اسناد خزانه اسلامی، ابزار مالی جدیدی است که از سال 1392 برای تسویه مطالبات طلب کاران غیردولتی از دولت معرفی شده است. این نوع از اسناد که ازجمله اوراق بدهی به شمار می آید، در کشورهای دیگر به عنوان ابزاری برای جبران کسری های بودجه دولت در کوتاه مدت به شمار می ِآید. در ایران دو نوع اسناد خزانه اسلامی معرفی شده است. اسناد خزانه اسلامی نوع اول که جهت تسویه بدهی های دولت به پیمانکاران غیردولتی مورداستفاده قرار می گیرد با اسناد خزانه متعارف و همچنین اسناد خزانه ای که پیش از انقلاب اسلامی ایران برای تأمین کسری بودجه دولت مورداستفاده قرار می گرفت، تفاوت هایی دارد. در مقابل اسناد خزانه اسلامی نوع دوم، که برای پوشش کسری های بودجه موقت دولت مورداستفاده قرار می گیرد، کارکردی مشابه اسناد خزانه متعارف دارد. از منظر فقهی، سؤال در مورد اسناد خزانه نوع اول این است که آیا امکان پرداخت اضافه ای علاوه بر مبلغ دین، به طلب کار بابت تأخیر در ایفای دین وجود دارد یا خیر؟ همچنین شناسایی ماهیت حقوقی قرارداد پایه انتشار اسناد خزانه اسلامی و مقایسه آن با نهادهای مشابه (مانند اوراق تسویه خزانه) شمول قوانین و مقررات بر این نوع از اوراق بهادار، حقوق و تعهدات طرفین قرارداد مبنای انتشار اسناد خزانه اسلامی و آثار آن را روشن می سازد. در این مطالعه، سؤالات فوق بررسی شده و درنهایت پیشنهاد ها اصلاحی قوانین مبنای انتشار این اسناد، ارائه خواهد شد.
شبکهکردن کتابخانهها به عنوان یکی از مهمترین اجزای تسهیلات پایه در کشور، از نظر زمینهسازی برای مشارکت در دسترسی به اطلاعات، نقش اساسی ایفا میکند. اگرچه روشهای سنتی نمایهسازی یا دسترسی به متون همچنان به حیات و توسعه خود ادامه خواهند داد، اما به زودی شبکهکردن کتابخانهها به مدل و جهتگیری جدیدی در توسعه کتابخانه تبدیل خواهد شد. نویسنده، با بحث درباره وضعیت کنونی اشتراک اطلاعات در کتابخانههای چینی، به تحلیل عوامل مؤثر بر اشتراک اطلاعات پرداخته است و پیشنهاد میکند که با به هم پیوستن اطلاعات پراکنده و نامنسجم و فراهم آوردن مخزنی باز و مشترک از منابع اطلاعاتی که سبب ترویج اشتراک منابع در جامعه میشود، در هر منطقه، یک مرکز شبکهسازی تعاونی برای کتابخانههای منطقهای تأسیس گردد.
