافیت، کاهش قابلیت مقایسه گزارش‌های مالی و تضعیف کارایی سیاست‌های ارزی شده‌اند. لذا هدف این پژوهش، آسیب‌شناسی فرآیند استانداردگذاری رفع تعهد ارزی در ایران است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه حسابداری، حسابرسی و سیاست‌گذاری مالی، گردآوری و با تکنیک کُدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده‌اند. خبرگان مصاحبه شونده 16 نفر می‌باشند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. یافته‌ها نشان می‌دهند که فرآیند رفع تعهد ارزی با پنج تم اصلی مواجه است: ضعف چارچوب نظری و مقرراتی، ناهماهنگی نهادی و تضاد بین سازمانی، ناکارآمدی در گزارشگری مالی، چالش‌های اجرایی و ساختاری، کاستی در آموزش و توانمندسازی حرفه‌ای. هر یک از این تم‌ها با مجموعه‌ای از کُدهای محوری و مفهومی حمایت شده و به تبیین ریشه‌ای ناکارآمدی استانداردگذاری می‌پردازند. وجود خلاء جدی در حوزه استانداردهای حسابداری مرتبط با رفع تعهد ارزی و تعارضات بین بخشی، ضرورت بازنگری در نظام نظارتی و تدوین استانداردهای خاص در این حوزه را آشکار می‌کند. یکی از نتایج اجرایی مهم در این راستا ضرورت تدوین یک استاندارد اختصاصی برای رفع تعهد ارزی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نبود یک استاندارد حسابداری مستقل و شفاف در این زمینه منجر به برداشت‌های متفاوت شرکت‌ها و حسابرسان شده است و سازمان حسابرسی و هیئت تدوین استانداردهای حسابداری باید با همکاری بانک مرکزی، یک استاندارد ملی در حوزه رفع تعهد ارزی تدوین کنند و این استاندارد باید به صراحت روش‌های تسعیر ارز، زمان شناسایی درآمد و افشای کامل فرآیند بازگشت ارز صادراتی را مشخص نماید.
۲۲۲۸.

اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانش آموزان به مثابه یک کارکرد رهبری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۷
یکی از هدف های اصلی نظام تعلیم و تربیت و رهبران آموزشی، توجه به تربیت شهروند مطلوب برای جامعه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانش آموزان دختر پایه ی چهارم ابتدایی شهر اشکذر بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه چهارم شهر اشکذر بود که از این میان 30 دانش آموز با بهره گیری از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها، پرسشنامه ی رفتار شهروندی مارکوزی و ایکسین بود. آموزش فلسفه طی 12 جلسه ی 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا گردید. داده های گرداوری شده در دو سطح آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کواریانس و مانکوا) با استفاده از نرم-افزار spss تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد آموزش فلسفه به کودکان باعث بهبود رفتار شهروندی دانش آموزان دختر پایه چهارم شده است. نتایج آزمون مانکوا نیز نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر تمامی مولفه ها تفاوت معناداری وجود دارد به طوری که میانگین پس آزمون این مولفه ها در گروه آزمایش به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بوده است. با توجه به اختلاف میانگین نمره رفتار شهروندی در دو گروه و ضرورت تقویت رفتار شهروندی در دانش آموزان، به رهبران آموزشی پیشنهاد می شود که به موضوع آموزش فلسفه به کودکان بیشتر توجه کنند.
۲۲۲۹.

بررسی اثرات محیط یادگیری الکترونیکی بر یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۴۷
هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات محیط یادگیری الکترونیکی بر یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403- 1402 می باشد که تعداد 250 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند . برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مشارکتی (استیفان چو و باولی، ۲۰۰۷)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (جینکز و مورگان ۱۹۹۹)، یادگیری الکترونیکی واتکینز و همکاران (2004) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان می دهدکه محیط یادگیری الکترونیکی با یادگیری مشارکتی (05/0, P –Value ≤ 69/9, t =572/0β =)، خودکارآمدی تحصیلی ، (05/0, P –Value ≤ 45/9, t =555/0β =) رابطه معنی داری دارد و محیط یادگیری الکترونیکی سبب بهبود یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی می شود. محیط یادگیری الکترونیکی با فرصت ها و منابعی که در اختیار دانشجویان قرار می دهد سبب می شود تا آنها بتوانند با استفاده از این مولفه ها یادگیری شان را بهبود بخشند، روابط و تعاملات گسترده تری را شکل دهند و رضایت بیشتری از تحصیل داشته باشند.
۲۲۳۰.