پژوهشگران نظامهای نمایهسازی و بازیابی، بهمنظور بهبود نتایج [جستجو]، همواره از گنجاندن اطلاعات بافتاری بیشتر، پشتیبانی کردهاند. افزایش شمار پایگاههای اطلاعاتی متن کامل و پیشرفتهای به دست آمده در ظرفیت ذخیرهسازی رایانهای، تحلیل متن را با بهرهگیری از دانش زبانشناسی و فرا- زبانشناسی امکانپذیر ساخته است. از میانه دهه 1980، پژوهشگران توجه و گرایش بیشتری به بافتار پیدا کردهاند، و تحلیل گفتمان نقش مهمتری یافته است. هدف پژوهش توصیف شده در این مقاله، بررسی این مسئله است که آیا متغیرهای گفتمان، بر الگوریتمهای نوین بازیابی و ردهبندی اطلاعات اثر میگذارند یا نه. بهمنظور ارزیابی این فرضیه، چارچوبی عملی برای تحلیل اطلاعات در محیطی خودکار پیشنهاد شده است. در این محیط، انـ گرامها[4] (فیلترکردن) و کیـ مینز (میانگین عددkا) و الگوریتمهای ردهبندی و چن با زیرمجموعههایی از مدارک، برپایه متغیرهای گفتمانی «گونه»، «سیاق»، «اصطلاحشناسی حوزه» و «ساختار مدرک» مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج حاصل از مطالعه الگوریتمهای زیرمجموعههای مختلف، با ساختار اطلاعات « سرعنوانهای موضوعی پزشکی» (مِش) مقایسه شد. این نتایج نشان میدهد که انـ گرامها وابستگی واضحی به متغیرهای گفتمان ندارند؛ هرچند که الگوریتم ردهبندی کیـ مینز چنین وابستگی را، البته فقط در «اصطلاحشناسی حوزه» و «ساختار مدرک» نشان میدهد، و سرانجام اینکه «الگوریتم چن» وابستگی مشخصی به همه متغیرهای گفتمان دارد. از این اطلاعات میتوان برای طراحی بهتر الگوریتمهای ردهبندی که باید متغیرهای گفتمان را مورد توجه قرار دهند، استفاده کرد. نتایج فرعی دیگری نیز از این پژوهش حاصل شده است که در مقاله ارائه میگردد.
امروزه مدیریت دانش به عنوان یک نیاز راهبردی برای سازمان ها مطرح است به طوری که همواره یکی از معضلات اساسی سازمان ها، نداشتن اطلاعات کافی از میزان دانایی و دانش افرادِ موجود می باشد. در نتیجه، مدیریت دانش یکی از عوامل حیاتی موفقیت در سازمان های امروزی محسوب شده و این امر در سازمان های پروژه محور از اهمیت دوچندانی برخوردار است. مقالة پیش رو، نتایج پژوهشی است که قلمرو موضوعی آن در زمینة مدیریت دانش در سازمان های پروژه محور بوده و بررسی موضوع، در طبقه ی مدیران میانی چنین سازمان هایی می باشد. در این پژوهش پرسشنامه ای محقق ساخته بر اساس مطالعات ""هادی دارمی""، طراحی و پس از تأیید روایی ظاهری و محتوایی؛ با استفاده از روش سرشماری، در نمونة آماری پژوهش (شامل 35 نفر) توزیع شد. پایایی یا قابلیت اعتماد پرسش نامه نیز از طریق روش اندازه گیری آلفای کرونباخ (یا روش همسانی درونی اجزاء) انجام و برابر با 916/0 محاسبه گردید. در این مقاله برای بررسی موضوع، از آمار توصیفی، آزمون کولموگروف_اسمیرنف تک نمونه ای، ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون دوجمله ای (یا آزمون نسبت)، آزمون فریدمن (یا آزمون تحلیل واریانس دوطرفه)، و در آخر نیز از روش تاپسیس استفاده شده است. نتایج نشان می دهد در این سازمان، وضعیت عوامل زیرساخت سازمانی، انگیزش کارکنان، و مدیریت منابع انسانی در سطح متوسط و وضعیت عوامل راهبرد و هدف، رهبری و پشتیبانی مدیریت، آموزش، فناوری اطلاعات، و فرهنگ در سطح خوبی می باشد. همچنین، اولویت عوامل از نظر مدیران میانی به این ترتیب است: راهبرد و هدف، فناوری اطلاعات، زیرساخت سازمانی، رهبری و پشتیبانی مدیریت، آموزش، فرهنگ، مدیریت منابع انسانی، و انگیزش کارکنان.
هدف از این پژوهش توسعه مدلی مفهومی برای بررسی و تحلیل هزینه های اثر گذار بر فرایند لجستیک، با اتکا به ادبیات موضوع در حوزه لجستیک و انجام مطالعه های موردی در شرکت های کوچک و متوسط در صنایع شیمیایی و صنعت خودرو و در نهایت بررسی تأثیر طرح هدفمندی یارانه ها بر هزینه های لجستیک شرکت های مورد مطالعه است. نتایج نشان دهنده آن است که در سطح کلان هزینه های لجستیک به هفت دسته هزینه های حمل و نقل، نگهداری موجودی، انبارداری، پردازش سفارش و سیستم های اطلاعات، جابه جایی، اندازه دسته سفارش و هزینه های مربوط به سطح خدمات مشتریان قابل تقسیم بوده، که بر اساس نوع صنعت برخی هزینه ها از اهمیت بالاتری برخوردار هستند.
نتایج فرایند تحلیل بر روی هزینه های لجستیک در شرکت های مورد مطالعه نشان می دهد که سهم عمده این هزینه ها به هزینه های حمل و نقل و سرمایه موجودی اختصاص دارد. در مقایسه هزینه های لجستیک قبل و بعد از اجرای مرحله اوّل طرح هدفمندی یارانه ها در شرکت تک ستاره این هزینه ها 14/1 درصد و در شرکت فنرسازی زر 42/2 درصد در درآمد حاصل از فروش افزایش داشته اند. بیشترین تأثیر اجرای طرح در این افزایش بر روی هزینه های حمل و نقل به دلیل آزادسازی قیمت های حامل های انرژی و هزینه های نگهداری موجودی به دلیل شرایط متغیر کسب و کار در ایران که شرکت ها را وادار می نماید به دلیل ریسک های بیرونی حجم موجودی انبارهای خود را افزایش دهند، است. بهینه سازی زمان و مقدار خرید، برنامه ریزی در راستای کنترل لجستیک و ایجاد یکپارچگی در فعالیت های کاهش هزینه های لجستیک از جمله راهکارهای مشترک در دو شرکت مورد مطالعه در جهت کاهش هزینه های لجستیک و در نهایت قیمت تمام شده محصولات هستند.
مقاله حاضر، مولفههای حرفهای مبتنی بر دانش عملی برنامه درسی برای مدرسی/آموزشگری در محیط آموزش عالی از نگاه مدرسان حوزه مطالعات برنامهدرسی را مورد کاوش و توصیف قرار داده است. دادههای مورد مطالعه بر اساس پژوهش کیفی اکتشافی و از طریق انجام مصاحبه نیمه ساختارمند با 12 مدرس حوزه مطالعات برنامه درسی انجام یافته است. یافتهها نشان دادند که مدرسان مورد مصاحبه نگاه یکسانی نسبت به قلمرو برنامه درسی در آموزشگری نداشته اند. یافتهها در سه طبقه: نگاه تخصص محور، نگاه مشارکت محور و نگاه مدرس محور تفکیک شدند. مولفههای اصلی دانش عملی برنامه درسی در سه نگاه مشتمل بر دو مولفه اصلی: آمادگی برای عمل و اقدام برای عمل برنامه درسی بوده است. اما حدود و ثغور مولفههای حرفه ای مربوط به هر کدام از مولفههای اصلی در سه نگاه یکسان نبوده است. در نگاه تخصص محور، مولفه های حرفه ای عمل برنامه درسی: فعلیت بخشیدن به طراحی آموزشی، ارتباط برقرار کردن و تأمل بعد از عمل را شامل شده است. در نگاه مشارکت محور، مولفه های حرفه ای عمل برنامه درسی: فعلیت بخشیدن به برنامه درسی، ارتباط برقرار کردن و تأمل بعد از عمل را در برگرفته است. در نگاه مدرس محور، مولفه های حرفه ای عمل برنامه درسی شامل: فعلیت بخشیدن به برنامه درسی، ارتباط برقرار کردن، تجسم، تأمل حین عمل و تأمل بعد از عمل بوده است.