تاثیر ایدئولوژی محافظه کارانه و لیبرال بر پذیرش حسابداری مدیریت زیست محیطی: مطالعه موردی شرکت های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۹
موضوع و هدف مقاله: هدف اصلی این مقاله آن است تا با استفاده از نظریه سطوح بالا، ارتباط میان ایدئولوژی سیاسی محافظه کارانه و لیبرال مدیران شرکت های دولتی در انتخاب و پذیرش حسابداری مدیریت زیست محیطی را مورد بررسی قرار دهد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع پژوهش های کاربردی است. از نظر ماهیت و رویکرد پژوهش جز پژوهش های توصیفی - پیمایشی است. در همین راستا پژوهش حاضر از نظر روش جمع آوری اطلاعات جز پژوهش های کمی است. نمونه آماری مورد نظر در این پژوهش، مدیران مالی و حسابداران شرکت های با مدیریت دولتی به تعداد 291 نفر است . روش نمونه گیری نیز به صورت در دسترس است. ابزار گردآوری داده در این پژوهش پرسش نامه بوده و زمان انجام آن نیز سال 1403 است. یافته های پژوهش: نتایج نشان می دهد ایدئولوژی محافظه کارانه، رابطه ای معنی دار و مثبت با پذیرش حسابداری مدیریت زیست محیطی دارد. اما ایدئولوژی لیبرال، رابطه ای معنی دار با پذیرش حسابداری مدیریت زیست محیطی ندارد. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: این پژوهش با توجه به نظریه سطوح بالا تایید می نماید که ویژگی هایی چون باور و ایدئولوژی سیاسی افراد که برخاسته از ریشه های فرهنگی جامعه است بر تصمیم گیری در افشای اطلاعات حسابداری از جمله گزارش های حسابداری مدیریت زیست محیطی تاثیرگذار است. ارزش افزوده این مقاله آن است که به عنوان یک مطالعه میان رشته ای می تواند شکاف های علمی میان رشته حسابداری و سایر رشته ها را تا حدودی برطرف نماید.
۲۲۳۱.

روش شناسی دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی: رویکردی نوین در زاویه بندی پژوهش های مدیریتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: هدف از این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی روش ترکیبی نوآورانه (هیبریدی) بر پایه تلفیق تکنیک دلفی کلاسیک و قابلیت های هوش مصنوعی است و به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه می توان از هم افزایی میان توانمندی های هوش مصنوعی و بینش انسانی، برای رفع نیازهای نوظهور پژوهشگران در حوزه تحقیق و توسعه بهره گرفت. در این راستا، پژوهش حاضر، نخستین پژوهش است که در ایران با محوریت دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی، به توسعه چارچوب روش شناختی نوین با تکیه بر مدل های زبانی پرداخته است. روش: این پژوهش از نوع مطالعات آمیخته است که با هدف توسعه رویکردی نوین در حوزه پژوهش اجرا شده است. برای ارزیابی اعتبار این رویکرد، کاربرد آن در زمینه مربیگری بررسی شده است؛ از این رو، این مطالعه در زمره پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. جامعه آماری این پژوهش، خبرگان انسانی و مدل های زبانی هوش مصنوعی بودند. در بخش کلاسیک، ۱۵ نفر از متخصصان حوزه منابع انسانی، مربیگری و توسعه فردی، به روش گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش مبتنی بر هوش مصنوعی نیز، سه مدل زبانی ChatGPT، Microsoft Copilot و Gemini با نظر متخصصان و ارزیابی تطبیقی برگزیده شدند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسش نامه و مطابق با اصول دلفی انجام شد. به منظور بررسی اعتبار داده ها، از رویکرد زاویه بندی شامل الگوریتم، محقق، داده و نظریه استفاده شد. همچنین، برای رسیدن به اشباع نظری در تعامل با مدل های زبانی، اقدام هایی مانند آموزش اولیه، بازبینی چندمرحله ای پاسخ ها و بهره گیری از قابلیت های به روزرسانی مدل ها صورت گرفت. در نهایت، به منظور سنجش هم راستایی و اختلاف میان دیدگاه های انسانی و نتایج مدل های هوش مصنوعی، از روش مقایسه میانگین زوجی استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش، با بهره گیری از روش شناسی نوین تلفیقی، ترکیبی از دلفی کلاسیک و دلفی مبتنی بر مدل های زبانی هوش مصنوعی به کار گرفته شد تا ضمن معرفی روشی جدید در حوزه پژوهش، اولویت های توسعه فردی مدیران منابع انسانی شناسایی شود. در بخش کیفی، ارزیابی مؤلفه ها در سه دور دلفی کلاسیک، به اجماع قوی خبرگان با افزایش ضریب هماهنگی کندال منجر شد. در بخش کمّی، مقایسه دیدگاه های خبرگان انسانی و مدل های هوش مصنوعی با استفاده از مقایسه میانگین زوجی نشان داد که تفاوت معناداری میان دو رویکرد وجود ندارد و داده ها از پایداری و قابلیت اطمینان بالایی برخوردارند. یافته ها همچنین نشان می دهد که بهره گیری از هوش مصنوعی با پرامپت نویسی هدفمند و تحلیل چرخشی، ضمن تسهیل تحلیل چندلایه داده های کیفی، باعث افزایش دقت، تنوع دیدگاه ها، کاهش خستگی پاسخ دهندگان و تسریع در دستیابی به اجماع می شود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی، توانایی چشمگیری در ارتقای کیفیت فرایندهای پژوهش و تصمیم گیری دارد. ترکیب قابلیت های پیشرفته مدل های زبانی با خِرَد انسانی، امکان انجام تحلیل های دقیق تر، چندبُعدی و با قابلیت تکرار را فراهم می سازد. به دلیل تنوع عملکرد مدل ها، چالش هایی در همگرایی نتایج مشاهده می شود؛ اما استفاده از رویکردهای ترکیبی، راه کاری مؤثر برای افزایش اعتبار یافته ها محسوب می شود. همچنین، اعتبارسنجی این روش در حوزه مربیگری توسعه فردی، گواهی بر قابلیت تعمیم آن به مطالعات مدیریتی و سایر حوزه های پژوهشی است. در کل می توان گفت که این پژوهش، به صورت نوآورانه، به نحوه بهره گیری و حدود کاربرد هوش مصنوعی در فرایندهای تحقیقاتی پرداخته که تاکنون کمتر به آن توجه شده است؛ از این رو می تواند دریچه ای تازه در حوزه روش شناسی مطالعات مدیریتی بگشاید.
۲۲۳۲.

واکاوی ابعاد ادراک از عدم اطمینان محیطی در صادرات با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۹
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین ابعاد ادراک مدیران از عدم اطمینان محیطی در زمینه صادرات انجام شده است. با توجه به پیچیدگی فزاینده محیط بین الملل، شناخت دقیق این ابعاد برای تدوین راهبردهای اثربخش صادراتی یک الزام کلیدی محسوب می شود. تحقیق حاضر با رویکرد آمیخته انجام شد؛ در مرحله کیفی، از طریق ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و تحلیل مضمون (کدگذاری سه مرحله ای)، ۵ مقوله اصلی و ۱۳ مقوله فرعی شناسایی گردید. در مرحله کمی، برای غربال و اولویت بندی این ابعاد از روش دلفی فازی طی دو مرحله استفاده شد. یافته های بخش کمی نشان داد که «مشکلات مبادله ارز» با میانگین فازی قطعی ۸۶۹/۰ و «نوسانات نرخ ارز» با میانگین ۸۴۵/۰ بالاترین رتبه را در ایجاد ادراک عدم اطمینان دارند، در حالی که مؤلفه «تغییرات اقلیمی و آب وهوایی» در دور اول دلفی فازی حذف گردید. نتایج نهایی بیانگر آن است که درک دقیق این ابعاد به شرکت ها کمک می کند  تا در محیط های پرتلاطم، واکنش های سریع تر و استراتژی های سازگارتر اتخاذ کنند. در نهایت، پژوهش بر ضرورت تقویت یادگیری سازمانی و بهبود سازوکارهای تحلیل محیطی برای ارتقای عملکرد صادراتی تأکید دارد.
۲۲۳۳.

تاثیر کلان روندهای فناورانه بر توسعه دانشگاه ها در ایران؛ بررسی موردی آثار تحولات فناورانه بر تأمین مالی دانشگاه های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۷۰
دانشگاه ها تحت تأثیر آثار تغییرات فناورانه هستند و چنین تغییراتی بر کارکردهای کلیدی دانشگاه همچون توسعه و مدیریت دانش و فناوری و تربیت نیروی انسانی مؤثر می باشد. به همین جهت لازم است کلان روندهای مؤثر بر دانشگاه های آینده از منظر تحولات فناورانه شناسایی و اثر آن بر اقتصاد آموزش عالی تحلیل شود. تحولات فناورانه بر دانشگاه ها، بر آینده آموزش عالی در ایران نیز در ابعاد مختلف اثرگذار است. در این مقاله با توجه به محدوده پژوهش، ضمن شناسایی کلان روندهای فناورانه موثر بر آینده دانشگاه ها در ایران، آثار این کلان روندها بر تامین مالی دانشگاه های دولتی مورد بررسی قرار گرفت. برای اجرای این پژوهش از روش شناسی مطالعه موردی تک موردی استفاده شد. پژوهش مذکور در سطح سیاستگذاری کلان می باشد و مورد مطالعه دانشگاه های دولتی است. در این پژوهش بر اساس روش شناسی مطالعه موردی از طریق مطالعه ادبیات، کلان روندهای مؤثر بر آینده دانشگاه ها از منظر تحولات فناورانه شناسایی شد. سپس بر اساس مطالعات پیشین، سلسله شواهد، رویدادها و آمارها و همچنین مصاحبه های اکتشافی با کانون متخصصان، چارچوب نظری اولیه پژوهش مشتمل بر 15 کلان روند ارائه شدند. در ادامه چارچوب نظری اولیه با استفاده از ابزارهایی همچون مطالعه مستندات و مطالعات پیشین، آمارها و رویدادها و مصاحبه با 13 خبره تدقیق شد. انتخاب خبرگان بر اساس شناسایی مستقیم و روش گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. مصاحبه با خبرگان کدگذاری شد و در مقاله برخی از نقطه نظرات خبرگان مرتبط با هر کلان روند ارائه شده است. بر این اساس در چارچوب نهایی تعداد کلان روندها از 15 کلان روند به 8 کلان روند کاهش یافت و 19 پیشنهاد سیاستی ارائه شد. 8 کلان روند ارائه شده در چارچوب نهایی شامل مربیگری، خودآموزی، آموزش های بین رشته ای و مبتنی بر مهارت آموزی، یادگیری تلفیقی، آزمایشگاه های آنلاین و شبیه سازی شده، آزمون های آنلاین، ورود به بخش های جدید در آموزش و رقابت جهانی در جذب دانشجو می باشد.
۲۲۳۴.

عوامل کلیدی مؤثر بر اشتغال پایدار و درآمدزایی دانش آموختگان مدیریت برای ورود به دنیای تجارت: یک مرور دامنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۱
در سال های اخیر، مسئله محدود شدن شغل یا بیکاری و نیز تغییرات سریع در بازار کار، اشتغال دانش آموختگان دانشگاهی به ویژه در رشته مدیریت را با چالش هایی روبه رو کرده است. پژوهش حاضر از نوع مرور دامنه ای بر آن است تا عوامل کلیدی مؤثر در اشتغال و درآمدزایی پایدار دانش آموختگان مدیریت را شناسایی کند. در این پژوهش، یافتن ادبیات و ترکیب شواهد با استفاده از دو روش مرور دامنه ای و تحلیل مضمون انجام شد. در آغاز با جستجوی جامع در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی، تعداد 1005 مطالعه شناسایی شد. سپس با اجرای فرایند غربالگری، تعداد 922 مطالعه شامل موارد تکراری، دسترس ناپذیر و عدم ربط کافی حذف شدند و تعداد 83 مطالعه کاملاً مرتبط حفط شدند. با تجزیه و تحلیل این پژوهش ها، عوامل کلیدی مرتبط با اشتغال پایدار و درآمدزاییدانش آموختگان مدیریت در سه دسته عوامل فردی، عوامل شغلی و عوامل محیطی نامگذاری شدند. این الزام های شغلی، قابلیت گسترش چشم انداز افزایش ایجاد شغل در جامعه را دارند و پاسخی دو جانبه به بحران بیکاری است که علاوه بر ایجاد شغل، با ایجاد ثروت به توسعه اقتصادی جامعه نیز کمک می کنند. یافته ها همچنین بر ضرورت تغییر ذهنیت دانش آموختگان از جستجوی صرف شغل به سمت خلق و توسعه شغل تأکید دارند.
۲۲۳۵.

The Role of Intellectual Capital Efficiency and Its Components in Predicting Stock Returns(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۶
Objectives: This study aims to examine the effect of intellectual capital efficiency and its components—human capital, structural capital, and employed capital—on the future stock returns of companies listed on the Tehran Stock Exchange. The Value-Added Intellectual Coefficient (VAIC) model is used to measure intellectual capital efficiency. Methodology/Design/Approach: This applied study employs a descriptive-correlational and causal research design. The statistical population consists of all companies listed on the Tehran Stock Exchange from 2018 to 2023. A sample of 104 companies was selected using the systematic elimination method. Panel data analysis and multiple regression models were used to test the hypotheses, with EViews software employed for data analysis. Findings: The results indicate that overall intellectual capital efficiency, human capital, and structural capital positively and significantly affect future stock returns, while employed capital shows no statistically significant relationship. Furthermore, control variables such as growth opportunities and sales growth also have significant impacts on market returns. Innovation: The findings highlight the critical role of intangible assets—particularly human capital and organizational infrastructure—in value creation for shareholders. This underscores the importance of investing in knowledge-based resources to improve financial performance and stock market returns.
۲۲۳۶.

الگوی شکست حسابرسی با رویکرد فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: شکست حسابرسی زمانی رخ می دهد که یک حسابرس مستقل نظر نادرستی درباره صورت های مالی یک شرکت بیان می کند. به طور کلی تر شکست حسابرسی زمانی اتفاق می افتد که حسابرس از استانداردهای حرفه ای قابل اجرا عدول کند، به نحوی که نظر مندرج در گزارش حسابرسی او نادرست باشد. این پژوهش با هدف طراحی الگویی برای تبیین شکست حسابرسی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کمّی و کیفی) بوده و با هدف بهره گیری همزمان از داده های کمی و شواهد کیفی طراحی شده است. در بخش کمّی، روش فراتحلیل به کار گرفته شد تا نتایج 71 مقاله داخلی (1390 تا 1403) و 81 مقاله خارجی (2000 تا 2024) به صورت سیستماتیک تجمیع و تحلیل شوند و اندازه اثر متغیرها با استفاده از معیار کوهن سنجیده گردد. در بخش کیفی، علاوه بر مرور نظام مند مقالات فارسی و لاتین، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 51 خبره حسابرسی انجام شد تا مولفه ها و عوامل اثرگذار بر موضوع پژوهش شناسایی شوند. ترکیب این دو رویکرد، امکان ارائه تحلیل جامع و معتبر از ابعاد مختلف موضوع را فراهم می آورد و به تقویت اعتبار علمی نتایج کمک می کند. یافته ها: شکست حسابرسی عمدتاً ناشی از خطر حسابرسی است که آن نیز متأثر از کیفیت پایین حسابرسی می باشد. در مدل طراحی شده، دو مؤلفه اصلی «کیفیت فنی» و «کیفیت خدمات حسابرس» شناسایی شدند که در مجموع شامل 81 زیرمولفه هستند. نتایج نشان داد که تخصص حسابرس، بیشترین تأثیر را بر کیفیت حسابرسی دارد. متغیرهای استقلال، اندازه، و حق الزحمه حسابرس تأثیر متوسط، و متغیرهای شهرت، تجربه، اخلاق، استرس و دوره تصدی تأثیر کمی بر کیفیت حسابرسی داشتند. همچنین کیفیت گزارش و اندازه حسابرس، اثر کمی بر خطر حسابرسی نشان دادند. نتیجه گیری: کاهش کیفیت حسابرسی مهم ترین عامل بروز شکست حسابرسی است. در میان مؤلفه های اثرگذار، تخصص حسابرس بیشترین نقش را در ارتقای کیفیت حسابرسی دارد، در حالی که استقلال، اندازه و حق الزحمه حسابرس اثر متوسط و متغیرهای شهرت، تجربه، اخلاق، استرس و دوره تصدی اثر اندکی دارند. همچنین، کیفیت گزارش حسابرس و اندازه مؤسسه حسابرسی رابطه منفی با خطر حسابرسی دارند؛ یعنی هرچه کیفیت گزارش و مقیاس مؤسسه بالاتر باشد، احتمال شکست حسابرسی کمتر است. به طور کلی، شکست حسابرسی تنها پیامد ضعف فنی نیست، بلکه از عوامل رفتاری و اخلاقی حسابرسان نیز تأثیر می پذیرد. بنابراین، تقویت تخصص، استقلال و رفتار حرفه ای حسابرسان و نیز ایجاد نظام های کنترل کیفیت مؤثر در مؤسسات حسابرسی می تواند به کاهش خطر حسابرسی و پیشگیری از شکست های احتمالی منجر شود.
۲۲۳۷.

طراحی مدل حکمرانی خوب سازمانی در دستگاه های نظارتی کشور ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۷
هدف این پژوهش، طراحی مدل حکمرانی خوب سازمانی در دستگاه های نظارتی کشور ایران است. روش پژوهش بر حسب هدف کاربردی و بر حسب زمان گردآوری داده ها مقطعی و ازحیث روش گردآوری و ماهیت پژوهش، توصیفی-پیمایشی می باشد. پژوهش در دو مرحله کیفی و کمی (آمیخته) انجام شده است. در مرحله اول، با استفاده از روش فراتحلیل، به بررسی و تحلیل کیفی داده ها، غربالگری و شناسایی شاخص ها و عوامل پرداخته شده است. در مرحله دوم، با استفاده از تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره و روش دیمتل، داده هایی که با پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده اند، تحلیل شده اند.جامعه آماری در بخش کیفی شامل تمامی مقالات، کتاب ها، پایان نامه ها و رساله ها در زمینه حکمرانی خوب سازمانی از سال های 1385 تا 1402 بوده که پس از غربالگری، 42 مورد انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران دستگاه های نظارتی، متخصصان و خبرگان حوزه خط مشی گذاری و حکمرانی در دیوان محاسبات کل کشور و همچنین اساتید و خبرگان دانشگاهی است. روش نمونه گیری از نوع هدفمند بوده است. یافته ها نشان داد که متغیرهای اصلی حکمرانی خوب سازمانی در دستگاه های نظارتی کشور ایران به پنج دسته ساختاری، مقرراتی، فرهنگی و اجتماعی و عملکردی تقسیم می شود که هرکدام با 25 شاخص تعریف شده است. این مدل می تواند به بهبود مستمر شیوه های حاکمیتی در نهادهای نظارتی ایران کمک کرده و بینش های ارزشمندی برای افزایش اثربخشی، شفافیت و پاسخگویی سازمانی ارائه دهد.
۲۲۳۸.

الگویی برای سودمندی یادداشتهای توضیحی (با تأکید بر تئوری اضافه بار اطلاعات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
یادداشت های توضیحی، جزء لاینفک صورت های مالی بوده و ناشی از رویدادهای موثر بر تصمیم گیری استفاده کنندگان می باشد. نقش یادداشت های توضیحی، برجسته نمودن و تشریح اقلام مندرج در صورت های مالی است. یادداشت های توضیحی می تواند دربرگیرنده اطلاعاتی باشد که دارای اهمیت اساسی است. هدف این پژوهش ارائه الگویی برای سودمندی یادداشت های توضیحی با تاکید بر تئوری اضافه بار اطلاعات به روش نظریه پردازی داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان حرفه ای و فعالان بازار بورس است که به این منظور در سال 1400 تعداد 13 نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده ها، تحلیل محتوا با استفاده از سه مرحله کدگذاری و بهره گیری از نرم افزار Maxqda بود. نتایج بیانگر این است که اضافه بار اطلاعاتی باعث گمراهی استفاده کنندگان گزارش های مالی، افزایش عدم تقارن اطلاعاتی، افزایش ریسک و هزینه اطلاعاتی باعث گمراهی استفاده کنندگان گزارش بازار سهام، افزایش هزینه های معاملاتی و افزایش هزینه سرمایه شرکت می شود.
۲۲۳۹.

تبیین روابط میان شخصیت پویا، خودکارآمدی شغلی پویا و رضایت شغلی: شواهدی از بخش خصوصی حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین روابط بین شخصیت پویا، خودکارآمدی شغلی پویا و رضایت شغلی در بخش خصوصی حسابرسی انجام شده است. با توجه به تغییرات سریع محیط کار و اهمیت ویژگی های شخصیتی پایدار، این مطالعه به بررسی نقش شخصیت پویا به عنوان یک عامل کلیدی در موفقیت شغلی حسابرسان می پردازد. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر نظریه شناختی اجتماعی است که بر نقش ویژگی های فردی در شکل گیری باورهای خودکارآمدی تأکید دارد؛ باورهایی که می تواند در جهت دهی به رفتارهای شغلی و افزایش رضایت شغلی نقش آفرین باشد. روش: این پژوهش پیمایشی با استفاده از پرسشنامه استاندارد بر روی 228 نفر از حسابرسان شاغل در مؤسسه های حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران در سال 1403 انجام شد. داده ها با استفاده از الگوسازی معادلات ساختاری و به روش حداقل مربعات جزئی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که شخصیت پویا به طور معناداری با خودکارآمدی شغلی پویا و رضایت شغلی حسابرسان رابطه مثبت دارد. همچنین، خودکارآمدی شغلی پویا به عنوان متغیر میانجی، رابطه بین شخصیت پویا و رضایت شغلی را تقویت می کند. نتایج: حسابرسانی که دارای شخصیت پویاتری هستند، از خودکارآمدی شغلی و رضایت شغلی بالاتری برخوردارند. بنابراین، شخصیت پویا و خودکارآمدی شغلی پویا، متغیرهای مهمی در افزایش رضایت شغلی حسابرسان هستند. مؤسسات حسابرسی می توانند با شناسایی و جذب حسابرسان دارای شخصیت پویا و ارتقای خودکارآمدی شغلی کارکنان خود، به بهبود رضایت شغلی و عملکرد آن ها کمک کنند. دانش افزایی: این پژوهش به توسعه دانش در حوزه حسابداری رفتاری کمک می کند و راهکارهای عملی برای بهبود عملکرد مؤسسات حسابرسی ارائه می دهد. نتایج این مطالعه می تواند در طراحی برنامه های آموزشی و توسعه حرفه ای حسابرسان مورد استفاده قرار گیرد.
۲۲۴۰.

تأثیر نقش تعدیلی تمایل به ریسک مالی در اثرگذاری سوگیری های شناختی بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۵
هدف: یکی از جنبه هایی که در فرایند تصمیم گیری افراد می تواند بر نحوه واکنش آن ها به ریسک سرمایه گذاری تأثیر بگذارد، ساختار روانی آنها است و تصمیم گیری سرمایه گذاران تحت تأثیر بسیاری از سوگیری های شناختی است. ازآنجاکه ابهامات زیادی در فرایند تصمیم گیری وجود دارد، ریسک ذاتاً در هر تصمیمی دخیل است و برای سرمایه گذارانی که تحت تأثیر سوگیری های شناختی قرار دارند، شدت اثر آن بسیار کمتر است. به همین منظور هدف از انجام پژوهش حاضر، مطالعه نقش تعدیلی تمایل به ریسک مالی در اثرگذاری سوگیری های شناختی بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل سرمایه گذاران فردی در بورس اوراق بهادار تهران، بازه زمانی جمع آوری داده های پژوهش ۶ ماهه اول سال ۱۴۰۳ و نمونه آماری پژوهش شامل ۳۸۴ سرمایه گذار سهام فردی انتخابی بر اساس روش نمونه گیری تصادفی است. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه استاندارد است و از مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) برای تحلیل آماری داده های پژوهش استفاده شده است. یافته ها: بر طبق یافته های پژوهش، تمایل به ریسک مالی در تعدیل اثرگذاری سوگیری های شناختی بیش اعتمادی، دسترسی، لنگر اندازی و نمایندگی بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی نقش دارد، اما در تعدیل اثر سوگیری مغالطه قمارباز بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی، نقشی ایفا نمی کند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند در درک دانشگاهیان، محققان، متخصصان و مشاوران مالی در خصوص نقش تمایل به ریسک مالی در تعدیل تأثیر سوگیری های رفتاری بر تصمیمات سرمایه گذاران فردی مؤثر واقع شده و بر نحوه بهره برداری سرمایه گذاران فردی از جنبه های رفتاری حیاتی در بازارهای مالی به منظور جلوگیری از زیان های ناخواسته سرمایه گذاری و مدیریت ریسک مالی کمک نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان